uz
Feedback
ارزیابی شتابزده

ارزیابی شتابزده

Kanalga Telegram’da o‘tish

یادداشتهای محمدرضا اسلامی - - - - در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان. ارتباط: @Mohammadreza_Eslami2

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali ارزیابی شتابزده analitikasi

ارزیابی شتابزده (@solseghalam) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 13 252 obunachidan iborat bo'lib, Taʼlim toifasida 15 133-o'rinni va Eron mintaqasida 24 635-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 13 252 obunachiga ega bo‘ldi.

26 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -46 ga, so‘nggi 24 soatda esa 11 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 34.04% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 20.43% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 4 512 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 708 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 34 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent ترامپ, مهندسی, نتانیاهو, مهندس, فرد kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
یادداشتهای محمدرضا اسلامی - - - - در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان. ارتباط: @Mohammadreza_Eslami2

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 27 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Taʼlim toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

13 252
Obunachilar
+1124 soatlar
-137 kunlar
-4630 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+29
5 kanalda
Iyun '26
+34
6 kanalda
Get PRO
May '26
+18
8 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+42
7 kanalda
Get PRO
Mart '26
+6
4 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+17
10 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+8
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+139
34 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+128
29 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+61
14 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+174
34 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+31
12 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+29
6 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+419
36 kanalda
Get PRO
May '25
+109
20 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+102
24 kanalda
Get PRO
Mart '25
+137
28 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+5
6 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+248
27 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+96
26 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+82
20 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+92
22 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+239
57 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+678
39 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+274
27 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+85
25 kanalda
Get PRO
May '24
+195
35 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+300
23 kanalda
Get PRO
Mart '24
+431
57 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+908
77 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+397
53 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+386
40 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+82
41 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+156
11 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+375
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+431
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+420
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+321
0 kanalda
Get PRO
May '23
+644
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+221
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+231
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+495
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+246
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+291
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+1 527
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+115
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+186
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+65
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+266
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+129
0 kanalda
Get PRO
May '22
+318
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+425
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+239
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+91
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+469
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+125
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+62
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+470
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+140
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+309
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+242
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+37
0 kanalda
Get PRO
May '21
+73
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+141
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+224
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+92
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+105
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+6 258
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
27 Iyul0
26 Iyul+11
25 Iyul+4
24 Iyul+1
23 Iyul0
22 Iyul+2
21 Iyul+1
20 Iyul0
19 Iyul0
18 Iyul0
17 Iyul0
16 Iyul0
15 Iyul0
14 Iyul0
13 Iyul+2
12 Iyul0
11 Iyul0
10 Iyul0
09 Iyul+1
08 Iyul0
07 Iyul+1
06 Iyul+2
05 Iyul0
04 Iyul+2
03 Iyul0
02 Iyul+2
01 Iyul0
Kanal postlari
فردا در کنار نسل زد درباره کارآفرینی، تاب‌آوری و تصمیم‌گیری در عدم قطعیت گفتگو خواهیم کرد. در این بوت‌کمپ، شرکت‌کنندگان مدیری
فردا در کنار نسل زد درباره کارآفرینی، تاب‌آوری و تصمیم‌گیری در عدم قطعیت گفتگو خواهیم کرد. در این بوت‌کمپ، شرکت‌کنندگان مدیریت یک کسب‌وکار فرضی را بر عهده می‌گیرند، با یک بحران واقعی روبرو می‌شوند و با تکیه بر خلاقیت، کار تیمی و تفکر تحلیلی، مسیر عبور از آن را طراحی و ارائه می‌کنند. آینده تکنولوژی دنیا مبتنی بر دانش فنی صِرف نیست («فقط مهندس بودن» یا «فقط کدنویس بودن» شرط موفقیت نیست) بلکه شرکت‌های موفق فنآوری را نسلی خواهد ساخت که بتواند در مواجهه‌ی شرکت با بحران، فرصت خلق کند. سپاس از جناب مهندس سلمان زرکوب و همکاران محترم آکادمی نسل برای طراحی و اجرای این برنامه.

2
معرفی بوتکمپ و مسیر داوری.pdf
1 387
3
✍️سکوت محض در سیلیکون‌ولی محمدرضا اسلامی 🔵 سیزده شب زیربناهای جنوب ایران زیر بمباران بیرحمانه قرار گرفت. نیروی مهاجم به ایران به صراحت و روشنی گفت که در این حملات، تنها «اهداف نظامی» نیستند بلکه زیرساخت‌های حیاتی کشور هدف بمباران هستند. برج مراقبت فرودگاه چابهار، تأسیسات حمل‌ونقل، پل‌ها، دکل‌های مخابراتی و بخش‌هایی از زیرساخت‌هایی که به مردم عادی خدمت می‌کنند، هدف قرار گرفتند ولی از ایرانیان مقیم سیلیکن‌ولی صدایی برنخاست. دیدن چنین صحنه‌هایی در جنوب کشور، برای هر ایرانی که اندکی احساس تعلق به این سرزمین داشته باشد، دردناک است. اما آنچه بیش از خود این حملات تکان‌دهنده بود، سکوت بخش قابل توجهی از ایرانیان فعال در حوزه تکنولوژی در سیلیکون‌ولی بود؛ افرادی که در ماه‌های گذشته تقریباً هر روز درباره آینده سیاسی ایران، دموکراسی، آزادی و حمایت از رضا پهلوی (به شکل‌رگباری) محتوا تولید می‌کردند. با این حال، هنگامی که زیرساخت‌های کشورشان هدف حمله قرار گرفت، بسیاری از آنان حتی حاضر نشدند یک جمله ساده بنویسند: «حمله به زیرساخت‌های ایران محکوم است.» این سکوت، اتفاقی نیست. سکوت نیز یک موضع سیاسی است. ▪️دو پرسش از ایرانیان سیلیکون‌ولی مطرح است: 🔴۱- نخستین پرسشی که این رفتار آنها ایجاد می‌کند، این است که آیا دغدغه اصلی این افراد واقعاً «ایران» است یا صرفاً تغییر «حکومت»؟ این دو، یکی نیستند. کسی که برای ایران فعالیت می‌کند، تخریب زیرساخت‌های کشور، آسیب دیدن مردم و ضربه خوردن به سرمایه ملی را، فارغ از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، محکوم می‌کند. اما اگر همه حساسیت‌ها فقط تا جایی ادامه داشته باشد که به «پروژه تغییر حکومت»بیندیشد، آن‌گاه باید پذیرفت که «اولویت او ایران نیست»؛ بلکه اولویت پروژه سیاسی مورد علاقه‌ی فرد است. می‌توان با حکومت یک کشور مخالف بود و در عین حال، حمله به زیرساخت‌های کشور را محکوم کرد. این دو هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. اتفاقاً وطن‌دوستی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ آنجا که منافع ایران را از امر سیاسی تفکیک کنیم. 🔴۲- نکته دوم، مسئله‌ای است که شاید سال‌ها درباره آن کمتر صحبت شده است: موفقیت در فناوری، لزوماً به معنای بلوغ سیاسی و اجتماعی نیست. بسیاری از ایرانیان موفق در سیلیکون‌ولی، بدون تردید از برجسته‌ترین متخصصان ریاضیات، مهندسی و علوم کامپیوتر هستند و دستاوردهای ارزشمندی دارند. اما تجربه این سال‌ها نشان داده است که توانایی ساخت یک استارتاپ‌ چند میلیون دلاری (یا طراحی پیچیده‌ترین سامانه‌های هوش مصنوعی)، الزاماً به معنای درک پیچیدگی‌های تاریخی، اجتماعی و سیاسی سرزمین ایران نیست. در واقع، یکی از خطاهای رایج نخبگان فناوری، این تصور است که چون در حل مسائل مهندسی موفق بوده‌اند، پس می‌توانند مسائل چندلایه یک جامعه نَود میلیونی را نیز با همان نگاه خطی و ساده‌انگارانه تحلیل کنند. زیستن در فضای گلخانه‌ای باعث می‌شود تا افراد فراموش کنند که سیاست، الگوریتم نیست. جامعه، کد نرم‌افزار نیست. ایران، مسئله‌ای نیست که با چند نمودار، چند توییت یا چند شعار قابل حل باشد. اتفاقات اخیر این شکاف را آشکارتر از همیشه نشان داد. بسیاری از کسانی که ماه‌ها خود را دلسوز ایران معرفی می‌کردند، در آزمونی بسیار ساده مردود شدند؛ آزمونی که حتی نیازمند هزینه دادن نبود. نه انتظار می‌رفت موضعِ پیچیده‌ای بگیرند و نه بیانیه‌ای طولانی منتشر کنند. تنها انتظار این بود که حمله به زیرساخت‌های کشورشان را محکوم کنند. همین. اما سکوت کردند. و سکوت، همیشه بی‌طرفی نیست؛ گاهی بیانگر اولویت‌های واقعی انسان است. ▪️▪️▪️ این روزها، بسیاری از چهره‌های فعال ایرانی در حوزه فناوری، ناخواسته برای خود کارنامه‌ای به جا گذاشتند؛ کارنامه‌ای که نشان می‌دهد میان شعارهای وطن‌دوستانه و واکنش در لحظات حساس، فاصله‌ای جدی وجود دارد. اعتماد عمومی نه با هشتگ ساخته می‌شود، نه با ویدئوهای پرمخاطب و نه با دنبال‌کننده‌های شبکه‌های اجتماعی. اعتماد، در لحظه‌ای ساخته می‌شود که منافع سرزمین و تمدن ایران، بدون هیچ قید و شرط سیاسی، بر هر ملاحظه دیگری مقدم شمرده شود. شاید سال‌ها بعد، کسی تعداد توییت‌ها، لایک‌ها یا مصاحبه‌های این افراد را به خاطر نیاورد؛ اما سکوتشان در روزهایی که زیرساخت‌های جنوب ایران بیرحمانه هدف حمله قرار گرفت، در حافظه بسیاری از ایرانیان باقی خواهد ماند. https://t.me/solseghalam/2712
5 194
4
من مدتی در غیبت صغری بودم دلیل: Claude code (این شد دلیل)
من مدتی در غیبت صغری بودم دلیل: Claude code (این شد دلیل)
2 719
5
یک سکوت کامل و عجیب سنتکام پس از ۱۳ شب پیاپی بیانیه‌ای برای حمله به جنوب صادر نکرد 📌رویترز: برای اولین بار در دو هفته گذشته، ارتش ایالات متحده، دور جدیدی از حملات روزانه علیه ایران را اعلام نکرد. - - - - این شرایط مشکوک است. آیا برنامه عوض شده و در تدارک حمله متفاوت با ۱۳ شب گذشته هستند؟ #پست_موقت
3 143
6
#پست_موقت امشب به طرز مشکوکی ساکت است. اگر همان پترن رفتاری دو دفعه قبل تنظیم شده باشه، هر دو دفعه مقارن با بسته شدن مارکت (جمعه عصر کالیفرنیا) و مقارن با سحر شنبه تهران (یا صبح شنبه تهران) حمله را آغاز کردند. (یعنی حدودا دو سه ساعت دیگر) البته امید که این بار اینطور نباشد و این سکوت مشکوک امشب هم نشانه اش نباشد…
3 622
7
ماهیت روانشناسی ترامپ در این مقطع چگونه است؟ به بیان دیگر، ذهن ترامپ به عنوان فرمانده نیروهای مسلح در چه مختصاتی قرار دارد؟ چند گزاره: ۱- در جنگ ۱۲ روزه (بار اول) او آمد و زد ولی هدفش مشخصا فوردو بود. (نابودی زیرساخت هسته‌ای ایران) ۲- در جنگ ۴۰ روزه (بار دوم) او آمد و زد و هدفش کشتن رهبر و تیم فرماندهان نظامی/مقامات حاکمیتی بود (و تست کردنِ پلن ونزوئلاییِ رژیم چنج در ایران) ولی ۳- این دفعه هدف ترامپ اثباتِ “هویتِ” خودش هست. او تحقیر شده ‌و این بار در پیِ اثبات قدرت آمریکا ست. به بیان دیگر، در دو دفعه قبل هدف او از حمله، دارای یک استراتژیِ مشخص نظامی-سیاسی بود ولی این بار یک «ترامپِ تحقیر شده» به بهانه تنگه ولی با رویکرد «اثبات خود» وارد منازعه می‌شود. ▪️▪️▪️ نکته مهم برای ایران چیست؟ دفعات قبل ترامپ توان/امکان اجماع‌سازی بین المللی علیه ایران را نداشت، اما این بار او در حال شکل‌دهی به یک روایت است که «ایران مُخلّ تجارت بین‌الملل است». او اگر در این روایت سازی موفق شود، شرکایی از ناتو یا اعراب را به کنار خودش خواهد آورد. برای ایران اکنون، مهم‌تر از موشک، عرصه رسانه بین المللی است. اینکه ایران بتواند «به شهروندان بین‌المللی» بگوید که به من دو بار در حال مذاکره حمله شد. این شخص کاری کرده که مذاکره «بی‌مفهوم» شد. https://t.me/solseghalam
4 480
8
✍️ میناب ترکیه طنز روزگار است حکایت ترکیه؛ هیچ یک از کارهای جمهوری اسلامی را نکرد و دائم کوشید پسر حرف گوش‌کن نظام بین‌الملل
✍️ میناب ترکیه طنز روزگار است حکایت ترکیه؛ هیچ یک از کارهای جمهوری اسلامی را نکرد و دائم کوشید پسر حرف گوش‌کن نظام بین‌الملل باشد ولی الان روزی نیست که در رسانه‌های اسرائیل نگویند: بعد از ایران نوبت ترکیه است که تعیین تکلیف شود(!) 🔵 احتمالا روزی که در عملیات مشترک، مینابِ ترکیه را هم بزنند، عذرخواهی نخواهند کرد. ماه‌ها می‌گویند: در حال بررسی گزارش هستیم. - - - - ▪️تصویر: مقاله امروز «روزنامه اسرائیل هیوم» درباره ترکیه. (این روزنامه متعلق است به جناب شِلدون گرَی اَدلسون.🔺 او مالک (یاسهام‌دار عُمده) بسیاری از هتل‌های لاس وگاس است. با نمک اینکه حتی در تصویری که طراح مقاله برای وب‌سایت کار کرده، پرچم اسرائیل را کنار پرچم آمریکا قرار داده و شهروندان ترکیه را در پشت تصویر. یعنی حتی موقع خط و نشان کشیدن برای ترکیه هم باید پرچمش را به آن یکی پرچم بچسباند. همان حرفی که تاکر کارلسون ماههاست می‌زند! ) لینک: https://www.israelhayom.com/2026/07/21/turkeys-rising-regional-ambitions-put-israel-on-alert/
5 640
9
Matn yo'q...
3 847
10
✍️ میناب ترکیه طنز روزگار است حکایت ترکیه؛ هیچ یک از کارهای جمهوری اسلامی را نکرد و دائم کوشید پسر حرف گوش‌کن نظام بین‌الملل
✍️ میناب ترکیه طنز روزگار است حکایت ترکیه؛ هیچ یک از کارهای جمهوری اسلامی را نکرد و دائم کوشید پسر حرف گوش‌کن نظام بین‌الملل باشد ولی الان روزی نیست که در رسانه‌های اسرائیل نگویند: بعد از ایران نوبت ترکیه است که تعیین تکلیف شود(!) 🔵 احتمالا روزی که در عملیات مشترک، مینابِ ترکیه را هم بزنند، عذرخواهی نخواهند کرد. ماه‌ها می‌گویند: در حال بررسی گزارش هستیم. - - - - ▪️تصویر: مقاله امروز «روزنامه اسرائیل هیوم» درباره ترکیه. (این روزنامه متعلق است به جناب شِلدون گرَی اَدلسون. او مالک (یاسهام‌دار عُمده) بسیاری از هتل‌های لاس وگاس است. با نمک اینکه حتی در تصویری که طراح مقاله برای وب‌سایت کار کرده، پرچم اسرائیل را کنار پرچم آمریکا قرار داده و شهروندان ترکیه را در پشت تصویر. یعنی حتی موقع خط و نشان کشیدن برای ترکیه هم باید پرچمش را به آن یکی پرچم بچسباند. همان حرفی که تاکر کارلسون ماههاست می‌زند! ) لینک: https://www.israelhayom.com/2026/07/21/turkeys-rising-regional-ambitions-put-israel-on-alert/
1
11
✍️گران‌ترین مسابقه فوتبال تاریخ محمدرضا اسلامی فینال جام‌جهانی با تمام ماجراهایش برگزار شد و تیم ملی فوتبال اسپانیا با تک گل فران تورس در وقت‌های اضافی آرژانتین را شکست داد و قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ شد. چند نکته درباره این مسابقه: 🔵 قیمت بلیط هر صندلی متوسط ۱۷ تا ۱۸ هزار دلار بود. (با قیمت امروز دلار یعنی یک بلیط حدود دو میلیارد و نهصد میلیون تومان). قیمت بلیط صندلی‌ها در جایگاه ویژه هر بلیط ۳۵ هزار دلار بود. «ارزان ترین صندلی‌ها» در این مسابقه با قیمت هر بلیط هفت هزار دلار! (۷٫۰۰۰$) فروش رفت. 🔵یعنی یک خانواده چهار نفره در این مسابقه باید بین ۲۸ هزار دلار تا ۶۸هزار‌دلار برای خرید بلیط هزینه پرداخت کرده باشد (البته اگر در جایگاه ویژه بوده‌اند که ۱۵۰ هزار دلار هزینه فوتبال خانواده شده) 🔵 دنیای جالبی است. در همان لُس انجلس حقوق دریافتی یک معلم دبیرستان که با مدرک فوق لیسانس استخدام شده باشد ماهیانه بین ۶۵۰۰ تا ۶۹۰۰ دلار است! (یعنی حتی اگر تمام حقوق یک ماه کار کردن را هم بدهد بازهم ارزان‌ترین بلیط این ورزشگاه را نمی تواند بخرد). یک معلم دبیرستان در لس انجلس اگر که ده تا پانزده سال سابقه کار داشته باشد حقوقش بین ۸هزار تا ۹هزار دلار در ماه است. 🔵دنیای امروزِ انسان در بحث «حقوق و مزایا» به شدت لنگ می‌زند. گاه دلالی یا کارهای با ارزش اجتماعی اندک، مزایای چشمگیر دارند و این واقعیت باعث خواهد شد/شده تا نسل جوان عمدتا ذهنِ «پول محور» داشته باشد. ولع و شوق به جهش در امر پول. آن خانواده چهار نفره‌ای که در یک روز برای دیدن مسابقه فوتبال ۶۸ هزار دلار تا ۱۵۰هزار دلار پول بلیط می‌دهد (جدای از پول پرواز هواپیما، هتل و غذا و …) قطعا پدر آن خانواده معلم فیزیک یا ریاضی نیست. راستی شغل پدر آن خانواده چیست؟ https://t.me/solseghalam/2703
5 982
12
درباره مسابقه فینال جام جهانی🔻
درباره مسابقه فینال جام جهانی🔻
3 256
13
ادامه گزارش شماره ۱۱ 🔺🔺- ترمی که گذشت (بخش دوم) به گمانم، دیدن این فرهنگ وقف، برای یک دانشجوی مهندسی به اندازه دیدن یک اتصال خمشی یا یک وصله ستون فولادی آموزنده است. 🔵 ۳- سخنران میهمان امسال نیز آقای James Malley (مدیرعامل شرکت Degenkolb سانفرانسیسکو) سخاوتمندانه دعوت کلاس را پذیرفت و یک جلسه با دانشجویان کارشناسی ارشد گفتگو کرد. محور اصلی سخنرانی ایشان، اهمیت Peer Review (کنترل محاسبات) در پروژه‌های مهم سازه‌ای، به‌ویژه ساختمان‌های بلندمرتبه بود. در بسیاری از پروژه‌های شاخص، پس از پایان طراحی، محاسبات توسط «یک تیم مستقل» دوباره بررسی می‌شود. این فرآیند صرفاً یک کنترل اداری نیست؛ بلکه بخشی از فرهنگ جدید مهندسی است و هدف آن افزایش اطمینان از ایمنی سازه‌هاست. همچون سالهای قبل ویدئوی کامل این سخنرانی منتشر خواهد شد. 🔵 ۴- شیپور جنگ و عطر مهربانی انسان‌ها شروع ترم بهار، همزمان با روزهایی بود که جنگ، نگرانی بزرگی برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور ایجاد کرد. پیش از آن نیز اتفاقات تلخ زمستان گذشته رخ داده بود. شاید اغراق نباشد اگر گفته شود ایرانیان مقیم خارج از کشور، از دشوارترین روزهای سال‌های اخیر خود را پشت سر گذاشتند. بی‌خبری از احوال خانواده، شنیدن اخبار ضدونقیض و ناتوانی در برقراری یک تماس، تجربه‌ای دشوار و متفاوت بود. ولی در میان این روزهای سخت، اتفاقات دیگری هم افتاد که نباید فراموش شود. از دانشجویان سابق، همکاران هیات علمی، دوستان و همکاران مهندس، ایمیلهایی دریافت کردم. بعضی فقط نوشته بودند: «خواستم بپرسم حال خانواده‌ات خوب است؟» بعضی به دفتر کار آمدند و در قالب گفتگوی کوتاه حضوری احوال خانواده را پرسیدند. روز سوم جنگ یکی از دانشجویان سابق آمده بود و بیرون از کلاس فولاد منتظر ایستاده بود. ابتدا فکر کردم که توصیه نامه (Recommendation Letter) می خواهد، ولی گفت: فقط آمدم بگویم سلام و به یادت هستم. ارزش یک ایمیل کوتاه یا چند دقیقه همدلی، در چنین روزهایی، اثری ماندگار است. 🔵 ۵- پایان ترم ترم بهار نیز به پایان رسید. این بیست و چهارمین ترمی بود که در این دانشگاه به تدریس گذشت. همچنان معتقدم دانشگاه فقط محل آموزش طراحی اتصال، تحلیل سازه یا محاسبه نیروهای زلزله نیست. دانشگاه، اگر بخواهد در دوران هوش مصنوعی (AI) دانشگاه بماند، باید بتواند به دانشجو روش حل مسئله بیاموزد، ولی چه جور مسئله هایی؟ حل مسئله‌هایی از معضلاتِ جوامع انسانی که هوش مصنوعی قادر به حل آنها نیست. دانشجویانی که پنج سال پیش وارد کلاس مقاومت مصالح شده بودند، این ترم فارغ‌التحصیل شدند. با برخی از آنها طی این مدت 200 تا 250 ساعت دیدار و کلاس و بازدید و گفتگو داشتیم. و زمان به سرعت گذشت. ایام عمر کوتاه است. نمی دانم قرار است چه چیزی از ما باقی بماند، ولی می دانم نه تعداد مقاله‌ها، نه تعداد پروژه‌ها و نه تعداد کلاس‌هایی که تدریس کرده‌ایم، هیچ یک ماندگار نخواهد بود اگر که بر ذهن و زندگی چند انسان اثری «توام با کیفیت» نگذاشته باشیم. قدیمی ها گفته اند: بی مایه (بی کیفیت) فطیر است. روزها گر رفت، گو رو باک نیست... https://t.me/solseghalam/2696
5 829
14
️ ✍️ ترمی که گذشت - گزارش شماره ۱۱ ترم بهار ۲۰۲۶ نیز به پایان رسید. مطابق سیاق ده گزارش گذشته، چند کلامی درباره ترمی که گذشت. 🔵 ۱- پایان‌نامه کارشناسی ارشد؛ انتظاری غیرواقعی در این ترم، حدود چهل دانشجوی کارشناسی ارشد از گروه مهندسی عمران و محیط زیست فارغ‌التحصیل شدند. از میان دانشجویان گرایش مهندسی زلزله و سازه، تنها دو نفر مسیر پایان‌نامه (Thesis) را انتخاب کرده بودند و سایر دانشجویان، مطابق روال معمول بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا، کارشناسی ارشد را بدون پایان‌نامه و از طریق Comprehensive Exam به پایان رساندند. یکی از این دو دانشجو با دکتر Long Wang در زمینه خوردگی فولاد کار می‌کرد و دانشجوی دیگر با من روی رفتار لرزه‌ای اتصالات تیرهای کامپوزیت به ستون‌های فولادی پژوهش انجام داد. هر دو دانشجو بسیار باانگیزه و پرتلاش کار کردند. با این حال، هر دو برای ساخت مدل اِلمان محدود در نرم‌افزار Abaqus ناچار شدند زمان بسیار زیادی صرف کنند؛ ابتدا برای یادگیری مبانی پایه اِلمان محدود، سپس برای یادگیری نرم‌افزار، بعد برای مدلسازی و در نهایت برای رفع خطاها/اعتبارسنجی نتایج. با وجود این همه تلاش، مدل هیچ‌کدام‌شان به مرحله‌ای نرسید که بتوان آن را در یک مجله معتبر بین‌المللی (یا حتی کنفرانس معتبر) منتشر کرد. این تجربه، بار دیگر همان سؤالی را برایم زنده کرد که چند سال پیش نیز درباره آن اینجا + نوشته بودم. اینکه آیا اساساً باید از یک دانشجوی کارشناسی ارشد انتظار داشته باشیم که در مدت یک یا ۲ سال، پژوهشی انجام دهد که مرزهای دانش را جابجا کند؟ بیست یا سی سال پیش شاید چنین انتظاری معقول بود. اما امروز مرزهای علم آن‌قدر گسترده/پیچیده شده که حتی برای مدلسازی خوردگی فولاد یا یک اتصال فولادی، دانشجو باید هم‌زمان اجزای محدود، رفتار غیرخطی مصالح، نرم‌افزارهای تخصصی، روش‌های اعتبارسنجی و ده‌ها نکته دیگر را بیاموزد. این دیگر یک پروژه کوتاه‌مدت آموزشی نیست؛ (این در دو سال ممکن نیست) و مسیری است که گاهی حتی بخش قابل توجهی از دوره دکتری را به خود اختصاص می‌دهد. به همین دلیل است که بسیاری از دانشگاه‌های معتبر دنیا سال‌هاست دانشجوی کارشناسی ارشد را مجبور به نوشتن پایان‌نامه نمی‌کنند. دانشجو واحدهای درسی را می‌گذراند، توانایی حل مسئله خود را در قالب Comprehensive Exam (آزمون جامع پایان دوره ارشد) نشان می‌دهد و صرفا دانشجویانی که واقعاً علاقه‌مند به پژوهش هستند، مسیر پایان‌نامه را انتخاب می‌کنند. اما در ایران تا همین اخیرا هنوز اصرار داشتیم که همه دانشجویان کارشناسی ارشد، از دانشگاه‌های بزرگ تا دانشگاه‌های کوچک، پایان‌نامه‌ای بنویسند که ترجیحاً «منجر به مقاله» هم بشود! نتیجه این انتظار غیرواقع‌بینانه را نیز همه دیدیم که چه شد. انبوهی تقلب. 🔵 ۲- مجددا سه گروه دانشجو در ترم بهار، تدریس سه درس را بر عهده داشتم: فولاد ۱ (CE 356)، مهندسی زلزله (CE 557) برای دانشجویان کارشناسی ارشد، و آزمایشگاه مصالح ساختمانی. درباره شیوه تدریس این درس‌ها در گزارش‌های گذشته توضیح و بحث شده بود. نکته‌ای که از این ترم ارزش اشاره دارد، بازدید دانشجویان درس فولاد از پروژه Lynda and Stewart Resnick Student Success Center در دانشگاه بود؛ ساختمانی با اسکلت فولادی که اکنون در حال ساخت است. پیش از بازدید، از دانشجویان خواستم فقط به اتصالات، تیرها و ستون‌ها نگاه نکنند. مهندس باید ابتدا "تصویر کلی" (Big Picture) یک پروژه را ببیند و بعد وارد جزئیات فنی شود. تصویر کلی این پروژه، خودِ ساختمان نیست؛ بلکه داستان شکل‌گیری آن است. این ساختمان با هدیه ۲۰ میلیون دلاری لیندا و استوارت رسنیک به دانشگاه ساخته می‌شود؛ زوجی که از بنیان‌گذاران شرکت The Wonderful Company هستند و سال‌هاست بخشی از ثروت خود را صرف آموزش، پژوهش و امور خیریه می‌کنند. این مرکز حدود ۳۶ هزار فوت مربع زیربنا خواهد داشت و قرار است خدمات مشاوره تحصیلی، آمادگی شغلی، ارتباط با صنعت و حمایت از دانشجویان را در یک مجموعه متمرکز کند. سال گذشته نیز دانشجویان را برای بازدید از پروژه‌ای مشابه برده بودم (اینجا +). آن پروژه نیز با کمک مالی یکی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه ساخته شده بود. این موضوع همیشه برایم جالب است؛ بسیاری از فارغ‌التحصیلان، پس از یک عمر فعالیت حرفه‌ای و ثروت‌آفرینی، دوباره به دانشگاهی بازمی‌گردند که «روزی در آن آموزش دیده‌اند» و بخشی از دارایی خود را به همان دانشگاه هدیه می‌کنند. بخش مهمی از قدرت دانشگاه‌های آمریکا، تنها در کیفیت استادان یا امکانات آزمایشگاهی نیست؛ بلکه در همین فرهنگ وقف و Donation است. دانشگاه‌هایی مانند هاروارد، استنفورد، MIT، برکلی و بسیاری دیگر، بخش قابل توجهی از توسعه فضاهای آموزشی و پژوهشی خود را مدیون کمک‌های فارغ‌التحصیلان و خیرین هستند. قسمت دوم گزارش🔻🔻ادامه👇 https://t.me/solseghalam
5 712
15
+4
Matn yo'q...
4 662
16
✍️ سر مار در تجریش است دیشب دقایقی برای تنفس در فضای مراسم‌های شب عاشورا، بچه ها را به حیاط امامزاده صالح تجریش بردم. یک پرواز از کالیفرنیا تا فرانکفورت، یک پرواز از فرانکفورت تا استانبول، و پس از ساعت‌ها انتظار در فرودگاه استانبول نهایتا پرواز کاسپین تا تهران، طی این مسیر طولانی به شوق اینکه بچه ها بتوانند حال و هوای شب عاشورای ایران را تجربه کنند. چند نکته درباره آنچه که دیشب بود: ۱- از اوایل شب تا نیمه شب میدان تجریش عجیب بوی زندگی می‌داد. صدها دستفروش در حال فروختن انواع و اقسام غذا و لباس و… بودند و انبوه جمعیت قدمزنان. انگار که پیرامون میدان تجریش یک بازار بزرگ است از فروش بلال ذرت و انواع تغذیه و … «بوی زندگی». چنان سرزنده که به یاد حرف مهندس سیدمحمد بهشتی می‌افتی که می‌گوید: ایرانیان با زندگی کردن به نبرد تباهی می‌روند. «جریان زندگی در ایران» در طول اعصار متوقف شدنی نبوده و نیست. راز ماندگاری ایران. هدایت ترافیک و انبوه این جمعیت کار دشواری ست. نمی دانم مسئول پلیس تجریش کیست ولی هر شب با چنین انبوه جمعیتی، چه کار دشواری را عهده‌دار است در سکوت. ۲- نکته دیگری که جلب توجه می کرد، حضور بانوانی بود که با پوشش اختیاری در کنار دسته‌های عزاداری ایستاده بودند یا مراسم را تماشا می‌کردند. گویی جلوه‌ای از شهری که در آن تفاوت‌های ظاهری الزاماً به معنای گسست فرهنگی یا عاطفی نیست. انسان‌هایی با سبک‌های متفاوت زندگی، در کنار یکدیگر، در یک آیین مشترک. ۳- مراسم دیشب را محمدحسین پویانفر اجرا کرد. برای شروع غزلی را در آواز دشتی، محزون و به زیبایی خواند. غزل جدید بود و استوار. غزل جانبخش. مشخص بود که از محصولات جدید کارخانه ذهن شاعر ایرانی است. و حنجره، شش دانگ، پر و پیمان. شارل هانری دوفوشه کور (حافظ شناس فرانسوی) در اجلاس یونسکو در شیراز گفت: غزلِ فارسی را باید شنید، نباید خواند، چون غزل فارسی «شنیدنی» است. وای که پویانفر غزل را چه شنیدنی کرد. زیبا ‌و روحبخش‌. ۴- در میانه مراسم یک لحظه چشمم به سیمای جوان کنار دستی افتاد. آرام ‌سینه می‌زد و بی‌صدا اشک می‌ریخت. یک لحظه تجسم کردم که تلویزیون اینترنشنال، خلوصِ این جوان را با واژه “ساندیس‌خور” خطاب می‌کند. از پنجره نگاهِ اینترنشنال، این چند هزار انسانی که در این هوای گرم بدون وجود دستگاههای خنک‌کننده در گوشه حیاطِ امامزاده ای نشسته اند «مردم» نیستند. اینها را پول داده‌اند که جمع بشوند، پول گرفته‌اند که برای حزنی که در قلوب است گریه کنند، و پول گرفته‌اند که در چنین حال و هوایی سینه بزنند و اشک بریزند. همین قدر حقیر و ساده‌انگارانه. ۵- در مقطعی که کارخانه چرخ گوشت نتانیاهو به‌راه افتاده بود و مشغول سلاخی در غزه بود او در مصاحبه ای گفت: «ما باید سر مار را قطع کنیم. سر مار در‌ غزه نیست در تهران است». او سرانجام بعد از زنجیره ای از کشتار، علی خامنه‌ای را کشت. به زعم نتانیاهو سر مار قطع شد ولی مأموران موساد الان صد و هفده شب است که از این میدان برای او تصاویر این جمعیت هزاران نفری را مخابره می‌کنند. ماموران موساد این اشک‌ها را می‌بینند و اینقدر باهوش هستند که بدانند این گِردهم آمدن‌ها پولکی نیست. ماجرا چیزی فراتر از حقارتِ پول است. و مگر این ماجرا فقط در امامزاده صالح است؟ همزمان در میدان انقلاب همین ماجراست. در شیراز، در تبریز و اصفهان، در مشهد و بجنورد و بیرجند و ساری و… جمعیتی از مردمانی که اینترنشنال Motivation اینها را ساندیس قلمداد می کند، اما محل «پیوند» قلوب اینها حبّ چیز دیگری است. ۶- اسرائیل همین میدان تجریش را در‌ جنگ تابستان پارسال با موشک منفجر کرد. ولی مگر «جریان زندگی» در اینجا قطع شد؟ مگر می توان «مسئله» را با بمب حل کرد؟ مگر می توان مسئله را با کشتن حل کرد؟ اگر ماجرا با کشتن حل شده بود، که اینهمه سال کشتار در فلسطین و لبنان «مسئله» را حل کرده بود. تو گمان می کنی سر مار را زده ای، ولی با این هزاران نفر "انسان" که هر شب می آیند چه خواهی کرد؟ آیا همه آنها را هم خواهی کشت؟ با آنها که بعد از اینها خواهند آمد چه خواهی کرد؟ با بمب می توانی افراد را حذف کنی، اما مگر می توان با بمب باورها، هویت‌ها یا آیین‌هایی را که در حافظه تاریخی یک جامعه ریشه دارند از میان ببری؟ ۷- «مسئله اسرائیل» یکی از مسائل انسان معاصر است. حکومتی شکل گرفته که قائل به این نیست که مسائل انسانی را نمی توان با کشتن حل و فصل کرد. مسئله اسرائیل نحوه «تعریف انسان» (Definition) است. تأسیس کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۸ با جنگی همراه بود که به آوارگی اجباری ۷۰۰٬۰۰۰ انسان انجامید و جمعیت "پناهندگان" را ایجاد کرد. جنگ‌های بعدی اعراب و اسرائیل، از جمله جنگ شش روزه در ۱۹۶۷، منجر به اشغال کرانه باختری و نوار غزه توسط اسرائیل شد. از آن روز تا به امروز بزرگان اسرائیل می خواهند «مسئله انسان» و منازعه را با زور حل کنند. سر مار را در تهران قطع کردند و اکنون شگفت زده از این نشسته اند که پس چرا بعد از کشتن آن مرد هنوز این جمعیت هزاران نفری در میدان تجریش، در میدان انقلاب و در صدها میدان دیگر در صدها شهر دور هم جمع می شوند و برای حسین سینه می زنند؟ «مسئله اسرائیل» قائل نبودن به این واقعیت است که با انباشت "خون" نمی شود مسائل جوامع انسانی را حل کرد. راه حل، خون نیست. «مسئله اسرائیل» یکی از مسائل انسان معاصر است. مسئله ای حل نشده.
10 811
17
Matn yo'q...
4 758
18
شاید مهم‌ترین نکته درباره اسپیس‌اکس این باشد که بازارهای مالی بیش از آنکه به گذشته پاداش دهند، به آینده‌ای که مردم باور می‌کنند پاداش می‌دهند.
5 324
19
✍️ چند نکته درباره اسپیس‌اکس: مردم دقیقا چه چیزی خریدند؟ محمدرضا اسلامی 🔵 درباره عرضه سهام اسپیس‌اکس در یادداشت قبل صحبت شد. کارشناسان اقتصادی این عرضه (IPO) را یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ بازار سرمایه می‌دانند. در این عرضه اولیه، تقاضا برای خرید سهام به‌قدری زیاد بود که سفارش‌های خرید از میزان سهام عرضه‌شده فراتر رفت و بسیاری از متقاضیان تنها بخشی از سهم درخواستی خود را دریافت کردند. حدود ۵۵۵ میلیون سهم از سهام شرکت به عموم سرمایه‌گذاران عرضه شد و نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار سرمایه جذب اسپیس‌اکس شد. نکته جالب اینجاست که اسپیس‌اکس برای جذب این سرمایه، کل شرکت را نفروخت. برآورد می‌شود که این ۵۵۵ میلیون سهم تنها حدود ۴ درصد از کل سهام شرکت بوده باشد. یعنی بیش از ۹۵ درصد مالکیت اسپیس‌اکس همچنان در اختیار ایلان ماسک، کارکنان، مدیران و سرمایه‌گذاران اولیه باقی مانده. اینجا یک سوءتفاهم رایج وجود دارد. بسیاری از افراد تصور می‌کنند وقتی گفته می‌شود اسپیس‌اکس ۷۵ میلیارد دلار از عرضه سهام به دست آورده، پس ارزش کل شرکت نیز ۷۵ میلیارد دلار است. در حالی که در بازار سرمایه، ارزش شرکت از روی قیمت هر سهم محاسبه می‌شود، نه از روی مقدار سهامی که فروخته شده است. فرض کنید یک نفر خانه‌ای ۲ میلیون دلاری دارد و تنها ۵ درصد آن را می‌فروشد. او فقط ۱۰۰ هزار دلار پول دریافت می‌کند، اما ارزش کل خانه همچنان ۲ میلیون دلار است. در مورد اسپیس‌اکس نیز دقیقاً همین اتفاق افتاده است. سرمایه‌گذاران با خرید درصد کوچکی از شرکت، عملاً اعلام کرده‌اند که کل اسپیس‌اکس را حدود ۲ تریلیون دلار ارزش‌گذاری می‌کنند. به بیان ساده، مردم فقط سهام نخریدند؛ آنها روی «آینده اقتصاد فضایی» و نقش اسپیس‌اکس در آن شرط‌بندی کردند. 🔵اما سؤال مهم‌تر این است: چرا سرمایه‌گذاران حاضرند چنین ارزشی برای یک شرکت فضایی قائل شوند؟ پاسخ این است که اسپیس‌اکس دیگر فقط یک شرکت هوا-فضا نیست. امروز این شرکت از چند مسیر درآمد کسب می‌کند. این مسیرها عبارتند از: 🔹 ۱- پرتاب ماهواره و مأموریت‌های فضایی اسپیس‌اکس بزرگ‌ترین شرکت خصوصی پرتاب فضایی جهان است. ناسا، وزارت دفاع آمریکا، شرکت‌های مخابراتی و صدها مشتری خصوصی برای پرتاب ماهواره‌ها و مأموریت‌های فضایی به این شرکت پول پرداخت می‌کنند. بخشی از افق اندیشه در زمان تأسیس شرکت این بوده! 🔹 ۲- استارلینک درباره استارلینک قبلا در اینجا+ توضیح داده‌ام. مهم‌ترین موتور درآمدی اسپیس‌اکس در حال حاضر شبکه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک است. میلیون‌ها کاربر در نقاط مختلف جهان ماهانه حق اشتراک پرداخت می‌کنند. این مدل درآمدی بسیار ارزشمند است، زیرا برخلاف پرتاب موشک که «پروژه‌ای و مقطعی» است، درآمد استارلینک به صورت «مستمر و ماهانه» وارد شرکت می‌شود. 🔹 ۳- قراردادهای دولتی و نظامی دولت آمریکا برای حمل فضانوردان، مأموریت‌های فضایی، سامانه‌های ارتباطی و پروژه‌های امنیت ملی میلیاردها دلار قرارداد با اسپیس‌اکس امضا کرده. 🔵اما آنچه سرمایه‌گذاران می‌خرند، فقط درآمد امروز نیست؛ آنها آینده را می‌خرند. «اگر» پروژه «استارشیپ» موفق شود، هزینه حمل بار و انسان به فضا به شدت کاهش خواهد یافت. در آن صورت بازارهایی شکل می‌گیرند که امروز بیشتر شبیه داستان‌های علمی-تخیلی هستند: - اینترنت جهانی مبتنی بر ماهواره - حمل‌ونقل فضایی ارزان - زیرساخت‌های دائمی در ماه - صنایع و کارخانه‌های فضایی - استخراج منابع از سیارک‌ها - و حتی سکونت انسان در خارج از زمین به همین دلیل بسیاری از سرمایه‌گذاران معتقدند اسپیس‌اکس صرفاً یک شرکت نیست؛ بلکه «زیرساخت اقتصاد فضایی» قرن بیست‌ویکم است. 🔵جسارت در اندیشه، ریسک در عمل نباید فراموش کنیم که این موفقیت حاصل یک ریسک فوق‌العاده بزرگ بوده است. در سال ۲۰۰۲ که ایلان ماسک اسپیس‌اکس را تأسیس کرد، تقریباً هیچ‌کس باور نداشت یک شرکت خصوصی بتواند با «غول‌های دولتی» صنعت هوا-فضا رقابت کند. سه پرتاب اول موشک فالکون ۱ شکست خورد و پول‌ها دود شد. شرکت تا آستانه ورشکستگی پیش رفت. در سال ۲۰۰۸، هم تسلا و هم اسپیس‌اکس در بحران مالی قرار داشتند و ماسک بخش عمده ثروت شخصی خود را روی هر دو شرکت سرمایه‌گذاری کرده بود. پس از سومین شکست متوالی، تنها پول کافی برای یک پرتاب دیگر باقی مانده بود. اگر پرتاب چهارم نیز شکست می‌خورد، احتمالاً امروز چیزی به نام اسپیس‌اکس وجود نداشت. اما پرتاب چهارم موفق شد؛ ناسا قرارداد بزرگی با شرکت امضا کرد و مسیر تاریخ تغییر کرد. 🔵به دلایل مذکور، ارزش ۲ تریلیون دلاری امروز اسپیس‌اکس فقط ارزش موشک‌ها و ماهواره‌ها نیست؛ بلکه پاداش بازاری است که معتقد است این شرکت توانسته یکی از «بزرگ‌ترین ریسک‌های فناورانه» قرن حاضر را به یک «کسب‌وکار واقعی و سودآور» تبدیل کند.
5 372
20
✍️ چند نکته درباره اسپیس‌اکس: مردم دقیقا چه چیزی خریدند؟ محمدرضا اسلامی 🔵 درباره عرضه سهام اسپیس‌اکس در یادداشت قبل صحبت شد. کارشناسان اقتصادی این عرضه (IPO) را یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ بازار سرمایه می‌دانند. در این عرضه اولیه، تقاضا برای خرید سهام به‌قدری زیاد بود که سفارش‌های خرید از میزان سهام عرضه‌شده فراتر رفت و بسیاری از متقاضیان تنها بخشی از سهم درخواستی خود را دریافت کردند. حدود ۵۵۵ میلیون سهم از سهام شرکت به عموم سرمایه‌گذاران عرضه شد و نزدیک به ۷۵ میلیارد دلار سرمایه جذب اسپیس‌اکس شد. نکته جالب اینجاست که اسپیس‌اکس برای جذب این سرمایه، کل شرکت را نفروخت. برآورد می‌شود که این ۵۵۵ میلیون سهم تنها حدود ۴ درصد از کل سهام شرکت بوده باشد. یعنی بیش از ۹۵ درصد مالکیت اسپیس‌اکس همچنان در اختیار ایلان ماسک، کارکنان، مدیران و سرمایه‌گذاران اولیه باقی مانده. اینجا یک سوءتفاهم رایج وجود دارد. بسیاری از افراد تصور می‌کنند وقتی گفته می‌شود اسپیس‌اکس ۷۵ میلیارد دلار از عرضه سهام به دست آورده، پس ارزش کل شرکت نیز ۷۵ میلیارد دلار است. در حالی که در بازار سرمایه، ارزش شرکت از روی قیمت هر سهم محاسبه می‌شود، نه از روی مقدار سهامی که فروخته شده است. فرض کنید یک نفر خانه‌ای ۲ میلیون دلاری دارد و تنها ۵ درصد آن را می‌فروشد. او فقط ۱۰۰ هزار دلار پول دریافت می‌کند، اما ارزش کل خانه همچنان ۲ میلیون دلار است. در مورد اسپیس‌اکس نیز دقیقاً همین اتفاق افتاده است. سرمایه‌گذاران با خرید درصد کوچکی از شرکت، عملاً اعلام کرده‌اند که کل اسپیس‌اکس را حدود ۲ تریلیون دلار ارزش‌گذاری می‌کنند. به بیان ساده، مردم فقط سهام نخریدند؛ آنها روی «آینده اقتصاد فضایی» و نقش اسپیس‌اکس در آن شرط‌بندی کردند. 🔵اما سؤال مهم‌تر این است: چرا سرمایه‌گذاران حاضرند چنین ارزشی برای یک شرکت فضایی قائل شوند؟ پاسخ این است که اسپیس‌اکس دیگر فقط یک شرکت هوا-فضا نیست. امروز این شرکت از چند مسیر درآمد کسب می‌کند. این مسیرها عبارتند از: 🔹 ۱- پرتاب ماهواره و مأموریت‌های فضایی اسپیس‌اکس بزرگ‌ترین شرکت خصوصی پرتاب فضایی جهان است. ناسا، وزارت دفاع آمریکا، شرکت‌های مخابراتی و صدها مشتری خصوصی برای پرتاب ماهواره‌ها و مأموریت‌های فضایی به این شرکت پول پرداخت می‌کنند. بخشی از افق اندیشه در زمان تأسیس شرکت این بوده! 🔹 ۲- استارلینک درباره استارلینک قبلا در اینجا+ توضیح داده‌ام. مهم‌ترین موتور درآمدی اسپیس‌اکس در حال حاضر شبکه اینترنت ماهواره‌ای استارلینک است. میلیون‌ها کاربر در نقاط مختلف جهان ماهانه حق اشتراک پرداخت می‌کنند. این مدل درآمدی بسیار ارزشمند است، زیرا برخلاف پرتاب موشک که «پروژه‌ای و مقطعی» است، درآمد استارلینک به صورت «مستمر و ماهانه» وارد شرکت می‌شود. 🔹 ۳- قراردادهای دولتی و نظامی دولت آمریکا برای حمل فضانوردان، مأموریت‌های فضایی، سامانه‌های ارتباطی و پروژه‌های امنیت ملی میلیاردها دلار قرارداد با اسپیس‌اکس امضا کرده. 🔵 اما آنچه سرمایه‌گذاران می‌خرند، فقط درآمد امروز نیست؛ آنها آینده را می‌خرند. «اگر» پروژه «استارشیپ» موفق شود، هزینه حمل بار و انسان به فضا به شدت کاهش خواهد یافت. در آن صورت بازارهایی شکل می‌گیرند که امروز بیشتر شبیه داستان‌های علمی-تخیلی هستند: - اینترنت جهانی مبتنی بر ماهواره - حمل‌ونقل فضایی ارزان - زیرساخت‌های دائمی در ماه - صنایع و کارخانه‌های فضایی - استخراج منابع از سیارک‌ها - و حتی سکونت انسان در خارج از زمین به همین دلیل بسیاری از سرمایه‌گذاران معتقدند اسپیس‌اکس صرفاً یک شرکت نیست؛ بلکه «زیرساخت اقتصاد فضایی» قرن بیست‌ویکم است. 🔵جسارت در اندیشه، ریسک در عمل نباید فراموش کنیم که این موفقیت حاصل یک ریسک فوق‌العاده بزرگ بوده است. در سال ۲۰۰۲ که ایلان ماسک اسپیس‌اکس را تأسیس کرد، تقریباً هیچ‌کس باور نداشت یک شرکت خصوصی بتواند با «غول‌های دولتی» صنعت هوا-فضا رقابت کند. سه پرتاب اول موشک فالکون ۱ شکست خورد و پول‌ها دود شد. شرکت تا آستانه ورشکستگی پیش رفت. در سال ۲۰۰۸، هم تسلا و هم اسپیس‌اکس در بحران مالی قرار داشتند و ماسک بخش عمده ثروت شخصی خود را روی هر دو شرکت سرمایه‌گذاری کرده بود. پس از سومین شکست متوالی، تنها پول کافی برای یک پرتاب دیگر باقی مانده بود. اگر پرتاب چهارم نیز شکست می‌خورد، احتمالاً امروز چیزی به نام اسپیس‌اکس وجود نداشت. اما پرتاب چهارم موفق شد؛ ناسا قرارداد بزرگی با شرکت امضا کرد و مسیر تاریخ تغییر کرد. 🔵 به دلایل مذکور، ارزش ۲ تریلیون دلاری امروز اسپیس‌اکس فقط ارزش موشک‌ها و ماهواره‌ها نیست؛ بلکه پاداش بازاری است که معتقد است این شرکت توانسته یکی از «بزرگ‌ترین ریسک‌های فناورانه» قرن حاضر را به یک «کسب‌وکار واقعی و سودآور» تبدیل کند.
86