⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^
این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣 لیست فیک های در حال آپ: #fic وانشات: #Oneshot تمام شده: #full رمز پارت ها: داخل گروه توییت از فیک ها: #TWT_fic گروه نظرات: [ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ] چنل اصلی: @VKook_i
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^
El canal ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^ (@vkooki_fic) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 13 772 suscriptores, ocupando la posición 2 723 en la categoría Libros y el puesto 23 422 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 13 772 suscriptores.
Según los últimos datos del 03 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 225, y en las últimas 24 horas de 5, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 6.28%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 3.03% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 863 visualizaciones. En el primer día suele acumular 416 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 21.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como #healme, heal, me,, #ارسالی, #spoil.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣
لیست فیک های در حال آپ: #fic
وانشات: #Oneshot
تمام شده: #full
رمز پارت ها: داخل گروه
توییت از فیک ها: #TWT_fic
گروه نظرات:
[ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ]
چنل اصلی:
@VKook_i”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 04 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.
«حالا میتونم با خیال راحت، برات عاشقی کنم.» «میخوای بگی وقتی زیرم ناله میکردی، خیالت از موندنم راحت نبود؟!»「 #Saudade ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
یه خندهی ناباور روی لبهاش شکل گرفت و رایحهای لطیف از نُت ملایم قهوه دورش پیچید...「 #Scatto ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
تهیونگ برای دقایقی تنشی که بین خودش و جونگوک بود رو فراموش کرد و به سمتش چرخید، «دیدی فرشتهها برات چه لباسی دوختن؟» سرش رو کمی نزدیکتر به گوشش برد و زمزمه کرد، «برای خدای من...»「 #Scatto ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
"اگه تهیونگ اونجا بود، میگفت دریا بوسیدتش"「 #Scatto ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
طبق لوکیشنی که برایش فرستاده شده بود، دقیقاً جایی در یکی از روزهای دسامبر 2026، کافهی Nectar باید در حوالیِ همین درختهای مرطوبِ کاج، پنهان شده باشد. درختهای کاجی که ریشه در محلهای فرو برده بودند که چون عکسهای قدیمی، همهچیز در آن رنگباخته، اما هنوز زنده بودند.「 #Petronas ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
درهای آسانسور باز شد و همگی بعد از خروج به سمت اتاقهای خودشون میرفتن و برنامهای برای شب میچیدن که توی کدوم رستوران غذا بخورن یا به کدوم موزه و گالری رو سر بزنن. تهیونگ قدمهاش تند نبود. حتی بلند هم نبود؛ با این حال از بقیه جلوتر میرفت. جونگوک بزاقش رو قورت داد و با وسواس حرکات تهیونگ رو میپایید انگار میتونست از افکارش سر در بیاره. به قدم زدن کنار بقیه ادامه داد و باعث شد ابروهای هوسوک با تعجب بیشتری بالا بره، اما قبل از اینکه چیزی بگه صدای جیمین از پشت سرشون اومد، «کسی میاد به بار هتل سر بزنیم؟» همون لحظه تهیونگ جلوی در اتاقشون ایستاد و با دستهایی توی جیب شلوارش به جونگوک نگاه کرد و باعث شد امگا یک لحظه حس کنه قلبش نمیزنه؛ نه از اینکه نگاهش سرد یا بیاحساس باشه. ولی اون گویهای تیره که عاشقشون بود، اصلاً ازش جدا نمیشد... امگا زبونش رو روی لبش کشید و با سرعت دادن به پاهای سستش به اتاقشون نزدیک شد که جوابی خاموش به پیشنهاد دیگران درمورد وقت گذروندن برای باقی روز آزادشون بود...「 #Scatto ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
رنگها خاطره میشدند؛ خاطرهها نور... و این نور یک روز دوباره میتابید، رنگ میگرفت و خاطره میشد...🎨🫧🌊🌻 🌈به زودی... ࿆❘ #Colors ᵃᶠᵗᵉʳ ˢᵗᵒʳʸ ❘ #Fic ❘ ≔⊹≕ 𖥨℡ @vkook_i ⑉
_آخرین نخه. باهام میکشی؟
_آخرین نخ تا آخرین نفس!این ارسالی یک کاری با قلبم کرد که نمیتونم توضیح بدم. محشره، محشر. 「 #HealMe ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
صورتش اونقدر بی آزار و معصوم بود که شاید اگر در خیابون باهاش مواجه میشدی، اون رو با یک شاعر اشتباه میگرفتی نه قاتل. 「 #HealMe ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
هزاران فندک برای تنها جونگکوکش.کسایی که میدونن چرا تهیونگ تو جیب هر کتش یدونه فندک داره در حالی که خودش سیگار نمیکشه: ✨ 「 #HealMe ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
