uz
Feedback
⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^

⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^

Kanalga Telegram’da o‘tish

این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣 لیست فیک های در حال آپ: #fic وانشات: #Oneshot تمام شده: #full رمز پارت ها: داخل گروه توییت از فیک ها: #TWT_fic گروه نظرات: [ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ] چنل اصلی: @VKook_i

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^ analitikasi

⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^ (@vkooki_fic) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 13 614 obunachidan iborat bo'lib, Kitoblar toifasida 2 752-o'rinni va Eron mintaqasida 23 804-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 13 614 obunachiga ega bo‘ldi.

13 Iyun, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 36 ga, so‘nggi 24 soatda esa 2 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 8.05% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 3.23% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 095 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 440 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 21 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent #healme, heal, me,, #ارسالی, #spoil kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣 لیست فیک های در حال آپ: #fic وانشات: #Oneshot تمام شده: #full رمز پارت ها: داخل گروه توییت از فیک ها: #TWT_fic گروه نظرات: [ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ] چنل اصلی: @VKook_i

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 14 Iyun, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kitoblar toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

13 614
Obunachilar
+224 soatlar
+587 kunlar
+3630 kunlar
Postlar arxiv
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 47 "اینجا چیکار می‌کنی؟ تقریباً ده ساله که در طول روز، اینجاها ندیدمت. دنیا به آخر رسید
+1
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 47
"اینجا چیکار می‌کنی؟ تقریباً ده ساله که در طول روز، اینجاها ندیدمت. دنیا به آخر رسیده؟"
"فقط اومدم ببینمت."
"باز کاری کردی کیم یوجین؟ کسی می‌خواد بکشتت؟ کسی رو کشتی یا جایی رو سوزوندی؟ یک هفته گذشته کجا بودی؟"
"روسیه!"
"روسیه؟"
"هوس ودکا کرده بودم."
"خب؟"
"پدر بهم زنگ زد که برگردم."
"چرا؟ می‌خواد منو بکشه و قراره مراسم خداحافظی داشته باشیم؟"
پر حرص خندید:
"پدرت! به هر حال همیشه فقط پدر تو بوده و برای من، قربان."
"اما تو برادر منی."
"هستم. معلومه که هستم و تو هم برادر کوچولوی عذاب‌آورمی اما شاید بهتر بود برادری ما هم با مرگ مادرمون، تمام می‌شد."
「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 47 "چی آوردی؟ می‌خواستم غذا سفارش بدم!" "و وعده‌ای که قرار بود بخوری دقیقاً چی محسوب می
+1
␥ 𝐇𝐞𝐚𝐥 𝐌𝐞, 𝐊𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫 🔜 Part 47
"چی آوردی؟ می‌خواستم غذا سفارش بدم!"
"و وعده‌ای که قرار بود بخوری دقیقاً چی محسوب می‌شد؟"
"شامِ دیشب و صبحونه و ناهار امروز."
با بیخیالی گفت و از روی تخت بلند شد. سرش رو کمی خاروند و بعد دستش رو زیر هودی خاکستریش برد و کمرش رو هم خاروند. چشم‌هاش نیمه باز و نیمه بسته بودن.
"چند قرنه حمام نکردی؟"
"نمی‌دونم!"
"برو دوش بگیر. تا برگردی یه چیزی درست می‌کنم."
یکی از چشم‌های پسر باز شد و این بار سراغ خاروندن پلک چپش رفت:
"می‌تونی؟"
"فلج به نظر می‌رسم جانگ؟"
"نه فقط فکر کردم دوست‌پسرت از این کار هم منعت کرده!"
"از مزخرفاتت خسته شدم. صبر لعنتی منو امتحان نکن. هیچوقت یادم نمیاد گفته باشم آدم صبوری هستم. گفتم؟"
"خیلی چیزها نبودی و الان هستی."
「 #HealMe ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i@vkooki_fic

ساکنین توکیو، با کمال ناراحتی این هفته پارت جدید نداریم، از یکشنبه‌ای که گذشت حال چندان خوبی نداشتم و نشد که پارتی شایسته‌ی نگاهتون اماده کنم، امشب مثل هفته‌های عادی کنارتون هستم فقط باید منو تنها بپذیرید که پارت جدید نداریم. 🤍 #Teo

␥ 𝐒𝐚𝐮𝐝𝐚𝐝𝐞 🦋
«گمونم معتاد شدم..._» «به سکس؟» «به تو!»
ارسالی امشب رو با احتیاط باز کنید. ❤️‍🔥 「 #Saudade  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥ 𝐒𝐚𝐮𝐝𝐚𝐝𝐞 _با من تهدیدت..._ _می‌پرسی اون از تنها نقطه‌ضعفم خبر داره یا نه؟ مردمک‌های تیره و سلطه‌گر تهیونگ، به آرامی بالا کشیده شد. دست‌های کشیده و گندمی‌رنگش را با ملایمت زیر ران‌‌های برهنه‌ی جونگکوک لغزاند و در حالی که باسنِ پرستیدنی معشوق را به سختی می‌فشرد، به فاصله‌ی نیم‌نفس از لب‌های برف‌زاد، زمزمه کرد. اما لعنت؛ نوغنچه‌ی بهار‌پوشش از او علت تولد ترس در جان را پرسیده و او همچنان برای تصاحب تندیس عریانش تا آن اندازه بی‌قرار بود؟ 「 #Saudade ⁞ #TwT 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 12 - مطمئنی خوبی؟ می‌دونی که هر علامت جدیدی حس می‌کنی باید بگی!؟ جونگوک دوباره تأییدش کرد، «آره حواسم
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 12
- مطمئنی خوبی؟ می‌دونی که هر علامت جدیدی حس می‌کنی باید بگی!؟ جونگوک دوباره تأییدش کرد، «آره حواسم هست. نگران نباش.» آلفا تلخندی کرد، ولی نه اونقدری که تیز باشه، «اینکه می‌خوای نگران نباشم مثل این می‌مونه که ازم بخوای نفس نکشم!» امگا سرش رو پایین انداخت و به پرونده‌ی مدارکی که توی دستش بود نگاه کرد.
「 #Scatto ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 11 به اتاق گریم برگشت و هوسوک رو دید که کنار پنجره ایستاده و سیگار می‌کشه. اخمی که بی اختیار روی صورتش
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 11
به اتاق گریم برگشت و هوسوک رو دید که کنار پنجره ایستاده و سیگار می‌کشه. اخمی که بی اختیار روی صورتش نقش بسته بود بخاطر بوی گندی که رگه‌ی باریکی از دودش توی اتاق می‌پیچید، نبود... اون بو برای امگا یادآور عادات سابق تهیونگ بود و برای لحظاتی حس کرد شاید اون مرد توی اتاقه. چشم چرخوند اما فقط هوسوک اون‌جا بود و جای خالی آلفاش مثل خالی شدن یه کیسه‌ی شن توی دلش بود... هوسوک سیگارش رو خاموش کرد و به سمت جونگوک برگشت، «اذیت که نشدی؟» چرا... اذیت شده بود. از دیدن جای خالی تهیونگ پشت هر دود سیگار ناامید و اذیت شده بود. از اینکه نمی‌تونست جلو بره و لب‌های خودش رو جای فیلتر سیگار بذاره، داشت عذاب می‌کشید. نفس عمیقی کشید که درد توی سینه‌اش رو شدت بخشید و سرش رو به چپ و راست تکون داد، «نه... مشکلی نیست.»
「 #Scatto ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 11 اگه تهیونگ اون‌جا بود بهش می‌گفت موج دریا بوسیدتش... 「 #Scatto ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 11
اگه تهیونگ اون‌جا بود بهش می‌گفت موج دریا بوسیدتش...
「 #Scatto ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i@vkooki_fic

ꞋꞌꞋ ²⁶⁰⁶¹⁰ 𓂃Petronas𓍯
درود. سارینا هستم، خالق پتروناس! چیز زیادی برای گفتن ندارم، جز این‌که بعضی داستان‌ها برای روایت شدن نوشته می‌شوند؛ بعضی دیگر برای پنهان کردن چیزی. و این داستان؟ داستان اشتباه‌ها، شکست‌ها و ناامیدی‌هاست! داستان سقوطی که از خشم و نفرت تغذیه می‌کند! داستانی که در اون، حقیقت ارزش پیدا شدن ندارد! و در نهایت؟ تنها به پتروناس خوش آمدید!
⬥ نامِ فیک ↲ Petronas⇝ ⬥ ژانر ↲ ورزشی، رمنس، درام، اسمات، هیجان‌انگیز، جنایی، انگست⇝ ⬥ کاپل↲ ویکوک ⬥ روزهای آپ↲ پنج‌شنبه‌ها  🔜 ⇝ ⬥ نویسنده↲ #Sari ⇝                ꙳ خلاصه:
همه‌چیز زمانی برای تهیونگ‌کیم راننده‌ی فرمول‌یک، با نام حرفه‌ای "پتروناس"، ارزشمندترین و گران‌ترین راننده‌ی مرسدس نابود شد؛ که او، در یکم آگوست 2020، با برخورد وحشتناکش به استیون ویگن، راننده‌ی تازه‌کارِ چارلز پوینت در پیست پل ریکارد، علاوه‌بر اینکه قهرمانی خود را برای چهارمین دوره‌ی متوالی، در گرندپری جایزه‌ی بزرگ فرانسه از دست داد، بلکه نزدیک بود جان خود را نیز از دست بدهد.
        ꙳ ᴡʀɪᴛᴇɴ ʙʏ⇝⬥⸾ #Sari 🏁پنج‌شنبه‌ها ساعت 21:00 منتظرش باشید. ࿆❘ #Petronas ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i

‌ꞋꞌꞋ ²⁶⁰⁶⁰⁹ 𓂃𝐏𝐞𝐭𝐫𝐨𝐧𝐚𝐬𓍯
«ما اینجا هستیم تا به اطلاع شما همراهانِ همیشگیِ عزیز برسانیم، که داستان قهرمانیِ راننده‌ی کهنه‌کار کره‌ای، تهیونگ کیم، ملقب به پتروناس، برای همیشه در مرسدس به پایان رسید!»
                     🖤🌊🚬🌑 🏁به زودی... ࿆❘ #Petronas ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i

‌ꞋꞌꞋ ²⁶⁰⁶⁰⁸ 𓂃𝐏𝐞𝐭𝐫𝐨𝐧𝐚𝐬𓍯
«شبی که بی‌خبری و گمان در هم آمیختند، سرنوشت، دو روح را به مسلخ برد؛ یکی به انتقامِ شک شعله کشید، و دیگری در خاکسترِ ظن، زنده به گور شد. عصیانِ ویران‌کننده‌ای که جوشیده از هذیانِ شبی بی‌نام بود و در آن، حقیقتی وارونه شکل گرفت و عدالت، در دستانی اشتباه، جان داد.»
                      🖤♠️🃏🏴 🏁به زودی... ࿆❘ #Petronas ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i

‌ꞋꞌꞋ ²⁶⁰⁶⁰⁷ 𓂃𝐏𝐞𝐭𝐫𝐨𝐧𝐚𝐬𓍯 «_ آدم‌های معمولی منتظر فرصت می‌مونن، اما آدم‌های خطرناک، همیشه در تلاش هستن تا فرصت رو وادا
‌ꞋꞌꞋ ²⁶⁰⁶⁰⁷ 𓂃𝐏𝐞𝐭𝐫𝐨𝐧𝐚𝐬𓍯
«_ آدم‌های معمولی منتظر فرصت می‌مونن، اما آدم‌های خطرناک، همیشه در تلاش هستن تا فرصت رو وادار کنن که جلوشون زانو بزنه. _ و تو جزو کدوم دسته‌ای؟ _ من؟ من تنها فرصت تو، برای تجربه‌ی آخرین قهرمانیت هستم»
                     🌌🎆🎇🌄 🏁به زودی... ࿆❘ #Petronas ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i

‌ꞋꞌꞋ ²⁶⁰²²⁷ 𓂃𝐏𝐞𝐭𝐫𝐨𝐧𝐚𝐬𓍯
«_ قراره پیشنهادی رو بهت بدم که نتونی ردش کنی! بیا و این‌بار رو برای من بمیر و آوار شو، من دوباره تو رو از نو متولد می‌کنم و... می‌سازمت! _ ردش می‌کنم! _ چی...؟ _ زبون حالیت نیست؟ دارم می‌گم قبولش نمی‌کنم، گورتو گم کن!»
                      🌟🌟🌟🌟 🏁به زودی... ࿆❘ #Petronas ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i

‌ꞋꞌꞋ ²⁶⁰²²⁶ 𓂃𝐏𝐞𝐭𝐫𝐨𝐧𝐚𝐬𓍯
«_ اگه قرار باشه پشت فرمون اون ماشین بمیرم، با کمال‌میل این‌کار رو می‌کنم و این‌قدر گاز می‌دم، تا قبل از مرگ؛ خط پایان آخرین چیزی باشه که می‌بینم!»
                     🃏🎱🎱🎱🎱 🏁به زودی... ࿆❘ #Petronas ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i

‌ꞋꞌꞋ ²⁶⁰²²⁵ 𓂃𝐏𝐞𝐭𝐫𝐨𝐧𝐚𝐬𓍯
«_ امروز یکم آگوست 2020 را فراموش نکنید! امروز خودروی یکه‌تاز پتروناس اعجوبه‌ی مرسدس، دچار سانحه شد و قبل از آن‌که موفق شده تا از آن خارج شود، به آتش نشست!»
                      🚘💷❤️🚘 🏁به زودی... ࿆❘ #Petronas ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 -داری از یه شیطان دفاع می‌کنی! تسخیرت کرده؟ یونگی چشم به تلوزیون به تهیونگی که انگار داشت تلافی می‌کرد ج
+1
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 -داری از یه شیطان دفاع می‌کنی! تسخیرت کرده؟ یونگی چشم به تلوزیون به تهیونگی که انگار داشت تلافی می‌کرد جواب داد: -من از کسی دفاع نکردم، فقط از انکار حقیقت هم شدیدا متنفرم…اون بی‌نقضه…آره دشمنم یه آدم بی‌نقضه. -از انکار حقیقت متنفری اما این حقیقت رو انکار می‌کنی که عاشق جیمینی و از معروفیتش هیجان‌زده‌ای. 「 #Azazel  ⁞ #TwT 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 دیگه نمی‌دونم باید کدوم رو بذارم بک‌گراند گوشیم😭 همشونو دوست دارم 「 #Azazel ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @v
+4
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 دیگه نمی‌دونم باید کدوم رو بذارم بک‌گراند گوشیم😭 همشونو دوست دارم 「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 با باز کردن هرکدوم از کاوراتون صد بار گفتم یا پیغمبر💃🏻🩸 「 #Azazel ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fi
+9
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 با باز کردن هرکدوم از کاوراتون صد بار گفتم یا پیغمبر💃🏻🩸 「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i@vkooki_fic

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 با باز کردن هرکدوم از کاوراتون صد بار گفتم یا پیغمبر😘🥲 「 #Azazel ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic
+9
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 با باز کردن هرکدوم از کاوراتون صد بار گفتم یا پیغمبر😘🥲 「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i@vkooki_fic