es
Feedback
می‌حآء

می‌حآء

Ir al canal en Telegram

می‌حاء یعنی دوست‌داشته‌شده، یک واژه‌ی خودساخته‌ی ترکیبی اسپانیایی-عربی‌ست. /.ستاره‌شناس-نویسنده-نامه‌رسان يا مَن أخرَجَ يونُسَ مِن بَطنِ الحوتِ ای آنکه یونس را از دل نهنگ بیرون آورد... 📮پیام‌رسان: @mihaaebot ؛

Mostrar más
3 176
Suscriptores
-2224 horas
-1177 días
-44230 días
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+25
en 5 canales
junio '26
+171
en 21 canales
Get PRO
mayo '26
+60
en 6 canales
Get PRO
abril '26
+20
en 1 canales
Get PRO
marzo '26
+6
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+66
en 6 canales
Get PRO
enero '26
+42
en 5 canales
Get PRO
diciembre '25
+364
en 175 canales
Get PRO
noviembre '25
+92
en 12 canales
Get PRO
octubre '25
+133
en 6 canales
Get PRO
septiembre '25
+50
en 14 canales
Get PRO
agosto '25
+336
en 107 canales
Get PRO
julio '25
+490
en 105 canales
Get PRO
junio '25
+229
en 46 canales
Get PRO
mayo '25
+158
en 13 canales
Get PRO
abril '25
+97
en 16 canales
Get PRO
marzo '25
+236
en 66 canales
Get PRO
febrero '25
+82
en 3 canales
Get PRO
enero '25
+229
en 26 canales
Get PRO
diciembre '24
+428
en 38 canales
Get PRO
noviembre '24
+466
en 76 canales
Get PRO
octubre '24
+589
en 42 canales
Get PRO
septiembre '24
+756
en 66 canales
Get PRO
agosto '24
+318
en 53 canales
Get PRO
julio '24
+536
en 58 canales
Get PRO
junio '24
+836
en 60 canales
Get PRO
mayo '24
+360
en 27 canales
Get PRO
abril '24
+1 336
en 88 canales
Get PRO
marzo '24
+612
en 41 canales
Get PRO
febrero '24
+725
en 49 canales
Get PRO
enero '24
+1 214
en 141 canales
Get PRO
diciembre '23
+21
en 4 canales
Get PRO
noviembre '23
+13
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+395
en 1 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
10 julio0
09 julio+4
08 julio+3
07 julio+2
06 julio+1
05 julio0
04 julio0
03 julio+4
02 julio+3
01 julio+8
Publicaciones del Canal
تو شعر می‌سرایی و تعبیر می‌شوم با واژه‌های نابِ تو تفسیر می‌شوم یک نقطه از قلم بیفتد، گم است راه بی‌دست‌خطّ‌ِ تو، زمین‌گیر می‌شوم ای کاش بیتِ آخرِ دیوانِ تو شوم ناخوانده مانده‌ام و دلگیر می‌شوم تو دیر می‌رسی، من از این دیر، سیر می‌شوم تو می‌روی به ابد و من امروز، پیر می‌شوم

2
تو شعر می‌سرایی و تعبیر می‌شوم با واژه‌های نابِ تو تفسیر می‌شوم یک نقطه از قلم بیفتد، گم است راه بی‌دست‌خطّ‌ِ تو، زمین‌گیر می‌شوم ای کاش بیتِ آخرِ دیوانِ تو شوم ناخوانده مانده‌ام و دلگیر می‌شوم تو دیر می‌رسی، من از این دیر، سیر می‌شوم تو می‌روی به ابد و من امروز، پیر می‌شوم
1
3
بعد می‌گفت خب چرا انقدر لوسی تو؟ یادم میومد که رهبرم وقتی بحث دستورهای سنگین و شدید سیاسی میرسید هم میگفت من نمیتونم چیزی بگم، چون من پدرم، اما شما کار خودتون رو بکنید و به وظیفه‌تون به خوبی آگاه باشید. بله خب. شما پدر بودی، نمی‌شد از گل نازک‌تر به بچه‌هات بگی، حتی اگه اون بچه معاند و فاسد و بی‌ادب بود. که بود. اما شما نمی‌گفتی، شما برای اونم پدر بودی.
174
4
این‌روزا دیگه وقتی راجع‌به امام‌خمینی از مامان و بابا سوال می‌کنم، بغضشون نمی‌گیره. چهره‌شون نورانی می‌شه و واضحه که پرت می‌شن توی خاطرات جوونی‌شون، اما غمگین نمی‌شن. البته علت دیگه‌ای هم داشت که الان دیگه اون علت هم وجود نداره، «بهتر»‌ـی وجود داشت که حالا دیگه بهتر هم از این خاک و سیاره رفته. چیزی که توی چهره‌هاشون می‌دیدم همیشه حیرت و ناباوری بود، جفتشونم توی جوونی خیلی شجاع بودن، بابا رزمنده بود و مامان پشت جبهه وسط شهر دزفول با موشک های دوازده‌متری‌ش کار می‌کرد، توی خط مقدم. اما اون‌ها با وجود خضور پررنگشون، چیزهایی دیده بودن که تعریف‌کردنش توی بیست‌وپنج سال زندگی من نمی‌گنجید. انگار حتما باید در اون «زیستن» همراهشون می‌بودم که درکش کنم. اون جسارت و اون شیفتگی رو. البته کم هم نگذاشتن، تا تونستن حقیقت‌های عجیب اون دوران رو برامون مرور کردن، برای من و خواهر و برادرم، برای نوه‌ها که اسطوره‌شون از الان اسطوره‌ی ما بزرگ‌ترهاست. اینم بخاطر قصه‌های مامان‌وبابا سر سفره خونه گرم و صمیمی‌مونه. حالا فکر می‌کنم که بعدا برای عباس و أریحا چجوری تعریف کنم این روزهارو.. از کجا شروع کنم؟ من امانت‌دار‌ خوبی می‌تونم برای این قسمت حماسی و فراموش‌نشدنی از تاریخ باشم؟ سر سفره‌ای که بچه‌هام می‌شینن، مثل بابا می‌تونم روایت‌گری کنم و براشون اسطوره‌‌ی واقعی و کاملی از امام خامنه‌ای بسازم؟ هرچند برای من خیلی کم بود، این قسمتِ تاریخ برای من، خیلی کوتاه گذشت. اسطوره‌ی مادرِ عباس، زود رفت. شجاعانه و با اقتدار، با مشتی که محکم گره شده بود. بخاطر همین قصه‌های من وقتی مادر بشم، مثل مامان فقط حیرت و شگفتی نداره، همیشه اشک هم داره، اشک‌هایی که تا بی‌نهایت از دم مشکم جُم نمی‌خورن. همیشه پایین می‌ریزن و این شاید پسرم رو کمی‌ ناامید کنه، شاید دلش نخواد هربار من رو غمگین و خسته ببینه. شاید فکر کنه با پرسش‌های کودکانه‌ش دل من رو خون می‌کنه. پس من براش می‌گم که این گریه‌ها، از ناتوانی و بیچارگی نیست، حتما اسطوره‌ی بعد از شهادت پرافتخارِ امام رو بهش معرفی می‌کنم و می‌گم که چاره این‌جاست، او هنوز با اقتدار پا جا پای پدرش می‌گذاره و میدان رو هرگز رها نکرده، قوی‌تر و سرزنده‌تر برگشته. اما این اشک‌ها از احترامه، از سوگی که تمومی نداره، اینها انسان‌شدنم رو یادم میاره، بهش میگم که اگر چیزی برای یادآوری همچین موهبتی در زندگی وجود داشته باشه، این بهانه تاابد هم تکرار بشه ایرادی نداره. به فرزندم یاد می‌دم برای ارزش‌هاش بجنگه، و بعد هرجا لازم بود گریه کنه. شب‌ها قبل از خواب، به‌عنوان قصه براش سخنرانی شهید خامنه‌ای فراموش‌نشدنی رو پخش می‌کنم؛ بهش می‌گم تو سرباز این مردِ بزرگ هستی، برای جنگیدن در مقابل پوچی و نیستی، از الان باید آماده بشی. بهش میگم که این مرد دوباره برمی‌گرده، برای این‌که پشت‌سرش بایستی و در راه امام‌زمان همراه با بهترین یارانش بجنگی، دست‌هات و مشتت که میراث امام ‌خامنه‌ای هست رو گرم نگه دار. به دخترم هم می‌گم که عشق به فرزند و دختران نازپرورده رو این آقای عزیز بهمون یاد داده، احترام به حضور دخترها و بهشون از گل نازک‌تر نگفتن. بهش میگم که شهید خامنه‌ای توی روزهایی که زنده بودن می‌گفتن که «همیشه حق با زن‌هاست، من برای عدالت بین زن و مرد آدم مناسبی نیستم، چون همیشه حق رو به خانوم‌ها و بچه‌ها می‌دم.» بهشون اون‌قدر از اسطوره‌‌ی جوانی‌م می‌گم تا یاد بگیرن بعضی اشک‌ها از ناچاری نیست، از روی قدرته، از اطمینان که برمی‌گرده، دوباره میاد، اما این سُفره‌ست که باید با این قطره‌ اشک‌ها حلال بمونه، این شروع‌هاست که پایان‌های عاقبت‌بخیری رو رقم می‌زنه. مامان‌ و بابای من بهم یاد دادن توی این مسیر عاقبت‌بخیر بشم، منم به بچه‌هام یاد می‌دم، همون‌طور که امام‌خمینی در ابتدای انقلاب آرزوی عاقبت‌بخیری برای تمام اهل مکتب امام‌حسین داشت، همون‌طور که علم رو به سیدعلی حسینی خامنه‌ای سپرد، و علم همچنان استوار به دست امام سیدمجتبی خامنه‌ای پابرجاست. الهی به امید تو.
247
5
قبول باشه عزیزم🤍
80
6
من خوندم دیگه سه بارم خوندم😢
81
7
اگر براتون مقدور هست هم امشب بخونید هم فرداشب. همش دوتا دورکعتی برای امام شهیدمونه دیگه، زحمتی نداره….
163
8
عزیزم نماز رو کی باید بخونیم؟ هرکی یه چیزی میگه...
163
9
«خب، وقت تمام شد و حرف‌ها خیلی زیاد است؛ شما را دوست داریم و برایتان دعا می‎کنیم. والسلام ‌علیکم و رحمة‌الله و برکاته. خداحاف
«خب، وقت تمام شد و حرف‌ها خیلی زیاد است؛ شما را دوست داریم و برایتان دعا می‎کنیم. والسلام ‌علیکم و رحمة‌الله و برکاته. خداحافظ آقایون و خانم‌ها…» -شهید امام سیدعلی حسینی خامنه‌ای
308
10
به اندازه همه‌ی روزهایی که توی پناهگاه نبودی، الان زیرِ زمین آروم می‌خوابی و دیگه هیچ خطری تهدید نمی‌کنه شمارو. هرچیزی که تا الان نبودی، الان هستی. دیگه اگه هفتادسال هیچ خواب راحتی نداشتی، الان داری. برای همه‌ی اومدن‌ها، حالا دیگه هیچ‌وقت نمیای. بعد از همه سرپا ایستادن‌هات بدون عصا، دیگه هرگز دوباره نمی‌ایستی. همه نمازهای دنیارو می‌خوندی، حالا دیگه نمی‌شه بخونی. اقتداکردن ‌ها تموم شد، دیگه پشت‌سر آدم‌های دیگه نماز می‌خونیم. اگه شجره‌ای نامه‌ای از شما شروع می‌شد و ریشه می‌زد، دیگه از حضور شما خالی می‌شه و رنگ می‌بازه. گریه می‌کردیم و چهارماه برای شما عزادار بودیم، دل مگه اجازه می‌داد که شمارو به خاک بسپریم؟ چهارماه و یک‌هفته بس نبود، مرور تمام دیدارهاتون با خانواده شهدا بس نبود؛ محمدمهدی و فاطمه‌زهرا هنوز هم فرزند شهید هستن، آرمیتا هنوز فرزند شهیده، حلما هم همین‌طور؛ دیگه کی به حلما اصرار کنه که بخنده؟ این بچه‌ها هنوز هم قرار نیست باباشون برگرده، همه رو رها کردی رفتی و اون‌ها برای بار دوم بی‌پدر شدن. هرچی چفیه توی بیت بود رو به محبّینت دادی یا بقیه‌شون اون‌جا برای ابد خاک می‌خورن؟ اگر نخِ چفیه‌ی شما باقی مونده بود و به این حقیر می‌رسید، نه انگشتر عقیق و نه عبا و قبایی که سهم عزیزترین‌های شما شد، یک نخ از چفیه‌ی خاکی شما که نخ‌کش شده، با این امید که دست شما اونو روی دست‌های من بذاره. این‌ها اتفاق نمی‌افته؟ شما باز هم به… کلمه ندارم. فقط غم دارم. سوگی سنگین به اندازه یک زندگی تا پایان برای من مانده. به من کمک کن آقای شهیدم، من به امید شما پا به این مسیر گذاشتم، این تاروپود سیاه چادر روی سرم بخاطر شما به روسریم بند شده، آوردم توی صحن مصلی که نشونتون بدم، نبودین. به این نخِ عبای سیاه قسم، حواست به ما باشه. حواست به ما باشه. حواست به ما باشه. امید به دیدار امام شهیدم، آرام بخواب🖤
381
11
به پایان آمد این دفتر. تموم شد و رفت.
337
12
منم همین‌طور ادمین کانال رهبر شهید، منم همینطور (:
339
13
منم همین‌طور (:
1
14
.
227
15
میتونید یدونه نماز بخونید برای همشون. اسم همه رو هم پست سر هم بیارید. ولی خب بهتره جداگانه بخونید.. میتونید برای امام خامنه‌ای یدونه بخونید، برای بقیه اعضای خانواده هم یدونه🖤
175
16
باید برای تک تکشون نماز جدا بخونیم یا یه بار میتونیم بخونیم و بعدش ثوابشو به چند نفر هدیه کنیم؟
175
17
از امشب هرکی خاک بشه، دیگه تاریکی نمی‌بینه. اون‌جا الان منبع نوره، این نور تا قیامت زیر تمام خاک‌ این سرزمین رو روشن می‌کنه.
370
18
حالا می‌تونید بخونید، امام خامنه‌ای در خاک آرمیده‌ند و به آسمان رفتند.
184
19
ولی فکر نمی‌کنم اونقدر طولش بدن. احتمالا به‌زودی مراسم انجام می‌شه.
89
20
اگه دفن قبل از اذان صبح تموم بشه، حتی اگه نزدیک طلوع فجر باشه، تا وقتی شب تموم نشده، می‌تونید همون شب نماز رو بخوانید. چون ملاک نماز لیله‌الدفن، شب دفن هست. بنابراین اگر دفن اونقدر طول بکشه که بعد از طلوع فجر انجام بشه، دیگه اون شب گذشته. یعنی اگر دفن صبحِ جمعه انجام شده، نماز رو شبِ شنبه (بعد از غروب جمعه) می‌خونن.
87