میحآء
Ir al canal en Telegram
میحاء یعنی دوستداشتهشده، یک واژهی خودساختهی ترکیبی اسپانیایی-عربیست. /.ستارهشناس-قصهنویس-نامهرسان يا مَن أخرَجَ يونُسَ مِن بَطنِ الحوتِ ای آنکه یونس را از دل نهنگ بیرون آورد... 📮پیامرسان: @mihaaeebot
Mostrar más3 261
Suscriptores
+124 horas
-177 días
-2730 días
Cargando datos
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
octubre '26oct '26
octubre '26
+71
en 7 canales
septiembre '26
+125
en 9 canales
Get PRO
agosto '26
+415
en 46 canales
Get PRO
julio '26
+167
en 23 canales
Get PRO
junio '26
+171
en 24 canales
Get PRO
mayo '26
+60
en 6 canales
Get PRO
abril '26
+20
en 1 canales
Get PRO
marzo '26
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+66
en 6 canales
Get PRO
enero '26
+42
en 5 canales
Get PRO
diciembre '25
+364
en 177 canales
Get PRO
noviembre '25
+92
en 12 canales
Get PRO
octubre '25
+133
en 6 canales
Get PRO
septiembre '25
+50
en 14 canales
Get PRO
agosto '25
+336
en 108 canales
Get PRO
julio '25
+490
en 105 canales
Get PRO
junio '25
+229
en 46 canales
Get PRO
mayo '25
+158
en 13 canales
Get PRO
abril '25
+97
en 16 canales
Get PRO
marzo '25
+236
en 66 canales
Get PRO
febrero '25
+82
en 3 canales
Get PRO
enero '25
+229
en 26 canales
Get PRO
diciembre '24
+428
en 38 canales
Get PRO
noviembre '24
+466
en 76 canales
Get PRO
octubre '24
+589
en 42 canales
Get PRO
septiembre '24
+756
en 66 canales
Get PRO
agosto '24
+318
en 53 canales
Get PRO
julio '24
+536
en 58 canales
Get PRO
junio '24
+836
en 60 canales
Get PRO
mayo '24
+360
en 27 canales
Get PRO
abril '24
+1 336
en 88 canales
Get PRO
marzo '24
+612
en 41 canales
Get PRO
febrero '24
+725
en 49 canales
Get PRO
enero '24
+1 214
en 141 canales
Get PRO
diciembre '23
+21
en 4 canales
Get PRO
noviembre '23
+13
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+395
en 1 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 22 octubre | 0 | |||
| 21 octubre | +4 | |||
| 20 octubre | +3 | |||
| 19 octubre | +1 | |||
| 18 octubre | +4 | |||
| 17 octubre | +1 | |||
| 16 octubre | +3 | |||
| 15 octubre | 0 | |||
| 14 octubre | +4 | |||
| 13 octubre | +3 | |||
| 12 octubre | +4 | |||
| 11 octubre | +4 | |||
| 10 octubre | +3 | |||
| 09 octubre | +16 | |||
| 08 octubre | +8 | |||
| 07 octubre | 0 | |||
| 06 octubre | +3 | |||
| 05 octubre | +3 | |||
| 04 octubre | +3 | |||
| 03 octubre | +1 | |||
| 02 octubre | +3 | |||
| 01 octubre | 0 |
Publicaciones del Canal
سلام سلام؛ ممنونم. راستش من به دلم قول سرمابندونِ حرم امامرضارو دادم… اینو به گوش ضامن آهو برسونید لطفا که دیگه من اگه قدم نرسید، ایشون شخصاً صفشکنی کنن🤍.
| 2 |
سلام غریبه عزیزم :)
خواستم پیام بدم بگم که
مشهد
یادتونم :) | 341 |
| 3 | امروز بعد از دوهفته که یکعمر گذشت؛ دوباره به کلاس قدیمی برگشتم. چون مطمئنم قدرتی بالاتر از اونچه من میبینم داره زندگیم رو میچرخونه، همون قدرتی که یوسف رو از تهچاه نجات میده و یونس رو از دهان نهنگ، پس توی قعر تاریکی هم سبحانیت خدارو زیرسوال نمیبرم. لابد سهم کیک من رو هنوز برام نَبُریدن؛ اما من سهمی ندارم؟ حتما که دارم. قولِ اون قسمت پُر از خامه و شکلاتش رو گرفتم و خب، از آدمیزادِ دانی چه پنهون، سهم کیک هرکسی بهاندازهی قدر ایمانش محفوظه. | 346 |
| 4 | درمجموع، آنچه تقدیر تو نباشه، در یک کوچه بنبست هم سهم چشمها و دستهات نمیشه. | 348 |
| 5 | من از یکنفس بهدنبال امیدگشتن هیچ حس خوبی نمیگیرم. اصرار بیش از حد بر وجودِ هرچیزی، تاکید بر وجودنداشتنشه. هربار که اینجای خط زندگی ایستادم هم نگاهم به پایانِ خط بوده، اما سرعتِ زندگی هیچ با سرعت من سر سازگاری نداشته. البته اینبار کمی به خودم آسون گرفتم و گفتم دنبال نتیجه نگرد، صبر کن ببین چی پیش میاد بندهی بیطاقت! حالا شاید هم فرجی برای تو در قصهای بود که هیچ فکرش رو نمیکردی. | 350 |
| 6 | بعد از مدتها به رسپیهای قدیمی گریز زدم. امیدوارم نتیجه مثل همیشه فرحبخش باشه.. | 341 |
| 7 | Sin texto... | 471 |
| 8 | «بچهها چشمشان به توست؛ تو اگر آرام باشی، آرامش میگیرند و اگر تو بیتابی کنی، طاقت از کف میدهند.»
یازینب💚- | 269 |
| 9 | میخوام بگم که حتی آسمون اونجا هم با آسمون بقیهی شهر فرق داره. هوا سبکتره، اما نه بهمعنایی که بشه با ذهن انسانی متوجهش شد؛ شهود آدم میتونه بیدارتر بشه اونجا.
باتری من انگار تمام هفته کمتر میشه تا وقتیکه برسه به اواخر هفته، و دیگه یکی دورورز مونده به پنجشنبهها، اونقدر لبریز از انتظار میشم که گاهی پیش میاد حتی چهارشنبه شبها، زودتر از همیشه میرم به گلزار شهدا سر میزنم. مخصوصا شبها، برای خلوتی که شلوغی پنجشنبهها بهم نمیده اوقات خاصتریه. خلاصه که من هیچی ندارم، اما این یدونه موهبتی که هرهفته باهاش رزق هفتهم رو میگیرم، تنها چیزیه که روز قیامت سرش اصرار میکنم، و دونهدونه اسمهایی که هرهفته باهاشون همصحبت میشم و دست روی سنگ و خاک زمینیشون میذارم رو، توی آسمون صدا میزنم. ایمان دارم و اعتماد، که این صدازدن بیجواب نمیمونه. | 961 |
| 10 | Sin texto... | 908 |
| 11 | پنجشنبهست؛ روزِ تمدید عهد. | 803 |
| 12 | برای خوشایند هیچ کسی به جهنم نروید.
- شهید احمد کاظمی | 888 |
| 13 | همهچیز رو مرور کردم! همه اتفاقاتی که توی بیستوپنج سالِ گذشته ازشون عبور کردم! این کجای تاریخ و کجای کهکشان راه شیریه؟ باز رسیدیم به بُرادههای نوترونی آبیِ معلق در اطراف جوِّ زمین؟ گفته بودم اینجای منظومه شمسی منو غمگین و دلتنگ میکنه. آرزو میکردم فعلا بهش نرسیم، نه انقدر زود. اما خب تمام منظومه داره با سرعت بهسمت جلو حرکت میکنه و همزمان بهدور خودش هم میچرخه، اینکه من کدوم رنگهای خلأ رو برای احساساتم ترجیح میدم، برای زحل و شارون و پلوتو مهم نیست. اونا کار خودشونو میکنن، همونطور که مغز منم برای بهیادآوردن، از من مشورت نمیگیره. همیشه کار خودشو میکنه. لعنتی. | 214 |
| 14 | نماهنگ تصور ناپذیر.mp3 | 1 453 |
| 15 | آقای ما، ببین؛ ما با تمام دلتنگیهایمان، با تمام روزهایی که نبودنت را زندگی کردیم، هنوز دنبال نشانهای از شما گشتیم و هنوز دلمان میخواست جهان جای خوبی برای دوست داشتن باشد. | 1 395 |
| 16 | من نشستن کنار اون سنگ سردِ خاکی که با تمام سنگهای سرد خاکی قطعههای دیگه فرق داره رو برمیدارم. اینکه هربار وقتی برمیگردم خونه چادرم رو باید بشورم و قبلش عمیق بوی خاکش رو نفس بکشم رو برمیدارم. اینکه بدونم هرهفته قراری دارم و آدمهایی منتظرم هستن که زیر قولشون نمیزنن، حرفشون حرفه، قولشون قول رو برمیدارم. اینکه مطمئن باسم هربار نشونهای برای من توی گوشه جدیدی از اون مزارها وجود داره و یک شهید دیگه منتظره تا پیداش کنم رو برمیدارم. زندگی چیه بجز پیداکردنِ هستی در نیستی؟ من پیداشدن زندگی در اوجِ گمشدن رو برمیدارم. | 1 330 |
| 17 | من فکر میکردم بهترین جاهای دنیارو با دوستهام گشتم. شهرهای مختلف، دریاچهها، درختهای عجیب، رستورانهای جالب، حتی درهها و نقاط وهمانگیزی از دنیا که عقل هیچکس به وجودشون قد نمیداد، اما من دیده بودم.
دنیا من رو میتونست گم کنه توی خزعبلاتش، و تونسته بود. تا جایی غرق میشدیم که شاید صبح فردارو نمیدیدیم، هیچان به ما نهایتِ پایان رو نشون میداد. اما پایان از راه نمیرسید و صبح دوباره طلوع میکرد. این شد که پوچی بهوجود اومد، سیریناپذیری از تجربهی دنیاهایی که هزاررنگ به آدمی میبخشیدن، اما در پایانِ روز، همه رنگهارو از تو پس میگرفتن. من نمیتونستم اون رفتوبرگشتِ زندگی رو بدون هیچ مقصدی تحمل کنم. من انسانِ دونپایه بوودن رو، دوست نداشتم. این شد که سرزمین زندگان رو پیدا کردم. اسمش رو هم خودم گذاشتم، تا قبلش فکر میکردم دنیای ما برای زندگانه، اما وقتی به اونجا رسیدم، فهمیدم که دنیای ما یک حبابِ ترکیدنی از وهم و خیاله. که اگر دست نجنبونی، همهچیزت رو ازت میگیره. و میگرفت. پیدا کردم و غرق شدم، و این غرقشدن در سرزمین زندگان، هر پنجشنبه منو نجات داد. و نجات میده. فکرش رو که میکنم توی زندگیم چیزی شبیه این نداشتم، نه حسی شبیه به این، و نه جایی شبیه به این. اوجِ رنگها بدوناینکه کسی از من پسشون بگیره، و پایینِ درهها و بالای آسمونها، همینجا بود. من پیداش کرده بودم، و اگه ازم میپرسیدن حالا تمام دنیارو میخوای یا این چندتیکه سنگ روی زمین رو؟ میگفتم من سرزمین زندهها، جایی که از سنگهای روی زمینش روحهایی به بلندای قد آسمون سر بیرون میارن و رو به مهمونهاشون کمر خم میکنن و به استقبالشون میان رو، به تمام دنیای آدممردهها، ترجیح میدم. | 1 135 |
| 18 | Sin texto... | 1 070 |
| 19 | پنجشنبه بود؛ رفتیم و به قرار رسیدیم، همه یاران هم آمدند. | 1 088 |
| 20 | این برکت رو حتی توی چنلم هم نگه میدارم. بجز انتخاب آدمهای اطرافم، دوستهام، کسایی که ازشون خرید میکنم، حتی آدمهایی که من رو میخونن هم داشون روشن باشه. واسه اینه که میگه نترس از فریادزدن حق، یهروزی حق خودش رو به همه نشون میده. هنر اینه که تو امروز فریادش بزنی، فردا که همه میبیننش. | 1 197 |
