میحآء
前往频道在 Telegram
میحاء یعنی دوستداشتهشده، یک واژهی خودساختهی ترکیبی اسپانیایی-عربیست. /.ستارهشناس-نویسنده-نامهرسان يا مَن أخرَجَ يونُسَ مِن بَطنِ الحوتِ ای آنکه یونس را از دل نهنگ بیرون آورد... 📮پیامرسان: @mihaaebot ؛
显示更多3 142
订阅者
-224 小时
-277 天
-18630 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+165
在20个频道中
六月 '26
+171
在21个频道中
Get PRO
五月 '26
+60
在6个频道中
Get PRO
四月 '26
+20
在1个频道中
Get PRO
三月 '26
+6
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+66
在6个频道中
Get PRO
一月 '26
+42
在5个频道中
Get PRO
十二月 '25
+364
在175个频道中
Get PRO
十一月 '25
+92
在12个频道中
Get PRO
十月 '25
+133
在6个频道中
Get PRO
九月 '25
+50
在14个频道中
Get PRO
八月 '25
+336
在108个频道中
Get PRO
七月 '25
+490
在105个频道中
Get PRO
六月 '25
+229
在46个频道中
Get PRO
五月 '25
+158
在13个频道中
Get PRO
四月 '25
+97
在16个频道中
Get PRO
三月 '25
+236
在66个频道中
Get PRO
二月 '25
+82
在3个频道中
Get PRO
一月 '25
+229
在26个频道中
Get PRO
十二月 '24
+428
在38个频道中
Get PRO
十一月 '24
+466
在76个频道中
Get PRO
十月 '24
+589
在42个频道中
Get PRO
九月 '24
+756
在66个频道中
Get PRO
八月 '24
+318
在53个频道中
Get PRO
七月 '24
+536
在58个频道中
Get PRO
六月 '24
+836
在60个频道中
Get PRO
五月 '24
+360
在27个频道中
Get PRO
四月 '24
+1 336
在88个频道中
Get PRO
三月 '24
+612
在41个频道中
Get PRO
二月 '24
+725
在49个频道中
Get PRO
一月 '24
+1 214
在141个频道中
Get PRO
十二月 '23
+21
在4个频道中
Get PRO
十一月 '23
+13
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+395
在1个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 31 七月 | 0 | |||
| 30 七月 | +3 | |||
| 29 七月 | +1 | |||
| 28 七月 | +4 | |||
| 27 七月 | +2 | |||
| 26 七月 | +6 | |||
| 25 七月 | +4 | |||
| 24 七月 | +5 | |||
| 23 七月 | +6 | |||
| 22 七月 | +5 | |||
| 21 七月 | +6 | |||
| 20 七月 | +2 | |||
| 19 七月 | +9 | |||
| 18 七月 | +24 | |||
| 17 七月 | +8 | |||
| 16 七月 | +5 | |||
| 15 七月 | +28 | |||
| 14 七月 | +3 | |||
| 13 七月 | +1 | |||
| 12 七月 | +11 | |||
| 11 七月 | +5 | |||
| 10 七月 | +2 | |||
| 09 七月 | +4 | |||
| 08 七月 | +3 | |||
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | +1 | |||
| 05 七月 | 0 | |||
| 04 七月 | 0 | |||
| 03 七月 | +4 | |||
| 02 七月 | +3 | |||
| 01 七月 | +8 |
频道帖子
+1
حرف زیاده، اما فعلا بگم که به پایان آمد این دفتر، حکایت عاشقی و اشکهای از سر دلتنگی و دربهدریش برای من اما تا همیشه و ابدالدهر باقیست؛
من گمشدهات هستم، من را بپذیر…
-پایان سفر عاشقی، اربعین ۱۴۴۸
| 2 | اینجا دیگه منتظر ماشین بودیم که سوار بشیم و از سرزمین کربلا بریم، پیدا نمیشد، تقریبا هفتادتا عمود زیر آفتاب داغ برگشتیم تا بالاخره یدونه پیدا کردیم؛ اینجا که بودم آرزو میکردم سوزش آفتابی که توی سرمه هیچوقت متوقف نشه. باید عاشقی کشیده باشی که بفهمی چی میگم… | 185 |
| 3 | صدوپنجاه عمود آخری که میومدم تا اینجا دیگه واقعا توانایی راهرفتن نداشتم؛ فکر میکردم اگه فقط یک عمود دیگه برم پاهام رو از دست میدم. دردی که ازش حرف میزنم در کلام یهچیزه و وقتی خودت تجربهش بکنی میفهمی که خیلی بزرگتر از این حرفهاست. غیرقابل تحمل و بدون تعارف، کشندهست.
توی سیصد عمود اول فکر میکردم شقالقمر کردم! اما درواقع الان میفهمم که اون درد قابل مقایسه با درد سلولها و عضلات جدیدی که الان کاملا بیحس شدن و نمیشه ازشون کار کشید نبود. چندینبار مسیر عوض شد و من تا مرز گریهکردن رسیدم، مطمئنم یکی دوبار حتی اشکامم پاک کردم، اما ارفاقی وجود نداشت، یا باید راه میرفتم، یا سوار ماشین میشدم! و منی که اینهمه سختی کشیده بودم، عمرا مورد دومی رو با سرِ افتاده انتخاب نمیکردم. پس ادامه دادم.
انقدر همپا شدم و رفتم تا اینکه بالاخره اخمهام راهشونو پیدا کردن و من تبدیل به اون آدم بدهای که نباید، شدم. دیگه اخلاقم خراب شده بود و حوصلهم نمیکشید، پا و کمرم هم که هرکدومش داشت دنیای غریبی از دردهارو به بدنم هدیه میداد. تقریبا داشتم بیهوش میشدم، تااینکه یکی از همراهها گفت «بالاخره وارد سرزمین کربلا شدیم!» گفت از اینجا تا حرم هم چیز زیادی نیست، همش پنج کیلومتره. این آدمیزادِ عاشق دلباختهی تشنه و دیوانه چیه خداجون؟ انگار دوپینگ کردم. به پاشنهی پاهام گفتم هیچی نمیگید! تا اینجا اومدین، بقیهشم میاین. از خودِ امامعلی اذن گرفتی و قدم برداشتی و اومدی تا برسی به پسرش. قوی باش، ادامه بده، این رنج طاقتفرسا تا همیشه ورق سبز کارنامهی تو میمونه، شاید تنها ورق سبزش! برو تا وقتی رسیدی نمرهی قبولیتو از دستهای بریدهی امامعباس بگیری. آشتی کن با خودت، با عشقی که سالها فراقش رو داشتی، با هرچیزی که سد راهت شد و نذاشت که به اینجا برسی.
حالا مسیر تو از همه دورتره، سالها دورتر از دوستهای واقعی امامحسین، تو خیلی بیشتر از اینا باید بری تا برسی. تا دیر نشده یکم دیگه ادامه بده، بالاخره تو هم بهش میرسی. | 340 |
| 4 | دیگه چیزی نمونده؛ البته الان که این عکسهارو میذارم عمود ۱۳۵۰ رو هم رد کردیم و فقط نیمساعت قراره استراحت کنم و بعدش مستقیم برم بهسمت خونهی عشق. چیزی نمونده، راه دشوار است اما عشق بسیار؛ این درد و رنجها فدای دیدنت، فدای رسیدن بهت…
-در انتهای مسیر مشایه | 342 |
| 5 | 没有文字... | 329 |
| 6 | توی مسیر یدونه تسبیح امامعباس و یدونه هم دویستوپنجاه دیناری هدیه گرفتم. البته قبلتر هم مُهر تربت کربلا رسید به دستم. چون از اول بهش گفته بودم نکنه دستِ خالی برم گردونیا! | 339 |
| 7 | دیگه نمیدونم داره چه اتفاقی میافته، فقط چشم دوختم به شمارهها تا تموم شدنشونو شکار کنم…
-عمود هزارو دویست| در مسیر مشایه امامحسین | 349 |
| 8 | 没有文字... | 358 |
| 9 | پسره با یه لهجهی بامزه عربی اصرار داشت که وسط مسیر بایسته و رو به زوار داد بزنه «از این چَف، از این چَف!» تا همه بشنون؛ و احتمالا با خودش فکر میکرد که چقدر حرفهای داره فارسی صحبت میکنه و ایرانیها حتما یکعالمه بهش افتخار میکنن؛ تااینکه یکی از آقایون ایرانی حین ردشدن بهش گفت «طرف! از اینطرف درسته.» و بلافاصله بعد از اون مثل یه ربات برنامهریزی شده با همون لهجه بامزهش جملهش رو اصلاح کرد و اصلا احساس باخت بهش دست نداد. ما اونبدر خستهایم که به موکبهای خاموش میخندیم و تصور میکنیم آدمها اگه اونحا بودن چی پذیرایب میکردن؟ مثلا شاید چای. اواویت اولم البته شربت آبلیموعه و هرجایی که چشمم شکار کرده به سمتش پرواز کردم، اما هیچ میدونستین وجود چایِ زیاد چقدر در مسیر مشایه ضروریه؟ پس یکی درمیون موکب چای، و موکب شربت آبلیمو رو تجسم میکنم. | 459 |
| 10 | بالاخره هزارتاش رو پیمودیم. اینجای مسیر با خودم فکر میکنم که یهروزی اگه کسی بهم میگفت از نجف، ورودی حرم امامعلی تا عمود هزارم مسیر کربلا رو قراره با پای پیاده بری، تا صبح بهش میخندیدم. من آدم مسیرهای طولانی با پای پیاده نیستم. ولی الان اینجام و بااینکه هیچ نذری برای کامل پیمودن مسیر توسط پاهام نداشتم، اما اگه حالا قبول بشه دلم میخواد یه نذر کوچولو داشته باشم.
-عمود هزارم مشایه| اربعین ۱۴۴۸ | 454 |
| 11 | 没有文字... | 448 |
| 12 | 没有文字... | 1 |
| 13 | حاج_محمود_کریمی_–_به_سمت_دریا.mp3 | 471 |
| 14 | اونلحظهای که همراه جمعیت میلیونی به نوحههای عربی مشایه گوش میدادیم و توی جاده نسبتا باریک با سرعت متوسط حرکت میکردیم، جایی برام زمان متوقف شد که تمام جمعیت بدوناینکه کسی راهنماییشون کنه مسیر رو تغییر دادن و به سمت دیگری از جاده پیچیدن و دوباره راه رو از سر گرفتن. انگار راهنمای بزرگتری برای رسیدن به بینالحرمین امامحسین و برادرش وجود داشت؛ مسیری مثلا بهسمت مشرقِ طلوع خورشید یا نورِ مهتابی که هنوز بیرون نیومده بود. نمیدونم اسمش چی بود، من اسمشو گذاشتم «صدای پای امامحسین».
-عمودِ ۷۳۳| پایان نجفاشرف و ورود به محدوده استانی کربلای معلی | 486 |
| 15 | 没有文字... | 497 |
| 16 | چهارتا پاسدار ایرانی بخاطر حمله آمریکا توی مسیر کربلا شهید شدن. حتی موقع انتخاب شهادت در مسیر مشایه هم ببین چجوری گلچین میکنن زائرهارو، عاقبتبخیری رو چجوری و به کی میدی امامحسین… | 548 |
| 17 | از ته دلتون برام دعای عاقبتبخیری کنید. من اینجا خیلی بهیادتونم؛ اما دعای عاقبتبخیری خوشگلترین دعا درحق شیعهست. | 101 |
| 18 | التماس دعا دارم دختر✨
عاقبت بخیر باشی انشاءالله | 106 |
| 19 | سلام، دعا کردم قسمت همتون بشه، وقتی خیلی بهش نیاز دارین و محتاجش هستین، دقیقا شبیه حال من. | 106 |
| 20 | سلام عزیزم
عکسات پر از حس ارامشه
ارامش و مرهم واسه قلب ما جامانده های اربعین 1448💔
دعامون کن لطفا
جامون قدم بردار
دعا کن ماهم طلبیده شیم🫠💔 | 104 |
