کتاب گمشده
Kanalga Telegram’da o‘tish
گیلگمش مصمم به رفتن شد . او گفت : اگر شکست هم بخورم ، حداقل مرابه عنوان کسی به خاطر خواهند آورد که کوشش خود را کرده است. @nibiru01
Ko'proq ko'rsatish8 904
Obunachilar
+224 soatlar
+127 kun
+2330 kun
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+14
0 kanalda
Avgust '26
+134
4 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+229
4 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+301
6 kanalda
Get PRO
May '26
+173
7 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+45
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+22
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+104
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+41
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+140
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+146
2 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+117
4 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+101
4 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+132
1 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+117
5 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+123
3 kanalda
Get PRO
May '25
+151
4 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+179
3 kanalda
Get PRO
Mart '25
+158
4 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+136
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+198
6 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+175
4 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+219
4 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+230
6 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+214
5 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+279
5 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+295
4 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+223
3 kanalda
Get PRO
May '24
+304
6 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+279
6 kanalda
Get PRO
Mart '24
+417
6 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+433
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+491
6 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+460
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+197
7 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+270
7 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+288
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+344
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+183
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+129
0 kanalda
Get PRO
May '23
+317
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+146
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+94
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+102
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+105
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+153
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+187
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+158
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+107
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+115
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+151
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+94
0 kanalda
Get PRO
May '22
+103
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+194
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+147
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+85
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+102
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+156
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+82
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+99
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+183
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+186
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+124
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+195
0 kanalda
Get PRO
May '21
+105
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+158
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+153
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+116
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+155
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+3 122
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 03 Sentabr | +3 | |||
| 02 Sentabr | +4 | |||
| 01 Sentabr | +7 |
Kanal postlari
Repost from کتاب گمشده
کتاب گمشده ابتدا یه وبلاگ بود بعد یه صفحه در فیس بوک شد بعد کانالی در تلگرام و الان بعد از بیش از دو دهه سایتی هم به همین نام راه اندازی شده .الهام بخش بسیاری بودیم. راه درازی پیموده شده تا اینجا و دوستان بسیاری به شیوه های مختلف کمک کردند تا سرپا بمونیم که سپاسگذار همه هستیم . برای تداوم و دوام و بقا همچنان به کمک های شما عزیزان نیازمندیم و امیدوارم بتوانیم در آینده آثار برجسته تری را تقدیم شما کنیم
با تشکر .🙏
6104-3377-4636-9584
حمزه محمد پور
بانک ملت
| 2 | در اسطورهشناسی قارچ، پیش از آنکه اسطورهسازانِ عهد جدید قهرمان قارچیِ خود، عیسی، را روبهمرگ با این روش تصویر کنند، فکرِ مصلوب شدن [1]شکل گرفته بود. خودِ قارچ ظاهراً به عنوان «صلیب کوچک» شناخته میشد، و در عهد عتیق، هفت پسر شاول به عنوان قربانیِ کفارهبخش[2] برای یهوه مصلوب شده بودند. داستان از این قرار است که قحطیِ سه سالهای در سرزمین، داوود را برآن داشت تا علّتِ خشم و بیتوجهیِ یهوه را جویا شود. خدا به او گفت که بر اسرائیل خونداری (گناهِ خون)[3] قرار دارد، زیرا شاول، شاه پیش از داوود، جبعونیان را اعدام کرده بود. این مرگها باید پیش از بازگشتِ باروری به سرزمین، کفاره داده میشدند. پس از آن، داوود جبعونیان را فراخواند و آنان خواستارِ مرگِ کفارهبخش از طریقِ مصلوب شدنِ هفت پسر شاول شدند که نام یکی از آنها آرمونی بود؛ یعنی «درودگر، نجار». پس از انجام این کار، رزفه[4]، مادر آرمونی (ریشه عبری r-z-p به معنای به هم پیوستن/درودگری)، پلاس برداشت و آن را بر روی صخره (محل اعدام) برای خود پهن کرد، از آغاز درو تا زمانی که باران از آسمان بر آنان (مصلوبشدگان) فروبارید؛ و او نگذاشت پرندگانِ هوا در روز و چارپایانِ صحرا در شب بر آنان بنشینند (دوم سموئیل ۲۱: ۱۰). تنها پس از آنکه داوود پیکرها و باقیمانده اجساد، و نیز بقایای شاول و یوناتان را که به شیوهای مشابه در معرض دید قرار گرفته بودند، پایین آورد و دفن کرد، «خدا درخواست برای سرزمین را پذیرفت» (آیه ۱۴). فعلِ بهکاررفته در این داستانِ هولناک برای «مصلوب کردن»، در اصل به معنای «از مفصل درآوردن»[5] است. در داستانِ کشتی گرفتنِ یعقوب با فرشته، این فعل بیانگرِ جابهجایی و دررفتگیِ مفصل ران بود:
«چون آن مرد دید که بر یعقوب چیره نمیشود، گودیِ رانِ او را لمس کرد؛ و مفصلِ رانِ یعقوب در هنگامِ کشتی گرفتن با او از جا درآمد... از این رو، بنیاسرائیل تا به امروز رگِ ران را که بر گودیِ ران است نمیخورند، زیرا او گودیِ رانِ یعقوب را بر رگِ ران لمس کرده بود»
(پیدایش ۳۲- ۲۵ : ۳۲).
[1] . جان آلگرو در کتاب «قارچ مقدس و صلیب» بر این باور است که مفهوم «به صلیب کشیده شدن» ریشه در شکل ظاهری قارچهای روانگردان (بهویژه آمانیتا موسکاریا) دارد که در مراحل رشد خود شکلی شبیه به T یا صلیب پیدا میکنند. او مدعی است که این نمادپردازی بعدها در متون متأخر کتاب مقدس به شکل مصلوب شدن فیزیکی انسانها بازسازی شده است.
[2] . در سنتهای سامی کهن، کفاره (Expiation) فرآیندی دینی یا آیینشناختی بود که طی آن گناه، آلودگی یا خشم الهی از طریق تقدیم قربانی پاکپاکسازی میشد. در این روایت، قربانی کردن انسان (پسران شاول) برای رفع خشم یهوه و بازگرداندن برکت و باروری به زمین خشکزده انجام گرفته است.
[3] . مفهوم Blood-guilt در حقوق و الهیات عهد عتیق به مسئولیت اخلاقی و کیهانیِ ناشی از ریختن خون بیگناهان اشاره دارد. طبق باورهای کهن، خونِ ریختهشده زمین را آلوده میکرد و باروری آن را از بین میبرد، مگر آنکه با خونِ گناهکار یا کفارهای معادل پاک میشد.
[4] . شخصیت تاریخی-اسطورهای در دفتر دوم سموئیل که سوگواری و پاسداریِ شجاعانهٔ او از اجساد پسرانش روی صخره یکی از تاثیرگذارترین صحنههای عهد عتیق است. نویسنده متن به ریشهٔ نام او (r-z-p) اشاره دارد که با مفاهیم اتصالات، جفتکردن و درودگری همریشه دانسته شده است.
[5] . فعل عبری مورد بحث در این متن (یَقَع - yaqa‘) معمولاً به معنای معلق ساختن، شکستن، یا از مفصل درآوردن اعضای بدن است. نویسنده استدلال میکند که مفهوم اولیهٔ «مصلوب کردن» در سنتهای سامی کهن، لزوماً میخکوب کردن به صلیب به سبک رومی نبوده، بلکه نوعی آویزان کردن یا کشیدن بدن بوده که باعث دررفتگی مفاصل میشده است؛ شکلی که با باز شدنِ چترِ قارچ و گسیختگی بافتهای آن مقایسه شده است.
قارچ مقدس و صلیب
پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقههای باروری خاورنزدیک باستان
نوشته جان ام. آلگرو
ترجمه :
مهر
@thelostbook | 481 |
| 3 | میتوانیم اهمیت جنسیِ شکل «V» وارونه را برای ذهن باستان درک کنیم، میتوان دریافت که چرا همسرِ آدم از دنده او ساخته شد:
آدم بر همه چهارپایان و پرندگان آسمان و همه حیوانات صحرا نام نهاد؛ اما برای آدم یاوری شایسته او یافت نشد. پس یهوه خدا خوابی گران بر آدم مستولی ساخت و چون بخفت، یکی از دندههایش را برگرفت و گوشت را به جایش پر کرد. و یهوه خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود، زنی ساخت و او را به نزد آدم آورد...
(پیدایش 20: 2 به بعد)
نام عبری برای «دنده» یعنی seLa'، همان واژه سومری SILA است که با شکل «V» نمایش داده میشد.[1] آنچه نویسنده عهد عتیق دقیقاً در نظر داشته، دندهای بوده که در دو طرف ستون فقرات امتداد مییافته و آن شکل قوسیمانندِ مرتبط با کشاله رانِ بازشده و کلاهک قارچ را پدید میآورده است. خدا از این «دنده»، بخشِ پراهمیتِ زن را شکل داد و بدین ترتیب، چتری برای ساقه برافراشته و «هارمونی» را برای آدمِ تا آن زمان محروممانده فراهم ساخت.
شکل «V» وارونه — که بازنماییِ زاویهدارِ کلاهک قارچ بود — شکلِ همان یوغِ قدیمی نیز بود که بر دوش خدمتکار یا حیوان نهاده میشد . بار دیگر، این واژه سومری GUN به معنای «بار/سنگینی» است که ریشه واژه yoke (یوغ) در زبان ماست (همچنین واژه لاتین jugum و یونانی zugon).
[1] . اشاره به نشانه تصویری (ایدئوگرام) V شکل که در نگارشهای کهن نماد دنده یا ساختارهای قوسی بوده است.
قارچ مقدس و صلیب
پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقههای باروری خاورنزدیک باستان
نوشته جان ام. آلگرو
ترجمه :
مهر
@thelostbook | 611 |
| 4 | حتی درختانی که تاج و چترِ پهنی مانند یک قارچِ بزرگ داشتند، واجد نیروهای نمادین جنسی دانسته میشدند. درخت چنار از آغاز تاریخِ مکتوب دارای چنین اهمیت و معنایی بوده است. سایه همین درخت بود که اینانا (Inanna)، الهه سومری را که از سفرهای طولانیاش خسته شده بود، وسوسه کرد تا مدتی بیاساید. این درخت در باغ فردی به نام شوکالیتودا (Shukallituda) قرار داشت؛ کسی که الهه زیبا را در خواب یافت و نتوانست در برابر وسوسهای که او پیش رویش قرار داده بود مقاومت کند. هنگامی که الهه بیدار شد و دریافت که تنها نخوابیده است، نفرینی سهمگین بر آن سرزمین فرستاد. زمین و چاهها پر از خون شدند؛ درست مانند سرزمین و رودخانه مصر، زمانی که فرعون از اجازه خروج به بنیاسرائیل امتناع کرد
(خروج، باب ۷، آیه ۱۷ به بعد).
این زن به خاطر فرجش چه آسیبها که نزد! اینانا به خاطر رحمش چه کارها که نکرد! او تمام چاههای سرزمین را از خون پر کرد...
به همین ترتیب، در سایه همان درخت چنار بود که زئوس به شکل گاوی سفید و شکوهِمند، یوروپا (Europa) را از سرزمین اصلی به جزیره کرت آورد و با او عشقبازی کرد.
نام عبری درخت چنار، یعنی armon، در نهایت از همان عبارت سومری AR-GUN ریشه میگیرد که نام کوه هرمون (Hermon) نیز از آن گرفته شده است. واژه هارمونی» (Harmony - هماهنگی/سازگاری) در زبانهای ما نیز از همین منبع سرچشمه میگیرد؛ چرا که این واژه در اصل به معنای «به هم پیوستن» یا «جفتوجور شدنِ حامل (نگهدارنده) و بار» است. کسی که در نجاری چنین کاری را انجام میدهد، یک سازگارکننده/چفتکننده (Harmonizer) است. او سوراخ را ایجاد میکند و اتصال (زبانهوواله) را جا میاندازد؛ درست مانند فرکلوس کشتیساز که او را هارمونیدس، یعنی «فرزند یک نجار» مینامیدند.
از همین رو، در عهد جدید نیز عیسی «فرزند نجار» خوانده شده است (متّی، باب ۱۳، آیه ۵۵؛ مقایسه کنید با مرقس، باب ۶، آیه ۳)؛ زیرا قارچ هم به عنوان «مته» (ابزار سوراخکاری) و هم به عنوان «اتصال و چفتِ حاصلشده» دیده میشد.
شکل باستانیِ مته نیز در ساختار خود بیشباهت به قارچ نبود. این ابزار در اصل شامل یک میله کوتاه بود که در بالای آن یک چرخسر (دسته گرد) به شکل نان گردی قرار داشت؛ درست مانند دوک که برای نخپیچی استفاده میشود.
قارچ مقدس و صلیب
پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقههای باروری خاورنزدیک باستان
نوشته جان ام. آلگرو
ترجمه :
مهر
@thelostbook | 690 |
| 5 | امروزه در ایران [پارس/پرشیا]، قارچ با نام «سماروغ» شناخته میشود که میتوان آن را تا واژه سومری ShU-MAR-UGU IAGA به معنای «تاجِ بخشنده رحم» (یعنی همان «کلاهک» یا بخش بالایی قارچ) ردیابی کرد .
@thelostbook | 788 |
| 6 | یک نمونهٔ کلاسیک از مواجهه با «یوفونوتهای بسیار کوچک (میکرویوفونوتها)» که در جریان موج بزرگ مشاهدهٔ انساننماها در ایتالیا رخ داد.
در ۲۵ اکتبر ۱۹۵۴ (۳ آبان ۱۳۳۳)، حوالی ساعت ۵ عصر، در کولچرازاواقع در بخش چینگولیاز استان ماچراتادر کشور ایتالیا، دو چوپان ۱۲ساله به نامهای مرزیانو جامپیِری و پاسیفیکو تانتوچی در حال بازگشت به سمت گلهٔ خود روی کوه اسگاژا بودند.
هنگامی که به محل رسیدند، متوجه شدند که گوسفندان از جای اولیهٔ خود دور شدهاند و سگ گله مشغول پارس کردن است.
مرزیانو که چند متر جلوتر از پاسیفیکو حرکت میکرد، به یک پرچین نزدیک شد و سه موجود کوچک با رنگی تا حدی تیره و «شبیه به حیوانات» را دید که میان پوشش گیاهی و آتشهای کوچکی که پسرها پیشتر روشن کرده بودند، در حال حرکت بودند.ارتفاع این موجودات تقریباً ۳۵ سانتیمتر بود و سرهای بسیار بزرگی داشتند که با بدنشان هیچ تناسبی نداشت و قسمت بالای سرهایشان پهن و تخت بود. مرزیانو نتوانست چهرهٔ آنها را به روشنی ببیند و همچنین نتوانست با اطمینان تشخیص دهد که آنچه دیده است، سرِ خود موجودات بوده یا کلاهک (کلاهک ایمنی / کلاه فضانوردی).
پی نوشت :
میکرویوفونوتها / سرنشینان بسیار کوچک بشقابپرندهها (اصطلاحی در بشقابپرندهشناسی یا یوفولوژی که به سرنشینان بسیار ریزجثهٔ اشیای پرندهٔ ناشناخته اطلاق میشود). | 832 |
| 7 | Matn yo'q... | 703 |
| 8 | Matn yo'q... | 662 |
| 9 | ۱۳۰۳ شمسی (۱۹۲۴ میلادی)، در شهر کوچک کِرو (Quero) واقع در منطقه لا مانچا در کشور اسپانیا.
یکی از اهالی شهر، در روز روشن و در نزدیکی کلیسای روستا، تجربه غیرعادی و عجیبی را از سر گذرانده بود.
شاهد که ترجیح میداد نامش فاش نشود، در حالی که بیرون کلیسا ایستاده بود، متوجه شیء یا موجود غیرعادی شد که به آرامی از میان زمینهای کشاورزی مجاور نزدیک میشد.
او یک فرد معمولی نبود و نحوه حرکتش نیز عادی به نظر نمیرسید. موجودی انساننما و کوچک با قد حدود ۱.۲۰ متر بود که لباس یکسره (سرهمی) چسبان و سبزرنگی به تن داشت که تمام بدنش را از سر تا پا پوشانده بود.جزئیاتی که بیش از همه توجه او را به خود جلب کرد، نحوهٔ حرکت این موجود بود. دستها و پاهایش صلب و تقریباً بیحرکت به نظر میرسید، در حالی که کاملاً راست روی یک صفحهٔ گردِ کوچک (پلتفرم دایرهای) ایستاده بود که در ارتفاع کمی بالای سطح زمین معلق بود.او در دستهایش دستگاه کوچکی شبیه به یک پنل کنترل (صفحهٔ فرمان) داشت که ظاهراً با آن، پروازِ آن صفحهٔ معلق را هدایت میکرد.
سرنشین عجیبوغریب بدون هیچ صدایی نزدیک شد تا اینکه در فاصلهٔ تقریبی دو متری از شاهد قرار گرفت. با وجود این فاصلهٔ کوتاه، چهرهاش هیچ ویژگی هیولامانند یا ترسناکی نداشت. برعکس، چهرهای بسیار شبیه به انسان داشت و تنها تفاوتش در قد کوتاهش، لباس سبزرنگش و شیوهٔ غیرعادیِ رفتوآمدش (حرکتش) بود.
@thelostbook | 603 |
| 10 | Matn yo'q... | 551 |
| 11 | اسطورهشناسی پرنده ققنوس، بخش دیگری از فولکلور و باورهای عامیانه درباره قارچ است. همانطور که جنین در کوره رحم شکل میگیرد، قارچ—این «تخمیر خبیث خاک» به تعبیر نیکاندر[1] (سده دوم پیش از میلاد)—نیز مانند «رحمی در درون رحم دیگر» خلق میشود. قارچ نیز همچون ققنوس افسانهای، خودزاد و بازتولیدشونده است؛ از غلاف (ولوا) خود بیرون میزند، تنها برای اینکه به همان سرعت بمیرد و سپس به طرزی ظاهراً معجزهآسا دوباره پدیدار شود: رستاخیزی از وجودِ خود.
بخش بزرگی از اسطورهشناسی الشرق الأدنی (خاور نزدیکِ باستان) حول محور خدای مرگپذیر و رستاخیزکننده (خدای فرومیمیرد و برمیخیزد) میچرخد. این موضوع معمولاً و به درستی، به عنوان نمادپردازیِ داستانی از فرآیندهای طبیعت نگریسته میشود که در آن، با گرمای تابستان، سرسبزیِ زمین در مرگ فرو میرود تا بهارِ آینده در زایشی نو دوباره پدیدار شود. اما همانطور که خواهیم دید، در چرخه زندگی قارچ، این چرخه طبیعی به امری در حد چند روز یا حتی چند ساعت شتاب مییافت. این قارچزیان، جهانکوچکی (میکروکاسم) از کل فرآیند باروری بود؛ جوهره خدا که در رحم و آلت تناسلی مردانه قارچِ هرمافرودیت (دوجنسیتی) فشرده شده بود.
مدتها پیش پیشنهاد شده بود که پرنده ققنوس همان لکلک است؛ پرندهای که همواره نماد و مظهر مهر مادری و فرزندی بوده است. نام لاتین این پرنده، یعنی ciconia، به احتمال قریب به یقین از واژه سومری GIG-IA-U-NA به معنای «نیام/غلاف باروری» گرفته شده است؛ همان qīqāyōn عبری که برای قارچِ آفتابگیرِ یونس به کار رفته است. اینکه دقیقاً طرح و شکل ظاهری پرنده باعث شده این نامِ قارچی را بر آن بگذارند، از کاربرد واژه ciconia در زبان لاتین برای یک ابزار T-شکل (که برای اندازهگیری عمق شیارهای شخمزده در زمین به کار میرفت) مشخص میشود؛ گویی این ویژگیِ بارزِ پرنده هنگام ایستادن روی یک پا بوده که بدنش چتر یا سایهبانِ آن را میساخته است.
[1] . نیکاندر (طبیب، شاعر یونانی سدهٔ دوم پیش از میلاد که اثر معروف او دربارهٔ زهرها و پادزهرهاست).
قارچ مقدس و صلیب
پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقههای باروری خاورنزدیک باستان
نوشته جان ام. آلگرو
ترجمه :
مهر
https://t.me/thelostbook | 608 |
| 12 | مردم خاور نزدیک باستان که فرهنگ ما را پایهگذاری کردند، به دغدغه امروزی ما درباره قرصهای ضدبارداری با دیده حیرت و باورنکردنی مینگریستند. رحم عقیم، بلا و نفرینی از سوی خداوند تلقی میشد؛ زنی بدون جنین در شکم، توهینی به جنسیت خود و همسرش به شمار میرفت. در چنان خانهای هیچ شالوم یا «آرامش و برکتی» وجود نداشت.
کبوتر نماد باروری و فراوانی بود. از آنجا که طبیعت از ضدها تشکیل شده است و جنین از اسپرم سفیدِ مرد و خونِ سرخِ تیرهی زن شکل میگیرد، کبوتر سفید نیز همتایی به نام کلاغ سیاه دارد. ریشه نام کلاغ نیز در زبانهای یونانی و سامی به مفهوم «رحم» بازمیگردد و آن هم به طور سنتی با باروری در پیوند بوده است. یونانیان در مراسم عروسی کلاغ را فرامیخواندند و باور عجیبی وجود داشت که کلاغ نیز مانند کبوتر، از طریق منقارش تخم میگذارد یا جفتگیری میکند. پلینی این باور را به تمسخر گرفت و آن را صرفاً نوعی بوسیدن دانست. با این حال، او این «افسانه عامیانه» را نقل میکند که زنان باردار نباید تخم کلاغ بخورند تا مبادا فرزندانشان را از راه دهان به دنیا بیاورند! همین مشاهده نحوه دلبری و جفتیابی این پرندگان بود که رومیان را واداشت مردی را که در رفتارهای جنسی به بوسیدن لبها میپرداخت، «کلاغ» بنامند. | 666 |
| 13 | Matn yo'q... | 736 |
| 14 | @Buyingbook | 633 |
| 15 | دیدار من از آگارتا
( سه کتاب از لوبسانگ رامپا )
ترجمه : مهر و اوست
سفارش از :
@nibiru01
@Buyingbook | 706 |
| 16 | The Missing Secrets of Nikola Tesla @xoock.avi | 774 |
| 17 | طبیعت اخلاقی نیست؛ تاملی فلسفی درباره سیل نپال،کارمای جمعی،طوفان نوح و راز فجایع بزرگ طبیعی.
وقتی سیل، باورهای ما را با خود میبرد
گاهی یک تصویر، بیش از هزار کتاب فلسفه سؤال در ذهن انسان ایجاد میکند.
تصاویر سیل ویرانگر نپال در تابستان ۲۰۲۶ دقیقاً از همین جنس بودند؛ دیوارهای از آب، گل، سنگ و یخ که در چند دقیقه روستاها را بلعید، پلها را از جا کند و هزاران انسان را به کام خود کشید یا ناپدید کرد. بسیاری از کسانی که این تصاویر را دیدند، بیاختیار به یاد روایت «طوفان نوح» افتادند؛ گویی طبیعت دوباره چهرهای باستانی و آخرالزمانی به خود گرفته بود. گزارشهای اولیه نیز از کشته و مفقود شدن شمار بسیار زیادی از مردم حکایت داشت و دانشمندان احتمال دادند که این فاجعه با فروپاشی بخشی از یخچالهای هیمالیا و سیلاب یخچالی مرتبط باشد.
اما پرسش اصلی فراتر از خود سیل است.
چرا طبیعت چنین بیرحم به نظر میرسد؟ چرا کودکان، سالمندان، انسانهای نیکوکار و حتی کسانی که هیچ نقشی در تخریب محیط زیست نداشتهاند، قربانی میشوند؟ اگر جهان نظمی دارد، این نظم چرا شبیه عدالت نیست....👇👇
https://thelostbook.ir/nepal-flood/ | 1 199 |
| 18 | با توجه به سیل ویرانگر نپال و انتشار صحنه های وحشتناک که یاد آور طوفان نوح بود و کشته و مفقود شدن هزاران انسان این سوال مطرح میشه که طبیعت تا چه حد اخلاقی است ؟ طبیعت چقدر خنثی هست ؟ آیا طبیعت ما را قضاوت و داوری می کند ؟ آیا ما چیزی به نام کارمای سیاره ای داریم ؟ چرا انسان دچار فجایع بزرگ می شود ؟ چرا باید خشک و تر باهم بسوزند ؟ چرا طبیعت در فجایع بزرگ نیک و بد را تفکیک نمی کند و خنثی است ؟ اینکه گفته می شود در گذشته تمدنهای بزرگی با فجایع بزرگی یک شبه نابود شده اند الان با دیدن این صحنه ها برای ما باور پذیرتر هست .
https://t.me/thelostbook | 860 |
| 19 | Matn yo'q... | 948 |
| 20 | Matn yo'q... | 863 |
