ch
Feedback
جناب گاو

جناب گاو

前往频道在 Telegram

محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ

显示更多

📈 Telegram 频道 جناب گاو 的分析概览

频道 جناب گاو (@jenabegav) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 14 973 名订阅者,在 政治 类别中位列第 3 690,并在 伊朗 地区排名第 22 049

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 14 973 名订阅者。

根据 24 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -13,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 48.62%。内容发布后 24 小时内通常能获得 29.08% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 7 285 次浏览,首日通常累积 4 357 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 201
  • 主题关注点: 内容集中在 پادشاهی, حکومت, نظام, چیز, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ

凭借高频更新(最新数据采集于 25 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。

14 973
订阅者
-624 小时
+137
-1330
帖子存档
«برادران کارامازوف» و «محور مقاومت» چطور زندگی میلیون‌ها نفر فدای رؤیابافی‌های انتزاعی شد؟ «برادران کارامازوف»، آخرین رمان نویسنده‌ی سترگ روس، «فئودور داستایوفسکی» است. رمانی طولانی و مفصل که پس از ۱۴۰ سال هنوز هم نقش بسیار مهمی در پژوهش‌های ادبی، الهیاتی، تاریخی، فرهنگی یا روان‌شناسانه دارد. در یکی از معروف‌ترین بخش‌های این کتاب، ما روایت یک بحث مهم را میان دو برادر می‌خوانیم. «ایوان کارامازوف» به عنوان یک روشنفکر سکولار و نماینده‌ی عقلانیت مدرن در یک سمت و در سمت مقابل، قهرمان کتاب، «آلیوشا (الکسی) کارامازوف» که یک مومن سنتی و باورمند به مسیحیت ارتدوکس است. ایوان ادعا می‌کند که عاشق «بشریت» است اما توان محبت ورزیدن به آدم‌هایی واقعی، ناقص، گاه شرور و گاه ابله را ندارد و آلیوشا (در حقیقت، داستایوفسکی از زبان او) جواب می‌دهد که مقابله با شر، نه از رهگذر ایده‌هایی انتزاعی چون «عشق به بشریت» بلکه به واسطه‌ی عمل خیر، ازخودگذشتگی واقعی و محبت به همین آدمیانِ ناکامل و پرایراد رخ می‌دهد. دیدگاهی که می‌توان آن را «متقدم دانستن امر/انسان انضمامی به امر/انسان انتزاعی» دانست و در اندیشه‌ی قرن بیستم هم نمایندگانی مهم داشت: در فلسفه‌ی «لویناس» در باب اخلاق و شروع اخلاقی زیستن از «چهره‌ی دیگری»، در هشدارهای «آرنت» در مورد «تمامیت‌خواهی» و فراموشی انسان و در تحلیل «اوکشات» از «عقل‌گرایی در سیاست» و شکست عقل‌گرایان در سیاست‌ورزی. از دریچه‌ی این نزاع فکری، وضعیت، مصائب و مخاطرات امروز ما نیز قابل توضیح است؛ کشور ما اکنون در میانه‌ی جنگی ویرانگر است و در عین حال، پیش از جنگ نیز، یک دهه تلاطم دهشتناک اقتصادی و درگیری‌های خونین خیابانی را به چشم دیده است. بلایایی که باید آن را در سیاست خارجی حکومت مستقر ریشه‌یابی کرد، بالاخص آن‌چه «مقاومت» نامیده می‌شود. حتی پیش از استقرار جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب ۵۷، سمت و سویی که ایدئولوگ‌ها و رهبران آن انقلاب در مورد جهان داشتند معلوم بود. خصومتی شدید با اسرائیل و غرب‌ یا بخ اصطلاح خودشان، «استکبار»، که تا بن دندان در ساختار حکومت رخنه کرده و ادامه دارد. این خط مشی سیاست را نه عرصه‌ای برای تعقیب منافع ملی و صلح، که راهی برای عملی کردن آرمان‌هایی به زعم خود اخلاقی و شرافتمندانه مثل «اخراج غرب از منطقه» یا «نابودی اسرائیل» می‌دید و در این راه از هیچ بهایی فرو نگذاشت. «راه قدس از کربلا می‌گذرد» جنگ با عراق بعثی را هشت سال ادامه داد و پس از آن و در دوران رهبر دوم، موجب شکل‌گیری چیزی شد که «محور مقاومت» نام دارد، محوری که هدف آن محاصره‌ای کامل دور اسرائیل بود و همزمان توان آزار دادن آمریکا را نیز داشت. مهم نبود که بالعکس ادعاهای اخلاق‌مدارانه‌ی اولیه، حمایت از این ائتلاف موجب چه بلایایی برای میلیون‌ها نفر می‌شود یا چه هزینه‌ای را بر ایرانیان وارد می‌کند، آن «ایده» در طی سال‌ها فربه و فربه و فربه‌تر شده بود و با خرواری احساساتی‌گری اتصال‌یافته‌ی مذهبی یا ملی‌مسلکانه، راه را برای بلایای مهیب‌تر باز می‌کرد‌. برای رهروان این راه، اهمیتی نداشت اگر برای حمایت از حزب‌الله بیخ گوش اسرائیل، به واسطه‌ی حمایت از بشار اسد، میلیون‌ها سوری آواره و چند صد هزار نفر کشته شوند، یا جنوب لبنان به بهانه‌ی «حمایت از غزه» به میدان جنگ حزب‌الله و اسرائیل تبدیل و با خاک یکسان شود‌ یا جنگ به خاک ایران کشیده شود. خنده‌دار و تراژیک است، اما حتی اهمیتی نداشت که خود اهالی غزه، که بهانه‌ی اولیه‌ی این حرکت بودند، قربانی یک انتحار احمقانه شوند‌ و مجبور شوند به‌جای خانه در چادرها زندگی کنند‌. و حالا، امروز در انتهای مسیری نشستیم که به واسطه‌ی تقدم ایده‌هایی انتزاعی بر زندگی واقعی و تجربه‌ی زیسته‌ی «آدم‌ها» شروع شد. فدا کردن چیزهایی ملموس به پای آرمانی که از لحاظ عقلانی، تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و حتی مذهبی به ما نامربوط بود. تنها آورده‌ی چنین تجربه‌ی سنگین و تلخی، می‌تواند این باشد که اگر آینده‌ای فردای این وضعیت داشتیم، هیچ آرمان انتزاعی‌ای، حتی اخلاقی‌ترین و موجه‌ترین آن‌ها، نباید به بهای زندگی حاضر و جاری آدم‌های واقعی دنبال شود. @youngconservative

در این مقطع از تاریخ به‌روشنی می‌بینیم که آشکارا یک سازمانِ ایدئولوژیک، سعی می‌کند ویژگی‌های کیش مذهبی الهی را مهندسی کند، حتّی اگر ایدئولوژیِ آن صریحاً الحادی و ضدّ دینی باشد. این‌گونه است که فرقه‌های هیتلر، موسولینی، استالین، تروتسکی و مائو علی‌رغم صریح بودن در الحادشان، فرمی مذهبی‌وار در جایگزینی مذهب دارند. ستایش و تقدّسِ بنیان‌گذار و قطب فرقه، ساختار سلسله‌مراتبی، وفاداریِ بی‌شائبه، تحریم و محدودیّت و تابوسازی‌های روان‌شناختی و حتّی فیزیکی در زمان اقتدار و قدرتِ فرقه کاملاً مشهود است. هانا آرنت

Repost from تأملات
خود جهان «درهم‌شکسته» به نظر می‌رسد. در درونی‌ترین لایه‌های آگاهی، نوعی یأس متافیزیکی وجود دارد. در این زمان است که ایمان‌های جایگزین ناگزیر قد علم می‌کنند تا این خلأ تراژیک را پر کنند. انسان از ایدئولوژی‌هایی که از هرگونه منبع اثربخشی واقعی جدا افتاده‌اند ارضا نمی‌شود: باید زمانی فرا رسد که از آن‌ها سرخورده شود. او با نقد و نفی، حتی کمتر از آن می‌تواند سر کند. او با لائیسیته و بی‌طرفی نمی‌تواند زندگی کند. ناگزیر در خلأ درونی‌اش چیزی شبیه به عطشی شدید برای هوا شکل می‌گیرد که آغوش او را در برابر هجوم نیروهای ایجابی جدید—هر چه که می‌خواهند باشند—می‌گشاید. این نیروها هر چه زمخت‌تر و زهرآگین‌تر باشند، با سرعت بیشتری او را تسخیر می‌کنند. انسانی که از حیاتی برتر بریده شده است، تسلیم فشارهای بی‌رحمانه‌ای می‌شود که دست‌کم احساس زنده بودن را به او القا می‌کنند. او که با سوءاستفاده از نقد، خود حقیقت را محو کرده بود، اکنون دیگر تمایلی به استفاده از آن ندارد، تا بدین طریق از سراب‌های خویش محافظت کند. یک زودباوری آشفته جانشین ایمان او می‌شود. عقل‌گرایی، راز را طرد کرده است: و اسطوره جای آن را می‌گیرد. —آنری د لوباک، الهیات در تاریخ

از اینجا نزدیک به صد و بیست و چند سال از نسل کشی مردم هزاره در افغانستان گذشت. نکته فراموش شده در روایت این داستان و شخصیت ام
از اینجا
نزدیک به صد و بیست و چند سال از نسل کشی مردم هزاره در افغانستان گذشت. نکته فراموش شده در روایت این داستان و شخصیت امیر عبدالرحمان خان، ارتباط روشن میان ورود مدرنیسم و دولت نوین با کشتارهای بزرگ قومی-مذهبی و تغییر دموگرافی در دنیای شرق است. عبدالرحمان خان استقلال افغانستان را در "بازی بزرگ" میان بریتانیا و روسیه حفظ کرد، مرزهای نوین افغانستان را شکل داد و تحکیم بخشید و در یکی از قبایلی‌ترین مناطق جهان، ارتش و دولت نوین و متمرکز و پایه‌های صنعتی ایجاد کرد که کار حاکمان ضعیف و با اندیشه قرون وسطایی نبود. آن چه در عهد او در هزاره‌جات و کافرستان رخ داد را نمی‌توان خارج از این چهارچوب تحلیل کرد. ورود به دنیای نوین و مفاهیم مربوط به دولت-ملت‌های پساانقلاب صنعتی، همیشه و برای همه هویت‌ها، موضوعی با خاطره خوشایند نیست. البته کم‌سوادی همیشگی باعث می‌شود عده‌ای خیال کنند پادشاهی بارکزایی و سپس جمهوری مستعجل داوود خان و جمهوری کمونیستی دمکراتیک خلق افغانستان دولت‌های سنتی قبایلی(!) بوده‌اند.
همانطور که قبلا گفته شد، افغانستان چند تا (و‌نه فقط یک) مستبد منور با توسعه آمرانه به خود دید!

لعنت به جماعت رویا فروش متوهم که هر چه هست و هر چه میکشیم؛ صدقه‌سر اینهاست، از احمدی‌نژاد گرفته تا ثابتی و نبویان و رسایی! 🔗 Zahra Hooshyar (@zahrahp_1) 📲 @twittervid_bot

ما نوآیین‌های مکتب ر‌وسو نیستیم؛ما حواریون ولتر نیستیم؛ هلوتیوس در ما پیشرفتی نداشته است؛ بی‌خدایان موعظه‌گران ما نیستند؛دیوا
ما نوآیین‌های مکتب ر‌وسو نیستیم؛ما حواریون ولتر نیستیم؛ هلوتیوس در ما پیشرفتی نداشته است؛ بی‌خدایان موعظه‌گران ما نیستند؛دیوانگان، قانون‌گذاران ما نیستند. ما قلبی از گوشت و خون داریم که در سینه‌هامان می‌تپد؛ از خدا می‌ترسیم، با احترام به پادشاهان خود می‌نگریم، با حرمت به کشیشان، و با احترام به اشراف.
ادموند برک

فيدل كاسترو نماد ساده زیستی و کمونیست و جنگ و برابری، فرشته جور میکرد برای مارادونا :)))))) _Mehrdad_ @uttweet

این جمال عبدالناصر در آن زمان ها قهرمان عرب ها (از لیبی و‌ مصر و سوریه و یمن و عراق و فلسطین....) و ملی گرایی سوسیالیستی عربی آن زمان بود. اما خیلی زود عرب ها او و آرمان هایش را کلا فراموش کردند و خاطره اش را به قبرستان تاریخ سپردند. اما اقبال ایرانی آن شد که برای ۳۷ سال رهبری بر ایران حاکم شد که هم عاشق او و‌ایده هایش بود، و هم عاشق کسی که عبدالناصر اعدامش کرده بود: سید قطب!

رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ:
هرگونه خسارتی که به کشتی‌ها، محموله‌ها یا دارایی‌های مرتبط وارد شود، از طریق وجوهی که ایران در اختیار دارد و دولت ایالات متحده بر آن‌ها کنترل دارد، توسط ایران پرداخت خواهد شد.
آخر کار مجبور خواهیم شد حتی آسیبی را هم که ج.ا. به کشورهای همسایه زده بپردازیم. کشوری ویران و فقیر، با صنعت نفتی فرسوده، با جمعیتی رو به پیری، با پول‌هایی که خرج عار و عور برادران شده‌.... و همزمان، ملی‌گرای ما هنوز در بند احساسات‌بازی‌ای است که هیچ راهی به هیچ جا نمی‌برد! همان بازی بیحاصل همیشگی با نمادها و کلمات و بازی‌های ذهنی.... امروز «پای ایران ایستادن» فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط یک وجه دارد و آن ایستادن جلوی تندروهای داخلی است! هر سخن دیگری (محکوم کردن ترامپ و نتانیاهو یا سلطنت‌طلبان، خوشحالی از «پیروزی ایران»، تکیه بر نمادهای ملی....)، حتی اگر در اصل هم‌ درست باشد، هیچ سودی ندارد و‌ حتی می‌تواند آب به آسیاب همان تندروهای داخلی بریزد که از ویرانی ایران هیچ ابایی ندارند و قدرت آن را هم دارند که از ایران ویرانه بسازند.

تنگه، ننه و یقلوی #متفرقه

شکر خدا، اگر شریعتی و رفقا از قرآن و نهج‌البلاغه سوسیالیسم و کمونیسم بیرون می‌کشیدند، دوستان ملی‌گرا هم بیکار نبودند (و‌ نیست
شکر خدا، اگر شریعتی و رفقا از قرآن و نهج‌البلاغه سوسیالیسم و کمونیسم بیرون می‌کشیدند، دوستان ملی‌گرا هم بیکار نبودند (و‌ نیستند) و از شاهنامه اسطوره‌ای، مفاهیم مدرنی چون ملت و طرح جهانی بیرون می کشیدند. اگر می‌خواستیم همه روشنفکرای خل آن دوران را در تیمارستانی جمع کنیم، تیمارستانی به وسعت استان کرمان نیاز داشتیم. همه توهم‌فروش!

حدود سال ۲۰۱۰ میلادی، ابندا در کشورهای ثروتمندتر و بعد تقریبا در کل دنیا، موجی از افسردگی و اضطراب و ناراحتی‌های روانی دیگر در بین نوجوانان و‌ جوانان شروع شد و هر سال شدت یافت. دلیلش؟ شایع شدن استفاده از تلفن همراه هوشمند! مسلماً تکنولوژی بسیاری راحتی‌ها برای نوع بشر به ارمغان آورده است. ولی از دو اشتباه باید حذر کرد: ۱- یوتوپیای تکنولوژیک: این که گمان کنیم به کمک تکنولوژی می‌توانیم ذات بشریت را تغییر دهیم یا اساسی‌ترین خصلت‌های بشری را به کنترل درآوریم، و به این وسیله رفاه و شادی مردم را بدون عوارض نادانسته و ناخواسته بیشتر کنیم. ۲- این که گمان کنیم رفاه، هر چه بیشتر و بیشتر، همواره شادی بیشتر و بیشتر می‌آورد. یا آنکه جستجوی رفاه می‌تواند جای جستجوی معنا را زندگی انسان‌ها بگیرد.

چرا از پزشکیان و افراد دولتش بدم می‌آید؟ آیا کوچکترین قدرتی جلوی تندروهای جنگ‌طلب دارد؟ خیر! آیا قدرت دارد مذاکرات را به راهی
چرا از پزشکیان و افراد دولتش بدم می‌آید؟ آیا کوچکترین قدرتی جلوی تندروهای جنگ‌طلب دارد؟ خیر! آیا قدرت دارد مذاکرات را به راهی ببرند که خودشان صلاح می‌دانند؟ خیر! آیا قدرت دارد جلوی فیلترینگ را بگیرد؟ خیر! آیا لااقل این قدر قدرت دارد جلوی همین اوباش پلمپ‌کننده را بگیرد؟ خیر! آیا اصلاً و ابداً امکانش هست که در عین تحریم‌ها و‌ جنگ، کشور را از افتادن در سراشیبی تند بحران اقتصادی دور نگهدارد؟ خیر! پس فقط یک کار از ایشان و دولتش برمی‌آید: اینکه نقاب ظاهر و دروغینی برای نظامی باشد که تصمیم‌گیرندگان اصلیش تره هم برای رئیس‌جمهور و دولتش خرد نمی‌کنند. تصمیم‌ها را آنها بگیرند و فحشش را پزشکیان و‌ دولتش بخورند. اینجا با دو‌ گروه جبون و بی‌خایه و ترسو مواجهیم: ۱-دولت بی‌قدرت پزشکیان که خایه این را ندارند که محکم بایستند و بگویند که هیچ قدرتی ندارند و تصمیمات جای دیگری گرفته می‌شود! ۲- تصمیم‌گیرندگان اصلی که تمام خرابی‌ها و بحران‌ها و‌ مشکلات را به وجود می‌آورند، ولی به دلیل جبن ذاتی‌شان هیچ مسوولیتی را قبول نمی‌کنند.

شاید عمیق‌ترین معنای انتظار، یاد گرفتن زندگی در خلأ باشد، نه تلاش برای پر کردن آن. عصر غیبت، تمرینِ تحملِ اضطراب بی‌مرجعی و بی‌پناهی تاریخی شیعه است؛ پذیرفتن اینکه تا پیش از ظهور، هیچ انسان، هیچ نهاد و هیچ اندیشه‌ای قرار نیست مرجع نهایی حقیقت و پاسخ همه پرسش‌های بشر باشد. منتظر واقعی کسی نیست که برای فرار از این اضطراب، هر بار جای خالی امام را با فقیه، روشنفکر، حزب یا ایدئولوژی پر کند؛ منتظر کسی است که این خلأ را به رسمیت بشناسد، آن را تاب بیاورد و مسئولانه در دل همین بی‌مرکزی زندگی کند.... #انتظار #غیبت @Imamiya_identity

نمی فهمم حالا زن چرا ناراحت است! این خبر را ببینید:
برای تجمعات شبانه میادین، ۱۲ میلیارد تومان هزینه داربست دادیم. از ابتدای جنگ تا امروز ۷۵ میلیارد تومان هزینهٔ پذیرایی توسط شهرداری پرداخت شده است. در این مدت در جمع‌آوری زباله هم با مشکل مواجه شدیم. شهردار آمل ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
یعنی حدوداً ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه مستقیم (غیرمستقیم‌هایش بماند!) برای پرچم تکان دادن «هشت‌الشبی»ها در یک شهر آمل. فقط در آمل، ۱۰۰ میلیارد تومان. هنوز هم یک ماه نگذشته از پرهزینه ترین و‌ پرخرج ترین مراسم تشییع جنازه در کل تاریخ بشریت. وسط جنگی که در آن فولاد و‌ پتروشیمی و صنایع نظامی ما به فنا رفت و فروش نفت ایران به صفر رسید و دو‌ ماه مملکت تعطیل بود! یعنی این خانم نمی فهمد مقاومت و جنگ خرج دارد؟ ایشان را نمی دانم، ولی بسیاری از برادران و خواهران هشت‌الشبی فکر می کنند جنگ یعنی آنکه زیر کولر بنشینی و به آمریکا و اسرائیل و پزشکیان و عراقچی فحش دهی و شب‌ها به خرج ملت بروی ضیافت و پرچم تکان دهی!

پرونده جام جهانی ۲۰۲۶ هم دیشب بسته شد! در این استادیوم ۱۰۰ هزار نفری در نیویورک و با اجرای برنامه هایی مفرح از گوشه و کنار دن
پرونده جام جهانی ۲۰۲۶ هم دیشب بسته شد! در این استادیوم ۱۰۰ هزار نفری در نیویورک و با اجرای برنامه هایی مفرح از گوشه و کنار دنیا حتی از کشورمان، ایران! انگار نه انگار که میزبان، در وضعیت جنگی است!! در همین چند هفته که ما به زد و خورد و محاصره و تحریم و پاره شدن تفاهم نامه سرمان گرم بود، آمریکا ۱۷ میلیارد دلار درآمد مستقیم، ۳۰ میلیارد دلار درآمد غیرمستقیم و ۱۸۰ هزار نفر شغل با ۱.۵ میلیون توریست ایجاد کرد تا ۱۰% به گردش مالی مردم بیافزاید اثر جنگ بر آمریکا همینی هست که می بینید! ۰.۰۳% افت در رشد اقتصادی! ۴۸ میلیارد دلار هزینه نظامی از بودجه ۱۵۰۰ میلیاردی نظامی ۲% تورم بدون اثری خاص در ارزش پول ملی این‌سوی ماجرا اثر جنگ بر ما ۸% سقوط رشد اقتصادی ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت نصف شدن ارزش پول ملی طی یکسال و ۱۲% سقوط آزاد فقط طی ۹ روز گذشته! و از دست رفتن حداقل ۱ میلیون شغل گاهی بهتر است اجازه دهیم اعداد سخن بگویند چون هر سخن اضافه بر این گزاف است!/#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online 📌Paktinat.Hamed

. هر فاجعه‌ای را می‌توان "هزینه‌ی مقاومت" نامید. هر عقب‌ماندگی‌ای را "صبر تاریخی"، هر شکست را "پیروزی اخلاقی" و هر ویرانی را
. هر فاجعه‌ای را می‌توان "هزینه‌ی مقاومت" نامید. هر عقب‌ماندگی‌ای را "صبر تاریخی"، هر شکست را "پیروزی اخلاقی" و هر ویرانی را "بهای آرمان"! آیا امروز حماس می‌پذیرد که در غزه شکست خورده؟ مدافعان آن در ایران چطور؟ اگر کشور بیش از پیش ویران شود چه؟ تا بازی زبانی هست غمی نیست و شکست برای ایدئولوگ معنایی ندارد.. " یاسر عرب"

Repost from چُراز
🔸 پشت پرده تعویض کارت‌خوان‌های نانوایی‌ها چه بود؟ 🔹 در سال ۱۴۰۰، طرح نانینو با نصب دستگاه‌های پوز جدید در نانوایی‌ها آغاز شد. هزینه این پوزها که توسط شرکت ... وارد شده بودند، حدود هزار میلیارد تومان بود و پس از مدتی، تمامی نانوایی‌ها ملزم شدند فقط از همین دستگاه‌ها استفاده کنند. اما آیا این کار از نظر امنیتی منطقی بود؟ نمیشد این طرح را با کارتخوان‌های موجود و هزینه‌ای بسیار کم‌تر اجرا کرد؟ ویدیوی "داستان سامانه‌ای که می‌خواست تعداد نان‌های شما را بشمارد!" را در کانال یوتوب چراز ببینید. مهمان گفتگو: محمدعلی خادم سهی، کارشناس اقتصادی @choraz

از اینجا
دی ۹۸ مرزن آباد آموزشی بودم، بعد از دو‌هفته ۱۸ ساعت مرخصی دادند. رفتم خونه و متوجه شدم پدرم سرطان گرفته. فردا عصر برگشتم پادگان، و دو روز با مدارک پزشکی التماس کردم مرخصی بدهند تا بتونم کارای شیمی‌درمانی پدرم رو انجام بدم. جواب این بود که «مگه تو دکتری؟بری که چی بشه؟». حالا یک عده‌ای که نفهمیده‌اند سربازی چیه و از پول و رانت ددی(یا حاجی) می‌خورند و “کار فرهنگی” می‌کنند، واسه ما وطن‌پرست و نگران سرباز شده‌اند! من توی ۲۱ ماه سربازی، خودکشی ۲ تا سرباز را دیدم. شما حساب کن هر سال چند تا سرباز خودکشی می‌کنند یا زندگی‌شون از هم می‌پاشه. کل پادگان آموزشی کرونا گرفته بود، ولی بخاطر اینکه /انتخابات مجلس به هم نخوره اعلام نکردن کرونا اومده، و تمام ما را بدون ۱ روز مرخصی پایان دوره که استحقاقی‌مون بود، با حال مریضی در حد مرگ فرستادن پای صندوق رای. لجن ترین هاشونم ترفیع می‌گیرن و می‌رن بالا. بعد شما از اینا انتظار داری جون سرباز و مردم براشون مهم باشه؟
مطالب مرتبط: https://t.me/jenabegav/1080 https://t.me/jenabegav/1070

کارزاری برای این کار زار جمعیتی که تا بعد از نیمه‌شب پرچم تکان می‌داد و هوار می‌کشید، آن‌قدر کم شده که دیگر انگار نیست. شاید بن‌های کالایی که شایع بود توزیع می‌کنند قطع شده. شاید از وقایع اخیر خسته و مأیوس شده‌ و تغییر عقیده داده‌اند. شاید هم هوا زیادی گرم است. هرچه که هست، دیگر از صد نفر یک نفر هم هوادار ادامه این جنگ نیست. چون نزاعی که در آن یکی می‌زنی و صدتا می‌خوری اصلاً اسمش جنگ نیست، انتحار است. و مسلمان مسلمان هم اگر باشی، لابد روزی این آیه قرآن به گوشت خورده است که: با دست خودتان خودتان را به هلاکت میفکنید. من کارزاری را که برای اعزام سران جنگ‌طلبان به جنوب به راه افتاد امضا نکردم. چون فکر می‌کنم درخواست عاقلانه این است که این افراد (به شمول همه کارشناسان و مجریان و تهیه‌کنندگان صداوسیما) تا زمان بازجویی و محاکمه در آسایشگاه روانی تحت نظر قرار بگیرند. کشوری با این وضع رقت‌بار نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک راهی غیر از تسلیم ندارد. در غیر این صورت هر شب خبرهای بدتری خواهیم شنید، و هشتگ‌های همدلی با جنوب هم برای فاطی تنبان نمی‌شوند. به همین زودی‌ها ممکن است جنوبی‌ترین نقطه ایران شیراز یا حتی اصفهان باشد. به خود بیایید. https://t.me/AmirrezaAbdolii/