en
Feedback
سرخط

سرخط

Open in Telegram

سرخط اخبار کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، اقوام و محیط زیست را پوشش می‌دهد. سرخط، صدای جنبش حق تعیین سرنوشت است، آوای انسان دی ماه، فریاد مردم آبان. ارتباط با ادمین : @Sarkhatist اینستاگرامِ سرخط: Sarkhatism آدرس ایمیل: sarkhatism@gmail.com

Show more
8 018
Subscribers
+524 hours
+67 days
-1330 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+19
in 1 channels
August '26
+58
in 4 channels
Get PRO
July '26
+71
in 5 channels
Get PRO
June '26
+88
in 3 channels
Get PRO
May '26
+82
in 4 channels
Get PRO
April '26
+71
in 8 channels
Get PRO
March '26
+40
in 3 channels
Get PRO
February '26
+122
in 4 channels
Get PRO
January '26
+242
in 15 channels
Get PRO
December '25
+85
in 2 channels
Get PRO
November '25
+76
in 6 channels
Get PRO
October '25
+50
in 5 channels
Get PRO
September '25
+23
in 1 channels
Get PRO
August '25
+37
in 6 channels
Get PRO
July '25
+55
in 4 channels
Get PRO
June '25
+47
in 1 channels
Get PRO
May '25
+39
in 3 channels
Get PRO
April '25
+33
in 1 channels
Get PRO
March '25
+44
in 3 channels
Get PRO
February '25
+45
in 6 channels
Get PRO
January '25
+63
in 5 channels
Get PRO
December '24
+70
in 1 channels
Get PRO
November '24
+38
in 2 channels
Get PRO
October '24
+97
in 3 channels
Get PRO
September '24
+115
in 13 channels
Get PRO
August '24
+139
in 9 channels
Get PRO
July '24
+108
in 15 channels
Get PRO
June '24
+74
in 10 channels
Get PRO
May '24
+101
in 21 channels
Get PRO
April '24
+89
in 18 channels
Get PRO
March '24
+72
in 9 channels
Get PRO
February '24
+135
in 16 channels
Get PRO
January '24
+173
in 21 channels
Get PRO
December '23
+117
in 22 channels
Get PRO
November '23
+184
in 13 channels
Get PRO
October '23
+161
in 17 channels
Get PRO
September '23
+151
in 0 channels
Get PRO
August '23
+119
in 0 channels
Get PRO
July '23
+99
in 0 channels
Get PRO
June '23
+110
in 0 channels
Get PRO
May '23
+121
in 0 channels
Get PRO
April '23
+150
in 0 channels
Get PRO
March '23
+174
in 0 channels
Get PRO
February '23
+187
in 0 channels
Get PRO
January '23
+313
in 0 channels
Get PRO
December '22
+1 218
in 0 channels
Get PRO
November '22
+1 283
in 0 channels
Get PRO
October '22
+2 420
in 0 channels
Get PRO
September '22
+2 714
in 0 channels
Get PRO
August '22
+92
in 0 channels
Get PRO
July '22
+72
in 0 channels
Get PRO
June '22
+115
in 0 channels
Get PRO
May '22
+542
in 0 channels
Get PRO
April '22
+71
in 0 channels
Get PRO
March '22
+80
in 0 channels
Get PRO
February '22
+64
in 0 channels
Get PRO
January '22
+91
in 0 channels
Get PRO
December '21
+88
in 0 channels
Get PRO
November '21
+72
in 0 channels
Get PRO
October '21
+74
in 0 channels
Get PRO
September '21
+107
in 0 channels
Get PRO
August '21
+163
in 0 channels
Get PRO
July '21
+642
in 0 channels
Get PRO
June '21
+171
in 0 channels
Get PRO
May '21
+162
in 0 channels
Get PRO
April '21
+145
in 0 channels
Get PRO
March '21
+301
in 0 channels
Get PRO
February '21
+514
in 0 channels
Get PRO
January '21
+230
in 0 channels
Get PRO
December '20
+6 145
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
06 September+2
05 September+7
04 September+5
03 September+2
02 September0
01 September+3
Channel Posts
🔴 بالاخره چپ هرگز نفهمید یا تو هم چپی؟ یک سال پیش ترانه‌ای برای تمسخر چپ‌ها می‌خواند. همان کلیشه‌ی آشنای این سال‌ها: «چپ هرگز نفهمید». چه‌گوارا هم در روایت او نه یک شخصیت تاریخی پیچیده با موافقان و مخالفان، که یک «تروریست» است. ویدئو لایک می‌گیرد، تشویق می‌شود و مخاطبان احساس می‌کنند یک بار دیگر حسابشان را با «چپی‌ها» صاف کرده‌اند. یک سال بعد، همان جوان درباره‌ی کارگران حرف می‌زند. مواد اولیه گران شده، قبول؛ اما چرا حقوق کارگر را نمی‌دهند؟ و ناگهان بخشی از همان مخاطبان به او می‌گویند: داری چپ می‌زنی. دفاعش از خودش از خود ماجرا مهم‌تر است: «دوستان، ما در یک جامعه‌ای هستیم که چپ و راست معنایی نداره. انسان باشیم.» همین چند جمله شاید یکی از بهترین تصاویر از بحران آگاهی سیاسی امروز باشد. آنجا که پای اسم‌ها وسط است، چپ منفور است؛ آنجا که پای زندگی وسط است، مسئله‌ی چپ دوباره برمی‌گردد. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/AW86N @sarkhatism

2
No text...
1 082
3
🔴 صمد از آسمان نمی‌آید   بدترین کاری که می‌توان با صمد بهرنگی کرد، تبدیل کردن او به یک «آرزوی جمعی» است: اینکه هر بار سرکوب بالا می‌گیرد، فقر عمیق‌تر می‌شود، مدرسه بیش از پیش به دستگاه انضباط و اطاعت بدل می‌شود و معلم زیر فشار معیشت و استبداد قد خم می‌کند، آه بکشیم و بگوییم: «ما امروز صمد بهرنگی لازم داریم.» نه. ما صمد لازم نداریم؛ ما به شرایطی نیاز داریم که صمد بسازد. صمد از آسمان نیامد. محصول تصادفیِ یک نبوغ فردی هم نبود. او در نقطه‌ی تلاقیِ سه فرایند ساخته شد: تربیت انقلابی، سازمان‌یابی انقلابی و روشنفکریِ ستیزنده. اگر این سه را از هم جدا کنیم، از صمد یا آموزگاری مهربان باقی می‌ماند، یا نویسنده‌ای محبوب، یا قربانی‌ای برای سالگردها. اما صمد دقیقاً آن‌جایی صمد شد که معلم، روشنفکر و سازمان‌دهنده در یک تن به هم رسیدند. این همان چیزی است که در بازنمایی بی‌خطرشده‌ی صمد گم می‌شود. چهره‌ی «معلم متعهد» به تنهایی پازل صمد را کامل نمی‌کند. همان معلم در حلقه‌ای قرار داشت که از کار مطبوعاتی در مهد آزادی و ضمیمه‌ی آدینه به پژوهش در روستاها و مراکز کار، آگاه‌سازی و سازماندهی در مدرسه و دانشگاه و کارگاه و روستا کشیده شد. بنابراین اگر تعهد صمد را از مناسبات سیاسی‌ای که او را احاطه کرده بود جدا کنیم، چیزی را ستوده‌ایم که دیگر صمد نیست.   متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/6a50N #صمد_بهرنگی #به_سوی_سازمان_انقلابی @sarkhatism
1 527
4
No text...
1 285
5
🔴 ویلاها چگونه شمال کشور را بلعیدند؟ روزگاری، در «شمال»، دریا و جنگل بخشی از زندگی روزمره مردم بود؛ چیزی که در مسیر کار، سفر و زیستن دیده می‌شد، نه منظره‌ای پشت دیوار و نگهبان. شاید خواننده‌ای که این سطرها را می‌خواند، هرگز دریا را ندیده باشد. نه به‌خاطر بی‌علاقگی، که به‌خاطر هزینه‌ی سفر. برای خانواده‌ای که اجاره‌ی خانه، قسط، قبض برق و خرج مدرسه را می‌دهد، سفر به استان‌های شمالی چیزی نیست که حتماً از پسش بربیاید. شاید فرزندش تا امروز فقط عکس خزر را در کتاب جغرافیا دیده باشد. اما همان ساحلی که او هرگز ندیده، پشت دیوار ویلاهایی پنهان شده که صاحبانشان بیشتر روزهای سال حتی به آن سر نمی‌زنند. حالا از همان جاده‌ها که عبور می‌کنی، می‌بینی: دیوارهای بلند، دروازه‌های آهنی، تابلوهای «ورود ممنوع»، دوربین‌های مداربسته، نگهبان‌هایی با یونیفرم و جاده‌هایی که به یک درِ بسته ختم می‌شوند. ساحل شمال کشور دیگر ساحل عمومی نیست و به کالایی خصوصی‌شده تبدیل شده است. روزگاری منظره‌ی دریا، جنگل و شالیزار سهم همه‌ی رهگذران بود. امروز، در آگهی‌های فروش، از آن با عنوان «ویوی ابدی دریا» یا «دسترسی اختصاصی به ساحل» یاد می‌شود. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/sqwWi #گیلان #مازندران #ویلاسازی #اعیانی_سازی @sarkhatism
1 953
6
No text...
1 557
7
🔴 «پرتره‌ی بورژوازی»، اثر دیوید آلفارو سیکئیروس | #هنر_برای_رهایی 🖊 اسلحه، این بار در دست ما جنگ در این نقاشی از میدان نبرد شروع نمی‌شود. پیش از گلوله و سرباز، پول، سرمایه و تبلیغات را می‌بینیم؛ و در پایین، کارگرانی که زیر ماشین عظیمی گرفتارند. اما در انتهای این مسیر، همان کارگری که نیروی کارش این ماشین را به حرکت درمی‌آورد، اسلحه‌ای در دست گرفته است. 📜 درباره‌ی خالق اثر امروز کافی است هنرمندی یک موضع سیاسی تند در اینستاگرام منتشر کند تا «مبارز» و «هنرمند متعهد» نام بگیرد. سیکئیروس اما در زمانی زندگی می‌کرد که موضع سیاسی گرفتن، فقط حرف زدن نبود؛ هزینه داشت، سازمان می‌خواست و گاهی به معنای به خطر انداختن جان بود. خوزه دیوید آلفارو سیکئیروس نقاشی ماهر بود و هنرمندی به معنای واقعی متعهد. او معتقد بود هنر باید عمومی، سیاسی و قابل فهم برای مردم باشد. موزه‌ی هنر مدرن نیویورک، سیکئیروس را رادیکال‌ترین و سیاسی‌ترین چهره در میان نقاشان بزرگ دیوارنگارِ مکزیک معرفی می‌کند و توضیح می‌دهد که فعالیت سیاسی‌اش بارها باعث زندانی شدن یا وقفه در کار هنری‌اش شده بوده‌است. سیکئیروس در سال ۱۸۹۶ در مکزیک به دنیا آمد و خیلی زود وارد فعالیت سیاسی و اجتماعی شد. در انقلاب مکزیک در ارتش جنگید، در دهه‌ی ۱۹۲۰ در سازمان‌دهی کارگران معدن نقش داشت، عضو حزب کمونیست مکزیک بود و در رهبری حزب و فعالیت‌های کارگری حضور داشت. سیکئیروس از بنیان‌گذاران و گردانندگان اصلی «ال ماچته» نیز بود؛ نشریه‌ای که از دل اتحادیه‌ی کارگران فنی، نقاشان و مجسمه‌سازان مکزیک بیرون آمده بود و بعداً به ارگان رسمی حزب کمونیست مکزیک تبدیل شد. در سال ۱۹۳۶، وقتی جنگ داخلی اسپانیا آغاز شد، سیکئیروس در نیویورک بود. دوستان اسپانیایی‌اش اخبار جنگ و مبارزه علیه نیروهای فرانکو را به او رساندند. او خیلی زود تصمیم گرفت به اسپانیا برود. ابتدا قصد داشت برای جمهوری‌خواهان کار هنری و تبلیغاتی انجام دهد، اما خیلی زود وارد ارتش جمهوری‌خواه شد و عملاً جنگید. او به هنگ پنجم پیوست؛ واحدی که با کمونیست‌ها و انترناسیونال کمونیستی ارتباط نزدیک داشت و فرماندهی آن با ویتوریو ویدالی، معروف به «کارلوس کونترراس»، بود. سیکئیروس که خودش پیش‌تر در انقلاب مکزیک سابقهٔ نظامی داشت، خیلی زود در ساختار نظامی جمهوری‌خواهان بالا رفت و نهایتاً به درجهٔ سرهنگ دوم رسید. در نامه‌ای که از جبهه برای همسرش نوشته بود، دربارهٔ نخستین درگیری مسلحانه‌اش گفته بود که جنگ از فاصلهٔ نزدیک، دیگر آن تصویر رمانتیک و قهرمانانه‌ای نیست که آدم از دور تصور می‌کند؛ جنگ برای او تجربه‌ای کاملاً انسانی و عریان بود. 🖋 متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/NYQCD #هنر_متعهد #جنگ #امپریالیسم #طبقه‌_کارگر #مبارزه_طبقاتی @SarKhatism
2 241
8
No text...
1 575
9
🔴 «"سرودهایی برای سرزمین مادری" پیشکشی است به تمام آنان که مهر میهن را در سینه دارند و در راه آزادی و آبادی آن جسم و جان می‌
🔴 «"سرودهایی برای سرزمین مادری" پیشکشی است به تمام آنان که مهر میهن را در سینه دارند و در راه آزادی و آبادی آن جسم و جان می‌فرسایند. هدف این مجموعه که با حداقل ابزارهای مربوطه و به صورت خانگی ضبط و ثبت گشته است تنها افکندن نوری است هرچند خُرد بر ظلمات زمانه غم‌انگیز ما؛ باشد که در پرتو آن یافتنِ چهره های رنجور اما امیدوارِ یکدیگر دوباره ممکن شود». ارسالی از یاران #همراه_سرخط @sarkhatism
1 842
10
🔴 مترو که رایگان شد، چه چیزی لو رفت؟ چندین ماه است که هر روز صبح، سوار مترو شدیم بدون اینکه دست به جیب ببریم. نه کارتی کشیدیم، نه بلیتی خریدیم، نه نگرانِ شارژِ اعتبار بودیم. فقط رفتیم ایستگاه، سوار شدیم و رسیدیم. قطار همان قطار بود. شلوغی همان شلوغی. راننده‌ها همان راننده‌ها بودند و سیستم همان سیستم. نه ریل‌ها از کار افتادند، نه شهر متوقف شد، نه حمل‌ونقل فروپاشید. فقط یک چیز تغییر کرده بود: برای رفتن به سرکار، دیگر مجبور نبودیم هر روز پول پرداخت کنیم. همین تجربه‌ی ساده، یک سؤال مهم را پیش کشید: آیا هر چیزی که برای زندگی ضروری است، باید به یک کالا تبدیل شود؟ متن کامل را اینجا بخوایند: https://shorturl.at/qDnWL #متروی_رایگان #خدمات_عمومی #حق_به_شهر @sarkhatism
2 730
11
No text...
2 225
12
سیامک امینی.m4a
2 284
13
🔴 نامه‌ای از سیامک امینی در نهمین سال حبس سیامک امینی، زندانی سیاسی ۶۴ ساله‌ی محبوس در زندان اوین، هم‌اکنون نهمین سال زندان خود را سپری می‌کند. او در حال حاضر در حال سپری کردن حکم چهار سال و سه ماه حبس خود است که از مرداد ۱۴۰۳ به اجرا درآمده. وی در دی‌ماه ۱۴۰۲ با هجوم ماموران به منزلش بازداشت و بعدتر به اتهامات «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت داخلی/خارجی» و «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شد. این زندانی سیاسی پیش از این نیز بارها سابقه‌ی بازداشت و حبس داشته است و در دهه‌ی شصت نیز حدود پنج سال از زندگی خود را در زندان سپری کرده بود. لازم به ذکر است که سیامک امینی مبتلا به بیماری خودایمنی است و در زندان از خدمات درمانی مورد نیازش محروم است.   متن نامه: ستمگر از هوسِ پنداشتِ کشتن است، درمانش؛ ولی تاریخِ فردایی فروگیر است گریبانش اینک که نهمین سال زندان را سپری می‌کنم، گرچه فاصله‌ی چهل سال قبل با امروز به‌اندازه‌ی یک عمر است، آن چیزی که همواره وجود دارد، سرکوب، فشار، کشتار و بی‌توجهی به حقوق اولیه‌ی زندانیان سیاسی است؛ حقیقتی با این تفاوت که فقط شکلش تغییر کرده است. در هر دوره از زندان، شاهد جنگ بودم؛ جنگی که همیشه بهانه‌ی خوبی بود برای سرکوب هر صدای اعتراضی به بی‌عدالتی، فقر و فساد، و البته مخالفت با جنگ. چرا؟ چون جنگ جیبِ بزرگِ سرمایه‌داران را هر روز پرتر می‌کند و سفره‌ی خالی زحمت‌کشان را خالی‌تر. اینجاست که جمله‌ی معروفِ «جنگ نعمت است» را لحظه‌به‌لحظه در زندان به نظاره می‌نشینم. هنوز لحظاتی از بمباران اوین توسط صهیونیست‌ها نگذشته بود که در جواب کمک زندانیان به پزشک‌ها و افراد آسیب‌دیده، ما را با پابند و دستبند و تهدید، به زندان دیگری منتقل کردند. فشارها در مواردی چون بهداشت و درمان، عدم اعزام به بیمارستان حتی برای بیماران لاعلاج و تحت شیمی‌درمانی، اجباری‌تر شدنِ پوشیدن لباس فرم زندان و بستن پابند و دست‌بند هنگام اعزام، افزایش احکام اعدام و حکم‌های زنجیره‌ای با بالاترین حد قابل‌تصور، بازرسی‌های بدنی بی‌مورد، ورود پی‌درپیِ گارد به بندها، قطع ملاقات، نبود کتابخانه و کارگاه‌های کار، محدود کردن افراد در سالن‌های دربسته، پایین آمدن کیفیت و کمیت غذای جیره‌ی دولتی، کاهش اجناس فروشگاه، نبود لوازم ورزشی، و موارد زیاد دیگری را شاهدم. با ایجاد همه‌ی این محدودیت‌ها، زندانیان سیاسی-عقیدتی همواره در دفاع از حقوق صنفی و سیاسی خود پافشاری کرده‌اند و موجی از فریادند؛ موجی که همه‌ی پلیدی‌ها و آلودگی‌ها را به ته دریا خواهد برد و به نابودی خواهد کشاند. ما زندانیان، وام‌دارِ قهرمانانی هستیم که جان شیرین خود را در مبارزه با امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع فدا کردند و نزدیک به چهل سال از عمرشان را در همین سیاه‌چاله‌ها سپری کردند. بیش از یک قرن است که این پرچم با شهامت و مقاومتِ آن‌ها برافراشته است و هرگز به زمین نخواهد افتاد، تا فتحِ قله‌ی آرزوها و آزادیِ انسان‌ها از تمامِ بندها. مرداد ۱۴۰۵ #سیامک_امینی #زندانی_سیاسی @sarkhatism
2 262
14
No text...
1 446
15
🔴 دریا، بندر و جنگ ویرانگر ردِ جنگ در زندگی بندرنشینان فلسطین، ایران و ایتالیا از متن: محمود فلسطینی؛ عبدالله ایرانی؛ کارگر غربی اعتصاب‌کننده در بندری دور از میدان جنگ؛ زبان‌هایشان متفاوت است؛ مرز از هم جدایشان می‌کند؛، دولت‌ها و پرچم‌هایشان بر هم تیر و آتش میکشند؛ اما جایگاهشان در این جهان یکسان است: آنها کسانی نیستند که جنگ را طراحی می‌کنند؛ کسانی‌اند که هزینه‌ی آن را با کار، معاش و جان خود می‌پردازند. برای محمود، جنگ یعنی قایقی که ابزار زنده ماندن خانواده‌اش بود و دیگر وجود ندارد. برای عبدالله و صیادان جاسک، یعنی سال‌ها کار و سرمایه‌ای که در چند ساعت به خاکستر تبدیل شد. برای کارگر بندر جنوا، یعنی قرار گرفتن در برابر تناقضی بنیادین: نیروی کاری که هر روز صرف حرکت دادن جهان می‌شود، ممکن است در خدمت چرخه‌ای قرار گیرد که زندگی دیگر کارگران را نابود می‌کند. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/t3wJj #جنگ #تهاجم_امپریالیستی #کارگران_بندر
1 631
16
No text...
1 571
17
🔴 سرمایه نه فقط از مرزهای اخلاقی، بلکه از مرزهای صرفاً جسمانی روز کار نیز فراتر می‌رود. زمان لازم برای رشد، تکامل و حفظ سلامت بدن را غصب می‌کند. | عکس‌نوشته ۸ چراغ قرمز تازه سبز شده، اما راننده نا ندارد پایش را از روی کلاچ بردارد؛ سال‌ها فشار دادن پدال و کلاچ و ترمز کردن، استخوان‌ها و بافت را در خود کشیده و پای راننده را دچار چنین ورمی کرده‌است. این تصویر که برایمان ارسال شده، متعلق به رانندۀ اتوبوسی در تهران است و رنج چندین‌سالۀ رانندگان ماشین سنگین را بازگو می‌کند؛ رانندگانی که شاید سال‌ها از سن بازنشستگی‌شان گذشته، رانندگانی که شاید ساعت‌ها بیشتر از محدودۀ قانونی هشت‌ساعتۀ کار پشت فرمان بنشینند و رانندگانی که شاید با دیسک کمر و مفصل‌درد و توصیه‌های پزشک که «باید استراحت کنی»، باز سر کار می‌آیند؛ نه از سرِ میل، که برای پر کردن فاصلهٔ دستمزدِ حداقلی با هزینه‌های سرسام‌آور زندگی. نظم سرمایه‌داری ادعای قانونمندی دارد؛ کار را هشت ساعت تعریف می‌کند، برای دستمزد حد و حدود و استاندارد تعریف می‌کند و هزار جور ماده و تبصره در خصوص رفاه و حقوق کارگر به بندهای قانون اضافه می‌کند. اما در این نظم، قوانینِ روی کاغذ، تنها دیواری کوتاه‌تر از حقوق نیروی کارند تا نرخ انباشت سرمایه هیچ‌گاه ترک برندارد. وقتی دستمزد کارگر به آخر ماه نمی‌رسد و تورم هر روز بالاتر می‌رود، مگر راهی باقی می‌ماند جز بیشتر پشت فرمان نشستن و اضافه‌کاریِ اجباری، تا جایی که دیگر بدن «هشدار» ندهد، بلکه به‌یکباره زمینت بزند؟ آن هم در وضعیتی که بیمه قابل اتکایی برای درمان مناسب وجود ندارد. داده‌ها نشان می‌دهند که ۶۹ درصد رانندگان اتوبوس در ایران، دست‌کم در یکی از اندام‌های بدنشان دچار اختلالات اسکلتی-عضلانی هستند؛ ۴۵ درصدشان از ناحیۀ کمر آسیب دیده‌اند، ۴۲ درصدشان دچار آسیب در گردن هستند، و شانه و مچ دستِ ۱۵ درصدشان درگیر فرسودگی مزمن است. فراتر از استخوان‌ها، ساییدگی به درون جانِ انسان نفوذ می‌کند: ۴۶ درصد این کارگران از خوابِ کافی محرومند و ارتعاشِ مداومِ جاده، آنها را دچار فشار خون و افزایش ضربان قلب کرده‌است. فرسودگی بدن کارگر در نظمی که برای «کسب سود» چیده شده، طبیعی و ناگزیر انگاشته می‌شود و کسی آن را ایراد نمی‌داند. سود شرکت‌ها و فرمول‌های حمل‌ونقل شهری با فرسوده شدنِ تنِ انسان‌ها تنظیم شده است. در این نظم، انسان به ابزاری برای مصرف تقلیل می‌یابد؛ مثل چرخ‌دنده، مثل پیچ و مهره. برای کارفرمای سرمایه‌دار، تنِ کارگر فرقی با ماشین‌آلات ندارد؛ تا زمانی که کارایی دارد از آن کار کشیده می‌شود، و هنگامی که زیر فشارِ کار فرسوده شد، گویی باید کنار گذاشته شود تا قطعه‌ای تازه جایگزینش گردد. چراغ سبز می‌شود و پایی که دیگر حس ندارد، به هر ضرب و زوری که هست روی کلاچ فشار می‌آورد. سیستم تا آخرین قطره‌ی شیره‌ی جانِ این تن را مکیده است. فردا که بدن این راننده خالی کند و زمین‌گیر شود، سیستم ده‌ها جویای کار دیگر را پشت در ذخیره دارد تا دندان‌های خون‌آشامی‌اش را بر تنشان فرو کند. تا کی قرار است چرخِ این شهر روی استخوانِ آدم‌ها بچرخد و چه کسی این ماشینِ فرسوده‌کننده را از حرکت بازمی‌دارد؟ #مبارزه_طبقاتی #کارگر #فرسودگی_بدن #سرمایه‌داری @SarKhatism
1 930
18
No text...
1 564
19
🔴 جنگ علیه زیرساخت‌های ارتباطی از هدف گرفتن امکان‌های زیستی تا تضعیف امکان انقلاب بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در جریان حملات اخیر، دست‌کم ۱۱۶ دکل مخابراتی در جنوب ایران آسیب دید یا از مدار خارج شد؛ رخدادی که به اختلال در خدمات ارتباطی در بخش‌هایی از هرمزگان و مناطق پیرامونی انجامید. این عدد، تنها یک شاخص مهندسی نیست؛ معیاری از گستره اختلال در زیست روزمره مردمی است که ارتباط برای آنان نه یک کالای لوکس‌بلکه شرط دسترسی به خدمات عمومی، درمان، آموزش و معاش است. متن کامل را اینجا بخوانید: https://shorturl.at/uhM1q #جنگ #تهاجم_امپریالیستی #دکل_مخابراتی #زیرساخت_مخابراتی @sarkhatism
1 968
20
No text...
1 564