ندانستم
Ir al canal en Telegram
بالاخره یه روز دریا رو میبینم. t.me/HarfChatBot?start=596e5feb8b1f
Mostrar más2 775
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+430 días
Archivo de publicaciones
2 775
اولش با فعال کردن ریاکتهای چنل شروع میشه و تهش با چه خبر بچهها خوبین؟ اینستا همو داشته باشیم!
https://www.instagram.com/aliptoday
(آه میکشد.)
2 775
دنیا همینه. از دست میدی و به دست میاری. تا زمانی که نه از دست دادن ناراحتت کنه و نه به دست آوردن باعث خوشحالیت شه، اونموقعست که جنازه آدم قبلی رو یکجایی ناشیانه و بیتشریفات دفن میکنی و بعد، آدم جدید متولد میشه: آدمی به مراتب سختجونتر، به مراتب محتاطتر، به مراتب از دید بقیه آدمها پنهونشوندهتر و به مراتب تکلیفش با خودش و اطرافش و اطرافیانش روشنتر.
2 775
دنیا همینه. از دست میدی و به دست میاری. تا زمانی که نه از دست دادن ناراحتت کنه و نه به دست آوردن باعث خوشحالیت شه، اونموقعست که جنازه آدم قبلی رو یکجایی ناشیانه و بیتشریفات دفن میکنی و بعد، آدم جدید متولد میشه: آدمی به مراتب سختجونتر، به مراتب محتاطتر، به مراتب از دید بقیه آدمها پنهونشوندهتر و به مراتب تکلیفش با خودش و اطرافش و اطرافیانش روشنتر.
2 775
دنیا همینه. از دست میدی و به دست میاری. تا زمانی که نه از دست دادن ناراحتت کنه و نه به دست آوردن باعث خوشحالیت شه، اونموقعست که جنازه آدم قبلی رو یکجایی ناشیانه و بیتشریفات دفن میکنی و بعد، آدم جدید متولد میشه: آدمی به مراتب سختجونتر، به مراتب محتاطتر، به مراتب از دید بقیه آدمها پنهونشوندهتر و به مراتب تکلیفش با خودش و اطرافش و اطرافیانش روشنتر.
2 775
همه حرفهای دنیا بارها گفته شده. نمیدونم چرا آدم خودش رو انداخت توی دردسر حرف زدن و صحبت کردن. آدمها با صد تا کلمه هم از پس انجام امورات روزانهشون بر میومدن، نیاز نبود اینقدر توی همه چی ریز شن و به «درون» خودشون نفوذ کنن، احتیاج نبود کلمه پیدا کنن واسه احساسات پیچدرپیچ و هزارشاخهای که دارن. صحبت از «صحبت» شد، میدونستین صحبت اصلا معنای حرف زدن نمیده و در اصل به معنای همراهی دوستانهست و از مصاحبت میاد؟ یعنی دو نفر وقتی در کنار همدیگه هستن، وقتی همنشین همن، وقتی با هم قدم میزنن، حتی اگه کلمهای با هم حرف نزنن اما قلباً همدیگه رو دوست داشته باشن مصاحب هم به حساب میان.
2 775
خوبه. در کل زندگی خوبه. خیلی دیگه سریع نیستم و خوشحالم که سرعتم توی زندگی اومده پائین. نمیدونم اسمش به آرامش رسیدنه یا حوصله نداشتن یا بیانگیزه بودن یا چه چیزی، هر چی هست خوبه. سوت هر ماجرا و مسابقه جدیدی که به صدا در میاد آدمهای دیگه مثل فشنگ از کنارم رد میشن ولی من تا سرم رو بیارم بالا یه خورده طول میکشه، تا بفهمم که داستان از چه قراره همه دور شدن ازم، شما برید منم میام.
2 775
به سفر رفتن و تجربه ترک خونه در حالی که نمیدونم دوباره قراره برگردم یا نه هر بار برام عجیبتر از دفعه قبله. مهم نیست یه روز دور بمونم یا روزها یا سالها، هر لحظه دلم واسه خونه تنگ میشه. توی سفر همیشه دلتنگیم واسه خونه رو فشرده و کوچیک میکنم و میذارمش گوشه قلبم تا باعث نشه از سفر غافل شم. فرقی نداره کجا برم، وقتی در سفرم، در حرکتم. احساس در حرکت بودن و زنده بودن دارم. جدی زندگی یعنی دیدن جاهای جدید. یعنی پاشی بری شهری که همیشه فقط عکسهاش رو دیده بودی از نزدیک ببینی. از اول هم قرار بود آدمها همین کار رو کنن البته. قرار بود ببینن و بیشتر ببینن و همه چیزهای ناشناخته و نادیده جهان رو ببینن و مدام در گذر باشن. ولی خب، این کار رو نکردن. نشستن یه جا. خودشون رو گیر انداختن توی مدلهای مختلف زندگی که واقعا اسمش زندگی نیست.
2 775
بیست و دو سال از زمان انتشار این شاهکار در آلبوم «دفترچه یادداشتهای آبی» گذشت. آهنگی که بارها ازش در فیلمهای مختلف استفاده شده و خیلیها اون رو حسآمیزترین آهنگ بیکلام تاریخ میدونن. آهنگی که انواع حسها در اون جریان داره. هم حس جدایی داره هم رسیدن، هم حس غربت داره هم آشنایی، هم کهنگی هم تازگی، هم اشک شوق هم اشک غم، هم شکست تلخ در لحظه آخر و هم پیروزی دلچسب در جایی که خودت هم انتظارش رو نداشتی.
2 775
خوشی، تو را به سوی محبوب میکشاند( یعنی وقتی خوشحالی میری پیش کسی که دوستش داری) و غم، تو را سوی عاشق میخواند.( ولی وقتی غمگینی میری پیش کسی که دوستت داره.) _منسوب به مولانا
