fa
Feedback
سایت خبری-تحلیلی کلمه

سایت خبری-تحلیلی کلمه

رفتن به کانال در Telegram

کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام سایت خبری-تحلیلی کلمه

کانال سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 48 456 مشترک است و جایگاه 5 417 را در دسته اخبار و رسانه‌ها و رتبه 7 078 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 48 456 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 17 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -379 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -10 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 10.94% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.46% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 5 303 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 3 613 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 18 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اخبار و رسانه‌ها تبدیل کرده‌اند.

48 456
مشترکین
-1024 ساعت
-717 روز
-37930 روز
آرشیو پست ها
🔴 درنگی در بحران‌ِ نمایندگیِ جنبش زن، زندگی، آزادی   ✍️ ابوطالب آدینه‌وند   مقدمه: در آنِِ مهسا، دقیقه ی تصورِ امکانِ تغییر از بیمارستان کسری به آیچی  کشیده شد و گورستانِ آیچیِ سقز به محملِ گُر گرفتن جنبشی زندگی مایه تبدیل شد، گیسوان قیچی شده ی سوگوار خبر از سرحداتِ وسیع رنج می داد و در انعکاسیِ از مغناطیسِ خود خدانورِ در تاریخِ سرحداتِ رنج و طرد را شناسنامه دار کرد . جنبشی که با خواست تاریخیِ ضد اقتدار و اجبار و استبدادِ هم خون و هم خانواده بود. اما پیش از آنکه در ساختار رسمی قدرت دگرگونی ایجاد کند، در سطح جامعه رخدادی بزرگ پدید آورد؛ مرزهای امر ممکن را جابه‌جا کرد، مناسباتی را که سال‌ها طبیعی و تغییرناپذیر تصور می‌شد به پرسش کشید و ناجنبش زنان را به کنش جمعی کشاند. در ادامه اقشاری از ایرانیان پا به پای هم به تحریر تاریخ دست زده و چشم اندازی از آینده را در دلِ رخداد رقم زدند به گونه ای که در این کارزار برخی قابها، شبیه به آینده بود.   از این حیث، زن، زندگی، آزادی جنبشی با دستاورد عینی و ملموس  بود.  بخشی از آن در زندگی روزمره، در تغییر مناسبات اجتماعی، در مقاومت‌های پراکنده و در صورت‌هایی از کنش غیرمتمرکز ادامه یافت. فرمی از مبارزه و کنش روزمره و غیرجمعی که آصف بیات  برای توضیح آن از مفهوم «ناجنبش» نیز بهره گرفت. بنابراین این فرایند به تعبیر آصف بیات  از " پیش روی آرام" حضور داشت و در سمبل ویدا موحد، معنا یافت و در جنبشِ مهسا و پس از آن چه در فرمِ جنبش و چه در اکنون در فرمِ ناجنبش به کنش روزمره می پردازد.   جنبش زن زندگی آزادی سرمایه اجتماعی تازه‌ای تولید کرد و سوژه اجتماعی جدیدی را به وجود آورد، اما میان این سوژه و عرصه سیاست، به تعبیری از آلن تورن بیان سیاسی و سپس نمایندگی، در ابهام ماند و حتی در رخداد دی ۱۴۰۴ در قالب یک بحرانِ منجر به قطبیت رخنمون شد.   ۱- فرسایش مرجعیت و ریزش سرمایه اجتماعی کلاسیک   جنبش مهسا در خلأ پدیدار نشد.  حاکمیت و راهبردِ پیشین رفرمیستی توان جذب و نمایندگی مطالبه ی آزادی سبک زندگی را نداشت. می توان این توان عدم جذب را در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و نیز در سرکوبِ دی ۱۴۰۴ نیز دید. حاکمیت و دولت توان ادراکِ این فرسودگیِ خود را نداشت گرچه  از رویارویی مجدد با جامعه سر موضوعِ اختیارِ پوشش نیز پرهیز کرد و آن را در تعلیق نهاد. خواستِ اختیارِ سبک زیست در کنه خود، مطالبه ای ضدِ اقتدار بود که در قابِ تقلایِ آزادسازیِ حقِ انتخابِ ایرانِ معاصر باید فهمیده شود.    از سویِ دیگر ما در آن ایام با فرسایشِ مرجعیت‌های کلاسیک در جامعه یِ ایران روبرو بودیم  احزاب، نهادهای سیاسی، گروه‌های اجتماعی، شخصیت‌های سنتی و حتی بخشی از مراجع روشنفکری و دانشگاهی و فرهنگی، دیگر مانند گذشته قادر نبودند میان جامعه و عرصه سیاست واسطه‌ و میانجی باشند. آنها میانجیان و سخنگویان و بیانِ سیاسیِ  گفتمان و راهبرد پیشین در جامعه بودند و اعتراض و مطالبات را در دوره ای نمایندگی می کردند. اما همگام با گفتمان و راهبرد، حاملان دولت کارگزاران آن نیز دچارِ فرسایشِ و ریزشِ سرمایه اجتماعی می شوند. هنگامی که مراجع پیشین فرسوده می‌شوند، جامعه ممکن است از مرجعیت‌های قدیمی عبور کند، بی‌آنکه هنوز مرجعیت‌های جدید و سازوکارهای جدید نمایندگی را ساخته باشد. در اینجا بیانِ سیاسی دچارِ سردرگمی در جهت شده و  در پی محمل و ماوای قرار یافتن است.   در این وضعیت، سرمایه اجتماعی جابجا می شود و در صورت‌بندی های جديد ظهور می کند و  سیال می شود. البته تحرکِ سرمایه اجتماعی امکان‌ها و میدان‌های تازه‌ای برای کنش ایجاد می کند، اما هم‌زمان با این سیالیت، مسئله نمایندگی درحال تکوین  را پیچیده‌تر می‌سازد . مساله رهبرسازیِ جرج تون در میانه ی جنبش مهسا برای پر نمودن چنین خلائی بود. اما به نظرم در دال همبسته ی بسیج گرِ آن جنبش ترک انداخت و امکانِ زایشِ طبیعی آن را مختل و سقط نمود.    ۲- بحران نمایندگی و بیان سیاسی   زن، زندگی، آزادی را می‌توان در چارچوب یک جنبش ضداقتدار فهم کرد؛ اما این ضداقتدار بودن، صورتی انتزاعی نداشت. جنبش در تجربه زیسته خود با نوعی اقتدارِ دینی- نظامی مواجه شد که  تنظیم سبک زندگی و قرائت حکومتی از دین با ردای تنگِ فرمالیسمِ مذهبی و اجبار پلیسی درهم تنیده شده بود. قرائتی که مدعیِ تصرف تمامیِ قلمرو حیات و ممات است....     متن کامل     منبع: ایران فردا   @Kaleme

🔴 کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل: حملات میناب و لامرد می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد؛ سرکوب اعتراضات دی‌ماه می‌تواند جنایت علیه
🔴 کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل: حملات میناب و لامرد می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد؛ سرکوب اعتراضات دی‌ماه می‌تواند جنایت علیه بشریت تلقی شود کمیته حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل متحد در تازه‌ترین گزارش خود، مورخ ۱۴ سپتامبر، نسبت به وضعیت غیرنظامیان در ایران و رعایت نشدن اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی در حملات آمریکا علیه ایران ابراز نگرانی شدید کرده است. بر اساس یافته‌های این کمیته، «دلایل معقولی» وجود دارد که حمله به مدرسه میناب و ورزشگاه لامرد توسط آمریکا انجام شده و این حملات، با توجه به شواهد بررسی‌شده، می‌تواند از مصادیق جنایت جنگی باشد. کمیته در بخش دیگری از گزارش خود، به سرکوب اعتراضات دی‌ماه در ایران پرداخته و اعلام کرده است که اقداماتی از جمله کشتار، بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و اعدام‌های مرتبط با اعتراضات می‌تواند در چارچوب جنایت علیه بشریت قرار گیرد. این کمیته همچنین خواستار توقف فوری مخاصمات، رعایت حقوق بشردوستانه بین‌المللی، پایان دادن به سرکوب شهروندان معترض و رعایت موازین حقوق بشر شده است. متن کامل گزارش انگلیسی در پیوست ارائه شده است. @Kaleme

🔴 زن، زندگی، آزادی در امتداد تجربه‌ها ✍️مهدی یراحی ‏چهار سال از قتل مهسا امینی گذشت؛ از خشونتی که بر او رفت، از کشته‌ شدن و مجروح‌ شدن و زندانی ‌شدن هزاران ایرانی معترض و از عزادار شدن خانواده‌هایشان تا ایستادگی‌ها، سوگواری‌ها و فسردگیِ‌ تک‌تک‌مان، و از آغاز «زن، زندگی، آزادی» در ایران. ‏به گمانم، خیزش‌های اجتماعی جزایر جدا از هم نیستند؛ هرکدام بخشی از رنج، تجربه و حافظه پیشین را با خود حمل می‌کنند و به بعدی می‌سپارند. پیوستگی اما به معنای یکسان بودن شعار، رهبر یا مقصد سیاسی نیست؛ و نمی‌توان برای اثبات تصویری مطلوب از حال و آینده، گذشته و مفهومِ تجربه میلیون‌ها انسان را بازتعریف کرد. ‏زن، زندگی، آزادی نیز در همین روند، مسئله زن، بدن، کرامت انسان، معیشت، حجاب اجباری و نسبت فرد و حکومت را به رویارویی کشاند. شکافی عمیق در جامعه را آشکار کرد و در عین تکثر، میان بخش بزرگی از جامعه «مایی» ساخت که پیش از آن به این روشنی وجود نداشت. این دو با هم‌اند و یکی دیگری را پاک نمی‌کند؛ تجربه‌ای انسانی و ملی. ‏این جنبش، به گمان من، نفی مشخصی است: نه به تحقیر، نه به حجاب اجباری، نه به حکومت بر بدن و نه به فرودست‌ کردنِ انسان در برابر ایدئولوژی. ‏همین تکثر، روایت‌های مختلفی ساخته و می‌سازد؛ اما هر روایت مخدوشی امروز، خاستگاه واقعی دیروز را تغییر نمی‌دهد. ‏زن، زندگی، آزادی به باور من، نه نقطه آغاز این مسیر است و نه پایان آن؛ در امتداد تجربه‌های پیشین شکل گرفت، معنای تازه‌ای به آن‌ها داد و خود نیز به تجربه‌ای برای آنچه پس از آن آمده و می‌آید تبدیل شد؛ بخشی از همان دریای تجربه‌های گران جامعه ایران که باید تا رسیدن به آزادی و دموکراسی چراغ راه بماند، نه دستاویزی برای جدل‌های فرسایشی، نه بازگشتی به اصلاح‌طلبی بی‌افق در دل همین ساختار، و نه تکرار چرخه جایگزینی یک اقتدار با اقتدار دیگر.‌ منبع: صفحه اینستاگرام نگارنده @Kaleme

🔴 پیچیدگی نظام و سادگی مخالفان
اپوزیسیون ملی در کجای ماجراست؟
  ✍️ مصطفی محب‌کیا   در حالی به چهارمین سالگرد خیزش زن زندگی آزادی نزدیک میشویم که تجربه ی تلخ و دردناک و بی سابقه ی کشتار دی ماه ۱۴۰۴ را نیز با خود همراه داریم. تجربه ی تلخی که هنوز مجال سوگواری هم برایش پیدا نکرده ایم، چه رسد به هضم و درک درست آن فاجعه ی ملی. پس از سرکوب و کشتار بی سابقه ی معترضان در دی ماه ۱۴۰۴ آنچه بیش از گذشته در اذهان برجسته شد، چیستی و ماهیت نظام جمهوری اسلامی بود. ماهیتی که اهمیت آن پس از جنگ اخیر دو چندان شد. حکومتی که با بحران های عمیق «عدم مشروعیت سیاسی» و «ناکارآمدی اقتصادی» مواجه است و همزمان زیر سایه ی حمله ی خارجی قرار داشت، توانست این بزرگترین اعتراضات خیابانی تاریخ معاصر را سرکوب کند. چگونه است که سیستمی به رغم زائل شدن هر دو بال مشروعیت و کارآمدی، همچنان میتواند خود را در برابر انبوه اعتراضات خیابانی حفظ کند؟ در حالیکه ناکارآمدی اش در تضمین و تامین معیشتِ مردم فراگیر شده است، چگونه میتواند همواره بخشهایی از جامعه، حتی ناراضیان وضع موجود را به پشتیبانی از خود در صحنه حاضر کند؟ جمهوری اسلامی در چه زمینی بازی میکند که میتواند در شرایطی چنین ناپایدار، پایداری خود را حفظ کند؟ چرا در آستانه ی انقلاب ۵۷ ماشین کشتار رژیم شاه با تمرد گسترده ی نیروهای سرکوبگرش مواجه میشود و از کار می افتد، اما اینجا با اینکه حجم کشتار بسیار عظیم تر از آن زمان است، هیچ ریزش معنی دار و تاثیر گذاری از درون سیستم سرکوب دیده نمیشود؟ اینجاست که جمهوری اسلامی به مثابه یک مسئله رخ مینمایاند. پاسخ دادن به این مسئله کار آسانی نیست که از این قلم برآِید ، اما شاید بتوان نکاتی چند را برشمرد. بازی در نزاع سه ضلعی از زمانی که عباس میرزا در برابر روس ها شکست خورد و ما با از دست دادن بخشهایی از سرزمین خود متوجه دنیای مدرن شدیم، استقلال و شخصیت ملی خود را در معرض تهاجم یافتیم. آنچه از غرب در خاطره ی جمعی ایرانیان در ۲۰۰ سال گذشته به جا مانده است، یک پارادکس خون آلود و شخصیت شکن بوده است. از طرفی آموزه های رنسانس و عصر روشنگری، که نوع انسان را از قید و بندِ آسمان و زمین و ولایت و سلطنت آزاد می کرد، و از طرفی توپ و تانک و جنگ وکودتا و تجزیه ی سرزمینی، که داغ بر دل ایرانیان می گذاشت. از زمان انقلاب مشروطه که «ملت» تشخص و تعین سیاسی پیدا کرد و مبارزان ملی پا به عرصه ی سیاست ایران گذاشتند، تا پایان سلطنت پهلوی، همواره مبارزه با استبداد داخلی و تهاجم خارجی یک تلازم ذاتی داشت. چه اواخر دوران قاجار که برای تامین هزینه های فساد  و درباری خود امتیازات انحصاری به دول خارجی اعطا کرده بود و چه پهلوی ها که اساسا با دخالت و کودتای خارجی حاکم شده بودند،  همگی به نوعی پشتگرم به پشتیبانی مداخله گر خارجی بوده اند. بنابراین نیروی مخالف دخالت خارجی، خودبخود مخالف استبداد داخلی هم می­بود.   مبارزه ی سیاسی در آن زمان بسیار آسان بود چرا که یک قطبیت دو سویه وجود داشت که یک سوی آن حکومت و نیروی خارجی حامی آن بود، و سوی دیگر آن اپوزیسیونی که مخالف هر دو بود.  اما این زمین بازی و قطبیت ساده، پس از انقلاب 57 و تثبیت ساختار حقوقی و حقیقی جمهوری اسلامی تغییر کرد. زمین بازی دیگر دو قطبی نیست. بلکه سه راس مجزا پیدا کرده است. استبدادی بر سر کار آمده که مستقل از نیروی مداخله گر خارجی است. نه تنها مستقل است که داعیه ی مبارزه با امپریالیسم غربی را هم دارد. نیروی امپریالیستی امریکا نیز در تمام سالهای پس از انقلاب، دولت ایران را تحریم و از هیچ دخالت و حتی جنگ مستقیم و غیرمستقیم فروگذار نکرده است. ضلع سوم نیز مردمی هستند که هنوز زخم های استبداد و استعمار را همزمان بر گرده ی خویش حس میکنند.    سیاست برای اپوزیسیون در اینجا دیگر به سادگی گذشته نیست. نزاع دو قطبی، به نزاع سه ضلعی بدل گشته و بازی به غایت پیچیده و فرساینده شده است. مبارزه در این زمین سه ضلعی همزمان واجد تضاد ها و همپوشانی های ناگزیری هست. پیچیدگی و فرسایش، ناشی از مغشوش بودن و یا مبهم بودن بسیاری از مرزها ست. کمترین ساده انگاری و سهل انگاری اپوزیسیون، باعث حل شدن و هضم شدنش در یکی از طرف های استبداد داخلی یا مداخله گر و متجاوز خارجی می شود. چپ های محور مقاومتی و سلطنت طلبان برانداز، نمونه هایی از دو سر طیف اپوزیسیون هضم شده هستند که نتوانستند مردم را در موضع و ضلع سوم نمایندگی کنند. در این بازی پیچیده، حفظ استقلال از هر دو نیروی سرکوبگر داخلی و مداخله گر خارجی، کار آسانی نیست. ایستادن درموضع سوم، یعنی قرار دادن خود در برابر دو نیروی در ظاهر متخاصم، اما در عمل تقویت کننده یکدیگر. دو نیرویی که پول و رسانه و اسلحه دارند. ….   متن کامل منبع: ایران فردا @Kaleme

🔴 جنبش مهسا؛ گسستی که به عقب بازنمی‌گردد ✍️ لیلا عسگری شهریور ۱۴۰۱، تاریخ فقط یک روز را ثبت نکرد؛ یک زخم را ثبت کرد. در آن روز، دختری به نام مهسا (ژینا) امینی، پس از بازداشت توسط گشت ارشاد، جان باخت. اما این مرگ، تنها یک حادثه نبود. جرقه‌ای بود بر انبار باروتی که سال‌ها در زیر پوست جامعه انباشته شده بود. از همان روز، چیزی در ایران ترک خورد که دیگر نمی‌توان آن را به هم دوخت. این نخستین بار نبود که زن ایرانی قامت راست می‌کرد. در انقلاب مشروطه، زنان پشت درهای بسته مجلس ایستادند و خواهان حق مشارکت شدند. در ۱۷ اسفند ۱۳۵۷، تنها روزها پس از پیروزی انقلاب، زنانی در دانشگاه تهران جمع شدند و به حجاب اجباری «نه» گفتند. در ۱۳۹۶، دختری روی جعبه‌ برق در خیابان انقلاب ایستاد و روسری سفیدش را به باد سپرد. مرگ مهسا اما نقطه اوج این زنجیره بود؛ جایی که قطره به سیل بدل شد. نخستین دستاورد این جنبش، فروپاشی عملی حجاب اجباری است. درست است که قانون نانوشته هنوز در سایه‌ها نفس می‌کشد، اما خیابان دیگر آن را به رسمیت نمی‌شناسد. در دانشگاه‌ها، کافه‌ها، متروها و پیاده‌روها، زنانی حضور دارند که خودشان برای نوع پوشش‌شان تصمیم می‌گیرند و این نافرمانی جمعی، با همه هزینه‌های امنیتی و قضایی، متوقف نشده است. حکومت می‌تواند گشت‌ها را احیا کند، می‌تواند بخشنامه صادر کند، اما نمی‌تواند چهار دهه نامرئی‌سازی زنان را از حافظه جمعی پاک کند. زنی که یک بار طعم حضور بدون ترس را چشیده، به قفس بازنمی‌گردد. دومین دستاورد، تغییر جایگاه زنان در جامعه است. زنان از حاشیه به متن آمده‌اند. برابری‌خواهی دیگر یک خواسته حاشیه‌ای یا متعلق به گروهی خاص نیست؛ نفسِ جامعه است. این جنبش نشان داد که بسیاری از مردان نیز به آن پیوسته‌اند و از حقوق زنان دفاع می‌کنند. این همبستگی جنسیتی، هنجارهای خانواده و جامعه را از درون تغییر داده است. سومین دستاورد، شکستن دیوار ترس است. برای نخستین بار پس از انقلاب ۱۳۵۷، زنان و مردان در سراسر ایران علنا با سیاست‌های حاکم در امر پوشش مخالفت کردند. این جسارت جمعی، فرهنگ سکوت و ترسی را که سال‌ها بر جامعه، به‌ویژه بر زنان، حاکم بود به چالش کشید. ترس از میان نرفته، اما دیگر مطلق نیست. چهارمین دستاورد، بین‌المللی شدن مبارزه زنان ایران است. صدای زنان ایران به گوش جهان رسید. تصاویر جنبش مهسا و شعار «زن، زندگی، آزادی» به نماد مقاومت تبدیل شد. جایزه‌های بین‌المللی و توجه رسانه‌های جهانی، اگرچه برای برخی نمادین است، اما نشان داد که این جنبش از مرزهای ایران فراتر رفته است. مهم‌تر از آن، نگاه جهانی به حجاب و حقوق زنان در ایران تغییر کرده است. اما مهم‌ترین دلیل بازگشت‌ناپذیری این جنبش، گسست نسلی است. نسلی که پس از ۱۴۰۱ شکوفا شد، دیگر به پیش از «زن، زندگی، آزادی» بازنگشته است. زبان، افق مطالبات و انتظارات این نسل تغییر کرده است. خواسته‌های آن‌ها نه در بیانیه‌ها، بلکه در زندگی روزمره نهادینه شده است. تندروها می‌توانند سرعت تغییر را کم کنند، می‌توانند مانع ایجاد کنند، اما نمی‌توانند ذهن‌ها را به عقب برگردانند. تاریخ ایران این را بارها نشان داده است. مشروطه، با همه سرکوب‌ها و شکست‌ها، ایده قانون و حق را از ذهن ایرانی پاک نکرد. کشف حجاب رضاشاه، چون از بالا و با زور بود، در دل جامعه نفوذ نکرد. اما جنبش مهسا از پایین می‌جوشد؛ از دل خیابان، دانشگاه، خانه و کافه. و آنچه از پایین بجوشد، با انبوه بخشنامه‌ها از بالا نمی‌خشکد. فشار تندروها بر قانون حجاب، تعلیق و بازگشت گشت ارشاد، و تلاش برای سرکوب، نشانه قدرت نیست؛ نشانه ناتوانی در متوقف کردن روندی است که از پایین به بالا پیش می‌رود. جنبش مهسا یک گسست تمدنی است. آینده ایران بدون در نظر گرفتن این جنبش قابل تصور نیست. ۲۵ شهریور دیگر فقط یک تاریخ نیست؛ یک حافظه است. منبع: مهستان @Kaleme

🔴 دست‌کم ۱۰۰ معترض دی‌ماه در معرض اعدام؛ پنج زن و پنج کودک در میان محکومان کمی مانده به سالگرد جان‌باختن مهسا امینی، سازمان
🔴 دست‌کم ۱۰۰ معترض دی‌ماه در معرض اعدام؛ پنج زن و پنج کودک در میان محکومان کمی مانده به سالگرد جان‌باختن مهسا امینی، سازمان حقوق بشر ایران در گزارشی تازه از ابعاد گسترده صدور احکام اعدام برای بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ خبر داده است. بر اساس داده‌های گردآوری‌شده این سازمان، دست‌کم ۱۰۰ معترض بازداشت‌شده در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه به اعدام محکوم شده‌اند و در معرض اجرای حکم قرار دارند. در میان این ۱۰۰ نفر، پنج زن حضور دارند. همچنین دست‌کم پنج نفر هنگام ارتکاب «جرم ادعایی» کمتر از ۱۸ سال داشته‌اند؛ موضوعی که آنان را در زمره کودک‌مجرمان قرار می‌دهد. سازمان حقوق بشر ایران تأکید کرده این فهرست تنها مواردی است که تاکنون امکان شناسایی و مستندسازی آنها فراهم شده است. … ادامه متن گزارش منبع: کانال تلگرام مهدی محمودیان @Kaleme

🔴 بازخوانی پیام بانوی سبز ایران، زهرا رهنورد دکتر زهرا رهنورد در روزهای جنبش زن، زندگی، آزادی نوشت: آقایان حکمرانان، دیگر طا
🔴 بازخوانی پیام بانوی سبز ایران، زهرا رهنورد دکتر زهرا رهنورد در روزهای جنبش زن، زندگی، آزادی نوشت: آقایان حکمرانان، دیگر طاقت رنج و درد هموطنانم را ندارم بیائید مرا هم بکشید یا تسلیم خواست مردم شوید. متن کامل این پیام به شرح زیر است: به نام خدای رنگین کمان آقایان حکمرانان مهسا و سارا و نیکا، مهرشاد و اسرا و آیلار و حمیدرضا و آدینه‌نژاد و دیگران، و دانش‌آموز و دانشجو را کشتید و زندان کردید. از بلوچستان و زاهدان تا کردستان را به خاک و خون کشیدید، از شمال تا جنوب و چهارگوشه ایران را غرق خون، تیر و تفنگ و باتوم کردید. دیگر طاقت رنج و درد هموطنانم را ندارم بیائید مرا هم بکشید یا تسلیم خواست مردم شوید ✍️ زهرا رهنورد‌ زن، زندگی، آزادی ۳/۹/۱۴۰۱ @kaleme

🔴 واگذاری ۷۲ میلیون بشکه نفت با تخفیف متوسط ۸ دلار در هر بشکه ظرف دو ماه به ۴ تراستی. همشهری آنلاین از علی بایندریان، روح‌ال
🔴 واگذاری ۷۲ میلیون بشکه نفت با تخفیف متوسط ۸ دلار در هر بشکه ظرف دو ماه به ۴ تراستی. همشهری آنلاین از علی بایندریان، روح‌الله رضوی، محمدهادی مؤمنین و حسین شمخانی به عنوان چهار تراستی بزرگ نام برد و نحوه ساز و کار انتخاب چهار تریدر را مورد پرسش قرار داد. ولی‌الله بیاتی، نماینده مجلس نوشت: در فاصله ۲۸ خرداد تا ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ و در دوره ۶۰ روزه پس از امضای توافق‌نامه اسلام‌آباد، حدود ۷۲ میلیون بشکه نفت خام از مسیر تنگه هرمز عبور کرده و در محدوده EOPL مستقر شده است... لازم است مشخص شود این حجم قابل توجه نفت با چه سازوکاری، چه قیمتی و به چه طرف‌هایی واگذار شده... باید مشخص باشد این افراد بر اساس چه فرآیند قانونی و کارشناسی انتخاب شده‌اند... اگر واقعاً ۷۲ میلیون بشکه نفت با تخفیف متوسط حدود ۸ دلار فروخته شده باشد، محاسبه اولیه اختلاف قیمت، رقم بسیار قابل توجهی را نشان می‌دهد… فساد ساختاری و حکومت مافیایی یعنی ۵۷۶ میلیون دلار پول تخفیف نفت در ظرف فقط ۲ ماه در جیب ۴ تراستی و فقر و درماندگی عمومی مردم از استاد دانشگاه گرفته تا کارگر. روشن شد «رسیدن به قله» نیاز به «جهاد تبیین» ندارد. منبع: همشهری آنلاین @Kaleme

🔴 نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت
بیانیه کانون صنفی معلمان در بزرگداشت یاد و خاطره ژینا امینی و جنبش زن زندگی آزادی
چهار سال از جان‌باختن معصومانه دختری گذشت که مرگش به انفجار خشم و مطالبه‌ای منجر شد که سال‌ها سینه میلیون‌ها زن و مرد ایرانی را سنگین و دردمند کرده بود. نام او  تبدیل به شعاری شد جاری بر زبان‌ها؛ شعاری که از خیابان‌های کردستان تا تهران و تا... ، از دانشگاه‌ها تا کارگاه‌ها، و از زبان جوانان تا صدای مادران، طنین انداخت. «زن زندگی آزادی» دیگر فقط یک شعار نبود؛ یک خواست جمعی، یک هویت، و یک راه شد. آن‌چه در این چهار سال رخ داد، فقط اعتراض نبود. تغییری عمیق در بطن جامعه بود. دختران و زنانی که برای سال‌ها ساکت بی‌صدا بودن را یاد گرفته بودند، به خیابان آمدند و با صدای‌ رسا اعلام حضور کردند. مردانی که تصور می‌کردند حقوق زنان امری زنانه است، در کنار آن‌ها قرار گرفتند. خانواده‌هایی که فقط سوگوار بودند، به دادخواه تبدیل شدند. و جامعه‌ای که می‌خواستند در ترس و سکوت بماند، دانست که باید بپرسد، اعتراض کند، و تسلیم نشود. جنبش ژینا، جنبش خشونت نبود؛ جنبش آگاهی و پایداری مدنی بود. جنبشی بود که با وجود سرکوب، با وجود زندان، و از دست دادن‌ها، نه‌تنها متوقف نشد که ریشه‌هایش عمیق‌تر و قوی‌تر شد. از خیابان‌ به خانه‌ها رفت و از خانه‌ها به دل‌ها و اندیشه‌ها؛ از بزرگترین شهرها تا دورافتاده‌ترین روستاها، هرکدام گام‌هایی به جلو برداشتند. امروز، دختری که در شهری کوچک، بزرگ می‌شود، می‌داند که حق دارد انتخاب کند، حق دارد بپوشد آنچه می‌خواهد، و حق دارد زندگی کند. این تغییر نه کوچک است و نه هیچ قدرتی می‌تواند از جامعه بگیرد. خانواده امینی اما هنوز چشم به راه #حقیقت است. اگرچه این انتظار، تنها انتظار یک خانواده نیست؛ میلیون‌ها نفر در این سرزمین، با آن‌ها همراهند و باور دارند که این حقیقت‌جویی، تنها با پایداری مدنی و با تداوم همین جنبش به نتیجه می‌رسد. کانون صنفی معلمان ایران یاد و خاطره جان‌سوز ژینا را پاس می‌دارد، با خانواده او همدردی می‌کند و با جنبش برابری‌طلبانه و آزادی‌خواه زن زندگی آزادی همراه است. کانون صنفی معلمان ایران                                        ۱۴۰۵/۶/۲۵ منبع: شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان @Kaleme

🔴 وقتی برچسب‌زنی جای علم و نظر کارشناسی را می‌گیرد دکتر فرشاد مومنی با انتقاد از گرفتار شدن فضای عمومی در دوگانه‌های «چپ و راست» و دعواهای حیدری ـ نعمتی، تأکید می‌کند که بسیاری از این برچسب‌ها نسبتی با علم و منافع ملی ندارند و باید به جای آن، مسئله «تسخیرشدگی ساختار قدرت» توسط رباخوارها، دلال‌ها و واردکنندگان بزرگ را مورد توجه قرار داد. او با اشاره به مطالعاتی درباره آثار واردات کالاهای ساخته‌شده و قابل تولید در داخل، نسبت میان واردات، اشتغال و تولید ملی را مورد توجه قرار می‌دهد و همچنین به پژوهش‌های محمد نقی‌زاده درباره پیامدهای اشتغال‌زدای واردات و خام‌فروشی استناد می‌کند. مومنی در پایان از حکومت و رسانه‌ها می‌خواهد به جای بی‌اعتنایی به کانون‌های اصلی تهدیدکننده نظام ملی، با افزایش سطح کارشناسی و پرهیز از برچسب‌زنی، زمینه گفت‌وگویی علمی درباره منافع ملی، استقلال ملی و عدالت اجتماعی را فراهم کنند. منبع: موسسه مطالعات دین و اقتصاد @Kaleme

🔴 دستور بازپرس هم مقابل نهاد امنیتی چیزی بیش از یک نامه نیست ✍ مهدی محمودیان بیش از ۸ ماه پیش، در آخرین بازداشت، همراه عبدالله مومنی و ویدا ربانی بازداشت شدیم. نیروهای امنیتی نیمه‌شب با بیش از ۲۰نیروی مسلح به محل اقامت‌مان یورش آوردند و ۶ دستگاه تلفن همراه و بخشی از وسایل شخصی‌مان را توقیف کردند. از آن زمان بازپرس پرونده بارها، کتبی و تلفنی، دستور بازگرداندن اموال را داده است؛ بازپرس هم می‌گوید: جز نامه‌زدن کاری نمی‌توانم بکنم؛ نهادهای امنیتی خودمختارند. طنز تلخ ماجرا اینکه یکی از گوشی‌های توقیفی که بدون رمز بود، هنوز روشن و در اختیار فردی است؛ گاهی موقعیتش را می‌بینم و متوجه می‌شوم مال توقیفی من کجاها گردش می‌کند. گویا در ساختار جمهوری اسلامی دستور بازپرس هم مقابل نهاد امنیتی چیزی بیش از یک نامه نیست؛ لذا ظاهرا مالکیت مردم هم فقط تا وقتی محترم است که یک نهاد امنیتی وسیله‌شان را نپسندیده باشد. وقتی نهاد امنیتی اموال مردم را می‌برد و دستور قضایی برای پس‌دادنش را هم به هیچ می‌گیرد، توقیف فقط اسم محترمانه‌ای برای تصرف اموال مردم است. قوه قضائیه هم ظاهراً اختیارش برای اجرای همین قانون، از سخنرانی‌های خوش‌آب‌ورنگ رئیسش فراتر نمی‌رود؛ رئیس قوه از قانونی می‌گوید، که فقط برای مردم بی پناه لازم الاجراست. منبع: حساب ایکس مهدی محمودیان @Kaleme

🔴 پیام امجد امینی در چهارمین سالگرد درگذشت مهسا ژینا امینی هم‌زمان با چهارمین سالگرد درگذشت مهسا ژینا امینی، امجد امینی، پدر
🔴 پیام امجد امینی در چهارمین سالگرد درگذشت مهسا ژینا امینی هم‌زمان با چهارمین سالگرد درگذشت مهسا ژینا امینی، امجد امینی، پدر او، با انتشار پیامی از همراهی مردم ایران، کردستان و تمامی کسانی که در این سال‌ها یاد دخترش را گرامی داشته‌اند، قدردانی کرد. امینی با اشاره به تنگناهای اقتصادی، دست کشیدن مردم از کار و تعطیلی مغازه‌ها را برای همراهی با خانواده اقدامی بسیار ارزشمند دانست. او تاکید کرد که با وجود گذشت چهار سال، داغ فرزندشان برای لحظه‌ای کهنه نشده اما محبت مردم مانع از احساس تنهایی آن‌ها شده است. وی خاطرنشان کرد که گرچه یک دختر را از آن‌ها گرفتند، اما محبت مردم هزاران عزیز دیگر به خانواده آنان اضافه کرده است. پدر مهسا با اشاره به مسدود شدن مسیرهای منتهی به آرامستان آیچی از سوی کسانی که یک سوگواری ساده را روا نمی‌دانند، نوشت که مردم از اشنویه تا کرند ثابت کردند «راه قلب این مردم به هیچ‌کس مسدود شدنی نیست». وی در پایان از مردم سقز، شهرهای مختلف ایران و افرادی که در خارج از کشور با پیام، یاد، شاخه گل یا لحظه‌ای همدلی کنار آن‌ها بودند تشکر کرد. @Kaleme

🔴 ویدیو وایرال شده از وضعیت اسکان دانشجوها؛ دیده شدن مار! دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی بندرعباس می‌گوید چون دانشگاه خوابگاه ندارد آنها در مسجد ساکن شدند و در آنجا مار دیده شده. منبع: سهام‌نیوز @Kaleme

🔴 بیانیه‌ی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران به مناسبت چهارمین سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی/ ژن_ژیان_ئازادی چهار سال گذشت. چهار سال از آن لحظه‌ی تلخ و تاریخی که ژینا/مهسا امینی، دختر جوان کرد ایرانی، قربانی سیاست زن‌ستیز و سرکوبگر حاکمیت شد؛ و جان‌ باختن او، خشم فروخورده و مطالبه‌ی سرکوب‌شده‌ی میلیون‌ها انسان را به یکی از فراگیرترین جنبش‌های اجتماعی ایران معاصر بدل کرد. جنبش زن، زندگی، آزادی تنها یک اعتراض خیابانی نبود؛ لحظه‌ای بنیادین در تاریخ اجتماعی و سیاسی این سرزمین بود. این جنبش بی‌تردید از مهم‌ترین و اثرگذارترین جنبش‌های اجتماعی تاریخ معاصر ایران است؛ جنبشی که ردّ آن نه‌فقط در روزهای اعتراض، بلکه در تغییرات پایدار زندگی روزمره، حضور اجتماعی زنان، زبان اعتراض و عقب‌نشینی عملی حاکمیت در مسئله کنترل پوشش دیده می‌شود. چهار سال پس از آغاز این جنبش، چهره‌ی شهرها، خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، مدرسه‌ها و حتی روستاهای ایران دگرگون شده است. حضور آزادانه‌تر زنان در فضای عمومی، ایستادگی روزمره آنان در برابر تحمیل و تبعیض، و تداوم مطالبه‌ی آزادی و برابری نشان می‌دهد که زن، زندگی، آزادی یک رخداد گذرا نبود؛ این جنبش افقی تازه در جامعه ایران گشود. انکار این دگرگونی، چشم‌ بستن بر واقعیتی آشکار است. در چهارمین سالگرد این جنبش، شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، یاد و خاطره‌ی ژینا/مهسا امینی و همه‌ی جان‌باختگان راه آزادی را گرامی می‌دارد و بر حق زنان، دختران، دانش‌آموزان و همه شهروندان برای زندگی آزاد، برابر و انسانی تأکید می‌کند. شورای هماهنگی، به‌عنوان نهادی صنفی و مدنی، باور دارد که رسیدن به آموزش رهایی‌بخش، مدرسه‌ی آزاد و جامعه‌ای عاری از بی عدالتی، بدون برابری جنسیتی، آزادی پوشش، کرامت انسانی و پایان دادن به تبعیض ممکن نیست و دفاع از حقوق معلمان، دانش‌آموزان و مردم ایران، از دفاع از آزادی و برابری زنان جدا نیست. ما دستاوردهای جنبش زن، زندگی، آزادی را بخشی از حافظه‌ی جمعی و سرمایه‌ی اجتماعی مردم ایران می‌دانیم و پاسداشت آن را وظیفه‌ی همه‌ی نیروهای مدنی، صنفی، دادخواه و آزادی‌خواه می‌شماریم. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، در کنار زنان، دختران، دانش‌آموزان، خانواده‌های دادخواه و همه‌ی مردم آزادی‌خواه ایران، بر ادامه ی مسیر دفاع از آزادی، عدالت، برابری و کرامت انسانی تأکید می‌کند و به حاکمیت اعلام می‌دارد که تلاش‌های عقیم این روزها که افراد و‌ گروه‌هایی در بعضی تریبونها، حکومت را به بازگرداندن گشت ارشاد و تحمیل مجدد حجاب اجباری و انقیاد زنان تشویق می‌کنند سعی بیهودەای بیش نیست و این جنبش به عقب باز نخواهد گشت. شورای هماهنگی نیز در مسیر دفاع از مطالبات برحق زنان و مردان این سرزمین ذره‌ای عقب نخواهد نشست. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ۱۴۰۵/۶/۲۵ منبع: شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان @Kaleme

🔴 و اما حکایت انتظار در مقابل اوین! ✍ فخرالسادات محتشمی‌پور قصه از این قرار بود که من مثل همان هفت‌سال حبس قبلی همسرجان که باوجود در قرنطینه و ایزوله و انفرادی بودنش حداقل سالی چند روز مرخصی داشت، طی این سال‌ها نیز برای مرخصی اقدام می‌کردم. اقدام اخیرم با پیگیری‌های مکرر دوستان منجر به موافقت رئیس قوه‌قضائیه و موضوع از طریق دادستانی دنبال شد تا این‌که دادیار ناظر زندان چند روز پیش موضوع موافقت را به‌طور ضمنی به اطلاع همسرجان‌می‌رساند. روز گذشته هم دو سه‌بار از دفتر دادیار ناظر زندان با من و وکیل همسرجان تماس گرفته خواستند به ساعت هشت صبح برای مرخصی تأمین وثیقه‌ کرده به زندان مراجعه کنیم. البته من تأکید کردم که تاج‌زاده تاکنون همه‌ی مرخصی هایش با کفالت بوده و قرار شد وکیل در این زمینه اقدام کرده مرا در جریان نتیجه کار بگذارد. آن‌گاه که من و دخترم آماده می‌شدیم که برای آوردن یار دربند راهی اوین شویم آقای پوربابایی، که علیرغم بیماری همسرعزیزشان، در زمان مقرر به دفتر دادیار رفته بودند با من تماس گرفته گفتند که من مدارک را دادم و کار انجام و به زندان اعلام شد اما لحظه آخر در سیستم مشاهده شد که موکل پرونده باز دیگری با اتهام تبلیغ علیه نظام دارد که مربوط به مردادماه سال جاری، یک ماه پیش بوده و در آن پانصد میلیون وثیقه تعیین شده‌ است. بنابراین خروج ایشان قبل از مراجعه به دادگاه و اقدامات بعدی ممکن نیست. من به سرعت قبل از تعطیل‌شدن کادر اداری خودم را به اوین رساندم. به سختی موفق به حضور در دفتر دادیار شدم و همان صحبت‌هایی که با وکیل عزیز شده بود به من هم منتقل شد. در تماس با حفاظت اوین هم بر آن‌چه شنیده بودم صحه گذاشته شد و من درخواست دیدار با همسرجان را کردم تا از خود ایشان برای ادامه فرایند کار کسب تکلیف کنم. طبیعی بود که به‌دلیل پایان ساعت ملاقات این کار انجام نشود اما به هرحال ملاقات ما اجتناب ناپذیر بود و پست قبلی من مربوط به همان زمان است که من مقابل اوین در انتظار دیدار یار بودم. و طی این مدت تحصن مربوط به درخواست مرخصی به دلیل فوت برادر عزیز همسرجان برایم تداعی شد. ساعات سختی که همه‌ی خانواده سوگوار از من انتظار داشتند که در شرایط اندوهبار موجود مصطفی را به نزد مادرش ببرم و خدا خواست و نهایتا چنین شد. باری با حسن‌نظر و همکاری مسئولین زندان بالاخره توانستم ملاقاتی اورژانسی با همسرجان داشته باشم. آرامش و متانت او مثل همیشه مرا آرام کرد. اکنون تصمیم دارم، با توجه به تعطیلی آخرهفته، روز شنبه برای پیگیری مسئله‌ی تازه مراجعه کنم به این امید که همه‌ی تلاش‌هایی که طی این مدت برای رسیدن به حقی طبیعی صورت گرفته نتیجه دهد. منبع: فردای بهتر @Kaleme

🔴 تعلیق فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و اجرایی دانشگاه شیراز از ۲۸ شهریورماه شورای صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز در اطلاعیه
🔴 تعلیق فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و اجرایی دانشگاه شیراز از ۲۸ شهریورماه شورای صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز در اطلاعیه‌ای رسمی به تاریخ ۲۴ شهریورماه، از تعلیق کلیه فعالیت‌های آموزشی، پژوهشی و اجرایی این دانشگاه از روز شنبه ۲۸ شهریورماه تا اطلاع ثانوی خبر داد. بر اساس این اطلاعیه، تصمیم مذکور در پی پیگیری‌های مکرر درباره احکام و حقوق قانونی اعضای هیأت علمی دانشگاه‌های کشور و عدم حل مشکلات مربوطه اتخاذ شده است. شورای صنفی اعلام کرده که سازمان برنامه و بودجه کشور بنایی بر حل این مسئله ندارد و این تعلیق بر اساس مصوبه جلسه عمومی خردادماه اجرا می‌شود. در بخش دیگری از بیانیه، به موضع کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران اشاره شده که اخیراً اطلاعیه‌ای مبنی بر تعلیق فعالیت‌ها از آغاز ترم جدید صادر کرده است. شورای صنفی اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز نیز حمایت کامل خود را از این اقدام مجدداً اعلام کرده است. این شورا از هیأت رئیسه دانشگاه شیراز خواسته است به مفاد تفاهم صورت‌گرفته با اعضای شورای مرکزی پایبند بوده و وعده‌های داده‌شده را عملی سازند. @Kaleme

🔴 ابوالفضل قدیانی: تروریستی در کار نیوده و نیست و قاتلان ده‌ها‌هزار جان بیدار و بی‌دفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیت‌اند. ابوا
🔴 ابوالفضل قدیانی: تروریستی در کار نیوده و نیست و قاتلان ده‌ها‌هزار جان بیدار و بی‌دفاع، همان نیروهای مزدور حاکمیت‌اند. ابوالفضل قدیانی، با انتشار بیانیه‌ای از زندان اوین ، در آستانه سالگرد جنبش « زن، زندگی، آزادی روایت رسمی نظام درباره کشتار معترضان در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ را به چالش کشید و خواستار پاسخگویی درباره تناقض میان ادعای حضور «تروریست‌ها» در اعتراضات مردمی و امنیت کامل تجمعات حکومتی شد. متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی به شرح زیر است: ۲۵ شهریورماه سالگرد جنبش زن، زندگی، آزادی است.به یاد شهدای خونین‌کفن این جنبش تحول‌آفرین و همچنین جنبش خونبار دی‌ماه ۱۴۰۴ هم که به شیوه‌ای وحشیانه، با سبعیت و قساوت قلب، با رگبار مسلسل قتال عام شدند، ۲ سؤال مطرح می‌کنم. بیش از ۶ ماه است که مزدوران نظام فاسد جمهوری اسلامی، به سرکردگی مجتبی خامنه‌ای تبهکار غارتگر، در کمال امنیت و آرامش شب‌ها خیابان‌گردی و پرچم‌گردانی می‌کنند و با رجزخوانی و عربده‌کشی و هل من مبارز طلبیدن (البته همراه با سورچرانی و دریافت پاداش‌های کلان)، مزاحم استراحت و آرامش مردم می‌شوند. ... ادامه متن کامل بیانیه @Kaleme

گزیده ای از پیام مهر ۱۴۰۱ میرحسین موسوی از حصر: دختر ایران، دختر کردستان، دختر انسان مهسا امینی که از آرزوهایش گرفته شد، با م
گزیده ای از پیام مهر ۱۴۰۱ میرحسین موسوی از حصر: دختر ایران، دختر کردستان، دختر انسان مهسا امینی که از آرزوهایش گرفته شد، با مرگ دلخراش خود، تاریخ را در زمین و آسمان ورق می‌زند. نیروهای مسلح! توانایی‌هایی که به شما محول شده برای دفاع از مردم است نه سرکوب؛ برای حراست از مظلومان است نه نوکری قدرتمندان و جباران؛ امید آنکه در سمت حقیقت، در سمت ملت بایستید. @Kaleme

🔴 محرومیت ۱۳ هزار معلول از کمک‌هزینه لوازم بهداشتی بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، با اعلام اینکه ۱۳ هزار معلول از کمک‌هزین
🔴 محرومیت ۱۳ هزار معلول از کمک‌هزینه لوازم بهداشتی بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، با اعلام اینکه ۱۳ هزار معلول از کمک‌هزینه لوازم بهداشتی محروم شدند، گفت: این افراد به دوران استفاده از «کهنه‌پارچه» بازگشته‌اند. وی از قطع ناگهانی و بدون اطلاع قبلی کمک‌هزینه اقلام بهداشتی ۱۳ هزار فرد دارای معلولیت شدید و خیلی شدید توسط سازمان بهزیستی خبر داد و گفت: این اقدام در حالی انجام شده که آمار مرگ‌ومیر ناشی از عدم دسترسی معلولان به لوازم بهداشتی محرمانه است و ابعاد واقعی این فاجعه انسانی همچنان پنهان مانده است. منبع: خبرآنلاین @Kaleme