fa
Feedback
مدرسه

مدرسه

رفتن به کانال در Telegram

ἐπὶ τὰ πράγματα αὐτά برای ارتباط با ادمین: @enpensant

نمایش بیشتر
5 928
مشترکین
+424 ساعت
+347 روز
+13330 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+145
در 4 کانال‌ها
ژوئن '26
+276
در 8 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+103
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+65
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+25
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+513
در 20 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+617
در 22 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+126
در 5 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+123
در 12 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+65
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+114
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+139
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+126
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+95
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+85
در 3 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+80
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+76
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+171
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+150
در 7 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+157
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+186
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+104
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+144
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+192
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+234
در 11 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+204
در 10 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+217
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+211
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+272
در 12 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+279
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+193
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+210
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+55
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+128
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+87
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+98
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+56
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+120
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+86
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+138
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+452
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+262
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+148
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+87
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+66
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+35
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+114
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+17
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+96
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+30
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+2 530
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
17 ژوئیه+4
16 ژوئیه+4
15 ژوئیه+3
14 ژوئیه+15
13 ژوئیه+6
12 ژوئیه+5
11 ژوئیه+9
10 ژوئیه+7
09 ژوئیه+4
08 ژوئیه+4
07 ژوئیه+16
06 ژوئیه+14
05 ژوئیه+8
04 ژوئیه+19
03 ژوئیه+8
02 ژوئیه+8
01 ژوئیه+11
پست‌های کانال

2
بدون متن...
1
3
جلسه_اول_پس_از_مقدماتی_پدیدارشناسی_عشق_و_عواطف_.mp3
878
4
جلسه_اول_پس_از_مقدماتی_پدیدارشناسی_عشق_و_عواطف_.mp3
1
5
برای برخی عزیزان دوره آموزشی فوق نظربه عناوین بیش از حد پیچیده به نظر رسید اما واقعیت امر این است که اینطور نیست. فایل زیر فایل جلسه نخست این دوره است که بعد جلسه مقدماتی برگزار شد. می توانید با گوش دادن به این فایل اگر ارتباط برقرار کردید با پیام دادن به ادمین به این دوره بپیوندید.
903
6
آینده چه خواهد شد و وظیفه پدیدارشناختی ما علی‌نجات غلامی آنچه در افقِ پیشِ رو داریم، صرفاً یک تحولِ سیاسیِ ساده یا محصولِ جانبیِ برخوردهایِ نظامی نیست؛ ما در آستانه‌یِ یک گسستِ هستی‌شناختی ایستاده‌ایم که در آن، حقیقتِ مستورِ حیاتِ جمعیِ ما به ناچار سر بر می‌آورد. نظامِ حاکم، از حیثِ پدیدارشناختی، پیش‌تر از آنکه در خیابان‌ها یا زیرِ ضرباتِ محاصره فرو بپاشد، در متنِ آگاهیِ جمعی به موجودیتی بی‌جان بدل شده است، زیرا «تأسیسِ آغازینِ معنا» که شرطِ بقایِ هر نظمی است، در این ساختار مدت‌هاست که به انحطاط کشیده شده و جایِ خود را به مکانیسمِ عریانِ سلطه داده است. سقوطِ این نظام نه یک رخدادِ اتفاقی، بلکه «تحققِ یک ضرورتِ هستی‌شناختی» است؛ چرا که سیستمی که پیوندِ خود را با «زیست‌جهانِ» مردم گسسته و تنها بر «علیتِ مکانیکیِ» سرکوب تکیه کرده، در واقع از «درون» فرو پاشیده است و آنچه اکنون شاهدیم، تنها زمانِ لازم برایِ انعکاسِ این انهدامِ درونی در ساحتِ واقعیتِ عینی است – یک الی سه سال. در چنین وضعیتی، وظیفه‌یِ پدیدارشناختیِ ما نه نشستن در جایگاهِ ناظرِ بی‌طرف و نه غرق شدن در هیجاناتِ ژورنالیستیِ زمان تقویم [=Chronos] است، بلکه ما باید در نقشِ «کارگزارانِ بشریت» ، در این نقطه‌یِ صفرِ استعلایی بایستیم و از «معماریِ عقل» در برابرِ نیهیلیسمی که همواره در پیِ فروپاشیِ هر ساختاری کمین کرده است، دفاع کنیم. این گذار، اگر با عقلانیتِ بنیادینِ تدارک دیده نشود، می‌تواند به جایِ رهایی، به هرج‌ومرجِ خونین و دیکتاتوری‌هایِ نوپدید منجر شود؛ بنابراین رسالتِ ما این است که در همین لحظه‌یِ «بی‌صداییِ تحمیل‌شده»، به جایِ فرارِ جادوییِ سارتری یا تن دادن به اضطرابِ محضِ هایدگری، به «تأسیسِ آغازینِ» مفاهیمی دست بزنیم که فردایِ گذار را بر پایه‌هایِ استوارِ حقوقِ شخصِ انسانی و نظمِ عشق [Ordo Amoris=] بنا کنند. ما باید «الزامِ مطلقِ» خود را در قبالِ آینده تعریف کنیم؛ نه به مثابه‌یِ یک وظیفه‌یِ اخلاقیِ انتزاعی، بلکه به مثابه‌یِ یک «ایستارِ عمقی» که در آن، دیگری نه به مثابه‌یِ یک رقیبِ سیاسی، بلکه به مثابه‌یِ شریکِ هستی‌شناختی در تقویمِ یک «جامعه‌یِ عشق» [Liebesgemeinschaft=] درک می‌شود. گذارِ پیشِ رو، آزمونی برایِ بلوغِ پدیدارشناختیِ ماست؛ اگر بتوانیم از دلِ این تروما و رنجِ انباشته، عاملیتی برآمده از عقلانیتِ اخلاقیِ متعالی استخراج کنیم، آنگاه می‌توانیم ادعا کنیم که از «سوژه‌یِ تروماتیک» به «سوژه‌یِ مسئول» ارتقا یافته‌ایم. وظیفه‌یِ ما این است که پیش از آنکه دیوارِ این استبداد فرو بریزد، نقشه و معماریِ این خانه‌یِ جدید را در متنِ تفکرِ خویش بنا کنیم، تا وقتی «زمانِ کیفی» [Kairos=] فرا برسد، مردم نه با دست‌هایِ خالی از معنا و خشمِ عریان، بلکه با «بینشی استعلایی» برایِ برساختنِ جهانی آزاد، مسئول و عقلانی گام به آینده بگذارند؛ چرا که بدونِ چنین پشتوانه‌یِ عقلانیِ بنیادینی، هر فروپاشیِ سیاسی، تنها به بازتولیدِ همان مکانیسم‌هایِ قهرِ پیشین در لباسی دیگر ختم خواهد شد و رسالتِ فیلسوف، دقیقاً «شکستنِ چرخه‌یِ ابدیِ بازگشتِ استبداد» از طریقِ تبیینِ همان عقلانیتی است که اکنون در پسِ پرده‌یِ سرکوب، به انتظارِ طلوعِ دوباره ایستاده است.
1 199
7
یادداشتی علیه پست‌مدرنیسم علی‌نجات غلامی تاریخِ تفکرِ معاصر با یک پارادوکسِ تراژیک روبه‌روست؛ پارادوکسی که در آن جست‌وجویِ رهایی از سلطه‌یِ مرکزیت، به انهدامِ ابزارهایِ مقاومتِ علیه استبداد انجامید. آنچه به عنوانِ گفتار/گفتمان اقلیت برایِ گسستنِ زنجیرهایِ زبانِ استاندارد و عقلانیتِ سلطه‌گر پدیدار شد، در نهایت به بن‌بستی نیهیلیستی بدل گشت که نه تنها سرمایه‌داری، بلکه هرگونه بنیادِ عقلانیِ مشترک را در تلاطمِ بی‌وقفه‌یِ تفاوت‌ها مستحیل کرد. این رویکرد که با تکیه بر واسازی و مرگِ سوژه به میدان آمد، در جهانِ سوم به‌ویژه در جوامعی که با استبدادِ خونین دست‌وپنج نرم می‌کردند، نتیجه‌ای جز خلعِ سلاحِ اخلاقیِ روشنفکران نداشت، چرا که با نفیِ هرگونه عقلانیتِ جهان‌شمول، عملاً دستِ دیکتاتورها را در تفسیرِ خودکامانه‌یِ حقیقت باز گذاشت. وقتی حقیقت به «گفتارِ قدرت» تقلیل می‌یابد و هرگونه بنیادِ مشترکِ اخلاقی به برچسبِ استعمارِ صوری متهم می‌شود، ساحتِ نقدِ عقلانی در هم می‌شکند و جایش را به جنگِ بی‌پایانِ هویت‌هایِ متشتت می‌دهد که در آن، تنها فاتح، صاحبِ قدرتِ عریان است. این چرخشِ پست‌مدرن که فلسفه‌یِ محض را به ابزارِ سیاسیِ هویت‌گرایی تقلیل داد، از یک سو عقلانیتِ بنیادین را که ستونِ فقراتِ حقوقِ بشر و عدالتِ انضمامی بود به مسلخ برد و از سویِ دیگر، راه را برایِ ظهورِ میتولوژی‌هایِ قبیله‌ای و سرکوب‌گری‌هایِ بومی که در نقابِ «مقاومتِ فرهنگی» پنهان می‌شدند، هموار ساخت. برایِ برون‌رفت از این فاجعه که خاصه در جهانِ سوم به ویرانیِ زیرساخت‌هایِ مدنی منجر شد، گریزی از بازگشت به پدیدارشناسیِ استعلاییِ هوسرلی و بازیابیِ زیست‌جهان به عنوانِ بنیانِ مشترکِ انسانی نداریم. ما نباید عقلانیت را با پوزیتیویسمِ علمی یا ابزارگراییِ سرمایه‌دارانه یکی بدانیم؛ عقلانیتِ واقعی، همان توانِ بنیادینِ آگاهی برایِ تقویمِ معنا و ادراکِ ارزش‌هایِ مطلق در ساحتِ بیناسوبژکتیویته است. ما باید به سمتِ آن سوژه‌یِ تقویم‌کننده‌ای بازگردیم که نه یک موجودِ خودشیفته و مرکزگرا، بلکه یک موجودِ «مسئول» است که در کنشِ همدلانه‌یِ خویش، دیگری را در آغوش می‌گیرد و در افقِ عقلانیتِ جهان‌شمول، عدالت را به مثابه‌یِ یک ضرورتِ هستی‌شناختی برمی‌سازد. این بازگشت، نه یک عقب‌گردِ ارتجاعی، بلکه یک «تأسیسِ آغازینِ» [=Urstiftung] نوین برایِ تفکر است که در آن، فلسفه از بندِ بازی‌هایِ زبانیِ ویرانگر رها شده و دوباره در قامتِ «کارگزارِ بشریت» ظاهر می‌شود. ما باید عقلانیت را از چنگالِ ایدئولوژی‌هایِ هویت‌محور بازپس گیریم و آن را به مثابه‌یِ یک «متنِ بنیادین» بازخوانی کنیم که در آن، حقیقت نه به مثابه‌یِ قدرت، بلکه به مثابه‌یِ «همبستگیِ پاتیک» در میانِ تمامِ سوژه‌هایِ انسانی ترسیم می‌شود؛ تنها با چنین عقلانیتی است که می‌توان در برابرِ بلاهتِ استبداد و نیهیلیسمِ قدرت ایستادگی کرد، زیرا این عقلانیت نه بر اساسِ زور، بلکه بر اساسِ بداهتِ [=Evidenz] معنایِ انسانی و حرمتِ ناگسستنیِ شخص [=Person] بنا شده است. امروز رسالتِ ما، بازسازیِ معماریِ عقل بر رویِ صخره‌هایِ لرزانِ واقعیتِ تروماتیک است؛ نه برایِ فرار به ناکجاآبادِ تفاوت‌هایِ بی‌نام، بلکه برایِ تبیینِ حقیقتِ مشترکی که ما را به یکدیگر پیوند می‌زند و به کنشِ اخلاقی، عمقِ هستی‌شناختی می‌بخشد.
993
8
مهدی رضائیان حالت چطوره پس از این مقاله؟😂😂😂😂 یعنی مغزم رگ به رگ شد در نوشتنش. یعنی قال این دلوزیسم رو برای همیشه کندم😂😂😂😂.
346
9
پدیدارشناسیِ_هوسرلی_علیه_برگسونیسمِ_اسپینوزاییِ_ژیل_دلوز.pdf
1 608
10
دوره‌ی آموزشی ساختن اکوسیستم پژوهشی مدرس: علی‌نجات غلامی توضیح دوره: (ویدئوی فوق و توضیح تصویری را نیز حتماً ببینید) دوره‌ی حاضر، یک دوره‌ی روش تحقیق کاملاً "عملی" محسوب می‌شود که در آن با ساختن یک «اکوسیستم آموزشی وبگاهی و نرم‌افزاری» آشنا می‌شوید که از صفر –(یافتن سئوال و موضوع) و گردآوری ادبیات تحقیق و ساختن پایگاه دانش چند زبانه تا صد (ویرایش نهایی مقالات انگلیسی) پیش خواهیم رفت. در هر مرحله‌ای خواهید دانست که چگونه از هر سایت مناسبی علاوه بر هوش مصنوعی استفاده درست با نکته‌های ریز خلاقانه کنید که این همراه با یادگرفتن اصولیِ یک روش تحقیق کاملاً عملیاتی و کاربردی است. صرفه‌جوبی در زمانِ مطالعه و تحقیق، در کنار رها شدن از سردرگمی، غربالگری منابع، مطالعه‌ی درست و یادداشت‌برداری دقیق همه جزو آرزوهای ظاهراً دست نیافتنی ما هستند که عملی خواهند شد. این نه فقط برای دانشجوی متأصلی که درگیر پایان‌نامه و رساله است بلکه برای هر علاقه‌مندی که دوست دارد حوزه‌ی مورد علاقه‌اش را درست و حرفه‌ای دنبال کند مفید و واجب است. خیلی از شما آروز دارید «ای کاش استادی بود که به خوبی استعداد و علایقم را می‌شناخت و بهترین موضوع و مسائل را به من پیشنهاد می‌داد»، «کاش استادی منابع معتبر را به من معرفی می‌کرد به ترتیب اولویت مطالعه که حاشیه نروم»، «کاش یکی برایم همه متون را ترجمه دقیق می‌کرد»، «کاش استادی کنارم بود و خط به خط که مطالعه می‌کردم را برایم شرح می‌کرد»، «کاش دستیارانی داشتم که برایم خلاصه برداری می‌کردند و جدول و دیاگرام می‌ساختند»، «کاش محققانی بودند که همه منابع را می‌شناختند و ارزیابی می‌کردند که حرف‌هایم چقدر تازگی دارند و حرف‌های تکراری کدام است و چطور اصلاح کنم»، «کاش حداقل یکی بود که الان که مقاله رو نوشتم درست به انگلیسی ترجمه‌اش می‌کرد و به زبان و لحن آکادمیک درش می‌آورد» و دیگر آرزوها. من به شما یاد خواهم داد که چطور همه‌ی این آرزوها را محقق کنید. کافی است یک اکوسیستم پژوهشی دقیق بسازید. ثبت نام: برای ثبت نام در این دوره به ادمین پیام بدهید: @enpensant پس از پرداخت هزینه (دو میلیون تومان برای دوازده جلسه) و ارسال فیش واریزی لینک گروه را دریافت خواهید کرد. جلسات روزهای شنبه 18 تا 20 خواهد بود. پلتفرم گوگل میت. فایل آفلاین هم در گروه قرار خواهد گرفت.
1 406
11
بدون متن...
1 180
12
کتاب فوق دومین کتاب مهمی است که برای «شروع‌کننده‌ی ایرانیِ» پدیدارشناسی توصیه می‌کنم. بعد از بیست و پنج سال درگیری با پدیدارشناسی فهمیدم که شیوه‌ی شروع پدیدارشناسی و انتخاب متون برای ورود، برای هر جامعه‌ای فرق می‌کند نباید اینجا صرفاً از کتب مقدماتی زهاوی و ساکالوفسکی شروع کرد که آنها نیز آغاز جهان‌شمول خوبی برای مبتدیان‌اند. اما اگر ما بخواهیم از درگیرانه‌ترین و مبنایی‌ترین مسائل شروع کنیم از ترتیب‌های استاندارد باید فاصله بگیریم. اولین چیزی که باید یک ایرانی بداند اتفاقاً آخرین بخش مطالعات محقق اروپاییِ پدیدارشناسی است که طبق ترتیب آثار در مرحله آخر برای او قرار می‌گیرد و مطالعات پیشرفته حساب می‌شود. از نخستین چیزهایی که برای یک ایرانی باید اول حل شود همین «مسئولیت فلسفی» است یا به بیان دقیق‌تر "خودمسئولیتی عقل". اینکه چطور استاد دانشگاهی کانت درس می‌دهد بعد ذکر هم می‌خواند و در یک دستگاه قرون وسطایی که برخلاف نظر کانت، عقل را کنیز کلام کرده است کاملاً جدی معاون است (در دانشگاه قهستان). همچین عجیب‌بودگی‌ای چطور توجیه می‌شود؟ چطور ذره‌ای آنچه خوانده و شاید فهمیده در نظام خام و دگم باورش خلل ایجاد نمی‌کند؟ نویسنده به زیبایی بعد سیاسی اجتماعی پدیدارشناسی را برجسته می‌کند. و به ما نشان می‌دهد که چطور پدیدارشناسی پاسخگوی دغدغه‌های زیسته‌ی سیاسی اجتماعی ماست. نویسنده علاوه بر هوسرل، نگاه هایدگر و معنای مسئولیت فلسفی او را نیز باز می‌کند اما به خوبی و زیبایی به این پرسش ما پاسخ می‌دهد که «چطور می‌شود فیلسوفی به این گندگی باشی بعد سر از دستگاه نازیسم دربیاوری؟» تحلیلِ انتقادیِ باکلی، این است که تفکرِ اولیه‌یِ هایدگر دارایِ نوعی «دوپهلویی» [=ambivalence] و ظرافتِ فلسفی بود. اما هنگامی که هایدگر سعی کرد این تفکرِ فلسفی را به عرصه‌یِ سیاسی «ترجمه» کند (عرصه‌ای که چنین ظرافت‌هایی را برنمی‌تابد)، تفکرِ او ماهیتِ انتقادیِ خود را از دست داد. باکلی نتیجه می‌گیرد که عملِ هایدگر به شکلِ یک «غلبه‌یِ یک‌جانبه و اراده‌گرایانه بر بحران» تنزل یافت و به نوعی جبرگرایی و انقیاد ختم شد. او نشان می‌دهد که رویکردِ هایدگر به بحران، در نهایت به یک «ولونتاریسم» [=اراده‌گراییِ] خطرناک و درگیریِ سیاسیِ فاجعه‌بار منجر شد. هایدگر با ایفایِ نقشِ «پیشوا» برای حلِ بحران، از آن خردِ استعلایی و «مسئولیتِ فلسفیِ» هوسرلی — که مبتنی بر نقدِ رادیکال، فاصله‌گیریِ تئوریک و تعهد به حقیقتِ جهان‌شمول بود — فاصله گرفت. این همان بلایی بود که سر اکبر جباری هایدگرپژوه ایرانی هم آمد دقیقاً در برهه‌ای دچار همین ولونتاریسم خطرناک شد که خوشبختانه زود از آن فاصله گرفت. چنانکه خودش در گفت‌وگویی خودانتقادی کرد که در برهه‌ای فریب همدلی دستگاه احمدی‌نژاد را خورده بود که بیا ایده‌هایت را محقق کن و مشتاقانه به ایده‌هایش گوش داده بودند. ولی برعکسش را عمل کرده بودند. او اکنون کاملاً هوسرلی شده است معتقد به همین "فاصله‌گیری تئوریک در عین نقدِ رادیکال" اگرچه هنوز هایدگری است. بسیاری از اساتید حقوق، فلسفه، جامعه‌شناسی، اقتصاد و غیره بودند که همواره توهم اصلاح از درون را داشتند نامه دادن و راهکار دادن و شغل دولتی و مشاوره و معاونت و غیره اما سیاست عرصه‌ای است که چنین ظرافت‌هایی را برنمی‌تابد. همه را ابژه‌ی خود می‌کند. از دان ولتون پرسیدم چرا «هوسرل گیری به نازیسم نداد اینقدر بهش گیر دادن؟» گفت اگر کوته‌نظر باشیم محافظه‌کار بود اگر بلندنظر باشیم او از بیخ و بن با نقد ریاضیاتی‌سازی طبیعت گالیله‌ای بنیاد آن علمی را منهدم کرد که نازیسم بر شاخه‌ی بیستم درخت آفت‌زده‌اش یعنی بیولوژیسم تکیه کرده بود. پس من نه پادشاهی‌خواهم نه جمهوری‌خواهم، نه چپم، نه لیبرالم، نه اصلاح‌طلبم و نه بقیه اسامی‌. من فقط یک تئوریسین‌ام که فقط می‌گویم «عقلانیت روشنگری باید بر تاریکی دینی غلبه کند». کاری بیش از این از دستم برنمی‌آید و عاملیتی غیر از این برای خود نمی‌بینم. علی‌نجات غلامی
1 807
13
Phaenomenologica_№125_R_Philip_Buckley_auth_Husserl,_Heidegger_and.pdf
1 408
14
Husserl and the Question of Relativism GAIL SOFFER بهترین کتابی که بتوانم در مقام یک کتاب مقدماتی عمیق درباره هوسرل و مسئله‌ی نسبیت معرفی کنم همین کتاب است که جلد 122 از مجموعه فنومنولوژیکا است. این کتاب به خوبی دغدغه‌ی هوسرل درباب نسبیت را از آغاز تا پایان کارش بررسی می‌کند دغدغه‌ای که می‌توان گفت عملاً اولین چیزی است که درباره‌ی هوسرل باید بدانید. این کتاب طبعا منابع این موضوع را در متن خود هوسرل را نیز به شما معرفی خواهد کرد اما به‌طور کلی ماینفست هوسرل در 1911، «فلسفه به‌مثابه علم متقن» عملا روشن‌ترین متن او علیه نسبی‌انگاری است. طبیعتاً کتاب سوفر یک کتاب تحقیقی آکادمیک است و حاوی  جنبه‌های مانیفستی بیان من نیز که به هر حال نسبت به جریان معاصر و فضای بومی دلالت را روزآمد کرده‌ام. اما کتاب بسیار درخشانی است به علاقه‌مندان فلسفه معاصر اکیداً توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانند چون مسئله‌ی نسبی‌انگاری امروز یکی از بحرانی‌ترین مسائل در جامعه‌ی ماست. که مغزهایی مثل اردبیلی را بدبخت کرد.  علی نجات غلامی
1 578
15
دلالت سیاسی پدیدارشناسی هوسرلی علی‌نجات غلامی مخاطب خاص: محمد مهدی اردبیلی آغاز سخن. در زمانه‌ای که پایه‌های حقیقت در مردابِ نسبی‌انگاری در حال فروپاشی است، پدیدارشناسی استعلایی نه یک تمرینِ انتزاعی، بلکه یگانه سنگرِ دفاع از حیاتِ سیاسیِ معنادار است. معماری خرد نیازمندِ زمینی سخت و استوار است. پدیدارشناسی هوسرلی پرچمدارِ راستینِ جبهه‌یِ عقلانیت است که در برابر یورشِ توحش‌بارِ هرگونه ناعقلانیتِ نسبی‌انگارانه و شکاکیتِ ویرانگر، با قامتی برافراشته قد علم می‌کند. ما در نقطه‌یِ صفرِ تاریخِ آگاهی ایستاده‌ایم. پدیدارشناسی هرگز در برابر تندبادهای نسبیت‌های فرهنگی، عرفانی، تاریخی و بیولوژیک سر فرود نمی‌آورد، چرا که ریشه‌هایش در خاکِ سفتِ یک متدولوژیِ خدشه‌ناپذیر استوار است. سلاح ما، توسل به «بداهتِ خاستگاهی» است. ما با بازگشت به خودِ اشیاء، از کیانِ حقیقت دفاع می‌کنیم و داربستِ استعلاییِ معنا را از گزندِ تاخت‌وتازهایِ ایدئولوژیک مصون می‌داریم. این دفاعِ هستی‌شناختی، رسالتی صراحتاً سیاسی دارد. پدیدارشناسی اجازه نمی‌دهد جبهه‌هایِ قدرت که تنها غایت‌شان حفظِ منافعِ تاریکِ خویش است، روایتِ خلافِ عقلِ خود را با اتکاء به فلسفه‌بافی‌های نسبی و سفسطه‌های زبانی توجیه کنند. دکان‌های عوام‌فریبی در غیابِ خرد، متاعِ تاریکی می‌فروشند. پدیدارشناسی از علمِ حقیقی و ابژکتیویته‌یِ اصیل دفاع می‌کند و راه را بر ادعاهای کاذبی که بدونِ بسترِ عقلانیِ محکم، تحت لوایِ نسبیتِ فرهنگی علم‌نمایی می‌کنند، با قاطعیت می‌بندد. ما نگهبانانِ دسترنجِ هزاران ساله‌یِ مسیرِ سقراطیِ جست‌وجویِ حقیقتیم. پدیدارشناسی این میراثِ عظیم را به مسلخِ پراگماتیسمِ مبتذلِ سیاسی و تکثرگراییِ کورِ پسامدرن نمی‌برد، بلکه آن را بر فونداسیونی بی‌تزلزل بنا می‌نهد. ما قدردانِ دستاوردهایِ سترگِ روشنگری هستیم. ما وارثانِ معماریِ شکوهمندی هستیم که دکارت‌ها، اسپینوزاها، لایب‌نیتس‌ها و کانت‌ها چونان حکمایِ خردگرا، برای رهایی از تاریکیِ دینیِ قرونِ وسطایی پی‌ریزی کردند. اگرچه پدیدارشناسی با نگاهی رادیکال نارسایی‌هایِ این سنت را نقد می‌کند و بحرانِ علومِ اروپایی را آسیب‌شناسی می‌نماید، اما هرگز اصلِ «خردِ جهان‌شمول» را به نفعِ تاریک‌خواهی و عرفان‌زدگی قربانی نمی‌کند. در روزگاری که پسامدرنیسم با بزکِ دل‌انگیز و فریبنده‌یِ خود، بهانه‌هایی برایِ کنش‌هایِ سیاسیِ مخرب فراهم می‌کند، پدیدارشناسی هوسرلی ما را به سلاحی نفوذناپذیر از حیثِ استعلایی مجهز می‌سازد. این جریان‌های نسبی‌انگار، تحتِ عنوانِ احترام به «دیگری»، به فرهنگ‌های واپس‌گرا اجازه دادند تا در صرفِ «دیگری بودن‌شان» موجه جلوه کنند و بر اصلِ رگه‌یِ عقلانیِ تمدن غرب بتازند و آن را از درون تهی سازند. فقدانِ لنگرگاهِ عقلانیت، متفکرانی چون فوکو را به ورطه‌یِ هذیان‌هایِ رمانتیک کشاند. اما پدیدارشناسیِ هوسرلی هرگز ما را دل‌خوش به جنونِ ویرانگرِ رویدادهایی چون انقلاب ۵۷ نمی‌کند. از منظرِ خردِ پدیدارشناختی، ما با صدایی رسا و محکم اعلام می‌کنیم که آن رویداد، یک گسستِ غیرعقلانی، یک سقوطِ هستی‌شناختی و یک فاجعه‌یِ ضدتمدنی بود که شیرازه‌یِ زیست‌جهانِ ما را از هم گسست. امروز، صدایِ هوسرل، نه یک صدایِ محبوس در آکادمی، بلکه صدایِ واقعیِ کوچه و خیابانِ ماست. این طنینِ خردی است که از زیرِ آوارِ توهماتِ ایدئولوژیک، طلبِ روشنایی می‌کند. جامعه‌یِ ما از دروغِ نسبی‌انگارانی که می‌خواستند بر هوا و بدونِ هیچ‌گونه فونداسیونِ علمی و عقلانی، توهمی به نامِ تمدنِ اسلامی بسازند، به تنگ آمده است. خیابانِ امروز، تجلی‌گاهِ طلبِ یک زیست‌جهانِ جدید است؛ زیست‌جهانی که بر ستون‌هایِ استوارِ «عقلِ جمعی» بنا شده باشد و نه بر خرافاتِ نهادینه‌شده در تاریک‌خانه‌هایِ قدرت. این اراده‌یِ معطوف به خرد، با تمامِ الگوهایِ عقلِ روشنگری، خاصه مفاهیمِ استعلاییِ دموکراسی و آزادی، هم‌آهنگ و هم‌صداست و در پیِ پی‌ریزیِ یک حیاتِ بیناسوبژکتیوِ آزادانه است. پدیدارشناسی، به مثابه‌یِ یک پراتیکِ رهایی‌بخش، نشان می‌دهد که آزادیِ حقیقی تنها در بسترِ عقلانیتی تقویم می‌شود که از هرگونه تعصبِ اِتنولوژیک و تاریک‌اندیشیِ مذهبی پاک‌سازی شده باشد. ما در حالِ بنا کردنِ معماریِ عقل هستیم. ما با سلاحِ اپوخه، تمامِ افسانه‌هایِ باطلِ تاریخی را تعلیق می‌کنیم تا حقیقتِ عریانِ آزادی و حقوقِ بنیادینِ سوژه‌یِ انسانی را در درخشان‌ترین شکلِ خود آشکار سازیم. در نهایت، دلالتِ اصلیِ سیاسیِ پدیدارشناسی همین است: پاسداری از نورِ خرد در برابرِ هجومِ تاریکی. این است رسالتِ ما، و این است آن نقطه‌یِ عزیمتی که تاریخِ فردا را بر شالوده‌یِ عقل و آزادیِ راستین بنا خواهد کرد.
1 674
16
بدون متن...
1 591
17
دوره‌ی آموزشی ساختن اکوسیستم پژوهشی مدرس: علی‌نجات غلامی توضیح دوره: (ویدئوی فوق و توضیح تصویری را نیز حتماً ببینید) دوره‌ی حاضر، یک دوره‌ی روش تحقیق کاملاً "عملی" محسوب می‌شود که در آن با ساختن یک «اکوسیستم آموزشی وبگاهی و نرم‌افزاری» آشنا می‌شوید که از صفر –(یافتن سئوال و موضوع) و گردآوری ادبیات تحقیق و ساختن پایگاه دانش چند زبانه تا صد (ویرایش نهایی مقالات انگلیسی) پیش خواهیم رفت. در هر مرحله‌ای خواهید دانست که چگونه از هر سایت مناسبی علاوه بر هوش مصنوعی استفاده درست با نکته‌های ریز خلاقانه کنید که این همراه با یادگرفتن اصولیِ یک روش تحقیق کاملاً عملیاتی و کاربردی است. صرفه‌جوبی در زمانِ مطالعه و تحقیق، در کنار رها شدن از سردرگمی، غربالگری منابع، مطالعه‌ی درست و یادداشت‌برداری دقیق همه جزو آرزوهای ظاهراً دست نیافتنی ما هستند که عملی خواهند شد. این نه فقط برای دانشجوی متأصلی که درگیر پایان‌نامه و رساله است بلکه برای هر علاقه‌مندی که دوست دارد حوزه‌ی مورد علاقه‌اش را درست و حرفه‌ای دنبال کند مفید و واجب است. خیلی از شما آروز دارید «ای کاش استادی بود که به خوبی استعداد و علایقم را می‌شناخت و بهترین موضوع و مسائل را به من پیشنهاد می‌داد»، «کاش استادی منابع معتبر را به من معرفی می‌کرد به ترتیب اولویت مطالعه که حاشیه نروم»، «کاش یکی برایم همه متون را ترجمه دقیق می‌کرد»، «کاش استادی کنارم بود و خط به خط که مطالعه می‌کردم را برایم شرح می‌کرد»، «کاش دستیارانی داشتم که برایم خلاصه برداری می‌کردند و جدول و دیاگرام می‌ساختند»، «کاش محققانی بودند که همه منابع را می‌شناختند و ارزیابی می‌کردند که حرف‌هایم چقدر تازگی دارند و حرف‌های تکراری کدام است و چطور اصلاح کنم»، «کاش حداقل یکی بود که الان که مقاله رو نوشتم درست به انگلیسی ترجمه‌اش می‌کرد و به زبان و لحن آکادمیک درش می‌آورد» و دیگر آرزوها. من به شما یاد خواهم داد که چطور همه‌ی این آرزوها را محقق کنید. کافی است یک اکوسیستم پژوهشی دقیق بسازید. ثبت نام: برای ثبت نام در این دوره به ادمین پیام بدهید: @enpensant پس از پرداخت هزینه (دو میلیون تومان برای دوازده جلسه) و ارسال فیش واریزی لینک گروه را دریافت خواهید کرد. جلسات روزهای شنبه 18 تا 20 خواهد بود. پلتفرم گوگل میت. فایل آفلاین هم در گروه قرار خواهد گرفت.
199
18
بدون متن...
183
19
دوره‌ی آموزشی ساختن اکوسیستم پژوهشی مدرس: علی‌نجات غلامی توضیح دوره: دوره‌ی حاضر، یک دوره‌ی روش تحقیق کاملاً "عملی" محسوب می‌شود که در آن با ساختن یک «اکوسیستم آموزشی وبگاهی و نرم‌افزاری» آشنا می‌شوید که از صفر –(یافتن سئوال و موضوع) و گردآوری ادبیات تحقیق و ساختن پایگاه دانش چند زبانه تا صد (ویرایش نهایی مقالات انگلیسی) پیش خواهیم رفت. در هر مرحله‌ای خواهید دانست که چگونه از هر سایت مناسبی علاوه بر هوش مصنوعی استفاده درست با نکته‌های ریز خلاقانه کنید که این همراه با یادگرفتن اصولیِ یک روش تحقیق کاملاً عملیاتی و کاربردی است. صرفه‌جوبی در زمانِ مطالعه و تحقیق، در کنار رها شدن از سردرگمی، غربالگری منابع، مطالعه‌ی درست و یادداشت‌برداری دقیق همه جزو آرزوهای ظاهراً دست نیافتنی ما هستند که عملی خواهند شد. این نه فقط برای دانشجوی متأصلی که درگیر پایان‌نامه و رساله است بلکه برای هر علاقه‌مندی که دوست دارد حوزه‌ی مورد علاقه‌اش را درست و حرفه‌ای دنبال کند مفید و واجب است. خیلی از شما آروز دارید «ای کاش استادی بود که به خوبی استعداد و علایقم را می‌شناخت و بهترین موضوع و مسائل را به من پیشنهاد می‌داد»، «کاش استادی منابع معتبر را به من معرفی می‌کرد به ترتیب اولویت مطالعه که حاشیه نروم»، «کاش یکی برایم همه متون را ترجمه دقیق می‌کرد»، «کاش استادی کنارم بود و خط به خط که مطالعه می‌کردم را برایم شرح می‌کرد»، «کاش دستیارانی داشتم که برایم خلاصه برداری می‌کردند و جدول و دیاگرام می‌ساختند»، «کاش محققانی بودند که همه منابع را می‌شناختند و ارزیابی می‌کردند که حرف‌هایم چقدر تازگی دارند و حرف‌های تکراری کدام است و چطور اصلاح کنم»، «کاش حداقل یکی بود که الان که مقاله رو نوشتم درست به انگلیسی ترجمه‌اش می‌کرد و به زبان و لحن آکادمیک درش می‌آورد» و دیگر آرزوها. من به شما یاد خواهم داد که چطور همه‌ی این آرزوها را محقق کنید. کافی است یک اکوسیستم پژوهشی دقیق بسازید. ثبت نام: برای ثبت نام در این دوره به ادمین پیام بدهید: @enpensant پس از پرداخت هزینه (دو میلیون تومان برای دوازده جلسه) و ارسال فیش واریزی لینک گروه را دریافت خواهید کرد. جلسات روزهای شنبه 18 تا 20 خواهد بود. پلتفرم گوگل میت. فایل آفلاین هم در گروه قرار خواهد گرفت.
697
20
بدون متن...
640