ch
Feedback
فلسفه علم

فلسفه علم

前往频道在 Telegram

مطالب فلسفه تحلیلی و موضوعات فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن مفاهیم فلسفه علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha1988 و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy1 در ارتباط باشید.

显示更多
6 609
订阅者
+624 小时
+217
+7730
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+112
在3个频道中
五月 '26
+51
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+17
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+10
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+61
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+40
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+57
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+80
在1个频道中
Get PRO
十月 '25
+102
在2个频道中
Get PRO
九月 '25
+77
在4个频道中
Get PRO
八月 '25
+69
在1个频道中
Get PRO
七月 '25
+72
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+53
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+84
在2个频道中
Get PRO
四月 '25
+58
在2个频道中
Get PRO
三月 '25
+87
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+78
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+120
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+159
在3个频道中
Get PRO
十一月 '24
+163
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+138
在5个频道中
Get PRO
九月 '24
+146
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+123
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+120
在2个频道中
Get PRO
六月 '24
+134
在0个频道中
Get PRO
五月 '24
+126
在4个频道中
Get PRO
四月 '24
+156
在3个频道中
Get PRO
三月 '24
+130
在1个频道中
Get PRO
二月 '24
+181
在3个频道中
Get PRO
一月 '24
+140
在0个频道中
Get PRO
十二月 '23
+181
在0个频道中
Get PRO
十一月 '23
+84
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+86
在3个频道中
Get PRO
九月 '23
+67
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+71
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+53
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+47
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+49
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+127
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+59
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+118
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+53
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+64
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+42
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+63
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+76
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+40
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+85
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+102
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+102
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+65
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+91
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+107
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+144
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+72
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+61
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+101
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+64
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+97
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+97
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+85
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+118
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+72
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+82
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+5 995
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
25 六月+3
24 六月+7
23 六月+3
22 六月+5
21 六月+3
20 六月+2
19 六月+3
18 六月+6
17 六月+4
16 六月+6
15 六月+9
14 六月+6
13 六月+1
12 六月+1
11 六月+5
10 六月+8
09 六月+2
08 六月+4
07 六月+1
06 六月+5
05 六月+7
04 六月+5
03 六月+5
02 六月+3
01 六月+8
频道帖子
🎉شروع به کار گروه مطالعاتی فلسفه علم به سرپرستی آقای دکتر حامد طباطبایی، استاد سابق فلسفه علم کینگز کالج لندن و پژوهشگر ارشد
🎉شروع به کار گروه مطالعاتی فلسفه علم به سرپرستی آقای دکتر حامد طباطبایی، استاد سابق فلسفه علم کینگز کالج لندن و پژوهشگر ارشد پژوهشگاه دانش های بنیادی 🔴لینک ثبت نام شرکت در جلسات🔴 🗓جلسه نخست: سه شنبه ۹ تیر ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۳:۱۵ 📍مکان: سالن جلسات پژوهشکده فلسفه تحلیلی 🌐لینک شرکت مجازی: https://meet.google.com/szz-ogik-tyn 🟢 موضوع جلسه اول: بحث روی مقاله پرادئو و دیگران ۲۰۲۴ Philosophy in Science: Can Philosophers of Science Permeate through Science and Produce Scientific Knowledge?, British Journal for Philosophy of Science 🔴لینک ثبت نام 🔴

2
📢 پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی برگزار می‌کند: کارگاه «معناشناسی صفت‌ها و قیدها» (4 جلسه) مدرس: ساجد طیبی
📢 پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانش‌های بنیادی برگزار می‌کند: کارگاه «معناشناسی صفت‌ها و قیدها» (4 جلسه) مدرس: ساجد طیبی 🔹زمان: چهارشنبه و پنجشنبه 28 و 29 مرداد 1405، از ساعت 15:00 الی 19:30. 🔹مکان: پژوهشگاه دانش‌های بنیادی، ساختمان نیاوران. اطلاعات تکمیلی مربوط به برنامه کارگاه و نحوهٔ ثبت‌نام به‌زودی اعلام خواهد شد.
381
3
📣 ثبت‌نام دورهٔ آموزشی متافیزیک تحلیلی (ساختار واقعیت) 👤 مدرس: دکتر عبدالرسول کشفی (استاد فلسفه - دانشگاه تهران) 🗓 شنبه‌ها
📣 ثبت‌نام دورهٔ آموزشی متافیزیک تحلیلی (ساختار واقعیت) 👤 مدرس: دکتر عبدالرسول کشفی (استاد فلسفه - دانشگاه تهران) 🗓 شنبه‌ها و دوشنبه‌ها از ساعت ۱۷ تا ۱۸ 🗓 شروع دوره: ۳۰ خرداد (❌ امروز) 🟢 لینک رزومهٔ دکتر کشفی در سایت دانشگاه تهران 🚮 آشنایی با استاد: ✍️ در مقام مولف: 📚 معرفت، یقین و احتمال (جستاری در معرفت‌شناسی فلسفی) 📚 چیستی و امکان معرفت 🗒 لینک مقالات دکتر عبدالرسول کشفی ▫️ درسگفتار معرفت‌شناسی در نطقیات 📨 کانال تلگرامی تأملات فلسفی (دکتر عبدالرسول کشفی) 🔮 صفحهٔ اینستاگرامی درسگفتارهای فلسفهٔ دکتر عبدالرسول کشفی 🟢 معرفی دوره: به اطراف خود می‌نگریم. آنچه مشاهده می‌کنیم اشیای جزئی‌اند، اشیایی که دارای اوصافی خاص و روابطی ویژه با اشیای جزئی دیگرند. کاغذِ روبه‌روی من سفید و مستطیل‌شکل است و ضمناً رویِ میز قرار دارد. سفیدی و مستطیل‌شکل بودن دو وصف است که این کاغذ بدان‌ها متصف است و رویِ میز بودن یک رابطه است که این کاغذ با شیءِ مجاور خود، یعنی میز، دارد. هر شیءِ جزئیِ دیگری نیز چنین است: دارای اوصافی است و ارتباط‌ها و نسبت‌هایی با اشیای جزئی دیگر دارد. در بررسیِ اشیای جزئیِ اطراف خود نوعی هم‌سانی در برخی اشیای نااین‌همان مشاهده می‌کنیم. یاقوتِ ویترینِ جواهرفروش را سرخ و سیارة مریخ را نیز سرخ می‌بینیم. رازِ این ‌هم‌سانی چیست؟ یاقوت و مریخ نااین‌همان و درعین‌حال در سرخ‌بودن هم‌سان‌اند. پرسش از چیستیِ این هم‌سانی، اول‌بار، برای افلاطون مطرح شد و تا به امروز معرکهٔ آرای متافیزیک‌دانان بوده است. در تحلیلِ هم‌سانیِ نااین‌همان‌ها، دیدگاه‌ها به دو دستهٔ اصلی تقسیم می‌شود: رئالیزم و نومینالیزم. رئالیست‌ها هم‌سانی یادشده را واقعی (این‌همان) می‌دانند و بر این باورند که، مثلاً، سرخی در اشیای سرخ «یک سرخی» بیش نیست؛ «یک چیز» که با وحدت عددی در بیش از یک محل محقق شده است (multilocated)؛ اما، دربرابر، نومینالیست‌ها به واقعیت عینی برای هم‌سانی یادشده معتقد نیستند. آنان یا وجود اوصاف را در خارج، کاملاً، انکار می‌کنند و یا، ضمن پذیرش وجودِ خارجیِ اوصاف، آنها را جزئی می‌دانند (از منظرِ آنان، در مثالِ یادشده سرخیِ یاقوت و سرخیِ مریخ دو، و نه یک، سرخی است). این دوره می‌کوشد ضمن بررسی نومینالیزم از رئالیزم در برابر آن دفاع کند. 🗂 عناوین سرفصل‌های دوره: - پرسش از هم‌سانی نااین‌همان‌ها - تمایز کلّی و جزئی (تمایز ارسطویی، راسلی و وایزی) - نومینالیزم و ساختارِ واقعیت - رئالیزم و ساختارِ واقعیت - در دفاع از رئالیزم (دفاعیه‌های آرتور پاپ و فرانک جکسن) - افلاطون‌گروی: رئالیزم یا نومینالیزم؟ - تروپیزم - علت نیاز به وجودِ جزئیِ عریان - چگونگی پیوند جزئیِ عریان با ویژگی‌ها - راه‌حل فرگه‌ای دیوید آرمسترانگ ⭕ امروز می‌توانید با تخفیف ویژهٔ نطقیات ثبت‌نام کنید. 📞 برای ثبت‌نام و مشاوره در خصوص دوره لطفا با آیدی زیر تماس بگیرید: t.me/nutqiyyat_admin 🔴 🔮 t.me/nutqiyyat 🔮 t.me/nutqiyyatlib 🔮 t.me/nutqiyyat_classes 🔮 instagram.com/nutqiyyat 🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
672
4
✅ تبلیغات
613
5
صالح۱: عصر سه‌شنبه‌های بخارا به مناسبت انتشار کتاب «ذهن این‌چنین کار نمی‌کند» نوشتهٔ جری فودور، ترجمهٔ دکتر صالح طباطبایی که از سوی نشر نی منتشر شده است، شصتمین نشست از سلسله نشست‌های عصر سه‌شنبه‌های بخارا به نقد و بررسی این کتاب اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سه‌شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵ در تالار خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد. جری الن فودور، فیلسوف نامور آمریکایی و استاد فلسفۀ ذهن، در کتاب حاضر به تبیین محدودیت‌‌های جدی «نظریۀ رایانشی ذهن» پرداخته و در خلال آن بر مسائل خطیری که «نظریۀ پیوندگرا»، «نظریۀ پودمانگی کلان» و «روان‌شناسی فرگشتی» با آن‌‌ها مواجه‌‌اند تأکید کرده است. فودور در این کتاب بنیاد آرای فیلسوفان ذهن و دانشمندان شناختی دیگری چون استیون پینکر و هنری پلاتکین را به نقد کشیده است، چه، به رأی او، اینان با مسلّم پنداشتن «نظریۀ پودمانگی کلان» خواسته‌‌اند همۀ کارکردهای شناختی ذهن را بر پایۀ «نظریۀ رایانشی ذهن» تبیین کنند، حال آن‌که، به باور فودور، کارکرد شناختی ذهن بسی پیچیده‌‌تر از آن است که بتوان آن را با چنین مفروضاتی تبیین کرد. مترجم کتاب، دکتر صالح طباطبایی، دانش‌‌آموختۀ علوم شناختی است. او کوشیده است در برگردان فارسی این کتاب مهم، با افزودن پی‌نوشت‌‌های توضیحی و به‌‌ویژه پیوست تکمیلیِ کمابیش مفصلی شامل تعریف پاره‌‌ای از اصطلاحات مهم فلسفۀ ذهن، متنی آسان‌‌یاب در اختیار عموم علاقه‌‌مندان قرار دهد. مکان: خیابان نیاوران، رو به روی کامرانیه شمالی، شهر کتاب نیاوران زمان: سه شنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ @philosophyofscience
1 779
6
没有文字...
1 561
7
#مغالطه | آشنایی با مغالطه‌ها (۲) 🟠 مغالطه‌ی حذف استثناء (Accident Fallacy) این مغالطه زمانی اتفاق می‌افتد که یک قانون کلی را بدون توجه به شرایط خاص و استثناهای آن، به همه‌ی موقعیت‌ها تعمیم دهیم. در واقع، برخی قوانین در شرایط خاص صادق نیستند. اما گاهی برای حفظ سادگی، این استثناها را نادیده می‌گیریم. 🔻مثال ۱ «من معتقدم که هیچ‌وقت نباید عمداً به کسی آسیب رساند، به همین دلیل نمی‌خواهم جراح شوم.» جراحی اگرچه باعث جراحت می‌شود، اما هدف آن درمان است. نادیده گرفتن این استثناء، منجر به یک نتیجه‌ اشتباه خواهد شد. 🔻 مثال ۲ «کتاب مقدس می‌گوید: نباید دروغ بگویید. بنابراین، اگر فرد مست و مسلحی از ما بپرسد همسرش (که قصد کشتنش را دارد) کجاست، باید حقیقت را بگوییم!» فرض اینکه قوانین دینی، همیشه و در هر شرایطی باید اجرا شوند، یک پیش‌فرض نامعتبر است. مصطفی بسمل 📚Bile, J. (1988). Propositional justification: another view Contemporary Argumentation & Debate, 9, 54–62. ➖➖➖ 🌐 @EpistemeHub
922
8
انجمن علمی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌کند روایت تجربه زیسته از کار و پژوهش فلسفی در اروپا دکتر ابوطالب صفدری
انجمن علمی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار می‌کند روایت تجربه زیسته از کار و پژوهش فلسفی در اروپا دکتر ابوطالب صفدری فارغ التحصیل دکتری فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگر دوره پسادکتری دانشگاه برمن آلمان عضو پروژه human on mars آژانس فضایی اروپا. در این جلسه سخنران علاوه بر صحبت در مورد تجربیات حضور در سمینارهای مختلف و پژوهش و کار فلسفی در دانشگاه‌های اروپا، نکاتی درمورد ادامه تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاه‌های خارج از ایران و همچنین نگارش مقالات بین المللی مطرح می‌کنند. در پایان به پرسش و پاسخ نیز خواهیم پرداخت. ◆  زمان: جمعه ۲۲ خرداد ساعت ۲۰:۰۰ ◈ اتاق مجازی انجمن علمی شریف: https://vc.sharif.edu/ch/phil-scicom
862
9
#مغالطه | آشنایی با مغالطه‌ها (۱) 🟠 مغالطه تأکید (Accent Fallacy) این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که معنای یک جمله یا استدلال به دلیل تغییر محل تأکید روی واژگان، متفاوت شود. 🔻مثال ۱ در یک جلسه کاری، مدیر می‌گوید: «ما باید این پروژه را تکمیل کنیم.» اگر تأکید اشتباه روی واژه «باید» قرار گیرد، ممکن است کارمند تصور کند که مدیر تأکید دارد پروژه به هر قیمتی باید تمام شود. در حالی که اگر تأکید بر واژه «تکمیل پروژه» باشد، منظور مدیر اولویت دادن به اتمام پروژه است، نه لزوماً به هر قیمتی. 🔻مثال ۲ رئیس‌جمهور می‌گوید: «من هرگز دروغ نگفته‌ام.» اگر تأکید روی واژه «هرگز» باشد، جمله به این معنا است که رییس جمهور در کل زندگی‌اش هیچ‌گاه دروغ نگفته است. اگر تأکید روی واژه «دروغ» باشد، جمله می‌تواند این معنا را تداعی کند که او دروغ نگفته، اما شاید کارهای نادرست دیگری انجام داده باشد. مصطفی بسمل 📚 Damer, T. E. (2008).Attacking faulty reasoning: A practical guide to fallacy-free arguments. @philosophyofscience
1 030
10
ادامه👆 چرا طرفدار هیچ سیاستمداری نیستم؟ تأملی بر کتاب سیاست تاریک  (2از2) فصل چهار: چه کسی این تاریکی را دوست دارد؟ نکته‌ی تلخ‌تر اینکه اقلیتی پرشور و فعال وجود دارد که نه فقط سیاستمداران تاریک را می‌پذیرد، بلکه آن‌ها را می‌پرستند. کتاب نشان می‌دهد رأی‌دهندگانی که خود شخصیت تاریک‌تری دارند (یعنی خودشیفته‌تر، روان‌پریش‌تر و ماکیاولی‌ترند)، نامزدهای تاریک را بسیار بیشتر از دیگران دوست دارند. این یعنی کبوتر با کبوتر، باز با باز. اما این همه‌ی ماجرا نیست. رأی‌دهندگان با نگرش‌های پوپولیستی بالا نیز به طور ویژه جذب این نامزدها می‌شوند. آن‌ها نامزدهای باثبات را نمی‌پسندند و در عوض، به سراغ کسانی می‌روند که جهان را مانند خودشان می‌بینند: میدانی برای نبرد میان «ما» و «آنها». این یافته توضیح می‌دهد که چرا با وجود همه‌ی شواهد افراد نه بر اساس عقلانیت و شواهد، بلکه بر اساس پیوند هیجانی و هویتی عمیق با نامزد خود، به او وفادار می‌مانند. در اینجا دیگر سیاست جای خود را به یک فرقه‌گرایی تمام‌عیار داده است.   فصل پنج: بهای سنگین انتخاب ما ممکن است کسی بگوید «مهم نیست که این سیاستمداران تاریک باشند، مهم این است که کشور را خوب اداره کنند». کتاب پاسخ می‌دهد که حتی این امید هم واهی است. بله، شاید در کوتاه‌مدت اقتصاد کمی بهتر شود (و آن هم محل تردید است)، اما هزینه‌های بلندمدت فاجعه‌بار است. کشورهایی که رهبران تاریک دارند، در بحران‌های انسانی مانند همه‌گیری کووید-۱۹، با وجود اعمال سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر، مرگ‌ومیر بسیار بالاتری را تجربه کردند. این نشان می‌دهد که بی‌توجهی به هزینه‌های انسانی و ریسک‌پذیری کورکورانه، حتی در شرایط بحرانی نیز گریبانگیر این رهبران است. اما از این هم بدتر، تأثیر آن‌ها بر خود دموکراسی است. داده‌های کتاب نشان می‌دهد که در سال پس از انتخاب یک نامزد تاریک، حقوق سیاسی مردم در آن کشور به طور معناداری کاهش می‌یابد. شاخص‌هایی مانند «دموکراسی مشورتی» که نشان‌دهنده‌ی کیفیت گفت‌وگوی عمومی و تصمیم‌گیری بر اساس استدلال است، سقوط می‌کنند. این یعنی این افراد نه فقط در اداره‌ی کشور ناتوان‌اند، بلکه اساساً بنیان‌های آن را نشانه می‌روند. این سیاستمداران برای ماندن در قدرت، آزادی‌ها را محدود می‌کنند، رسانه‌ها را به انقیاد می‌کشند و هر صدای مخالفی را خاموش می‌سازند. این بهایی است که ما برای انتخاب یک «قهرمان تاریک» می‌پردازیم.   فصل شش: چرخه معیوب سیاست تاریک و سرانجام، کتاب به ما نشان می‌دهد که این یک بحران گذرا نیست. یک چرخه‌ی معیوب و خودتقویت‌کننده در کار است. رسانه‌ها که تشنه جنجال و هیجان‌اند، به سیاستمداران تاریک پوشش بسیار بیشتری می‌دهند. هر چه این افراد بیشتر در تلویزیون و روزنامه‌ها دیده شوند، بیشتر در اذهان عمومی تثبیت می‌شوند و شانس پیروزی‌شان افزایش می‌یابد. این یعنی رسانه‌ها، آگاهانه یا ناآگاهانه، به عنوان تقویت‌کننده‌ی این چرخه عمل می‌کنند. در نتیجه، سیاست تاریک برای ماندن آمده است. روندهای عینی در سراسر جهان نشان از افزایش منفی‌گرایی، موفقیت پوپولیسم و ظهور نرهای قوی دارد. در این میان، ما رأی‌دهندگان در یک بده‌بستان تراژیک گرفتار آمده‌ایم: از یک سو، سیاستمداران ملایم و مبتنی بر اجماع که شاید کسل‌کننده به نظر برسند، اما با ثبات و آرامش همراهند. از سوی دیگر، سیاستمداران تاریک که نمایشی جذاب و هیجان‌انگیز ارائه می‌دهند، اما دموکراسی و آینده‌ی جمعی ما را به آتش می‌کشند.   سهراب سپهری حق داشت که قطار سیاست را خالی در حال گذر می‌دید. به معنای واقعی کلمه، و نه صرفاً در بیانی استعاری، باید جای این مردان سیاست، درخت بنشانیم. باید از تعلق به جریان‌ها و احزاب دست برداریم و با نگاهی تازه، به نهادهای مدنی و راه‌حل‌های مشارکتی بیندیشیم. شاید قرن بیست‌ویکم، قرن بازگشت به خرد جمعی و دموکراسی گفت‌وگویی است و شاید هم زمان غرق شدن در پوپولیسم. امیدوار باشیم که قرنی باشد که در آن به جای دنبال کردن قهرمانان خودشیفته، گرد هم می‌آییم تا درباره‌ی آینده مشترک خود گفت‌وگو کنیم. خرد جمعی مردم کوچه و بازار برای حل بزرگترین مشکلات کفایت می‌کند. رستم برترین قهرمان شاهنامه، آزاده بود. اسطوره‌ها دست‌نیافتنی‌اند، اما می‌توانند راهنمای عمل قرار گیرند، تا هر کدام ما، به وسع خود، آنها را الگوی کنش قرار دهیم. هادی صمدی @evophilosophy
1 516
11
چرا طرفدار هیچ سیاستمداری نیستم؟ تأملی بر کتاب سیاست تاریک (۱از ۲)   سهراب می‌گفت «جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود». کتاب سیاست تاریک: شخصیت سیاستمداران و آینده دموکراسی نوشته الساندرو نای و یورگن مایر، که به تازگی توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده، با انبوهی از داده‌های تجربی نشان می‌دهد که نگاه سپهری صرفاً یک خیال‌پردازی شاعرانه نبوده, بلکه هشداری جامعه‌شناختی است. این کتاب با تحلیل نزدیک به ۲۰۰ سیاستمدار برتر در ۱۰۳ انتخابات در جهان، پرده از واقعیتی تلخ برمی‌دارد: سیاستمداران، دست‌کم آن‌هایی که امروز بر سر کار می‌آیند، نه فقط شایسته ستایش نیستند، بلکه باید طرد شوند. در این متن، با تکیه بر یافته‌های این کتاب، شش دلیل عرضه شده که چرا طرفدار هیچ سیاستمداری نیستم و چرا سپهری درست می‌پنداشته است.   فصل یک: سیاستمداران، نمونه‌ای از جامعه نیستند کتاب سیاست تاریک با داده‌ها نشان می‌دهد که سیاستمداران، آن‌طور که گمان می‌کنیم، نمایندگان معمولی جامعه نیستند. آن‌ها از نظر شخصیتی با عموم مردم تفاوت بنیادین دارند. در میان نزدیک به دویست نامزد برتر جهان، سیاستمداران به طور میانگین نمرات بالایی در وظیفه‌شناسی و برون‌گرایی دارند، اما این تمام ماجرا نیست. آن‌ها در خودشیفتگی نیز نمرات به مراتب بالاتری از جمعیت عادی کسب می‌کنند. جالب‌تر اینکه سیاستمداران «مستقر» که مدت بیشتری در قدرت بوده‌اند، به طور معناداری روان‌پریش‌تر و ماکیاولی‌تر از رقبای خود هستند. این یعنی صفات تاریک به نحوی استثنایی در سیاسمتداران دیده نمی‌شود، بلکه گویا مزیتی برای ماندن در قدرت محسوب می‌شوند. با دیدن شخصیتی که بالاترین نمره‌ی خودشیفتگی را در میان تمام نامزدها دارد و در توافق‌پذیری در پایین‌ترین نقطه ایستاده، یا شخصیت سرد و خشک و روان‌پریش نامزد دیگر، دیگر نمی‌توانیم ساده‌لوحانه باور کنیم که این افراد از سرِ وظیفه‌شناسی به سیاست آمده‌اند. آن‌ها برای رسیدن به قدرت طراحی شده‌اند، نه برای خدمت به مردم.   فصل دو: سیاستمداری به سبک پوپولیسم و منفی‌بافی اگر بپذیریم که شخصیت این افراد با ما متفاوت است، باید بپرسیم که این تفاوت چگونه خود را در رفتار سیاسی آنها نشان می‌دهد. پاسخ کتاب روشن است: سیاستمداران تاریک، پوپولیست‌ترین و منفی‌ترین کارزارهای انتخاباتی را به راه می‌اندازند. آن‌ها با وعده‌های توخالی به «مردم»، با تحریک علیه «نخبگان فاسد»، و با زبانی سرشار از توهین و بی‌احترامی به رقبا، صحنه سیاست را به میدان نبرد تبدیل می‌کنند. داده‌های کتاب نشان می‌دهد که روان‌پریشی قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌ی پوپولیسم است؛ نامزدی که نمرات بالایی در این صفت دارد، با احتمال ۸۶٪ یک پوپولیست تمام‌عیار است. در سوی دیگر، نامزدهایی که توافق‌پذیری بالایی دارند (یعنی همان ویژگی که ما در همسایه و دوست خود می‌پسندیم) به ندرت در زمره‌ی پوپولیست‌ها جای می‌گیرند. کافی است نگاهی به فهرست نامزدهای با بالاترین نمره در «بلاغت پوپولیستی» بیندازیم. همان کسانی را خواهیم یافت که هر روز اخبارشان را از تلویزیون می‌شنویم، همان‌هایی که می‌گویند «تنها ما می‌توانیم» و «دیگران خائن‌اند». سپهری از «مردان سیاست» گفت، اما امروز بسیاری از این مردان (و زنان) در قامت یک عوام‌فریب ظاهر می‌شوند که به جای التیام زخم‌های جامعه، بر آن نمک می‌پاشند.   فصل سه: رأی ما به تاریکی، پیروزی او بر ما شاید بگویید اگر این‌ها این‌قدر بدند، چرا مردم به آن‌ها رأی می‌دهند؟ کتاب پاسخی پیچیده و در عین حال ناامیدکننده به این پرسش می‌دهد. رأی‌دهندگان عادی، اگر از آن‌ها به طور مستقیم بپرسی، اعتراف می‌کنند که سیاستمداران تاریک را دوست ندارند. خودشیفتگی و روان‌پریشی با کاهش شدید مقبولیت همراه هستند. اما ماجرا به این سادگی نیست. رأی‌دهندگان راست‌گرا و محافظه‌کار، نامزدهای تاریک را بسیار بیشتر از رأی‌دهندگان چپ‌گرا می‌پسندند. این بدان معناست که ایدئولوژی، قضاوت ما را درباره‌ی شخصیت مخدوش می‌کند. ما نامزدی را که شبیه ما فکر می‌کند، حتی اگر تاریک باشد، می‌پذیریم. وحشتناک‌تر اینکه برای سیاستمداران مستقر، تاریک بودن نقطه ضعف نیست؛ بلکه برگ برنده است. آن‌ها که به قدرت رسیده‌اند، از شخصیت تاریک خود به عنوان ابزاری برای حفظ قدرت استفاده می‌کنند. این چرخه‌ی معیوب را تصور کنید: برای رسیدن به قدرت باید تاریک بود، و وقتی به قدرت رسیدی، تاریکی‌ات تو را در قدرت نگه می‌دارد. در چنین شرایطی، رأی مردم دیگر انتخاب آنها نیست، بلکه تأییدی است بر تسلط این چرخه‌ی معیوب بر سرنوشت سیاسی‌ ما. ادامه دارد،👇 هادی صمدی @evophilosophy
1 229
12
⚠️آگهی پذیرش دانشجوی دکتری فلسفه تحلیلی IPM برای سال 1405-1406 👈مختص دانشجویان واجد شرایط استعدادهای درخشان ⏳مهلت ارسال مدارک مندرج در آگهی: جمعه 8 خردادماه 📅تاریخ امتحان کتبی: جمعه 5 تیرماه ⏰بازه زمانی مصاحبه: دوشنبه تا پنجشنبه 8 تا 11 تیرماه 📚منابع آزمون کتبی
772
13
⚠️آگهی پذیرش دانشجوی دکتری فلسفه تحلیلی IPM برای سال 1405-1406 👈مختص دانشجویان معرفی شده از سوی سازمان سنجش ⏳مهلت ارسال مدارک مندرج در آگهی: جمعه 8 خردادماه 📅تاریخ امتحان کتبی: جمعه 5 تیرماه ⏰بازه زمانی مصاحبه: دوشنبه تا پنجشنبه 8 تا 11 تیرماه 📚منابع آزمون کتبی
808
14
قیمت تعرفه های جدید/ خردادماه ۱۴۰۵ @philosophyofscience #تایمی ① . 24 ساعت 1 ساعت پست آخر | 500 تومان ② . 48 ساعت 2 ساعت پست آخر + یک بار ریشات | 520 تومان ‌③ . پست آخر شبانه 24 تا 10صبح | 540 تومان ④. پست‌ آخر شبانه 24 تا 10 صبح +24 ساعت پست آزاد | 560 تومان 👁‍🗨 #بازدید ⑤ • 1 کا بازدید | 500 تومان ⑥ • 2 کا بازدید | 650 تومان #رزرو_تبلیغات 👈 @mmasiha1988
1 028
15
با بازگشت اینترنت جهانی به ایران به عنوان حق تمامی انسان ها در دنیای امروز (پس از ۸۷ روز!)، فعالیت های کانال «فلسفه علم» از این پس شتاب بیشتری خواهد گرفت. با آرزوی بهترین ها برای تمامی شما مخاطبین عزیز ❤️ @philosophyofscience
1 260
16
announcement, talented.docx
1 488
17
#معرفی_فیلسوف #آلوین_گلدمن آلوین ایرا گلدمن (متولد 1938) فیلسوف آمریکایی است که استاد بازنشسته هیئت مدیره فلسفه علوم شناختی د
#معرفی_فیلسوف #آلوین_گلدمن آلوین ایرا گلدمن (متولد 1938) فیلسوف آمریکایی است که استاد بازنشسته هیئت مدیره فلسفه علوم شناختی در دانشگاه راتگرز در نیوجرسی و یک چهره برجسته در معرفت شناسی است. تحقیقات فلسفی او پیرامون فلسفه عمل، معرفت شناسی تحلیلی، معرفت شناسی اجتماعی و موضوعاتی در علوم شناختی و کاربرد آن در فلسفه می باشد. کار اصلی او شامل چهار تک نگاری، بیش از 160 مقاله، و همچنین چندین کتاب از مقالات گردآوری شده و ویرایش شده است. گلدمن در مقاله خود در سال 1967 با عنوان "A Causal Theory of Knowing" این ایده را مطرح می کند که دانش معادل باور صادقی است که فکت، علت باور شخص به گزاره است. بعدها، او ادعا کرد که دانش معادل باور صادقی است که از طریق یک فرآیند قابل اعتماد تولید می شود. اخیراً، گلدمن تلاش‌های معرفت‌شناختی خود را روی مسائل معرفت‌شناسی اجتماعی، متمرکز کرده است. او از ابزارهای فلسفه تحلیلی به ویژه معرفت شناسی صوری برای تحلیل مسائل معرفت اجتماعی استفاده می کند. برخی از این تلاش ها در کتاب "Knowledge in a Social World" خلاصه شده است. 🔸🔸🔸 🌐 کانال معرفت‌شناسی 🆔 @EpistemeHub
1 456
18
✅معرفت شناسی چیست؟ 🔹کافی است نگاهی گذرا به اطراف خود بیاندازید، آنگاه متوجه می شوید که نسبت به چیزهایی که پیرامون شما هست دانش های زیادی دارید. شما می دانید اکنون گرسنه اید و یک ساندویج همبرگر می تواند شما را سیر کند. علاوه بر این حس میکنید بی حوصله اید. موبایل خود را بر میدارید و برای سفارش همبرگر شماره یک فست فود را میگیرید. شما پیش از این چندین بار سفارش غذا دادید و این فرایند را کاملا قابل اعتماد می دانید. بعد از سفارش، دقائقی بعد همبرگر شما درب منزلتان می رسد و یک ناهار لذیذ را نوش جان میکنید. 🔹این نمونه بسیار ساده از یک فعالیت روزانه است. شما برای بدست آوردن همبرگر باید دانش های زیادی از قبل داشته باشید. باید بدانید شماره تلفن رستوران چند است. باید بدانید فست فود باز است. باید بدانید که چگونه از زبان فارسی برای سفارش دادن استفاده کنید. باید بدانید چه زمانی برای سفارش دادن مناسب است. باید بدانید که گرسنه هستید. باید بدانید سفارش تلفنی یا اینترنتی در جامعه شما امکان پذیر و مرسوم است و میتوانید به پرداخت های اینترنتی اعتماد کنید و قس علی هذا. بدون داشتن این دانش ها به احتمال زیاد از گرسنگی رنج خواهید کشید. 🔹آیا میتوانیم هر باوری را مصداقی از دانش به حساب بیاوریم؟ همسایه ما باور دارد عدد سیزده نحس است. بطلمیوس باور داشت که خورشید به دور زمین در گردش است. دولت آمریکا باور دارد که واکسن فایزر می تواند از شیوع کرونا جلوگیری کند. علی عقیده دارد سرعت غیر مجاز در رانندگی احتمال تصادف را افزایش می دهد. در مثال های فوق برخی به وضوح مصادیقی از دانش نیستند. برخی از آنها مشکوک و برخی هم مصداقی از دانش بشمار می آیند. 🔹دانش چیست؟ چگونه می توانیم در میان باورهایی که داریم مصادیق دانش را از غیر دانش تشخیص بدهیم؟ چه چیزهایی را اساسا میتوانیم بدانیم و چه چیزهایی را نمی توانیم؟ ازچه منابعی می توانیم کسب دانش کنیم؟ معرفت شناسی شاخه ای از فلسفه است که به نظریه پردازی پیرامون ماهیت دانش، عقلانیت، توجیه و بررسی مسائل فوق می پردازد. 🔸🔸🔸 🌐 کانال معرفت‌شناسی 🆔 @EpistemeHub
991
19
قانون [علمی] یک قانون علمی جنبه‌ی توصیفی دارد، نه تجویزی یا هنجاری. قانون، هرگاه در زمینه‌ی نظامی حقوقی به کار برده شود، رفتار معینی را تجویز می‌کند که باید یا نباید به اجرا درآید. قانونی وجود دارد که بر اساس آن اگر در هنگام رانندگی به چراغ راهنمای قرمز برخورد کنید باید اتومبیلتان را کاملا متوقف سازید. این قرارداد، در حقیقت، میثاقی است کاملا اختیاری، نه تنها به این معنی که قانون توانسته است تصریح کند که شما، در هنگام سرخ‌بودن نور چراغ، توقف می‌کنید، بلکه همچنین به این معنی که کل مفهوم علایم راهنمایی برای تنظیم حرکت اتومبیل‌ها و عابران پیاده فقط نوعی ساخت اجتماعی است. بعلاوه، اگرچه قرارداد توقف‌کردن در برابر چراغ قرمز احتمالأ كلیت دارد، ولی در مورد جزئیات مشخصي قانون تفاوت‌هائی محلی در کارند؛ مثلا، بعضی از کشورها به شما اجازه می‌دهند که در هنگام قرمز بودن چراغ به سمت راست بپیچید، در حالی که کشورهای دیگری از این امر جلوگیری می‌کنند. هواپیماها، که در سه بعد حرکت می‌کنند، حرکاتشان را بر اساس قراردادهای کاملا متفاوتی تنظیم می‌کنند، و هیچ دلیل پیشینی (a priori) در این مورد وجود ندارد که چرا، به جای داشتن چراغ‌های راهنما، دستگاه‌های کنترل (برج مراقبت) زمینی نداریم. برای مشخص‌کردن هنجارهای اجتماعي رفتار نیز از قوانین استفاده می‌شود: بچه‌های مدرسه ناگزیرند که از قانون‌های بی‌شماری پیروی کنند، از جمله «در راهروها ندوید» و «اگر می‌خواهید صحبت کنید دستتان را بالا ببرید و صبر کنید تا به شما اجازه داده شود.» و سرانجام، قوانین را می‌توان «زیر پا گذاشت»، و همه‌ی جامعه‌ها برای مقابله با قانون‌شکنان نهادهائی قضایی دارند. در علم، هر قانونی عبارت است از توصیف فشرده‌ی قانونمندی یا انتظامی که معمولا از راه تعمیم‌دادن مجموعه‌ای از مشاهدات به دست می‌آید. قانون گرانش صرفا فرمولی است که توصیف می‌کند که چگونه اندازه و مسیر حرکت نیروها در دو جسم با جرم‌های آن‌ها و با فاصله‌های میان آن‌ها ارتباط دارد. قانون اجسام را مجبور می‌سازد که به نحو معینی رفتار کنند و نیز به اجسام نمی‌گوید که چگونه باید رفتار کنند، و آن‌ها مسلما نمی‌توانند از اطاعت قانون «سر باز زنند». فرق‌نهادن میان مفهوم علمی قانون به عنوان نوعی تعمیم و مفهوم اجتماعی قانون که تجویزی و هنجاری است اهمیت بسیار دارد. میل به تساهل در احترام‌گذاشتن به قوانین نظام‌های مختلف اجتماعی نباید موجب شود که ما از سر خطا اراده را به ذوات علم یا نسبی‌گرایی را به قوانین علمی نسبت دهیم. قوانین طبیعت صرفا عبارت اند از توصیف آنچه هست. نویسندگان داستان‌های علمی-تخیلی ممکن است در این باره به حدس و گمان توسل جویند که اگر قوانین طور دیگری بودند جهان به چه صورتی در می‌آمد، ولی ما نمی‌توانیم قوانین را تغییر دهیم. 📓 نظریه‌ی علمی چیست؟ کاوشی در ذات علم ✍🏿 موتی بن-آری 🔛 فریبرز مجیدی @philosophyofscience
856
20
جدل فکری بر سر مفهوم علیت رودولف کارناپ، فیلسوف علم در کتاب مشهور خود مبانی فلسفی فیزیک می‌نویسد: ما عموماً در پی یافتن عملی واحد برای پدیده‌ها هستیم. در حالی‌که مثلاً در جریان یک تصادف رانندگی ممکن است یک نفر لغزنده‌بودن سطح جاده و دیگری تخطی از سرعت مجاز و دیگری خرابی لنت ترمز و حتی یک روانکاو، حواس‌پرتی و عصبانیت راننده را علت تصادف اعلام کند. اینکه کدام‌یک از این‌ها در واقع “علت” بروز سانحه بوده به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. به عبارت دیگر پیش از هر چیز باید دقیق بررسی کنیم و بدانیم ماشین‌ها چگونه در حرکت بوده‌اند و رانندگان چه‌کار می‌کرده‌اند. باید بدانیم که سطح جاده در چه وضعیتی بوده، خیس بوده یا خشک؟ آیا آفتاب به صورت رانندگان می‌تابیده؟ این نوع سوالات می‌توانند در تعیین علت سانحه بسیار مهم باشند. ممکن است کشف شود که چندین موقعیت متفاوت، سهم مهمی در نتیجۀ نهایی داشته‌اند. ما عموماً در زندگی روزمره خواستار بیان و صورت‌بندی یک علت واحد برای یک واقعه هستیم. اما هنگامی که واقعیت را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم درمی‌یابیم که علت‌های مختلفی را می‌توان در توضیح دلیل وقوع یک رخداد طرح کرد. علت‌هایی که هر کدام به‌نوعی به دیدگاه و نقطه‌نظر افراد نیز بستگی دارد. مهندس راه ممکن است بگوید: می‌دانید، من قبلاً بارها گفته‌ام که وضع سطح این بزرگراه خیلی خراب است و موقع باران خیلی لغزنده می‌شود. حالا یک تصادف دیگر اتفاق افتاده است و حرف مرا ثابت می‌کند. به‌نظر می‌رسد حق با کارناپ است. ممکن است یک مهندس بگوید که علت این حادثه لغزندگی جاده است. وی از دیدگاه خود به حادثه نگاه می‌کند و این عامل را تنها علت حادثه ارزیابی می‌کند. اگر نظرات مهندس راه‌سازی مورد توجه قرار می‌گرفت و آسفالت تازه‌ای در جاده می‌کشیدند، جاده موقع باران تا آن حد لغزنده نمی‌شد. به‌عبارت دیگر اگر کلیۀ شرایط دیگر ثابت می‌ماندند امکان داشت این حادثه اتفاق نیفتد. برخی دیگر ممکن است شرایط دیگری را علت حادثه بدانند. مثلاً پلیس که علل سوانح جاده را بررسی می‌کند ممکن است بخواهد که آیا راننده از قواعد رانندگی تخطی کرده است یا نه. پلیسی شغلش نظارت بر قوانین رانندگی است اگر کشف کند که از این قواعد تخطی شده، آن را علت تصادف می‌داند. یا حتی یک روان‌شناس ممکن است بگوید که راننده پشت فرمان حالت عصبی داشته است. هیجان و نگرانی‌های راننده به حدی زیاد بوده که با رسیدن به چهارراه، به نزدیک‌شدن ماشین دیگر توجه نکرده است. این روان‌شناس ممکن است بگوید که ناراحتی خیال راننده را می‌توان علت سانحه دانست. از این رو هرکسی عاملی را برمی‌گزیند که در کل ماجرا بیشتر به آن علاقه‌مند است و به‌نظرش می‌رسد که این عامل، جالب‌تر و قطعی‌تر از سایر عوامل است. اتفاقاً روان‌شناس هم درست می‌گوید. چه بسا اگر راننده عصبانی نمی‌بود، حادثه اتفاق نمی‌افتاد. هر یک از این افراد با نگاه‌کردن به کل تصویر از دیدگاه خود، شرایط خاصی را علت اصلی بروز سانحه می‌دانند و از قضا به درستی هم می‌گویند: اگر این شرط وجود نمی‌داشت، این حادثه اتفاق نمی‌افتاد. اما واقعیت ماجرا این است که هیچ‌کدام از این افراد به این سوال کلی‌تر، که تنها علت حادثه چه بوده هیچ پاسخی نمی‌دهند و هر کدام صرفاً با اشاره به شرایط خاصی که در بروز نتیجۀ نهایی سهم داشته جواب‌های ناقصی را ذکر کرده‌اند. رابطۀ علی و معلولی و به عبارتی مکانیسم اثر برخی از داروها به‌خصوص در پزشکی نیز ممکن است ناشناخته باقی بماند. برای مثال ممکن است روان‌پزشکان از وجود یک رابطۀ علی بین مصرف لیتیوم و افسردگی متقاعد شده باشند و بدانند که اگر فرد مبتلا به افسردگی مانیک لیتیوم مصرف کند، از افسردگی یا شدت افسردگی او کاسته خواهد شد. اما در عین حال ممکن است علت اصلی تاثیر لیتیوم هنوز برای آن‌ها ناشناخته باشد. به‌وضوح می‌توان دید که در تبیین افسردگی پای یک علت واحد در میان نیست و مثلاً شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهند حتی کمبود ویتامین D نیز با افسردگی ارتباط دارد. این به آن معنا نیست که کمبود ویتامین D علت افسردگی است و فرد با مصرف آن بهبودی پیدا می‌کند. مساله بر سر این است که بررسی دانشمندان نشان می‌دهد افرادی که زمان زیادی در معرض نور خورشید نیستند و یا غذاهای حاوی ویتامین D مصرف نمی‌کنند، احتمال بیشتری نیز برای ابتلا به افسردگی دارند. شاید مایۀ تعجب باشد ولی این واقعاً یکی از دغدغه‌های فیلسوفان علم است که دریابند "بیماری روانی" به‌دلیل "عدم تعادل شیمیایی در مغز" (به بیان دقیق‌تر به‌دلیل نقص ناقل شیمیایی سرتونین) رخ می‌دهد یا برعکس، "عدم تعادل شیمیایی در مغز" به‌دلیل "بیماری روانی"؟ 📓 مروری بر مسائل فلسفۀ علم: سوزن در انبار کاه ✍🏿 عرفان کسرایی @Chekide_ha
903