بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала بیگانه
Канал بیگانه (@emicalll) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 15 181 подписчиков, занимая 2 424 место в категории Книги и 21 370 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 15 181 подписчиков.
Согласно последним данным от 09 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 27, а за последние 24 часа — -12, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 28.42%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 15.70% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 4 316 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 385 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 1.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 10 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 10 июля | +4 | |||
| 09 июля | +3 | |||
| 08 июля | +6 | |||
| 07 июля | +6 | |||
| 06 июля | +11 | |||
| 05 июля | +17 | |||
| 04 июля | +24 | |||
| 03 июля | +8 | |||
| 02 июля | 0 | |||
| 01 июля | +4 |
| 2 | 🪷 | 1 486 |
| 3 | رفتم شمردم دیدم من توی حموم هفتتا شامپو بدن متفاوت دارم که با حال و هوای روزم ست کنم. لباسهارو با بوها ست میکنم، آرایشهام رو با لباسهام، لباسهارو با لاکهام، والپیپرهام رو با لباسهام، رنگ چت تلگرامم رو مود توی لباسهام، بندهای عینکم رو رنگ حال و هوام و حتی عطر روز رو ترکیب حال و هوا و لباسام. دنیا پر از چیزهای زشته و دوستنداشتنش خیلی راحته ولی من یاد گرفتم با چیزهای کوچیک بیدردسر خودم رو بهش بند کنم چون فرصت زیستن و فرصت تجربه کردن رو یه بار بهم دادن و من برای بعدش کنجکاوم. برای اینکه خب، بعدش چی میشه؟ راه دراز قصه، مارو کجا میبره؟ | 1 630 |
| 4 | مشکل برخی از کسایی که علوم انسانی کار میکنن اینه که یه ایدهآل تایپ از انسان دارن و منتظرن همه مثل اون ایدهآل تایپ رفتار کنن و تا وقتی نکنن اونارو به طوفان نقد و متهم کردن میگیرن بجای اینکه در نظر بگیرن اگر این افراد دارن مثل ایدهآل تایپ رفتار نمیکنن دقیقا بخاطر و بابت شرایطیه که داخلشن. شما نمیتونی آب رو گرم کنی و انتظار داشته باشی مولکولهای آب به تکاپو نیفتن و نجوشن. کار کسی که علومانسانی خونده اینه که ببینه چطور و چه شکلی میجوشن و چه چیز نویی رو دارن به تفکر انسانی ارائه میدن و چه انواع زیستنی وجود داره و در صورت نبود چه المانهاییه که اجتماع به این نقطه میرسه. ولی متاسفانه فقط مثل مشتی طلبکار منتظرن بقیه شکل ایدهآل تایپشون بشن تا بتونن با تئوریهای کهنه روشون برچسب بزنن، ازشون حمایت کنن یا به ناقصالعقل بودن توسط اختلال و چی و چی متهمشون کنن. | 1 971 |
| 5 | در تقریبا تمامی فرهنگهایی که دیدم و شنیدم، بین کسانی که بر اثر ایثارگری و فداکاری جونشون رو میدن با کسانی که قربانی شرایط میشن فرقه، با اینکه لزوما ارزش مرگ هیچکدوم کمتر از دیگری نیست. شاید حرف راحتی برای زدن نباشه اما این مسئلهایه که باید در نظر گرفته بشه. وقتی کسی میدونه جونش میتونه در خطر باشه اما باز هم تصمیم میگیره و در اوج جبر، ارادهی آزادش رو به اجرا میذاره، به قهرمان یک اجتماعی که ارزشهای مشابهی دارند تبدیل میشه. بحث قهرمان، بحث کسیه که میدونست و تصمیم گرفت و انتخاب کرد، قربانیها اما حساب جدایی دارن. وقتی بحث قربانیه، همه وسطن؛ از کوی دانشگاه ۷۸ تا هواپیمای اوکراینی، تا اعدامیها، بچههای میناب، کشتههای ممنوعیت ورود واکسن کرونا، تصادفات جادهای، بیماران سرنگهای آلوده و همه ... قربانیها لزوما تصمیمی خودآگاهانه مبنی بر ایثار نگرفتن. قربانیها بابت سیاستهای اشتباه و خودخواهانهی توتالیتر فدا میشن. همه قربانی سیاستهای سوسیالیستی و جنایتکارن.
اینکه جامعهای از قهرمانانش یاد میکنه به معنای نادیده گرفتن قربانیان سیستم نیست. یاد و خاطرهی قربانیان همواره باید زنده نگه داشته بشه و نمادی از ناکارآمدی سیستم بمونه، اما قهرمانان یک جامعه، نمایانگر ارزشها و خواستههای اجتماع همنظر با خودشون هستن. نمایندههایی که تصمیمی آگاهانه گرفتن که آزاد باشن، ولو اینکه بمیرند. مرگها قابل مصادره شدن نیستن اما این به معنای اینکه فرقی بینشون وجود نداره، نیست. | 2 949 |
| 6 | یکی از حسهای خوب رابطه اینه بتونی کوچیکترین دستآوردهات رو باهاش شیر کنی و بدونی اونم قد خودت یا حتی بیشتر از خودت براشون خوشحال میشه و میدونه معنیشون برات چیه. | 2 780 |
| 7 | من خیلی وقته دیگه مسئولیت کسایی که اذیتت میکنن و بدرفتاری میکنن و بعد وقتی بگایی میدن میان سراغت و چسناله میکنن رو نمیپذیرم. جاست لایک عزیزم آدم باید یجوری زندگی کنه که دوتا گریه کن سر قبرش داشته باشه بهرحال. | 2 667 |
| 8 | من جدیدا به این نتیجه رسیدم که جنگ اول به از صلح آخره و همین این من رو آدم رکتر و صادقتری کرده. ترجیح میدم هر حس بد و اختلاف و مسئلهای هست همین اول کار بالا بیاد تا اینکه با یک ظاهر پرفکت پنهانکار با آدمها بخوام وارد یه گفتوگو یا رابطه بشم. نکات منفی رو خودم زودتر از هرکسی دیگه و به موقعش دربارش صحبت میکنم. حتی دربارهی چهره و رفتار هم همینم. من قد خودم حفظ ظاهر میکنم و حفظ ظاهر رو چه رفتاری و چه فیزیکی، نوعی احترام به شخص مقابل میدونم ولی بیشتر از توانم انجامش نمیدم. اون حدی که دیفالتمه رو پیش میگیرم و به آدما میگم گر نیکم و گر بد همهاش همینه. دست کم اینجوری بعدا سورپرایز نمیشیم. احتمال تغییر رو برای آینده میذارم ولی کسی رو ول معطل تغییر کردنم نگه نمیدارم. من ترجیح میدم آدمها خودم رو ببینن و از خودم خوششون بیاد تا یه تصویر از من توی سرشون. اون تصویر هرچقدر هم پرفکت و خوب، من نیست. منم مشکلی با پرفکت نبودن ندارم. انسانم و درگیر کارهای انسانیمم و انقدر مسئله و دغدغه برای خودم و آیندم دارم که فرصتی برای پرفکت بودن ندارم. من ترجیح میدم کسی شم بجای اینکه دائما درتلاشِ پرفکت بودن و موندن بشم. مسیر کسی شدن هم پر از جاده خاکی و بگایی و زدن از این و اونو بالا پایین شدنه. توش نمیشه پرفکت خوشگل مامانی موند. دست کم راه من تا الان این شکلی بوده. گمونم از الان به بعدشم همینجوری باشه. خلاصه که جنگ اول به از صلح آخره. | 3 004 |
| 9 | بزرگ ترین فریب نظام های کنترلگر این است که خود را در لباس فناوری، کارآمدی، آینده نگری، و رفاه عمومی عرضه می کنند.
#آزادیدینایران ص. ۳۳۰
پن. هیچ مشک فروشی نمیگه مشک من بوی پهن گوسفند میده. | 2 735 |
| 10 | بزرگ ترین فریب نظام های کنترل گر این است که خود را در لباس فناوری کارآمدی آینده نگری، و رفاه عمومی عرضه می کنند.
#آزادیدینایران ص. ۳۳۰
پن. هیچ مشک فروشی نمیگه مشک من بوی پهن گوسفند میده. | 1 |
| 11 | شبانگاهان
https://t.me/harfmanrobot?start=599056328 | 519 |
| 12 | نظرنامحبوب: هیچوقت ممکن نیست با ریکال کردن خاطرات از دست رفته پیرامون یک گره و اتفاق بد بشه که اثرش تموم بشه یا حل بشه یا مشکلات امروز رو حل کنه. چیزی که فراموش شده، فراموش شده چون این کارکردیه که بدن انتخاب میکنه تا از فرد مراقبت کنه و فرد بتونه مووآن کنه و مشکلات جدیدش، مشکلات جدیدین که باید شخصا مسئولیتش رو بپذیره نه اینکه تقصیر رو به یک اتفاق موهوم در گذشته بده و از شخص خودش مسئولیت اینکه باید تلاش کنه شرایط رو بهبود بده و کمتر درگیر اتفاقای مشکلزا بشه برمیداره و اگر این وسط یه سیستم لنگ زده باشه و دائما درحال بازتولید مشکل باشه به همین سادگی ازش چشمپوشی میشه. ریکال کردن خاطراتی که بدن فراموش کرده یعنی بهم زدن تمام سیستم محافظتیای که طی سالها شکل گرفته برای توان گذاشتن و رفتن پیوسته داشتن. چون بعضی مسائل هرچقدر هم دوباره بالا بیاریشون قابل حل نیستن. حتی گاهی پذیرششون هم زیادی سخته. فقط میشه فراموش کرد و ادامه داد و به اتفاقات حال پرداخت. | 3 064 |
| 13 | - | 2 977 |
| 14 | از صبح که پاشدم میبینم توی یه گوی بزرگ آیندهام رو گذاشتن و دادن دستم و گفتن: حالا میخوای چیکارش کنی؟ منم الاخون والاخون بین گزینههای موجود دنبال یه راهی میگردم که تهش مسئولیتپذیریمو نسبت به سرنوشتم حفظ کرده باشم ولی کو رقصی به ساز ما؟ | 3 228 |
| 15 | عمدتا در درون خودم دوستدارم به ۹۷.۹۹٪ آدمهایی که میبینم دارن آرایش میکنن نظرم رو مبنی بر اینکه چقدر پیش از آرایش زیباتر از بعد از آرایشن برسونم و بگم اگر برای خوشگلی انجامش میدی، کاش دست نگهداری. خودت به این قشنگی. کاش آینه هدیه بگیری. | 3 213 |
| 16 | گاهی وقتها به عنوان انسانشناس میشینم و نگاه میکنم و فکر میکنم چیشد که انسان تصمیم گرفت پوست صورتش رو زیر یک لایهی کلف ماده قایم کنه؟ چیشد ادامه پیدا کرد؟ چیشد دیگه پوست آدمهارو نمیبینیم؟ ه | 3 201 |
| 17 | لحظهای که اون درخواست میکنه، این دیگه از طرف خودش انجام میشه نه از طرف تو.
یاد یه ناعزیزی افتادم که میگفت اگر گل میخوای خب بگو گل میخوام اما این واقعیت پیچیدهی ارتباط انسانی رو نادیده میگرفت که آدم گاها اون چیزی که میخواد رو دوستداره از درون طرف جوشیده باشه نه اینکه بنابر درخواست خودش انجام شده باشه. شاید بگید تا نگه که طرف نمیفهمه که باید بگم دقیقا مشکل همینجاست. زبانهای عشق متفاوت داشتن یا اصلا زبان عشق نداشتن. آدمها باید یاد بگیرن رفته رفته یه نوع زبان عشق خاص خودشون رو بسازن و مطمئن بشن که توی رابطه، این زبونه هم مورد فهم طرفینه و هم تحت عادت طرفین. | 3 487 |
| 18 | یه عزیزی داشت میگفت آدمهایی که از منظر عاطفی نابالغن نمیتونن به شما گوش بدن چون دائما دارن حرفهارو میشنون تا با پاسخشون از خودشون دفاع کنن. فکر کردم دیدم اینجا منظور از بلوغ عاطفی دقیقا اینه که شما میدونی یه مشکل و مسئلهای رو داری و بابتش هم زودتر دیگران رو آگاه میکنی تا وقتی داخلش افتادی بهت اطلاع بدن و کمک کنن بیرون بیای و هم مسئولیت مشکلت رو میپذیری و بهش معترفی و تلاش میکنی هروقت متوجه شدی دوباره پیش اومده، بهبودش بدی و جبران کنی و فاصله رو خفظ کنی تا به کسی آسیب نزنی. من فکر میکنم خیلی از افراد زندگیم رو میتونستم ببخشم یا میتونستم ارتباط بهتری باهاشون داشته باشم اگر صرفا اینکه فلان مشکل رفتاری رو دارن به رسمیت بشناسن و بابتش در پی انجام کاری باشن تا دیگران کمتر اذیت شن. متاسفانه اما رسیدن به این نقطه مسئولیتپذیری زیادی رو میطلبه. مسئولیتپذیریای چه در قبال خود شخص و چه در قبال فرد مقابل. آدم باید بتونه پاش رو از غرورش یه قدم عقب بکشه و این کار برای خیلیا کار سختیه. انقدر که حاضرن آدمهای اطرافشون رو از دست بدن ولی اینکارو نکنن. اینه که غمانگیزه. | 3 724 |
| 19 | گاهی هم زندگی این شکلیه. قرارها و جلساتت رو کنسل میکنی تا اون روز رو با خیال راحت و به صورت گسترده ناراحت باشی بدون فشار مضاعف خارجی. | 3 183 |
| 20 | دوباره، دوباره و دوباره از اول شروع خواهم کرد؟ چه روزی انرژی دوباره شروع کردن رو قراره از دست بدم؟ چه خوب که اون روز مرده باشم. | 3 685 |
