بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام بیگانه
تُعد قناة بیگانه (@emicalll) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 085 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 465 في فئة الكتب والمرتبة 21 730 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 085 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 02 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -45، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 3، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 24.79%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 13.58% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 3 739 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 049 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 4.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 03 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 03 سبتمبر | +9 | |||
| 02 سبتمبر | +7 | |||
| 01 سبتمبر | +2 |
| 2 | THE ART OF LOSING | 478 |
| 3 | THE ART OF LOSING. | 498 |
| 4 | لا يوجد نص... | 813 |
| 5 | بنظر من یه مرضی وجود داره به اسمِ "عقدهی شوآف دستهگل" و مبتلا زیاد داره. | 892 |
| 6 | بدترین قسمت شکست خوردن و افتادن اینه که آدمها ازت انتظار دارن مثل قبل باشی. عادی باشی. درگیر نشی. تو بدنت حسش نکنی. کلافه و کم حوصله نباشی. حالت از زندگی بهم نخوره. | 1 208 |
| 7 | احتمالا از یه جایی به بعد وقتی "نمیشه" دیگه خیلی دربارش ناراحتی نمیکنی. خیلی ناراحتیتو بروز نمیدی. خیلی دربارش با کسی حرف نمیزنی. خیلی با عنوان مشکل جهت حل مطرحش نمیکنی. از یه جایی به بعد توی زندگیت میپذیری این تویی و خودتی و آدمها فقط میتونن بهت حرفهای قشنگی بزنن که اون هم بعد چندبار نشدن تکراریه و حوصلهات رو سر میبره. گاهی هم انقدر نشدن تجربه میکنی که از همهی پروسهی بعدش در ملال و خستهای. نمیخوای کسی دلسوزی کنه. نمیتوای کسی حرفای امیدوار کننده بزنه. نمیخوای کسی بگه ولی باهم میتونیم. نمیخوای جنبههای مثبتش رو ببینی. جمع میکنی میری توی خودت. اگر شد یه کاری براش میکنی. | 1 331 |
| 8 | از وقتی این پیام رو خوندم دارم فکر میکنم پوسیِ هِندی هم آیا چیزی مثل خوکچه هندیه؟ طول کشید تا دوزاریم بیفته. | 1 472 |
| 9 | برای خوندن دیگران. | 1 789 |
| 10 | زنگ زده بود میگفت بزرگ شدیمها! راست میگفت. | 1 498 |
| 11 | شبانگاهان | 1 569 |
| 12 | من معتقدم انسان ذاتا تنهاست چون مثلا الان کی جز خودت میتونه مشکلت رو حل کنه؟ هیچکس. | 1 621 |
| 13 | من خیلی وقتها خیلی چیزهارو اشتباه میکردم و فکر میکردم نمیتونم انجام بدم بعدها فهمیدم رازش در خوب نگاه کردنه. وقتی خوب نگاه کنی گاهی وقتها پروسهی انجام دادنش توی دل خود اتفاق خوابیده. میتونی نگاه کنی بقیه چطور انجامش دادن و وقتی خیلی خوب نگاه کنی به نتیجه، خیلی خوب قابل انجام میشه. من این درس رو از نقاشی گرفتم. | 1 679 |
| 14 | لا يوجد نص... | 1 865 |
| 15 | حالا که رسیدیم به هفتمین سالگردش، باید یه گوشه بنویسم که خوب نشده. خوب شدن چیز دور و غیرقابل انتظاریه. هنوزه یه تیکهاش اون گوشه نشسته. توی گوشم سوراخ ساخته. توی گوشم خونریزی میکنه. گوشم رو گاهی میبنده. خالی و پر میشه. هنوز هست. و با من ادامه میده. و من نمیذارم یادم بره که کج و کوله بودن چه شکلیه. که بعضیها راه بیشتری رو میرن تا خودشون رو دوستداشته باشن. به یاد انجمن کج و کولگان خوشحال. | 1 759 |
| 16 | یادت نره کی بودی. | 2 068 |
| 17 | یوقتایی یادم میره این شکلی بودم و الان دیگه نیستم. یوقتایی یادم میره وقتی دیدم گردنم "عادی" شده، چه گریهای کردم. یه وقتایی یادم میره چقدر بولی شدم. یه وقتایی یادم میره قبل از اینکه آدمها توی سرشون ازم هیولا بسازن، شمایل یه هیولارو داشتم. یادم میره دیدن تقارن صورت و گردنم آرزوم بود. یادم میره. ولی خودم به یادش میارم. | 2 014 |
| 18 | وقتی قراره یه کاری رو شروع کنی یه مرحلهی خیلی خاص داره که دیگه باید توش دست از ایده دادن برداری و کار رو انجام بدی. کار ممکنه پرفکت نباشه. ممکنه خیلی اولیه باشه. ممکنه نسبت به همهی چیزهایی که میخوای داشته باشه نرسه ولی مهم اینه انجام بشه. وقتی انجام بشه کم کم میشه بهش شاخ و برگ داد و بزرگ و بهترش کرد اما اگر توی مرحلهی ایده پشت ایده گیر کنی، تو میمونی و نتیجه بینتیجه. | 2 071 |
| 19 | یوقتایی یه سری از آدمهای زندگیم معتقدن من آدم خاصیام ولی آدم خاص اونیه که بار اولی که تلاش میکنه میرسه و گاهی حتی بدون تلاش سرجاش قرار میگیره. من آدم خاصی نیستم. من هیچچیزیو بدون تلاش ندارم. من هربار هی میافتم و هی پا میشم و هی از اول انجامش میدم تا بشه. شاید فقط آدم پرتلاشی باشم. ولی خاص نه. چون هرکسی، هرکسی که حاضر باشه بار روانی هربار زمین خوردن و حجم زیاد تلاش دوباره پاشدن رو بپذیره هم بالاخره بدست میاره تهش. میدونی چی میگم؟ | 2 130 |
| 20 | انگار ناف من رو با پروسهی "هی قراره زمین بخوری و هی پاشی تا وقتی بشه" بستن تا هیچچیز یوقت مبادا آسون بدست نیاد. | 2 375 |
