بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام بیگانه
تُعد قناة بیگانه (@emicalll) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 146 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 417 في فئة الكتب والمرتبة 21 547 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 146 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 20 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -46، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 45، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 30.05%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 13.64% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 4 553 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 067 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 1.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 21 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 21 يونيو | +1 | |||
| 20 يونيو | +46 | |||
| 19 يونيو | +16 | |||
| 18 يونيو | +9 | |||
| 17 يونيو | +2 | |||
| 16 يونيو | +12 | |||
| 15 يونيو | +1 | |||
| 14 يونيو | +10 | |||
| 13 يونيو | +7 | |||
| 12 يونيو | +2 | |||
| 11 يونيو | +4 | |||
| 10 يونيو | +1 | |||
| 09 يونيو | +2 | |||
| 08 يونيو | +7 | |||
| 07 يونيو | 0 | |||
| 06 يونيو | +8 | |||
| 05 يونيو | +2 | |||
| 04 يونيو | +7 | |||
| 03 يونيو | +12 | |||
| 02 يونيو | +26 | |||
| 01 يونيو | +8 |
| 2 | همهی لینکهای مرتبط با من اینجاست. | 1 125 |
| 3 | گروه خانوادگی خیلی جای جالبیه. مخصوصا گروه خانوادگی خانوادهای که باهم صحبت نمیکنن. تبدیل میشه به فضای ابراز احساسات و شرایط توسط انواع پستهای کصشعر تلگرامی. میبینی بابا پست از فرسودگی میفرسته. مامان از بیمحبتی دیگران و بچهها از اینکه نباید انقدر به بچه گیر داد. همه غیرمستقیم تحت عنوان پست آموزشی و پندآموز درتلاشن درلفافه نیازشون رو بیان کنن. همه هم جوری رفتار میکنن انگار ندیدن و نشنیدن چونکه اگر قرار بود بشنون که کار به اینجا نمیکشید. | 1 306 |
| 4 | ولی زندگی با کسی خیلی راحتتر از تنها زندگی کردنه. | 1 287 |
| 5 | چندی پیش نوشته بودم: عزیزان اگر به صورت فردی دوستدارن نماد مقاومت و مخالفت با سرمایهداری و گردش پول و خصوصیسازی باشن عالیه، بهاش رو قرار نیست جمع بپردازه.
و توی این ویدئو به خوبی میشه دید چه زمانی و چطور و با چه استدلالهایی که اغلب زیبا و حتی حماسی هستن، افراد اعتقاد پیدا میکنن که برای یک خیر جمعی (مبارزه با امپریالیسم) باید آزادی فردی (انتخاب پوشش) رو نقض کرد. این ویدئو به سادگی این استدلالهارو نشون میده و بعد لگدی میزنه به هرکسی که میگه مردم اون زمان بیسواد بودن و نمیدونستن داره چه اتفاقی میافته. تصمیمی گرفته شده و حالا تمام جمعیت باید کفارهی گناه یه عده رو بده. اینه اهمیت آزادی و فردنگری تا اگر مسیری خطا رفت، تک تک افراد جامعه، مجبور به پرداخت هزینهی این اشتباه نباشن و تنها مسئولیتش بر روی افرادی باشد که تصمیم را شخصا گرفتهاند.
- هما ناطق تنها سال ۶۳ اعتراف کرد که باعث و بانی خیانت به زنان ایران بودهاست. | 1 746 |
| 6 | شب باشه و هوای سرد و سقف چوبی و نورهای زرد کوچیک نامنظم و تو. | 1 896 |
| 7 | این چندروز یکم به ارتباط بازار آزاد، حق مالکیت فردی و خانواده فکر کردم و متوجه شدم چقدر یه داینامیک پیچیدهای در فرهنگ ما در جریانه و وقتی با این لنز و به عنوان یک فرزند دیدمش خیلی پیش من شفافتر بود:
اول از همهچیز مسئلهی ارث من رو درگیر خودش کرد. این مسئله که ارث انگار نوعی پاداشه برای اینه که تو به خانوادت کمک کنی و فرزند خوبی باشی و توی پیری بتونی عصای دست باشی اما به همین راحتیا پیش نمیره چون این صرفا قسمت مالی ماجراست و مشخصه که کسی که مالکشه، میتونه تصمیم بگیره براساس رویکردها بده یا نده ولی چیز دیگهای هم در جریانه و اون احساس مالکیت فردیه. به عبارتی بچهی خوبی بودن رو نمیشه فقط با پول ارث گروگان گرفت حتی اگر که پاداش قابل توجهی باشه. بچهی خوبی بودن، مستلزم اینه که تو نسبت به اون خانواده احساس تعلق کنی و بتونی روی بخشی از داراییها احساس مالکیت کنی. من فکر میکنم عمدتا استراتژیِ خانوادهها مبتنی بر "خونه منه، قوانین منه" با یه شکست سنگین مواجه میشه چرا که با همین جمله ساده حس تعلق به خانواده و احساس سهم داشتن از چیزی که مالکیتش دست خانوادست از فرزند گرفته میشه و فرزند وقتی احساس نمیکنه بخشی از ماجراست، ممکنه بابت هزینهی روانیای که از قوانین یکطرفه داده میشه، قید همهچیز، حتی بخش مالی ماجرا یعنی ارث رو بزنه و کنار بکشه و کمک نکنه، قوانین اجباری رو رعایت نکنه و در آینده در اولین فرصتی که بتونه ناپدید بشه. درصورتی که اگر احساس کنه سهمی داره و مالکیتی بر محیطی از این خونه و خانواده داره، خیلی بیشتر احساس میکنه که باید همکاری کنه. اگر در تعیین قوانین به رسمیت شناخته بشه و سهمی داشته باشه (حتی اگر این سهم معادل سهم کامل نباشه) و به همین دلیل سهم داشتن، در اشتباهات، ضررها و یا درستها و دستآوردها نقش پیدا کنه رفته رفته با این احساس تعلق ناسازگاری کمتری خواهد داشت.
اگر روابط رو نوعی معاملهی معنوی و مالی درکنار هم ببینیم دیگه بنظر نمیاد که یه طرف ماجرا یعنی مثلا ارث بتونه همهچیز رو تعیین کنه. مشخصا این داینامیک هم مثل بازار، بخشیش غیرقابل پیشبینیه و ما توش ممکنه فداکاریها یا خودرایایهای افراطی ببینیم اما دست کم میدونیم یکی از این مدلها، یعنی مدلی که توش سهم فرزند نه تنها از ارث که از حس تعلق و مالکیت تعیین بشه، احتمال خیلی بیشتری داره فرزند رو به سمت همکاری ببره. همین. | 2 326 |
| 8 | یه بار به اسم تناقض، یه بار به اسم دموکراسی. | 2 255 |
| 9 | به قول یه عزیزی واقعا جایی برای تناقض نمونده دیگه برای حرومزادگی چرا. | 2 284 |
| 10 | چه "کصکش مادرجنده"هایی رو قورت دادیم! | 2 360 |
| 11 | وقتی پارتنر لانگت رو برای مدتی میبینی و بعد باز دور میشید، یه فصل جدیدی توی زندگیت بوجود میاد به اسمِ "آخرین باری که فلان کارو کردم پیش تو بودما" که هم باعث لبخنده و سوزش جگر. | 2 541 |
| 12 | بفرمایید ناشناس. | 2 511 |
| 13 | نمیدونم چرا اینطور پرزنت شده که فحشها آینهی برحق تفکر افراد دربارهی رابطهی جنسین؟ یا دربارهی زنها؟ ساحت فحش مشخصه. کنایه و استعاره و پیچیدگی خاص خودش رو داره و میتونه دریایی فاصله داشته باشه با تفکر حقیقی افراد به سکس. چه بسا که در خود سکس هم به کار میرن و شبیه یک رولپلی میمونن که واقعیتی عینیای پشتشون نخوابیده. به نظر من هرکسی اینطور پرزنت کرده که فحشها، آینهی تفکر افراد از رابطهی جنسین، متوجه ساحتهای متفاوت زبانی و توانایی انسان در تفکیکشون نشده. | 2 706 |
| 14 | وقتی توی یه رابطهای، انگار با پارتنرت داری تانگو میرقصی. توی تانگو وقتی حرکات دقیقن و وقتی رقص جدیه، خیلی احتمال داره پای طرف مقابلت رو له کنی یا اشتباه کنی و این اشتباه آسیب جدی بزنه. از این رو بیش از هرچیز روی ارتباط گرفتن با پارتنر کار میشه. اگر نتونی ارتباط درستی بگیری، اگر نتونی ابراز کنی، اگر فقط توی سرت تصمیم بگیری و این رو نتونی بروز بدی، اون رقص نهایت خراب میشه و با آسیب جدی به پایان میرسه. ولی اگر بتونی ارتباط بگیری، با نگاه، با زور دست، با کلام، در نهایت هماهنگی و هارمونی شکل میگیره. گاهی تو هدایت میکنی و گاهی طرف مقابلت هدایت میکنه و این رابطهایه که توش احترام، تحسین و تلاش دوطرفه وجود داره. رابطه احساسی با آدمها هیچ فرقی با تانگو رقصیدن نداره. نتونی ارتباط برقرار کنی، تمومه. | 3 169 |
| 15 | توی رابطه یه سری چیزا شعور اجتماعیه (مثل فهم اهمیت خرید کادو و انواع لاو لنگوییجها) اما یکسری چیزها شعور فردیه. مثل زمانی که شما خودت رو به حدی میشناسی و به حدی با خودت راحتی که میتونی بفهمی رفتارهای مخربت کدومه و رفتار درست چیه و کجا ممکنه چه کار اشتباهی بکنی و بعد با صداقت همینارو بیان کنی با پارتنرت و در جریان تصمیمت نسبت به این مسئلهی مخرب در جریانش بذاری یا هشدار بدی تا باهم براش کاری کنید. هیچکدوم از ما خدایگان بینقص نیستیم و پر از عیب و ایرادیم. کار درست رو کسی میکنه که اینارو بشناسه، قلقشو بدونه و بتونه پارتنرش رو در جریان قرار بده. چون مثل هشدار سونامی میمونه. گاهی شما نمیتونی جلوی سونامی رو بگیری ولی با هشدار دادن، جلوی تلفات بالا گرفته میشه. این گفتن، نیازمند صداقت دوطرفه و اعتماد و فضای امن و شعور فردیه. | 2 997 |
| 16 | فقط تا وقتی خشونت جواب خشونت نیست که ما امکان خشونت کردن یکسانی نسبت به همدیگه داشته باشیم. نمیشه شما انحصارش رو داشته باشی و ما اخلاقیاتش رو. | 3 101 |
| 17 | وقتی کسی عزیزش رو دست میده به جنون میرسه. بیشترین زمانی که امکان داره کسی کاری خارج از عرف و حتی خشونتبار کنه زمانیه که عزیزی رو ازش گرفته باشن. در ادبیات هروقت قراره خشم والای کسی رو یا ارادهی آهنینش رو برای تغییر شرایط توجیه کنن، با اتفاق از دست دادن عزیز توجیه میکنن و این ملت، هزاران هزار عزیزش رو کشتن و اونوقت بهش میگن فحش نده. بهش میگن روادار باش. نطق اخلاقی کنونی شما، از بیشعوریتون نسبت به درک شرایط میاد. هروقت تفنگ دست من و شما همزمان بود، بعد برای هم نطق خواهیم کرد. | 2 952 |
| 18 | به نظرم برخی از علومانسانیها فتیش هرچیز نامگذاری شده با "post-harchizi" دارن. | 2 724 |
| 19 | Chapool.mp3 | 2 927 |
| 20 | خلاصه به مراتب کیرواره بیشتر از هوشواره معنی میده و قابل استفادست و بار معناییش در جامعه هم برابر همون چیزیه که ماهیتش تعیین میکنه. هوشواره، نه به عنوان اتصالی میتونیم نگاهش کنیم نه به عنوان مانند و همسانی. | 2 833 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
