en
Feedback
کتاب گمشده

کتاب گمشده

Open in Telegram

گیلگمش مصمم به رفتن شد . او گفت : اگر شکست هم بخورم ، حداقل مرابه عنوان کسی به خاطر خواهند آورد که کوشش خود را کرده است. @nibiru01

Show more
8 910
Subscribers
+224 hours
+127 days
+2330 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+20
in 0 channels
August '26
+134
in 4 channels
Get PRO
July '26
+229
in 4 channels
Get PRO
June '26
+301
in 6 channels
Get PRO
May '26
+173
in 7 channels
Get PRO
April '26
+45
in 0 channels
Get PRO
March '26
+22
in 0 channels
Get PRO
February '26
+104
in 2 channels
Get PRO
January '26
+41
in 0 channels
Get PRO
December '25
+140
in 2 channels
Get PRO
November '25
+146
in 2 channels
Get PRO
October '25
+117
in 4 channels
Get PRO
September '25
+101
in 4 channels
Get PRO
August '25
+132
in 1 channels
Get PRO
July '25
+117
in 5 channels
Get PRO
June '25
+123
in 3 channels
Get PRO
May '25
+151
in 4 channels
Get PRO
April '25
+179
in 3 channels
Get PRO
March '25
+158
in 4 channels
Get PRO
February '25
+136
in 4 channels
Get PRO
January '25
+198
in 6 channels
Get PRO
December '24
+175
in 4 channels
Get PRO
November '24
+219
in 4 channels
Get PRO
October '24
+230
in 6 channels
Get PRO
September '24
+214
in 5 channels
Get PRO
August '24
+279
in 5 channels
Get PRO
July '24
+295
in 4 channels
Get PRO
June '24
+223
in 3 channels
Get PRO
May '24
+304
in 6 channels
Get PRO
April '24
+279
in 6 channels
Get PRO
March '24
+417
in 6 channels
Get PRO
February '24
+433
in 4 channels
Get PRO
January '24
+491
in 6 channels
Get PRO
December '23
+460
in 8 channels
Get PRO
November '23
+197
in 7 channels
Get PRO
October '23
+270
in 7 channels
Get PRO
September '23
+288
in 0 channels
Get PRO
August '23
+344
in 0 channels
Get PRO
July '23
+183
in 0 channels
Get PRO
June '23
+129
in 0 channels
Get PRO
May '23
+317
in 0 channels
Get PRO
April '23
+146
in 0 channels
Get PRO
March '23
+94
in 0 channels
Get PRO
February '23
+102
in 0 channels
Get PRO
January '23
+105
in 0 channels
Get PRO
December '22
+153
in 0 channels
Get PRO
November '22
+187
in 0 channels
Get PRO
October '22
+158
in 0 channels
Get PRO
September '22
+107
in 0 channels
Get PRO
August '22
+115
in 0 channels
Get PRO
July '22
+151
in 0 channels
Get PRO
June '22
+94
in 0 channels
Get PRO
May '22
+103
in 0 channels
Get PRO
April '22
+194
in 0 channels
Get PRO
March '22
+147
in 0 channels
Get PRO
February '22
+85
in 0 channels
Get PRO
January '22
+102
in 0 channels
Get PRO
December '21
+156
in 0 channels
Get PRO
November '21
+82
in 0 channels
Get PRO
October '21
+99
in 0 channels
Get PRO
September '21
+183
in 0 channels
Get PRO
August '21
+186
in 0 channels
Get PRO
July '21
+124
in 0 channels
Get PRO
June '21
+195
in 0 channels
Get PRO
May '21
+105
in 0 channels
Get PRO
April '21
+158
in 0 channels
Get PRO
March '21
+153
in 0 channels
Get PRO
February '21
+116
in 0 channels
Get PRO
January '21
+155
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 122
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
03 September+9
02 September+4
01 September+7
Channel Posts
کتاب گمشده ابتدا یه وبلاگ بود بعد یه صفحه در فیس بوک شد بعد کانالی در تلگرام و الان بعد از بیش از دو دهه سایتی هم به همین نام راه اندازی شده .الهام بخش بسیاری بودیم. راه درازی پیموده شده تا اینجا و دوستان بسیاری به شیوه های مختلف کمک کردند تا سرپا بمونیم که سپاسگذار همه هستیم . برای تداوم و دوام و بقا همچنان به کمک های شما عزیزان نیازمندیم و امیدوارم بتوانیم در آینده آثار برجسته تری را تقدیم شما کنیم با تشکر .🙏 6104-3377-4636-9584 حمزه محمد پور بانک ملت

2
علل دقیق این انقراض، اسرارآمیز به نظر می‌رسد: چرای بی‌رویه حیواناتی که به طور نابه‌جا در دشت‌های سیلفیوم رها شده بودند؛ تخریب برنامه‌ریزی‌شده توسط متجاوزانی که گیاه را با ریشه از خاک بیرون کشیدند (و در واقع آن را نابود کردند)؛ یا مالیات‌های سنگین تعیین‌شده برای ساکنان سیرنائیکا... محتمل است که تمامی این عوامل، در کنار شرایط نامساعد جوی، منشأ این ناپدید شدن فاجعه‌بار بوده باشند. با این حال، گواهی‌های پراکنده نشان می‌دهند که برخی از این گیاهان توسط «نگهبانان دانش» دزدیده شده و زنده مانده بودند؛ حتی یک بوته از این گیاه به نرون، امپراتور مستبد ارائه شد. اوریباسیوس ،پزشک قرن سوم و لذت‌جوی مشهوری که عاشق غذای خوب بود، شهادت‌های «دیرهنگامی» از کاربرد این گیاه – که در آن زمان گمان می‌رفت منقرض شده است – بر جای گذاشته است... [1] . منطقه‌ای تاریخی در شرق لیبی امروزی که نام خود را از شهر باستانی «سیرن» (Cyrene) گرفته است. این منطقه در دوران باستان به عنوان یکی از مراکز مهم علمی، فلسفی (مکتب سیرنائیک) و کشاورزی در حوضه مدیترانه شناخته می‌شد. [2] . گیاهی ارزشمند و اسرارآمیز در دنیای باستان که تنها در منطقه سیرنائیکا می‌روئید. این گیاه به عنوان دارویی معجزه‌آسا، ادویه، و ماده‌ای برای کنترل بارداری استفاده می‌شد و ارزش آن هم‌سنگ طلا بود. سیلفیوم چنان برای اقتصاد سیرن حیاتی بود که تصویر آن بر روی سکه‌های این شهر ضرب می‌شد، اما در قرن اول میلادی به دلیل برداشت بی‌رویه منقرض گردید. [3] . در الهیات ابراهیمی، به نافرمانی انسان (آدم و حوا) در باغ عدن و خوردن از میوه ممنوعه اشاره دارد که منجر به خروج آنان از بهشت شد. نویسنده به متون بین‌النهرینی (مانند حماسه گیلگمش یا انکی و نینحورساگ) اشاره می‌کند که در آن‌ها دستیابی به کشاورزی و ابزارسازی، نقطه عطفی است که انسان را از حالت طبیعی خارج کرده و نوعی «خطا» یا از دست رفتن جاودانگیِ نخستین تلقی می‌شود. [4] . در کشاورزی و گیاه‌شناسی، به گیاهانی گفته می‌شود که کاشت آن‌ها در کنار سایر گیاهان یا جذب‌کننده‌های خاص (مانند زنبورها و حشرات گرده‌افشان) باعث تقویت رشد، گرده‌افشانی بهتر و دفع آفت‌ها می‌شود. سیلفیوم به دلیل تولید شهد زیاد، پوشش گیاهی بسیار جذابی برای زنبورهای عسل بوده است. [5] . اشاره به ابزارها، فناوری‌ها یا اشیائی دارد که از نظر تاریخی با زمانه خود همخوانی ندارند و بسیار پیشرفته‌تر از سطح دانش عصر خود به نظر می‌رسند (مانند ادعای استفاده از فرآیندهای پیچیده شیمیایی و زیست‌گاز در دوران باستان). نویسنده طایفه دورین‌ها و فیثاغورسیان را حاملان چنین دانش‌های پیشرفته و غیرعادی می‌داند. سیلفیوم؛ معجزه رستاخیز یک گیاه دارویی از دوران باستان هانائل پارکس ترجمه : مهر
282
3
الهه کیرنه که توسط مستعمره‌نشینان یونانی معرفی شد، «کسی که شیرها را با دستان خالی می‌کشد» نامیده می‌شود؛ او یک روسپی یا فردی تن‌پرور نیست، درست مانند الهه ماقبل تاریخیِ لیبیایی که کیرنه تداوم‌بخش راه اوست. این معبود که کهن‌الگوی زنی فرزانه و وحشی است و احتمالاً قدمت آن به دوران ماقبل تاریخ بازمی‌گردد، یونانی‌سازی (هلنیزه) شده و به «عقد» آپولو درمی‌آید. از این پیوند افسانه‌ای، تجسم‌ها (آواتارها)یی از اصول تمدن متولد شدند که گواهی بر پیوندهای برقرارشده میان بومیان مادرسالار و مستعمره تازه تأسیس دورین‌هاست. عنصر دیگری نیز بر ماهیت ماقبل تاریخیِ اساطیر یونانی‌شده گواهی می‌دهد: آریستائوس ، فرزند کیرنه، مسئول مرگ اوریدیکه ، معشوقه اورفئوس افسانه‌ای دانسته می‌شود. امروزه ثابت شده است که اسطوره اورفئوس به دوران ماقبل تاریخ بازمی‌گردد و در طول قرن‌ها در بافت‌های فرهنگی گوناگون با شرایط وفق یافته است. کیرنه بقایایی از پانتئون (مجمع خدایان) است که در آن روزگاری الهه‌ای وحشی و قدرتمند به بشریت آموزش می‌داد و آنان را از خطر حفظ می‌کرد. سرزمین سیرنائیکا [1]که گاهی به دلیل نفوذِ نادیده گرفته‌شده و فراموش‌شده‌اش «آتلانتیسِ فلسفی» نامیده می‌شود، مکانی حیاتی برای انتقال دانش است. این مستعمره با نزدیک به ۱۰۰۰ سال سکونت، حلقه‌ای رابط در قلب حوضه مدیترانه شکل می‌دهد. این سرزمین که توسط پادشاهان بطلمیوسی مصر ضمیمه خاک آنان شد، سپس به اشغال رومیان درآمد و در نهایت توسط نوادگان کلئوپاترا و مارک آنتونی اداره شد. در این سرزمین تاریخی – که شاید به دلیل ویژگی جزیره‌مانندش امن‌تر از سایر مناطق بود – گیاهی معجزه‌آسا برای نزدیک به ۷۰۰ سال حفظ و کشت شد. نخستین ساکنان سیرن در وهله اول دقیقاً چه مدت از این گیاه مراقبت کردند؟ آیا آن‌طور که بسیاری از اسطوره‌ها در سراسر جهان گزارش می‌دهند، این گیاه توسط الهه به آنان منتقل شده بود؟ گیاه سیلفیوم [2] نه تنها به دلیل خواصش، بلکه با ارجاع به منشأ آن «گیاه الهی» نامیده می‌شود. پیندار (شاعر و وقایع‌نگار باستان) می‌گوید که این گیاه از «باغ ونوس» می‌آید؛ آیا این بدان معناست که به زبان پاگانها، از همان باغ عدن سرچشمه گرفته است؟ این همان چیزی است که آثار آنتون پارکس تمایل به نشان دادن آن دارد؛ آثاری که به روزرسانی منشأ سومری و در نتیجه پیشاتوراتیِ درون‌مایه باغ عدن را – جایی که گیاهان توسط خدایان کشت می‌شدند – امکان‌پذیر ساخته است. دانشِ کشاورزی و ابزارسازی به عنوان یک درون‌مایه پیشاتوراتی برای خطا یا هبوط انسان[3] ، در ادبیات بین‌النهرین تقریباً ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح – یعنی نزدیک به ۱۵۰۰ سال پیش از ورود دورین‌ها به سرزمین ثرا به طور گسترده به اثبات رسیده است. چه منشأ این گیاه الهی باشد و چه انسانی، آنچه قطعیت مطلق دارد این است که ثروتِ مستعمره دورین‌ها را رقم زد. تجارت آن چنان سودآور بود که به نمادی از ثروت تبدیل شد؛ و دلیل خوبی هم داشت: این گیاه علاوه بر اینکه گیاهی هم‌نشین[4] برای زنبورها بود، به شدت سودآور نیز بود. می‌توان تصور کرد که در واقع خواص دارویی (پیشگیری از بارداری، درمانگری، منبع پروتئین‌های گیاهی و غیره) نقش مهمی در شهرت این گیاه داشته‌اند. اما آنچه کمتر شناخته شده و در عین حال به طور کامل توسط ادبیات باستان به اثبات رسیده، خواص آن به عنوان سوخت است: امروزه از آن به عنوان سوخت زیست‌گاز (سوخت زیستی) استفاده می‌شود؛ یعنی فرآیندی شامل تولید انرژی از بهینه‌سازی سوزاندن پسماندها (یا همان «جایگزینی برای نفت»). پیش از «کشف» گیاه الهی توسط شاه باتوس ، «بارانِ قیرِ سیاه» رخ می‌دهد: آیا این بدان معناست که تخمیر این گیاه در واقع توسط پادشاه دورین مشاهده، درک و بهینه‌سازی شده بود؟ این امر محتمل است، چرا که گروه قومیِ دورین‌ها ارتباط بسیار نزدیکی با دست‌سازه‌ها (آرتيفاکت‌ها)ی ناهنگام (آنارونیستی)[5] دارند. این موضوع به‌ویژه اگر کسی درباره زندگی فیثاغورس تحقیق کند – موضوعی که در جستار من با عنوان الهه پنهان و درخت زندگی به آن پرداخته شده – کاملاً آشکار است. در رم، سیلفیوم با قیمتی برابر با طلا و نقره معامله می‌شد، به عنوان وسیله‌ای برای پرداخت مالیات به شمار می‌رفت و در خزانه عمومی نگهداری می‌شد. اندکی پس از فتح توسط رومیان، سیلفیوم رو به کمیابی گذاشت و در نهایت ناپدید شد. برای رومیان، این گیاه لاژرپیسیوم نامیده می‌شد که برگرفته از واژه یونانی lásar است؛ واژه‌ای که هم به خود گیاه و هم به ماده تولیدشده از آن اشاره دارد. احتمال دارد این نام نتیجه یونانی‌سازیِ واژه آسار (Asar)، نام مصریِ خدای اوزیریس (خدای کشاورزی و نماد رستاخیز) باشد.
249
4
No text...
265
5
کتاب گمشده ابتدا یه وبلاگ بود بعد یه صفحه در فیس بوک شد بعد کانالی در تلگرام و الان بعد از بیش از دو دهه سایتی هم به همین نام راه اندازی شده .الهام بخش بسیاری بودیم. راه درازی پیموده شده تا اینجا و دوستان بسیاری به شیوه های مختلف کمک کردند تا سرپا بمونیم که سپاسگذار همه هستیم . برای تداوم و دوام و بقا همچنان به کمک های شما عزیزان نیازمندیم و امیدوارم بتوانیم در آینده آثار برجسته تری را تقدیم شما کنیم با تشکر .🙏 6104-3377-4636-9584 حمزه محمد پور بانک ملت
221
6
در اسطوره‌شناسی قارچ، پیش از آنکه اسطوره‌سازانِ عهد جدید قهرمان قارچیِ خود، عیسی، را روبه‌مرگ با این روش تصویر کنند، فکرِ مصلوب شدن [1]شکل گرفته بود. خودِ قارچ ظاهراً به عنوان «صلیب کوچک» شناخته می‌شد، و در عهد عتیق، هفت پسر شاول به عنوان قربانیِ کفاره‌بخش[2] برای یهوه مصلوب شده بودند. داستان از این قرار است که قحطیِ سه ساله‌ای در سرزمین، داوود را برآن داشت تا علّتِ خشم و بی‌توجهیِ یهوه را جویا شود. خدا به او گفت که بر اسرائیل خونداری (گناهِ خون)[3] قرار دارد، زیرا شاول، شاه پیش از داوود، جبعونیان را اعدام کرده بود. این مرگ‌ها باید پیش از بازگشتِ باروری به سرزمین، کفاره داده می‌شدند. پس از آن، داوود جبعونیان را فراخواند و آنان خواستارِ مرگِ کفاره‌بخش از طریقِ مصلوب شدنِ هفت پسر شاول شدند که نام یکی از آن‌ها آرمونی بود؛ یعنی «درودگر، نجار». پس از انجام این کار، رزفه[4]، مادر آرمونی (ریشه عبری r-z-p به معنای به هم پیوستن/درودگری)، پلاس برداشت و آن را بر روی صخره (محل اعدام) برای خود پهن کرد، از آغاز درو تا زمانی که باران از آسمان بر آنان (مصلوب‌شدگان) فروبارید؛ و او نگذاشت پرندگانِ هوا در روز و چارپایانِ صحرا در شب بر آنان بنشینند (دوم سموئیل ۲۱: ۱۰). تنها پس از آنکه داوود پیکرها و باقی‌مانده اجساد، و نیز بقایای شاول و یوناتان را که به شیوه‌ای مشابه در معرض دید قرار گرفته بودند، پایین آورد و دفن کرد، «خدا درخواست برای سرزمین را پذیرفت» (آیه ۱۴). فعلِ به‌کاررفته در این داستانِ هولناک برای «مصلوب کردن»، در اصل به معنای «از مفصل درآوردن»[5] است. در داستانِ کشتی گرفتنِ یعقوب با فرشته، این فعل بیانگرِ جا‌به‌جایی و دررفتگیِ مفصل ران بود: «چون آن مرد دید که بر یعقوب چیره نمی‌شود، گودیِ رانِ او را لمس کرد؛ و مفصلِ رانِ یعقوب در هنگامِ کشتی گرفتن با او از جا درآمد... از این رو، بنی‌اسرائیل تا به امروز رگِ ران را که بر گودیِ ران است نمی‌خورند، زیرا او گودیِ رانِ یعقوب را بر رگِ ران لمس کرده بود»  (پیدایش ۳۲- ۲۵ : ۳۲). [1] . جان آلگرو در کتاب «قارچ مقدس و صلیب» بر این باور است که مفهوم «به صلیب کشیده شدن» ریشه در شکل ظاهری قارچ‌های روان‌گردان (به‌ویژه آمانیتا موسکاریا) دارد که در مراحل رشد خود شکلی شبیه به T یا صلیب پیدا می‌کنند. او مدعی است که این نمادپردازی بعدها در متون متأخر کتاب مقدس به شکل مصلوب شدن فیزیکی انسان‌ها بازسازی شده است. [2] . در سنت‌های سامی کهن، کفاره (Expiation) فرآیندی دینی یا آیین‌شناختی بود که طی آن گناه، آلودگی یا خشم الهی از طریق تقدیم قربانی پاک‌پاکسازی می‌شد. در این روایت، قربانی کردن انسان (پسران شاول) برای رفع خشم یهوه و بازگرداندن برکت و باروری به زمین خشک‌زده انجام گرفته است. [3] . مفهوم Blood-guilt در حقوق و الهیات عهد عتیق به مسئولیت اخلاقی و کیهانیِ ناشی از ریختن خون بی‌گناهان اشاره دارد. طبق باورهای کهن، خونِ ریخته‌شده زمین را آلوده می‌کرد و باروری آن را از بین می‌برد، مگر آنکه با خونِ گناهکار یا کفاره‌ای معادل پاک می‌شد. [4] . شخصیت تاریخی-اسطوره‌ای در دفتر دوم سموئیل که سوگواری و پاسداریِ شجاعانهٔ او از اجساد پسرانش روی صخره یکی از تاثیرگذارترین صحنه‌های عهد عتیق است. نویسنده متن به ریشهٔ نام او (r-z-p) اشاره دارد که با مفاهیم اتصالات، جفت‌کردن و درودگری هم‌ریشه دانسته شده است. [5] . فعل عبری مورد بحث در این متن (یَقَع - yaqa‘) معمولاً به معنای معلق ساختن، شکستن، یا از مفصل درآوردن اعضای بدن است. نویسنده استدلال می‌کند که مفهوم اولیهٔ «مصلوب کردن» در سنت‌های سامی کهن، لزوماً میخ‌کوب کردن به صلیب به سبک رومی نبوده، بلکه نوعی آویزان کردن یا کشیدن بدن بوده که باعث دررفتگی مفاصل می‌شده است؛ شکلی که با باز شدنِ چترِ قارچ و گسیختگی بافت‌های آن مقایسه شده است. قارچ مقدس و صلیب پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقه‌های باروری خاورنزدیک باستان  نوشته جان ام. آلگرو  ترجمه : مهر @thelostbook
717
7
می‌توانیم اهمیت جنسیِ شکل «V» وارونه را برای ذهن باستان درک کنیم، می‌توان دریافت که چرا همسرِ آدم از دنده او ساخته شد: آدم بر همه چهارپایان و پرندگان آسمان و همه حیوانات صحرا نام نهاد؛ اما برای آدم یاوری شایسته او یافت نشد. پس یهوه خدا خوابی گران بر آدم مستولی ساخت و چون بخفت، یکی از دنده‌هایش را برگرفت و گوشت را به جایش پر کرد. و یهوه خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود، زنی ساخت و او را به نزد آدم آورد... (پیدایش 20: 2 به بعد) نام عبری برای «دنده» یعنی seLa'، همان واژه سومری SILA است که با شکل «V» نمایش داده می‌شد.[1] آنچه نویسنده عهد عتیق دقیقاً در نظر داشته، دنده‌ای بوده که در دو طرف ستون فقرات امتداد می‌یافته و آن شکل قوسی‌مانندِ مرتبط با کشاله رانِ بازشده و کلاهک قارچ را پدید می‌آورده است. خدا از این «دنده»، بخشِ پراهمیتِ زن را شکل داد و بدین ترتیب، چتری برای ساقه برافراشته و «هارمونی» را برای آدمِ تا آن زمان محروم‌مانده فراهم ساخت. شکل «V» وارونه — که بازنماییِ زاویه‌دارِ کلاهک قارچ بود — شکلِ همان یوغِ قدیمی نیز بود که بر دوش خدمتکار یا حیوان نهاده می‌شد .  بار دیگر، این واژه سومری GUN به معنای «بار/سنگینی» است که ریشه واژه yoke (یوغ) در زبان ماست (همچنین واژه لاتین jugum و یونانی zugon). [1] . اشاره به نشانه تصویری (ایدئوگرام) V شکل که در نگارش‌های کهن نماد دنده یا ساختارهای قوسی بوده است. قارچ مقدس و صلیب پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقه‌های باروری خاورنزدیک باستان  نوشته جان ام. آلگرو  ترجمه : مهر @thelostbook
707
8
حتی درختانی که تاج و چترِ پهنی مانند یک قارچِ بزرگ داشتند، واجد نیروهای نمادین جنسی دانسته می‌شدند. درخت چنار از آغاز تاریخِ مکتوب دارای چنین اهمیت و معنایی بوده است. سایه همین درخت بود که اینانا (Inanna)، الهه سومری را که از سفرهای طولانی‌اش خسته شده بود، وسوسه کرد تا مدتی بیاساید. این درخت در باغ فردی به نام شوکالیتودا (Shukallituda) قرار داشت؛ کسی که الهه زیبا را در خواب یافت و نتوانست در برابر وسوسه‌ای که او پیش رویش قرار داده بود مقاومت کند. هنگامی که الهه بیدار شد و دریافت که تنها نخوابیده است، نفرینی سهمگین بر آن سرزمین فرستاد. زمین و چاه‌ها پر از خون شدند؛ درست مانند سرزمین و رودخانه مصر، زمانی که فرعون از اجازه خروج به بنی‌اسرائیل امتناع کرد  (خروج، باب ۷، آیه ۱۷ به بعد). این زن به خاطر فرجش چه آسیب‌ها که نزد! اینانا به خاطر رحمش چه کارها که نکرد! او تمام چاه‌های سرزمین را از خون پر کرد... به همین ترتیب، در سایه همان درخت چنار بود که زئوس به شکل گاوی سفید و شکوهِمند، یوروپا (Europa) را از سرزمین اصلی به جزیره کرت آورد و با او عشق‌بازی کرد. نام عبری درخت چنار، یعنی armon، در نهایت از همان عبارت سومری AR-GUN ریشه می‌گیرد که نام کوه هرمون (Hermon) نیز از آن گرفته شده است. واژه هارمونی» (Harmony - هماهنگی/سازگاری) در زبان‌های ما نیز از همین منبع سرچشمه می‌گیرد؛ چرا که این واژه در اصل به معنای «به هم پیوستن» یا «جفت‌وجور شدنِ حامل (نگهدارنده) و بار» است. کسی که در نجاری چنین کاری را انجام می‌دهد، یک سازگارکننده/چفت‌کننده (Harmonizer) است. او سوراخ را ایجاد می‌کند و اتصال (زبانه‌وواله) را جا می‌اندازد؛ درست مانند فرکلوس کشتی‌ساز که او را هارمونیدس، یعنی «فرزند یک نجار» می‌نامیدند. از همین رو، در عهد جدید نیز عیسی «فرزند نجار» خوانده شده است (متّی، باب ۱۳، آیه ۵۵؛ مقایسه کنید با مرقس، باب ۶، آیه ۳)؛ زیرا قارچ هم به عنوان «مته» (ابزار سوراخ‌کاری) و هم به عنوان «اتصال و چفتِ حاصل‌شده» دیده می‌شد. شکل باستانیِ مته نیز در ساختار خود بی‌شباهت به قارچ نبود. این ابزار در اصل شامل یک میله کوتاه بود که در بالای آن یک چرخسر (دسته گرد) به شکل نان گردی قرار داشت؛ درست مانند دوک که برای نخ‌پیچی استفاده می‌شود. قارچ مقدس و صلیب پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقه‌های باروری خاورنزدیک باستان  نوشته جان ام. آلگرو  ترجمه : مهر @thelostbook
813
9
امروزه در ایران [پارس/پرشیا]، قارچ با نام «سماروغ» شناخته می‌شود که می‌توان آن را تا واژه سومری ShU-MAR-UGU IAGA به معنای «تاجِ بخشنده رحم» (یعنی همان «کلاهک» یا بخش بالایی قارچ) ردیابی کرد . @thelostbook
871
10
یک نمونهٔ کلاسیک از مواجهه با «یوفونوت‌های بسیار کوچک (میکرویوفونوت‌ها)» که در جریان موج بزرگ مشاهدهٔ انسان‌نماها در ایتالیا رخ داد. در ۲۵ اکتبر ۱۹۵۴ (۳ آبان ۱۳۳۳)، حوالی ساعت ۵ عصر، در کولچرازاواقع در بخش چینگولیاز استان ماچراتادر کشور ایتالیا، دو چوپان ۱۲ساله به نام‌های مرزیانو جامپیِری و پاسیفیکو تانتوچی در حال بازگشت به سمت گلهٔ خود روی کوه اسگاژا بودند. هنگامی که به محل رسیدند، متوجه شدند که گوسفندان از جای اولیهٔ خود دور شده‌اند و سگ گله مشغول پارس کردن است. مرزیانو که چند متر جلوتر از پاسیفیکو حرکت می‌کرد، به یک پرچین نزدیک شد و سه موجود کوچک با رنگی تا حدی تیره و «شبیه به حیوانات» را دید که میان پوشش گیاهی و آتش‌های کوچکی که پسرها پیش‌تر روشن کرده بودند، در حال حرکت بودند.ارتفاع این موجودات تقریباً ۳۵ سانتی‌متر بود و سرهای بسیار بزرگی داشتند که با بدنشان هیچ تناسبی نداشت و قسمت بالای سرهایشان پهن و تخت بود. مرزیانو نتوانست چهرهٔ آن‌ها را به روشنی ببیند و همچنین نتوانست با اطمینان تشخیص دهد که آنچه دیده است، سرِ خود موجودات بوده یا کلاهک (کلاهک ایمنی / کلاه فضانوردی). پی نوشت : میکرویوفونوت‌ها / سرنشینان بسیار کوچک بشقاب‌پرنده‌ها (اصطلاحی در بشقاب‌پرنده‌شناسی یا یوفولوژی که به سرنشینان بسیار ریزجثهٔ اشیای پرندهٔ ناشناخته اطلاق می‌شود).
1 016
11
No text...
831
12
No text...
810
13
۱۳۰۳ شمسی (۱۹۲۴ میلادی)، در شهر کوچک کِرو (Quero) واقع در منطقه لا مانچا در کشور اسپانیا. یکی از اهالی شهر، در روز روشن و در نزدیکی کلیسای روستا، تجربه غیرعادی و عجیبی را از سر گذرانده بود. شاهد که ترجیح می‌داد نامش فاش نشود، در حالی که بیرون کلیسا ایستاده بود، متوجه شیء یا موجود غیرعادی شد که به آرامی از میان زمین‌های کشاورزی مجاور نزدیک می‌شد. او یک فرد معمولی نبود و نحوه حرکتش نیز عادی به نظر نمی‌رسید. موجودی انسان‌نما و کوچک با قد حدود ۱.۲۰ متر بود که لباس یکسره (سرهمی) چسبان و سبزرنگی به تن داشت که تمام بدنش را از سر تا پا پوشانده بود.جزئیاتی که بیش از همه توجه او را به خود جلب کرد، نحوهٔ حرکت این موجود بود. دست‌ها و پاهایش صلب و تقریباً بی‌حرکت به نظر می‌رسید، در حالی که کاملاً راست روی یک صفحهٔ گردِ کوچک (پلتفرم دایره‌ای) ایستاده بود که در ارتفاع کمی بالای سطح زمین معلق بود.او در دست‌هایش دستگاه کوچکی شبیه به یک پنل کنترل (صفحهٔ فرمان) داشت که ظاهراً با آن، پروازِ آن صفحهٔ معلق را هدایت می‌کرد. سرنشین عجیب‌وغریب بدون هیچ صدایی نزدیک شد تا اینکه در فاصلهٔ تقریبی دو متری از شاهد قرار گرفت. با وجود این فاصلهٔ کوتاه، چهره‌اش هیچ ویژگی هیولامانند یا ترسناکی نداشت. برعکس، چهره‌ای بسیار شبیه به انسان داشت و تنها تفاوتش در قد کوتاهش، لباس سبزرنگش و شیوهٔ غیرعادیِ رفت‌وآمدش (حرکتش) بود. @thelostbook
757
14
No text...
624
15
اسطوره‌شناسی پرنده ققنوس، بخش دیگری از فولکلور و باورهای عامیانه درباره قارچ است. همان‌طور که جنین در کوره رحم شکل می‌گیرد، قارچ—این «تخمیر خبیث خاک» به تعبیر نیکاندر[1] (سده دوم پیش از میلاد)—نیز مانند «رحمی در درون رحم دیگر» خلق می‌شود. قارچ نیز همچون ققنوس افسانه‌ای، خودزاد و بازتولیدشونده است؛ از غلاف (ولوا) خود بیرون می‌زند، تنها برای اینکه به همان سرعت بمیرد و سپس به طرزی ظاهراً معجزه‌آسا دوباره پدیدار شود: رستاخیزی از وجودِ خود. بخش بزرگی از اسطوره‌شناسی الشرق الأدنی (خاور نزدیکِ باستان) حول محور خدای مرگ‌پذیر و رستاخیزکننده (خدای فرومی‌میرد و برمی‌خیزد) می‌چرخد. این موضوع معمولاً و به درستی، به عنوان نمادپردازیِ داستانی از فرآیندهای طبیعت نگریسته می‌شود که در آن، با گرمای تابستان، سرسبزیِ زمین در مرگ فرو می‌رود تا بهارِ آینده در زایشی نو دوباره پدیدار شود. اما همان‌طور که خواهیم دید، در چرخه زندگی قارچ، این چرخه طبیعی به امری در حد چند روز یا حتی چند ساعت شتاب می‌یافت. این قارچ‌زیان، جهان‌کوچکی (میکروکاسم) از کل فرآیند باروری بود؛ جوهره خدا که در رحم و آلت تناسلی مردانه قارچِ هرمافرودیت (دوجنسیتی) فشرده شده بود. مدت‌ها پیش پیشنهاد شده بود که پرنده ققنوس همان لک‌لک است؛ پرنده‌ای که همواره نماد و مظهر مهر مادری و فرزندی بوده است. نام لاتین این پرنده، یعنی ciconia، به احتمال قریب به یقین از واژه سومری GIG-IA-U-NA به معنای «نیام/غلاف باروری» گرفته شده است؛ همان qīqāyōn عبری که برای قارچِ آفتاب‌گیرِ یونس به کار رفته است. اینکه دقیقاً طرح و شکل ظاهری پرنده باعث شده این نامِ قارچی را بر آن بگذارند، از کاربرد واژه ciconia در زبان لاتین برای یک ابزار T-شکل (که برای اندازه‌گیری عمق شیارهای شخم‌زده در زمین به کار می‌رفت) مشخص می‌شود؛ گویی این ویژگیِ بارزِ پرنده هنگام ایستادن روی یک پا بوده که بدنش چتر یا سایه‌بانِ آن را می‌ساخته است. [1] . نیکاندر (طبیب، شاعر یونانی سدهٔ دوم پیش از میلاد که اثر معروف او دربارهٔ زهرها و پادزهرهاست). قارچ مقدس و صلیب پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقه‌های باروری خاورنزدیک باستان  نوشته جان ام. آلگرو  ترجمه : مهر https://t.me/thelostbook
693
16
مردم خاور نزدیک باستان که فرهنگ ما را پایه‌گذاری کردند، به دغدغه امروزی ما درباره قرص‌های ضدبارداری با دیده حیرت و باورنکردنی می‌نگریستند. رحم عقیم، بلا و نفرینی از سوی خداوند تلقی می‌شد؛ زنی بدون جنین در شکم، توهینی به جنسیت خود و همسرش به شمار می‌رفت. در چنان خانه‌ای هیچ شالوم یا «آرامش و برکتی» وجود نداشت. کبوتر نماد باروری و فراوانی بود. از آنجا که طبیعت از ضدها تشکیل شده است و جنین از اسپرم سفیدِ مرد و خونِ سرخِ تیره‌ی زن شکل می‌گیرد، کبوتر سفید نیز همتایی به نام کلاغ سیاه دارد. ریشه نام کلاغ نیز در زبان‌های یونانی و سامی به مفهوم «رحم» بازمی‌گردد و آن هم به طور سنتی با باروری در پیوند بوده است. یونانیان در مراسم عروسی کلاغ را فرامی‌خواندند و باور عجیبی وجود داشت که کلاغ نیز مانند کبوتر، از طریق منقارش تخم می‌گذارد یا جفت‌گیری می‌کند. پلینی این باور را به تمسخر گرفت و آن را صرفاً نوعی بوسیدن دانست. با این حال، او این «افسانه عامیانه» را نقل می‌کند که زنان باردار نباید تخم کلاغ بخورند تا مبادا فرزندانشان را از راه دهان به دنیا بیاورند! همین مشاهده نحوه دلبری و جفت‌یابی این پرندگان بود که رومیان را واداشت مردی را که در رفتارهای جنسی به بوسیدن لب‌ها می‌پرداخت، «کلاغ» بنامند.
748
17
No text...
824
18
@Buyingbook
759
19
دیدار من از آگارتا ( سه کتاب از لوبسانگ رامپا ) ترجمه : مهر و اوست سفارش از : @nibiru01 @Buyingbook
دیدار من از آگارتا ( سه کتاب از لوبسانگ رامپا ) ترجمه : مهر و اوست سفارش از : @nibiru01 @Buyingbook
797
20
The Missing Secrets of Nikola Tesla @xoock.avi
821