fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کتاب گمشده

کتاب گمشده

رفتن به کانال در Telegram

گیلگمش مصمم به رفتن شد . او گفت : اگر شکست هم بخورم ، حداقل مرابه عنوان کسی به خاطر خواهند آورد که کوشش خود را کرده است. @nibiru01

نمایش بیشتر
9 044
مشترکین
-124 ساعت
+167 روز
+6330 روز

در حال بارگذاری داده‌ها

جذب مشترکین
نوامبر '26
نوامبر '26
+21
در 2 کانال‌ها
اکتبر '26
+162
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '26
+166
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+134
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+229
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+301
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+173
در 8 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+45
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+22
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+104
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+140
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+146
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+117
در 4 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+101
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+132
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+117
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+123
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+151
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+179
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+158
در 4 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+136
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+198
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+175
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+219
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+230
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+214
در 5 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+279
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+295
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+223
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+304
در 6 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+279
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+417
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+433
در 4 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+491
در 6 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+460
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+197
در 7 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+270
در 7 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+288
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+344
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+183
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+129
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+317
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+146
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+94
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+105
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+153
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+187
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+158
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+107
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+115
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+151
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+94
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+103
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+194
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+147
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+156
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+82
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+183
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+186
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+124
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+195
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+105
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+158
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+153
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+116
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+155
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 122
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
06 نوامبر+2
05 نوامبر+3
04 نوامبر+5
03 نوامبر+2
02 نوامبر+6
01 نوامبر+3
پست‌های کانال
[5] . به حالتی بی‌تغییر و ثابت از داده‌ها گفته می‌شود؛ در برابر حالت پویا که در آن پردازش و تغییرات داده‌ها در جریان است. [6] . Rizwan Virk, The Simulation Hypothesis: An MIT Computer Scientist Shows Why AI, Quantum Physics and Eastern Mystics Agree We Are in a Video Game (Bayview Books, 2019), 206–209.

2
فیلیپ ک. دیک در سال ۱۹۷۷ در کنفرانسی در شهر متسِ فرانسه، اعتراف کرد که همه‌ی داستان‌هایش را خودش ننوشته . [1] او مدعی شد که برخی از رمان‌هایش بر اساس خاطراتی که از یک خط زمانی موازی شکل گرفته‌اندنوشته. دیک گفت که تجربه حس آشناپنداری ، انسان را از تغییر در خط زمانی آگاه می‌کند. پدیده‌ی خاطره‌ی خط زمانی جایگزینی که دیک در آن زمان به آن اشاره می‌کرد، از آن دوران تاکنون «اثر ماندلا» نامیده شده است. علت این نام‌گذاری آن است که وقتی نلسون ماندلا در سال ۲۰۱۳ درگذشت، بسیاری از مردم به یاد داشتند که او در سال ۱۹۹۱ در زندان درگذشته است. خاطرات این‌چنينی از خطوط زمانی جایگزین بسیارند؛ از جمله موارد دیگری که در آن‌ها افرادی که قرار است مرده باشند، زنده‌اند و بالعکس. این «اثر ماندلا» تجربه‌ای است از داشتن سطحی از آگاهی ماوراءالطبیعی یا غیرطبیعی  از گذشته، آن‌گونه که پیش از تغییر یافتن توسط این یا آن نمونه از سفر در زمان وجود داشته است. دیک معتقد بود که چنین ویرایش‌هایی نشان‌دهنده‌ی این امر است که ما در یک «شبیه‌سازی» زندگی می‌کنیم. با این حال، یک «شبیه‌سازی»، تصویر ساختگی یا بازنمودی از چیزی است که واقعی‌تر از این جهان است. در عوض، ممکن است به سادگی در کیهانی محاسباتی زندگی کنیم. نکته جالب اینجاست که نخستین دانشمندی که احتمال داد کیهان ما یک سیستم محاسباتی کوانتومی است — سیستمی که می‌توان از سطحی مرجع و بالاتر به آن دسترسی پیدا کرد و دوباره‌ آن رابرنامه ریزی نمود— «کنراد سوزه»[2]، دانشمند کامپیوتر آلمانی و وابسته به حزب نازی بود. زمانی که متفقین در سال ۱۹۴۵ وارد آلمان شدند، متوجه شدند که کارهای او برای شرکت «دِهوماگ»[3] بسیار جلوتر از هر آن چیزی بود که در آن زمان در علوم رایانه‌ی آمریکا انجام می‌شد. تسوزه همچنین در اوایل دهه‌ی ۱۹۴۰ مقالاتی پیشگامانه درباره‌ی هوش مصنوعی در مجلات فناوری آلمان به چاپ رساند.[4] این کیهان می‌تواند یک سیستم پردازش اطلاعات باشد. در این صورت، برای فراهم کردن امکان سفر در زمان به همان روشی عمل می‌کند که یک رایانه برای بایگانی کردن چیدمان‌های گذشته اطلاعات به صورتی استاتیک[5] در زمانی که پردازش دینامیک برنامه‌ریزی مجدد می‌شود، کار می‌کند. به عبارت دیگر، نسخه‌های منسوخ‌شده گذشته در نوعی بایگانی «ابری» ذخیره می‌شوند؛ همان‌طور که حالت‌های قبلی بازی در یک بازی ویدئویی ذخیره می‌شوند (تا فرد بتواند به عقب برگردد و آن‌ها را به روشی متفاوت دوباره بازی کند). این سیستم ذخیره‌سازی اطلاعات احتمالاً همان ویژگی رایانه کوانتومی کیهانی است که متافیزیک‌دانان سانسکریت کهن از آن به عنوان بایگانی آکاشیک یاد می‌کردند.[6] کسانی که «تأثیر ماندلا» را تجربه می‌کنند، در حال دسترسی به آن بایگانی آکاشیک هستند؛ خواه به این دلیل که از آگاهی برتر و ظریف‌تری برخوردارند یا صرفاً به این دلیل که به اصطلاح یک «اختلال در ماتریکس» رخ داده است که لحظه‌ای اجازه دسترسی به اطلاعاتی را می‌دهد که قرار بوده است به صورتی ایمن بایگانی شوند. این بایگانی‌ها دقیقاً همین هستند؛ آن‌ها زنده یا پویا( دینامیک) نیستند. اگر تغییری در گذشته ایجاد شود که مانع از به وجود آمدن یک فرد، یا یک کشور کامل از مردم در گذشته شود، آن‌گاه آن مردم و تمام دستاوردهایشان (و تمامی تأثیراتی که این دستاوردها بر دیگران داشته‌اند) به سادگی از چارچوب زمانی معاصر ناپدید می‌شوند. سفر در زمان گذشته را تغییر می‌دهد؛ نه گذشته یک جهان دیگر، بلکه گذشته خود ما را. دقیقاً به همین دلیل بسیار خطرناک است، چرا که گذشته را تغییر می‌دهد. جیسون رضا جرجیانی فیلسوف و تحلیل گر آمریکایی مواجهه های نزدیک تر ترجمه : مهر @thelostbook [1] . نویسنده برجسته آمریکایی در سبک علمی-تخیلی (متولد ۱۹۲۸، درگذشته ۱۹۸۲) که آثارش اغلب به موضوعات فلسفی، ماهیت واقعیت، توهم و جهان‌های موازی می‌پردازد (مانند رمان آیا آدم‌مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند؟ که فیلم بلید رانر بر اساس آن ساخته شد). [2] . مهندس عمران، مخترع و پیشگام رایانه اهل آلمان که نخستین رایانه قابل برنامه‌ریزی جهان (Z3) را ساخت و ایده‌ی پردازش کل کیهان به عنوان یک سیستم محاسباتی را مطرح کرد. Andrew R. Gallimore, Alien Information Theory: Psychedelic Drug Technologies and the Cosmic Game (Strange Worlds Press, 2019), 24–29.  [3] . مخفف شرکت آلمانی ماشین‌های اداری (Deutsche Hollerith-Maschinen Gesellschaft)؛ شرکتی که فناوری کارت‌های پانچ IBM را در آلمان پیاده‌سازی و مدیریت می‌کرد و تسوزه با آن همکاری داشت. [4] . Roger Griffin, Modernism and Fascism: The Sense of a Beginning under Mussolini and Hitler (New York: Palgrave Macmillan, 2007), 310.
386
3
بدون متن...
1
4
غوطه‌ور شدن دوباره به درون دنیای ما: وقتی آن‌ها در آسمان ناگهان ناپدید و در جای دیگری ظاهر می‌شوند، در واقع دارند از آن بُعد پنجمِ فراگیر، دوباره به درون پیوستار چهاربعدی ما «شیرجه» می‌زنند یا غوطه‌ور می‌شوند. به زبان ساده، یوفوها صرفاً اشیائی نیستند که در جو زمین پرواز کنند؛ بلکه وسایل نقلیهٔ پیشرفته‌ای برای سفر در زمان و ابعاد هستند که می‌توانند از قوانین فیزیکیِ زمانِ چهاربعدی ما خارج شده و از طریق یک فضای پنج‌بعدی، میان زمان‌ها و مکان‌های مختلف جابه‌جا شوند. جیسون رضا جرجیانی فیلسوف و تحلیل گر آمریکایی مواجهه های نزدیک تر ترجمه : مهر @thelostbook
541
5
سومین رشته از استدلال‌های ارائه‌شده توسط مسترز به ساختار یوفو، سیستم پیشرانش احتمالی آن‌ها و پیامدهای آن بر خمیدگی فضا-زمان اختصاص دارد. به گفته مسترز، «چرخش سریع یک جسم متراکم، پرجرم یا فوق‌العاده پرانرژیِ استوانه‌ای، کروی، بشقابی یا حلقه‌ای‌شکل» (همان شکل‌هایی که بیش از همه در مشاهده‌های یوفو گزارش می‌شوند) می‌تواند مخروط‌های نورِ آینده را به سمت گذشته تغییر جهت دهد. به بیان دیگر، این پدیده می‌تواند بافت فضا-زمانِ اطراف جسمِ در حال چرخش را خمیده کند. در اصطلاحات تخصصی فیزیک، به این امر کشش چارچوب نیز گفته می‌شود. این همان پدیده‌ای است که در افق رویداد یک سیاه‌چاله رخ می‌دهد؛ با این تفاوت که تکینگی درون یک بشقاب‌پرنده یا یوفو استوانه‌ای، یک گردابِ فضا-زمانیِ کنترل‌شده است. افزایش گرانش، درست مانند یک سیاه‌چاله ابرپرجرم، باید به اتساع زمان[1] و در نهایت به معکوس‌شدن زمان در اطراف جسمی منجر شود که این میدان گرانشی محلی را از طریق تحتِ‌تأثیر قرار دادن ایزوتوپ‌های مناسب از عناصری خاص با پیچش الکترومغناطیسیِ پرسرعت و پرانرژی تولید می‌کند. انتقال به آبیِ ( بلو شیفت ) [2]یوفوها با این نوع فیزیک فوق‌جنبشیِ فعال در درون آن‌ها سازگار است. همان‌طور که پاول هیل حدس زده بود، الکترومغناطیس می‌تواند برای غلبه بر نیروی گرانشیِ ضعیف‌تر به کار رود. این امر به نوبه خود به معنای توانایی دستکاری فضا-زمان است. معمولاً یوفو ها در حال ظهور یا ناپدید شدنِ ناگهانی مشاهده می‌شوند. این ویژگی از توانایی آن‌ها برای دستیابی به سرعت‌های بسیار بالا و مانورپذیری فوق‌العاده در آن سرعت‌ها (حتی انجام چرخش‌های با زاویه قائمه) متمایز است. زمانی که یوفوها به یکباره ناپدید می‌شوند و سپس شاید بلافاصله در ربع دیگری از آسمان پدیدار می‌گردند، آنچه ما می‌بینیم خروج این شناور از فازِ چارچوب زمانیِ ناظر و سپس بازگشت دوباره آن به پیوستار زمانیِ ناظر است. این یوفوها به عنوان ماشین‌های زمان عمل می‌کنند و از یک چارچوب مرجع پنج‌بعدی، به درون و بیرونِ پیوستارهای فضا-زمانیِ چهاربعدیِ مختلف غوطه‌ور می‌شوند.[3] [1] . کندتر شدن گذشت زمان برای یک ناظر نسبت به ناظر دیگر بر اثر تفاوت در سرعت نسبی یا شدت میدان گرانشی. [2] . پدیدهٔ «انتقال به آبی» (Blue-shift) در فیزیک و اخترشناسی به حالتی گفته می‌شود که در آن طول موج نور یا هر نوع تابش الکترومغناطیسی دیگری کوتاه‌تر (و فرکانس آن بیشتر) می‌شود. از آنجا که انتهای طیف مرئی با طول موج کوتاه‌تر به رنگ آبی و بنفش ختم می‌شود، وقتی نور به این سمت جابه‌جا می‌شود، اصطلاحاً به آن «انتقال به آبی» می‌گویند . نویسنده معتقد است حرکت فوق‌العاده سریع این وسایل به سمت ناظر، یا ایجاد میدان‌های گرانشی و الکترومغناطیسیِ بسیار قدرتمند در اطراف آن‌ها (که فضا-زمان را خمیده می‌کند)، باعث ایجاد تغییرات شدیدی در طول موج نورهای پیرامون این اشیاء می‌شود که شواهد فیزیکیِ آن به صورت انتقال به آبی در طيف تابشیِ آن‌ها قابل مشاهده است. [3] . ما انسان‌ها در یک دنیای چهاربعدی زندگی می‌کنیم که شامل سه بعد مکانی (طول، عرض و ارتفاع که مکان ما را مشخص می‌کنند) و یک بعد زمانی (زمان که جهت حرکت ما را از گذشته به آینده تعیین می‌کند) است. این مجموعه به‌هم‌پیوسته را «پیوستار فضا-زمان» می‌گویند. طبق قوانین فیزیک ما، هیچ شیء مادی در این چارچوب نمی‌تواند در زمان به عقب سفر کند یا همزمان در چند نقطهٔ مختلف از تاریخ حضور داشته باشد. چارچوب مرجع پنج‌بعدی (فراتر از دنیای ما) فرض کنید دنیای ما مثل صفحهٔ یک کاغذ باشد که چهار بعد (فضا و زمان) دارد. حالا اگر بُعد پنجمی وجود داشته باشد (که در فیزیک نظری و نظریه‌های ابعاد بالاتر مانند نظریهٔ ریسمان مطرح می‌شود)، این بُعد پنجم همچون فضایی بزرگ‌تر است که کل صفحهٔ کاغذ (یا کل تاریخ فضا-زمانِ ما) را در بر می‌گیرد.     از این زاویه دیدِ پنج‌بعدی، تمام تاریخ زمین — از گذشته‌های دور تا آینده‌های بسیار دور — مانند یک فیلمِ ضبط‌شده یا یک نقشهٔ گسترده در برابر دیدگان قرار دارد. غوطه‌ور شدن، ورود و خروج (عملکرد ماشین زمان) یوفوها بر اساس این فرضیه، ماشین‌های زمانی هستند که به این بُعد پنجم دسترسی دارند:     خروج از فاز (دستیابی به بُعد پنجم): این شناورها با ایجاد تغییرات شدید در میدان‌های گرانشی و الکترومغناطیسی (همان مواردی که  به عنوان خمیدگی فضا-زمان و تکینگی مهارشده توصیف شده)، خود را از قیدوبند «زمانِ خطی ما» رها می‌کنند. آن‌ها به اصطلاح از فازِ چارچوب زمانیِ ناظرِ زمینی خارج می‌شوند.     حرکت در بُعد پنجم: چون آن‌ها به بُعد پنجم راه یافته‌اند، می‌توانند درست مثل کسی که از بالای نقشه حرکت می‌کند، در زمان جابه‌جا شوند؛ یعنی از آینده (یا زمان دیگری) به زمان حالِ ما بیایند.
534
6
این پرسش احتمالا برای شما پیش آمده که یوفوها چطور چنین با سرعت از یک مکان به مکان دیگری شیفت میکنن یا جابه جا میشن . و وقتی شیفتن میکنن کجا میرن . پاسخ این مباحث بخشی از دانش یوفولوژی هست که خدمت شما ارائه میشه . مطالب بیشتر و مفصل تر را بعدا می توانید در همین کتابی که ترجمه اش در دست انجام هست مطالعه بفرمایید .
466
7
بدون متن...
601
8
بدون متن...
632
9
. اگر بشقاب‌پرنده‌ها ماشین‌های زمان باشند، پس به پایگاه‌هایی نیاز دارند که از نظر جغرافیایی عمیقاً پنهان شده باشند، اما این پایگاه‌ها همچنین دارای امضایی خواهند بود که تا آنجا قابل شناسایی است که ماشین‌های زمانِ مستقر در آنجا، بافت فضا-زمان را در اطراف پایگاه‌ها دچار خمیدگی می‌کنند. این دقیقاً همان چیزی است که ما آن را می‌یابیم. برای مثال، مزرعه اسکین‌واکر نوعی مثلث برمودا در خشکی است. منطقه اطراف پوینت پلنت در ویرجینیای غربی نیز چنین است. برخوردهای نزدیک با موجودات کریپتید در هر دو منطقه نشان می‌دهد که جانوران ماقبل تاریخ به‌طور تصادفی در حال پرسه زدن در میان شکاف‌های فضا-زمان هستند که توسط فناوری ابربُعدیِ به کار رفته در پایگاه‌های مستقر در این مکان‌ها، ایجاد می‌شوند. پایگاه‌های زیرزمینی و زیردریاییِ بشقاب‌پرنده‌ها ناهنجاری‌های موضعی در فضا-زمان ایجاد می‌کنند؛ ناهنجاری‌هایی که ناخواسته موجب سردرگمی افرادی می‌شوند که بی‌آنکه خود بدانند در پیرامون این پایگاه‌های پنهان در حال پرسه زدن هستند و کمی بعد ناپدید می‌شوند. در بخش سوم و پایانی این فصل، خواهیم دید که چگونه برخی از این افراد در نهایت دوباره با نقطه مبدأ خود در فضا-زمان هم‌فاز (هم‌گام) می‌شوند، هرچند غالباً هنگام بازگشت جان خود را از دست داده‌اند (متأسفانه برخی از آنان کودکان خردسال هستند). برخی دیگر نیز هرگز بازنمی‌گردند و شواهدی در دست است که نشان می‌دهد آنان در زمان دیگری گم شده‌اند. این افراد وسایلی را که همراه داشته‌اند به همراه ردپای خود به جا می‌گذارند؛ مواردی که به بخش‌هایی به‌شدت ناهنجار و ناهمخوان در ثبت‌های زمین‌شناختی تبدیل می‌شوند و باستان‌شناسیِ سنتی (رسمی) تلاش می‌کند آن‌ها را نادیده بگیرد. پاگنده یا ساسکواچ — که حضورشان در ارتباط با بشقاب‌پرنده‌ها گزارش می‌شود، به‌ویژه در همین نواحی خاصی که افرادی در شکاف‌های ایجادشده به واسطه ساخت این پایگاه‌های ابربُعدی گیر می افتند— احتمالاً انسان‌تبارانی پیش‌انسانی هستند که از دوره‌ای متعلق به میلیون‌ها سال پیش در گذشته، در امتداد زمان جابه‌جا شده و به عصر ما راه یافته‌اند.. همین امر ممکن است درباره موجودی مانند هیولای لوخ‌نس نیز صادق باشد، چرا که پایگاه‌های بشقاب‌پرنده‌ها زیر دریاچه‌های بزرگ هم قرار دارد. جیسون رضا جرجیانی فیلسوف و تحلیل گر آمریکایی مواجهه های نزدیک تر ترجمه : مهر @thelostbook
753
10
بدون متن...
841
11
+4
S.D. Tucker
819
12
عزیزانی که سوال کرده بودند برای ترجمه فارسی این کتاب . به محض تمام شدن کارم روی یکی از دو اثر آقای جرجیانی ترجمه این کتاب را شروع می کنم 🙏
808
13
کتاب گمشده مرجعی است برای انتشار عکس ها و ویدئو های شما از پدیده های ناشناخته ای که خودتان گرفته اید . راه ارتباط: @nibiru01
805
14
در طول دهه‌ی ۱۹۷۰، هم‌زمان با ربایش‌های پرشماری که در ایالات متحده رخ می‌داد، حملاتی از این دست در سراسر برزیل جریان داشت. این دو موقعیت در یک ویژگیِ مهم با یکدیگر تفاوت داشتند: موارد ربایش گزارش‌شده در ایالات متحده، کانادا، بریتانیا، استرالیا و تا حدی دیگر کشورها، به دقت سازمان‌دهی شده بودند و عموماً شامل این می‌شدند که فردِ هدف در نیمه‌شب از خانه‌اش برده شده و مدتی بعد، اغلب با خاطری آشفته و آسیبی جسمیِ اندک، بازگردانده شود. هیچ گزارش مرگ یا ناپدیدشدنی در کار نبود. اما وضعیت در برزیل از یک جنبه‌ی حیاتی متفاوت بود: افراد در خواب ربوده نمی‌شدند، بلکه در زمان بیداری و معمولاً در فضای باز مورد حمله قرار می‌گرفتند. آن‌ها اغلب مجروح می‌شدند و قطعاً همیشه وحشت‌زده بودند. من نتوانسته‌ام هیچ مدرکی دال بر ربایش‌های کلاسیک همراه با استخراج نمونه‌های جنسی پیدا کنم. آنچه در برزیل جریان داشت، در مقایسه با عملیات‌های نواحی شمالی، سازمان‌نیافته‌تر به نظر می‌رسید. گویی در شمال، افراد با دقت انتخاب می‌شدند، اما در جنوب، قربانیان پس از شناساییِ تصادفی صرفاً شکار می‌شدند. اغلب، قربانیان توسط پرتوهای نورِ تابیده‌شده از بالا یا صرفاً با قرار گرفتنِ بیش از حد نزدیک به این اشیاء آسیب می‌دیدند. شماری از آن‌ها احساس می‌کردند پرتوهای نور در حال بیرون کشیدن خون از بدن‌شان است، اما هیچ راهی برای پیگیریِ این موضوع وجود ندارد. نمونه‌ی خوب این ماجرا، گزارشِ پرات درباره‌ی «کلودیومیرا رودریگز» است؛ زنی که در یک جوامع روستاییِ «کولارس» (جایی که در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ کانون حملاتِ ناشی از یوفوها بود) در بیرون از خانه‌اش درون یک ننو خوابیده بود. تعداد پرونده‌ها به قدری زیاد بود که نیروی هوایی برزیل در سال‌های ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ تحقیقات گسترده‌ای را انجام داد و بین دویست تا سیصد نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجربه‌ی کلودیومیرا تفاوتِ میانِ رویدادهای آنجا و نیمکره‌ی شمالی را به تصویر می‌کشد. جالب اینجاست که تقریباً هیچ مدرکی از وقوع چنین نفوذهایی در آسیا وجود ندارد، اما این امر ممکن است ناشی از کمبود زیرساخت‌های ارتباطی در مناطق روستایی و سرکوب سیاسیِ چنین داستان‌هایی در کشورهای کمونیستی باشد. کلودیومیرا مردی را دید که درون شیء شناوری در نزدیکیِ او ایستاده بود. او چشمان آن موجود را «بسیار کوچک» توصیف کرد؛ به عبارت دیگر، برخلاف چشمان متمایز خاکستری‌ها که هر چیزی هستند جز کوچک. او لباسی شبیه به لباس غواصی به تن داشت، به‌طوری‌که او واقعاً نمی‌توانست تشخیص دهد چه چیزی آنجاست، جز اینکه سر و دو بازو دارد. او شیئی شبیه به تپانچه در دست داشت و آن را به سمت او نشانه رفته بود. سه باریکه‌ی نور، شبیه به لیزر، به سینه‌ی او برخورد کرد. او گزارش داد: بسیار داغ بود. فکر می‌کنم هر بار که پرتو تابید، مقداری خون گرفت. سوختگی‌ها سه جای زخمِ نقطه‌مانند به شکل یک مثلث در سمت راست و بالای سینه‌ی او، درست بالای پستان راستش بر جای گذاشتند؛ به این معنا که حمله با دقتِ بسیار بالایی انجام شده بود. او بلافاصله به شدت تشنه شد و دریافت که دیگر نمی‌تواند پاهایش را حرکت دهد. البته که او به شدت وحشت‌زده بود، اما هیچ کاری از دستش برنمی‌آمد تا جلوی این اتفاق را بگیرد. او شروع به جیغ زدن کرد، و این امر دخترعمویش «ماریا» را که در اتاق مجاور خوابیده بود، بیدار کرد. ماریا نیز شروع به فریاد زدن نمود. مرد و پرتو نور ناپدید شدند و چند دقیقه بعد، ماریا به کلودیومیرا کمک کرد تا به بیمارستان برسد؛ جایی که سوختگی‌هایش تحت درمان قرار گرفت. بسیاری از این حوادث زندگی قربانیان را کاملاً ویران کرد. ذهن چهارم ویتلی استرایبر ترجمه : مهر @thelostbook
859
15
سایت کتاب گمشده https://thelostbook.ir/
664
16
بن ریچ، یکی از مدیران عامل بعدی لاکهید مارتین، در فاصله بین بازنشستگی‌اش در سال ۱۹۹۰ تا زمان مرگش در سال ۱۹۹۵ میلادی، اظهارات متعددی درباره‌ی داشتن فناوری‌هایی از نوع موجودات بیگانه توسط لاکهید مطرح کرد؛ از جمله این ادعا که: ما همین الان هم وسایل و امکانات سفر میان‌ستاره‌ای را در اختیار داریم، اما این فناوری‌ها در پروژه‌های سری و غیرقابل پیگیری محبوس شده‌اند و تنها با معجزه‌ای الهی ممکن است روزی برای بهره‌مندی بشریت آزاد شوند... هر آن‌چه را بتوانید تصور کنید، ما همین الان روش انجامش را می‌دانیم. واضح است اتفاقی که افتاد این بود: پس از تحمل این شرکت‌های هوافضای آمریکایی برای چند سال — در حالی که آن‌ها مشغول تحقیقات اولیه بودند و اظهارات جسورانه‌ای درمطبوعات مطرح می کردند — افراد بسیار رده‌بالایی از مجموعه‌ی نظامی-صنعتی و اطلاعاتیِ این شبکه عنکبوتی نزد مدیران عامل مارتین ایرکرافت و لیر آمدند و گفتند: ببینید دوستان، ما همین الان هم این فناوری را داریم. اولاً شما دارید چرخ را از نو اختراع می‌کنید. ما می‌توانیم شما را هم وارد بازی کنیم، اما باید بفهمید که قرار نیست این فناوری در دسترس عموم قرار گیرد. سپس این شرکت‌ها معامله‌ای فاوسی (معامله با شیطان) با آژانس اطلاعات مرکزی (سی‌آی‌ای) و دانشمندان عملیات گیره‌ی کاغذ که روی ضدجاذبه کار می‌کردند، امضا کردند. این بدان معناست که برنامه آپولو تنها یک مانور پوششی برای پنهانکاری بود. تا زمانی که سازمان ملی هوانوردی و فضایی (ناسا) پس از سخنرانی تاریخی جان اف. کندی در سال ۱۹۶۱ میلادی — که ایالات متحده را متعهد به دستیابی به این هدف «پیش از پایان دهه» کرد — هدف خود را روی ماه متمرکز ساخت، از قبل سفینه‌های ضدجاذبه‌ای وجود داشتند که می‌توانستند فضانوردان را بسیار کارآمدتر و راحت‌تر از موشک‌های حاملِ کپسول‌های شبیه قوطی کنسرو به آن‌جا برسانند. جیسون رضا جرجیانی فیلسوف و تحلیل گر آمریکایی مواجهه های نزدیک تر ترجمه : مهر @thelostbook
760
17
ناپدید شدن پرواز MH370 متعلق به خطوط هوایی مالزی (Malaysia Airlines) بزرگ‌ترین، پرهزینه‌ترین و عجیب‌ترین معمای تاریخ هوانوردی مدرن است. هواپیمایی غول‌پیکر (بوئینگ 777-200ER) با ۲۳۹ سرنشین (۲۲۷ مسافر و ۱۲ خدمه) که در عصری پر از ماهواره‌ها و رادارهای پیشرفته، تقریباً بدون ردپای قطعی محو شد. آیا این بزرگترین ربایش انسان توسط بیگانه (Alien Abduction ) بوده ؟
694
18
با وجود قرن‌ها تعقیب و شکنجه (به‌ویژه شکنجه‌های شدید دیوکلتیانوس)، مسیحیت نه تنها از بین نرفت، بلکه شبکه‌ای منسجم از اسقف‌نشین‌ها، خیریه‌ها، طبقات مختلف مردم و ساختار سازمانی قوی در سراسر امپراتوری (به‌ویژه در شرق و شهرهای بزرگ) پدید آورده بود. کنستانتین دریافت که سرکوب این جمعیت بی‌فایده است و هم‌پیمانی با آنان می‌تواند سرمایه اجتماعی عظیمی به همراه آورد. اکنون با وجود سالها انکار و تمسخر و سرکوب افشاگری ها و حتی ترور افراد و جعل تاریخ و روایت ها ، ایالات متحده به این نتیجه رسیده که مفهوم اشیاء پرنده ناشناخته را ( یوفو ) را در قالب باز تعریفش به شکل پدیده های ناهنجار هوایی ( یو آی پی ) مصادره کند . کنستانتین مسیحیت نخستین را بازتعریف کرد و نیشش را کشید و سلطه خود را برقرار کرد . اکنون همه منتظر هستند که نهادهای نظامی و هوا فضای ایالات متحده چه فایلهایی را منتشر می کنند . درحالیکه این وظیفه بر عهده افشاگرهای مستقلی بود که در پی معنای عمیق تری از این فایلهای منتشر شده بودند . اکنون ایالات متحده عامدانه صحنه آرایی را انجام می دهد تا هرگونه ارتباط خود با نوعی از هوش فرازمینی و کمک به آنها برای سلاخی ما را پنهان کند .
711
19
لیست_آثار_تا_نیمه_اول_آبان__1405[1][1].pdf
29
20
لویاتان ایرانی: تاریخ سترگِ اقامتگاه میترا جیسون رضا جرجیانی هیچ ملت دیگری روی زمین به اندازه‌ی ایران در اعتلای روح انسانی و غنا بخشیدن به تمامی ابعاد تمدن در مقیاس جهانی نقش نداشته است. برخی از تعیین‌کننده‌ترین ویژگی‌های علمی، دینی و فرهنگی دنیای شرق و غرب در واقع ریشه در ایران دارند؛ چه رسد به سهمی که ایران در شکل‌گیری اصطلاحاً «جهانی اسلامی» ادا کرده است. دومی از نظر فرهنگ عالیِ خود تقریباً به‌طور کامل ایرانی است و اگر «تمدن اسلامی» بخواهد آینده‌ای داشته باشد، باید دوباره به تمدن ایرانی بدل گردد. این همان برداشتی است که پس از خواندن این تاریخِ سترگِ ایران — نه صرفاً به عنوان یک کشور، بلکه به عنوان تمدنی پهناور که دربردارنده‌ی بسیاری از فرهنگ‌ها و قومیت‌های مرتبط است — در ذهن باقی می‌ماند. این نخستین تاریخ ایران است که از منظری فلسفی نگاشته شده است. به عبارت دیگر، این مطالعه به دور از اینکه یک کتاب درسی تاریخی باشد، می‌کشد معنای درونی ایران و سرنوشت معنوی ایرانیان یا همان آریاهای شرقی را کشف کند. این اثر به عنوان یک اثر اصیل در حوزه‌ی فلسفه، مفاهیم بنیادین را در حوزه‌های مابعدالطبیعه، معرفت‌شناسی، اخلاق و فلسفه‌ی سیاسی واکاوی می‌کند. در حوزه اندیشه‌ی اجتماعی-سیاسی، این تاریخِ فلسفی، شالوده‌ی برنامه‌ی ایدئولوژیکِ رنسانس ایرانی را پی‌ریزی می‌کند. این چشم‌اندازی شجاعانه و بی‌پرواست؛ نه تنها برای احیای فرهنگ در درون ایران بزرگ بلکه برای احیای مجدد ایران به عنوان یک قدرت امپراتوریِ هژمون و ابرقدرت جهانی در عصر حاضر.
704