فلسفه علم
رفتن به کانال در Telegram
مطالب فلسفه تحلیلی و موضوعات فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن مفاهیم فلسفه علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha1988 و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy1 در ارتباط باشید.
نمایش بیشتر6 633
مشترکین
-124 ساعت
+87 روز
+8930 روز
آرشیو پست ها
6 633
✅ ثبتنام کارگاه دو روزهی «معناشناسی صفتها و قیدها» (۴ جلسه- حضوری)
مدرس: ساجد طیبی
✅ هزینهی ثبتنام: ۲۰۰ هزار تومان
🔹زمان: چهارشنبه و پنجشنبه ۲۸ و ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ از ساعت ۱۵:۰۰ الی ۱۹:۳۰.
🔹مکان: پژوهشگاه دانشهای بنیادی، ساختمان نیاوران.
ثبتنام از طریق لینک: https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLScIdPCnHK5FrgtrWgdIYmoKodiNlcNho5-AvksAKyalCLnj_Q/viewform?usp=header
لطفاً پس از ثبتنام از طریق لینک فوق، هزینهی ثبتنام را از طریق درگاه پرداخت پژوهشگاه دانشهای بنیادی (https://payment.ipm.ir/portal/payment.php) پرداخت نمایید.
توضیح: در صفحهی پرداخت «واحد» را «پژوهشکدهی فلسفه» انتخاب کنید و در قسمت نام رویداد عبارت «کارگاه معناشناسی» را بنویسید.
✅ تصویر رسید پرداخت را به آیدی https://t.me/sadjedtayebi در تلگرام ارسال کنید تا لینک عضویت در گروه تلگرام کارگاه برایتان ارسال شود.
6 633
#مغالطه | آشنایی با مغالطهها (۴)
🟠 مغالطهی اد هاک (Ad Hoc Rescue)
💡تعریف
بعضی افراد تمایل دارند به هر قیمتی باورهای خود را حفظ کنند، حتی زمانی که شواهدی خلاف آنها پیدا میشود. در چنین شرایطی آنها سعی میکنند برای حفظ باورهایشان، بهانهتراشی کنند و به توجیههای بیپایه متوسل شوند. به این نوع استدلال، مغالطهی اد هاک میگویند.
🔻مثال ۱
- سارا: من مطمئنم که علی هنوز دوسم داره!
- نازنین: اون یهساله که با مریم تو رابطهس.
- سارا: این رابطه فقط برای اینه که حرص منو دربیاره!
- نازنین: ولی اونا دارن ازدواج میکنن.
- سارا: خب! این کارشم برای اینه که منو بچزونه!
🔻مثال ۲
- مسعود: واکسنها علت اصلی بیماری اوتیسم هستن.
- آرش: مطالعات علمی نشون داده که هیچ ارتباطی بین واکسن و اوتیسم وجود نداره.
- مسعود: چقد سادهای! شرکتهای داروسازی هیچوقت اجازهی انتشار این دادهها رو نمیدن.
در هر دو مثال، سارا و مسعود به جای پذیرش واقعیت، مدام در حال دلیلتراشی هستند تا باور اولیهی خود را حفظ کنند. آنها بدون ارائهی شواهد معتبر، توجیهاتی بیپایه ارائه میدهند تا از باور خود دفاع کنند.
مصطفی بسمل
📚 Carey, S. S. (2011).A Beginner’s guide to scientific method. Cengage Learning.
➖➖➖
🌐 @EpistemeHub
6 633
Repost from آکادمی بینالمللی حکمت
✨ دوره آکادمیک بینالمللی «در پرتو نور نبوی»
(سیری تاریخی در زندگی حضرت محمد (ص) با حضور اساتید برجسته بینالمللی)
🖥 نوع دوره: آنلاین
🌐 زبان دوره: انگلیسی
📚 تعداد جلسات: ۱۵ جلسه | ۳۰+ ساعت
📆 مهلت ثبتنام: تا ۲۰ تیر
🎓 اعطای گواهی پایان دوره به صورت مشترک با دانشگاه فردوسی مشهد
🔗 ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر:
https://hekmat.academy/history-of-prophet-muhammad/
🔴 ظرفیت محدود
#نور_نبوی #ثبتنام_زودهنگام
📲 با ما همراه باشید:
تلگرام I اینستاگرام I ایتا I آپارات
6 633
🔶 سخنرانی من در کنفرانس تکامل با عنوان
A qunatitative framework for local adaptation reveals pervasive trade-offs and widespread asymmetry
تقریبا دو سال میشود که نگاهم به تکامل (هم به اجبار و هم به انتخاب) عوض شده است. بیشتر مطالعاتم از فضای تکامل کلان (Macroevolution) به تکامل خرد (Microevolution) تغییر کرده است. در این فضا غالب مفاهیم در مورد تغییراتی است که در کوتاهمدت و عموما میان جمعیتهای مختلف یک گونه اتفاق میافتد. همچنان سوالم اساسیام همان است که بود و اینجا هم اندکی در موردش نوشتهام: انتخاب طبیعی چقدر در تکامل مهم است؟ پاسخ دادن به این سوال اساسا بسیار دشوار و شاید تقریبا غیرممکن است. پس «از چیزی که نمیتوان دربارهاش سخن گفت، خاموش گذر میکنم».
🔷 اما میتوانم درباره یکی از روشهای متداول برای اندازهگیری و مشاهده شایستگی و local adaptation (ترجمه مناسب پیشنهاد دهید) حرف بزنم. روشی که در آن دو جمعیت متفاوت از یک گونه را جمعآوری میکنند، در محیطهای خودشان و دیگری پرورش میدهند، و نهایتا شایستگیشان را (به هر ضرب و زوری!) محاسبه میکنند. اگر جمعیتی در محیط بومی خودش شایستگی بیشتری از جمعیت غیربومی داشته باشد، میتوان فرض کرد که آن جمعیت تحت انتخاب طبیعی (و ضد شارش ژنی) به محیط بومیاش بیشتر تکامل پیدا کرده است. در این سخنرانی در مورد دو سازوکار اصلی این روند صحبت کردهام و اینکه منطق درست در اندازهگیری سهم این سازوکارها در local adaptation چیست.
🔶 فرصت کنم بسیار بیشتر در مورد local adaptation مینویسم. اینکه چگونه به مفاهیم دیگر اکولوژی مرتبط میشود و دقیقا چه چیزی باید اندازهگیری شود و چه تفاوتی باید سنجیده شود تا به local adaptation پی ببریم.
@jar_of_pandora
6 633
Repost from تکامل و فلسفه | هادی صمدی
در خدمت دکتر رضا منصوری، فیزیکدان بازنشسته دانشگاه شریف، و دکتر امید کریمزاده استاد فلسفه در دانشگاه شهید بهشتی بحثی داشتیم پیرامون چیستی علم و تاثیر آن بر سیاستگذاری علمی.
بحث داغی بود که میتواند هم برای مخاطب عمومی جذاب باشد و هم برای دستاندرکاران حوزههای مرتبط با علم.
قبلاً نیز گفتوگوی دیگری با دکتر منصوری در همین رابطه در تلسی داشتم که میتوانید از اینجا آن گفتوگو را، که بیشتر حول تفاوت علم و شبهعلم بود ببینید.
هادی صمدی
@evophilosophy
6 633
#مغالطه | آشنایی با مغالطه ها (۳)
🟠 مغالطهی حمله به اطمینان فرد (Ad Fidentia)
این مغالطه زمانی رخ میدهد که بهجای پاسخ دادن به استدلال یا شواهد فرد مقابل، اعتمادبهنفس او در ادعایش مورد حمله قرار میگیرد.
🔻مثال
سارا: شواهد علمی نشان میدهد که واکسنها تأثیر زیادی در کاهش بیماریهای واگیردار داشتهاند.
علی: آیا ۱۰۰٪ مطمئنی که هیچ عارضهی پنهانی ندارند؟
سارا: نه! ولی....
علی: پس معلوم شد که واکسنها خطرناکاند!
علی بهجای پاسخ به استدلال سارا، سعی میکند با ایجاد تردید در اطمینان سارا، اعتبار حرفش را تضعیف کند.
🔻 نکته
در بحثها، باید به شواهد تکیه کنید، نه به اطمینان یا عدم اطمینان طرف مقابلتان. داشتن اعتمادبهنفس در باورهای مستدل مهم است، اما مراقب باشید که گرفتار جزماندیشی هم نشويد.
مصطفی بسمل
@philosophyofscience
6 633
#فکرآزمایی | آزمایش فکری فلسفی (۳)
💠 آیا درختی که هیچکس آن را نمیبیند، وجود دارد؟
تصور کنید هنگام قدم زدن در پارک به درختی نگاه میکنید. حالا چشمانتان را ببندید. آیا درخت هنوز آنجاست؟ احتمالاً میگویید: «بله، چون وقتی چشمانم را باز کنم، دوباره آن را میبینم.» اما حالا فرض کنید که هیچ انسانی در جهان نیست. هیچکس این درخت را نمیبیند، به آن فکر نمیکند و از آن آگاه نیست. آیا درخت همچنان وجود دارد؟ اگر بگویید که درخت وجود دارد، چگونه میتوانید وجود چیزی را که هیچکس آن را ادراک نمیکند، ثابت کنید؟ آیا واقعاً میتوانید یک «درخت ادراکنشده» را تصور کنید؟
جرج برکلی، فیلسوف ایرلندی، از این آزمایش فکری نتیجه میگیرد که اشیای مادی وجود مستقل از ذهن ندارند. وقتی ما چیزی را میبینیم یا لمس میکنیم، در واقع مستقیماً با خود آن شیء مواجه نیستیم، بلکه فقط ادراکات و احساسات خودمان را تجربه میکنیم. برای مثال، گیلاس چیزی جز مجموعهای از ادراکات و احساسات ما نسبت به آن نیست: رنگ قرمز، طعم ترش، نرمی و رطوبت، همه اینها ادراکات ما هستند. اگر این ادراکات را حذف کنیم، دیگر چیزی به نام «گیلاس» باقی نمیماند! به همین دلیل، برکلی نتیجه میگیرد که: «وجود» مساوی با «ادراک» است. اگر چیزی ادراک نشود پس وجود ندارد.
مصطفی بسمل
📚 George Berkeley. A Treatise Concerning the Principles of Human Knowledge [1710]
@philosophyofscience
6 633
🎉شروع به کار گروه مطالعاتی فلسفه علم به سرپرستی آقای دکتر حامد طباطبایی، استاد سابق فلسفه علم کینگز کالج لندن و پژوهشگر ارشد پژوهشگاه دانش های بنیادی
🔴لینک ثبت نام شرکت در جلسات🔴
🗓جلسه نخست: سه شنبه ۹ تیر ساعت ۱۰:۳۰ تا ۱۳:۱۵
📍مکان: سالن جلسات پژوهشکده فلسفه تحلیلی
🌐لینک شرکت مجازی:
https://meet.google.com/szz-ogik-tyn
🟢 موضوع جلسه اول: بحث روی مقاله پرادئو و دیگران ۲۰۲۴
Philosophy in Science: Can Philosophers of Science Permeate through Science and Produce Scientific Knowledge?,
British Journal for Philosophy of Science
🔴لینک ثبت نام 🔴
6 633
📢 پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی برگزار میکند:
کارگاه «معناشناسی صفتها و قیدها» (4 جلسه)
مدرس: ساجد طیبی
🔹زمان: چهارشنبه و پنجشنبه 28 و 29 مرداد 1405، از ساعت 15:00 الی 19:30.
🔹مکان: پژوهشگاه دانشهای بنیادی، ساختمان نیاوران.
اطلاعات تکمیلی مربوط به برنامه کارگاه و نحوهٔ ثبتنام بهزودی اعلام خواهد شد.
6 633
Repost from نطقیات
📣 ثبتنام دورهٔ آموزشی متافیزیک تحلیلی (ساختار واقعیت)
👤 مدرس: دکتر عبدالرسول کشفی (استاد فلسفه - دانشگاه تهران)
🗓 شنبهها و دوشنبهها از ساعت ۱۷ تا ۱۸
🗓 شروع دوره: ۳۰ خرداد (❌ امروز)
🟢 لینک رزومهٔ دکتر کشفی در سایت دانشگاه تهران
🚮 آشنایی با استاد:
✍️ در مقام مولف:
📚 معرفت، یقین و احتمال (جستاری در معرفتشناسی فلسفی)
📚 چیستی و امکان معرفت
🗒 لینک مقالات دکتر عبدالرسول کشفی
▫️ درسگفتار معرفتشناسی در نطقیات
📨 کانال تلگرامی تأملات فلسفی (دکتر عبدالرسول کشفی)
🔮 صفحهٔ اینستاگرامی درسگفتارهای فلسفهٔ دکتر عبدالرسول کشفی
🟢 معرفی دوره:
به اطراف خود مینگریم. آنچه مشاهده میکنیم اشیای جزئیاند، اشیایی که دارای اوصافی خاص و روابطی ویژه با اشیای جزئی دیگرند. کاغذِ روبهروی من سفید و مستطیلشکل است و ضمناً رویِ میز قرار دارد. سفیدی و مستطیلشکل بودن دو وصف است که این کاغذ بدانها متصف است و رویِ میز بودن یک رابطه است که این کاغذ با شیءِ مجاور خود، یعنی میز، دارد.
هر شیءِ جزئیِ دیگری نیز چنین است: دارای اوصافی است و ارتباطها و نسبتهایی با اشیای جزئی دیگر دارد. در بررسیِ اشیای جزئیِ اطراف خود نوعی همسانی در برخی اشیای نااینهمان مشاهده میکنیم. یاقوتِ ویترینِ جواهرفروش را سرخ و سیارة مریخ را نیز سرخ میبینیم. رازِ این همسانی چیست؟ یاقوت و مریخ نااینهمان و درعینحال در سرخبودن همساناند.
پرسش از چیستیِ این همسانی، اولبار، برای افلاطون مطرح شد و تا به امروز معرکهٔ آرای متافیزیکدانان بوده است. در تحلیلِ همسانیِ نااینهمانها، دیدگاهها به دو دستهٔ اصلی تقسیم میشود: رئالیزم و نومینالیزم. رئالیستها همسانی یادشده را واقعی (اینهمان) میدانند و بر این باورند که، مثلاً، سرخی در اشیای سرخ «یک سرخی» بیش نیست؛ «یک چیز» که با وحدت عددی در بیش از یک محل محقق شده است (multilocated)؛ اما، دربرابر، نومینالیستها به واقعیت عینی برای همسانی یادشده معتقد نیستند. آنان یا وجود اوصاف را در خارج، کاملاً، انکار میکنند و یا، ضمن پذیرش وجودِ خارجیِ اوصاف، آنها را جزئی میدانند (از منظرِ آنان، در مثالِ یادشده سرخیِ یاقوت و سرخیِ مریخ دو، و نه یک، سرخی است).
این دوره میکوشد ضمن بررسی نومینالیزم از رئالیزم در برابر آن دفاع کند.
🗂 عناوین سرفصلهای دوره:
- پرسش از همسانی نااینهمانها
- تمایز کلّی و جزئی (تمایز ارسطویی، راسلی و وایزی)
- نومینالیزم و ساختارِ واقعیت
- رئالیزم و ساختارِ واقعیت
- در دفاع از رئالیزم (دفاعیههای آرتور پاپ و فرانک جکسن)
- افلاطونگروی: رئالیزم یا نومینالیزم؟
- تروپیزم
- علت نیاز به وجودِ جزئیِ عریان
- چگونگی پیوند جزئیِ عریان با ویژگیها
- راهحل فرگهای دیوید آرمسترانگ
⭕ امروز میتوانید با تخفیف ویژهٔ نطقیات ثبتنام کنید.
📞 برای ثبتنام و مشاوره در خصوص دوره لطفا با آیدی زیر تماس بگیرید:
t.me/nutqiyyat_admin
🔴
🔮 t.me/nutqiyyat
🔮 t.me/nutqiyyatlib
🔮 t.me/nutqiyyat_classes
🔮 instagram.com/nutqiyyat
🔮 https://youtube.com/@nutqiyyat
6 633
صالح۱: عصر سهشنبههای بخارا
به مناسبت انتشار کتاب «ذهن اینچنین کار نمیکند» نوشتهٔ جری فودور، ترجمهٔ دکتر صالح طباطبایی که از سوی نشر نی منتشر شده است، شصتمین نشست از سلسله نشستهای عصر سهشنبههای بخارا به نقد و بررسی این کتاب اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سهشنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵ در تالار خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد.
جری الن فودور، فیلسوف نامور آمریکایی و استاد فلسفۀ ذهن، در کتاب حاضر به تبیین محدودیتهای جدی «نظریۀ رایانشی ذهن» پرداخته و در خلال آن بر مسائل خطیری که «نظریۀ پیوندگرا»، «نظریۀ پودمانگی کلان» و «روانشناسی فرگشتی» با آنها مواجهاند تأکید کرده است. فودور در این کتاب بنیاد آرای فیلسوفان ذهن و دانشمندان شناختی دیگری چون استیون پینکر و هنری پلاتکین را به نقد کشیده است، چه، به رأی او، اینان با مسلّم پنداشتن «نظریۀ پودمانگی کلان» خواستهاند همۀ کارکردهای شناختی ذهن را بر پایۀ «نظریۀ رایانشی ذهن» تبیین کنند، حال آنکه، به باور فودور، کارکرد شناختی ذهن بسی پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را با چنین مفروضاتی تبیین کرد.
مترجم کتاب، دکتر صالح طباطبایی، دانشآموختۀ علوم شناختی است. او کوشیده است در برگردان فارسی این کتاب مهم، با افزودن پینوشتهای توضیحی و بهویژه پیوست تکمیلیِ کمابیش مفصلی شامل تعریف پارهای از اصطلاحات مهم فلسفۀ ذهن، متنی آسانیاب در اختیار عموم علاقهمندان قرار دهد.
مکان: خیابان نیاوران، رو به روی کامرانیه شمالی، شهر کتاب نیاوران
زمان: سه شنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۷
@philosophyofscience
6 633
#مغالطه | آشنایی با مغالطهها (۲)
🟠 مغالطهی حذف استثناء (Accident Fallacy)
این مغالطه زمانی اتفاق میافتد که یک قانون کلی را بدون توجه به شرایط خاص و استثناهای آن، به همهی موقعیتها تعمیم دهیم. در واقع، برخی قوانین در شرایط خاص صادق نیستند. اما گاهی برای حفظ سادگی، این استثناها را نادیده میگیریم.
🔻مثال ۱
«من معتقدم که هیچوقت نباید عمداً به کسی آسیب رساند، به همین دلیل نمیخواهم جراح شوم.» جراحی اگرچه باعث جراحت میشود، اما هدف آن درمان است. نادیده گرفتن این استثناء، منجر به یک نتیجه اشتباه خواهد شد.
🔻 مثال ۲
«کتاب مقدس میگوید: نباید دروغ بگویید. بنابراین، اگر فرد مست و مسلحی از ما بپرسد همسرش (که قصد کشتنش را دارد) کجاست، باید حقیقت را بگوییم!» فرض اینکه قوانین دینی، همیشه و در هر شرایطی باید اجرا شوند، یک پیشفرض نامعتبر است.
مصطفی بسمل
📚Bile, J. (1988). Propositional justification: another view Contemporary Argumentation & Debate, 9, 54–62.
➖➖➖
🌐 @EpistemeHub
6 633
انجمن علمی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف برگزار میکند
روایت تجربه زیسته از کار و پژوهش فلسفی در اروپا
دکتر ابوطالب صفدری
فارغ التحصیل دکتری فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف
پژوهشگر دوره پسادکتری دانشگاه برمن آلمان
عضو پروژه human on mars آژانس فضایی اروپا.
در این جلسه سخنران علاوه بر صحبت در مورد تجربیات حضور در سمینارهای مختلف و پژوهش و کار فلسفی در دانشگاههای اروپا، نکاتی درمورد ادامه تحصیل در رشته فلسفه در دانشگاههای خارج از ایران و همچنین نگارش مقالات بین المللی مطرح میکنند. در پایان به پرسش و پاسخ نیز خواهیم پرداخت.
◆ زمان: جمعه ۲۲ خرداد ساعت ۲۰:۰۰
◈ اتاق مجازی انجمن علمی شریف:
https://vc.sharif.edu/ch/phil-scicom
6 633
#مغالطه | آشنایی با مغالطهها (۱)
🟠 مغالطه تأکید (Accent Fallacy)
این مغالطه زمانی رخ میدهد که معنای یک جمله یا استدلال به دلیل تغییر محل تأکید روی واژگان، متفاوت شود.
🔻مثال ۱
در یک جلسه کاری، مدیر میگوید: «ما باید این پروژه را تکمیل کنیم.» اگر تأکید اشتباه روی واژه «باید» قرار گیرد، ممکن است کارمند تصور کند که مدیر تأکید دارد پروژه به هر قیمتی باید تمام شود. در حالی که اگر تأکید بر واژه «تکمیل پروژه» باشد، منظور مدیر اولویت دادن به اتمام پروژه است، نه لزوماً به هر قیمتی.
🔻مثال ۲
رئیسجمهور میگوید: «من هرگز دروغ نگفتهام.» اگر تأکید روی واژه «هرگز» باشد، جمله به این معنا است که رییس جمهور در کل زندگیاش هیچگاه دروغ نگفته است. اگر تأکید روی واژه «دروغ» باشد، جمله میتواند این معنا را تداعی کند که او دروغ نگفته، اما شاید کارهای نادرست دیگری انجام داده باشد.
مصطفی بسمل
📚 Damer, T. E. (2008).Attacking faulty reasoning: A practical guide to fallacy-free arguments.
@philosophyofscience
6 633
ادامه👆
چرا طرفدار هیچ سیاستمداری نیستم؟
تأملی بر کتاب سیاست تاریک (2از2)
فصل چهار: چه کسی این تاریکی را دوست دارد؟
نکتهی تلختر اینکه اقلیتی پرشور و فعال وجود دارد که نه فقط سیاستمداران تاریک را میپذیرد، بلکه آنها را میپرستند. کتاب نشان میدهد رأیدهندگانی که خود شخصیت تاریکتری دارند (یعنی خودشیفتهتر، روانپریشتر و ماکیاولیترند)، نامزدهای تاریک را بسیار بیشتر از دیگران دوست دارند. این یعنی کبوتر با کبوتر، باز با باز. اما این همهی ماجرا نیست. رأیدهندگان با نگرشهای پوپولیستی بالا نیز به طور ویژه جذب این نامزدها میشوند. آنها نامزدهای باثبات را نمیپسندند و در عوض، به سراغ کسانی میروند که جهان را مانند خودشان میبینند: میدانی برای نبرد میان «ما» و «آنها». این یافته توضیح میدهد که چرا با وجود همهی شواهد افراد نه بر اساس عقلانیت و شواهد، بلکه بر اساس پیوند هیجانی و هویتی عمیق با نامزد خود، به او وفادار میمانند. در اینجا دیگر سیاست جای خود را به یک فرقهگرایی تمامعیار داده است.
فصل پنج: بهای سنگین انتخاب ما
ممکن است کسی بگوید «مهم نیست که این سیاستمداران تاریک باشند، مهم این است که کشور را خوب اداره کنند». کتاب پاسخ میدهد که حتی این امید هم واهی است. بله، شاید در کوتاهمدت اقتصاد کمی بهتر شود (و آن هم محل تردید است)، اما هزینههای بلندمدت فاجعهبار است. کشورهایی که رهبران تاریک دارند، در بحرانهای انسانی مانند همهگیری کووید-۱۹، با وجود اعمال سیاستهای سختگیرانهتر، مرگومیر بسیار بالاتری را تجربه کردند. این نشان میدهد که بیتوجهی به هزینههای انسانی و ریسکپذیری کورکورانه، حتی در شرایط بحرانی نیز گریبانگیر این رهبران است. اما از این هم بدتر، تأثیر آنها بر خود دموکراسی است. دادههای کتاب نشان میدهد که در سال پس از انتخاب یک نامزد تاریک، حقوق سیاسی مردم در آن کشور به طور معناداری کاهش مییابد. شاخصهایی مانند «دموکراسی مشورتی» که نشاندهندهی کیفیت گفتوگوی عمومی و تصمیمگیری بر اساس استدلال است، سقوط میکنند. این یعنی این افراد نه فقط در ادارهی کشور ناتواناند، بلکه اساساً بنیانهای آن را نشانه میروند. این سیاستمداران برای ماندن در قدرت، آزادیها را محدود میکنند، رسانهها را به انقیاد میکشند و هر صدای مخالفی را خاموش میسازند. این بهایی است که ما برای انتخاب یک «قهرمان تاریک» میپردازیم.
فصل شش: چرخه معیوب سیاست تاریک
و سرانجام، کتاب به ما نشان میدهد که این یک بحران گذرا نیست. یک چرخهی معیوب و خودتقویتکننده در کار است. رسانهها که تشنه جنجال و هیجاناند، به سیاستمداران تاریک پوشش بسیار بیشتری میدهند. هر چه این افراد بیشتر در تلویزیون و روزنامهها دیده شوند، بیشتر در اذهان عمومی تثبیت میشوند و شانس پیروزیشان افزایش مییابد. این یعنی رسانهها، آگاهانه یا ناآگاهانه، به عنوان تقویتکنندهی این چرخه عمل میکنند. در نتیجه، سیاست تاریک برای ماندن آمده است. روندهای عینی در سراسر جهان نشان از افزایش منفیگرایی، موفقیت پوپولیسم و ظهور نرهای قوی دارد. در این میان، ما رأیدهندگان در یک بدهبستان تراژیک گرفتار آمدهایم: از یک سو، سیاستمداران ملایم و مبتنی بر اجماع که شاید کسلکننده به نظر برسند، اما با ثبات و آرامش همراهند. از سوی دیگر، سیاستمداران تاریک که نمایشی جذاب و هیجانانگیز ارائه میدهند، اما دموکراسی و آیندهی جمعی ما را به آتش میکشند.
سهراب سپهری حق داشت که قطار سیاست را خالی در حال گذر میدید. به معنای واقعی کلمه، و نه صرفاً در بیانی استعاری، باید جای این مردان سیاست، درخت بنشانیم. باید از تعلق به جریانها و احزاب دست برداریم و با نگاهی تازه، به نهادهای مدنی و راهحلهای مشارکتی بیندیشیم.
شاید قرن بیستویکم، قرن بازگشت به خرد جمعی و دموکراسی گفتوگویی است و شاید هم زمان غرق شدن در پوپولیسم. امیدوار باشیم که قرنی باشد که در آن به جای دنبال کردن قهرمانان خودشیفته، گرد هم میآییم تا دربارهی آینده مشترک خود گفتوگو کنیم. خرد جمعی مردم کوچه و بازار برای حل بزرگترین مشکلات کفایت میکند.
رستم برترین قهرمان شاهنامه، آزاده بود. اسطورهها دستنیافتنیاند، اما میتوانند راهنمای عمل قرار گیرند، تا هر کدام ما، به وسع خود، آنها را الگوی کنش قرار دهیم.
هادی صمدی
@evophilosophy
6 633
چرا طرفدار هیچ سیاستمداری نیستم؟
تأملی بر کتاب سیاست تاریک (۱از ۲)
سهراب میگفت «جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود».
کتاب سیاست تاریک: شخصیت سیاستمداران و آینده دموکراسی نوشته الساندرو نای و یورگن مایر، که به تازگی توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده، با انبوهی از دادههای تجربی نشان میدهد که نگاه سپهری صرفاً یک خیالپردازی شاعرانه نبوده, بلکه هشداری جامعهشناختی است. این کتاب با تحلیل نزدیک به ۲۰۰ سیاستمدار برتر در ۱۰۳ انتخابات در جهان، پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد: سیاستمداران، دستکم آنهایی که امروز بر سر کار میآیند، نه فقط شایسته ستایش نیستند، بلکه باید طرد شوند.
در این متن، با تکیه بر یافتههای این کتاب، شش دلیل عرضه شده که چرا طرفدار هیچ سیاستمداری نیستم و چرا سپهری درست میپنداشته است.
فصل یک: سیاستمداران، نمونهای از جامعه نیستند
کتاب سیاست تاریک با دادهها نشان میدهد که سیاستمداران، آنطور که گمان میکنیم، نمایندگان معمولی جامعه نیستند. آنها از نظر شخصیتی با عموم مردم تفاوت بنیادین دارند. در میان نزدیک به دویست نامزد برتر جهان، سیاستمداران به طور میانگین نمرات بالایی در وظیفهشناسی و برونگرایی دارند، اما این تمام ماجرا نیست. آنها در خودشیفتگی نیز نمرات به مراتب بالاتری از جمعیت عادی کسب میکنند. جالبتر اینکه سیاستمداران «مستقر» که مدت بیشتری در قدرت بودهاند، به طور معناداری روانپریشتر و ماکیاولیتر از رقبای خود هستند. این یعنی صفات تاریک به نحوی استثنایی در سیاسمتداران دیده نمیشود، بلکه گویا مزیتی برای ماندن در قدرت محسوب میشوند. با دیدن شخصیتی که بالاترین نمرهی خودشیفتگی را در میان تمام نامزدها دارد و در توافقپذیری در پایینترین نقطه ایستاده، یا شخصیت سرد و خشک و روانپریش نامزد دیگر، دیگر نمیتوانیم سادهلوحانه باور کنیم که این افراد از سرِ وظیفهشناسی به سیاست آمدهاند. آنها برای رسیدن به قدرت طراحی شدهاند، نه برای خدمت به مردم.
فصل دو: سیاستمداری به سبک پوپولیسم و منفیبافی
اگر بپذیریم که شخصیت این افراد با ما متفاوت است، باید بپرسیم که این تفاوت چگونه خود را در رفتار سیاسی آنها نشان میدهد. پاسخ کتاب روشن است: سیاستمداران تاریک، پوپولیستترین و منفیترین کارزارهای انتخاباتی را به راه میاندازند. آنها با وعدههای توخالی به «مردم»، با تحریک علیه «نخبگان فاسد»، و با زبانی سرشار از توهین و بیاحترامی به رقبا، صحنه سیاست را به میدان نبرد تبدیل میکنند. دادههای کتاب نشان میدهد که روانپریشی قویترین پیشبینیکنندهی پوپولیسم است؛ نامزدی که نمرات بالایی در این صفت دارد، با احتمال ۸۶٪ یک پوپولیست تمامعیار است. در سوی دیگر، نامزدهایی که توافقپذیری بالایی دارند (یعنی همان ویژگی که ما در همسایه و دوست خود میپسندیم) به ندرت در زمرهی پوپولیستها جای میگیرند. کافی است نگاهی به فهرست نامزدهای با بالاترین نمره در «بلاغت پوپولیستی» بیندازیم. همان کسانی را خواهیم یافت که هر روز اخبارشان را از تلویزیون میشنویم، همانهایی که میگویند «تنها ما میتوانیم» و «دیگران خائناند». سپهری از «مردان سیاست» گفت، اما امروز بسیاری از این مردان (و زنان) در قامت یک عوامفریب ظاهر میشوند که به جای التیام زخمهای جامعه، بر آن نمک میپاشند.
فصل سه: رأی ما به تاریکی، پیروزی او بر ما
شاید بگویید اگر اینها اینقدر بدند، چرا مردم به آنها رأی میدهند؟ کتاب پاسخی پیچیده و در عین حال ناامیدکننده به این پرسش میدهد. رأیدهندگان عادی، اگر از آنها به طور مستقیم بپرسی، اعتراف میکنند که سیاستمداران تاریک را دوست ندارند. خودشیفتگی و روانپریشی با کاهش شدید مقبولیت همراه هستند. اما ماجرا به این سادگی نیست. رأیدهندگان راستگرا و محافظهکار، نامزدهای تاریک را بسیار بیشتر از رأیدهندگان چپگرا میپسندند. این بدان معناست که ایدئولوژی، قضاوت ما را دربارهی شخصیت مخدوش میکند. ما نامزدی را که شبیه ما فکر میکند، حتی اگر تاریک باشد، میپذیریم. وحشتناکتر اینکه برای سیاستمداران مستقر، تاریک بودن نقطه ضعف نیست؛ بلکه برگ برنده است. آنها که به قدرت رسیدهاند، از شخصیت تاریک خود به عنوان ابزاری برای حفظ قدرت استفاده میکنند.
این چرخهی معیوب را تصور کنید: برای رسیدن به قدرت باید تاریک بود، و وقتی به قدرت رسیدی، تاریکیات تو را در قدرت نگه میدارد. در چنین شرایطی، رأی مردم دیگر انتخاب آنها نیست، بلکه تأییدی است بر تسلط این چرخهی معیوب بر سرنوشت سیاسی ما.
ادامه دارد،👇
هادی صمدی
@evophilosophy
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
