Matrix
Kanalga Telegram’da o‘tish
The deception of consciousness ( فریب آگاهی ) @omeldomer ارتباط با ادمین
Ko'proq ko'rsatish8 655
Obunachilar
+324 soatlar
-47 kunlar
+4130 kunlar
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Avgust '26
Avgust '26
+149
0 kanalda
Iyul '26
+138
0 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+206
3 kanalda
Get PRO
May '26
+43
1 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+13
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+6
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+134
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+72
4 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+164
6 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+111
5 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+196
6 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+93
6 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+158
6 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+111
7 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+133
6 kanalda
Get PRO
May '25
+162
7 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+94
2 kanalda
Get PRO
Mart '25
+272
6 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+93
3 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+215
7 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+136
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+167
11 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+272
8 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+184
8 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+317
4 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+363
6 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+264
4 kanalda
Get PRO
May '24
+330
5 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+422
7 kanalda
Get PRO
Mart '24
+606
6 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+359
6 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+330
8 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+273
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+236
2 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+198
9 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+117
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+242
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+204
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+133
0 kanalda
Get PRO
May '23
+238
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+154
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+133
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+161
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+156
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+159
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+173
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+193
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+195
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+214
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+160
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+155
0 kanalda
Get PRO
May '22
+141
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+368
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+126
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+144
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+167
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+197
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+131
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+266
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+286
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+246
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+206
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+166
0 kanalda
Get PRO
May '21
+270
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+303
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+286
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+129
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+216
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+5 738
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 31 Avgust | 0 | |||
| 30 Avgust | +5 | |||
| 29 Avgust | +7 | |||
| 28 Avgust | +2 | |||
| 27 Avgust | +4 | |||
| 26 Avgust | +1 | |||
| 25 Avgust | +8 | |||
| 24 Avgust | +3 | |||
| 23 Avgust | +4 | |||
| 22 Avgust | +5 | |||
| 21 Avgust | +5 | |||
| 20 Avgust | +5 | |||
| 19 Avgust | +5 | |||
| 18 Avgust | +1 | |||
| 17 Avgust | +4 | |||
| 16 Avgust | +3 | |||
| 15 Avgust | +6 | |||
| 14 Avgust | +1 | |||
| 13 Avgust | +2 | |||
| 12 Avgust | +8 | |||
| 11 Avgust | +5 | |||
| 10 Avgust | +18 | |||
| 09 Avgust | +3 | |||
| 08 Avgust | +1 | |||
| 07 Avgust | +6 | |||
| 06 Avgust | +4 | |||
| 05 Avgust | +7 | |||
| 04 Avgust | +6 | |||
| 03 Avgust | +11 | |||
| 02 Avgust | +3 | |||
| 01 Avgust | +6 |
Kanal postlari
| 2 | +3 04. Liegen.mp3 | 302 |
| 3 | 🔹 جستار نهایی : تجلیِ گنجِ پنهان؛ از تماشای خویش تا زیستنِ حقیقت
«کُنْتُ کَنْزاً مَخْفِیّاً فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُعْرَفَ فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَیْ أُعْرَفَ» ؛ من گنجی پنهان بودم، دوست داشتم شناخته شوم، پس خلق را آفریدم تا شناخته شوم. این گزاره، فراتر از یک کلام عرفانی، زیباترین و عمیقترین پاسخ به معمای بنیادینِ «چرا هستی وجود دارد؟» است. هستی، نه بر حسب تصادف، بلکه از سرِ عشق به خویشتن یا اشتیاق به ظهورِ خویش، عالم را پدید میآورد. هستی، یا هیچ، همچون آینهای است که بیوقفه میکوشد تصویر خود را در آن بازشناسد.
اگر بخواهیم این «گنج» و این اشتیاق به «شناخته شدن» را از منظر هستیشناختی تحلیل کنیم، با حقیقتی مواجه میشویم که در آن، «هیچ» و «همه چیز» یکی هستند. این گنج، همان آگاهیِ مطلقی است که در وضعیتِ پیش از تجلی، هنوز «نمایان» نشده است؛ حالتی که در آن خدا (یا آن حقیقتِ غاییِ هستی) همه چیز است، اما چون تجلیای ندارد، کمالش همچون هنرمندی است که تمام زیباییهای جهان را در ذهن دارد، اما هنوز قلممو به بوم نزده است؛ کمالی که در این مرحله، همچنان «خاموش» است.
این سفر، از درکِ هستی به عنوان یک آگاهیِ واحد آغاز میشود تا به ریشههای باستانیِ این پرسش برسد که «چرا ما اینجاییم؟». حقیقتِ هستی در ورای دوگانگیهای ظاهری و باطنی، چیزی جز یک «آگاهیِ کائناتی» نیست؛ جهانی که در آن قوانین فیزیک، نه دستورالعملهایی جبری، بلکه تجلیاتِ سازمانیافتهیِ یک آگاهیِ کلان هستند. ما در این میان، نه موجوداتی جداگانه و منفصل، بلکه سطوحِ مختلفِ پیچیدگی هستیم که هستی برای تجربهکردنِ خویش، به خود بخشیده است. این فرآیند، نه یک تکرارِ کورکورانه، بلکه یک چرخشِ مدام برای خودشناسی است. پارادوکسِ اصلی در اینجا نهفته است که «هیچ» و «بینهایت» در هم تنیدهاند و زمان، تنها توهمی است که در سطحِ «فرم» رخ میدهد؛ در حالی که در سطحِ «جوهر»، هر لحظه یک خلقتِ تازه است. برای درکِ این حقیقت، انسان باید از «منِ قراردادی» و هویتهای محدود خود عبور کند و به اصطلاح، «نیست شود تا هست شود»؛ این «نیست شدن» نه به معنای نابودی، که رهایی از سدِ محکمِ «من» است؛ همان «من»ی که همچون ظرفی کوچک، مانع از درکِ اقیانوسِ بیکرانِ هستی میشود.
ما شاید همان آینههایی باشیم که هستی برای دیدنِ خودش به آنها نیاز داشته است. هر رنج، هر شادی و هر لحظه از حیاتِ ما، بخشی از یک فرایندِ عظیمِ خودشناسی است که در آن، آن حقیقتِ بینهایت، در کالبدِ ما به سفری در زمان و مکان دست زده است تا در نهایت، از طریقِ ما و با عبور از «هیچِ» وجودمان، دوباره خودش را در شکلی آگاهانه بازشناسد. اما این آینگی، صرفاً یک تماشای منفعلانه نیست؛ بلکه یک مسئولیتِ معرفتی است. حقیقتِ هستی در این میان، شرطی سختگیرانه برای شناخت خود دارد: «هر که تو را از من پُرسد، او را از خودش پُرس؛ اگر خودش را شناخته باشد مرا به او بشناسان و اگر ن شناخته باشد، مرا به او نشناسان، حکما که من بابِ معرفتم را بر رویش بسته ام»...
@deceptmatrix | 302 |
| 4 | +6 07. Empty Shore.mp3 | 255 |
| 5 | WILDFLOWER - Billie Eilish (320).mp3 | 1 |
| 6 | +7 08 Carol Talks To Maria.mp3 | 1 |
| 7 | دنیا صحنه نمایشی بیش نیست (شعری از شکسپیر)
تمام دنیا صحنه ی نمایشی است
که مردان و زنان، بازیگران آنند.
این بازیگران، زمان ورود و خروج خود را دارند.
و هر بازیگری نقشهای بسیاری را بازی میکند.
نقش هر مرد بازیگر، هفت دوره ی سنی دارد.
در ابتدا، نوزادی است که در آغوش پرستار خود گریه میکند و بالا میآورد.
بعد بچه مدرسه ایِ غرغرویی است که یک کیف دستی دارد
و صبح با چهره ی درخشان، بی تمایل به مدرسه، مثل حلزونی تنبل، وقت تلف میکند.
بعد عاشقی است که با تصنیفی اندوهناک، چون کوره ای آتشین، آه میکشد.
و دست آموز ابروی یارش است.
بعد سربازی است، پر از سوگندهای عجیب و ریشو چون پلنگی وحشی
که به افتخار دیگران حسادت میورزد و در نزاع و پیکار، سریع و چالاک
و به دنبال حباب شهرت است، حتی در دهانه ی توپ.
بعد از آن قاضی ای میشود با شکمیگرد، که از خروسهای لذیذ، پر شده!
با چشمانی جدی و سخت گیر و محاسنی که به شکل رسمیتراشیده شده است
پر از امثال و حکم نغز و حکیمانه و مثالهای مدرن و امروزی
و او نقش خود را اینگونه بازی میکند.
حال صحنه ی نمایش به ششمین دوره ی سنی او بر میگردد.
به پیرمرد لاغری که شلوار لغزانی به پا دارد.
با عینکی بر روی بینی و کیف پولی که در گوشه ای افتاده.
و جورابهای جوانی اش که خوب نگهداری کرده
و برای نگاه داشتن ساقهای باریکش، زیادی گشاد است.
و صدای کلفت مردانه اش، دوباره به صدای تیز کودکی بازگشته است.
و تو گویی در صدای او سوت میکشند.
صحنه ی پایانیِ این تاریخ پرماجرای عجیب،
تکرار دوران کودکی است و فراموشی کامل هر آنچه که بود و هست.
بدون دندان، بدون چشم، بدون لذت چشیدن، بدون همه چیز!
ویلیام شکسپیر
@deceptmatrix | 325 |
| 8 | کنید بازیگری بزرگ و توانمند وجود دارد که همزمان در صدها نمایشنامه، صدها نقش مختلف را بازی میکند. او در یک نمایش، پادشاهی مغرور است؛ در نمایش دیگر، گدایی دردمند؛ در یکی قاتل است و در دیگری مقتول.
آیا بازیگر در لحظهای که در نقش «گدا» گریه میکند، غمِ پادشاه را ندارد؟ پاسخ این است: او به عنوان آن نقش، فقط آن نقش را زندگی میکند، اما در حقیقتِ وجودیِ خودش، میداند که هر دو نقش اوست. هستی، مانند آن بازیگر است. ما در این جهان، «نقش» هستیم، نه خودِ بازیگر. هر «من» (Ego) که ما داریم، دیواری است که برای تمرکز روی تجربه کشیده شده. هستی برای تجربه کردن «خشم» در شخص الف، باید تمام ظرفیتِ «خشم» را در آن شخص فعال کند و برای «شادی» در شخص ب، همان ظرفیت را. این تضادها در لایهی «تجربه» واقعیت دارند، اما در لایهی «هستی» (یا منبع)، تنها یک جریانِ یکپارچه هستند که در قالبهای مختلفِ «من» شکسته شدهاند...
@deceptmatrix | 365 |
| 9 | کارلوس کاستاندا و دون خوان؛ سفری کامل در آموزههای شمنیزم تولتک...
@deceptmatrix | 405 |
| 10 | وح 5000 ساله سومری ، لحظه بیداری همه انسان ها را پیش بینی کرد...!
@deceptmatrix | 410 |
| 11 | خودشناسی یعنی چه؟ شناخت ذهن شرطی و رهایی از تعصب | خودت را بشناس
پیمان آزاد
@deceptmatrix | 425 |
| 12 | کتابی که استیو جابز، سالی یک بار می خواند؛ زندگینامه یک یوگی - قسمت اول
@deceptmatrix | 414 |
| 13 | +7 08. amb 23-8.mp3 | 532 |
| 14 | کتاب از باکتری تا باخ : تکامل اذهان
فصل ۵ : تکامل فهم
نویسنده : #دنیل دنت
@deceptmatrix | 516 |
| 15 | کتاب از باکتری تا باخ : تکامل اذهان
فصل ۴ : دو وارونگی عجیب در استدلال
نویسنده : دنیل دنت
@deceptmatrix | 442 |
| 16 | کتاب از باکتری تا باخ : تکامل اذهان
فصل ۳ : در باب منشأ دلایل
نویسنده : دنیل دنت
@deceptmatrix | 405 |
| 17 | کتاب از باکتری تا باخ : تکامل اذهان
فصل ۲ : پیش از باکتری و باخ
نویسنده : دنیل دنت
@deceptmatrix | 401 |
| 18 | کتاب از باکتری تا باخ : تکامل اذهان
فصل ۱ : تکامل ذهن و جاذبه دکارتی
نویسنده : دنیل دنت
@deceptmatrix | 435 |
| 19 | 🔹معرفی کتاب
ذهن چگونه طی فرایند تکامل زیستی شکل گرفته است؟
مشخصا ذهن فسیلی ندارد تا بتوان با ردیابی آن به نحوی کاملا عینی به این پرسش پاسخ داد. اما تکاملدانها، به شیوهی شرلوک هولمز، تمامی دادههایی را که به موضوع ربط پیدا میکند کنار هم میچینند و سپس روایتی مستدل برای آن طراحی میکنند تا اسرار گذشتههای دور را آشکار سازند. (این دقیقا کاری است که پژوهشگران نجوم نیز انجام میدهند. هرچند کار زیستشناسان پلهای سختتر است زیرا کسی در وجود ستارهها تردیدی ندارد، اما پژوهشگرانی هستند که وجود ذهن و آگاهی را انکار میکنند و انها که انکار نمیکنند نیز در چیستی آن اتفاق نظری ندارند.)
دانیل دنت از مشهورترین چهرههاییست که در مورد چیستی ذهن و آگاهی نظرات جالبی داشته و اکنون از تکامل آن نیز سخن گفته است.
کتاب که تلاشی ستودنیست در راززدایی از یکی از پیچیدهترین معماهای علم، با عنوان از باکتری تا باخ: تکامل ذهن، توسط عطا کالیراد ترجمه شده است.
@deceptmatrix | 420 |
| 20 | کتاب «From Bacteria to Bach and Back: The Evolution of Minds» نوشته دنیل دنت به یکی از پیچیدهترین پرسشهای فلسفه و علوم شناختی میپردازد: ذهن و آگاهی چگونه به وجود آمدهاند؟ دنت با پیوند دادن زیستشناسی تکاملی، علوم اعصاب، فلسفه ذهن و نظریه تکامل توضیح میدهد که چگونه فرایندهای طبیعی و بدون نیاز به یک طراح آگاه میتوانند به شکلگیری موجوداتی با ذهن، زبان و تواناییهای پیچیده منجر شوند. او مسیر تکامل را از سادهترین موجودات زنده آغاز میکند و به شکلگیری فرهنگ، زبان، تفکر و ذهن انسان میرسد. کتاب همچنین درباره نقش اطلاعات، یادگیری و فرهنگ در تکامل تواناییهای ذهنی بحث میکند و مرز میان ذهن طبیعی و مصنوعی را به چالش میکشد.
اگر به منشأ ذهن و تکامل آگاهی علاقه دارید، این کتاب را بخوانید.
@deceptmatrix | 372 |
