بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام بیگانه
تُعد قناة بیگانه (@emicalll) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 124 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 427 في فئة الكتب والمرتبة 21 617 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 124 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 19 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -55، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 4، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 30.55%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 13.86% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 4 614 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 093 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 1.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 20 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 20 يونيو | +21 | |||
| 19 يونيو | +16 | |||
| 18 يونيو | +9 | |||
| 17 يونيو | +2 | |||
| 16 يونيو | +12 | |||
| 15 يونيو | +1 | |||
| 14 يونيو | +10 | |||
| 13 يونيو | +7 | |||
| 12 يونيو | +2 | |||
| 11 يونيو | +4 | |||
| 10 يونيو | +1 | |||
| 09 يونيو | +2 | |||
| 08 يونيو | +7 | |||
| 07 يونيو | 0 | |||
| 06 يونيو | +8 | |||
| 05 يونيو | +2 | |||
| 04 يونيو | +7 | |||
| 03 يونيو | +12 | |||
| 02 يونيو | +26 | |||
| 01 يونيو | +8 |
| 2 | وقتی توی یه رابطهای، انگار با پارتنرت داری تانگو میرقصی. توی تانگو وقتی حرکات دقیقن و وقتی رقص جدیه، خیلی احتمال داره پای طرف مقابلت رو له کنی یا اشتباه کنی و این اشتباه آسیب جدی بزنه. از این رو بیش از هرچیز روی ارتباط گرفتن با پارتنر کار میشه. اگر نتونی ارتباط درستی بگیری، اگر نتونی ابراز کنی، اگر فقط توی سرت تصمیم بگیری و این رو نتونی بروز بدی، اون رقص نهایت خراب میشه و با آسیب جدی به پایان میرسه. ولی اگر بتونی ارتباط بگیری، با نگاه، با زور دست، با کلام، در نهایت هماهنگی و هارمونی شکل میگیره. گاهی تو هدایت میکنی و گاهی طرف مقابلت هدایت میکنه و این رابطهایه که توش احترام، تحسین و تلاش دوطرفه وجود داره. رابطه احساسی با آدمها هیچ فرقی با تانگو رقصیدن نداره. نتونی ارتباط برقرار کنی، تمومه. | 1 824 |
| 3 | توی رابطه یه سری چیزا شعور اجتماعیه (مثل فهم اهمیت خرید کادو و انواع لاو لنگوییجها) اما یکسری چیزها شعور فردیه. مثل زمانی که شما خودت رو به حدی میشناسی و به حدی با خودت راحتی که میتونی بفهمی رفتارهای مخربت کدومه و رفتار درست چیه و کجا ممکنه چه کار اشتباهی بکنی و بعد با صداقت همینارو بیان کنی با پارتنرت و در جریان تصمیمت نسبت به این مسئلهی مخرب در جریانش بذاری یا هشدار بدی تا باهم براش کاری کنید. هیچکدوم از ما خدایگان بینقص نیستیم و پر از عیب و ایرادیم. کار درست رو کسی میکنه که اینارو بشناسه، قلقشو بدونه و بتونه پارتنرش رو در جریان قرار بده. چون مثل هشدار سونامی میمونه. گاهی شما نمیتونی جلوی سونامی رو بگیری ولی با هشدار دادن، جلوی تلفات بالا گرفته میشه. این گفتن، نیازمند صداقت دوطرفه و اعتماد و فضای امن و شعور فردیه. | 1 892 |
| 4 | فقط تا وقتی خشونت جواب خشونت نیست که ما امکان خشونت کردن یکسانی نسبت به همدیگه داشته باشیم. نمیشه شما انحصارش رو داشته باشی و ما اخلاقیاتش رو. | 2 153 |
| 5 | وقتی کسی عزیزش رو دست میده به جنون میرسه. بیشترین زمانی که امکان داره کسی کاری خارج از عرف و حتی خشونتبار کنه زمانیه که عزیزی رو ازش گرفته باشن. در ادبیات هروقت قراره خشم والای کسی رو یا ارادهی آهنینش رو برای تغییر شرایط توجیه کنن، با اتفاق از دست دادن عزیز توجیه میکنن و این ملت، هزاران هزار عزیزش رو کشتن و اونوقت بهش میگن فحش نده. بهش میگن روادار باش. نطق اخلاقی کنونی شما، از بیشعوریتون نسبت به درک شرایط میاد. هروقت تفنگ دست من و شما همزمان بود، بعد برای هم نطق خواهیم کرد. | 2 156 |
| 6 | به نظرم برخی از علومانسانیها فتیش هرچیز نامگذاری شده با "post-harchizi" دارن. | 2 148 |
| 7 | Chapool.mp3 | 2 395 |
| 8 | خلاصه به مراتب کیرواره بیشتر از هوشواره معنی میده و قابل استفادست و بار معناییش در جامعه هم برابر همون چیزیه که ماهیتش تعیین میکنه. هوشواره، نه به عنوان اتصالی میتونیم نگاهش کنیم نه به عنوان مانند و همسانی. | 2 435 |
| 9 | کل جهان دنبال پیدا کردن یه جایگزین برای هوش و اینتلیجنس ماجران بخاطر اینکه نمیدونن آیا واقعا میتونیم بهش بگیم هوش با توجه به اینکه صرفا ماشینحساب کلماته (و این کاری نیست که هوش انسانی درش خلاصه شه) اونوقت ما درگیر جایگزینی واره با مصنوعی هستیم. مصنوعیای که قراره دستساز و ساخت انسان بودنش رو برسونه و معادل دقیق انگلیسیشه.
پن. اینو بهونه کردم بگم بحثهای مربوط به اینکه آیا میتونیم بهش بگیم هوش یا خیر رو دنبال کنید خیلی جالبه چون باز تهش میرسه به سوال آیا انسان اراده داره یا نه؟ و آیا هوشش در کنترل ارادهاش هست یا نه؟ چون اگر نداشته باشه اونوقت کاری که میکنه دقیقا شبیه ماشین محاسباتی یا همچون هوشمصنوعیه و مخالفین هوش نامیدنش در تلاشن بگن هوش مختص انسانه و چیزی بیش از صرفا محاسبات ریسک و کلمات و چنین چیزهاییه. یکی از بحثهاییه که من خیلی دنبالش میکنم و از اینکه بقیه توی سر و کلهی هم میزنن بابتش لذت میبرم چون متاسفانه متوجه نیستن چیزی که سرش بحث میکنن استدلال به جایی نمیبرتش و در هسته خودش اعتقادیه. | 2 434 |
| 10 | من با استفاده از ابتکار کصشعر عزیزی که قصد داره به هوشمصنوعی بگه هوشواره، دیلدو رو کیرواره و لگینز رو شلوار واره نامگذاری میکنم 🙏🏼 | 2 335 |
| 11 | فرصتی ایجاد شده که دور دور این عزیزانه، این عزیزان رو خوب بشناسید که دور فلک اینطور نمیمونه و جوجه رو آخر پاییز میشمارن. ایدشمنان ایران و ایرانی! | 2 324 |
| 12 | برای مدتی کوتاه
https://t.me/harfmanrobot?start=599056328 | 2 083 |
| 13 | (آزادی به معنای یک مهاجرت دائمی یا توان بریدن از هر چیزی که انسان را از تغییر رشد و بازاندیشی باز میدارد.)
کسی که آزادتر میشود ناگزیر بخشی از اطرافیان مخاطبان، و تعریفهای سابق از خود را پشت سر میگذارد در این معنا آزادی یعنی شجاعت نو شدن صراحت در گسستن از قیدهای فرسوده و وفاداری به حقیقتی که انسان را از تکرار خود قدیمی نجات می دهد.
#آزادیدینایران ص. ۲۷۹
پن. من یه شعاری توی زندگیم دارم و اون رفتن و گذشتن پیوستهاست. گاهی بابتش کل پلیلیستم رو پاک میکنم. گاهی یه حرکتی که ازم انتظار نمیره میکنم. گاهی یه چنلی چیزی رو پاک میکنم. و بهش میگم تمرین وابستگی نداشتن برای اینکه وقتی لازم شد بتونم رها کنم و ادامه بدم. حدود هشت ساله مجازی مینویسم. توی این هشتسال خیلیا منو دیدن. اطرافیانم عوض شدن. گفتمانام عوض شدن. استایلام عوض شدن. رشتهها و کارهام عوض شدن. من خیلی آدم بگذار و بگذری هستم. آدم رفتن و گذشتن پیوسته. چون اگر آدم تغییر باشی و به سمت تهوعی باید، تحولی شاید بری، رفته رفته باید بپذیری راهت از آدمها هم جدا شه. کسایی که تا دیروز نزدیکت بودن و باورت داشته باشن دیگه نداشته باشن. و من هزینههای بزرگی در این رابطه پرداخت کردم چون آدمها خیلی شخصیش کردن و عمدتا با هیت و زخم زبون و آسیب این جدایی رو رقم زدن. به سراسر زندگیم که نگاه میکنم، میبینم همواره چیزهایی اومدن و چیزهایی رفتن و من هرگز پشیمونیای ندارم چون به سمت کسی که هستم حرکت کردم. من توی زندگیم احساس میکنم آزادی این رو داشتم که گیر تفکر و آدم و داراییای نباشم. از امروز به بعد هم هرروزم تمرین این اتفاقه. | 2 284 |
| 14 | برای مدتی کوتاه
https://t.me/harfmanrobot?start=599056328 | 1 |
| 15 | ایران برخلاف آنچه که برای امپراتوری روم رخ داد، تبدیل به جغرافیایی چندتکه نشد. گرچه از بیخردی و ناتوانی، تقلیل پیدا کرد و بخشهایی از خود را از دست داده اما هستهای وجودی را حفظ کرد که با قدمی هزاران هزار ساله، همچنان به صورت یک جغرافیای واحد حضور داشتهاست. درمقایسه برای مثال ایتالیا که خود را میراث امپراتوری روم میداند با این مسئله رو به روست که ایتالیاییها آن احساس وحدت را به دلیل بارها چندتکه شدن و دوباره به یکدیگر پیوند خوردن از دست دادهاند و گرچه مدعی میشوند برای مثال آشپزی ایتالیایی، زبان ایتالیایی و... دارند اما همگی براین قائل هستند که ریشهای واحد برای اینان وجود ندارد. بلعکس، ایران، به عنوان یک ملت در زیر یک پرچم، یک نام و یک نماینده، قادر بودهاست کهن فرهنگهایی را حفظ کند و احساس پیوستگی و اتحاد و انسجامی را شکل دهد که افراد بتواند برای مثال سوگ جمعی رو احساس کنند یا که احساس تعلق کنند و برای ساختن آنچه که دارند تلاشی مضاعف به خرج دهند چرا که خود را به یک تاریخ منسجم، پیوسته و همگانی متعلق میدانند. این همان حسیست که عمدتا اگر کسی بخواهد پیوستگی و انسجام را از بین ببرد به آن حمله میکند و تلاش میکند از یک ایران، با تحریف، ملتها بسازد، پرچمها بسازد، تاریخها بسازد و در نهایت ایرانی را نسبت به تمدن ایران و گذشته و میراثی که در دست یکایک ماست، بدبین کند.
از این روست که ایتالیاییها خود را عمیقا میراثدار امپراتوری روم نمیدانند اما ایرانیها خود را فرزند و میراثدار امپراتوری ایران میدانند. پیوستگی تاریخی جغرافیایی، این امکان را میدهد که بوسیلهی حفظ اندیشهی ایرانی در تمامی برههها، حتی سختترین اینان، نام امپراتوری و شکل سیاسی آن دستخوش تغییر شود اما احساس تعلق و اتحاد، از میان نرود.
پن. این گفتمان، گفتمانی تنها از زبان من نیست بلکه گفتمانیست که در جمع افراد میانسال ایتالیایی عمدتا به صورت پرتکرار به میان میاید و اینگونه بیان میشود. | 2 139 |
| 16 | شما هرچقدر بیشتر با مردمان معمولی ساکن اروپا صحبت میکنی، بیشتر متوجه میشی چقدر هیچچیز از چیستی و داینامیک موجود زندگی ما نمیدونن. همونقدر که احتمالا ما از زندگی کشورهای آفریقایی یا اوکراین و غیره ندونیم. خوندن اخبار این توهم رو میده که ما میدونیم. چک کردن اخبار و نوشتههای مرتبط به یک منطقه اما صرفا میتونن پروپاگانداهای تنظیم شده دربارهی اون منطقه باشن همونطور که در کیس ایران باهاشون رو به رو شدیم. در هر کامپلکس کشور و ملت داخلش، به حدی ظرافات و نکات پیچیده وجود داره که به راحتی خوانش مقالات و اخبار نمیشه به آنچه که واقعا در جریانه دست پیدا کرد. منتهی چپ به خوبی از این خلا اطلاع داره و میدونه چطور از این خلا سواستفاده کنه تا با تحریف بتونه گفتمانهای مربوط به حزبهای چپ رو پررنگتر و طرفدارانش رو بیشتر و جای پاش رو سفتتر بکنه. برای همین چپ، امروز، ملغمهایست از روایتهای متنوع از اقلیت تحت ستمی که اجازهی دزدیده شدن روایتش رو داده یا که امکانش وجود داشته و این روایتها به اسم ارزشهایی همچون انساندوستی، ضدیت با خشونت و جنگ، کمکهای انسانی و... قرار میگیره. در صورتی که ما از رنهماگریت یاد میگیریم هرچه که دیده میشه، درحال پوشاندن چیز دیگریه. آدمی در خوانش اخبار و روایتها و مقالات اجتماعی و سیاسی کنونی باید همواره به دنبال این باشه که چیزی که میبینه چیه و جلوی دیدن چه چیز دیگری رو پنهان میکنه. هیچ تنها روایت معتبری وجود ندارد. همواره روایتهایی وجود دارند که در کنار یکدیگر، کل موجود را شکل میدهند. حال اینکه آیا تمامیشان درست، خوب، صادقانه و خیرخواهانه هستند یا خیر، بحث دیگریست. | 2 499 |
| 17 | All roads lead to Rome. | 2 815 |
| 18 | لا يوجد نص... | 2 613 |
| 19 | آزادی، تضمین کنندهی خوب بودن و دقیق بودن و بهتر بودن و برابری نیست. آزادی فقط تضمین کنندهی امکان انتخاب داشتن و تغییردادنه. درشرایط آزاد فرقی که با زیست امروزمون داره، امنیت لزوما بیشتر یا رفاه لزوما بیشتر نیست بلکه آزادی تغییر مسیر اشتباهه. با هزینه کمتر و با انتخاب انسان بدون سازمان ثالث (دولت). | 2 725 |
| 20 | گاهی آرزو میکردم بتونم تمام وقتم رو به کتاب خوندن اختصاص بدم و حتی نیازهای انسانی هم نداشته باشم و بتونم تمام وقت بخونمو بخونمو بخونم. | 2 718 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
