کتاب گمشده
Open in Telegram
گیلگمش مصمم به رفتن شد . او گفت : اگر شکست هم بخورم ، حداقل مرابه عنوان کسی به خاطر خواهند آورد که کوشش خود را کرده است.
Show more8 697
Subscribers
+724 hours
+857 days
+22430 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
June '26
June '26
+218
in 3 channels
May '26
+173
in 7 channels
Get PRO
April '26
+45
in 0 channels
Get PRO
March '26
+22
in 0 channels
Get PRO
February '26
+104
in 2 channels
Get PRO
January '26
+41
in 0 channels
Get PRO
December '25
+140
in 2 channels
Get PRO
November '25
+146
in 2 channels
Get PRO
October '25
+117
in 4 channels
Get PRO
September '25
+101
in 4 channels
Get PRO
August '25
+132
in 1 channels
Get PRO
July '25
+117
in 5 channels
Get PRO
June '25
+123
in 3 channels
Get PRO
May '25
+151
in 4 channels
Get PRO
April '25
+179
in 3 channels
Get PRO
March '25
+158
in 4 channels
Get PRO
February '25
+136
in 4 channels
Get PRO
January '25
+198
in 6 channels
Get PRO
December '24
+175
in 4 channels
Get PRO
November '24
+219
in 4 channels
Get PRO
October '24
+230
in 6 channels
Get PRO
September '24
+214
in 5 channels
Get PRO
August '24
+279
in 5 channels
Get PRO
July '24
+295
in 4 channels
Get PRO
June '24
+223
in 3 channels
Get PRO
May '24
+304
in 6 channels
Get PRO
April '24
+279
in 6 channels
Get PRO
March '24
+417
in 6 channels
Get PRO
February '24
+433
in 4 channels
Get PRO
January '24
+491
in 6 channels
Get PRO
December '23
+460
in 8 channels
Get PRO
November '23
+197
in 7 channels
Get PRO
October '23
+270
in 7 channels
Get PRO
September '23
+288
in 0 channels
Get PRO
August '23
+344
in 0 channels
Get PRO
July '23
+183
in 0 channels
Get PRO
June '23
+129
in 0 channels
Get PRO
May '23
+317
in 0 channels
Get PRO
April '23
+146
in 0 channels
Get PRO
March '23
+94
in 0 channels
Get PRO
February '23
+102
in 0 channels
Get PRO
January '23
+105
in 0 channels
Get PRO
December '22
+153
in 0 channels
Get PRO
November '22
+187
in 0 channels
Get PRO
October '22
+158
in 0 channels
Get PRO
September '22
+107
in 0 channels
Get PRO
August '22
+115
in 0 channels
Get PRO
July '22
+151
in 0 channels
Get PRO
June '22
+94
in 0 channels
Get PRO
May '22
+103
in 0 channels
Get PRO
April '22
+194
in 0 channels
Get PRO
March '22
+147
in 0 channels
Get PRO
February '22
+85
in 0 channels
Get PRO
January '22
+102
in 0 channels
Get PRO
December '21
+156
in 0 channels
Get PRO
November '21
+82
in 0 channels
Get PRO
October '21
+99
in 0 channels
Get PRO
September '21
+183
in 0 channels
Get PRO
August '21
+186
in 0 channels
Get PRO
July '21
+124
in 0 channels
Get PRO
June '21
+195
in 0 channels
Get PRO
May '21
+105
in 0 channels
Get PRO
April '21
+158
in 0 channels
Get PRO
March '21
+153
in 0 channels
Get PRO
February '21
+116
in 0 channels
Get PRO
January '21
+155
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 122
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 20 June | +2 | |||
| 19 June | +9 | |||
| 18 June | +5 | |||
| 17 June | +14 | |||
| 16 June | +41 | |||
| 15 June | +8 | |||
| 14 June | +7 | |||
| 13 June | +10 | |||
| 12 June | +15 | |||
| 11 June | +12 | |||
| 10 June | +4 | |||
| 09 June | +8 | |||
| 08 June | +13 | |||
| 07 June | +13 | |||
| 06 June | +9 | |||
| 05 June | +10 | |||
| 04 June | +13 | |||
| 03 June | +13 | |||
| 02 June | +2 | |||
| 01 June | +10 |
Channel Posts
| 2 | فیلم Disclosure Day 2026 دوبله فارسی | 452 |
| 3 | این حقیقتاً یک معماست که بشریت، که اکنون مشخص شده تباری حدوداً پنج میلیون ساله دارد، تا همین اواخر نتوانسته بود ابزار سادهای همچون «چرخ» را اختراع کند. این موضوع پرسشهایی را برمیانگیزد: چه عاملی باعث جهش ناگهانی و کاملاً بیسابقه در توسعهی فناوری شد که مشخصهی ظهور انسان «کرومانیون» در سوابق فسیلی در ۳۰ تا ۴۰ هزار سال پیش بود؟ چرا حتی پس از آن، دهها هزار سال پیشرفت فناوریِ لاکپشتوار طول کشید تا سردهی «هومو ساپین ساپین» (انسان خردمند) ناگهان از پرتاب سنگ و هوا کردن بادبادکهایی از بال خفاش، به پرتاب موشک به فضا برسد؟ چه چیزی باعث جهش چشمگیر توسعه در حدود دویست سال اخیر شد که اکنون ما را قادر میسازد سیارات بیرونی منظومه شمسیمان را کاوش کنیم، در حالی که پیش از آن، از نظر پیشرفت تکنولوژیک عملاً به هیچ دستاوردی نرسیده بودیم؟ ما تنها در طول سه نسلِ انسانی، از دستگاه ریسندگی پنبه به رایانهی «کری» رسیدیم؛ از درک ابتداییِ مبانی حیات تا رشتهسازیِ زنجیرههای پلیپپتیدی اسیدهای آمینه برای خلق حیات؛ و از درکِ بدویِ یک سلول تا شبیهسازی یک حیوان کامل از طریق انتقال دی ان ای از هستهی سلول.
آیا مسیر تکامل ما در گذر زمان، بهعنوان گونهای از موجودات زنده، هوشمند و دارای شعور، یک روند مستقل و ایزوله در بستر فرآیندهای طبیعی این سیاره بوده، یا چیزی از فراسوی این جهان ما را تحت تأثیر قرار داده و به پیشرفت ما کمک کرده و انگیزه بخشیده است؟ آیا ما اکنون گونهای «تحت حمایت» (اسپانسر شده) هستیم؛ موشهای آزمایشگاهی که برای اهداف موجوداتی با منشأ فرازمینی به کار گرفته و محافظت میشویم؟ آیا ممکن است آنها بسیار هوشمندتر باشند و برنامهی خاص خود را داشته باشند که شامل مهندسی ژنتیک یک میمون برای تولید گونهی ما بوده است؟
نظریهی تکامل که توسط چارلز داروین مطرح شد، معمولاً برای توضیح توسعهی زنجیرهای به سمت «بهتر شدن» به کار میرود. این فرضیه، توسعه را محصول گذر زمان از طریق «بقای اصلح» و در نتیجه، بهترینها میداند. این نگاه، فرآیندی تصادفی و خوشیمن تلقی میشود که به بخت و اقبال وابسته است تا از نظر ژنتیکی ظرفیت مغزی بزرگتری ایجاد کند که ما را قادر به انجام کارهای بهتر و بهتر میسازد. در پرانتز، شاید بد نباشد بپرسیم چرا نئاندرتالها پیش از ما به ماه نرفتند، حال آنکه مغزشان از مغز ما بزرگتر بود!
" خاکستری های بیگانه و درو کردن روح ها "
نوشته نایجل کرنر
@thelostbook | 609 |
| 4 | در کمتر از یک سال بررسی جدیِ این موضوع، مانند عنکبوتی مرده در هم مچاله شدم و با شرمساری از دیدگاه قبلیام عقبنشینی کردم. تحقیقات من نشان داد که نه تنها پدیده یوفوها – بدون ذرهای شک – واقعی است، بلکه تمام این ماجرا به مرگبارترین راز جهان اشاره دارد. رازی که تاریخ شناختهشدهی بشر را زیر و رو میکرد و پرده از توطئهای چنان هولناک برمیداشت که ریشه و ارزش وجودی ما را به عنوان یک گونه زنده هدف قرار میداد. این راز، پایههای تمام ادیان، علم و مفاهیم اجتماعی را میشکافت. گسترهی ارتباطاتِ زنجیرهوار و حوزههای دانشی که مجبور بودم بررسی کنم، چنان وسیع بود که نزدیک به دو دهه طول کشید تا بتوانم حق مطلب را در مورد این موضوع ادا کنم.
من به این نتیجه اجتنابناپذیر رسیدم که نه تنها یوفوها واقعی هستند، بلکه «هومو ساپینس ساپینس» (انسان خردمندِ خردمند) - که ما آن را گونه زندهِ کنترلکننده و اصلی در این سیاره مینامیم - یک گونهِ پرورشیافتهی ژنتیکی است که برای اهداف کاربردیِ سرنشینان یوفوها، یعنی بیگانگان فرازمینی، پرورش داده شده است. به نظر میرسد غرورِ عظیم ما به عنوان یک گونه، مانع از آن شده است که آنچه را برای هزارهها دقیقاً جلوی چشمانمان بوده، ببینیم. ما هیچ چیز در این باره نمیدانستیم، درست همانطور که یک موش آزمایشگاهی هیچ چیز از این واقعیت که در یک محیط مصنوعی قرار دارد، نمیداند. موش تصمیم نگرفته است که در آزمایشگاه باشد؛ او هیچ چیز درباره بدنِ ژنتیکیِ خود با چشمان قرمز و خز سفیدش نمیداند. او در قفس خود به کارهایش میرسد و فکر میکند تمام دنیایش همین است. او هیچ ایدهای ندارد که یک گونه عجیب و بیگانه نسبت به گونه خودش، به او و همراهانش زمان میدهد تا خودشان باشند، غذایشان را تأمین میکند و سپس آنها را مجبور به پرداخت بها میکند. این بها، اسارت و در صورت بدشانسی، درد کشیدن است. بدن آنها به عنوان ابزارهای اندازهگیری برای اهداف شخص دیگری استفاده میشود.
بله، دوستان! ادعای من این است که ما به شکل امروزیمان به عنوان گونه هومو ساپینس ساپینس، توسط یک هوش برترِ بیگانه پرورش یافته و به وجود آمدهایم، درست همانطور که ما نیز به نوبه خود، هوشهای حیوانیِ پایینتر از خودمان را در مزارع و آزمایشگاههای سراسر جهان پرورش میدهیم.
این کتاب، بینش من نسبت به پدیده ترسناکِ ربودن انسانها توسط بیگانگان و مداخله آنها در امور نسل بشر است. ربودهشدگان از برداشت اسپرم و تخمک و ساخت نوزادان دورگه خبر میدهند. به نظر میرسد پدیده ربوده شدن را نمیتوان صرفاً به عنوان انحراف یک ذهن نامتعادل یا نتیجهی حالت «فلج خواب» (بختک) توجیه کرد. تنها در ایالات متحده بیش از یک میلیون نفر تجربههای مشابهی را با حضور عوامل کلیدیِ یکسان گزارش میدهند. این کتاب با توسلِ دقیق به الگوهای کاملاً علمی به جای پارادایمهای عرفانی، نگاهی جدی به وضعیت موجود و پیامدهای جامعهشناختیِ این تهدید عمیق علیه بشریت میاندازد.
" خاکستری های بیگانه و درو کردن روح ها "
نوشته نایجل کرنر | 730 |
| 5 | همراه با همکلاسیهایم در حال عبور از محله «ایست اند» لندن بودیم و به سمت برج معروف لندن میرفتیم. سال ۱۹۶۰ بود. چهارده سال داشتم و همه ما، من و دوستانم، سرشار از شور و شوق جوانی بودیم که در آن سن کاملاً طبیعی بود. هیجان و حتی شادی وجودم را فرا گرفته بود؛ حسی شبیه به کشیده شدنِ نرم برگهای گزنه روی دست و پایم که باعث مورمور شدنم میشد؛ شادیِ ناشی از انتظار برای آنچه تنها چند متر جلوتر، در هزار متر مربع از تاریخِ ناب انتظارمان را میکشید؛ تاریخی آمیخته با ارواح و هیولاهای انسانی که راهروهای نامنظم، پرپیچوخم و گسستهِ گذشته بریتانیا را نشانهگذاری کرده بودند.
پیش از آن روز، هرگز پدیده ارواح را آنقدر جدی نگرفته بودم که حتی لحظهای به آنها فکر کنم. همیشه نگاهی کاملاً بدبینانه و شکاک داشتم. ذهن من ذاتاً هیچ تمایلی به باور چیزهایی که نمیتوانستم ببینم، احساس کنم یا لمس کنم، نداشت. بنابراین، ارواح قطعاً جایی در باورهایم نداشتند. اما در آن اولین سفر به برج، اتفاق واقعاً عجیبی افتاد. در یک نقطه از بازدید، ناگهان ترسِ واقعی را احساس کردم. به یاد دارم که از دست خودم کلافه شده بودم، چون نمیتوانستم دلیلی برایش پیدا کنم. ترس دقیقاً همانجا و در یک مکان خاص به وجود آمد و نه در هیچ جای دیگر. آن مکان هیچ ظاهر ترسناک یا دلهرهآوری نداشت؛ فقط شبیه به یک لابی (سرسرا) بود که راهپلهای از آن به پایین میرفت. این ترس کاملاً غیرمنطقی بود و همین موضوع مرا بیشتر آزار میداد.
منطق در تمام طول زندگی مایه اطمینان خاطرم بود، اما در آن لحظه، منطق مرا رها کرد. این اتفاق غیرقابل توضیح بود. البته این احتمالِ پنهان وجود داشت که شاید ناخودآگاهِ من تمام چیزهایی را که درباره ارواح و این برج شنیده بودم، تداعی میکرد. این موضوع امکانپذیر بود، اما نکته عجیب این بود که در هیچ قسمت دیگری از برج، کوچکترین ترسی احساس نکردم. از آن زمان تاکنون چندین بار به آن بنای باستانی بازگشتهام و هر بار، دقیقاً در همان نقطه، همان ترسِ عمیق و دلخراش را احساس کردهام.
این پدیده عجیب، تنها تجربه غیرقابل توضیح زندگی من بود، البته تا مدتها بعد. حلنشده باقی ماندن این معما تا مدتها مرا آزار میداد، اما در عین حال باعث ایجاد نوعی شیفتگیِ نامتعارف در من نسبت به مسائل غیرقابل توضیح شد و مسیری را پیش رویم قرار داد تا ذهن بسیار بازتری نسبت به اینگونه مسائل، به ویژه ماهیت واقعیتِ جهانمان پیدا کنم. با وجود تجربهای که در برج داشتم، همگام با ادامه تحصیلاتم، علم به پایه و اساسِ فکریام تبدیل شد و پرسشهای سادهی مربوط به واقعیتِ فیزیکی روزمره، با معادلاتی حل و فصل میشدند که این واقعیت را در دو طرفِ یک علامت مساوی (=) به تعادل میرساندند.
سپس، زمانی که پسرم تقریباً در همان سن و سال بود، سؤالی از من پرسید که مرا به کشفی حیرتانگیز رساند؛ کشفی که تمام آنچه را پیش از آن واقعی میپنداشتم، زیر سؤال برد. من برای ذهن پسرم احترام قائل بودم. او ذاتاً پسر سبکسری نبود. او به عنوان جوانی درسخوان و بسیار باهوش، همیشه سؤالاتی میپرسید که برای یافتن پاسخشان به تفکری نسبتاً دقیق و هوشمندانه نیاز بود. یافتن پاسخ این سؤال خاص بیست و دو سال طول کشید، و زمانی که سرانجام پاسخ را یافتم، قطعاً آن چیزی نبود که انتظارش را داشتم. سؤال این بود: «بابا، آیا بشقابپرندهها (یوفوها) واقعی هستند؟»
در ابتدا شروع به تحقیق درباره پدیده یوفوها کردم تا به پسرم ثابت کنم که همه اینها مزخرف است و دنیا پر از آدمهای ترسو، زودباور و بدبینی است که هر چیزی را باور میکنند تا با داستانسرایی در گفتگوها، جلب توجه در مهمانیها و خودنماییِ محض، باعث تعجب دیگران شوند. فکر میکردم تنها با کمی مطالعه منسجم و روشن و تحقیقی موشکافانه، به زودی شر این پیامآورانِ نابودی، ناامیدی و تحریف را کم خواهم کرد. من این را به چشم درسی برای پسرم میدیدم که به عنوان یک پدر به ارائه آن افتخار میکردم. معیار سختگیرانهای از واقعبینی تعیین کردم و با کمک یک محقق ارشدِ بسیار پیگیر، دست به کار شدم تا پرده از این شایعه بیاساس که فکر میکردم چیزی جز دروغ نیست، بردارم. | 680 |
| 6 | دوستان عزیز
این کانال کاملا متکی به کمک های شما عزیزان هست و عملا من و خانوادم بدون کمک شما عزیزان نمیتونیم امرار معاش کنیم .
ببخشید دوباره شماره کارت میزارم
6104-3377-4636-9584
IR29 01200100 0000 12935390 35
حمزه محمد پور
بانک ملت
واقعا بدون کمک نمیتونم ادامه بدم 😢 | 791 |
| 7 | یادداشت دوست عزیز و مترجم توانمند جناب حسین شهرابی عزیز که همیشه از کارهاش بهرمند شدم . | 866 |
| 8 | سفرِ عبداللهخان ناهید سقزی به فضا
سوار بر طیارهی آن آقایانِ مریخی
سالها پیش، وقتی فیسبوک برای خودش کیا و بیایی داشت، با کسی آشنا شدم به نام آقای مهر که زندگیاش را وقفِ مطالعهی فضانوردانِ باستانی و بشقابپرندهها و اینقبیل مسائل کرده بود. دوستیِ اینترنتیِ من و ایشان، افتان و خیزان تا به امروز ادامه داشته، هرچند به نظرم همدیگر را رودررو ندیدهایم (البته در این مسائل به حافظهی من اعتمادی نیست). الان هم کانالی در تلگرام دارند به این نشانی که فعال است و برای دوستدارانِ آن مسائل مرجعِ بسیار پرطرفداری محسوب میشود.
چند سالِ پیش، بعد از احیای رفاقتمان در ایکس/توییتر، اسکنِ کتابی را برایم فرستادند به اسمِ چگونه به مریخ رفتم نوشتهی عبدالله ناهید که از اولین رمانهای علمیتخیلیِ ایرانی است (۱۳۲۰ خورشیدی). کتاب را سالها قبلتر هم دستِ یکی از دوستان دیده بودم ولی فرصتی دست نداده بود که برای خواندن قرض بگیرم یا بدزدم. از خودِ آقای مهر نپرسیدم، اما حدس میزنم آنچه توجهِ ایشان را به این کتاب جلب کرده توصیفِ راویِ رمان است از رویاروییاش با اخترناوِ بیگانهها. (یا اگر بخواهم از تعبیرهای خودِ نویسنده استفاده کنم: طیّارهی آن آقایان.) توصیفِ عبدالله ناهید از فرودِ این اخترناوها پیش از آغازِ عصرِ موشکها و اساساً رواجِ تصویرهای کلیشهای در ادبیاتِ علمیتخیلی جداً اعجابآور است؛ حتی منِ شکاک هم به وسوسه افتادم و با خودم گفتم نکند عبدالله ناهید واقعاً با بیگانهها دیدار کرده و آن دیدار محرّکِ او شده تا چنان رمانی بنویسد.
اگر یادتان باشد یکی دو بار اشاره کرده بودم که دوست دارم ذرهذره تاریخِ علمیتخیلیِ ایران را بنویسم. کار را با علی میردریکوندی و کتابش برای دیستوپین شروع کردم: «سرگذشتِ عجیبِ موفقترین علمیتخیلینویسِ ایرانی». در این فاصله، چند مطلبِ نصفهنیمهی دیگر هم از اینجا و آنجای ژانرِ عزیزمان نوشتم که هنوز نیمهکارهاند و منتشر نکردهام. منظورم این است که فعلاً آنچه مینویسم نظم و ترتیبِ زمانی ندارد. اما این وسط یکی از مطالبی که تمام شد دربارهی همین جناب عبداللهخان ناهید سقزی (افتخارالسلطنه) و کتابش چگونه به مریخ رفتم بود که از سایتِ ۳فید سر درآورد. مطلب را از اینجا میتوانید بخوانید. امیدوارم بخوانید و خوشتان بیاید. احتمالاً یک تکملهای هم بهزودی بر آن بنویسم و همانجا به مطلب اضافه کنم (دربارهی احتمالِ الهامگیری یا انتحالِ یک نویسندهی کُردِ عراقی از داستانِ آن کتاب).
فایلِ رمان و خودزندگینامهی نویسنده هم که به لطفِ آقای مهر در اختیارِ من قرار گرفت در اینجا آپلود شده تا اگر خواستید، دانلود کنید و بخوانید. حتماً هم نظرتان را برایم بنویسید، چون دلم برای همهتان تنگ است و دوست دارم «بخوانمتان».
@PersianSFF
| 768 |
| 9 | لیست_آثار_تا_نیمه_دوم_خرداد_ماه_1405.pdf | 792 |
| 10 | @Buyingbook
تهیه از :
@nibiru01 | 1 087 |
| 11 | در این کتاب
نقش بنیادین آنوناکیها در شکلگیری تمدن بشری آشکار میشود و ریشههای عرفانی دانش باطنی (ازوتریک) و تأثیر آن بر جوامع مخفی و تکامل آگاهی را فاش میکند.
آنوناکیها - یکی از مرموزترین گروهها در تاریخ - نقش پررنگی در تمدنهای اولیه بشری ایفا کردند. اما ما درباره آنها چه میدانیم؟
آنوناکیها چه کسانی بودند؟ آیا آنها راهنمایانی خیرخواه بودند یا فریبکارانی بدخواه، و پاسخ این پرسش برای درک ما از ماهیت واقعیت چه معنایی خواهد داشت؟
آیا خرد آنها به تمدنهای اولیه منتقل شد، و سپس از طریق جوامع مخفی و مناسک علوم غریبه (اکالت) حفظ و سینه به سینه منتقل گردید؟
آیا از روانگردانها، مناسک شمنی و حالات تغییریافتهی آگاهی برای ارتباط با آنوناکیها و دیگر موجودات استفاده میشد؟ آیا هنوز هم استفاده میشود؟
آیا آنوناکیها بر توسعه فناوریهای باستانی تأثیر گذاشتند و ما از تسلط آنها بر هنرهای مقدسی مانند آکوستیک (صوتشناسی)، هندسه، کیمیاگری و الهیات نجومی چه چیزی میتوانیم بیاموزیم؟
ادعاهای آنوناکیها مبنی بر چیرگی بر مرگ، چگونه میتواند به رویکرد ما نسبت به هوش مصنوعی، افزایش طول عمر و تلاش ترابشریت (ترانساومانیسم) برای رسیدن به جاودانگی جهت دهد؟
نویسنده کتاب، دکتر هِدِر لین (Heather Lynn, Ph.D.)، شواهدی را ارائه میدهد که نشان میدهد نفوذ آنوناکیها فراتر از قلمرو اسطورهشناسی و دین گسترش یافته و پایههای بنیادین درک ما از واقعیت، آگاهی و ماهیت «خویشتن» را شکل داده است. کتاب راز گشایی از آنوناکی با بررسی ارتباطات میان آنوناکیها، مناسک شمنی، تجربیات روانگردان و دغدغههای مدرنی مانند هوش مصنوعی و ترابشریت، قصد دارد خاستگاهها و مسیر تأثیر دگرگونکنندهای را که این خدایان بر تجربه بشری داشتهاند، ردیابی کند.
https://t.me/Buyingbook | 1 049 |
| 12 | راز گشایی از آنوناکی
تاریخ پنهان و حالات دگرگون شده اگاهی
نوشته : هدرلین
ترجمه : مهر
تهیه از :
@nibiru01
https://t.me/Buyingbook | 880 |
| 13 | پرتالها : دروازه های انرژیکی به سوی تجربه های عرفانی میان جهانها
ترجمه: روزبه آزادسرو
تهیه از :
@nibiru01
https://t.me/Buyingbook | 813 |
| 14 | «ما انسانهایی نیستیم که تجربهای معنوی را از سر میگذرانیم. ما موجوداتی معنوی هستیم که در حال تجربه زندگی انسانی هستیم.»
— پیر تیلار دو شاردن | 1 253 |
| 15 | «فرآیند دروازه» (Gateway Process)، که توسط رابرت مونرو توسعه یافت و توسط سیا (CIA) به کار گرفته شد، نگاهی اجمالی و شگفتانگیز به پتانسیل آگاهی انسان ارائه میدهد. هدف این پروژه طبقهبندی شده، تغییر آگاهی بود تا به شرکتکنندگان اجازه دهد به دانش شهودی و ابعاد دیگر دسترسی پیدا کنند (سیا، ۲۰۰۳). اسناد از حالت طبقهبندی خارج شده نشان میدهند که در طول این آزمایشها، شرکتکنندگان مکرراً با موجودات بینابعادی مواجه میشدند که اغلب به عنوان انساننماهای خزندهشکل توصیف میشدند. این تجربیات شباهت چشمگیری به گزارشهای مربوط به سنتهای معنوی و شمنی مختلف و همچنین رویاروییهای مدرن با بشقاب پرندهها دارند. ثبات این گزارشها در سراسر فرهنگها و دورههای زمانی نشان میدهد که ما ممکن است با جنبهای بنیادین از واقعیت سروکار داشته باشیم که مدتهاست توسط ادراکات محدود ما پنهان مانده است.
استفاده از آنتئوژنها—موادی که الوهیت را در درون ایجاد میکنند—هزاران سال است که با شیوههای معنوی بشر در هم آمیخته است. از «سوما» در هند باستان گرفته تا «کیکیون» در اسرار الوزیسی، این مواد به دلیل تواناییشان در گشودن درهای ادراک و تسهیل تجربیات مستقیم از امر الهی مورد احترام بودهاند. تحقیقات مدرن در مورد روانگردانها اکنون در حال کشف مجدد پتانسیل آنها برای التیام تروما، درمان افسردگی و تسریع تجربیات معنویِ عمیق است (گریفیتس و همکاران، ۲۰۰۶). با این حال، بسیار مهم است که با احتیاط و بصیرت به این قلمروها نزدیک شویم. موجوداتی که در حالات تغییریافته آگاهی با آنها مواجه میشویم، چه از طریق مدیتیشن، کار با تنفس یا روانگردانها ایجاد شده باشند، لزوماً خیرخواه نیستند. درست مانند دنیای فیزیکی، قلمروهای فراتر از ادراک عادی ما ممکن است حاوی تأثیرات مفید و هم مضر باشند. چالش در توسعه خردی است که بتوان این تجربیات را به طور ایمن هدایت کرد و بینشهای آنها را در زندگی خود ادغام نمود.
رازگشایی آنوناکی: تاریخ پنهان، حالات دگرگونشدهی آگاهی
نوشته : هیتر لاین
https://t.me/thelostbook | 1 311 |
| 16 | کاهنان و مغان میان رودان باستان در ورود به این حالات تغییریافته، اغلب از طریق شیوههای آیینی، برای ارتباط با آنوناکیها و کسب خرد و قدرت مهارت داشتند (زینر، ۱۹۶۱). این شیوهها معمولاً شامل ترکیبی از تکنیکهای فیزیکی، ذهنی و معنوی بود که برای تغییر آگاهی و گشودن کانالهای ارتباطی با امر الهی طراحی شده بودند. یکی از رایجترین روشهایی که فرهنگهای باستانی برای دستیابی به حالات تغییریافته به کار میبردند، استفاده از «آنتئوژنها» (مواد روانگردانِ توهمزای گیاهی) بود. اعتقاد بر این بود که این مواد ارتباط مستقیم با خدایان و دسترسی به خرد الهی را تسهیل میکنند (راک و همکاران، ۱۹۷۹).
در دوران مدرن، روشهای مختلفی برای دستیابی به حالات مشابهِ آگاهی به کار گرفته شده است. گزارش شده است که استفاده از آنتئوژنها، به ویژه DMT، رویارویی با موجوداتی را تسهیل میکند که شباهتهای قابلتوجهی با موجودات کهنالگوییِ توصیف شده در سنتهای باستانی دارند
رازگشایی آنوناکی: تاریخ پنهان، حالات دگرگونشدهی آگاهی
نوشته : هیتر لاین
https://t.me/thelostbook | 1 053 |
| 17 | اگر آنوناکیها به عنوان کهنالگوهای ابدی در فراسوی مکان و زمان وجود داشته باشند، پس تأثیر آنها بر آگاهی انسان به یک سیر تکاملیِ خطیِ تاریخی محدود نمیشود. در عوض، ممکن است بتوانیم نوعی «تشدید زمانی» (temporal resonance) را تصور کنیم، جایی که این نیروهای کهنالگویی در طول زمان طنینانداز میشوند و فرهنگ و آگاهی انسان را به روشهای پیچیده و غیرخطی تحت تأثیر قرار میدهند.
پیامدهای این مکاشفه بسیار عمیق است. این امر نشان میدهد که اسطورهها، ادیان و سنتهای معنوی بشر صرفاً برساختهای فرهنگی یا تلاشهای بدوی برای توضیح پدیدههای طبیعی نیستند، بلکه روزنههایی به سوی واقعیتی عمیقترند که فراتر از ادراک عادی ما قرار دارد. خردِ نهفته در این سنتها ممکن است در واقع نمایانگر نوعی دفترچه راهنمای کاربر برای تعامل با این نیروهایِ دارای ابعاد بالاتر باشد.
علاوه بر این، این درک چارچوبی را برای تطبیق و آشتی دادنِ گزارشهای ظاهراً متناقض از رویارویی با موجودات در فرهنگها و دورههای زمانی مختلف فراهم میکند. تفاوتهای ظاهری میان، به عنوان مثال، دیدار با یک فرشته که توسط یک عارف قرون وسطایی توصیف شده و تجربه مدرن ربوده شدن توسط بیگانگان، میتواند به عنوان ترجمههای فرهنگی متفاوت از رویارویی با همان نیروهای کهنالگوییِ زیربنایی درک شود.
این درک جدید همچنین جذابیت مداوم انسان به ایده «بیگانگان باستانی» یا تمدنهای پیشرفتهای که در تاریخ بشر مداخله کردهاند را روشن میسازد. در حالی که تفسیر تحتاللفظی چنین ایدههایی ممکن است از نقطه نظر تاریخی و باستانشناختی جای سؤال داشته باشد، اما میتوان آنها را به عنوان بیانهای اسطورهایِ مدرن از تعامل مداوم بشریت با این نیروهای کهنالگویی درک کرد
رازگشایی آنوناکی: تاریخ پنهان، حالات دگرگونشدهی آگاهی
نوشته : هیتر لاین | 1 024 |
| 18 | کاوش دولت ایالات متحده در مورد «فرایند دروازه» - تکنیکی که در دهه ۱۹۷۰ برای گسترش آگاهی انسان توسعه یافت - نشان میدهد که چگونه شیوههای باطنی باستانی در بستر علم مدرن مورد استفاده مجدد قرار گرفتهاند. فرایند دروازه، که شامل استفاده از ضربانهای دوگوشی، هیپنوتیزم و مدیتیشن برای دسترسی به حالات تغییریافته آگاهی است، شباهت چشمگیری به آیینهای «مغها» دارد که به دنبال ارتباط با موجودات جهانهای دیگر از طریق مصرف «هوم» و دیگر مواد خلسه آور بودند. درست همانطور که مغها باور داشتند آیینهایشان میتواند دسترسی به دانش الهی را برای آنها فراهم کند، فرایند دروازه نیز به گونهای طراحی شده بود که شرکتکنندگان را قادر سازد از دنیای فیزیکی فراتر رفته و حالات غیرعادی آگاهی را کشف کنند.
در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، زمانی که کوروش بزرگ از ایران ، بابِل را فتح کرد، دگرگونی عمیق فرهنگی و مذهبی آغاز شد که تا هزارهها بازتاب یافت. ایرانیان که پیرو آیین زرتشتی بودند (مذهبی که تحت تأثیر فرقه کابالاییِ خدای در-حال-مرگ بود) ، به فرقه مغها دامن زدند. اعمال پنهانکارانه آنها شامل استفاده از «هوم» بود؛ گیاهی مقدس و سکرآور که باور بر این بود جاودانگی میبخشد و یادآور درخت دانش در کتاب مقدس است (پلوتارک، ۱۹۲۷؛ زِینر، ۱۹۶۱). این مضمون دانشِ ممنوعه، که در مرکز داستان آدم و حوا قرار دارد، بعدها در فلسفههای گنوسیسیزم و هرمتیسزم بازتاب یافت که هر دو به دنبال فراتر رفتن از دنیای مادی از طریق دانش باطنی بودند
رازگشایی آنوناکی: تاریخ پنهان، حالات دگرگونشدهی آگاهی
نوشته : هیتر لاین
https://t.me/thelostbook | 1 160 |
| 19 | ⭕️شهر پنهان در الیگودرز؛ سکونتگاه اعجابانگیز ساسانی در دل خاک
📌باستانشناسان احتمال میدهند این مجموعه زیرزمینی با هدف تامین امنیت و در امان ماندن از سرمای شدید زاگرس طراحی شده باشد
♦️باستانشناسان بهتازگی در یک مجموعه زیرزمینی دستکند و رازآلود در منطقه قدبرا، واقع در حاشیه غربی شهرستان الیگودرز در استان لرستان، که شواهد اولیه قدمت آن را به اواخر دوره ساسانی منسوب میکند، کاوشهایی را آغاز کردهاند. این محوطه تاریخی سالها میان زمینهای کشاورزی و زیر لایههای خاک و رسوبات پنهان مانده بود، اما اکنون با ورود تیمهای تخصصی، رازهای نهفته آن بهتدریج در حال کشف شدن است.
بررسیهای اولیه نشان میدهد قدبرا نمونهای شاخص از معماری دستکند است. یعنی سازههایی که بدون استفاده از مصالح ساختمانی متعارف و تنها با تراشیدن، تخلیه و بهرهگیری از بستر طبیعی زمین شکل داده شدهاند.
این نوع معماری که پاسخی هوشمندانه به شرایط اقلیمی، بهویژه سرمای سخت شرق لرستان به شمار میرود، از نظر ساختار و کارکرد با برخی شهرهای زیرزمینی معروف ایران قابلمقایسه است.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، در جریان کاوشهای فاز نخست مجموعه قدبرا، مجموعهای از دالانها و دهانه دو اتاق شناسایی شد و نشانههایی از گستردگی بیشتر این محوطه به دست آمد که ادامه پژوهشها را در فازهای بعدی ضروری کرد.
از مهمترین یافتههای این کاوش میتوان به سفالینههایی اشاره کرد که شناسنامه زمانی این مجموعه شناخته میشوند و کاربری مستمر این فضا را از اواخر دوره ساسانی تا قرون میانی اسلامی تایید میکنند.
کارشناسان با توجه به ساختار این محوطه که از شبکهای از دالانها، تونلها، دهلیزها و اتاقهای زیرزمینی تشکیل شده است، معتقدند قدبرا برای تبدیل شدن به یک سایتموزه ظرفیت بالایی دارد و میتواند بهعنوان یکی از جاذبههای تاریخی و گردشگری مهم منطقه معرفی شود.
نکته واجداهمیت این است که کاوشهای باستانشناسی در این مجموعه امسال برای نخستین بار آغاز شد، حال آنکه این محوطه بیش از سه دهه قبل و در سال ۱۳۷۲ به ثبت ملی رسیده بود. چنانچه کاوشهای باستانشناسی همان سالهای کشف و ثبت ملی آغاز شده بود، احتمال داشت بخش زیادی از این مجموعه از خطر تخریب در امان بماند.
بیشتر بخوانید...
@indypersian | 1 082 |
| 20 | آنوناکیها میتوانند به عنوان رهبران الهی در نظر گرفته شوند که سرنوشت انسانها را تعیین میکردند. این سرنوشتها، یا «مه»ها (mes)، وردها و آموزههای الهی حکشده بر روی «لوح سرنوشتها» هستند؛ بسیار شبیه به «کلید سلیمان»، یک طلسمنامه (گریموار) قدرتمند که دستورالعملهای دقیقی برای احضار و کنترل موجودات معنوی از طریق آیینها، نمادها و وردها ارائه میدهد. برای غیبباوران و انجمنهای مخفی، این متن از اهمیت بسزایی برخوردار است، زیرا نشاندهنده پیگیری دانش پنهان و تسلط بر نیروهای نادیدهای است که بر جهان حاکماند. درست مانند لوح سرنوشتها که کنترل بر سرنوشت را اعطا میکند، کلید سلیمان یک ابزار معنوی است که دارنده آن را قادر میسازد تا هم بر موجودات آسمانی و هم بر موجودات دوزخی فرمان براند و از این طریق بر جهانهای مادی و معنوی نفوذ یابد. اعتقاد بر این است که هر دو به عنوان مجراهایی برای دانش متعالی عمل میکنند و ابزاری برای شکل دادن به واقعیت و مسیر سرنوشت بشر ارائه میدهند.
نگهبانان این دانش، یعنی آنوناکیها، به دلیل تواناییشان در پر کردن شکاف میان جهانها مورد احترام بودند. با این حال، به همه بشریت اجازه دسترسی به این دانش مقدس داده نشد. همانطور که اسطورههای سومری به ما میگویند، تنها عده معدودی اجازه داشتند در اسرار جهان شریک شوند تا اینکه «انکی» (Enki)، یکی از آنوناکیها، علیه نظم مستقر شورش کرد. بسیار شبیه به مار در داستان توراتی باغ عدن، انکی صفوف را شکست و به بشریت موهبت تشخیص را ارزانی داشت؛ دانش خیر و شر، و مهمتر از آن، مسیر تسلط بر هنرهای اکولتی ( نهانی) . انکی نیز با نمادگرایی و نقوش مار به تصویر کشیده میشود.
در این عمل شورشگرانه، بشریت «مانند خدایان شد» و اسرار مقدسی را که پیشتر از آنها پنهان شده بود، آموخت. این امر صرفاً درباره تشخیص اخلاقی نبود، بلکه درباره دستیابی به سطح اختری (Astral plane) بود، جایی که جستجوی واقعی —جستجوی درخت حیات— آغاز شد. آپکالوها، یا همین موجودات ماورایی، کلید جاودانگی را در دست دارند و هدف واقعی این است که جلوی تسلط نیروهای رقیب بر سطح اختری و به دست گرفتن کنترل مقدسترین فناوری، یعنی جاودانگی، گرفته شود.
این حقیقتِ عمیقترِ پشت حماسه آنوناکیهاست. این صرفاً داستانی از موجودات خداگونه نیست که از آسمانها فرود آمدند تا بر انسانها حکومت کنند؛ بلکه داستانی از شمنهای باستانی است که در هنر سفر اختری مهارت یافتند، با موجودات قدرتمند ارتباط برقرار کردند و به دنبال مقدسترین دانشی بودند که میتوانست به آنها جاودانگی ببخشد. پادشاهان و لوگالهای (فرمانروایان) جهان باستان، به ویژه آنان که از خون اصیل بودند، توانایی ذاتی برای ارتباط با این موجودات را حفظ کردند، زیرا نور اختری، همانطور که غیبباورانی مانند الیفاس لوی (Eliphas Levi) آموزش دادهاند، در خون نهفته است. این مفهومِ خطوط خونی (تبار) و ارتباط آنها با قدرت اختری، به بنیان بسیاری از سنتهای سلطنتی و روحانی در دورانهای بعدی تبدیل شد.
آیینها و جادویی که از طریق این تبارها منتقل میشد برای تودههای مردم نبود، اما در نهایت، چشمان تودهها نیز باز میشد، درست شبیه به چشمان درشت و خیره در مجسمههای نذری سومری.
رازگشایی آنوناکی: تاریخ پنهان، حالات دگرگونشدهی آگاهی
نوشته : هیتر لاین
https://t.me/thelostbook | 1 306 |
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
