ارزیابی شتابزده
یادداشتهای محمدرضا اسلامی - - - - در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان. ارتباط: @Mohammadreza_Eslami2
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام ارزیابی شتابزده
کانال ارزیابی شتابزده (@solseghalam) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 149 مشترک است و جایگاه 15 085 را در دسته آموزش و رتبه 24 455 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 149 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 19 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -79 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 2 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 53.39% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 14.32% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 7 024 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 884 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 122 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ترامپ, مهندسی, نتانیاهو, مهندس, فرد تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“یادداشتهای محمدرضا اسلامی
- - - -
در ادامۀ یادداشتهای ژاپن و وبلاگ ارزیابی شتابزده؛ اینجا تلاشی است برای دیدن آمریکا و ثبت مشاهدات. تحلیل و مقایسۀ الگوی توسعه هر دو کشور آمریکا و ژاپن و مستندنگاریها، در حد امکان.
ارتباط:
@Mohammadreza_Eslami2”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 20 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته آموزش تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 20 سپتامبر | 0 | |||
| 19 سپتامبر | +2 | |||
| 18 سپتامبر | 0 | |||
| 17 سپتامبر | 0 | |||
| 16 سپتامبر | +1 | |||
| 15 سپتامبر | +7 | |||
| 14 سپتامبر | 0 | |||
| 13 سپتامبر | +2 | |||
| 12 سپتامبر | +1 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | +1 | |||
| 08 سپتامبر | 0 | |||
| 07 سپتامبر | +1 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | +3 | |||
| 02 سپتامبر | +3 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
| 2 | ✍️ترامپ رهبر دنیای آزاد
(۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶ - یک برداشت از فضای داخلی آمریکا)
محمدرضا اسلامی
امروز ۱۸ سپتامبر ترامپ اعلام کرد که خبرنگاران CNN، شبکهٔ MS NOW (نام جدید MSNBC) و Politico را «فوراً» از ورود و فعالیت در کاخ سفید منع میکند. او دلیل این تصمیم را پوشش خبریِ بهزعم خود «جعلی»، نادرست و منفیِ این رسانهها عنوان کرده و گفته ممکن است رسانههای دیگری نیز بعداً مشمول محدودیت شوند(!). او همچنین نیویورکتایمز و واشنگتنپست را از رسانههایی نام برد که به نظرش «اخبار جعلی» منتشر میکنند.
برخی این اقدام را نقض غیرقانونی آزادی مطبوعات و «متمم اول قانون اساسی» آمریکا دانستهاند.
رسانه، با همهٔ ضعفها و قوتهایش، یکی از ارکان مهم تمدن آمریکایی بوده و هست. امروز ترامپ رسماً کلنگ به دست گرفته و به جان رسانههایی افتاده که دههها از مؤلفههای اصلی دنیای رسانه بودهاند؛ رسانههایی که گناه بزرگشان در نگاه او، «منتقد ترامپ بودن» است.
تمدن آمریکایی، تمدنی ساختهٔ دست انسان مهاجر است؛ تمدنی با ضعفها و قوتهای فراوان. اما در اندیشهٔ بنیانگذاران آن، آزادی بیان یکی از نقاط روشن بود که «در قانون اساسی» انعکاس یافت. رسانه، نماد و تبلور همین آزادی بیان بوده است؛ باز هم با تمام ضعفها و قوتهایش.
امروز نقطه عطفی در تاریخ مواجهه با رسانه و آزادی بیان در آمریکا قلمداد خواهد شد.
نکتهٔ جالب در جلسه امروز، آن اشخاصی بودند که هنگام اعلام این تصمیم پشت سر ترامپ ایستاده بودند. (تصویر بالا🔺) یکی از آنان گفت: ترامپ «رهبر دنیای آزاد» است و هیچ رئیسجمهوری در تاریخ آمریکا به اندازهٔ او با رسانه ارتباط نداشته است(!).
بله؛ ترامپ هر کاری هم بکند، طیفی از شهروندان جمهوریخواه او را خواهند ستود.
▪️▪️▪️
یک برداشت از فضای داخلی آمریکا و رسانه:
طی ماههای اخیر، نحوهٔ پوشش جنگ با ایران در بخشی از رسانههای آمریکایی، فضایی از «تحقیر ترامپ» ساخته است: این گزاره که «تو باخت دادی». همزمان، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل نیز اعصاب مردم و کشاورزان را بهشدت خرد کرده است. جمع این دو عامل، فشار سیاسی و روانی زیادی بر ترامپ وارد میکند.
او شخصیتی است که بهسختی حاضر میشود شکست را بپذیرد و در برابر منتقدان نیز غالباً رویکردی تهاجمی و تنبیهی دارد. تصمیم امروز او علیه رسانههای منتقد، نمونهای از همین کینهکشی سیاسی و پرخاشگری است. (واکنش پرخاشگرانه نسبت به حس تحقیر اخیر)
🔵سؤال این است: آیا بعید است که ترامپ، زیر چنین فشار و تحقیر داخلی، پیش از انتخابات 3 نوامبر دست به اقدامی نظامیِ بسیار سنگینتر علیه ایران بزند؟
او برای گسترش جنگ با ایران چند محدودیت جدی دارد:
- نگرانی از افزایش قیمت بنزین و تورم در داخل آمریکا؛
- نگرانی از نتیجهٔ انتخابات نوامبر؛
- نگرانی از محدودیت ذخایر موشکی؛
- نگرانی از آنکه حملهٔ گسترده، به هدف سیاسیِ مورد نظرش ــ از جمله تغییر رژیم ایران ــ منتهی نشود؛
- مخالفت افکار عمومی و کنگره؛
- گسترش جنگ در منطقه؛
- نگرانی ریسک بازار جهانی، نه فقط بنزین آمریکا
- نگرانی از رقابت با چین (فرسایش ظرفیت نظامی و بازدارندگی آمریکا در برابر چین)
🔴 برآیند این ملاحظات، ظاهراً او را فعلاً به سمت فشار اقتصادی، «محاصرهٔ بنادر» و «ضربهزدن به اقتصاد ایران» سوق داده است. اما از شخصی با این میزان میل به انتقام، نمیتوان همواره انتظار تصمیمهایی کاملاً محاسبهشده داشت.
https://t.me/solseghalam/2750 | 1 981 |
| 3 | تحسین محض | 1 643 |
| 4 | بدون متن... | 1 556 |
| 5 | 🔻 | 1 557 |
| 6 | این کار جدید جناب خان و همکارانش در دعوت از مُرتى عزيززاده و خواندن قطعه «مو از بوشهر میرم» (که در بالا به یاد مهندس حاجیانی صحبتش شد) تحسین برانگیز است. درباره موسیقی نواحی ایرانزمین قبلا هم یکبار گفته شد که جناب خان به تنهایی به اندازه چند دستگاه، نهاد و ارگان کار کرده است. عطر و طعم موسیقی محلی ایران چشیدنی است. دستمریزاد و سپاس از اجرای این قطعه دلنشین که حزن جنوب را در خود دارد. | 1 731 |
| 7 | #بوشهر
ضربآهنگ عجیب این ترانه بوشهری و حس و حال عجیبش شگفتآور است.
متن ترانه برای دوستداران موسیقی نواحی ایران در فایل بالا آمده است. شعر ترانه آیا زیباتر است یا موسیقی؟ که بوی جنوب میدهد. بوی کوچههای بوشهر و ساحلش...
توضیح زیر را دکتر رسول حبیبی درباره یکی از واژگان این ترانه «برنو کوتاه-برنو بلند» فرستادند:
- - - - -
واقعا زبان چیز عجیبیست. میدونم تمام کلماتش براتون مفهوم بود. فقط اومدم «دنگ و دُوَنگ» را توضیح بدم دیدم کاااملا میدونم چیه و در بچگی زیاد استفاده کردم کما اینکه مادرم همچنان استفاده میکنند ولی واقعا هیچ معادل درستی ندارم توضیح بدم. شاید دنگ به معنای گیج...همچین چیزی. بوشهریا میگن دنگ دیوونه یعنی طرف پرته، گیجه و... دوَنگ هم یه جورایی معنی سرسام میده. میگیم چه خبره کله م دوَنگ آورد یعنی سرم رفت... همچین چیزی...
**(صدا در فایل زیرنویس دار قبل حذف شده بود) | 1 709 |
| 8 | ضربآهنگ عجیب این ترانه بوشهری و حس و حال عجیبش شگفتآور است.
متن ترانه برای دوستداران موسیقی نواحی ایران در فایل بالا آمده است. شعر ترانه آیا زیباتر است یا موسیقی؟ یا این انرژی عجیب در اجرا که بوی جنوب میدهد. بوی کوچههای بوشهر و ساحلش...
توضیح زیر را دکتر رسول حبیبی درباره یکی از واژگان این ترانه «برنو کوتاه-برنو بلند» فرستادند:
- - - - -
واقعا زبان چیز عجیبیست. میدونم تمام کلماتش براتون مفهموم بود. فقط اومدم «دنگ و دُوَنگ» را توضیح بدم دیدم کاااملا میدونم چیه و در بچگی زیاد استفاده کردم کما اینکه مادرم همچنان استفاده میکنند ولی واقعا هیچ معادل درستی ندارم توضیح بدم. شاید دنگ به معنای گیج...همچین چیزی. بوشهریا میگن دنگ دیوونه یعنی طرف پرته، گیجه و... دوَنگ هم یه جورایی معنی سرسام میده. میگیم چه خبره کله م دوَنگ آورد یعنی سرم رفت... همچین چیزی... | 1 950 |
| 9 | videoplayback.m4a | 3 688 |
| 10 | ✍️ فرزند بوشهر و دریا
مهندس محمود حاجیانی از مدیران با سابقه صنعت برق بوشهر که سالهای طولانی عهده دار تقویت شبکه برق و توسعه پستهای فوق توزیع در استان بوشهر بود روی در نقاب خاک کشید. یک مهندس قدیمی و پرکار از فرزندان بوشهر و دریا که از میان ما رفت.
بوشهر جان گرم خلیج فارس را در رگ و ریشه های خود دارد و طنین موسیقی گرم بوشهر و عطر کوچه هایش یادآور ایران اعصار است. حاجیانی از سال 1341 مسئولیت تامین برق بوشهر را بر عهده داشت. آن زمان مثل امروز نبود که رگبار مهندس بر همه جا باریده باشد، و علاوه بر آن امکانات بوشهر آن روز با «بوشهر امروز» بسیار متفاوت بود. مهندس حاجیانی از قبیله مهندسی همچون ناصح (+) و مهندس جواد شهرستانی (+) هستند که در آن روزگار سالهای دهه چهل و پنجاه شمسی (که دیپلم دبیرستان را داشتن، خود هنری بود)، با مدرک مهندسی برق به مناطق کمتر برخوردار یا محروم کشور می رفتند و «گوشه ای» از کارِ کشور را دست می گرفتند و «کار می کردند». بله همین دو کلمه، به تمام معنی کلمه: کار می کردند!
حاجیانی رشته طبیعی را در دبیرستان سعادت بوشهر خواند و برای گرفتن دیپلم ریاضی ناچار شد که به دبیرستان شاپور شیراز برود (راستی چقدر مدیر و مهندس مملکت در آن دبیرستان درس خواندند). سپس کاردانی را در دانشگاه پلی تکنیک تهران و کارشناسی را در دانشکده فنی تبریز پشت سر گذاشته بود. سپس به بوشهر بازگشت و پای کارِ برق بوشهر ایستاده بود. در سال 1348 (نه سال قبل از انقلاب) دوره آموزشی ژنراتور ماک را به مدت 8 ماه در کشور آلمان گذراند و بعد از بازگشت از آلمان حدود 40 سال در صنعت برق بوشهر خدمت کرد.
▪️▪️▪️
چرا حاجیانی برای بوشهر مهم است؟
در ژاپن وقتی که به سراغ علل توسعه کشور ژاپن می رویم با نسلی از مدیران بروکرات ژاپنی آشنا می شویم که در دستگاههای اجرایی و دولتی «با سابقه» و «طولانی مدت» گوشه ای از کارِ ژاپن را دست گرفته و بی صدا «کار کردهاند». نمونههای ایرانی این مدیران در ایران می توان به مهندس اکبر ترکان، یا مهندس صادق افشار (مجری طرح های توسعه راه آهن وزارت راه) و... اشاره کرد. عملا مهندسانی چون حاجیانی، ناصح، جواد شهرستانی، معین فر... اینها نسل مهندسین «قبل از» ترکان و صادق افشار و ... محسوب می شوند که هر یک سنگ بنای توسعه را در گوشه ای از این سرزمین بنا نهاده و برای رویای ایران، به جد و جهد کوشیده اند. ناصح در 1340 به برق سیستان و بلوچستان رفت و حاجیانی در 1341 به برق بوشهر.
مهندسینی صبور که توانایی کار تشکیلاتی (تواناییِ کار در ساختار) را دارا بودند.
این مدیران متفاوتاند با مدیران جهشی نظیر حجت عبدالملکی یا یاسر جبرائیلی یا مهرداد بذرپاش که "ناگهان" و بدون سابقه حضور در مناطق محروم کشور و بدون سابقه اجرای پروژه های دشوار اجرایی، یک شبه مدیر شدهاند.
مسیر توسعه، چه در ژاپن و چه در ایران از مسیر حاجیانیها و ناصحها و صادق افشارها و ترکانها میگذرد. تیپولوژی کسانی که می توانند مدت طولانی در یک جایگاه/سِمت باقی بمانند، به دنبال جهش نیستند، شهوت شهرت ندارند، بلکه دغدغه کار دارند.
حاجیانی برای صنعت برق بوشهر زحمات بسیار کشید. او یادآور آن نوع از مدیران ژاپنی بود که برایش «انسان» (و کارمندش) مهمتر از نیروگاه (و پروژههایش) بود. این ویدئوی کوتاه که در سالهای سالخوردگیِ حاجیانی ضبط شده🔻، گویای همان نگاه حاجیانی است: نخست انسان، سپس کالا.
✍️محمدرضا اسلامی
https://t.me/solseghalam
- - - -
▪️پی نوشت: «نخست انسان، سپس کالا» عنوان کتابی است از مرحوم ماتسوشیتا (Konosuke Matsushita)، بنیانگذار شرکت پاناسونیک.
او در این کتاب می گوید برای یک مدیر صنعتی، نیروهای انسانی اش باید مهم باشند. این توضیحات حاجیانی درباره کارگر اداره برق بوشهر که دچار برقگرفتگی و سوختگی شد، محل توجه است. خدایت رحمت کند، مهندس. کوچهپسکوچههای بوشهر و خاطره روشنایی این شهر، تو را از یاد نخواهند برد. | 4 755 |
| 11 | 🔻 | 2 611 |
| 12 | سال تحصیلی جدید در اینجا آغاز شده است. یکی از همکاران را دیدم که در تابستان درس سازههای چوبی را تدریس کرده بود. گفتم چطور بود؟ آهی کشید و خیلی بیرمق گفت هیچی، دانشجویان تمرینهای سازه چوبی را که به آنها میدادم با AI (هوش مصنوعی) حل میکردند و من هم تمرینهای آنها را با هوش مصنوعی نمرهدهی می کردم (!). عملا هوش مصنوعی به هوش مصنوعی نمره میداد و واقعا نمیدانم اینها چقدر از این درس را یاد گرفتند؟
گفتم خب آزمون میانترم و پایانترم برای همین است که میزان درک دانشجو ارزیابی شود. گفت عملا برای دروس مهندسی که «ماهیت طراحی» دارد به امتحان دو ساعته باوری ندارم و سالها بود که برای آزمون پایانترم، پروژه ای میدادم (Real-world project) که دانشجو حدود یک هفته تا ده روز باید روی آن کار میکرد و باز میگرداند. الان چطور همچین کاری کنم؟ چه مسئلهای برای آزمون طراحی کنم که اگر دانشجو در محاسبات از Chat GPT استفاده کرده باشد بتوانم از او نمره کم کنم؟ این دانشجو باید فردا سازه چوبی «واقعی» را برای مردم طراحی کند، سواد او را چطور ارزیابی کنم که مطمئن باشم بعد از گرفتن مدرک، قادر به درک مفاهیم پایه در طراحی سازه شده است؟
▪️▪️▪️
این سوال ایشان اکنون دارد در تمامی مباحث مهندسی و طراحی به شکل جدی مطرح میشود.
در سطحی بالاتر، این سوال مطرح است که اساسا آیا تدریس دروس مهندسی زلزله و طراحی سازه به این شکل متداول فعلی، همچنان موضوعیت دارد؟ اگر قرار است که بزودی بخش بزرگی از کارهای مدلسازی و حتی تفسیر نتایج در نرمافزارهایی مثل SAP2000 و ETABS توسط هوش مصنوعی انجام شود، و خود هوشمصنوعی کار «تفسیر نتایج» را هم انجام دهد، ساختار آموزشیِ «دانشگاه» باید به چه شکلی تغییر کند؟
چه درسهایی باید از دوره چهارساله کارشناسی و دو سال کارشناسیارشد حذف بشوند و چه درسهایی باید پررنگتر تدریس بشوند؟
بحث «ترکیب مهارت با دانش» است. چه مهارت هایی باید به دانشجو بیشتر از گذشته آموزش داده شود و چقدر باید همچنان بر مفاهیم پایه مثل گذشته (به روش سنتی) تاکید کرد؟
اساسا آینده مهندسی زلزله/سازه با قابلیتهای جدید هوشمصنوعی در چه وضعی خواهد بود؟ مفهوم «تربیت مهندس» در چند سال آینده چه تغییراتی خواهد کرد؟
▪️▪️▪️
این سوالات فقط مربوط به حوزه مهندسی زلزله و سازه نیست، بلکه در سایر حوزه های مهندسی نیز «کارکرد دانشگاه» و «ساختار دانشگاه» محل سوال است.
سرعت تغییرات شگفتآور است اما یک چیز واضح است و آن اینکه هر چقدر هم که قابلیت هوشمصنوعی در طراحی/محاسبات افزایش پیدا کند، ولی در نهایت اداره پروژهها و تصمیمات کلیدی در مورد پروژه به عهده مهندسینی خواهدبود که درک عمیق از مفاهیم پایه فنی و محاسبات داشته باشند. هنوز برای ما مشخص نیست که چه دروسی باید حذف یا کمرنگ بشوند ولی قطعا هوش مصنوعی نباید باعث کمسوادتر شدن مهندسین بشود؛ بلکه باید به ارتقاء کیفیت دانش انسانی کمک کند.
صورت مسئله اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی جای مهندس محاسب را میگیرد یا نه؛ مسئله این است که چگونه مهندسی تربیت کنیم که بتواند خروجیِ هوش مصنوعی را بفهمد، نقد کند و مسئولانه درباره آن تصمیم بگیرد.
(مسئولیت نهایی و تشخیص خطای مدل همچنان انسانی است)
در سالهای پیش رو، ساختار دانشگاهها و روشهای آموزش مهندسی (Engineering Education) دستخوش تغییراتی خواهند شد.
▪️▪️▪️
✍️محمدرضا اسلامی
https://t.me/solseghalam | 6 883 |
| 13 | گزارش NBC News از عروسی خونین در جنوب ایران همراه با یک ویدئوی 3 دقیقه و 15 ثانیه ای.
طنز تاریک ماجرا این است که در پایان این گزارش، خبرنگار شبکه NBC News میگوید: ارتش آمریکا (سنتکام) اعلام کرده که ما از گزارش این حمله آگاهیم ولی ما غیرنظامیها را هدف قرار نمیدهیم. (!)
دنیای جالبی است. بعد از مدرسه میناب و لامرد، به مراسم عروسی حمله شده، رسانههای دنیا از کنارش ساکت عبور میکنند، و این یکی رسانهای که کار می کند هم اینگونه!
https://www.nbcnews.com/world/iran/iran-us-strike-wedding-party-rcna595661 | 5 181 |
| 14 | ✍️نحوه انعکاس عروسی خونین کوهستک در رسانه غربی چگونه بود؟
محمدرضا اسلامی
ویدئوی زیر نحوه پوشش خبری بیبیسی فارسی از حمله خونین به محل مراسم عروسی در کوهستک در جنوب ایران است.
ویدئو بسیار حرفهای و در قالب "راستیآزمایی" تدوین شده.
نکته جالب درباره پوشش خبری بیبیسی این است که حتی نیم جمله در شنیع بودن و پلیدی این اتفاق نگفته/نمیگوید. صرفا «اطلاع رسانی!» است. عدهای "انسان" برای مراسم جشنی پیرامون همدیگر بودهاند و با آخرین تکنولوژی موشکی کشته و زخمی شده اند. همین!
البته در وب سایت سرویس جهانی بی بی سی (BBC World) هیچ خبری در خصوص این اتفاق کار نشده است.
🔵 نگاهی به سایر رسانه نیز جالب توجه است.
✔️در صفحه نخست وب سایت CNN هیچ خبری درباره حمله خونین به عروسی در جنوب ایران نیست (ولی اخبار جنگ تنگههرمز هست!)
✔️ در صفحه نخست وب سایت فاکس نیوز Fox News هیچ خبری درباره هدف قرار دادن مجلس عروسی نیست.
✔️شبکه خبری ABC News نیز همچنین است. هیچ خبری. (متاسفانه)
✔️در یادداشت قبلی درباره طیف رسانه های آمریکا (از منتهی الیه چپ تا میانه و راست) صحبت شد. حتی در وب سایت MSNBC News هم خبری درباره عروسی خونین نیست (البته خبری کار شده که ترامپ گفته تنگه هرمز را باید تنگه ترامپ خواند)
✔️تنها رسانه ای که به عنوان «خبر اول» در وب سایتش روی پوشش خبری این عروسیِ خونین کار کرده NBC News است. (تصویر بالا🔺)
🔵 دنیای امروز، دنیای روایت هاست و رسانه، مهمترین مولفه شکل دادن به روایت در اذهان عمومی بین المللی است. جنایت میناب، جنایت لامرد، و حال جنایت کوهستک در ادامهی سیزده شب بمباران «زیربناهای جنوب ایران» مشمول سکوت روایتگری است. سکوتی شگفت آور.
🔵دو تلخی، دو زهر، دو شوربختی در این ماجرا هست. تلخی نخست، رویکرد گزینشی ایرانیان مقیم خارج از کشور به این جنایتهاست. سکوت محض. حتی در حد یک استوری یا یک توئیت. انفعال و بی عملی مطلق. (دلیلش هر چه که هست، ولی انسانی نیست). تلخی دوم، عدم ارتباط ایرانیان داخل کشور با رسانه های خارج از کشور است. برای مثال با همان NBC News چقدر سخن گفته ایم؟ برای هیات سردبیری و خبرنگاران NBC News چقدر روایتِ ایرانِ تاریخی و کهن را شرح کرده ایم؟ چقدر به زبان بین الملل، ایرانِ حافظ، ایران سعدی، سه تار ایرانی، معماری ایرانی، فرش ایرانی و ... را روایت کرده ایم. دنیا، چقدر ایران را می شناسد؟ ایرانی فراتر از روایتِ ترامپ. | 8 800 |
| 15 | نکته جالب درباره ماجرای بازگشت محسن نامجو این است که همان جماعتی که سالها از «عدم امکان تردد» ایرانیان و هنرمندان مقیم خارج از ایران ناراحت بودند، الان برآشفتهاند.
تناقض در رفتار و در ذهن.
از یک سو خواستار امکان بازگشت هنرمنداناند ولی از دیگر سو به این اتفاق واکنش منفی نشان میدهند.
عاشق این بودند که نامجو به محض ورود در فرودگاه دستگیر میشد و مستقیم از فرودگاه راهی زندان میشد. این «سناریوی مطبوع اینترنشنال» است.
- - -
طنز روزگار را ببین! همان جماعت ایرانی که دربرابر سیزده شب بمباران بیرحمانه زیربناهای جنوب ایران توسط نیروی مهاجم خارجی «ساکت» بود الان درباره بازگشت نامجو به ایران «واکنش» دارد. ناراحت است. ناراحت که چرا نامجو رفت؟! ناراحت که نکند داریوش هم بتواند به ایران برگردد.
امتداد «تناقض در ذهن» تا به کجا میرسد؟
تا اینجا که «اگر» آن سیزده شب بمباران زیربناهای جنوب کشور سی شب یا سیصد شب هم میشد، اینها هیچ واکنشی نداشتند، ولی اگر داریوش و جوادییساری در تهران قدم بزنند، اینها خشمگین خواهند بود و استوری پشت استوری…
مشکل چیست؟
هدف ذهنی اینها چیست؟ هدف کجاست؟
هدف برای اینها، فقط فروپاشی سیستم است. «خودِ ایران» اولویت چندم است. اولویت اول چیز دیگر است.
اولویت اول، خشم درونی است و گفتمان ستیز.
#تناقض_رفتاری | 7 947 |
| 16 | Typical Trump?!
✍️کانادا و سمفونیِ دستهجمعی فحشدادن به ترامپ
چند روز گذشته، از مسئولان کشور کانادا گرفته تا شهروندان عادی، همه گویی در قالب یک سمفونی دسته جمعی، در حال دشنام دادن به ترامپ هستند. این ویدئوی کوتاه شبکه الجزیره 🔺مشتی است نمونه خروار. رسانههای کانادایی پر شده از این واکنشهای مردم به قلدری ترامپ.
شگفت آور این است که این ها دو کشوری هستند که سالیان طولانی مردمانشان حس قرابت به یکدیگر داشتند.
۲۷ اوت ۲۰۲۶ (دیروز!) ترامپ یک فرمان اجرایی امضا کرده که بر اساس آن دولت فدرال آمریکا باید نام دریاچه Lake Ontario را به Lake America (دریاچه آمریکا) تغییر دهد. متن فرمان هم رسماً روی وبسایت کاخ سفید منتشر شده است.
این رفتار ترامپ، همچنان بر بدنامی او در عرصه بینالمللی میافزاید ولی طرفدارانش (سبد رأیاش) در داخل را همچنان خشنود و سرمست میکند.
🔵در مجموع باید گفت که این کارهای ترامپ «اتفاقات مبارکی» است. بسیار مبارک.
او زشتترین وجه «قدرت» را به مشمئزکننده ترین شکل به شهروندان و سران دنیا نشان میدهد. ترامپ یادآوری میکند که «بزرگترین دستاوردِ» انسان مدرن «محدود کردن قدرت» بوده، و کنترل قدرت حتی در یک مکانیزم مبتنی بر انتخابات، باید مورد بازنگری قرار گیرد.
🔵سوال مهم این است: ترامپ و تیماش با این میزان بدنامی بینالمللی (Notoriousبودن)، قصد فروپاشی اقتصاد ایران را دارند. ایران چگونه/با چه زبانی باید با رسانههای بینالمللی سخن بگوید تا شهروندان و اذهان دنیا در سَمت موجودی مثل ترامپ (علیه ایران) قرار نگیرند؟
▪️▪️▪️
✍️محمدرضا اسلامی
t.me/solseghalam | 6 586 |
| 17 | امروز مایک جانسون (رئیس مجلس نمایندگان ایالات متحده) به تگزاس رفته و الان در حال سخنرانی هست برای حمایت (Endorseکردن) از نماینده دموکرات، تانو تیجِرینا(Tano Tijerina) .
رقابت انتخاباتی میان دموکراتها با جمهوریخواهها با شدت و حرارت تمام در جریان است.
هدف غایی دموکرات ها، زدن دونالد ترامپ، و قطع کردنِ ادامه «جریان ترامپ» در عرصه سیاست آمریکاست.
شنیدن سخنرانی جانسون یک کلاس درس تمام عیار است که نشان میدهد چرا امثال دونالد ترامپ در عرصه سیاس بالا میآیند؟ یک سخنرانی بی انرژی، جملاتی که شوری بر نمیانگیزد، حرفهایی که کاملا فلت است (Flat). شبیه حرفهای یک بچه درسخوان مدرسهای، که میخواهد بگوید علم بهتر است یا ثروت.
«فقر گفتمانی» در داخل دموکراتها یک بحث جدی است. نگاه دموکراتها به جهان و حتی به مسائل داخلی آمریکا (در بسیاری حوزهها) منطقیتر است، ولی توان ارتباطشان با شنونده/شهروند علیل است. دیروز ترامپ در اقدامی عجیب و غریب «دریاچه آنتاریو» (Lake Ontario) را «دریاچه آمریکا» (Lake America) نامید!
نماد/تجلیِ سطح «رفتار جمهوری خواهانه» اینگونه است. دور از منطق و استدلال. هیجانی و شتابزده. آن شهروند آمریکایی که قائل به این رفتار نیست، منطقا باید به سمت دموکراتها برود، ولی مسئله اینجاست که در قبیله دموکراتها هیچ خبری نیست. هیچ حرف جدیای «برای شنیده شدن» نیست. یک فقر گفتمانی محض.
حافظ می گوید:
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز/
«ور نه در مجلسِ رندان خبری نیست که نیست»
آری در محفل اینها خبری نیست که نیست.
▪️▪️▪️
محمدرضا اسلامی
t.me/solseghalam | 40 |
| 18 | این نحوه رویکرد رسانه های چپ در آمریکا نسبت به مسایل/حواشی ترامپ، همیشه باعث مستحکمتر شدنِ جایگاه/پایگاه ترامپ در میان هوادارانش شده. اینها همیشه صفرا فزوده
عجیب است که اینها همچنان بر تولید این قبیل محتوا اصرار دارند. اینگونه محتوا هیچوقت باعث ریزش در هواداران ترامپ نشد. بلکه هوادارن او را محکمتر و مصممتر کرد. (استراتژی غلط رسانهای)
هوادارانش معتقدند اینها (تولید این قبیل محتوا) از سر حسادت است.
حسادت به یک فرد برخوردار، بجای نقد واقعی او.
▪️▪️▪️
📌لینک ویدئو در صفحه CBS News
https://www.instagram.com/reel/DcRbgfsRJQR/?igsi=NTc4MTIwNjQ2YQ==
(معمولاً CBS News در محدوده Lean Left قرار میگیرد)
در یک تقریب توأم با سادهسازی میتوان جریان رسانهای آمریکا را اینگونه دسته بندی کرد:
چپ ←—— چپِ میانه ——|—— مرکز ——|—— راستِ میانه ——→ راست
طیف چپ (از میانه به سمت چپ)
ABC News → CBS News → CNN → MSNBC
طیف راست (از میانه به سمت راست)
NBC News → Associated Press (AP) / Reuters → Fox New
طبقه بندی منظمتر اینگونه می شود (از منتهیالیه چپ به سمت میانه، تا منتهیالیه راست)🔻
MSNBC → CNN → CBS News / ABC News / NBC News → AP → Reuters → [ فاصله زیاد] → Fox News
اغراق نیست اگر که بگوئیم ترامپ یکتنه کل رسانههای جریان چپ را حریف بوده (در ده سال گذشته).
دلیلش، آگاهی و اشراف کامل ترامپ به «زبان و ذهن» جامعهی حدودا هشتاد میلیونی جمهوریخواهان آمریکا است (سفید ها) است. او نحوه حرف زدن به آن جماعت را خوب (عمیق) بلد است.
بسیار بلد.
- - - -
خلاصه بحث اخیر و روایتسازی این رسانهها:
«همیشه پای یک زن در میان است.»
با پررنگ کردن مسئله این خانم اسیستنت زیبا میخواهند ترامپ را بزنند. ولی او همیشه از بلای این قبیل روایتسازیها جَسته. این مسیر را این رسانهها قبلا هم پیمودهاند (در ۲۰۱۶) و جواب نگرفتهاند. ولی بازهم به راه این بادیه میروند. گمان میکنند که بِه از نشستن باطل است.
✍️محمدرضا اسلامی | 6 305 |
| 19 | یک تجربه شخصی و یک سؤال
تقریبا در هر دانشگاهی که در آن کار کردم متوجهم شدم شخصی که به عنوان رئیس گروه (دپارتمان)، یا «رئیس مرکز مطالعات»، انتخاب شده، او بهترین گزینه برای آن سِمت بوده است.
«بهترین گزینه» به چه معنی؟ به این مفهوم که اگر «چند سال» را در آن مرکز مطالعات سپری کنی (نه چند هفته یا چند ماه) و با تک تک اساتید شاغل در آنجا همکار، همصحبت، و همغذا بشوی، بعد از سپریشدن زمان و گذشت «چند سال»، میبینی که پختهترین فرد برای مدیریتِ مرکز گماشته شده.
(این پختگی الزاما به مفهوم برتری علمی نیست، بلکه به مفهوم توانمندی علمی «در کنار» متانت رفتاری است).
این اتفاق اولین بار در دانشگاه کوبه توجهم را جلب کرد. بعد در میشیگان استیت متوجه شدم که «خرد جمعی» آمده و از بین اساتید موجود، پختهترین گزینه (مُوجهترین گزینه که الزاما “کامل” هم نیست، ولی “وزینترین” انتخاب است) را برای مدیریت مرکز مطالعات/دپارتمان انتخاب کرده.
بعد شاهد همین ماجرا در دانشگاه کلمسون بودم.
سپس همین موضوع به شدت توجهم را به خودش در دپارتمان عمران دانشگاه برکلی به خودش جلب کرد.
و آخرین بار هم طی شش سال گذشته در دانشگاه Cal Poly این موضوع برایم پررنگ شد.
انگار هر بار، یک بازه چند ساله زمان لازم بود تا «اشخاص» را بشناسم، و بعد به عینه ببینم که «خرد جمعی» چطور «بهترین گزینه موجود» را در امور مدیریتی دانشگاه انتخاب میکند.
🔵این «سوال» برایم مطرح شد که اگر خردجمعی در تعریف «پُست»های دانشگاهی (سِمتهای دانشگاهی) اینگونه خوب عمل میکند پس چرا احوال دنیا اینگونه نابسامان است؟ چرا از دل عرصه سیاست داخلی در ایالات متحده، دونالد ترامپ بر صدر مصطبه مینشیند؟ یا چرا حداکثر زور امر خردورزی برای انتخابِ رقیب ترامپ، میشود شخص علیلی همچون جو بایدن؟
کوه موش میزاید.
چرا وقتی «تجربه بشر» در مدیریت مراکز علمی (و ساختاردهی به) مراکز پژوهشی موفق بوده، ولی در امر مدیریت جوامع، اشخاصی برصدر مینشینند، که تا این حد نازل هستند؟
🔵میدانم این پرسش پاسخهای متعددی دارد ولی یک پاسخ در میان پاسخهای مختلف برایم پررنگ است:
“ساختار دانشگاه”
فضا و ساختاری که در غرب برای «مفهوم دانشگاه» طراحی شده به نحوی هست که خردمندانِ جوامع را جذب میکند. یک ساختارِ به شدت جذاب و «مبتنی بر رشد». عملا افراد خردمند ترجیح میدهند وارد وادی سیاست یا حتی اقتصاد! (بیزینس) نشوند، چون که ساختار دانشگاه، روح و ذهن آنها را “پذیرا” هست. بنابراین عمدتا اشخاصی در میدان سیاست «باقی» میمانند (خصوصا در فضای آمریکا) که سطحِ نخست خردورزی و خویشتنداری نیستند.
یعنی عملا «ساختار ممتاز دانشگاه» به شکل یک عامل مخرب در امر سیاست عمل کرده است. چگونه؟ اشخاصی را به عنوان «هیأت علمی» جذب کرده، که در فرآیند جذبشان وسواس بسیار زیادی به خرج داده میشود. آن شخص، وارد پروسه پژوهش و تدریس میشود ولی در چه محیطی؟ در محیطی که عملا چهل سال، تمامِ توان ذهنی و وقتی او «جذب» میشود. او واقعا به دانشگاه Dedicated میشود.
این فرآیند باعث فقر (فقیر شدن) عرصه امور سیاسی و اجتماعی شده است.
مولوی میگوید:
از قضا سرکنگبین صفرا فزود/
روغنِ بادام خشکی مینمود
- - - -
روغن بادامِ دانشگاه در غرب (خصوصا در ایالات متحده) باعث خشکی فزودن در امر سیاسی شده است.
این بحث ادامه دارد.
▪️▪️
محمدرضا اسلامی
https://t.me/solseghalam | 5 547 |
| 20 | نامه به ایرانایر را از اینجا پاک کردم.
در ۱۱ سال گذشته، این دومین بار بود که مطلبی را پس از انتشار پاک کردم.
علت این بود: با وجود خسارت مالی قابلتوجهی که این اتفاق به من تحمیل کرد و با وجود دشواری و فشاری که این آشفتگی در سفر برای فرزندان ایجاد کرد، در شرایط جنگی کنونی نخواستم حتی به قدر یک میلیمتر باعث شادی دشمنی بشوم که با بمباران به «فرودگاهها»ی کشورم حمله کرده است. دشمنی که رسما از انفجار «زیربناهای» کشور حرف میزند.
میدانم که بخشی از مشکلاتی که در آن نامه شرح شد، ناشی از سوءمدیریت داخلی است (و نقد آن نیز به جای خود باقی است)؛ اما در شرایطی که نقش دشمن خارجی در دشوارتر شدن وضعیت کشور و صنعت هوایی آن قابل انکار نیست، ترجیح دادم آن نامه را پاک کنم.
با امید به روزهای بهتر برای ایران. | 5 880 |
