اوشو .ناظر
رفتن به کانال در Telegram
5 084
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+1830 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
مه '26
مه '26
+39
در 0 کانالها
آوریل '26
+37
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+16
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+98
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+50
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+101
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+124
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+145
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+141
در 5 کانالها
Get PRO
اوت '25
+155
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+205
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+120
در 7 کانالها
Get PRO
مه '25
+203
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+204
در 6 کانالها
Get PRO
مارس '25
+192
در 5 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+201
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+425
در 6 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+384
در 7 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+399
در 8 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+440
در 8 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+348
در 7 کانالها
Get PRO
اوت '24
+336
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+345
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+334
در 5 کانالها
Get PRO
مه '24
+327
در 5 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+347
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '24
+345
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+292
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+292
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+291
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+77
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+100
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+63
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+77
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+66
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+83
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+60
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+92
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+56
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+43
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+87
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+88
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+73
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+41
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+42
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+49
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+62
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+24
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+23
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+39
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+22
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+23
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+30
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+19
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+19
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+44
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+1
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+373
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 27 مه | +1 | |||
| 26 مه | +3 | |||
| 25 مه | +2 | |||
| 24 مه | +1 | |||
| 23 مه | 0 | |||
| 22 مه | +1 | |||
| 21 مه | +2 | |||
| 20 مه | 0 | |||
| 19 مه | +1 | |||
| 18 مه | 0 | |||
| 17 مه | +1 | |||
| 16 مه | +2 | |||
| 15 مه | +3 | |||
| 14 مه | 0 | |||
| 13 مه | 0 | |||
| 12 مه | +2 | |||
| 11 مه | +1 | |||
| 10 مه | +1 | |||
| 09 مه | +3 | |||
| 08 مه | 0 | |||
| 07 مه | +1 | |||
| 06 مه | +3 | |||
| 05 مه | +3 | |||
| 04 مه | +2 | |||
| 03 مه | +3 | |||
| 02 مه | +2 | |||
| 01 مه | +1 |
پستهای کانال
انسان هزاران سال است که در #جستجوی_آرامش است.
او به کوهها رفته، به معابد پناه برده، کتابهای مقدس را حفظ کرده، مراقبه کرده، دعا خوانده ــ اما هنوز ناآرام است. چرا؟
زیرا او در جای نادرست جستجو میکند.
آرامش چیزی نیست که بتوانی آن را به دست آوری. هر چیزی که به دست آوردنی باشد، میتواند از دست برود. آرامشِ واقعی، دستاورد نیست؛ طبیعتِ درونیِ توست. تو با آن متولد شدهای. به کودکی نگاه کن: پیش از آنکه جامعه ذهن او را پر کند، او در سکون است.
مشکل این نیست که آرامش نداری؛
مشکل این است که ذهن تو بسیار پر سر و صداست.
ذهن مانند بازاری شلوغ است. افکار میآیند و میروند، بیوقفه. و تو اشتباه بزرگی مرتکب شدهای: گمان میکنی این صداها «تو» هستی. تو با ذهنت همانندسازی کردهای. در نتیجه، هر آشوب ذهنی را بهعنوان آشوب وجودت تجربه میکنی.
اولین قدم این است:
تماشا کن.
فقط بنشین و ذهن را مشاهده کن، همانطور که ابرها را در آسمان نگاه میکنی. دخالت نکن. قضاوت نکن. نگو این فکر خوب است یا بد است. فقط شاهد باش. وقتی شاهد میشوی، فاصلهای ایجاد میشود ــ و در آن فاصله، سکوت جوانه میزند.
هرچه بیشتر تلاش کنی که ذهن را ساکت کنی، بیشتر درگیر آن میشوی. جنگ با ذهن، ذهن را قویتر میکند. تو نمیتوانی با تاریکی بجنگی؛ فقط کافی است چراغ را روشن کنی. آگاهی همان چراغ است.
بسیاری تصور میکنند برای آرام بودن باید زندگی را ترک کنند، خواستهها را سرکوب کنند، از دنیا فاصله بگیرند. این اشتباه است. سرکوب، زخمی پنهان میسازد. و زخم پنهان، روزی فریاد خواهد زد.
زندگی را زندگی کن ــ اما با آگاهی.
اگر خشمگین شدی، خشم را تماشا کن. اگر حسادت آمد، آن را ببین. وقتی چیزی را با نور آگاهی ببینی، شروع به محو شدن میکند. نه به این دلیل که تو آن را سرکوب کردهای، بلکه چون دیگر ناآگاه نیستی.
آرامش نتیجهی حذف چیزی نیست؛
نتیجهی فهمیدن است.
و به خاطر داشته باش: آرامش، بیحرکتی نیست.
ممکن است بیرون از تو طوفان باشد، اما درونت میتواند دریاچهای آرام بماند. این همان کیفیتی است که از شناختِ خود میآید. وقتی بدانی تو ذهن نیستی، تو افکار نیستی، بلکه آن آگاهیِ پشتِ همهی اینها هستی ــ آنگاه ریشه در چیزی عمیقتر از طوفان پیدا میکنی.
انسان مدام به دنبال امنیت است، چون میترسد. و ترس، بزرگترین دشمن آرامش است. اما ترس از کجا میآید؟ از ندانستن اینکه تو کیستی. وقتی خودت را فقط جسم و ذهن بدانی، جهان تهدیدی دائمی خواهد بود. اما وقتی بدانی تو آگاهی هستی، چیزی نمیتواند آن را نابود کند.
آرامش زمانی میآید که جستجو پایان مییابد.
لحظهای که میگویی: «همینجا کافی است»
ذهن برای اولین بار خلع سلاح میشود.
در آن لحظه، نه گذشتهای هست که تو را بکشد،
نه آیندهای که تو را بترساند.
فقط این لحظه باقی میماند ــ زنده، تازه، بیواسطه.
و این لحظه، در ذات خود، آرام است.
پس به دنبال آرامش نباش.
به دنبال آگاهی باش.
آرامش، سایهی آن خواهد بود.
#اشو
@oshoi
| 2 | #آرامش
آرامش دارای سطوح بسیاری است.
یکی از سطوح آرامش را می توان با گفتن به خود که آرامش دارید، برقرار کرد. این اولین سطح است.
سطح دوم، سطحی است که ناگهان از حضور آن آگاه می شوید. آن را خلق نمی کنید، ولی فقط وقتی پیش می آید که سطح اول حضور داشته باشد.
سطح دوم واقعی تر است و سطح اول، راه پیش آمدن آن را هموار می کند. آرامش می آید، اما پیش از آمدن آن لازم است آرامشی ذهنی در خود خلق کنید.
آرامش سطح اول فقط ذهنی است، مثل هیپنوتیزم توسط خود شما خلق شده است... آن گاه یک روز میبینید که آرامش دوم به میان آمده که ربطی به عمل شما یا خودتان ندارد و در حقیقت، عمیق تر از شماست. این آرامش از منشأ درونتان می آید؛ درون متحد، تقسیم نشده و ناشناخته.
ما فقط سطح وجودمان را می شناسیم. فقط یک قسمت کوچک، به عنوان خود شما شناخته شده است.
موج کوچکی به عنوان شما نام گذاری و عنوان بندی شده است.
و در عمق آن است که دریای بزرگ حضور دارد.
همیشه به یاد داشته باشید:
که اطراف خود آرامش را برقرار سازید.
این هدف نیست، بلکه وسیله است.
#اشو
#در_هوای_اشراق
@oshoi | 422 |
| 3 | موسیقی بیکلام
آزاد همچون یک پرنده
Free as a Bird
از Omar Akram
@oshoi | 335 |
| 4 | ما تنها میآییم و تنها میرویم،
و در میان این دو تنهایی رویای ارتباط، عشق، خانواده، ازدواج، دوستان و .......
را به وجود میآوریم.
ما تنها میآییم و تنها میرویم،
تنهایی طبیعت حقیقی و ذاتی ماست،
و در میان این دو تنهایی، چه رویاهایی که در سر میپرورانیم!
انسان، زن، مرد، شوهر، پدر، و مادر میشود، و پول، قدرت، موقعیت اجتماعی و احترام کسب میکند.
در حالی که کاملاً از این نکته غافل است که:
با دست خالی آمده و با دست خالی برمیگردد و نمیتواند تا حتی یک چیز را با خود از اینجا ببرد.
ولی باز هم به شکل سیری ناپذیری به اندوختن ادامه میدهد و هر روز بیشتر و بیشتر به این دنیا که روزی باید آن را ترک کند وابسته شده و در آن ریشه میگیرد.
از این دنیا به عنوان یک کاروانسرا استفاده کنید. در آن خانه نسازید.
مطمئناً باید از آن استفاده کنید،
ولی مراقب باشید که:
مورد استفادهاش قرار نگیرید.
لذت واقعی را در زندگی کسانی میبرند که:
به هیچ چیز و هیچ کس وابسته و مالک نمیشوند.
از همه چیز استفاده میکنند، اما مورد استفاده چیزی قرار نمیگیرند.
این شیوه زندگی انسانهای باهوش و زیرک است.
مالک هر چیزی بودن بی معناست. احمقانه است. چون هر لحظه ممکن است مرگ به سراغتان بیاید و آن همیشه در راه است.
در هر لحظه ممکن است به در ضربه بزند و شما ناگزیر خواهید بود که هر چیزی را همانگونه که هست باقی گذاشته و جهان را ترک کنید.
اگر ایستاده باشید به شما فرصت نشستن نخواهد داد. و همیشه در میان کارها مجبور میشوید که از این دنیا بروید
زیرا هیچ کس نمیتواند چیزی را در زندگی کامل کند.
#اشو
@oshoi | 313 |
| 5 | تفسیر سوترا های فصل اول از جلد ۲
کتاب آموزش فراسو
۳ـ نادیدهگرفتن زندگی و رفتن به سوی مرگ قطعی مشخص دشوار است.
نادیده گرفتن زندگی بسیار دشوار است. زندگی بسیار اغواکننده و هیپنوتیزمکننده است. زندگی زیباست، یک معجزه است، یک دنیای جادویی…. ولی جنس آن از جنس رویاهاست.
بیدارشدن در این رویای زیبا دشوار است.
ولی رویا، رویاست؛ زیبا یا نازیبا. یک رویای زیبا نیز یک رویاست؛ بسیار بیهوده، یک اتلاف
بودا میگوید: نادیدهگرفتن زندگی دشوار است.
آری، وقتی زندگی تو را پسزده است، آنوقت بسیار آسان است. وقتی خودِ زندگی تو را رانده است و تو جاماندهای و زندگی از تو بیرون شده و یا در حال ترککردن تو است؛ وقتی شور و نشاط زندگی در تو ازبین رفته و تو همچون یک برگ خشک و بیجان برجای ماندهای؛ آنوقت نادیده گرفتن زندگی بسیار آسان است. حتی آنوقت هم بهنظر دشوار میرسد. مردم حتی در سالخوردگی هم بچهگانه رفتار میکنند
مشاهدات من چنین است: از هر صد نفر، تقریباً نودونه نفر در زمان مرگ به سکس فکر میکنند. درواقع، وقتی که مرگ میآید، فکر سکس بسیار تقویت میشود. زیرا مرگ و سکس ضد همدیگر هستند؛ اینها دو قطب متضاد هستند. سکس تولد است و مرگ پایان همان انرژی است که تولد آن را آزاد کرده. پس در هنگام مرگ، فرد بطور وسواسگونهای به سکس علاقمند میشود. و این آغاز یک تولد دیگر میشود.
مردن بدون فکرکردن به سکس یک تجربهی عظیم است. آنگاه چیزی بسیار بااهمیت برایت رخ داده است. اگر دروقت مرگ ابداً به سکس فکر نکنی، هیچ سایهای از سکس، از شهوت برای زندگی در ذهنت کمین نکرده باشد، آنگونه خواهی مُرد که انسان باید بمیرد. فقط یکدرصد از مردم اینگونه میمیرند.
اینها افرادی هستند که بودا آنان را سروتاپانا میخواند ـــ آنان که وارد جریان نهر شدهاند، آنان که سانیاسین شدهاند، آنان که گامی را برای درک آنچه که واقعی است و آنچه واقعی نیست برداشتهاند؛ آنان که از تفاوت بین رویا و واقعیت هشیار شدهاند.
«نادیدهگرفتن زندگی و رفتن به سوی مرگ قطعی دشوار است.»
حتی وقتیکه مرگ فرا برسد، حتی آنوقت نیز نادیده گرفتن زندگی دشوار است. حتی وقتیکه مرگ قطعی شده است. درواقع، مرگ تنها قطعیت است. هرچیز دیگر قطعی نیست. مرگ مطلقاً قطعی است. روزی که زاده شدی، مرگ یک قطعیت شده است. با خودِ تولد، فقط یک چیز مطلقاً قطعی است ـــ که خواهی مُرد.
مرگ قطعی است. با این حال، حتی با اینهمه قطعیت، انسان از رفتن به سوی مرگ وحشت دارد؛ او به زندگی غیرقطعی، به زندگی رویاگون میچسبد. بهنظر میرسد که مرگ از هرآنچه که تو آن را زندگی میخوانی واقعیتر است
کسانی که به ساحل رودخانه میچسبند، مردمانی هستند که فکر میکنند این زندگی همهچیز است. آنان که سعی دارند درک کنند و عمیقاً به زندگی نفوذ میکنند، آگاه میشوند که این زندگی آن چیز واقعی نیست. آنگاه به درون رودخانه، که جای دیگری میرود، میجهند ـــ به سمت مرگ.
مراقبه تلاشی است برای مردنِ داوطلبانه.
و انسان در مراقبهی عمیق میمیرد.
در مراقبهی عمیق، این بهاصطلاح زندگی ناپدید میشود و برای نخستین بار با مرگ روبهرو میشوی. آن تجربهی روبهروشدن با مرگ تو را نامیرا میسازد. ناگهان به فراسوی مرگ میروی. ناگهان میدانی ــ که آنکه خواهد مُرد تو نیستی.
هرآنچه که بتواند بمیرد، تو نیستی. تو نه بدنت هستی و نه ذهنت و نه خودت. تو فقط یک فضای خالص هستی ـــ که هرگز زاده نشده و هرگز نمیمیرد.
مردم بسیار بهندرت در مورد مرگ صحبت میکنند. حتی اگر درموردش صحبت کنند بسیار با اکراه صحبت میکنند. حتی اگر مجبور باشند که در موردش صحبت کنند، احساس شرمندگی میکنند
حتی مردمی که باور دارند روح هرگز نمیمیرد! حتی مردمی که باور دارند انسان پس از مرگ به سوی خدای جاودانه، به بهشت میرود!
* جوان روستایی با دوست دخترش با یک سگ قویهیکل که گرسنه و خشن بهنظر میرسید برخورد کرد.
جوان میخواست فرار کند که دوست دخترش گفت: “چرا؟ مگر تو همیشه نمیگفتی که حاضری بخاطر من با مرگ روبهرو شوی؟!”
جوان به او پشت کرد و درحال فرار گفت، “بله، حاضرم؛ ولی این سگ لعنتی که هنوز نمرده است!”
مردم میگویند که میتوانند با مرگ روبهرو شوند، ولی وقتی ملاقات با مرگ میرسد، ناگهان تمام شهامتشان ناپدید میشود! مردم میگویند که میتوانند بسیار به آسانی زندگیشان را تسلیم مرگ کنند. چنین آسان هم نیست.
شهوت برای زندگی بسیار عمیق و ریشهدار است. تو آن را برای زندگانیهای بسیار آبیاری کردهای؛ ریشههای آن عمیقاًدر وجودت فرورفتهاند. حتی اگر چند شاخه را قطع کنی، تفاوتی نخواهد داشت؛ حتی اگر تمام تنه را قطع کنی، بازهم فرقی ندارد ـــ شاخههای جدید بیرون خواهد زد.
#اشو
آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۲/۴ فصل اول
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 303 |
| 6 | #سوال_از_اشو
چرا نمیتوانم خودم را دوست داشته باشم؟ احساس میکنم ریشه تمام بدبختیهایم در همین نداشتن ظرفیت برای دوست داشتن خودم است.
#پاسخ
این یکی از بزرگترین مشکلات است. هر انسان باید با آن روبرو شود. زیرا تاکنون تمام جوامع بر اساس سرزنش خود شکل گرفتهاند. تمام مذاهب، تمام جوامع، تمام فرهنگها، یک احساس گناه شدید در شما خلق میکنند، که شما آنطور که باید باشید نیستید. آنها به شما آرمانهای کمالگرایانه میدهند تا برآورده کنید، که غیر ممکن هستند.
کمال گرایی ریشه تمام روان پریشیهاست. هیچکس نمیتواند کامل باشد و هیچکس اصلا نیازی ندارد که کامل باشد.
زندگی زیباست زیرا همه چیز ناقص است، کمال یعنی مرگ، نقص یعنی زندگی.
به سبب نقص است که رشد ممکن میشود، اگر کامل باشی آن وقت رشدی وجود ندارد، حرکتی وجود ندارد، آن وقت همه چیز پیشاپیش رخ داده است، آنگاه کاملاً مرده خواهی بود.
تو به سبب کمالگرایی همواره کوهی از احساس گناه را با خود حمل میکنی.
این وزنه تو را لِه میکند، تمام خوشی زندگیت را نابود میکند، تو را مسموم میسازد، به تو اجازه نمیدهد که زندگی را جشن بگیری، برقصی و آواز بخوانی.
تو نمیتوانی خودت را دوست بداری و آنگونه که هستی بپذیری، زیرا به تو گفته شده که سراپا خطاکار هستی، و چیزی جز یک گناهکار نیستی، هر کاری که انجام میدهی غلط است و هرچه فکر کنی اشتباه است، هر طوری که هستی نادرست است، پس چطور میتوانی خودت را دوست بداری...؟
به تو مفاهیم و آرمانهای بزرگ و باید و نبایدها داده شده، باید چنین باشی، باید چنان باشی، تو با این مفاهیم احمقانه پیوسته خودت را سرزنش میکنی. البته خیلی از آن مفاهیم فاصله داری، اینگونه نمیتوانی خودت را دوست بداری
به تو گفته شده که دیگران را دوست بداری. ولی هرگز به تو گفته نشده که خودت را دوست داشته باش.
و تو فقط وقتی میتوانی دیگران را دست بداری که از ابتدا خودت را دوست داشته باشی. اگر خودت را دوست نداشته باشی نمیتوانی دیگران را دوست بداری، با دوست داشتن خودت هنر دوست داشتنٍ دیگری را میآموز ی، و اگر بتوانی خودت را با تمام نقصهایت دوست بداری، قادر خواهی بود تا دیگران را نیز با تمام نقصهایشان دوست بداری
پس بدان که کمال ممکن نیست، شما کامل نیستید، و کامل نبودن هیچ اشکالی ندارد. این تنها راهِ بودن است. وقتی نقصهایت را پذیرفتی، انسان بودنت را پذیرفتهای، در این پذیرش، آن دوست داشتن برمیخیزد. انگاه میتوانی به خودت عشق بدهی و به دیگران نیز عشق بدهی زیرا آنها هم مانند تو کامل نیستند.
#اشو
@oshoi | 310 |
| 7 | در دنيا دو نوع انسان وجود دارد
يكي آنان كه سعي مي كنند تا تهي بودن وجودشان را پر كنند.
و گروه ديگر،
آن انسان هاي گرانقدر و كمياب كه تلاش مي كنند تا تهي بودن وجودشان را ببينند.
گروه اول ناكام باقی مي مانند و خالي،
و زندگي خود را به جمع آوري بيهوده و عبث مي گذرانند
ولی نوع دوم آن وجودهاي گرانقدر سعي مي كنند بدون هيچ ميلي براي پر كردن ، تهي بودن درونشان را ببينند و به اين قصد به مراقبه مي پردازند.
مراقبه يعني نگاه كردن و تماشاي تهياي درون ، خوش آمد گويي به آن ،
لذت بردن از آن و يگانه گشتن با آن . نيازي نيست تا آن را پر كني
زيرا اين تهيايی كاملا سرشار است و فقط به نظر خالي مي رسد
زيرا كه به درستي به آن نگاه نمي كني . آن را از طريق ذهن مشاهده مي كني كه اين راهي خطاست.
اگر ذهن را كنار بگذاري و سپس تهياي درون را تماشا كني،
زيبايی خارق العاده اي دارد.
اين تهيا الهي است.
سرشار از وجد و سرور،
نيازي به هيچ چيز ديگر ندارد.
اگر بتوانی با اين تهيا و سكون درون ارتباط برقرار كني،
بدون ذهن ارتباط برقرار كني ،
حس خواهي كرد كه در بهشت هستي
اوشو. | 470 |
| 8 | تلویزیون مردم را به دوران بدوی برمیگرداند. هیچکس رمانهای بزرگ نمیخواند؛ زیرا که هیچ کس وقتش را ندارد... اکثر مردم تولستوی را نمیشناسند حتی اسم او را هم نشنیده اند، چون او در تلویزیون حضور ندارد.
آنها حتی اسم داستایوفسکی را هم نشنیده اند. آنها هیچ ایده ای ندارند که یک رمان بزرگ یا شعر بزرگ چیست. آنها فقط زباله جمع میکنند و از آن خسته شده اند. اما نمیدانند که علت خستگی و دلمردگی شان چیست.
و مشکل این است که مردم هرگز به مدیتیشن (مراقبه) فکر نمیکنند، چون نمیتوانند با چشمان بسته تلویزیون تماشا کنند، مردم حتی هنگام تماشای تلویزیون رابطه جنسی دارند، آنها چه نوع رابطه جنسی دارند؟ فقط میتوان از کاری که مردم انجام میدهند تعجب کرد....!!
تلویزیون از صبح تا نیمه شب روشن است، تلویزیون به تمام دنیای آنها تبدیل شده است. هر چیزی که میشناسید تلویزیون است. سایر اشکال هنریِ عالی مانند شعر، رمان، نمایشنامه، و موسیقی کاملاً ناپدید شده اند، دیگر چه کسی به کتاب و مطالعه اهمیت میدهد؟
عاشقان کتاب ناپدید شده اند و با آنها کتابهای پر از زیبایی هم کاملاً ناپدید شده اند. به زودی تلویزیونهایی وجود خواهند داشت که مردم در جیب خود حمل میکنند.( پیشگویی جالبی از اوشو در مورد تلفن های همراه. این سخنان در سال 1987 بیان شده است) آنگاه مردم وقت فکر کردن، تأمل کردن و روبرو شدن با واقعیت زندگی را نخواهند داشت. مراقبه غیر ممکن خواهد شد.
مراقبه تقریباً وجود ندارد، شما برای هر کار بیهوده ای وقت دارید، اما برای مراقبه وقت ندارید، زیرا مراقبه به معنای نشستنِ آرام و بدون انجام هیچ کاری است. نشستن آرام برای چند لحظه برای انسان غیر ممکن شده است.
اوشو
@awareness_diamonds | 505 |
| 9 | از این عادت نقشه کشیدن دست بردار،
و از نگرانی برای آینده باز بایست.
اگر بدانی که امروز چطور زندگی کنی،
اگر بدانی چگونه با شادی و رقص زندگی کنی،
فردای تو نیز سرشار از شعف و رقص خواهد بود.
انسان رنجور است چون:
برای آینده نقشه میکشد،
چون زمان حال او چنان دردناك است که میخواهد از آن دوری کند، نمیخواهد آن را ببیند.
او به فرداها میاندیشد:
"روزهای خوش خواهند آمد!"
او کاملاً ناتوان است که همین لحظه را به لحظهای خوش تبدیل کند.
این عادت کهنه و قدیمی که همه چیز را به آینده حواله بدهی و همه چیز را به تعویق بیندازی و برای آینده زندگی کنی، تمامی زندگی را از دستت خواهد ربود.
#اشو
@oshoi | 419 |
| 10 | تفسیر سوترا های فصل اول از جلد ۲
کتاب آموزش فراسو
۲ـ عمل به طریقت برای قدرتمندان و ثروتمندان دشوار است.
آری، برای قدرتمند و ثروتمند بسیار دشوار است که بهطریقت عمل کنند، زیرا معمولاً افراد ضعیف به معبد و کلیسا و مسجد میروند. مردمان قدرتمند وارد این مکانها نمیشوند. آنان بسیار در غرورشان غرق هستند؛ بسیار نفسانی هستند و آمادهی تسلیمشدن نیستند.
مردم فقط وقتی تسلیم میشوند که مطلقاً شکست خورده باشند. مردم فقط وقتی تسلیم میشوند که چیزی برای تسلیمکردن نداشته باشند. وقتی زندگی آنان را کاملاً خُرد کرده باشد، وقتی که ورشکسته شده باشند، آنوقت تسلیم میشوند. ولی وقتی که ورشکسته هستی تسلیمشدن چه فایدهای دارد؟
مردم فقط وقتی به یاد خداوند میافتند که چیز دیگر بهنظر کمکشان نمیکند. آنان در یک ناتوانی عمیق به یاد خدا میافتند.
وقتی پر از امید هستی و میدرخشی و مرتعش هستی؛ وقتی زندگیت معنایی دارد؛ وقتی دستهای سرنوشت را در زندگیت احساس میکنی؛ وقتی بر موجها سوار هستی، وقتی بر بام دنیا ایستادهای ــــ اینها لحظاتی هستند که باید حقیقت را به یاد آورد، خداوند را به یاد آورد و به سمت طریقت حرکت کرد.
ولی بودا میگوید:
عمل به طریقت برای قدرتمندان و ثروتمندان دشوار است.
چرا برای افراد قدرتمند مشکل است؟ زیرا کسی که قدرتمند است فکر میکند، “من برای خودم کفایت میکنم. چه نیازی به کمک خدا دارم؟”
فرد ناتوان فکر میکند، “من برای خودم کافی نیستم پس نیازمند هستم، پس باید از خدا درخواست کمک کنم.”
ولی فقط وقتیکه قوی هستی انرژی برای درخواست کردن داری. فقط وقتی که درقدرت هستی دعای تو انرژی کافی دارد تا به خداوند برسد. فقط وقتی قوی هستی امکانی هست که حیطههای بالاتر را لمس کنی.
تو با ضعف و ناتوانی قادر به لمس حیطههای برتر نیستی. نیاز به قدرت درونی داری.
عمل به طریقت برای قدرتمندان و ثروتمندان دشوار است.
… ولی این تنها امکان است. پس اگر احساس میکنی که قدرتمند هستی، به سمت طریقت حرکت کن، زیرا این لحظات مناسب و مثبت هستند؛ فرصت در همین است. وقتی احساس میکنی که موفق هستی، این زمانی است که به یاد بیاوری. وقتی همهچیز خوب پیش میرود، این فرصت را ازدست نده ـــ حالا زمان نیایش است.
اینبهنظر بیمعنی میرسد، زیرا منطق ما چنین است که وقتی شاد هستیم هرگز خدا را یاد نمیکنیم. کاملاً غافل میشویم.
* از پسر خردسالی پرسیدم، “آیا وقتی به رختخوابت میروی خدا را به یاد میآوری؟”
پاسخ داد، “بله، هرشب.”
پرسیدم، “روزها چطور؟”
گفت، “در روز چه فایده دارد؟ من شبها که تاریک است میترسم، صبح همه چیز خوب است. چه نیازی هست؟ چرا زحمتش را بکشم؟!”
این نگرش بچهگانه بهنظر نگرشی بسیار شایع است. وقتی بیمار هستی، ناگهان احساس میکنی که بسیار مذهبی شدهای! وقتی مرگ نزدیک میشود و تو پیرتر و پیرتر شدهای و پاهایت دیگر قدرت سابق را ندارند و به لرزش افتادهاند، آنوقت شروع میکنی به یادآوری خداوند!
مردم خداوند را برای سالهای پیری خود به تعویق میاندازند.
#اشو
آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۲/۴ فصل اول
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 383 |
| 11 | تمامی سنت های روحانی با زنان مخالف بوده اند. آنان به اين سبب با زنان مخالف بودند كه:
با زندگی مخالف بوده اند و برای نابود كردن زندگی، اساسی ترين چيز اين است كه مرد و زن را از هم جدا كنی
آن ها با هر خوشی مخالف بوده اند،
با هر عشق و سرزندگی مخالف بوده اند راه آسان اين بوده كه زن را تحقير كنند و تا حد ممكن او را از مرد دور كنند، به ويژه درصومعه ها، زنان موجوداتی رتبه دوم بودند. در سطح مردان قرار نداشتند
طبيعتاً خيلی از چيزها مختل شدند.
اين سبب شد كه تمام بازيگوشی، شوخ طبعی و سرخوشی از زندگی گرفته شود و اين هم برای زنان و هم برای مردان ساختاری بسيار خشک ايجاد كرد
زن و مرد بخش هايی از يک كل هستند، و وقتی اين ها را ازهم جدا كنی، آن ها پيوسته چيزی را كسر دارند ، و آن فاصله نمی تواند پر شود و آن فاصله مردمان را جدی می سازد، جدی های بيمارگونه و منحرف و از نظر روانی نامتعادل، اين سبب مختل سازی هماهنگی طبيعی می شود، تعادل زيست شناسی را برهم می زند،
اين وضعيت چنان مصيبتی است كه انسان قرن هاست از آن در رنج بوده است
آری، اين بزرگترين پيشكش من به آيندەی انسان است كه:
زنان در همان سطح مردان هستند ، از نظر روحانی مسئله ی عدم برابری وجود ندارد
#اشو
@oshoi | 253 |
| 12 | موسیقی بی کلام
همراه با صدای بارش باران.....
@oshoi | 252 |
| 13 | حق با مسیح است وقتی میگوید:
”دشمنت را دوست داشته باش.“
این یک راز بزرگ است.
اگر با دشمن بجنگی، به دشمن انرژی میدهی و در عین حال در سطح دشمن باقی میمانی و نمیتوانی پرواز کنی.
#اشو
@oshoi | 281 |
| 14 | تفسیر سوترا های فصل اول از جلد ۲
کتاب آموزش فراسو
۱ـ تمرین بخشش و صدقه برای فقیر دشوار است.
وقتی بودا در مورد انسان فقیر صحبت میکند، منظورش انسانِ بیپول نیست
وقتی بودا از انسان فقیر سخن میگوید، منظورش کسی است که در درون غنی نیست
انسانی بدون عشق، او چگونه میتواند سهیم شود؟ چگونه میتواند بخشی عظیم داشته باشد؟ نه، بخشش ممکن نیست. صدقه و بخشش فقط وقتی ممکن است که تو سرشار و غنی باشی
سرشاربودن یعنی، بخشش و صدقه
زیرا تا چیزی را نداشته باشی چگونه میتوانی آن را ببخشی؟
برای اینکه چیزی را با دیگری سهیم شوی، نخست باید آن را داشته باشی. و فقط آنوقت قادر به بخشیدن و سهیمشدن هستی. و این چیزی است که ما پیوسته آن را فراموش میکنیم.
مردمان زیادی را میبینم که سعی دارند عشقشان را سهیم شوند و آنان هیچ عشقی ندارند. البته حاصل این سهیمشدن عشق چیزی جز رنج برای خودشان و دیگران نیست. زیرا فقط وقتی میتوانی چیزی را ببخشی که آن را داشته باشی. شاید فکر کنی که عشقت را سهیم میشوی، ولی درواقع فقط رنج خودت را سهیم میشوی، زیرا این چیزی است که داری. تو با امیدها و رویاهایت حرکت میکنی، ولی نتیجهی آن در واقعیت چیست؟
عشق در تخیلات چیز خوبی است؛ در واقعیت به رنج و جهنم تبدیل میشود.
تو در وجودت عشق نداری؛ آن انرژی در آنجا وجود ندارد. نخست باید با عشق بدرخشی، فقط آنوقت میتوانی آن را سهیم شوی
قبل از اینکه یک عاشق بشوی،
باید عشق بشوی
مردم میپندارند که فقط با عاشقشدن یک عاشق میشوند! منطق آنان احمقانه و طرز تفکراشان غیرمنطقی است. تاوقتی که عشق نداشته باشی نمیتوانی یک عاشق بشوی
همه پیوسته باور دارند که ظرفیت عشقورزیدن را دارند؛ فقط باید کسی را پیدا کنند تا آن را دریافت کند! فرد پر از انرژی عشق است؛ فقط کسی را برای دریافت آن نیاز دارد! مردم اینگونه حرکت میکنند و وارد عشقورزی میشوند! آنان بارها مردمانی زیبا را پیدا میکنند، ولی نتیجهی نهایی رنج و درد است.
آنان فکر میکنند که عشق را سهیم میشوند ـــ فقط تنهایی خودشان را سهیم میشوند. آنان میپندارند که چیزی الهی را سهیم میشوند ـــ فقط زشتیهایشان را سهیم میشوند. آنان فکر میکنند که وجود درونی خودشان را سهیم میشوند ـــ ولی فقط ظاهر کثیفشان را سهیم میشوند. آنان خودشان از هستهی درونی خود ناآگاه هستند.
معنی انسان فقیر همین است.
و عکس این را هم به یاد داشته باش:
هرگاه قادر به سهیمشدن نیستی، هرگاه قادر به تمرین صدقه دادن نیستی، یادداشت کن ــــ باید که فقیر باشی. شاید از نظر دیگران ثروتمند باشی، ولی اگر نتوانی به دیگران ببخشی، در عمق درون باید فقیر باشی.
تو فقط مالک آن چیزی هستی که میتوانی آن را ببخشی. تو فقط با بخشیدن است که یک مالک میشوی. اگر نتوانی ببخشی، آنوقت صاحب نیستی، مالک و ارباب نیستی.
آنوقت چیزی را که فکر میکنی داری، همان چیز مالکِ تو است. آنوقت توسط داراییهایت تصاحب شدهای.
صدقه و بخشش یک شکوفایی زیبا از وجود کسی است که دارا است، کسی که مالک وجودش است؛ کسی که فقیر نیست، کسی که غنی است. شاید او فقیری کنار خیابان باشد، ولی اگر وجودش را، وجود اصیل خودش را داشته باشد؛ اگر بتواند عشق بورزد، اگر بتواند آواز بخواند، اگر بتواند برقصد،او انسانی غنی است. شاید او ابداً هیچ دارایی نداشته باشد. تا جایی که به چیزهای مادّی مربوط است، شاید هیچ چیز نداشته باشد. ولی او چیزی معنوی دارد….
چیزی که نمیتواند از او گرفته شود.
این واقعیت را در نظر بگیر:
آنچه را که واقعاً مالک آن باشی، نمیتواند از تو گرفته شود. فقط میتوانی آن را ببخشی ـــ اگر بخواهی ـــ ولی هیچکس نمیتواند آن را از تو بگیرد. آنچه را که مالک آن نیستی، و آن چیز مالک تو است، هرگز نمیتوانی آن را ببخشی ـــ فقط میتواند از تو دزدیده شود و به سرقت برود.
عشق تو نمیتواند دزدیده شود. راهی برای سرقت آن وجود ندارد. میتوانی داوطلبانه آن را ببخشی، میتوانی آزادانه آن را بدهی، ولی هیچکس نمیتواند آن را از تو برباید. میتوانی کشته شوی، ولی عشق تو نمیتواند کشته شود. هیچ راهی برای بهقتلرساندن عشق وجود ندارد
انسان ثروتمند کسی است که در زندگیش شعر داشته باشد، رقص داشته باشد، جشن و ضیافت داشته باشد، مرکزیت داشته باشد، وجودش ریشهدار باشد…. کسی که در آسمان درون خودش شکوفا شده باشد. انسان دارا کسی است که مانند ابرهای بارانزا در فصل باران بسیار پُر باشد…. آماده باشد تا بر هرکسی که در دسترس است ببارد. یا مانند یک غنچهی در حال شکفتن…. آماده است تا عطر خود را به هر نسیمی که از کنارش میگذرد، به هر مسافری که از راه برسد، ببخشد.
بخشیدن از سرشاربودن میآید
#اشو
آموزش فراسو: تفسیر اشو از ۴۲ سوترای بودا جلد ۲/۴ فصل اول
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 364 |
| 15 | افرادی هستند که مدام به حرف زدن ادامه می دهند؛
بدون آنکه بدانند درباره چه و چرا صحبت می کنند.
آنها به حرف زدن ادامه میدهند،
چون نمی توانند متوقف شوند.
اگر از چرندیاتی که از ذهنتان می گذرد اندکی آگاه شوید، و بدانید که واقعا چیزی برای گفتن وجود ندارد؛
در سخن گفتن تردید می کنید.
درباره سکوت نگران نباشید.
به این دلیل نگران سکوت هستید که
همهٔ جامعه در حال حرف زدن هستند و شما هراس دارید.
اما اگر درک کنید که سکوت واقعا چیست.
چیزی پر ارزش برای گفتن خواهید داشت.
اگر در سکوت خود عمیق شوید؛
کلامتان دیگر کلماتی تو خالی نخواهد بود.
بلکه؛ شکوه درونی تان را بیان می کند.
#اشو
#در_هوای_اشراق
@oshoi | 361 |
| 16 | .
به کرات گفته ام اگر قرار باشد
دعا کنم به این صورت خواهد بود: « پروردگارا ! مرا از میل به دوست داشته شدن، تایید شدن و یا تحسین شدن ایمن نگه دار. آمین. » البته من دعایی نمی کنم چون خواستار چیزی غیر از آنچه دارم، نیستم. از بخشندگی زندگی آگاه هستم. پس چرا برای چیز دیگری دعا کنم در حالی که همواره از بخشندگی زندگی کمتر خواهد بود؟ خداوند نام دیگر واقعیت است. کامل است، بی نقص است، و مرا با حد اعلای شادی سیراب می کند. حتی فکر درخواست چیزی غیر از آنچه که هست، هرگز به ذهنم خطور نمی کند.
#بایرن_کیتی
@towardsascension | 465 |
| 17 | فقط کسانی که میرقصند و میخندند و سرشار از شادی هستند به معبد پر شکوه هستی راه مییابند. افراد نالان و شاکی و گریان هرگز به آنجا راه ندارند.
در کارهای عادی و معمولی خود نیز شاد باشید؛ به هنگام راه رفتن یا نشستن نیز شاد باشید. با موسیقی از «خود» بیخود شوید و از لذت دیوانه...
وقتی راه میروید مانند افراد معمولی راه نروید. مانند یک شوریده و مست راه روید. با حرکت و رقصی در قدمهایتان... نگران مردم و گفتهها و قضاوت هایشان نباشید که چه میگویند. شاید دیگران شما را دیوانه و مجنون بخوانند، پس با لبخند و سرور به استقبال این وضع بروید.
سکوت را رعایت کنید، سکوتِ مواجی همراه با شادی. سکوتی در ظاهر و انرژی رقص در درون... با شادی خود رقص کنید و بخندید. اگر گریه هم میکنید بگذارید برخواسته از لذات شما باشد. اجازه دهید اشکهایتان به لبریز کردن شادیتان کمک کند.
#اشو
@towardsascension | 394 |
| 18 |
ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﺩﺛﻪ اﯼ ﺭﺥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺭﻭﯾﺎﮔﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽﺳﺎﺯﺩ.
ﭘﺲ ﻫﯿﭽﮕﺎه ﻧﭙﺮﺱ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﭼﺮﺍﯾﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ.
ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺎﺳﺨﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺩه ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺗﺴﮑﯿﻨﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻌﻘﻮﻝ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﺟﻠﻮه ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺍﺳﺎﺳﺎً ﻣﻌﻘﻮﻝ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﯽ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﻠﮑﻪ ﯾﮏ ﺭﺍﺯ ﻭ ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﮐﻨﺶﻫﺎ ﺍﺳﺖ.
ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﺍﯾﻦ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﺧﻄﺮﻧﺎﮐﯿﺴﺖ. ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺣﺘﺎ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﻭ ﺁﺯﺍﺭﺩﻫﻨﺪه ﺑﺎﺷﺪ.
ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﮔﻮﻧﻪی ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻦ، ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻧﺎﭘﺪﯾﺪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.
ﺍﻣﺎ ﺷﻬﻮﺩ ﺗﻮﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻫﻤﮥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺷﻬﻮﺩ ﮐﻦ .
ﻓﻘﻂ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺎﺵ. ﻧﺎﻇﺮﯼ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻭ ﺑﯽ ﻗﻀﺎﻭت.
ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ.
ﺫﻫﻦ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ .
ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ، ﺑﺎ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺷﺎﻫﺪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ.
ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ.
ﻫﯿﭻ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ.
ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ .
#اشو
@towardsascension | 424 |
| 19 | ما تنها میآییم و تنها میرویم،
و در میان این دو تنهایی رویای ارتباط، عشق، خانواده، ازدواج، دوستان و .......
را به وجود میآوریم.
ما تنها میآییم و تنها میرویم،
تنهایی طبیعت حقیقی و ذاتی ماست،
و در میان این دو تنهایی، چه رویاهایی که در سر میپرورانیم!
انسان، زن، مرد، شوهر، پدر، و مادر میشود، و پول، قدرت، موقعیت اجتماعی و احترام کسب میکند.
در حالی که کاملاً از این نکته غافل است که:
با دست خالی آمده و با دست خالی برمیگردد و نمیتواند تا حتی یک چیز را با خود از اینجا ببرد.
ولی باز هم به شکل سیری ناپذیری به اندوختن ادامه میدهد و هر روز بیشتر و بیشتر به این دنیا که روزی باید آن را ترک کند وابسته شده و در آن ریشه میگیرد.
از این دنیا به عنوان یک کاروانسرا استفاده کنید. در آن خانه نسازید.
مطمئناً باید از آن استفاده کنید،
ولی مراقب باشید که:
مورد استفادهاش قرار نگیرید.
لذت واقعی را در زندگی کسانی میبرند که:
به هیچ چیز و هیچ کس وابسته و مالک نمیشوند.
از همه چیز استفاده میکنند، اما مورد استفاده چیزی قرار نمیگیرند.
این شیوه زندگی انسانهای باهوش و زیرک است.
مالک هر چیزی بودن بی معناست. احمقانه است. چون هر لحظه ممکن است مرگ به سراغتان بیاید و آن همیشه در راه است.
در هر لحظه ممکن است به در ضربه بزند و شما ناگزیر خواهید بود که هر چیزی را همانگونه که هست باقی گذاشته و جهان را ترک کنید.
اگر ایستاده باشید به شما فرصت نشستن نخواهد داد. و همیشه در میان کارها مجبور میشوید که از این دنیا بروید
زیرا هیچ کس نمیتواند چیزی را در زندگی کامل کند.
اشو | 421 |
| 20 | خطرناکترین فرد کسی است که از شوق معنوی دیگران بهرهکشی کند
اگر کسی ثروت شما را بدزدد، خیلی جدی نیست؛
ولی اگر کسی به تو حقه بزند و شوق تو را نسبت به مراقبه، الوهیت و شعف بکشد یا حتی به تعویق بیندازد، آنگاه این گناهی بزرگ و نابخشودنی است
ولی این کار انجام شده است.
پس از آن آگاه باشید و از هرکسی نپرسید که:
“مراقبه چیست؟
چگونه مراقبه کنم؟”
بجای آن بپرسید که موانع مراقبه چیست؟
چه چیزهایی آن را به عقب میاندازد؟ بپرسید که چرا ما همیشه در مراقبه نیستیم؟
رشد ما کجا متوقف شده؟
کجا فلج شدهایم؟
و بهدنبال مرشد نباشید، زیرا مرشدان فلجکننده هستند.
هرکسی به شما فرمولهای ازپیش آمادهشده بدهد، یک دوست نیست بلکه دشمن است.
در تاریکی دستوپا بزن. هیچ کار دیگری نمیتوان کرد. خودِ همین دستوپازدن در تاریکی به ادراکی تبدیل میشود که تو را از تاریکی آزاد میسازد.
مسیح گفت: “حقیقت رهایی است.”
این رهایی را درک کن.
حقیقت همیشه توسط ادراک به دست میآید.
حقیقت چیزی نیست که با آن ملاقات و برخورد کنی؛ چیزی است که در آن رشد میکنی.
پس بهدنبال ادراک باش، زیرا هرچه ادراک تو بیشتر شود، به حقیقت نزدیکتر خواهی بود. و در لحظهای ناشناخته و غیرمنتظره، وقتی ادراک تو به اوج خودش برسد، در آن چاه بیانتها خواهی بود.
تو دیگر وجود نداری، و مراقبه وجود دارد.
وقتی تو دیگر نباشی، در مراقبه هستی. مراقبه همیشه ورای تو است. وقتی در آن چاهبیانتها abyss هستی، مراقبه وجود دارد. آنگاه نفس تو نیست؛ تو نیستی. آنگاه وجود تو هست.
این معنی مذهبیِ خداوند است:
آن وجود غایی The Ultimate Being. این عصارهی تمام ادیان، تمام جستارها است؛ ولی این را نمیتوان بصورت ازپیش آماده شده در جایی پیدا کرد. پس مراقب کسانی باش که این ادعا را دارند.
در تاریکی دست وپا بزن و از شکست نترس. شکستها را بپذیر ولی یک شکست را دوبار تکرار نکن.
یک بار کفایت میکند
کسی که در جستجوی حقیقت مرتکب اشتباه میشود همیشه بخشوده میشود.
این وعدهای از ژرفای جهانهستی است.
اوشو. | 481 |
