بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу بیگانه
Канал بیگانه (@emicalll) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 15 199 підписників, посідаючи 2 431 місце в категорії Книги та 21 778 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 15 199 підписників.
За останніми даними від 23 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на 65, а за останні 24 години на -13, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 28.43%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 16.68% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 4 324 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 2 536 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 1.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 24 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Книги.
Триває завантаження даних...
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 24 липня | 0 | |||
| 23 липня | 0 | |||
| 22 липня | 0 | |||
| 21 липня | +10 | |||
| 20 липня | +9 | |||
| 19 липня | +5 | |||
| 18 липня | +2 | |||
| 17 липня | +12 | |||
| 16 липня | +7 | |||
| 15 липня | +8 | |||
| 14 липня | +7 | |||
| 13 липня | +18 | |||
| 12 липня | +37 | |||
| 11 липня | +4 | |||
| 10 липня | +4 | |||
| 09 липня | +3 | |||
| 08 липня | +6 | |||
| 07 липня | +6 | |||
| 06 липня | +11 | |||
| 05 липня | +17 | |||
| 04 липня | +24 | |||
| 03 липня | +8 | |||
| 02 липня | 0 | |||
| 01 липня | +4 |
| 2 | وقتی در یک کشور یا اجتماع، انسانی نظم اجتماعی به گونه ای باشد که همگی ولایت مطلقه انسان بر انسان، به شکل ولایت مطلقه دموکراسی، ولایت مطلقه فقیه، ولایت مطلقه حزب کمونیست چین، ولایت مطلقه لیبرال دموکراسی، ولایت مطلقه دیکتاتوری پرولتاریا یا ولایت مطلقه پادشاهی را پذیرفته باشند و شهروند مسئولیت پذیر اطاعت گر شده باشند در این کشورها یا ملت ها، اگر تدریجاً یا ناگهانی، دستگاه حکومتی با هوش مصنوعی جایگزین شود کسی متوجه نخواهد شد چون به هر حال شهروند مسئولیت پذیر باید اطاعت کند و نباید چرا بپرسد حتی اگر حقوق مالکیت فردی و اراده آزاد او نقض شود.
#آزادیدینایران ص. ۴۵۵
جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. | 546 |
| 3 | یکی از اقدامات عملی و تئوریک اونچه که چپ شناخته میشه این بوده که توی مسائلی که یک فرد یک اتفاق بدی رو رقم می زنه و حق دیگریای رو پایمال می کنه یا به حریمش تجاوز میکنه، این کارش رو نتیجهای از فشار اجتماعی، فیزیکی و روانیای که بهش تبدیل شده حساب میکنه و فرد رو از کارش تبرئه میکنه و اون رو نیازمند تنبیه، بازپروری یا عدالت بین فردی حساب نمیکنه. به عبارتی اگر بخوایم تئوریتر صحبت کنیم، میاد دلایل رفتار فرد خطاکار که میتونن پرخشونت، پرفشار و سخت باشن رو به عنوان توجیه برای کار میفروشه و بعد خشونت دوم رو یعنی اشتباهی که از فرد، بعد از همهی این فشارها رقم میزنه رو توجیهپذیر میکنن و در دستگاه فکری و قانونی معتقدن فرد چون تحت این فشارها بوده پس باید تبرئه باشه و خطایی مرتکب نشده که بخواد بابتش نتیجهای رو متحمل بشه. مشخصا توی چنین دستگاه فکریای، اینکه شما از چه رنگی باشه، چه اعتقادی داشته باشی، چه گرایشی داشته باشی، چه جنسیتی داشته باشی و همهی مشخصات هویتیت میتونن تاثیر بذارن و بار این تفکر رو بزرگتر و بیشتر کنن. برای مثال زن بودن شما، سفید نبودن شما، مسیحی نبودن شما، استریت نبودن شما همگی اینها شمارو اتفاقا بیشتر از دیگران تبرئه میکنه چرا که بیشتر از همه، به اعتقاد این افراد، در جامعه بابتشون تحت فشاری.
اینجا اما یه بحث گستردهای باز میشه. آیا ما میتونیم خشونتی که در اثر خشونت دیگری پدید اومده رو توجیه کنیم؟ آیا ما میتونیم کارخطایی رو که بابت فشارهای وارده به فرد شکل گرفته رو تبرئه کنیم؟ برای بررسی این مسئله باید دو چیز رو از هم جدا کنیم و اون تفاوت علت رفتار و مسئولیت رفتاره. بحث بر سر اینه که آیا علت رفتار، مسئولیت رفتار رو از دوش فرد برمیداره؟ برای جواب به این سوال باید برگردیم به همون سوال بنیادین: آیا فرد ارادهی آزاد داره؟ اگر معتقد باشیم فرد ارادهی آزاد داره باید بپذیریم که فرد رفتارش رو انتخاب میکنه حتی اگر تحت فشارهای شدیدی باشه. باید بپذیریم که فرد ممکنه تحت فشار علتهای فراوانی باشه اما درنهایت نقش تصمیمگیرنده و اجراکننده عاملیتداری رو داشته و درنتیجه مسئولیتی رو شامل میشه.
توی نگاهی که با دولت بزرگ ستیز داره و مالکیت خصوصی رو به رسمیت میشناسه به همین ترتیب با مجازات دولتی افراد مخالفت داره و معتقده باید به انتخاب خود فرد یا اگر نمیتونست، نفرات اول خانواده و زندگیش تعیین بشه که فرد خطاکار چه هزینهای رو باید بپردازه و با چه چیزی بابت خطاش باید رو به رو شه چرا که فرد ممکنه تحت علتهای زیادی دست به کاری زده باشه ولی همچنان ارادهی آزاد داره و عاملیتش در اون مسئله حفظ شده. این روند، قابلیت پیشبینیپذیری رو از جریمهی مجرم میگیره و به عبارتی باعث میشه همهی افراد بیش از پیش حواسشون به نقض نکردن مالکیت خصوصی افراد بر جان و مال و روانشون باشه.
روندی که چپ پیشگرفته اما دقیقا خلاف همین مسئلهاست. یعنی شما بابت اینکه تحت فشار بودی و - چون اعتقاد به مالکیت خصوصی و درنتیجه اراده آزاد وجود نداره - عاملیتی نداشتی. وزن این عاملیت نداشتن رو شاخصههای هویتیت (رنگ، جنسیت، گرایش و...) بیشتر میکنه و در نهایت تلاش میشه با دولتیسازی کیسهای متنوع هر اتفاق از اون جلوگیری بشه یا براش روند پیگیری بوجود بیاد. این اتفاق مسلما موجب دخالت بیشتر چه در انواع تحرکات فردی و اجتماعی میشه و هم منجر به این میشه که دیگه افراد مالک تصمیماتشون نباشن. این میشه که ما امروز از روند چپها متعجب میشیم که چطور قادرن از ظلم برخی گروهها یا افراد حمایت کنن. اینکارو میکنن چون اون ظلم رو، نتیجهی ظلم کسانی میدونن که اون شاخصههای هویتی رو برای مثال ندارن و طبق اعتقاد این افراد، چرخهی خشونت رو آغاز کردن.
پن کوچیک. آیا توی نگاهی که نسبت به مالکیت خصوصی و آزادی اراده وجود داره همهچیز به فرد تقلیل پیدا نمیکنه و خرابی سیستم رو نمیبینه؟ ۱. این نگاه وقتی تقویت میشه که اون نوع از آزادی وجود داشته باشه و الان سنگ مسیر زیاده. ۲. خیر. فشارهای وارده بر فرد که میتونن تاثیر در تصمیم فرد گذاشته باشن یا که راه جلوی پاش رو کم کردن باشن و بهش گزینههای متعددی نداشته باشن "تحلیلی" هستن که میشه از رفتار فرد استخراج کرد و تلاش کرد سیستم و وضعیت رو بهبود داد که دیگه روی افرادی نباشن امافرد رو تبرئه، بیعاملیت و مجاز به انجام خشونت دوم نمیدونن. به عبارتی علت، مسئولیت رو از بین نمیبره. | 903 |
| 4 | Голосове повідомлення | 1 674 |
| 5 | Голосове повідомлення | 1 765 |
| 6 | خنده و فراموشی، تا ص. ۵۱ | 1 864 |
| 7 | Немає тексту... | 2 444 |
| 8 | You can imprison a man, but not an idea. You can exile a man, but not an idea. You can kill a man, but not an idea. | 2 127 |
| 9 | قبلا کسی میمرد میگفتن دستش از جهان کوتاه شد. الان یه چرخ توی دنیا میزنی میبینی دستت چقدر نسبت بهش کوتاه شده و چقدر کاری از دستت ساخته نیست برای دغدغههات. قدیمیا اگر بودن لابد یک مشت مرده میدیدن. یک مشت آدمی که چیزهای زیادی میخوان و مخالفتهای زیادی دارن اما حتی سادهترین ارکان زندگیشون هم دست خودشون نیست، چه برسه بزرگاش. | 3 011 |
| 10 | ما چیزهای عجیبی توی زندگیمون دیدیم. مثلا دیدیم آدمهایی رو که از صاحب زندان نفرت دارن ولی از زندانی بودن کسی که از ایران و ایرانی و آزادی مینوشت و با دین حکومتی مسئله داشت و خواستار آزادی و حفظ مالکیت افراد بود توسط همون زندان خوشحالن. شاید هم به اندازه کافی نفرت ندارن. شاید. الحق که عدهای مسئلشون قدرت (کنترل، بگیر و ببند، شکنجه، کشتار و...) نیست، مسئلشون در دست نداشتن قدرته. فراموش نکنیم دربارهی جنتخواه صحبت میکنیم کسی که جز نوشتن عقایدش، چندتا فحش و بلاک کار دیگهای نکرده. اگر بپذیریم جاش تو زندانه، باید بپذیریم هرکسی که همین کارهارو کرده میتونه روزی زندانی شه. چه مخالفش باشیم و چه موافقش. | 2 789 |
| 11 | Немає тексту... | 2 805 |
| 12 | در اینجا به اینکه اساس قانون اساسی آمریکا براساس آزادی فردی نوشته شده اشاره کردم و توضیح دادم پایهگذاری این قوانین بدست مسیحیان پروتستان نوشته شده. برای بررسی اینکه با چه نوع دستگاه شناختیای اتفاق افتاده باید بررسی کنیم از چه سمنتیکی برای نوشتنش استفاده شده. برای مثال میتونید اینجا به این نقطه دقت کنید که چطور حق زندگی، آزادی و دستیابی به خوشبختی همگی حقوقی لحاظ شدند که پیش از وجود دولتها وجود داشتن و لزوما این دولتها نیستن که چنین حقوقی رو بوجود آوردن و یا توسعهاش دادن. جدای از اون به صورت خاص به مسئلهی الهی بودن این حقوق هم اشاره میشه و این نکتهای حائز اهمیته: ما برای شناخت جهان به دو روش میتونیم عمل کنیم. یا باید در نظر بگیریم که اون شناخت به صورت انسانی بوجود اومده یا باید تصور کنیم اون شناخت الهی بوده و از وحی به انسان رسیده. در مسیحیت پروتستانی به دلیل اینکه هر فرد در ارتباط مستقیم و بیواسطه با خدای خودشه، این نگاه وجود داره که هر فرد این وحی رو شخصا میتونه دریافت کنه و نیاز نیست کشیش یا رهبری این بین واسطه بشه از این رو حق زندگی، آزادی و کامیابی همگی حقوقی فردی و از پیش تعیین شده لحاظ میشن که با فهم انسان از جهان قابل تغییر نیستن. تفاوت آنچه که ما الهی میپنداریم با آنچه که انسانی توضیح میدیم در اینه که در اولی، برتریای بین انسانها وجود نداره درصورتی که در دومی، در هر حالت و معیاری، عدهای بر عدهای برتر دونسته خواهند شد (براساس آموزش، تحصیلات، رنگ پوست، جنسیت و...). از این رو اگر معتقدیم همهی انسانها دارای حق مالکیت فردی بر جان و مال و روان خود هستند یعنی این را پذیرفتهایم که این حق مسئلهای پیشادولتیست و فردی به فردی دیگر آن را اعطا نکرده بلکه همهی انسانها از اون برخوردارن و چنین کاری فقط از موجودی فرای انسان برمیاد چرا که به محض اینکه انسانی بخواد برای انسانی دیگر چنین چیزی رو بوجود بیاره، از اون انسان، جایگاهی بالاتر پیدا کرده و دیگه در سطح برابر وجود ندارن. درنهایت این به انتخاب ما برمیگرده که کدوم راه رو انتخاب میکنیم و این انتخاب ما خودش ناشی از اینه که آیا حق مالکیت رو میپذیریم یا نه. به عبارتی ما هیچ راه فراری از اینکه خارج از اعتقادمون نسبت به بحث مالکیت به مسائل انسانی جواب بدیم یا رویکرد داشته باشیم نداریم و همهی این راهها همگی باهم به مالکیت فردی ختم میشن. اینجاست که میتونیم حقوق مالکیت فردی رو در all the roads lead to Rome رو جایگزین Rome ماجرا کنیم. | 2 814 |
| 13 | “We hold these truths to be self-evident, that all men are created equal, that they are endowed by their Creator with certain unalienable Rights, that among these are Life, Liberty and the pursuit of Happiness.—That to secure these rights, Governments are instituted among Men, deriving their just powers from the consent of the governed, —That whenever any Form of Government becomes destructive of these ends, it is the Right of the People to alter or to abolish it, and to institute new Government, laying its foundation on such principles and organizing its powers in such form, as to them shall seem most likely to effect their Safety and Happiness.”
- United States Declaration of Independence | 2 798 |
| 14 | گاهی به این سوال فکر میکنم و جوابهای دقیقی ندارم براش. اگر یه روز بیاد که من نباشم چی؟ کی چیکار میکنه؟ کی میفهمه و کی نمیفهمه؟ کیا از نبودنم خوشحال میشن؟ | 3 014 |
| 15 | از هر طرف نگاهتون میکنم، فقط و فقط ایران و ایرانیستیزی میبینم. | 3 159 |
| 16 | Saresti capace di piantare tutto e ricominciare la vita da capo?
تو قادری همهچیز را بگری و زندگی را دوباره از اول شروع کنی؟ | 3 223 |
| 17 | حقیقت این است که فرقی نمیکند با ایدههای محمدعلی جنتخواه موافق باشید یا مخالف، اما هر کسی که دنبالش کرده باشد به راحتی متوجه میشود که او جز آزادی، کنش داوطلبانه، دفاع از مالکیت خصوصی و فردیت، حرف دیگری نزده است. (شاید بر سر نحوه دفاع اختلاف داشته باشید اما اصل موضوع رو همگی دیدهاید)
اخیراً کتاب «نظریه دین و آزادی» را هم منتشر کرده. من پیش از تکمیل کتاب، بارها ویدیوهای یوتیوبش را دیده بودم و استوریهایش را دنبال میکردم. وقتی کتاب را خواندم، باز هم چیزی جز تأکید بر آزادی، دفاع از مالکیت خصوصی، زندگی بر پایه بندگی خداوند و سر باز زدن از بندگی غیر خداوند در ایدههایش نیافتم.
زندگی مسالمتآمیز و مبتنی بر احترام عمیق به حقوق فردی، چیزی بود که بارها و بارها در «نظریه دین-آزادی-ایران» به چشمم خورد.
امیدوارم خداوند یکتا و توانا، حافظ همه بندگانش باشد.
متاسفانه خبر بازداشت شدن ایشون صحت داره، اگر حتی کوچکترین تاثیری در آشنایی با مفهوم آزادی و مالکیت خصوصی و شناخت دین داشتند، ساده از این موضوع نگذرید و صداشون باشید. | 3 404 |
| 18 | من از جنت خواه اهمیت مالکیت بر جان و مال و روان رو یاد گرفتم. یاد گرفتم خدارو توی زندگیم بیارم قلبم درد می گیره وقتی می بینم به من اینهمه یاد داد و خودش رو از حقش تهی میکنن. خدا نگه دارش باشه. لعنت به ناقض آزادی از هر مدلش. | 3 691 |
| 19 | امیدوارم اتفاقی براش نیوفتاده باشه، با آرمین و حرفهاش مخالف باشید یا موافق، حرفی جز زندگی مسالمت آمیز و آزادی و کنش داوطلبانه نزده. | 3 334 |
| 20 | “The only freedom which deserves the name, is that of pursuing our own good in our own way, so long as we do not attempt to deprive others of theirs, or impede their efforts to obtain it.”
– John Stuart Mill, On Liberty (1859) | 3 457 |
