uz
Feedback
دغدغه ایران

دغدغه ایران

Kanalga Telegram’da o‘tish

این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali دغدغه ایران analitikasi

دغدغه ایران (@fazeli_mohammad) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 56 902 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 1 076-o'rinni va Eron mintaqasida 5 988-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 56 902 obunachiga ega bo‘ldi.

20 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -444 ga, so‘nggi 24 soatda esa -17 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 21.09% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 8.90% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 12 000 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 5 067 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 113 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent فاضلی, نظام, اقتصادی, اصلاح, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 21 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

56 902
Obunachilar
-1724 soatlar
-917 kunlar
-44430 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+75
7 kanalda
Iyun '26
+100
8 kanalda
Get PRO
May '26
+104
9 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+116
16 kanalda
Get PRO
Mart '26
+58
3 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+572
50 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+1 253
80 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+204
45 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+100
49 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+98
23 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+95
27 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+139
30 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+1 322
102 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+442
72 kanalda
Get PRO
May '25
+83
37 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+151
48 kanalda
Get PRO
Mart '25
+672
100 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+359
47 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+651
44 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+1 875
83 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+562
42 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+675
46 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+752
71 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+757
95 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+2 884
192 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+11 226
229 kanalda
Get PRO
May '24
+354
36 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+455
36 kanalda
Get PRO
Mart '24
+1 571
108 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+977
59 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+762
44 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+825
65 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+752
50 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+213
17 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+303
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+260
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+736
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+228
0 kanalda
Get PRO
May '23
+427
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+1 510
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+341
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+279
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+651
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+1 016
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+2 043
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+1 769
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+1 371
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+190
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+218
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+247
0 kanalda
Get PRO
May '22
+393
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+291
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+412
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+666
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+4 478
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+90
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+230
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+149
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+170
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+447
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+769
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+492
0 kanalda
Get PRO
May '21
+288
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+228
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+418
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+313
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+342
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+33 480
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
21 Iyul+4
20 Iyul+1
19 Iyul0
18 Iyul+15
17 Iyul+10
16 Iyul+4
15 Iyul0
14 Iyul+7
13 Iyul+7
12 Iyul+2
11 Iyul+3
10 Iyul+4
09 Iyul+3
08 Iyul+7
07 Iyul+3
06 Iyul+1
05 Iyul0
04 Iyul+3
03 Iyul0
02 Iyul0
01 Iyul+1
Kanal postlari
سخنی مشفقانه و از سر درد سهند ایرانمهر فضه‌ننه، مادربزرگ مادرم، عاشق امام حسین و حضرت زینب بود. محرم هر سال تعزیه‌ای در دهات همسایه برگزار می‌شد که او هم مقید بود شرکت کند. این داستان را در رمانم گزارش آخرین تابستان هم آورده‌ام. یک‌بار حین تعزیه دیده بود که شمر لعین دارد حضرت زینب را با شلاق می‌زند. فضه‌ننه از سر همین عشق، پریده بود وسط تعزیه که جلوی آن ملعون را بگیرد. بازیگر مردِ حضرت زینب که دیده بود پیرزن حایل شده، از فرصت استفاده کرده بود به شمر دوتا فحش ناجور داده بود. نتیجه اینکه شمر عصبانی‌تر شده بود و فشارها به مادربزرگ بیشتر، و دست آخر هم فضه‌ننه که دیده بود نمی‌شود هم غصه‌خور ماجرا باشد و هم شلاق‌خور شمر، در حالتی که انگار نه انگار دارد به بازیگر سبیل‌کلفت حرف می‌زند، به بازیگر حضرت زینب گفته بود: «قربون جدت، می‌بینی طرف سر غضبه و منم یه پیرزن لاجون، تو هم ملاحظه کن؛ ملاحظه منو نمی‌کنی، ملاحظه خودت رو بکن وسط این دشت برهوت!» در مثال البته که مناقشه نیست اما این خاطره را برای فهم بهتر مرادم آوردم که بگویم بسا ایرانی که چون من، وسط واقعه‌ای که ملک و مملکت و ایران و مردمانش را لبه تیغ قرار داده است، یک عمر جور و جفا بر خودمان و زندگی‌مان را کنار گذاشته‌ایم و به جای لالایی خواندن با الگوی جذب بیشتر مخاطب در الگوریتم توهم ساز مجازی برای مخاطبی که حق دارد خشمگین و ناراضی باشد، با دهان کف‌کرده می‌نویسیم : « والله تالله! موضوع، ایران است و اگر ملک و مملکت برود، چیزی نمی‌ماند. حکومت را می‌توان نقد کرد، از آن خشمگین شد، خواست که اصلاح شود یا حتی جای خود را به نظمی دیگر بدهد؛ اما مفهوم کشور، چیزی بیش از این است. کشور فقط خطوطی بر نقشه نیست؛ رسوب قرن‌ها خاطره، زبان، نیاکان، آداب و عادات مردم و میراث تاریخی است. دفاع از این میراث، هرگز به معنای دفاع از همه تصمیم‌های یک دولت یا حکومت نیست؛ و از یک طرف باید توضیح واضحات بدهیم که آتش که درگرفت و دشمن با تیغ آخته که تاخت و جنگ که چنگ بر قلب ایران زد، تر و خشک نمی‌شناسد.»  در عوض این دو هم از دو طرف فحش بخوریم؛ یکی رگ گردن کلفت کند که منظورت از تندرو چه بود و یکی دشنام دهد که چشم بر جفا و جور بسته‌ای. آری، امثال من هم می‌توانستند نشان «بصیرت» از قدرت و «درود به شرفت» از شارع عام بگیرند همانند آنانی که با قلم مخنث به جای تحلیلگر، آرزو فروش خلق و ندیم شبانه آنان شده‌اند به ساده‌سازی و تملق کور تا در این بازار مکاره محبوبیت در دنیای مجاز، توجهی بگیرند یا یکسره نرد عشق با قدرت ببازند و با سرقفلی برنامه‌های سیما اتیکت خودی و انقلابی بگیرند، اما هر دوی اینها را به انذار تلخ و لعن و شتم به خود خریده‌ایم و سوز وطن و دود و درد مملکت بر سینه روا داشته‌ایم.  اکنون نیز خطابم به دستگاه حکمرانی است که حقیقتا دیگر نمی‌دانم حدود و ثغور و عامل و مباشر و کاره و هیچ‌کاره‌اش کیست اما به قول اخوان اگر «کسی اینجاست؟» سخنم از سر شفقت همان سخن حکیمانه فضه ننه است:  این وسط اگر ملاحظه کسی را نمی‌کنی، ملاحظه خود کن؛ حرص درنیاور، کافه نبند، اشک فلان مجری ورزشی را درنیاورو برنامه‌اش را فیلتر نکن، به هر کس که نقدی دارد برچسب نزن، ببین! دست که را می‌بندی و زبان که را باز می‌کنی؟ اگر کسی از شفقت راه و چاره‌ای نشان می‌دهد، بر او نتاز و با همه خلق و نه تنها آنها که تکبیر می‌گویند، سر ارادت بباز. اگر کسی از حقی سخن می‌گوید، ولو در این هنگامه که باید نگاه‌ها متوجه دشمن باشد، بر او صبوری کن و آسان گیر که آسانت گیرند نه برای امروز که برای همیشه. خلاصه اینکه سینه‌سوختگان لاجون این مملکت را توانی بیش از این نیست که در چند جبهه این‌طور زخم بخورند و بر ایران خائف باشند تنها به این گناه که پای آن ایستاده‌اند «چه به نام و چه به ننگـ،». پس هرکس در هرکجا که هست از حاکمیت تا مردم و از میدان تا خیابان و خانه، بر ایران و بر خود رحم آورد که این روزها بر جریده روزگار ثبت است و چشم داوری آیندگان را دیده به خبط و خطای همه اهل این زمانه، بسی باز. @sahandiranmehr

2
جهان در مسیر «بازگشت بزرگ»؟ | خلاصه‌ای از گزارش ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem تازه‌ترین گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem (Varieties of Democracy) تصویری نگران‌کننده از وضعیت دموکراسی در جهان ارائه می‌دهد. اگر بخواهیم تنها یک مفهوم را به‌عنوان محور اصلی این گزارش انتخاب کنیم، آن مفهوم بدون تردید «خودکامه‌سازی» (Autocratization) است؛ فرایندی که در آن کشورها به‌تدریج از نهادها و ارزش‌های دموکراتیک فاصله گرفته و به سمت تمرکز قدرت، محدود شدن آزادی‌ها و تضعیف نظارت بر حکومت حرکت می‌کنند. مهم‌ترین یافته‌های گزارش: 1. دموکراسی جهانی اکنون به سطح سال ۱۹۷۸ بازگشته است؛ یعنی تقریباً تمام دستاوردهای «موج سوم دموکراتیزاسیون» که از انقلاب میخک پرتغال در سال ۱۹۷۴ آغاز شد، در حال از بین رفتن است. 2. در پایان سال ۲۰۲۵، جهان دارای ۹۲ حکومت خودکامه و تنها ۸۷ حکومت دموکراتیک است. 3. حدود ۷۴ درصد جمعیت جهان (نزدیک به ۶ میلیارد نفر) در حکومت‌های خودکامه زندگی می‌کنند. 4. تنها ۷ درصد جمعیت جهان در دموکراسی‌های لیبرال زندگی می‌کنند. آزادی بیان همچنان بیش از هر مؤلفه دیگری مورد حمله قرار گرفته و در ۴۴ کشور روند آن رو به وخامت گذاشته است. 5. گزارش از پدیده‌ای با عنوان «بازگشت بزرگ» (The Great Reversal) سخن می‌گوید؛ روندی که تقریباً همه شاخص‌های دموکراسی را نسبت به دو دهه قبل معکوس کرده است: آزادی بیان، آزادی تشکل‌ها، سلامت انتخابات و استقلال رسانه‌ها همگی با افت چشمگیر مواجه شده‌اند. 6. سانسور رسانه‌ها همچنان رایج‌ترین ابزار حکومت‌های خودکامه است و استفاده از شکنجه برای سرکوب مخالفان سیاسی نیز در بسیاری از کشورها رو به افزایش است. 7. یکی از بخش‌های مهم گزارش به ایالات متحده اختصاص دارد. نویسندگان گزارش معتقدند که در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، تمرکز قدرت در نهاد ریاست‌جمهوری با سرعتی بی‌سابقه افزایش یافته و شاخص‌های دموکراسی آمریکا به پایین‌ترین سطوح چند دهه اخیر رسیده است؛ به‌گونه‌ای که برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، آمریکا دیگر در طبقه‌بندی V-Dem یک «دموکراسی لیبرال» محسوب نمی‌شود. چند نکته قابل تأمل: اگر کتاب «موج سوم دموکراسی» اثر ساموئل هانتینگتون را خوانده باشید، احتمالاً به یاد دارید که او از «امواج دموکراتیزاسیون» و «موج‌های بازگشت» سخن می‌گفت. با این حال، چشم‌اندازی که گزارش V-Dem ترسیم می‌کند، از یک عقب‌گرد مقطعی فراتر رفته و از چیزی سخن می‌گوید که می‌توان آن را «موج جهانی خودکامه‌سازی» نامید؛ گویی به‌جای گسترش دموکراسی، اکنون این اقتدارگرایی است که در حال جهانی شدن است. از نگاه من، این گزارش یادآور این نکته است که شکست یا عقب‌نشینی جنبش‌های دموکراسی‌خواه را نمی‌توان صرفاً با عوامل داخلی توضیح داد. همان‌گونه که ایمانوئل والرشتاین در نظریه نظام جهانی تأکید می‌کرد، تحولات سیاسی هر جامعه را باید در بستر ساختارهای جهانی نیز تحلیل کرد. شاید امروز، علاوه بر مطالعه جنبش‌های اجتماعی در سطح ملی، باید از موج‌های جهانی خودکامه‌سازی نیز سخن گفت؛ موج‌هایی که از مرزهای کشورها عبور می‌کنند و بر بسیاری از نظام‌های سیاسی اثر می‌گذارند. مفهوم «بازگشت بزرگ» نیز به‌نظر من یکی از مهم‌ترین مفاهیم این گزارش است. این بازگشت، تنها یک عقب‌گرد آماری نیست؛ بلکه می‌تواند نوعی رگرسیون سیاسی باشد؛ وضعیتی که در آن جامعه به‌جای تعمیق قرارداد اجتماعی، دوباره به سمت تمرکز قدرت، کاهش اعتماد عمومی، تضعیف نهادهای مدنی و افزایش خشونت سیاسی حرکت می‌کند. اگر چنین روندی ادامه یابد، احتمال بازتولید بحران‌هایی که جهان تصور می‌کرد متعلق به قرن بیستم هستند، دیگر چندان دور از ذهن نخواهد بود. 📄 متن کامل گزارش سال ۲۰۲۶ مؤسسه V-Dem را می‌توانید از طریق فایل پیوست مطالعه کنید. منبع اصلی: https://www.v-dem.net #پچ_پچه_‌های_پشت_خط_نبرد https://t.me/ni_shojaei
3 468
3
مسائل اجتماعی و امنیت ملی ایران علی ربیعی فعال کارگری، وزیر، محقق اجتماعی، روزنامه‌نگاری و فعال سیاسی بودن را تجربه کرده و اک
مسائل اجتماعی و امنیت ملی ایران علی ربیعی فعال کارگری، وزیر، محقق اجتماعی، روزنامه‌نگاری و فعال سیاسی بودن را تجربه کرده و اکنون دستیار روابط اجتماعی #مسعود_پزشکیان رئیس‌جمهور ایران است. ربیعی به اتکای همه این تجارب، شناخت به‌روز و منسجمی از جامعه ایران دارد و در این گفت‌وگو #مسائل_اجتماعی ایران را تحلیل می‌کند.   دیدن ویدیو https://youtu.be/jflFnLpHAJs علی ربیعی نشان می‌دهد که در هیچ مقطعی از تاریخ معاصر، مسائل اجتماعی ایران به اندازه امروز با #امنیت_ملی گره نخورده بود؛ و از همین‌رو تحلیل مسائل اجتماعی ایران از زاویه تحولات ارزشی، تغییرات نسلی و تغییرات در جهان اقتصادی و اجتماعی جدید، برای امنیت ملی ایران بسیار اهمیت دارد. #اعتماد_اجتماعی #علی_ربیعی #امنیت_ملی #تحلیل_اجتماعی @Irantalk_sn
4 758
4
Matn yo'q...
8 497
5
رحمان قهرمان‌پور در این گفت‌وگو روابط ایران و آمریکا بر محور جنگ و تفاهم اسلام‌آباد را تحلیل می‌کند. دیدن ویدیو https://youtu
رحمان قهرمان‌پور در این گفت‌وگو روابط ایران و آمریکا بر محور جنگ و تفاهم اسلام‌آباد را تحلیل می‌کند. دیدن ویدیو https://youtu.be/SlX_NzH7h24 چگونه استفاده کردن از فرصت‌ها در دنیای بی‌ثبات مهم است. @Irantalk_sn
7 229
6
پل کَسره محمد فاضلی به #جنوب حمله شده و زیر بمباران است؛ اما این جنوب با یک «کسره» به ایران وصل است، یعنی «جنوبِ ایران» است. شرق، غرب و شمال هم با همان کسره به ایران وصل هستند و می‌شوند «شرقِ ایران»، «غربِ ایران» و «شمالِ ایران». این کسره، اصلاً یک علامت نیست، یک صدا نیست؛ این کسره صدایی به بلندا و عظمت تاریخ، و پر فراز و فرود به بزرگی و پیچیدگی جغرافیای ایران است. وقتی تاریخ طولانی و جغرافیای خاص و مهمی داری، به جنوب‌ات حمله می‌شود، پرتغالی و انگلیسی و آمریکایی به جنوب‌ات حمله می‌کنند؛ ولی مگر به شمال، غرب و شرق‌ات حمله نشده است؟ روس‌ها دهه‌ها شمالِ ایران را جولانگاه نکردند؟ اعراب و عثمانی قرن‌ها غربِ ایران را میدان نبرد نکردند؟ مغول‌ها و انگلیسی‌ها شرق ایران را عرصه تاخت و تاز نکردند؟ آن کسره‌ی «جنوبِ ایران» که بزرگ‌ترین و نمادین‌ترین پلی است که جنوبِ نشسته بر قلب‌های ایرانیان را به جغرافیا و تاریخِ ایران وصل می‌کند؛ نمادین‌ترین نماد الفبای ما هم هست. همه شرق و غرب و شمال و جنوب با آن کسره‌ی جادویی و پرعظمت، به ایران تاریخی و جغرافیای بزرگش می‌چسبد، معنا می‌گیرد و در حافظه تاریخ می‌ماند. پل‌ها سرمایه‌های عظیم این ملتند که با خون دل و رنج میلیون‌ها ایرانی ساخته شده‌اند، اما هر پلی هم که فروبریزد، آن پل عظیم، #پل_کسره، که جنوب را به ایران وصل می‌کند فرونخواهد ریخت. ساختن پل کسره، کسره‌ای که ایران را به جنوب و جنوب را به ایران وصل می‌کند، قرن‌ها طول کشیده است؛ پلی بر فراز دره‌ها نیست، پلی بر فراز تاریخ است. پلی که میلیون‌ها ایرانی نسل‌های گذشته و امروز و آینده را به به جنوب وصل می‌کند و ایران را می‌سازد. پل کسره، عظیم‌ترین پلی است که همه ما را به هم وصل می‌کند و با هیچ بمبارانی تخریب نمی‌شود؛ پلی است که ورای زمان و مکان و تاریخ و جغرافیا، ایرانیان را به هم وصل می‌کند. جان‌ها را دلسوز هم می‌سازد؛ و دردها و رنج‌های مشترک ایرانیان را با هم به اشتراک می‌گذارد. «جنوبِ ایران»، دردت به جانمان؛ همه در رنجیم و تو در خاک و خون؛ آرزومند روزی که در صلحی پایدار، صدای خوش موسیقی بندری‌ات را بشنویم و شادمانه، توسعه و شکوفایی، و زندگی بهتر مردمانت را جشن بگیریم. خدا حافظت باشد ای «جنوبِ ایران»؛ و خدا نگهدارت باشد ای «پل کسره». @fazeli_mohammad
12 498
7
🛑ناصر؛ دشمنی که نباید فرصت ساختن پیدا می‌کرد ۲۶ تیر ۱۴۰۵ 📝روزبه کردونی آنتونی ناتینگ، وزیر و دیپلمات بریتانیایی، روزی به دیوید بن‌گوریون بنیان‌گذار اصلی و نخستین نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «خبر خوبی برای شما دارم؛ جمال عبدالناصر بیشتر نگران ارتقای سطح زندگی مردم مصر است تا جنگیدن با اسرائیل.» بن‌گوریون بی‌درنگ پرسید: «از نظر تو این خبر خوبی است؟  معنای سیاسی‌ این حرف روشن است: برای اسرائیل، خطر فقط ناصری نبود که می‌توانست روزی فرمان جنگ بدهد؛ ناصری بود که فرصت می‌یافت مصر را بسازد، مسئله اسرائیل، فقط توان نظامی موجود مصر نبود؛ قدرتی بود که می‌توانست در پناه زمان و صلح برای ساختن کشور بکار گرفته شود. عملیات سوزانا، مشهور به ماجرای لاون، یکی از روشن‌ترین نمودهای این منطق بود. در تابستان ۱۹۵۴، شبکه‌ای وابسته به اطلاعات نظامی اسرائیل مأمور شد در قاهره و اسکندریه بمب‌گذاری کند و رد عملیات را به سوی نیروهای داخلی مصر ببرد. هدف اصلی، از بین بردن اعتماد میان قاهره و امریکا و نابود کردن مناسبات ناصر و واشنگتن بود. اسرائیل برای شکل‌دادن به این صحنه، تنها به تهدید نظامی و موضع‌گیری سیاسی بسنده نکرد؛ برای جذب نیرو، آموزش شبکه‌های مخفی، تأمین تجهیزات و اجرای عملیات در داخل مصر نیز منابع مالی و اطلاعاتی به کار گرفت. یک سال بعد، حمله اسرائیل به مواضع مصر در غزه حلقه دیگری از همین زنجیره را شکل داد تا مصر که می‌خواست منابع خود را صرف سد، صنعت، آموزش و رفاه کند، گام‌به‌گام وارد چرخه‌ای می‌شد که مقصدش تسلیح، سوءظن و منازعه بود. در این میان، ناصر خود نیز در دام سرمایه‌ای افتاد که قدرت و کاریزمای خودش بویژه بعد از ملی کردن کانال سوئز ان را ساخته بود. سعید خلیل ابوریش در کتاب ناصر آخرین عرب می نویسد : «ناصر به همان اندازه که رهبر اعراب کوچه و بازار بود، اسیر آنها نیز بود.» همین دام محبوبیت، تشخیص دام بزرگ‌تری را که جنگ‌طلبان اسرائیلی پیش پای او گسترده بودند، دشوارتر کرد. محبوبیتی که می‌توانست پشتوانه ساختن مصر باشد، به اهرمی برای واداشتن ناصر به واکنش بدل شد. 🛑معنای آن جمله بن گوریون شاید این باشد که همیشه خطرناک‌ترین دشمن، آن نیست که می‌جنگد؛ گاهی خطر بزرگ‌تر، کشوری است که فرصت یافته در صلح، خود را بسازد 🔴متن کامل یادداشت در روزنامه شرق
7 672
8
ایران و آمریکا در بن‌بست: شاید بختی دیگر! رحمان قهرمان‌پور در این گفت‌وگو روند طی‌شده بین ایران و آمریکا از زمان پذیرش آتش‌بس
ایران و آمریکا در بن‌بست: شاید بختی دیگر! رحمان قهرمان‌پور در این گفت‌وگو روند طی‌شده بین ایران و آمریکا از زمان پذیرش آتش‌بس تا امروز که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در بن‌بست قرار گرفته را مرور کرده و عوامل مؤثر بر روند تحولات را بررسی می‌کند. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/SlX_NzH7h24 قهرمان‌پور معتقد است دونالد ترامپ کماکان به دنبال توافق است اما از #دیپلماسی_اجبار و #دیپلماسی_معاملاتی استفاده می‌کند. هم‌چنین بخش مهمی از تحلیل او متوجه اختلافات در سیاست داخلی هر دو کشور – بالاخص ایران – و اثر آن بر بن‌بست در آتش‌بس و توافق است. #دیپلماسی_اجبار #دیپلماسی_معاملاتی #رحمان_قهرمانپور #سلاح_اتمی #تفاهم_اسلام_آباد @Irantalk_sn
7 618
9
👇🏼ادامه متن پیشین آنچه تا اینجا گفتم مربوط به بخش سیاسی ماجراست از نظر نظامی هم بر پایه اطلاعات موجود، اینکه از قریب‌الوقوع بودن حمله زمینی سخن بگوییم، نتیجه‌ای عجولانه است. حمله به زیرساخت‌های لجستیکی می‌تواند یکی از مقدمات یک تهاجم زمینی باشد، اما به‌تنهایی چنین معنایی ندارد. اگر واشنگتن به سمت اشغال زمینی حرکت کرده باشد، باید هم‌زمان نشانه‌های دیگری نیز دیده شود؛ استقرار گسترده نیروهای رزمی، ایجاد عقبه لجستیکی، انتقال انبوه تجهیزات مهندسی، افزایش ظرفیت تخلیه مجروحان، انبارهای سوخت و مهمات و برتری هوایی پایدار. دست‌کم تاکنون، چنین تصویری در اطلاعات علنی مشاهده نمی‌شود اما آنجه تقریبا قطعی است این است که اهدافی مانند پل‌های اصلی، تقاطع‌های بزرگ جاده‌ای، مراکز توزیع برق، زیرساخت‌های بندری، مراکز تعمیراتی و گره‌های مخابراتی همه در یک شبکه مشترک تعریف می‌شوند و آمریکا وارد مرحله جنگ علیه «شبکه‌های پشتیبانی» شده است. اما همین‌جا محدودیت این راهبرد نیز آغاز می‌شود این درست است که انهدام شبکه‌های لجستیکی، می‌تواند هزینه عملیات را افزایش دهد و آزادی عمل نظامی را محدود کند اما الزاما به تحقق اهداف سیاسی منجر نمی‌شود. تاریخ جنگ‌های سه دهه گذشته بارها نشان داده است که میان موفقیت در تخریب زیرساخت‌ها و موفقیت در تحمیل اراده سیاسی یا قدرت تخریب و تبدیل آن به دستاورد سیاسی، فاصله‌ای زیادی وجود دارد. اگر راهبرد آمریکا بر این فرض استوار باشد که فشار فزاینده بر زیرساخت‌ها، به‌تنهایی محاسبات سیاسی تهران را تغییر خواهد داد، هنوز برای قضاوت درباره موفقیت آن زود است. آنچه امروز می‌توان با اطمینان بیشتری گفت، این است که منطق عملیات تغییر کرده است؛ اما اینکه این تغییر، سرنوشت جنگ را نیز تغییر دهد، نیازمند زمان بیشتر و محاسبه میزان تاب‌آوری طرفین است. ایران باید ببیند تا کجا هزینه‌های اقتصادی، آسیب به زیرساخت‌ها و فشار ناشی از ادامه جنگ را تحمل می‌کند، و آمریکا هم باید هزینه‌های مالی، سیاسی و داخلی ورود به یک درگیری طولانی را محاسبه کند؛ زیرا در جنگ‌های فرسایشی، گاهی پیروز بیشتر از توانایی ایراد ضربه به توانایی تحمل ضربه متکی است. @sahandiranmehr
7 096
10
✔️هدف آمریکا در دور جدید حملات چیست؟ ✍🏻سهند ایرانمهر حملات ۴۸ساعت گذشته به ایران که عمدتا پل‌ها و زیرساخت‌ها در جنوب را هدف قرار داده است نشان می‌دهد که اگر تا دیروز محور حملات، مراکز موشکی، سامانه‌های پدافندی و پایگاه‌های نظامی بود، امروز هدف به لایه‌ای منتقل شده که بدون آن، همان توان نظامی نیز قادر به ادامه عملیات نیست در نتیجه به وضوح شاهد تغییر معنادار منطق جنگ‌ایم. پل‌هایی که هدف قرار گرفته‌اند، مسیرهای ارتباطی جنوب، زیرساخت‌های برق و تاسیسات بندری، در ظاهر اهدافی ناهمگون‌اند؛ اما وقتی روی نقشه قرار می‌گیرند، تصویر کامل‌تری شکل می‌گیرد. تقریبا همه آنها در امتداد کریدور لجستیکی جنوب ایران قرار دارند؛ منطقه‌ای که بندرعباس، مسیرهای ارتباطی هرمزگان، بنادر پشتیبان و زیرساخت‌های انتقال نیرو و تجهیزات را به یکدیگر متصل می‌کند. این هم‌پوشانی جغرافیایی به‌سختی می‌تواند محصول انتخاب‌های جداگانه و تصادفی باشد بنابراین در تحلیل اطلاعاتی، هنگامی که اهداف با کاربری متفاوت اما وابستگی عملکردی مشترک کنار هم انتخاب و چیده می‌شوند، فرض «حمله به شبکه» قوت می‌گیرد . به نظر می‌رسد آمریکا از مرحله انهدام «قابلیت‌ها» وارد مرحله انهدام «ظرفیت‌ها» شده است. این دو، اگرچه در ظاهر نزدیک به هم‌اند، اما در عمل دو راهبرد کاملا متفاوت را نمایندگی می‌کنند. نابود کردن یک لانچر موشکی یا یک انبار مهمات، بخشی از قدرت رزمی را از بین می‌برد؛ اما حمله به پل، شبکه برق، مسیرهای مواصلاتی و مراکز پشتیبانی، فرآیندی را هدف می‌گیرد که آن قدرت رزمی را زنده نگه می‌دارد. به بیان ساده‌تر، آمریکا دیگر فقط به دنبال کاهش قدرت آتش نیست؛ تلاش می‌کند چرخه تولید، انتقال، تعمیر، سوخت‌رسانی و جابه‌جایی آن قدرت را مختل کند. این تغییر اتفاقی نیست و به نظر می‌رسد آمریکا به این جمع‌بندی رسیده که حمله به اهداف صرفا نظامی، اگرچه خسارت وارد می‌کند، اما الزاما توان ادامه عملیات را از ایران نمی‌گیرد. بنابراین میدان نبرد از پایگاه‌ها به زیرساخت‌ها منتقل شده است؛ جایی که آسیب به یک گره، اثر خود را بر ده‌ها نقطه دیگر نیز می‌گذارد. از همین منظر، انتخاب پل‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. پل فقط مسیر عبور خودرو نیست؛ گره اتصال یک شبکه است و لاجرم هر پل تخریب‌شده، زمان انتقال نیرو را افزایش می‌دهد، رساندن مهمات را کند می‌کند، بازسازی خسارت‌های دیگر را به تأخیر می‌اندازد و فرماندهی را ناچار می‌کند منابع بیشتری را صرف حفظ جریان لجستیک کند. حمله به شبکه برق نیز همین منطق را دارد. برق در جنگ مدرن فقط انرژی مصرفی شهرها نیست؛ ستون پنهان سامانه‌های فرماندهی، مخابرات، رادار، بنادر، تعمیرگاه‌ها و مراکز پشتیبانی است. وقتی این اهداف کنار هم قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان آنها را مجموعه‌ای از حملات مستقل دانست. این الگو یک نکته مهم دیگر را نیز آشکار می‌کند. آمریکا ظاهرا در پی آن نیست که تنها توان رزمی ایران را کاهش دهد؛ بلکه می‌خواهد سرعت بازیابی آن را هم پایین بیاورد. در ادبیات نظامی، میان از بین بردن یک توان و از بین بردن امکان بازسازی آن، تفاوتی اساسی وجود دارد. آنچه امروز بیشتر دیده می‌شود، حمله به امکان بازسازی است. حملات اخیر همزمان فرض مقدمه‌سازی برای ورود نیروی زمینی را هم برای عده‌ای مطرح کرده است اما آیا این روند مقدمه عملیات زمینی است؟ حمله به خطوط مواصلاتی، مراکز لجستیکی و گره‌های ارتباطی می‌تواند بخشی از مقدمات یک عملیات زمینی باشد، اما میان آماده‌سازی میدان و تصمیم به ورود نیروی زمینی فاصله زیادی وجود دارد. چنین تصمیمی برای آمریکا فقط یک انتخاب نظامی نیست؛ یک تصمیم بزرگ سیاسی با هزینه‌های داخلی و خارجی است. بحث‌هایی که چهره‌هایی مانند جی‌دی ونس درباره پرهیز از درگیر شدن آمریکا در جنگ‌های طولانی مطرح کرده‌اند، نشان‌دهنده نگرانی بخشی از جریان سیاسی آمریکا از تکرار تجربه عراق و افغانستان است؛ تجربه‌هایی که نشان دادند پیروزی در حمله اولیه لزوماً به معنای موفقیت در مرحله بعدی نیست. حتی اگر آمریکا بتواند با تکیه بر قدرت هوایی و موشکی، بخشی از توان نظامی ایران را کاهش دهد، حفظ یک نیروی زمینی در کشوری با وسعت ایران، جغرافیای پیچیده و شبکه‌های متعدد قدرت، مسئله‌ای کاملاً متفاوت خواهد بود. دشواری اصلی حمله زمینی در تصرف و‌اشغال نیست بلکه در روزهای بعد از موفقیت است؛ تامین مداوم نیرو و تجهیزات، حفاظت از مسیرهای پشتیبانی، کنترل مناطق گسترده و تحمل هزینه‌های انسانی و سیاسی. به همین دلیل، آنچه تاکنون دیده می‌شود بیشتر به راهبردی برای فرسایش توان عملیاتی و افزایش فشار بر ایران شباهت دارد تا نشانه‌ای روشن از تصمیم برای آغاز جنگ زمینی؛ زیرا تجربه جنگ‌های گذشته به آمریکا آموخته است که آغاز یک عملیات ممکن است در اختیار فرماندهان باشد، اما پایان آن همیشه در اختیار آنها نیست. ادامه متن👇🏼
6 656
11
Matn yo'q...
6 640
12
رضا کلاهی از شرایط ایران امروز، بعد از جنگ، و آنچه تغییر کرده است، می‌گوید. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/wY3QY8o6lHs @Iranta
رضا کلاهی از شرایط ایران امروز، بعد از جنگ، و آنچه تغییر کرده است، می‌گوید. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/wY3QY8o6lHs @Irantalk_sn
7 117
13
راهبرد کلان امنیت ملی ایران – بخش دوم در قسمت ۲۹ ویدیوکست دغدغه ایران، بخش اول شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امن
راهبرد کلان امنیت ملی ایران – بخش دوم در قسمت ۲۹ ویدیوکست دغدغه ایران، بخش اول شرح کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران» نوشته ولی نصر را ارائه کردیم. بخش اول زمینه‌های تاریخی دورتر شکل‌گیری راهبرد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را تشریح می‌کرد. بخش دوم به تشریح چگونگی تأثیرگذاری انقلاب اسلامی، بحران اشغال سفارت آمریکا و تحولات سیاست داخلی ایران انقلابی بر شکل‌گیری راهبرد امنیت ملی را تشریح می‌کند. دیدن ویدیو https://youtu.be/iwGbWTC9xVg #جنگ #اثرات_جنگ #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #امنیت_ملی #راهبرد_امنیت_ملی #ولی_نصر #محمد_فاضلی #بر_لبه_تنهایی @dirancast_official
6 719
14
آزادی‌خواهی: راهی به رهایی رضا کلاهی در روزهای پس از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ در گفت‌وگویی که با عنوان «پس از دی‌ماه خون‌بار: جا
آزادی‌خواهی: راهی به رهایی رضا کلاهی در روزهای پس از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ در گفت‌وگویی که با عنوان «پس از دی‌ماه خون‌بار: جامعه ساختن یا امید ملتمسانه؟» در ایران‌تاک منتشر شد از ضرورت تقویت جامعه در برابر نیروی اقتدارگرای نظام سیاسی می‌گوید. او نیروی رهایی‌بخش جامعه ایران را #جریان_آزادیخواه می‌داند که از جنس جنبش #زن_زندگی_آزادی است. دیدن ویدیو https://youtu.be/wY3QY8o6lHs رضا کلاهی هم‌چنین به این سؤال پاسخ می‌دهد که جنگ چهل روزه چه گزاره‌هایی را در اذهان تقویت کرد و باعث تضعیف چه ایده‌ها و انگاره‌هایی شد. او کماکان معتقد است راهی نیست جز تقویت جنبش آزادی‌خواهی که منجر به تقویت جامعه ایران بشود، و جنگ راه‌حل نیست. او نابرابری جهان اجتماعی و بین‌المللی، و ضرورت مقابله با این نابرابری را در کانون تحلیل خود قرار می‌دهد. #نابرابری_اجتماعی #توازن_قوا #قدرت_جامعه #حمله_آمریکا #ساختن_جامعه #رضا_کلاهی @Irantalk_sn
7 772
15
‍ ✔️جهان بی‌نظم؛ مانیفست تازه قدرت‌های میانی ✍🏻سهند ایرانمهر یادداشت مشترک مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، و الکساندر استاب، رئیس‌جمهور فنلاند، که در تازه‌ترین شماره اکونومیست منتشر شده، مطلبی در خور تامل برای فهم تحولات جدید جهان و شناخت ادراکی رهبران آن است. این دو سیاستمدار بیش از آنکه بخواهند درباره سیاست خارجی کشورهای خود سخن بگویند، تصویری از جهانی ترسیم می‌کنند که دیگر شباهت چندانی به جهان پس از جنگ جهانی دوم ندارد؛ جهانی که ستون‌هایش هنوز پابرجاست، اما دیگر وزن گذشته را تحمل نمی‌کنند. نظمی که از سال ۱۹۴۵ شکل گرفت، بر این فرض استوار بود که اگر قواعد مشترک، نهادهای بین‌المللی و تجارت آزاد تقویت شوند، رقابت قدرت‌ها نیز قابل مهار خواهد بود. سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و بعدها سازمان تجارت جهانی، محصول همین تصور بودند. اما نویسندگان معتقدند آن دوران به پایان رسیده است. نه اینکه این نهادها از میان رفته باشند، بلکه دیگر توان تعیین‌کننده‌ای در مدیریت بحران‌ها ندارند. رقابت آمریکا و چین، جنگ اوکراین، منازعات خاورمیانه، تحریم‌های اقتصادی و تبدیل فناوری به میدان اصلی رقابت، همه نشان می‌دهد سیاست بین‌الملل وارد مرحله‌ای شده که قواعد دیروز برای توضیح آن کافی نیست. نکته جالب اینجاست که نویسندگان نه به آرمان‌گرایی قدیمی دل بسته‌اند و نه به واقع‌گرایی کلاسیکی که همه چیز را به موازنه قدرت فرو می‌کاهد. آنها از مفهومی سخن می‌گویند که «واقع‌گرایی مبتنی بر ارزش‌ها» می‌نامند؛ یعنی کشوری می‌تواند از دموکراسی، حاکمیت قانون یا حقوق بین‌الملل دفاع کند، اما نه صرفاً به عنوان یک آرمان اخلاقی، بلکه چون این ارزش‌ها بخشی از امنیت و منافع بلندمدت خود او نیز هستند. به بیان دیگر، ارزش و منفعت دیگر در برابر یکدیگر قرار نمی‌گیرند، بلکه در بسیاری از موارد به هم گره خورده‌اند. اما شاید مهم‌ترین بخش مقاله، توصیفی باشد که از شکل جدید همکاری‌های بین‌المللی ارائه می‌دهد. نویسندگان معتقدند دوران ائتلاف‌های فراگیر و دائمی رو به پایان است. جهان امروز بیشتر شبیه شبکه‌ای از همکاری‌های موقت است؛ ممکن است کشوری در حوزه هوش مصنوعی شریک شما باشد، در زنجیره تأمین رقیبتان و در یک بحران امنیتی، اصلاً موضعی متفاوت اتخاذ کند. بنابراین، دیگر نمی‌توان با منطق بلوک‌های ثابت قرن بیستم جهان را فهمید. این همان چیزی است که آنها از آن با عنوان «چندجانبه‌گرایی محدود» یاد می‌کنند؛ همکاری‌هایی که نه جهانی‌اند و نه دائمی، بلکه برای حل یک مسئله مشخص میان گروهی از کشورها شکل می‌گیرند. امروز ممکن است ائتلافی برای امنیت سایبری تشکیل شود، فردا برای نیمه‌هادی‌ها و پس‌فردا برای مواد معدنی راهبردی. اعضای این ائتلاف‌ها نیز الزاماً یکسان نخواهند بود. در لایه‌ای عمیق‌تر، مقاله از جابه‌جایی مفهوم قدرت سخن می‌گوید. زمانی قدرت را با تعداد تانک‌ها، ناوها و موشک‌ها می‌سنجیدند؛ امروز هوش مصنوعی، داده، تراشه، انرژی، زیرساخت دیجیتال و حتی زنجیره تأمین می‌توانند همان اندازه تعیین‌کننده باشند. به همین دلیل، مرز میان امنیت ملی و اقتصاد روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر شده است. کارخانه تولید تراشه یا شبکه فیبر نوری، گاه به اندازه یک پایگاه نظامی اهمیت پیدا می‌کند. این تحلیل بیش از همه برای قدرت‌های میانی اهمیت دارد؛ کشورهایی که نه توان تحمیل اراده خود را دارند و نه می‌توانند خود را از رقابت قدرت‌های بزرگ کنار بکشند. پیام کارنی و استاب این است که این کشورها باید به جای تکیه بر یک اتحاد ثابت، توانایی حضور در شبکه‌ای از مشارکت‌های متنوع و انعطاف‌پذیر را به دست آورند؛ شبکه‌ای که با تغییر موضوع، ترکیب آن نیز تغییر می‌کند. اگر بخواهیم همه این بحث را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت جهان در حال عبور از «نظم» به سوی «مدیریت بی‌نظمی» است. در قرن بیستم، سیاست بین‌الملل بر این فرض بنا شده بود که می‌توان یک نظم جهانی نسبتاً پایدار ساخت؛ اما اکنون مسئله اصلی، اداره جهانی است که دیگر نظم واحدی ندارد. تفاوت این دو، صرفاً یک تغییر واژگانی نیست؛ تغییری است در فلسفه روابط بین‌الملل. شاید به همین دلیل است که این یادداشت را نباید صرفاً مقاله‌ای درباره سیاست خارجی کانادا یا فنلاند دانست. این متن، تلاشی برای نام‌گذاری جهانی است که آرام‌آرام در برابر چشمان ما شکل گرفته است؛ جهانی که در آن، ائتلاف‌های دائمی جای خود را به مشارکت‌های سیال داده‌اند، فناوری به اندازه ژئوپلیتیک اهمیت یافته و قدرت، بیش از هر زمان دیگری، در توان سازگار شدن با بی‌ثباتی تعریف می‌شود. این همان تغییری است که احتمالاً تاریخ‌نگاران آینده، از آن به عنوان یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های نظام بین‌الملل پس از سال ۱۹۴۵ یاد خواهند کرد. @sahabdiranmehr
8 321
16
بخش مهمی از جریان سیاسی مدافع «مقاومت» و افزایش توان بازدارندگی در ایران، متأسفانه این مفاهیم را نه در چارچوب عقلانیت راهبردی، منافع ملی و الزامات توسعه، بلکه با نگاهی ایدئولوژیک، هویتی و گاه آخرالزمانی صورت‌بندی می‌کند. در این رویکرد، امنیت به هدفی مستقل از رفاه، توسعه اقتصادی و رضایت اجتماعی تبدیل می‌شود؛ گویی می‌توان کشوری ضعیف از نظر اقتصادی، فرسوده از نظر اجتماعی و منزوی در نظام بین‌الملل داشت، اما همچنان از بازدارندگی پایدار سخن گفت. مخالفت این طیف با قراردادها، مذاکرات و تفاهم‌های بین‌المللی نیز همواره حاصل ارزیابی فنی هزینه‌ها و منافع نیست، بلکه در بسیاری از موارد تابع رقابت‌های جناحی و ملاحظات سیاست داخلی است. همان توافقی که از سوی رقیب سیاسی «تسلیم» خوانده می‌شود، ممکن است در شرایطی دیگر و به دست نیروهای همسو، به‌عنوان «پیروزی راهبردی» معرفی شود. این استاندارد دوگانه، اعتبار بحث امنیت ملی را به‌شدت آسیب زده است. افزون بر این، سابقه دوگانه‌سازی میان «خودی» و «غیرخودی»، محدودسازی تنوع اجتماعی و تلاش برای تحمیل یک سبک زندگی خاص، سبب شده است که بخش قابل‌توجهی از جامعه، مفهوم مقاومت را نه با استقلال و امنیت ملی، بلکه با سرکوب داخلی، انزوای خارجی و بی‌اعتنایی به توسعه پیوند دهد. نتیجه این وضعیت آن است که حتی بحث ضروری و عقلانی درباره بازدارندگی نیز در افکار عمومی با تندروی، جمود فکری و ماجراجویی ایدئولوژیک یکسان پنداشته می‌شود. حال آنکه بازدارندگی، در معنای علمی و راهبردی آن، نه دشمن دیپلماسی است و نه جایگزین توسعه. بازدارندگی پایدار تنها زمانی شکل می‌گیرد که قدرت نظامی با مشروعیت سیاسی، انسجام اجتماعی، اقتصاد توانمند، فناوری پیشرفته و روابط خارجی سنجیده همراه باشد. کشوری که مردمش از آینده ناامیدند و اقتصادش توان بازتولید قدرت ندارد، حتی با برخورداری از ابزارهای نظامی نیز نمی‌تواند امنیتی پایدار ایجاد کند. ازاین‌رو، ضروری است مفهوم بازدارندگی از انحصار گفتمان‌های ایدئولوژیک خارج شود و بار دیگر در چهارچوب منافع ملی، توسعه و عقلانیت راهبردی تعریف گردد. دفاع از ایران نباید به معنای فداکردن ایران در راه آرمان‌های انتزاعی باشد. سیاست امنیتی مسئولانه، پیش از هر چیز باید حافظ جان، رفاه، کرامت و آینده مردم ایران باشد.
7 820
17
پس از دی‌ماه خون‌بار: جامعه ساختن یا امید ملتمسانه؟ وضعیت بعد از وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ به گونه‌ای است که نمی‌شود به زبان گذشته حر
پس از دی‌ماه خون‌بار: جامعه ساختن یا امید ملتمسانه؟ وضعیت بعد از وقایع دی‌ماه ۱۴۰۴ به گونه‌ای است که نمی‌شود به زبان گذشته حرف زد، مثل گذشته کار کرد و مانند گذشته اندیشید. رضا کلاهی، جامعه‌شناس، معتقد است انقلابی در ذهن‌ها، و انقلابی در واقعیت جامعه رخ داده است. او در این گفت‌وگو ماهیت انقلاب ذهنی و عینی را آشکار و توصیف می‌کند. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/AM57ShZ7O3c به گمان او، جامعه ایران دهه‌ها به منجی‌های مختلف دل بسته است و پس از دی‌ماه خون‌بار ۱۴۰۴ نیز به منجی حمله خارجی یا رهبری رضا پهلوی دل خوش کرده است. اما او اعتقاد دارد هیچ کدام از این منجی‌ها نمی‌توانند جامعه ایران را نجات دهند و برای نجات فقط باید جامعه ساخت. کلاهی تلاش می‌کند راه دشوار و پرتناقض ساختن جامعه را تشریح کند. این قسمت اول گفت‌وگو با رضا کلاهی است و بخش دوم  پس از جنگ چهل روزه ضبط شده است، که در آن جامعه ایران پس از دی‌ماه خونین و جنگ را بررسی می‌کند. #انسداد_سیاسی #رضا_پهلوی #منجی_گرایی #حمله_آمریکا #ساختن_جامعه #رضا_کلاهی @Irantalk_sn
9 974
18
حکمران باید حواسش به چه عددی باشد؟ https://youtu.be/VmpaBePpEc0 گفت‌وگویی درباره وضعیت امروز ایران، ضرورت‌های ایران و معنای ا
حکمران باید حواسش به چه عددی باشد؟ https://youtu.be/VmpaBePpEc0 گفت‌وگویی درباره وضعیت امروز ایران، ضرورت‌های ایران و معنای اصلاح‌طلبی با سعید شریعتی. @Irantalk_sn
10 315
19
راهبرد کلان امنیت ملی ایران – بخش اول ایران چرا به نقطه‌ای رسیده است که امروز آمریکا به این کشور مستقیم حمله می‌کند؟ تخاصم بی
راهبرد کلان امنیت ملی ایران – بخش اول   ایران چرا به نقطه‌ای رسیده است که امروز آمریکا به این کشور مستقیم حمله می‌کند؟ تخاصم بین ایران، آمریکا و اسرائیل چگونه تکوین یافته و به نقطه فعلی رسیده است؟ رهبران، نظامیان و استراتژیست‌های ایرانی چگونه راهبرد کلان امنیت ملی ایران را شکل داده‌اند؟   دیدن ویدئو https://youtu.be/F4V0EvacA-c این سؤالات مهم برای شناخت جمهوری اسلامی ایران و وضعیتی که در آن قرار داریم حیاتی است. ولی نصر، متخصص روابط و اقتصاد سیاسی بین‌الملل در کتاب «بر لبه تنهایی: روایت کلان‌راهبرد امنیت ملی ایران» شرحی تاریخی بر پیدایش راهبرد امنیت ملی ایران در عصر جمهوری اسلامی ارائه می‌کند. بخش اول روایت این کتاب به صورت ویدئو در ویدیوکست دغدغه ایران منتشر شده است.  دیدن ویدئو https://youtu.be/F4V0EvacA-c #جنگ #اثرات_جنگ #ایران_آمریکا #ایران_اسرائیل #امنیت_ملی #راهبرد_امنیت_ملی #ولی_نصر #محمد_فاضلی #بر_لبه_تنهایی @dirancast_official
10 773
20
ادامه مطلب پیشین👇🏼 دیپلماسی واقعی یعنی دستگاه دیپلماسی فقط مجری نباشد، فقط سیبل حمله مخالفین مذاکره در فرایندی که فقط مجریِ تصمیم نهادهای بالادستی است، نباشد و در سطحی بالاتر کشور فقط منتظر نباشد دیگران پیشنهادی بدهند تا او واکنش نشان دهد. کشوری که همیشه در موقعیت پاسخ‌گویی باشد، حتی اگر قوی باشد، بخشی از ابتکار عمل را از دست داده است. ایران باید بتواند درباره آینده‌ای که می‌خواهد، هم، فکر کند و‌ فقط مشغول تهدیدهای روزمره نباشد. یک سیاست خارجی موفق فقط نمی‌گوید «چه چیزی را نمی‌پذیریم»؛ می‌گوید «چه نظمی را در چه محدوده زمانی و با چه حدود و ثغوری می‌خواهیم بسازیم». مهم‌تر از همه اینها، مسئله داخلی کشور است. هیچ راهبرد خارجی بدون انسجام داخلی دوام نمی‌آورد انسجام هم با یکدست کردن جامعه به دست نمی‌آید. تاریخ نشان داده کشورهایی که تلاش کرده‌اند همه اختلاف‌ها را با حذف صداهای متفاوت حل کنند، در نهایت نه وحدت، بلکه سکوت موقت ساخته‌اند و سکوت، وحدت نیست. وحدت زمانی شکل می‌گیرد که بخش‌های مختلف یک جامعه احساس کنند در یک مسیر مشترک و برای پروژه‌های مشترک حرکت می‌کنند، حتی اگر درباره روش‌ها اختلاف داشته باشند اما برای رسیدن به این نقطه، یک تغییر مهم لازم است و تصمیم‌گیری باید از ترس واکنش‌ها آزاد شود. مرادم از این سخن این نیست که نباید به افکار عمومی موافق یا مخالف بی‌اعتنا بود اتفاقا افکار عمومی یکی از مهم‌ترین عوامل قدرت ملی است.اما اگر هر تصمیمی فقط با این معیار سنجیده شود که چه گروهی ممکن است خشمگین شود، نتیجه چیزی جز ادامه وضعیت موجود نخواهد بود. تصمیم‌های بزرگ همیشه مخالف دارند، صلح، مخالف دارد.جنگ، مخالف دارد. اصلاح و حتی سکوت هم مخالف دارد اما تصمیم‌گیر یا تصمیم‌گیرانی که منتظر لحظه‌ای باشند که هیچ‌کس از تصمیم‌شان ناراضی نباشد، عملا تصمیم‌های بزرگ را غیرممکن می‌کنند. شجاعت سیاسی یعنی توانایی انتخاب میان گزینه‌های دشوار، نه انتخاب گزینه‌ای که برای مدتی کوتاه همه را آرام کند و‌ البته که این شجاعت یک شرط دارد و آن این است که تصمیم باید بر پایه تحلیل باشد، نه واکنش. کشور باید ابتدا در یک فضای واقعی و بدون فشار رسانه‌ای، همه سناریوها را بررسی کند؛ از بدترین پیامدهای ادامه مسیر تا فرصت‌های احتمالی تغییر مسیر اما پس از آن، وقتی تصمیم گرفته شد، باید یک صدای روشن وجود داشته باشد نه چندین مرکز پیام‌رسانی که هر کدام تصویری متفاوت از مقصد ارائه دهند زیرا دشمن فقط قدرت نظامی را ارزیابی نمی‌کند؛ انسجام تصمیم‌گیری را هم می‌سنجد و اگر تفرق را رصد کند خودش برای چیدن نیروها دست به مهره می‌شود. با درنظر داشتن همه آنچه گفته شد جوهر سخن آن است که نیاز امروز کشور عبور از «مدیریت بحران» به «طراحی پایان بحران» است تا امروز بخش بزرگی از تصمیم‌ها واکنشی بوده است؛ واکنش به تحریم، واکنش به حمله، واکنش به فشار یا واکنش به پیشنهاد مذاکره اما هیچ بحرانی فقط با واکنش پایان پیدا نمی‌کند. کشور زمانی ابتکار عمل را به دست می‌آورد که نه فقط بداند امروز چگونه پاسخ دهد، بلکه از همین امروز تصویر روشنی از روزی داشته باشد که می‌خواهد این بحران در آن به پایان برسد. بدون چنین تصویری، حتی موفق‌ترین عملیات نظامی یا موفق‌ترین مذاکره نیز ممکن است فقط مقدمه دور بعدی همان بحران باشد در چنین وضعیتی زندگی در سایه جنگ و تعلیق تبدیل به عادت می‌شود و کشوری که همیشه منتظر ضربه بعدی است، آرام‌آرام و شاید بدون وقوع جنگ بعدی فرو می‌ریزد و شاید هدف اصلی حریف نه تکرار جنگ که همین تعلیق باشد. @sahandiranmehr
9 619