ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^

⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^

前往频道在 Telegram

این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣 لیست فیک های در حال آپ: #fic وانشات: #Oneshot تمام شده: #full رمز پارت ها: داخل گروه توییت از فیک ها: #TWT_fic گروه نظرات: [ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ] چنل اصلی: @VKook_i

显示更多

📈 Telegram 频道 ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^ 的分析概览

频道 ⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^ (@vkooki_fic) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 14 102 名订阅者,在 书籍 类别中位列第 2 720,并在 伊朗 地区排名第 23 904 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 14 102 名订阅者。

根据 16 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -30,过去 24 小时变化为 4,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 4.46%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.11% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 629 次浏览,首日通常累积 297 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 20。
  • 主题关注点: 内容集中在 #healme, heal, me,, #ارسالی, #spoil 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“این چنل تنها برای اعلام آپ فیک ها و فیک های تمام شدست💜📣 لیست فیک های در حال آپ: #fic وانشات: #Oneshot تمام شده: #full رمز پارت ها: داخل گروه توییت از فیک ها: #TWT_fic گروه نظرات: [ https://t.me/joinchat/ABDAjVb2P9w1YmVk ] چنل اصلی: @VKook_i”

凭借高频更新(最新数据采集于 17 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 书籍 类别中的关键影响点。

14 102
订阅者
+424 小时
-127 天
-3030 天
帖子存档
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 باید یه گروهی بزنیم متشکل از #مجمع‌دیوانگان‌جونگوک‌باردار و دور هم برای ناز بودنش گریه‌ی زشت کنیم... 「 #Scatto ⁞ #TWT 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 بزودی گالری گوشی کیم ذلیل تهیونگ: 「 #Scatto ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 بزودی گالری گوشی کیم ذلیل تهیونگ: 「 #Scatto ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 خواننده‌های اسکاتو به جیمین میگن: "آلفای نور" چون وقتی پشت سر کسی راه میره، رایحه‌اش بقیه رو یاد نور آفتاب می‌
+3
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 خواننده‌های اسکاتو به جیمین میگن: "آلفای نور" چون وقتی پشت سر کسی راه میره، رایحه‌اش بقیه رو یاد نور آفتاب می‌ندازه. یا وقتی لبخند می‌زنه، داریان حس می‌کنه خورشید توی سینه‌ی خودش طلوع کرده. 「 #Scatto ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

#Petronas متاسفانه شب گذشته فیک پتروناس آپلود نشد و نویسنده شرایط اعلام کردن نداشت. بابت نگرانی پیش اومده عذرخواهی میکنیم و امیدواریم دیگه همچین موقعیتی‌ پیش نیاد❤️

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 دیدن زیبایی‌های سردبیر کیم از نگاه امگای مدل یه حس دیگه داره... 「 #Scatto ⁞ #TWT 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 تفاوت برخورد سردبیر کیم باعث ترک برداشتن روحیه‌ی لطیفتون میشه. لطفاً اگه امگا جونگو نیستید نزدیکش نشید! 「 #Scatto ⁞ #TWT 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 26 - می‌تونی صبر کنی تا خودم تو رو بخوام؟ - تا الان... چی بودیم؟ - تا الان فقط یه "من" بودم که تو ساخت
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 26 - می‌تونی صبر کنی تا خودم تو رو بخوام؟ - تا الان... چی بودیم؟ - تا الان فقط یه "من" بودم که تو ساخته بودی و می‌خواستمت. 「 #Scatto ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 26 دستش برای بالا اومدن امتناع می‌کرد انگار اثر انگشتش آینده رو به‌خاطر داره و می‌دونه با فشردن اون دک
␥ 𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨 🔜 Part 26 دستش برای بالا اومدن امتناع می‌کرد انگار اثر انگشتش آینده رو به‌خاطر داره و می‌دونه با فشردن اون دکمه و پیچیدن صدای زنگ توی سرش، شاید هیچ وقت دیگه به حالت سابق برنگرده... با این حال مصمم بود امگا رو ببینه؛ نه برای پرسیدن از احوال خودش یا حتی چک کردن وضعیتش بعد از چکاپی که تازگی‌ها رفته... فقط نیاز داشت به خودش و قلب بی‌تاب و درمونده‌اش یادآوری کنه هنوز همه چیز رو کاملاً از دست نداده و باید به حرف‌های جونگوک اعتماد کنه. اعتمادی که با صدای یه غریبه افتاد و جلوی پاش شکست... - کیه؟ - جونـ... جونگوک...؟ - با آقای جئون کار داری؟ اون از این‌جا رفته. 「 #Scatto ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 تفاوت پیانوی بتهوون با پیانوی یونگی😈 「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 دلنوشته اول برای ازازل: چشمانت همان قبله مسیحی بود برای آن عابر گم گشته؛ چه بگویم از آن برخورد و آن دل گ
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 دلنوشته اول برای ازازل: چشمانت همان قبله مسیحی بود برای آن عابر گم گشته؛ چه بگویم از آن برخورد و آن دل گم گشته. خدا و بنده دوچرخه سوارش که شده اند دلبر و دیوانه؛ مسیحیت مگر به لباس است و به دین و به سجده؟! بوسه هایی از جنس عبادت و ترس و واهمه؛ چرا که در قبال گناهشان میشدند سرافکنده. مگر عشق سر و پا میشناسد ای پدر آسمان؟ تویی که نامت هست، همه جای کبریا. تثلیثی که شبیه تسلیم است و بس؛ فرزند مسیح خودش گرفتار است.
به نام پدر، پسر، روح القدس _ از طرف میکاسا
「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 -نمی‌تونم عاشقت نباشم، انگار روحم قبل از این که به خودم تعلق داشته باشه، مال تو بوده. 「 #Azazel ⁞ #ارسال
+3
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 -نمی‌تونم عاشقت نباشم، انگار روحم قبل از این که به خودم تعلق داشته باشه، مال تو بوده. 「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 در اورشلیم غاری پیدا کردم که در آن چیزی قرار داشت که باور داشتم تابوت عهد است. همچنین ماده‌ای خشک شده پی
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 در اورشلیم غاری پیدا کردم که در آن چیزی قرار داشت که باور داشتم تابوت عهد است. همچنین ماده‌ای خشک شده پیدا کردم که باور داشتم خون عیسی مسیح است‌... 「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 "من کسی‌ام... که اگر تمام اون اقیانوس رو می‌دیدم.. با کمال میل داخلش شنا می‌کردم، تا اینکه، شاید بتونم ن
+1
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥
"من کسی‌ام... که اگر تمام اون اقیانوس رو می‌دیدم.. با کمال میل داخلش شنا می‌کردم، تا اینکه، شاید بتونم نجاتت بدم... نامجون.
_دیگه لازم نیست نگران چیزی باشی عشق وحشی من ... همه چیز درست شده وقتشه که با اقیانوس مرمریم آشنات کنم
「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 اون چشم‌های نامتقارنی که یکیش نگاه معصوم یک فرشته رو توصیف می‌کرد و دیگری... نگاه خشمگین یک شیطان رو..!
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥
اون چشم‌های نامتقارنی که یکیش نگاه معصوم یک فرشته رو توصیف می‌کرد و دیگری... نگاه خشمگین یک شیطان رو..!
𝙰𝚉𝙰𝚉𝙴𝙻✞
「 #Azazel  ⁞ #ارسالی 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥Petronas🔜 Part 18 _ به همون اندازه از چشم‌هام متنفرم، که از موهای تو متنفرم… بسپارشون به من، من بازی باهاشونو خوب بلدم! _ م
+1
␥Petronas🔜 Part 18
_ به همون اندازه از چشم‌هام متنفرم، که از موهای تو متنفرم… بسپارشون به من، من بازی باهاشونو خوب بلدم!
_ می‌خواب برینی تو موهام، نه؟
_ اجازه بده بهشون دست بزنم، می‌خوام کمی با انگشت‌هام مجازات‌شون کنم!
「 #Petronas  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥Petronas🔜 Part 18 _ وقتی باهام حرف می‌زنی، تو چشم‌هام نگاه کن! _ می‌تونی به چشم‌هام نگاه ‌کنی؟ چشمی که بهت خیانت کرد؟ _ چه
␥Petronas🔜 Part 18
_ وقتی باهام حرف می‌زنی، تو چشم‌هام نگاه کن!
_ می‌تونی به چشم‌هام نگاه ‌کنی؟ چشمی که بهت خیانت کرد؟
_ چه خیانت‌کارهای زیبایی…
「 #Petronas  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥Petronas🔜 Part 18 _ این باشه وعده‌ی ‌میون من و تو! سهم من، از دردی که بهم بخشیدی! من از درد کشیدن خستم، از قوی‌بودن از ادام
␥Petronas🔜 Part 18
_ این باشه وعده‌ی ‌میون من و تو! سهم من، از دردی که بهم بخشیدی! من از درد کشیدن خستم، از قوی‌بودن از ادامه‌دادن تو راهی که جز سرگردونی چیزی برام نداره، از این اسمی که حتی نمی‌دونم واقعیه یا نه، ولی تموم من رو شکل می‌ده!
_ چرا من؟
_ اونا تورو هدف قرار می‌دن، ولی نه چون می‌خوان از تو برای رام کردن من استفاده کنن، اونا ازت می‌ترسن، از توانایی‌هایی که داری، از این‌که به هرچیزی که بخوای می‌رسی، حتی اگر مجبور باشی در این راه با تروما‌هات روبه‌رو بشی، اونا از ادم‌های قوی و سرکش می‌ترسن! از کسی که لحظه‌ای سرخم نمی‌کنه! اونا از آدمی که دست من رو بدون هیچ ترسی گرفت و دوید، می‌ترسن کهربا؛ از ادمی که پشتت ایستاده! من پشتتم پس دستمو بگیر، اونا از ترکیب ما می‌ترسن!
_ دقیقا می‌گی باید چی‌کار کنم؟
_ با من بمون… کنار این هیولا بمون!
「 #Petronas  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥Petronas🔜 Part 18 _ نجاتم بده… چ…_ چی؟ _ وقتی دوباره اون اتفاق افتاد، باز هم نجاتم بده. نه از دست کسانی که می‌دونم حتی لحظه
␥Petronas🔜 Part 18
_ نجاتم بده…
چ…_ چی؟
_ وقتی دوباره اون اتفاق افتاد، باز هم نجاتم بده. نه از دست کسانی که می‌دونم حتی لحظه‌ای زنده بودنم رو نمی‌خوان، از دست خودم نجاتم بده
کهربا
! موجودی در من وجود داره، که هر ثانیه برای زمین زدنم تلاش می‌کنه…
「 #Petronas  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 64 دوست داشت توی همون قبری بخوابه که تهیونگ قراره بخوابه. زنده‌زنده کنار جسمش، توی عمق خاک جون ب
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 64 دوست داشت توی همون قبری بخوابه که تهیونگ قراره بخوابه. زنده‌زنده کنار جسمش، توی عمق خاک جون بده و زنده به گور بشه، اما خیالش راحت باشه که قراره جسمش کنار جسم تهیونگ تجزیه بشه. 「 #Azazel  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 64 این شهر با اون همه نور و رنگ و آسمون‌خراش‌های سر به فلک کشیده، بدون تهیونگ چیزی جز یه بیابون
␥𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥 🔜 Part 64 این شهر با اون همه نور و رنگ و آسمون‌خراش‌های سر به فلک کشیده، بدون تهیونگ چیزی جز یه بیابون نبود؛ جایی که هزاران آدم توش نفس می‌کشیدن، اما هیچ‌کدومشون تهیونگ نبودن. کاش می‌شد خون تمام این مردم رو به تاریکی فروخت و در عوضش، تهیونگ صحیح و سالم مقابلش بایسته و باز صداش کنه پاپی سیاه من. ساموئل با وحشت از این که دیگه قرار نیست تهیونگ رو ببینه، ناگهان فریادی مجنون زد. 「 #Azazel  ⁞ #Spoil 」 → @VKook_i ᭧ @vkooki_fic ᭧

⸂⌜ ᎢᎪᎬKᎾᎾK's fanFIC📣^ - Telegram 频道 @vkooki_fic 的统计与分析