💙سخنان اوشو💙
📈 تحلیل کانال تلگرام 💙سخنان اوشو💙
کانال 💙سخنان اوشو💙 (@oshowords) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 652 مشترک است و جایگاه 2 363 را در دسته کتب و رتبه 20 977 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 652 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 22 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 20 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -5 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 23.82% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.51% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 3 728 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 175 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 68 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند وقت, چیز, هستی, کس, بیشتر تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“💜سخنان ، کتابها و ویدیوهای اوشو💜
کانال دیگر : https://t.me/sufianehh”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 23 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 23 سپتامبر | +3 | |||
| 22 سپتامبر | 0 | |||
| 21 سپتامبر | +7 | |||
| 20 سپتامبر | +3 | |||
| 19 سپتامبر | +3 | |||
| 18 سپتامبر | +4 | |||
| 17 سپتامبر | +7 | |||
| 16 سپتامبر | +3 | |||
| 15 سپتامبر | +3 | |||
| 14 سپتامبر | +5 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | +2 | |||
| 11 سپتامبر | +4 | |||
| 10 سپتامبر | +4 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | +10 | |||
| 07 سپتامبر | +3 | |||
| 06 سپتامبر | +3 | |||
| 05 سپتامبر | +2 | |||
| 04 سپتامبر | +3 | |||
| 03 سپتامبر | +7 | |||
| 02 سپتامبر | +9 | |||
| 01 سپتامبر | +10 |
| 2 | ✳️ قدردانی
اگر آرزويی نداشته باشيد و ندانيد چه بايد رخ دهد، آنگاه آنچه لازم است، رخ می دهد.
آنهايی كه آرزوهای بزرگ دارند، هرگز و هرگز احساس سپاسگزاری و قدردانی نمی كنند.
زيرا هرآنچه رخ دهد، هميشه در مقايسه با آرزوهايشان اندك است.
اگر احساس سپاس نكنيد، بيش از آنچه رخ داده است، رخ نخواهد داد.
زيرا آنچه بايد اتفاق افتد، تنها از طريق شكرگزاری اتفاق می افتد.
در دور باطل اسيريد.
هرچه بيشتر آرزو كنيد، كمتر احساس شكرگزاری
می كنيد و هرچه روی دهد، به نظرتان هيچ است.خيلی ساده آنرا ناديده می گيريد و عاقبت بسته و بسته تر می شويد.
اگر آرزويی نداشته باشيد، آنچه بايد، رخ می دهد. در واقع آنچه بايد هميشه در حال رخ دادن است، ولی هم اكنون از آن غافليد.
اگر انتظار داشته باشيد امروز كه از خانه خارج می شويد، يك چك ده هزار دلاری پيدا كنيد، ولی فقط يك اسكناس ده دلاری بيابيد، چه حالی می شويد؟
در حاليكه اگر هيچ انتظاری نداشته باشيد،
حتی يك اسكناس ده دلاری هم خوب است و اگر سپاسگزار باشيد، از همان منبعی كه اين ده دلاری به شما رسيده است، دهها ميليون دلار به شما خواهد رسيد.
شكرگزار، پذيرا و در دسترس باقی بمانيد.
#اوشو
@oshowords | 589 |
| 3 | در زندگی از موانع و سختی ها نترسید.
بدانید که رودخانه، آوازش را گُم میکرد
اگر سنگها را از سر راهش بر میداشتیم
#اوشو
@oshowords | 1 349 |
| 4 | ✳️ معرفی کانال
https://t.me/satyabanoo | 1 426 |
| 5 | به انتظاراتی که دیگران از تو دارند و تو از آنها داری هوشیار باش.
این نشانه عدم تعادل توست.
#ساتیابانو
@satyabanoo | 1 442 |
| 6 | ✳️ فقر
گاندی فقر را میستود.
من از فقر نفرت دارم!
ستایش فقر یک جنایت است.
اگر فقر را ستایش کنید، فقیر باقی میمانید.
گاندی درباره فقر و خوبیهایش بسیار صحبت کرده است
اما من در فقر، هیچگونه معنویتی نمیبینم
فقر دارای چهرهای زشت و کریه است و باید از میان برود.
فقر منشأ تمام جنایات و تبهکاریها،
و ثروت منشأ مذهب و معنویات است.
زیرا مذهب نهایت تجمل، والاترین هنر، باعظمتترین موسیقی، و عمیقترین رقص است.
شما تنها وقتی دارای همه چیز هستید،
شروع به جستجوی خدا میکنید.
زمانی که هیچ آرزویی در سر نداشته
و همه چیز را دیده و متوجه شده باشید؛
جستجوی خدا را آغاز میکنید.
یک انسان فقیر هیچ تصوری از خدا ندارد.
خدا برای او چیزی به جز تکیهگاه نیست.
او به فکر و تصور خدا تکیه کرده و به آن تمسک میجوید.
مشکل فقیر هیچگاه مربوط به مراقبه و یا عشق نیست، بلکه مشکل او نان و پناهگاه است.
زندگی او به گونهای است که او سعی میکند به نحوی به بقاء خود ادامه دهد. در چنین شرایطی چه کسی به مراقبه اهمیت میدهد؟!
فقر زشتترین و غیرمعنویترین چیزها در جهان است؛
زیرا منشأ تمام گناهها و پلیدیهاست.
#اوشو
@oshowords | 1 906 |
| 7 | وقتی زندگی برايت سخت می شود به ياد داشته باش که:
اگر روحت توانایی مقابله با اين سختی ها را نداشت ، تو به اين زندگی حلول نمی كردی.
#اوشو
@oshowords | 2 343 |
| 8 | sticker.webp | 2 385 |
| 9 | ✳️سوال :
اشو عزیز، من هفت سال پیش مشرف شدم. در مورد شاهد و مشاهده گری با من سخن گفتید.
وقتی حرفتان تمام شد و قبل از رفتن، مرا متوقف کردید و گفتید،
" و تو مرد خوبی هستی."
مرشد عزیز، در این هفت سال عشق و برکات شما با من بوده است.
هنوز در حیرتم که یک مرد خوب چیست؟
✳️ پاسخ :
ویت مانوVeet Mano، به یاد دارم که به تو گفتم، "تو مرد خوبی هستی"، زیرا به تو این نام را دادم، ویت مانو . ویت مانو یعنی:
رفتن به ورای انسان خوب.
اخلاقیات morality به کیفیات خوب و کیفیات بد توجه دارد.
انسانی خوب است، براساس اخلاقیات، که: صادق باشد، حقیقت گو باشد، اصیل و قابل اعتماد باشد.
ولی اخلاقیات مذهب نیست؛
حتی یک فرد بی خدا هم می تواند انسان خوبی باشد، زیرا هیچکدام این کیفیات انسان خوب شامل خداگونگی godliness نیست.
به تو گفتم، تو مرد خوبی هستی؛
بنابراین کار تو فقط این نیست که مرد خوبی باشی،
بلکه باید به ورای خوب و بد بروی
انسان بادیانت نه تنها انسان خوبی است، خیلی بیش از آن است.
برای انسان خوب، خوب بودن همه چیز است
برای انسان بادیانت، خوب بودن فقط یک محصول جانبی است.
انسان با دیانت کسی است که:
خویشتن را می شناسد، کسی که از وجود خودش آگاه است. و لحظه ای که از وجودت خودت آگاه باشی، خوب بودن همچون سایه ای تو را دنبال خواهد کرد. آنگاه نیاز به هیچ تلاشی نیست که خوب باشی، نیکی طبیعت تو می شود.
درست همانطور که درختان سبز هستند: انسان بادیانت، خوب است.
ولی انسان خوب الزاماٌ بادیانت نیست. خوب بودنش نتیجه ی تلاشی عظیم است؛ او با کیفیات بد می جنگد ، با دروغ گفتن یا دزدی، یا خشونت و ریاکاری. این ها در وجود انسان خوب هستند، ولی فقط سرکوب شده اند، هرلحظه می توانند فوران کنند و منفجر شوند.
انسان خوب خیلی آسان می تواند به انسان بد تبدیل شود، بدون هیچ تلاش، زیرا تمام آن کیفیت های بد آنجا وجود دارند، فقط در حالت رکود و کمون و سرکوب شده با تلاش، اگر آن تلاش را برداری، آنها بلافاصله در زندگیت سربر می آورند. و کیفیات خوب تو فقط کاشته شده اند، طبیعی نیستند.
باید سخت بکوشی تا صادق باشی، صمیمی باشی و دروغ نگویی، ولی این با تلاش صورت گرفته و خسته کننده شده است.
انسان خوب همیشه جدی است زیرا او از تمام کیفیات بد که سرکوب کرده وحشت دارد؛ و او جدی است چون در عمق وجودش می خواهد برای این خوبی او مورد احترام واقع شود و پاداش بگیرد. اشتیاق او مورد احترام واقع شدن است.
این قدیسان شما بیشتر انسان های خوب هستند.
من این نام را به تو دادم:
به ورای انسان خوب برو ، و تنها یک راه است که می توانی به ورای انسان خوب بروی و آن این است که هشیاریawareness بیشتری به وجودت بیاوری.
هشیاری چیزی نیست که بتواند کاشته شود، پیشاپیش وجود دارد، فقط باید بیدار شود.
وقتی تماماٌ بیدار شدی، هرعملی که انجام دهی خوب است و هرکاری که نکنی بد است.
انسان خوب باید تلاش عظیمی کند تا کارهای خوب انجام دهد و از اعمال بد پرهیز کند.
اعمال بد همیشه برای او وسوسه هستند. یک انتخاب است:
او هرلحظه باید خوب را انتخاب کند و بد را انتخاب نکند.
برای نمونه، مردی چون ماهاتما گاندی: او یک انسان خوب است؛ او در تمام عمرش سخت کوشید تا در سمت خوبی بماند. ولی حتی در سن هفتاد سالگی هم رویاهای جنسی داشت،
و او بسیار درتشویش بود: "تا جایی که به ساعات بیداری مربوط است می توانم کاملاٌ از سکس آزاد باشم. ولی در خواب چه می توانم بکنم؟ و هرچه را که در روز سرکوب می کنم، در شب به سراغم می آید."
این یک چیز را نشان می دهد که:
سکس هیچ جایی نرفته است، در درونت بوده است، فقط منتظر بوده. لحظه ای که آسوده می شوی، لحظه ای که تلاش را برمی داری ، و در خواب تو باید که آسوده شوی و تلاش را متوقف کنی تا به خواب بروی، تمام آن کیفیات بد که سرکوب کرده بودی بصورت رویا به سراغت خواهند آمد.
رویاهای تو امیال سرکوب شده ی تو هستند.
انسان خوب در یک تضاد همیشگی است. زندگی او بانشاط نیست، نمی تواند از ته دل بخندد، نمی تواند آواز بخواند و نمی تواند برقصد. در همه چیز پیوسته قضاوت می کند.
ذهنش سرشار از قضاوت و سرزنش است و چون خودش سخت می کوشد تا خوب بماند، دیگران را نیز با همین معیار داوری می کند. او نمی تواند تو را همانگونه که هستی بپذیرد؛ فقط وقتی تو را می پذیرد که از معیارهای او برای خوب بودن پیروی کنی. و چون نمی تواند مردم را آنگونه که هستند بپذیرد، آنان را محکوم می کند.
تمام قدیسان شما پر از سرزنش دیگران هستند.
#اوشو
#روح_عصیانگر_ص240
@oshowords | 2 606 |
| 10 | «صبح که از خواب بیدار میشوی، به یاد داشته باش که این روز را نمیتوانستی مطالبه کنی؛
این روز به تو هدیه شده است.
شب گذشته است.
بیدار شو، آگاه باش و تمام زیبایی هستی را ببین.
یک روز دیگر به تو داده شده؛
یک طلوع دیگر، آسمان، درختان، گلها و امکانِ بودن.
اما روزی خواهد رسید که خورشید طلوع میکند، گلها شکوفه میدهند،
و تو دیگر اینجا نیستی که آن صبح را ببینی.
پس امروز را معمولی نگیر.
زندگی چیزی نیست که حق تو باشد؛
موهبتی است که همین حالا در دستان توست.
و قدردانی، تنها دعای واقعی است.»
#اشو
@oshowords | 2 807 |
| 11 | sticker.webp | 3 179 |
| 12 | روزی که انسان بتواند
به توهین هایی که به او
می شود بخندد
و لذت ببرد؛
روزی ست که او
به موفقیت دست یافته.
جزئی از ابدیت شده و
به دنیای جاودانگی
وارد شده است.
#اوشو
@oshowords | 3 499 |
| 13 | نگاه و باورهای تلخ تو به دیگران و شرایط ،
ابتدا سرچشمه آن یعنی وجود خودت را تلخ میکنه و بعد از اون به بیرون منتشر میشه.
تلخیِ زندگی، برداشتِ کاشته هایِ ناهشیارانه ماست.
#ساتیابانو
@satyabanoo | 2 844 |
| 14 | ✳️ جدیت
✳️پرسش پنجم:
اشو! پس از سخنرانی تاثیرگذار امروز شما، من با حالتی جدّی به جایی که شما نشسته بودید رفتم تا سجده و تشکر کنم. ولی وقتی سجده کردم، خودم را در حال خندیدن پیدا کردم.
✳️پاسخ:
این سوال از پاریتوش Paritosh است.
باید هم اینطور باشد. این راه تشکرکردن از من است، از من اینگونه سپاسگزاری کنید. من با جدیبودن مخالف هستم. اگر نزدیک من میآیید، خندان بیایید. حتی وقتی که جدی و خشک میآیید، من شما را میخندانم.
در نظر من، خنده یک نیایش است. صورتهای جدی چهرههای بیمار هستند. و هرگز با جدیبودن نزد خدا نروید؛ با خنده و رقصان بروید و دعای شما شنیده خواهد شد. و تشکر شما به مخاطب خواهد رسید.
پاریتوش! این خوب است که تو برای تشکر از من آمدی و شروع به خندیدن کردی. این راه درستی است، راه کامل. مانند یک گل که شکوفا میشود.
آیا هرگز یک گل عبوس و جدی دیدهاید؟ آنها همیشه در حال خندیدن هستند. آنان با خندهی خود به خداوند پیشکش میکنند. بجز انسان هیچکس در روی زمین جدی نیست، هیچکس بجز انسان در رنج نیست. بجز انسان هیچکس گیج و حیران نیست.
حیوانات، درختان، کوهها، رودخانهها…. هیچکس جدی نیست. همگی میخندند و با خندهی خود نزد خداوند نیایش میکنند. با آنها همدست شوید.
همیشه به یاد بسپار: هرچه عمیقتر بخندی، نیایش تو عمیقتر خواهد بود. اگر بتوانی برقصی، وارد معبد شدهای، به خداوند نزدیک شدهای.
آری رقصیدن تنها راه رسیدن به الوهیت است.
#اشو
📚«آموزش فراسو»
جلد ۴/۴
مترجم: م.خاتمی / زمستان ۱۴۰۲ | 3 683 |
| 15 | وقتی ته قلبت آرزویی داری ، جهان هستی همه تلاششو میکنه تا تو رو به آرزوت برسونه ، شک نکن ، این ذات قانون کارماست.
حالا چطوری این اتفاق میافته؟
وقتی تو آرزویی داری یعنی در جا و شرایط مناسبی که دلت میخواد نیستی.
این یعنی تو از نظر احساسی با جایی که هستی همراستا و همسو نیستی.
برای همین اتفاقات مختلفی توی زندگیت رخ میده که باعث ناراحتی و رنجِ تو میشه ، به تو فشار میاره تا تو انرژی رو به حرکت دربیاری و کاری براش بکنی.
انسان علاقه زیادی به چسبندگی داره حتی تو موقعیتهایی که دوست نداره می مونه و عادت میکنه.
بنابراین رنج و اذیتی که احساس می کنی نشانه داشتن خواسته و آرزویی در درونته و جهان هستی داره کمکت میکنه که اونو تجربه کنی.
#ساتیابانو
@satyabanoo | 3 148 |
| 16 | ادامه ـ
پس مایلم یک بار دیگر تکرار کنم:
اگر یک فقیر بادیانت شود، بسیار هوشمند است؛ و اگر یک فرد ثروتمند بیدیانت بماند، حماقت خودش را نشان میدهد. فردی غنی که بادیانت نیست یعنی که یک احمق است. فردی فقیر که بادیانت نباشد، فقط نیاز به همدردی دارد؛ او احمق نیست. میتوانی او را ببخشی. ولی هیچ فرد ثروتمندی قابل بخشش نیست اگر بادیانت نباشد؛ این فقط نشان میدهد که او ابله است: او ثروت دارد و بااینحال قادر نبوده که بیهودگی آن را ببیند.
طمع تو فقط نشان میدهد که احساس خالیبودن میکنی. حالا میتوانی آن را با اشیاء پر کنی، ولی آن خالیبودن هرگز پر نخواهد شد. یا اینکه میتوانی شروع کنی به رشد کردن در درونت و در آگاهی؛ و آنوقت پر خواهی شد.
مردم میتوانند تمام عمرشان و تمام انرژی خود را در طمع به هدر بدهند، این جاهطلبی هیچ کمکی به تو نخواهد کرد.
* ملانصرالدین و همسایهاش مشغول صحبت در مورد بزرگ کردن پسرانشان بودند.
همسایه از او پرسید: “ملا! آیا پسر تو هم خیلی جاهطلب است؟”
ملانصرالدین گفت: “بله، او چنان افکار بزرگی در مورد ثروت و موفقیت دارد که از هماکنون به من بعنوان یک فامیل فقیر نگاه میکند!”
فقط این فکر که او روزی موفق و ثروتمند خواهد شد کافیست تا به پدرش همچون یک قوموخویش فقیر نگاه کند!
اگر راه طمع را ادامه بدهی میتوانی بسیار نفْسانی شوی ـــ و این تمام زندگیات را خواهد گرفت.
مردم تا آخر عمر طمعکار میمانند؛ در حال مرگ نیز طمعکار باقی میمانند. حتی فکر مرگ نیز آنان را هشیار نمیکند.
حتی تا آخرین نفس! میتوانی بمیری ولی تجارت: تجارت طمع ادامه دارد. وقتی که در این سفر باشی، بیرون آمدن از آن بسیار دشوار است. فرد بیشتر و بیشتر گرفتار میشود. و در راه طمع، تو بارها مورد اهانت و تحقیر واقع میشوی، ولی بازهم بهپا میخیزی و دوباره میشتابی.
* صبح زود در برابر یک فروشگاه لباس که یک حراج خاص را آگهی داده بود، صفی طولانی شکل گرفته بود. مردی به جلو صف آمد و مردم او را گرفتند و به آخر صف فشار دادند. او یک بار دیگر به اول صف رفت و مردم به او لگد زدند و او به جوی آب پرتاب کردند. عاقبت او بلند شد و خودش را تکان داد و به مردی که در آخر صف ایستاده بود گفت: “اگر یک بار دیگر این کار را تکرار کنند من فروشگاه را باز نخواهم کرد.”
او آماده است تا فروشگاه را باز کند. ولی مردم او را به جوی آب انداختهاند! زیرا مردم عجله دارند، تقریباً از طمع دیوانه شدهاند. طمع نوعی جنون است.
از پول استفاده کن، ولی هرگز طمعکار نباش. پول بعنوان یک وسیله کاملاً خوب است؛ یک وسیله عالی برای تبادل است، بسیار مفید است. از آن استفاده کن ولی مورد استفادهاش قرار نگیر. آن را مالک باش ولی در مالکیت آن قرار نگیر ـــ ارباب بمان.
#اشو
📚«آموزش فراسو»
جلد ۴/۴
مترجم: م.خاتمی / زمستان ۱۴۰۲
@oshowords | 4 009 |
| 17 | ✳️پرسش چهارم:
طمع من برای پول، داشتنِ پول و دیدن اینکه قادر هستم پول بسازم، این یعنی چه؟
✳️پاسخ:
این فقط یعنی که تو طمعکار هستی!
نیازی نیست که در موردش فلسفهبافی کنی. هیچ چیزی بجز این معنی نمیدهد که تو طمعکار هستی. و طمع میگوید که تو باید خالی باشی، پس میخواهی خودت را با هر چیزی پُر کنی.
پول راهی است برای پرکردن فرد از چیزها. پول میتواند همه چیز بخرد، پس پول خیلی اهمیت پیدا میکند. پس میتوانی خالیبودن خودت را با همهچیز پر کنی: میتوانی هر تعداد زن که بخواهی داشته باشی، میتوانی هر تعداد قصر که بخواهی داشته باشی، هر تعداد هواپیما…. هرچه که بخواهی. میتوانی به پرکردن خودت با اشیاء ادامه بدهی. زیرا تو خالی هستی.
انسان خالی، فردی طمعکار است.
و هیچکس هرگز با طمع رضایت پیدا نکرده است. هیچکس هرگز با هیچ شیئی به رضایت نرسیده است ـــ زیرا اشیاء در بیرون هستند و خالیبودن در درون است و تو نمیتوانی چیزهای بیرونی را به درون ببری. پس میتوانی ثروتمند شوی، ولی خالی باقی خواهی ماند.
گاوصندوق تو ممکن است پر باشد، ولی قلب تو خالی خواهد ماند. حساب بانکی تو میتواند همواره افزایش پیدا کند، ولی روح تو افزوده نخواهد شد. درواقع، شاید از آن کاسته شود ـــ زیرا هر بار که به دنبال پول بدوی، قدری از روحت را از دست میدهی. این یک ریسک بزرگ است.
تو با گمکردن روح خودت میتوانی پول بهدست بیاوری؛ با نابودکردن خلوص درونیات، تو همواره درونت را به بیرون میفروشی. پیوسته درون را با بیرون معامله میکنی. در انتها، پول بسیار زیاد و اشیاء فراوانی انباشته کردهای؛ ولی ناگهان احساس میکنی که در درون یک گدا هستی.
درون فقط میتواند با درون پر شود.
البته من نمیگویم که پول خودت را رها کن؛ این نیز احمقانه است. پیوسته به دنبال پول دویدن احمقانه است، ترک کردن پول هم احمقانه است ـــ زیرا هیچکس نمیتواند خالیبودن درونش را با پول پر کند؛ و هیچکس نمیتواند آن را با ترککردن پول پر کند. زیرا هر دو در بیرون اتفاق میافتند. چه پولی را انباشته کنی و چه ترک کنی، هر دو در بیرون است. این نگاهکردن مستقیم به مشکل نیست.
تو در درون خالی هستی: در آنجا باید کاری بکنی. نیایشی باید آن را پر کند؛ مراقبهای باید در آنجا شکوفا گردد ـــ فقط عطر الوهیت است که میتواند به تو رضایت ببخشد.
پس من نه با پول مخالف هستم و نه طرفدار آن هستم. پول میتواند خیلی چیزها را بخرد؛ هرآنچه که در بیرون هست میتواند با پول خریداری شود: هیچ مشکلی در این مورد وجود ندارد. ولی پول نمیتواند تو را به رضایت درون هدایت کند… و مشکل همین است. تو باید برای آن کار کنی.
نکته اینجاست؛ مشاهدهی خود من چنین است: هرچه پول بیشتری داشته باشی، بیشتر امکان دارد تا از تهی بودن درونت آگاه شوی، زیرا تضاد سبب روشنشدن چیزها میشود. کسی که در بیرون و در درون فقیر است نمیتواند فقر درونی را احساس کند. برای همین است که مردم فقیر شادتر بهنظر میرسند؛ گدایان بیشتر از ثروتمندان و میلیونرها شاد بهنظر میرسند. چرا؟ زیرا یک گدا از دو طرف فقیر است: هم در درون و هم در بیرون. تضادی وجود ندارد. مانند این است که با گچ سفید روی دیوار سفید بنویسی؛ نمیتوانی آن را بخوانی. فرد ثروتمند در اطراف خودش ثروت بسیار دارد؛ و درست در وسط تمام اینها، خالیبودن و فقر وجود دارد. بهسبب این تضاد است که آزردگی وجود دارد. گویی که با گچ سفید روی تخته سیاه نوشتهای؛ روشن و بلند خوانده میشود.
پس من با پول مخالف نیستم. درواقع، تمام رویکرد من این است که فقط افراد ثروتمند میتوانند بادیانت باشند. یک فرد فقیر نمیتواند. برای یک فقیر بسیار دشوار است که بادیانت باشد. فقیربودن و بادیانت بودن نیاز به هوشمندی عظیمی دارد؛ یک هوشمندی برتر و منحصربهفرد مورد نیاز است. فقط آنوقت است که میتوانی وارد دیانت حقیقی شوی. برای خواندن چیزی که با گچ سفید روی دیوار سفید نوشته شده، نیاز به چشمانی بسیار نافذ داری؛ ولی خواندن آن روی تخته سیاه بسیار آسان است.
من با ثروت مخالف نیستم، طرفدار دیانت هستم. اگر بسیار هوشمند باشی، حتی در فقر خودت نیز میتوانی بیهودگی ثروت را ببینی. ولی برای آن باید بسیار درک و فهم داشته باشی: باید در مورد چیزی فکر کنی که نداری و باید تشخیص بدهی که بیمعنی است. بدون داشتن آن، فهم آن بعنوان چیزی بیمعنی بسیار دشوار است. داشتن آن و دیدن اینکه بیمعنی است، کاری ساده و آسان است.
👇 | 3 352 |
| 18 | چنانچه تمام دنیا را در اختیار داشته باشی
اما بر خودت مسلط نباشی،
برده ای در زنجیر بیش نیستی.....
@oshowords | 3 361 |
| 19 | sticker.webp | 3 078 |
| 20 | مراقبه چیزی است که باید همراه همیشگی شما شود بنابراین روش من به گونهای است که هیچ چیز را مختل نمیکند
مثلاً من دارم با شما صحبت میکنم، روش من این است که وقتی با شما صحبت میکنم، کاملاً از آنچه میگویم و به چه کسی میگویم، آگاه هستم.
هر حرکت دست من با آگاهی کامل است.
بنابراین هر کاری که انجام میدهید چه در خیابان قدم میزنید و چه در دریاچه شنا کنید انجام دهید اما از فعالیت خود آگاه باشید آنگاه میتوانید ۲۴ ساعت در مراقبه باشید و زمانی که بتوانید ۲۴ ساعته در مراقبه باشید تمام مراقبههای نیم ساعته بازی میشوند، فقط داری خودت را گول میزنی.
مراقبه چیزی است که باید همراه همیشگی شما شود.
#اشو
@oshowords | 3 702 |
