Born to Die "
به امیدِ روزی که بفهمیم راهی جز ادامه دادن نداریم؛ دانشجوی سالِ آخرِ روانشناسی، عاشقِ ایران. اَدمین ارتباطی: @born_admin ( بدلیل حجم بسیار بالای پیامها امکان پاسخگویی به همه پیویها وجود نداره متاسفانه )
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel Born to Die "
Channel Born to Die " (@ysf_edu) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 36 529 subscribers, ranking 5 195 in the Education category and 9 575 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 36 529 subscribers.
According to the latest data from 19 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 6 081 over the last 30 days and by 290 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 50.20%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 40.44% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 18 270 views. Within the first day, a publication typically gains 14 719 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 1 246.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as جزوه, دفترچه, ققنوس, آزمون, استرس.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“به امیدِ روزی که بفهمیم راهی جز ادامه دادن نداریم؛
دانشجوی سالِ آخرِ روانشناسی،
عاشقِ ایران.
اَدمین ارتباطی: @born_admin
( بدلیل حجم بسیار بالای پیامها امکان پاسخگویی به همه پیویها وجود نداره متاسفانه )”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 20 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 20 July | +136 | |||
| 19 July | +290 | |||
| 18 July | +130 | |||
| 17 July | +29 | |||
| 16 July | +72 | |||
| 15 July | +586 | |||
| 14 July | +148 | |||
| 13 July | +194 | |||
| 12 July | +544 | |||
| 11 July | +194 | |||
| 10 July | +227 | |||
| 09 July | +748 | |||
| 08 July | +78 | |||
| 07 July | +397 | |||
| 06 July | +165 | |||
| 05 July | +12 | |||
| 04 July | +39 | |||
| 03 July | +53 | |||
| 02 July | +839 | |||
| 01 July | +344 |
| 2 | جزوۀ تورق عربی.pdf | 10 473 |
| 3 | تغییرات کتاب درسی چاپ ۴۰۴ نسبت به چاپ ۴۰۳ "
اکثر جزواتی که در طول این قرجه استفاده کردید برای چاپ ۴۰۳ به قبل بوده برای همین این عکسهارو چک کنید، البته پنیک نکنید چون چیزایی که کم شده بیشتر از چیزایی بوده که اضافه شده و اتفاق خاصی نیفتاده. | 11 826 |
| 4 | تا ساعت ۸ شب میتونید نظرتون رو ثبت کنید؛ | 10 280 |
| 5 | آزمونهای پیشنهادی برای مرور عربی به روش بازیابی "
@ysf_edu
▫️آزمون ۱
▫️آزمون ۲
▫️آزمون ۳
▫️آزمون ۴ | 12 516 |
| 6 | Voice message | 13 790 |
| 7 | Voice message | 13 088 |
| 8 | فینال آخر، شبیه رؤیاهای من نشد. جام بالا نرفت، نوری نتابید و جهان به احترام آخرین شاهکار مسی تمامقد نایستاد. لئو همانجا، میان زمین ایستاده بود؛ با چشمهایی خسته و شانههایی که انگار پس از سالها، سرانجام خطوط زمان را پذیرفته بودند، به جشن جوانیِ اسپانیاییها نگاه میکرد. تلخیِ قصه دقیقاً همینجاست؛ زندگی هیچ قراردادی با عدالت ندارد و هیچ تضمینی نمیدهد که بزرگترین تلاشها، لزوماً به بزرگترین پایانها ختم شوند.
تماشای شکست او در امشب، دیدنِ باختن یک تیم نبود؛ مواجهه با حقیقتِ عریانِ آیندهٔ خودم بود. حقیقتی که آرام و بیصدا زمزمه میکرد شاید تمام دویدنها، تمام شب بیداریها و پلک نبستنها و تمام سالهایی که چیزی را با جانت ساختهای، روزی به سکوتی ختم شوند که هیچ گواهی بر کمالِ آن نیست. من امشب فقط بهدنبال پیروزیِ او نبودم؛ دلم میخواست تاریخ، برای یکبار هم که شده، پاسخی همسنگ با این همه رنج و زیبایی بدهد؛ تا باور کنم در هندسهٔ این جهان، نقطهای از پایانِ خوشِ بینقص وجود دارد. اما جهان، مثل همیشه، بیطرفتر و صلبتر از آرزوهای من بود.
امشب فهمیدم آن چیزی که سالها مرا پیشِ روی این قابِ شیشهای مینشاند، ستیز برای یک جام نبود. من از فوتبال، ساحتِ امنی ساخته بودم؛ پناهگاهی که هر بار واقعیتِ زندگی بیش از اندازه سنگین میشد، چند ساعت جانپناهِ من در برابر غوغای دنیا میشد. حالا چراغ آن پناهگاه خاموش شده است. از فردا دیگر بهانهای برای آن شببیداریهای مشتاقانه نیست؛ دیگر تقویم در انتظار مسابقهای نمیماند که بتواند برای نود دقیقه، هیاهوی جهان را در ذهنم خاموش کند.
با این همه، ابعادِ درسی که لئو به من داد، نه در اوجِ مطلقِ ۲۰۲۲، بلکه درست در همین ایستادنِ امشب عیان شد. غایتِ زندگی، نه در فتحِ مدام، بلکه در شهامتِ ادامه دادن در عینِ آگاهی از امکانِ شکست است. او در سیونهسالگی، با تالاری از افتخار پشت سرش، تا آخرین ثانیه جنگید؛ نه برای اثباتِ خویشتن به دیگری، بلکه چون انسان تا وقتی میجنگد، ابهتِ وجودیِ خود را حفظ کرده است.
حالا که این فصل به پایان رسیده، وقتی میان خستگیها و روزمرگیها به گذشته نگاه میکنم، خود را عمیقاً خوششانس میبینم. من همعصر پدیدهای بودم که ثابت کرد تجلیِ هنر، همواره اصیلتر از منطقِ قدرت است. سوگواریِ امشبِ من برای از دست رفتن یک جام نیست؛ برای بسته شدن روزنهای است که سالها از پشت آن، بخشی از جوانیِ خودم را به نظاره مینشستم. انگار گوشهای از بیستسالگیهای من، همراه آخرین قدمهای او، آرام از مستطیل سبز خارج شد.
لئو با دستِ پُر خداحافظی نکرد؛ با وقار خداحافظی کرد. شاید سالها بعد، ارقامِ این مسابقه در غبارِ تاریخ گم شوند، اما مفهومِ مردی که فوتبال را از یک بازیِ سرگرمکننده، به ساحتِ رؤیا دیدن ارتقا داد، ماندگار خواهد بود.
از فردا دوباره روزمرگیِ گریزناپذیر آغاز میشود؛ درس، کار، مسئولیت و خستگی. اما هر بار که سنگینیِ مسیر توانِ ادامه دادن را از من سلب کند، مردی را به یاد خواهم آورد که سالها سهمِ خوابِ مرا با رؤیا معاوضه کرد؛ مردی که به من آموخت منزلتِ انسان را آخرین تابلوی نتیجه تعیین نمیکند، بلکه شیوهای تعیین میکند که تا آخرین سوت، ایستاده، مواجه شده و اصالتش را زمین نگذاشته است.
شاید در پایانِ این زندگی، هیچ جامی در کار نباشد؛ شاید هیچ سکوی افتخار و هیچ تشویق ممتدی انتظارمان را نکشد. اما اگر بتوانیم مانند او، تا آخرین لحظه، با همهٔ خستگیها و همهٔ زخمها، باز هم گامی به جلو برداریم، آنوقت «شکست» فقط نامی است که روی تابلوی نتیجه مینویسند؛ نه عیاری برای سنجشِ زیستنِ آدمی. | 9 000 |
| 9 | از بین تمامِ درسنامههای کتب آموزشی و جزوات دبیران برای تیپ سوالات تحلیل صرفی و محل اعرابی این بخش از یکی از کتب کمک آموزشی بنظرم بهتر از باقی بود.
پ.ن ۱: بعد از پایان امتحانات رفرنس و منابعی که برای همه جزوات چنل در طول امتحانات نهایی استفاده شده رو در یک لیست منتشر خواهم کرد که تشکری کرده باشم از عزیزانی که از منابعشون برای ساخت جزوات استفاده کردیم.
پ.ن ۲: ما برای راحتی دسترسی شما و بجای اینکه چندین فایل جدا جدا ذخیره کنید و بین دنیایی از منابع غرق و سردرگم بشید و بی نظمی براتون پیش بیاد، این جزوات رو براتون در قالب یک فایل منسجم آماده میکنیم و اینکه کاور میزنیم و از لحاظ زیبایی ظاهری هم روشون کار میکنیم که در طول مطالعه راحت تر باشید به سبب احترامیه که براتون قائلیم وگرنه وصل کردن چنتا پی دی اف بدون هیچ کاری فقط نیاز به یک اَپ داره و صفحه ارا و تایپیست و و و... نمیخواد و کار سختی نیست ولی خب من از کارهای بس کلاس و آسون خوشم نمیاد و ترجیح میدم حتی برای یک جزوه ساده هم قبل انتشارش وقت گذاشته بشه و به نسخه ی بهتری تبدیل بشه. | 14 539 |
| 10 | جزوه تحلیل صرفی و محل اعرابی " | 14 860 |
| 11 | پیشنهاد پارسا بود که بررسی کنه تطابق فایلهای دیروز و آزمون امروز رو و هنوز هم کامل و دقیق بررسی نکردیم،
ولی همینقدرش رو فعلا براتون قرار میدم که متوجه بشید شاید محتواهای اینجا رایگانه ولی برای ما مهمید.
و هیچ چیزی رو اینجا بدون هدف و بدون اینکه مطمئن باشیم براتون مفید خواهد بود قرار نخواهیم داد. | 14 152 |
| 12 | دیروز برای زیستشناسی بهتون گفتم
فایلِ ص غ، که سوالاتش تالیفی خودمون بود وَ آزمون گلچین امتحانات نهایی که از بین بیش از ۵۰۰ سوال امتحانات نهایی سالهای اخیر فقط ۲۴ سوال رو براتون انتخاب کرده بودیم رو کار کنید؛
فکر میکنید تو امتحان امروز فقط از همین دو فایلی که خودمون براتون آماده کرده بودیم مثل جزوات کپی یا برگرفته از منبعی نبودن، عینا چند سوال اومده بود؟
( تازه هنوز آزمون تالیفیِ فرگشت رو هنوز حساب نکردیم! و فقط اتکا کردیم به دو فایل. ) | 13 874 |
| 13 | برای شرکت در نظرسنجیها باید بیش از ۲۴ ساعت از عضویت فرد در چنل گذاشته باشد،
برای همین هزینه نکنید برای خرید رای دهنده فِیک.
گفتم که یکوقت پولتون هدر نره و بجاش همون پول رو بدید به یک نیازمند. | 14 155 |
| 14 | در فضای کنکور بمانیم و ادامه بدیم یا...؟ | 15 882 |
| 15 | محتواهای امتحانات نهایی اعم از راهبردها / جزوات / آزمونها / ...یی که براتون گذاشته شده، آیا بهتون کمکی کرده و براتون مفید بوده؟ | 14 174 |
| 16 | درباره بابک خرمدین و یزگرد سوم ( افراد حاضر در کاورِ دو جزوه بالا ) و مقابله ای که در برابر حمله اعراب به ایران داشتند، بعد از کنکور بخوانید. | 14 472 |
| 17 | جزوه بررسی کتاب درسی عربی " | 15 861 |
| 18 | جزوه مبحثِ افعال عربی " | 15 613 |
| 19 | هر بار که این ویدئو را میبینم و طنین صدای استاد علیرضا شجاعپور و این شرحِ واقعه در گوشم میپیچد، چیزی در درونم میشکند. اشکهایی که بیاختیار بر گونههایم جاری میشوند، تنها از سر دلسوزی برای یک تراژدی قدیمی نیستند؛ این اشکها حاصل رویارویی با یک مفهوم فلسفی سهمگین و تکاندهندهاند: رنجِ انتخاب میان خویشتن و میهن.
شاهنامه همیشه در ظاهر روایتگرِ تقدیرِ شوم و نشناختنِ پدر و پسر بوده است، اما نگاه شجاعپور در این شعر، پنجرهای نو و بسیار عمیقتر به روی این فاجعه میگشاید. او ما را با رستمِ دیگری مواجه میکند؛ رستمی که در دوراهیِ هولناکِ «عاطفهٔ پدری» و «پاسداری از مرز و بوم» ایستاده است.
در برداشت فلسفیِ من، زیباییِ غمناکِ این بازخوانی در همین نکته نهفته است که شجاعپور رستمی را تصویر میکند که گویی از همان آغاز میدانست آن بازوی سهراب است. این تصویر، تمام ستونهای فکری ما را به لرزه درمیآورد. رستم در این بازخوانی، یک پدرِ فریبخورده و غافل نیست، بلکه قهرمانی است که آگاهی را انتخاب کرده و بارِ گناهی ابدی را به دوش میکشد. او ابتدا باید «رستمِ پدر» را در درون خویش قربانی میکرد تا بتواند با «سهرابِ فرماندهٔ سپاه توران» روبهرو شود. این بزرگترین پارادوکسِ اگزیستانسیالیستیِ قهرمان است؛ او برای زنده ماندنِ مفهومی بزرگتر به نام ایران، آینده و پارهٔ تنِ خود را قربانی میکند.
وقتی به این فراز از شعر میرسم که میگوید: «جنگِ رستم نیست با سهراب... آنچه امروزت به میدان است، جنگِ توران است و ایران است»، بغضم به گریه بدل میشود. رستم در این روایت، نمادِ مطلقِ فداکاری است. او ارزشِ خاک را فراتر از خونِ خویش میداند. او در حقیقت دو پهلوان را در آن میدان میکشد: یکی سهراب و دیگری خویشتنِ خویش را. اینجا همان نقطهای است که وطندوستی از یک شعار ساده فراتر میرود و به ایمانی اساطیری و خونین تبدیل میشود. رستم میپذیرد که در تاریخ به عنوان «پسرکُش» شناخته شود و کمرش زیر بار این اندوه خم شود، اما درفشِ کاویان بر زمین نیفتد.
در نهایت، آنچه از این نگاه فلسفی در ذهن و جان من باقی میماند، تهنشین شدنِ یک حقیقت عمیق است. رستم خنجر را بر سینهٔ پسر نشاند تا درسِ وطنخواهی را با تلخترین شکل ممکن به تاریخ بیاموزد؛ او تمامِ هستی، عشق و فردای خود را در خاک دفن کرد و چقدر این بیتِ پایانی، حقیقتِ عریان و مهیبِ این تراژدی را به رخ میکشد:
«آنچه باقی ماند... ایران بود.»
شاید به همین دلیل است که هر بار این روایت را میبینم، اشک میریزم؛ نه فقط برای رستم، نه فقط برای سهراب، بلکه برای وطنی که گاهی ماندنش، بهایش شکستنِ دلِ بزرگترین فرزندانش بوده است.
این اشکها، بیعتِ دوبارهٔ من است با روحی که برای این خاک تپید و رنجی که در تار و پودِ هویت ما تنیده شده است. و شاید رازِ جاودانگیِ ایران نیز همین باشد؛ سرزمینی که بیش از آنکه با شمشیر حفظ شده باشد، با رنجِ کسانی مانده است که دوستش داشتند؛ آنان که همهچیز را از دست دادند، تا در پایان، آنچه باقی ماند... ایران بود. | 14 715 |
| 20 | ؛ | 13 770 |
