پایدِیا
Ir al canal en Telegram
"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49
Mostrar más1 321
Suscriptores
+124 horas
+37 días
+7330 días
Archivo de publicaciones
1 321
🔅سه پرسش
۱. ما در کجای گرم تماشا
از مرز سبز دور افتادیم که
ناگاه خویش را
در پای برج تاریک
در پرتو گزندهی خون یافتیم ؟
۲. نه اینکه، ما
وقتی که بر کرانه هامون
از خواب های آبی ناهید افتادیم
فقط در اشتیاق تماشا بودیم ؟
۳. حالا به من بگویید
کجایِ دریاها جنگ است
که رودخانهها باز
با آستین پُر از سنگ می روند ؟
"منوچهر آتشی"
@PaideiaPhilo
1 321
چه روزگاریست!
به طور معناداری همه چیز و همه کس مرا به درونم دعوت میکنند تا بیرون.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 321
و این سخون دو گروه است: یکی آنانکه نسبت به علم کننـد مـر جـاه خلـق را و طاقـت معاملـت آن ندارنـد و بـه تحقیق علم نرسیده باشند، عمل را از آن جدا کنند؛ که نه علم دانند نه عمل، تا جـاهلی گویـد: "قـال نبایـد، حـال باید"، و دیگری گوید: "علم باید، عمل نباید".
و از ابراهیم ادهم رحمةاللّه علیه میآید که: سنگی دیدم بر راه افکنده، و بر آن سـنگ نبشـته کـه: "مـرا بگـردان و بخوان."
گفتا: بگردانیدمش.بر آن نبشته بود که: "أنتَ لاتعمَلُ بما تعلَمُ، کیفَ تَطْلُبُ مالاتعلَمُ. تو بـه علـم خـود عمل مینیاری، محال باشد که نادانسته طلب کنی."یعنی کار بند آن باش که دانـی تـا بـه برکـات آن نادانسـته نیـز بدانی.
📚کشفالمحجوب/ ص۱۲
🖊علیبن عثمان هجویری
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
🔗هجویری داره میگه: دانستن بهتنهایی کافی نیست؛ چیزی که میدونی باید در عمل و در زندگیت خودش رو نشان بده.
به نظرم همین حرف را میشه دربارهی فلسفه هم گفت: اگر فلسفه قرار نباشه روی شیوهی زیستن ما اثر بگذاره، دونستنش چه فایدهای داره؟
فلسفه وقتی ارزشمند میشه که فقط به ما نگه "چه چیزی درست است"، بلکه کمک کنه بهتر فکر کنیم، بهتر انتخاب کنیم و بهتر زندگی کنیم.
وگرنه دونستنِ کلی نظریه، بدون هیچ تغییری در زندگی، فقط انباشتنِ اطلاعاته؛ نه فهمیدن و نه زیستنِ آگاهانه.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 321
Repost from پایدِیا
💥در این نشست، به بررسی فلسفیِ ویژگیهای گفتوگوی مؤثر میپردازیم؛ اینکه گفتوگو چه مؤلفههایی دارد و چه چیزی آن را از صرفِ تبادل کلمات و بیان دیدگاهها متمایز میکند.
همچنین بررسی خواهیم کرد چرا انسانها، با وجود نیاز بنیادین به ارتباط و فهم متقابل، اغلب به گفتوگویی واقعی با یکدیگر تن نمیدهند.
در ادامه، به این پرسش خواهیم پرداخت که جامعهای که در آن گفتوگو تضعیف یا ناممکن شده باشد، چه شکلهای دیگری از مواجهه، ارتباط و حل تعارض را جایگزین آن میکند.
هماهنگی جهت حضور
۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴
@PaideiaPhilo
1 321
پنجرههای فهم
✍علیرضا اسماعیلی
🔅برای فهمِ جهان، به یک منظر نمیتوان بَسَنده کرد. علم، سازوکار پدیدهها را میکاود، فلسفه و دین از معنا و ارزش میپرسند، ادبیات امکان تجربهی زیستِ دیگری را فراهم میکند و تاریخ، ردّپای کامیابیها و شکستهای انسان را آشکار میسازد.
هرکدام بخشی از حقیقت را روشن میکنند و بخشی را در ابهام باقی میگذارند.
🔅بلوغ فکری از پذیرش همین ابهام آغاز میشود؛ از توانایی شنیدن بیآنکه پیشاپیش قضاوت کنیم و شککردن بیآنکه فوراً به انکار یا یقین پناه ببریم. ذهن بالغ، ذهنی نیست که همهی پاسخها را یافته، بلکه ذهنی است که هنوز برای پرسش و امکانِ خطا، گشوده است.
🔅شاید آگاهی، نه در دانستنِ همهچیز، بلکه در تحمل نادانستهها شکل میگیرد؛ در پذیرفتن اینکه جهان همیشه چیزی برای پنهانماندن دارد و هر خلأیی را نباید با پاسخهای ساختگی پُر کرد.ما بیش از آنکه به پاسخهای بیشتر نیاز داشته باشیم، به ظرفیت بیشتری برای تحمل پرسش احتیاج داریم و اجازه دهیم، هنوز چیزی را نفهمیده باشیم.
🔅تنها در این صورت است که میتوانیم به درستیِ باورهایمان شک کنیم، بپرسیم، گوش بدهیم و در بعضی جاها سکوت کنیم.
@PaideiaPhilo
1 321
"پاییز"
سالار عقیلی
----------------------------------
بعضی موسیقیها فقط شنیده نمیشن؛ آدم را با خودشون میبرن.
میبرن به گوشهای دور از گذشته، به خاطرهای که سالهاست جایی در درونمون مونده؛ جایی که هیچ تصویر، هیچ کلمه و هیچ چیز دیگهای نمیتونه ما رو به اونجا برگردونه.
انگار موسیقی برای لحظهای درِ اون اتاق قدیمی رو باز میکنه و ما دوباره، با همون احساس، همون آدمِ اون روزها میشیم.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 321
دیشب، باران قرار با پنجره داشت
روبوسیِ آبدار با پنجره داشت
یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد
چک چک، چک چک...چکار با پنجره داشت؟
"قیصر امین پور"
@PaideiaPhilo
1 321
بی کیمیایِ مستی، تبدیل غم محالست
یا می حلال فرما یا غم حرام گردان
"نظیری نیشابوری"
@PaideiaPhilo
1 321
امروز نخستین جلسهی "فلسفهی اخلاق" رو در جمعی از دوستان قدیمیتر و تازهپیوسته آغاز کردیم.
واقعاً و واقعا از بودن در کنار این جمعِ خوب، اهل اندیشه و مطالعه لذت بردم؛ عزیزانی با اشتیاق، که به چنین گفتوگوهای عمیق و جدّی گرما میبخشن.
جمعی که با پرسشهای دقیق و نگاههای متفاوتشون، منو به چالش میکِشن و همین، گفتوگوها رو برای من لذتبخشتر و پربارتر میکنه.
سپاس💐💐
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 321
🟠بهمناسبت روز ۸ مهرماه،
روز بزرگداشت "مولانا جلال الدین محمد بلخی"
🖊علیرضا اسماعیلی
🔸چرا در قرن بیستویکم هنوز باید مولانا را بخوانیم؟
شاید به این خاطر که مولانا به ماندگارترین و عمیقترین مشکلات وجودیِ انسان پرداخته است. ما همیشه با موضوعاتی همچون: مرگ، عشق، تنهایی، ترس، اضطراب، خشم، حسد، دلبستگی و معنای زندگی روبهرو هستیم. اینها مسائلی نیستند که با تغییر زمان و تکنولوژی از بین بروند؛ یا به دوره ای خاص از تاریخ وابسته باشند . اینها مسایل وجودیِ ما هستند، بخشی از تجربهی همیشگی انسانها هستند.
از طرف دیگر، خیلی از رنجهای ما، مستقیم یا غیرمستقیم، به ذهن و حال درونی ما مربوط میشوند. مولانا در همینجا برای انسان امروز حرف برای گفتن دارد؛ او ما را به دیدن خودمان دعوت میکند، به اینکه کمی از بیرون فاصله بگیریم و به جهان درونمان نگاه کنیم. حتی تأکید او بر قدرشناسی از هستی، فارغ از اینکه به خدا باور داشته باشیم یا نه، میتواند برای انسان امروز معنایی عمیق داشته باشد؛ اینکه "بودن" را ببینیم و قدر لحظهای را که در اختیار داریم بدانیم.
به گمان من، مولانا، به ویژه در سه حوزهی "انسان شناسی" ، "معرفتیشناسی" و "اخلاق" حرفهای جدی و قابل تأملی برای ما در قرن بیستویکم دارد. اما بهتر است رابطهی ما با او ، رابطهی مرید و مراد نباشد؛ رابطهی معلم و شاگرد باشد. از او بیاموزیم اما هالهای از نور دور گردن او و دیگران نیندازیم. بخوانیم، فکر کنیم، پرسش کنیم، بعضی حرفهایش را بپذیریم و بعضی را دوباره به پرسش بکشیم.
به گمانم، بعضی انسانها متعلق به یک قرن نیستند؛ هر نسلی که با خودش، با جهان و با معنای زندگی درگیر شود، دوباره به سراغشان میرود. مولانا یکی از آنهاست.
@PaideiaPhilo
1 321
در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
دانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید
در عشق جوی ما را، در ما بجوی او را
گاهی منش ستایم، گاه او مرا ستاید
تا چون صدف ز دریا بُگشاید او دهانی
دریای ما و من را چون قطره در رُباید
@PaideiaPhilo
1 321
Neuroscience, Psychology And Religion
(Illusions, Delusions, and Realities about Human Nature)
این کتاب، نوشتهٔ مالکوم جیوز و وارن اس. براون، و کتابی میانرشتهای دربارهٔ پیوند عصبشناسی، روانشناسی و دین است. نویسندگان با بررسی یافتههای علمی دربارهٔ مغز و رفتار انسان، برداشتهای نادرست دربارهٔ ماهیت انسان را نقد میکنند.
کتاب میکوشد نشان دهد علم و ایمان، بهجای تقابل، میتوانند در فهم پیچیدگیهای انسان مکمل یکدیگر باشند. این اثر در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات تمپلتون منتشر شده است
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
1 321
📘 معرفی کتاب:
Neuroscience, Psychology And Religion.
(Illusions,Delusions, and Realities about Human Nature)
🖊Malcolm Jeeves & Waren S. Brown
عصب شناسی، روان شناسی و دین
(توهمات، خیالات و واقعیات درباره انسان)
سال چاپ : ۲۰۰۹
انتشارات : تمپلتون
@PaideiaPhilo
👇👇👇👇👇👇👇👇
1 321
Repost from پایدِیا
🔘 درباره رمان "کوری"
اثر ژوزه ساراماگو
▪️چرا ما کور شده ایم؟
▫️نمیدانم. شاید یک روز این را بفهمیم.
▪️ میخواهی نظر مرا بدانی؟
▫️ بله، گوش میکنم.
▪️ [به عقیده من ما کور نشدیم، کور هستیم. ما چشم داریم اما نمیبینیم. کورهایی هستیم که میتوانیم ببینیم، اما نمیبینیم]
💥رمان «کوری»، بیش از آنکه داستان کور شدن فیزیکی باشد، روایت کور شدن دیدگاه و وجدان انسانهاست. کور شدن چشمهایی که حاضر نیستند واقعیت را ببینند، استعارهای است از ناتوانی انسان در مشاهده حقیقت، مواجهه با وجدان اخلاقی و درک رنج دیگران. این نوع کوری، شاید بدترین نوع آن است؛ زیرا ریشهی جنگها، سقوط اخلاق، انحطاط انسانیت و فجایع تاریخی و معاصر را در خود دارد.
کور شدن در این رمان، تنها فقدان بینایی نیست؛ بلکه فقدان درک، همدلی و مسئولیت انسانی است؛ وضعیتی که جامعه را به سوی هرجومرج، خشونت و تباهی سوق میدهد. در جهانی که مردم چشم بر حقیقت میبندند، شر و رنج نه تنها اجتنابناپذیر است، بلکه به شکل سیستماتیک تکرار میشود، و کوری در این اثر یادآوری میکند که دیدن و فهمیدن، نخستین قدم برای انسان ماندن است.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
