بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام بیگانه
تُعد قناة بیگانه (@emicalll) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 075 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 472 في فئة الكتب والمرتبة 21 715 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 075 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 24 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -7، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -2، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 26.81%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 14.86% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 4 044 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 242 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 3.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 25 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 25 سبتمبر | +6 | |||
| 24 سبتمبر | +4 | |||
| 23 سبتمبر | +3 | |||
| 22 سبتمبر | +5 | |||
| 21 سبتمبر | +3 | |||
| 20 سبتمبر | +12 | |||
| 19 سبتمبر | +5 | |||
| 18 سبتمبر | 0 | |||
| 17 سبتمبر | +9 | |||
| 16 سبتمبر | +7 | |||
| 15 سبتمبر | +5 | |||
| 14 سبتمبر | +8 | |||
| 13 سبتمبر | +26 | |||
| 12 سبتمبر | 0 | |||
| 11 سبتمبر | +6 | |||
| 10 سبتمبر | +3 | |||
| 09 سبتمبر | +6 | |||
| 08 سبتمبر | +8 | |||
| 07 سبتمبر | 0 | |||
| 06 سبتمبر | +13 | |||
| 05 سبتمبر | +8 | |||
| 04 سبتمبر | +5 | |||
| 03 سبتمبر | +9 | |||
| 02 سبتمبر | +7 | |||
| 01 سبتمبر | +2 |
| 2 | آدمهایی که وفتی مشکل یا مسئلهای دارن مستقیم با خودت به اشتراک میذارن >>>> | 1 360 |
| 3 | نسل جالبی هستیم. هرکی رو میبینی به نوبهی خودش داره زنجیرهی یه رفتار اشتباه رو توی زندگیش و برای اطرافیانش میشکنه. | 1 594 |
| 4 | شما وقتی در یک رشته به یه خردی رسیدی که بدونی اغلب آدمهای اون حوزه دارن کصشعر میگن و عده محدودی حرف با حساب و کتاب میزنن. تا قبل اون فقط شتر نیچهای. | 1 736 |
| 5 | دلم روزهای طولانی متر کردن شهر با پای پیاده رو میخواد. ولی نه تنها. | 1 934 |
| 6 | تا میشه صدای بانو هایده رو شنید و از جایی پلی کرد، زندگی باید کرد. | 2 130 |
| 7 | تعریف آبژکتیو آزادی
در نظریهی آزادی این تفاوت بنیادین با دیگر نظریات و مطالب موجود دربارهی آزادی وجود دارد که آزادی دارای یک تعریف آبژکتیو میشود. تعریفی که میشود دربارهی آن نه تنها بحث کرد که آن را به طور عملی در زندگی به کار برد و مثل یک سنجه برای مسائل دیگر نیز به کار بست. این تعریف آبژکتیو همان مالکیت فردیست. مالکیت فردی بر روی جان، مال و روان فرد. به عبارتی هرکسی میتواند صاحب ورودیهای زندگیش و خروجیهای آن به شکل تصمیماتش باشد و براینان نیز مسئول است. زمانی که شما بتونید جانتان را حفظ کنید، مالتان را درون جیبتان بگذارید و بر روی تصمیماتتان و آنچه که قرار است وارد ذهن شما بشود صاحب باشید (سانسور و فیلتری وجود نداشته باشد جز تصمیم خود شما) آن زمان است که میتوانید آزاد باشید چرا که قادر خواهید بود، امکان خواهید داشت، توان انجام خواهد بود. درصورتی که اگر شما امکان انجام نداشته باشید، میتواند معادل این باشد که آزادی ندارید. این دید، آبژکتیو است و به صورت آکسیومی پیش میرود یعنی این خاصیت را دارد که شما میتوانید آن را در مسائل دیگر به عنوان یک پیشفرض بیارید و بسنجید. اگر آنچه که فکر میکنیم و انجام دهیم حق مالکیت دیگری را بر جان و مال و روانش نقض نمیکند آنگاه آن کار میتواند صرفا تفاوتهای فردی ما در عملکرد باشد. مسلما برخی از اینان هزینه بیشتری خواهند داشت و برخی کمتر اما تا زمانی که به حق مالکیت دیگری ضربه نمیزنند، تفاوت عملکردی فردی ماست که در حیطهی اختیارات و مالکیتمان آن را به کار میبندیم. اما اگر کسی نقض مالکیت دیگری کند، به این معناست که این اصل را نپذیرفته پس با زیرسوال رفتن حق مالکیت خودش نیز مشکلی ندارد. اگر کسی چنین پیشفرضی را برای مقایسهی کارهایش به کار نمیبندد و در تصمیمگیریش دخالت نمیدهد، یعنی از آن کناره گرفته. اگر کسی این را به صورت کلی نیز به کار بگیرد یعنی قصد دارد حق مالکیت دیگران را فدای یک هدف، یک مفهوم یا یک آرمان بکند و این آن چیزیست که ما به اسم جمعگرایی میشناسیم. نکتهی کلیدی در این تبعیین این است که ما مالک دیگری نیستم و دیگری مالکیت ما را ندارد. پاسخگویی ما به دیگری و چرایی آنچه که میکنیم مربوط به خودمان است و صرفا در محدودهی زمانیست که قراردادی صورت گرفتهاست. به این معنا که اگر صاحبکاری با کارمند خود قراردادی مینویسد، میتواند کارمند را بابت آنچه که در قرارداد آمده مورد پرسش قرار بدهد و توضیح بخواهد. همینطور زمانی که قرارداد خرید و فروشی نوشته میشود، براساس آنچه که در این سند ذکر شده افراد میتوانند یکدیگر را در اون حیطههای محدود مورد پرسش قراردهند. در روابط انسانی نیز اگر دو نفر تصمیم بگیرند با یکدیگر قراردادی ببندند یا به عبارتی ازدواج کنند، در حیطه آنچه که شخصا تصمیم میگیرند ذکر کنند، میتوانند یکدیگر را مورد پرسش قراردهند. روابط انسانی اما به صورت گسترده لزوما با قرارداد پیش نمیروند. ارتباط ما با خانواده، با فامیل، با دوستان و با پارتنرها نوعی ارتباط است که براساس صحبتهای انجام شده پیش میرود اما درعین حال جایی برای پرسشهای اساسی قرار نمیدهند. نمیشود در تصمیمات دیگران دخالت کرد تا زمانی که حق مالکیت دیگری را نقض نکردهاند و همهچیز منوط و مشروط به حداقل یعنی همان حق مالکیت خصوصی باقی میماند. ممکنه است افراد در این روابط کارهایی انجام دهند که ما آن را شایسته ندانیم و در عین حال نقض مالکیت دیگری نکنند، از این رو حقی برای پرسش کردن و جواب خواستن و تصریح وجود ندارد. میتوان امتحان کرد، میشود درخواست کرد اما بایدی وجود ندارد. از این رو اینکه از رتبهی کنکور شما سوال میشود یا انتظار میرود چرایی ازدواج نکردنتان را به فامیل توضیح بدهید یا که چه و چه، همگی نمیتوانند یک انتظار و یک باید بشوند چرا که به حریم شما مربوطند و شما در دوحالت موظف به توضیح هستید و باید در دسترس باشید: یا بر روی آن توافقی صورت گرفته باشد و چنین چیزی نوشته شده باشد و ۲. شما نقض مالکیت دیگری کرده باشید. آکسیوم حق مالکیت فردی آنچنان بنیادین است که اگر به یک پیشفرض بنیادین تبدیلش کنید به سادگی میتوانید در باقی مسائل نتیجهگیری کنید و نسبت خودتان با دیگران را پیدا کنید و بدانید امکان عمل و توان را به شما میدهد. برای همین میتواند تعریفی آبژکتیو از آزادی باشد. | 2 327 |
| 8 | کل دنیا یه طرف، دمنوش بابونهی آخر شب یه طرف دیگه. | 2 402 |
| 9 | شبانگاهان بفرمایید. | 1 365 |
| 10 | بعد از ۲۲ سال درس خوندن، این شما و این تجربه و روش من از "درس خوندن". | 2 771 |
| 11 | خیلی خوبه آدم بدونه هدفش چیه. هدفش از زندگیش چیه. هدفش از ارتباطاتش چیه. هدفش از کارش چیه. هدفش از دنیاش چیه. هدفش از بیرون رفتنش چیه. هدفش از تو خونه رفتنش چیه. هدفش از هدیه دادن چیه. هدفش از تغییر مسیر دادن چیه. هدفش از توی رابطه رفتن چیه. در کل خیلی خوبه آدم بدونه داره چیکار میکنه و مطمئن شه هدف همراه یا همراهیانش رو هم توی مسیرش بدونه. چون خیلی وقتها انگار یه مسیری یکیه ولی هدفی یکی نیست. خیلی خوبه آدم بدونه هدفش چیه. | 2 822 |
| 12 | گاهی باورت نمیشه ولی بعضی از آدمها قادرن از رفتارای سالمت، بخاطر سالم بودنشون، مشکل بسازن و با همون تخریبت کنن یا بابتش بهت حس بد بدن. | 3 158 |
| 13 | به افتخار پاییز.
- چشمها و چیزهای دیگر. | 2 865 |
| 14 | سکوت و سکون توی موسیقی، سبک شخصی میسازن؛ توی رقص مهارت و فوت کوزهگری میارن؛ توی روزمره آرامش میارن؛ و توی گفتوگو موجب یه معذب بودنی میشن که در نتیجهاش حرفهای نزده شده، زده میشن. | 2 910 |
| 15 | - | 3 126 |
| 16 | این حجم از خالی بودن ناشناس عالی. | 590 |
| 17 | روزگاهی: | 2 507 |
| 18 | کامل این مجموعه رو پست کردم. | 3 110 |
| 19 | به عنوان یک انسان شناس بهترین راه شناخت و مواجهه با انسان و nikally.me مسائل انسانی، پرداختن به اینه که خود انسان چطور راوی شرایطش میشه چه معانی ای می سازه چه کلماتی به کار می بره و چطور با مسائل مواجه میشه از این رو، گرچه بخشی از بازار در روابط انسانی حضور داره و بخشی از روابط در بازاره ولی این دوتا یکی نیستن و نمیتونن همدیگه رو به صورت کامل توضیح بدن با این حال، بازار آزاد دلیل دادن مالکیت فردی و آزادی عمل به افراد، می تونه بسیاری از این شاخصه ها رو مشخص کنه اما همواره بخشی از این شاخصه ها در خارج از اون باقی می مونن چون انسانها در توضیح و عملکردهاشون صرفا به حساب و کتاب های بازاری که با توافقات و حساب و کتاب های بازاری عمل نمی کنند. | 3 177 |
| 20 | - چشمها | 3 108 |
