بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала بیگانه
Канал بیگانه (@emicalll) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 15 236 подписчиков, занимая 2 418 место в категории Книги и 21 366 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 15 236 подписчиков.
Согласно последним данным от 13 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 105, а за последние 24 часа — 16, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 27.98%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 16.11% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 4 261 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 454 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 1.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 14 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 14 июля | +6 | |||
| 13 июля | +18 | |||
| 12 июля | +37 | |||
| 11 июля | +4 | |||
| 10 июля | +4 | |||
| 09 июля | +3 | |||
| 08 июля | +6 | |||
| 07 июля | +6 | |||
| 06 июля | +11 | |||
| 05 июля | +17 | |||
| 04 июля | +24 | |||
| 03 июля | +8 | |||
| 02 июля | 0 | |||
| 01 июля | +4 |
| 2 | تجربههای شخصی. | 1 062 |
| 3 | ثروت از کجا می آید؟
ثروت ربطی به خاک و آب و هوا و جمعیت ندارد. ثروت خروجی دفاع از حقوق مالکیت است. کوروش معجزه نکرد. بلکه کوروش فقط حقوق مالکیت را تضمین کرد. همین امروز هم اگر:
تعرفه واردات و صادرات صفر شود
مالیات ها جز امور دفاعی و تمامیت ارضی و امور مشاعی که توافق داوطلبانه همگانی" دارد، حذف شوند.
بازار آزاد شود.
حقوق مالکیت تضمین شود.
آزاد شدن زمین
حق آموزش آزاد
حقوق مالکیت فکری
حق داشتن سلاح
ایران در مدت کوتاهی یکی از قطبهای ثروت جهان می شود.
نقطه آغاز تمدن: پذیرش ابتدایی عدم زور و عدم تصرف
آیا شما می پذیرید انسان دیگری را مجبور به انجام کاری نکنید و بدون رضایت او از اموال او استفاده نکنید یا اموال او را تصرف نکنید؟
آیا می پذیرید به زنان و کودکان و سایر بستگان انسانهای دیگر اعمال زور و اجبار نکنید و به آنان و اموال آنان دست درازی نکنید؟
(...)
کسی که شروط بالا رو نپذیرد، در این دستگاه فکری همان کفار و مشرکان حربی است.
#آزادیدینایران ص. ۳۶۶ | 1 276 |
| 4 | به لحاظ محوری در هیچ کجای تاریخ ایران هیچ گونه مهندسی فرهنگی موفقی از جانب حاکمان نیافته ام. همگی شکست خورده اند. با هر ابزاری نیز موفق به مهندسی فرهنگی ایرانیان نشدند و این خود نکته بسیار مهمی در فهم ما از تاریخ ایران است. چه به بهانه خبر جمعی چه به هر بهانه دیگری تا کنون مهندسی فرهنگی موفقی در ایران پیدا نکرده ام نه فقط بر اساس مشاهده گری و بود و نبود داده ها، بلکه حتی به لحاظ تئوریک نیز نتیجه سازگاری به دست نیاورده ام. همه چیز برعکس آن را نشان می دهد.
#آزادیدینایران ص. ۳۶۴ | 1 248 |
| 5 | یه شرم پنهانیم وجود داره که وقتی اوضاع و شرایط زندگیت بهتر از کسی یا کسانیه میاد سراغت و از درون میشینه روی تمام گیرندههای حسیت و به همهی چیزهای خوب زندگیت مزهی گس میده چون نه میتونی چیزی رو تقسیم کنی و نه دستت میرسه چیزی رو برای بقیه بهبود بدی. یه شرم پنهان. | 1 550 |
| 6 | وقتی مینوشتم از قلم شعلهای آتیش پیدا بود. | 1 882 |
| 7 | حاضرم روزی هزار صفحه درس بخونم و پایاننامه بنویسم ولی یه آشغال تا دم آشغالی نبرم و ظرف نشورم. آدم جوری خسته میشه انگار کوه کنده. هیچوقت هم نفهمیدم چرا. | 2 415 |
| 8 | به نظر من پذیرفتن خویش و خویشتن مثل پریدن توی استخریه که آبش از دمای معمول پایینتره. هرچقدر وایسی وضو بگیری و آب به قلب و سر و دستت بزنی تا عادت کنی فایده نداره. باید فقط خودت رو یکباره بندازی داخلش تا بشه. یعنی اصلا راه نداره قضاوت نشی یا حالت ایدهآلت رو پیدا کنی. خودت بودن یه پرفورمنسه و باید یه پرفورمنس اجرا کنی. باید اعتماد به نفس نداشته و پذیرشی که نداری رو اداش رو دربیاری. باید بذاری قضاوت شی و موجش بیاد و بگیرتت. بعد کم کم بهش عادت میکنی. بعد کم کم دیگه حتی حسش هم نمیکنی. من هیچوقت قبول نکردم بپرم توی دریای بیانتهای پرفکشنیسم. اوایل خیلی سخت بود. ولی من تصمیم گرفته بودم بپرم توش. همه منو با جوش دیدن. با شکم دیدن. با سلولیت دیدن، با موهای نازک بدن دیدن، لاک پریده و آرایش نکرده دیدن، با موی پریشون و چی و چی دیدن. چون این منم و کارهای واجبتری نسبت به پرفکت بودن دارم، مثل مثلا زندگی کردن. به خودم میرسم ولی وارد دریای بیانتهای پرفکشنیسم نمیشم. من چیزی برای پنهان کردن نمیبینم و به نظرم دنیا خیلی پرمشغلهتر از اینه که آدم بخواد درگیر همچین چیزی بشه. دلم برای آدمهای واقعی گاها تنگ میشه. مدتهاست پوست طبیعی آدمهارو ندیدم. مدتهاست دلم برای حقیقت بقیه تنگ شده. خود بودن یه استخر با دمای پایینتر از معموله. راهی نداره. باید بپری. باید بپری و این پرفورمنس رو انجام بدی. همینجاها بود که من فهمیدم شخصیت در جزئیاته. در جزئیات خاص خودت. رنگهای خاص خودت. استایلهای خاص خودت. و کم کم ساختن آدمی که تویی نه آدمی که اونا میخوان باشی. | 2 938 |
| 9 | دیروز برای یک سری خانوم زیبای ۵۰-۶۰ ساله چشمهاشون رو آرایش رنگی کردم، پروانه کشیدم و بیحد و مرز از رنگها کمک گرفتم و این اولین بارشون بود که یکی روی صورتشون رنگ پاشیده بود و تازه میتونستن خودشون رو براق، رها و رنگی رنگی ببینن. احساس کردم آدم باید خیلی زود، قبل از اینکه دیر بشه از خط بزنه بیرون و همچین کارهای بیخطر نازی رو تجربه کنه. | 2 449 |
| 10 | یه سری عکس رندوم از این مدت آپلود کردم اگر دوستداشتید ببینید اینجاست. | 2 452 |
| 11 | منباب پریود
توی مطالعات انسانشناسی و بینفرهنگی وقتی بحث پریود وسط میاد یک نکته رو تقریبا مطالعات مشخص در نشون میدن و اون اینه که دربارهی پریود در هر فرهنگی تعریفات متنوعی وجود داره. گاهی به قدرت زنان ربط داده میشه و گاهی به ضعفشون. همین ربط دادنها به نظر میاد با اینکه زنان در اون فرهنگ پریود رو چطور تجربه میکنن تاثیر مستقیمی داره. درد پریود و سختیش یا حتی رفتاری که انجام میدیم میتونن الگو گرفته شده از نمونههایی باشن که در زندگیمون دیدیم. این مسئله با کانسپت نوچیبو که عکس مسئلهی پلاسیبو هم هست همخوانی داره: شرایطی که درش تعاریف کلامی و رفتارهایی که فرد انجام میده موجب ابتلا به بیماری میشن. جدای این مسئله گاهی چگونگی پریود به هورمونها ربط میدن و رفتارها و احساسات زنان رو خلاصه در هورمونهای اونها میبینن درحالی که هنوز سوالات زیادی دربارهی هورمونها وجود داره مثل اینکه دقیقا چطور ممکنه بتونن روی رفتارها تاثیر بذارن؟ آیا اصلا میذارن؟ در مطالعات همواره حلقهی گمشدهای داره که نمیشه هنوز توضیح داد چطور دقیقا پپتیدها گیرندهها و ساز و کار هورمونی میتونه یا ممکنه تاثیری روی هورمونها داشته باشه و سوال دیگهای که هنوز جوابی براش نداریم اینه که آیا هورمونها موجب ایجاد رفتار میشن یا اینکه چون یک رفتاری انجام میشه، به عنوان یک پاسخ درونی آزاد میشن و مقدارشون بالا پایین میشه. جدای اینکه این سوالات آیا هرگز جواب میگیرن یا نه یا آیا رفتار ما چقدر وابسته به تعاریف فرهنگیه به نظرم تهش همچنان و باز و دوباره برمیگردیم به این سوال که آیا ما معتقدیم آدمها قادر به انتخاب به صورت آزاد هستن و میتونن جدای هورمونها یا علیه تعاریف فرهنگی بربیان یا نه. همهچیز برمیگرده به اینکه ما مسئولیت پذیری فردی رو ارزش قرار میدیم چرا که به آزادی فرد برای انتخابش قائلیم یا بلعکس فرد رو موجودی ساخته شده براساس هورمونها و فرهنگ و تعاریف میدونیم؟ مشخصا اینکه به آزادی انسان قائل باشیم منکر تاثیرات هورمونها و فرهنگها نیست اما همچنان انسان رو قادر بر بدست گرفتن کنترل میبینه.
همهی این قصههارو گفتم که بگم همهچیز بستگی داره چه اعتقادی دربارهی آزادی اراده انسان و جبر و اختیار داره. برای هردو مدل فکری، مشاهدات و اویدنسهای علمی وجود دارن. اینکه کدوم استاندارد میشن و با صلاحیت بیشتری در نظر گرفته میشه هم بستگی به اعتقاد پایهی ساز و کاری داره که صلاحیت این تحقیقات رو تعیین میکنه. به عبارت دیگه، تا وقتی انسانه که داره دربارهی انسان صحبت میکنه، همواره هر صحبتی که میکنه، ناشی شده از اعتقادیه که نسبت به چیستی انسان و جبر و اختیار انسان داره هستش. این چیزیه که ازش نمیتونیم فراری باشیم یا مدل دیگری رو تصور بشیم. سوالاتی وجود دارن که هرکاری کنیم، بالاخره باید پاسخی بهشون بدیم و این پاسخ لزوما پاسخی علمی و اثباتپذیر نیست بلکه اعتقادیه چرا که هر عمل و فکری، حتی تولید نتایج علمی، از همین عقاید ناشی میشه و نمیشه بدون پاسخ بمونه.
پن. پلاسیبو مفهومیست که به بهبود یافتن از طریق انتظار و فکر به اینکه یک روش درمانی (قرص، اسپند، مراجعه به پزشک، چای نبات و...) کارآمد است، اشاره دارد و به حدی معتبر است که انواع داروها برای دریافت صلاحیت باید از تست پلاسیبو عبور کنند یا به عبارتی از پلاسیبو کارکرد بیشتری داشته باشند. نوچیبو مفهومی متضاد با پلاسیبو یا به عبارتی مفهومیست که به مبتلا شدن به یک بیماری از طریق انتظار و فکر به اینکه یک اتفاق (دیدن مار، جلوی کولر نشستن، پیاماس وحشتناک، آب آلوده خوردن، دست دادن با فرد بیمار و...) قابلیت بیمار کردن فرد را دارد، اتفاق میافتد. این به معنای رد داشتن یک سببشناسی بیولوژیک نیست بلکه توضیحیست درقبال اینکه چرا یک ویروس، باکتری، رفتار و عادت میتواند یک فرد را مریض و درگیر کند اما فردی دیگر را نه، به خصوص در فرهنگهای متفاوت ارتباط دارد. | 3 035 |
| 12 | Нет текста... | 2 768 |
| 13 | بیهویتی چپ رو از همین پرچم بینمادش هم میشه فهمید👑. چپ ایران و ایرانی رو بیهویت، بیوطن، بدون گذشته و خالی از مفهوم میخواد، دقیقا مثل همین پرچم. برای همین همهی اینهارو در نقطهی مقابل پرچم ملی ایران 👑 قرار میده. | 3 091 |
| 14 | همهی لینکهای مرتبط با من اینجاست. | 2 871 |
| 15 | مطلب مفید و مهمه روز. | 2 873 |
| 16 | - در ستایش شکم. | 3 257 |
| 17 | کسی که میگه "میدانم که نمیدانم" در وهلهی اول یه دروغگوعه. | 3 241 |
| 18 | خیلی مهمه از کسایی که باهات خوشرفتاری نمیکنن به سرعت فاصله بگیری و شاید آدمها بهت بگن قَسِيّ القلب که میذاری و میری ولی مطمئن باش واسه درآوردن خاری که توی تنت رفته و آرامش رو ازت گرفته، کمی درد کشیدن لازمه. | 3 352 |
| 19 | خیلی مهمه از کسایی که باهات خوش رفتاری نمیکنن به سرعت فاصله بگیری و حتی شده تنهایی زندگی رو پیش ببری اما نذاری حتی یک مدت کوتاه دیگه هم که شده بخوان برق توی چشمات رو ازت بگیرن. | 3 429 |
| 20 | بعدا بزرگتر میشی و میبینی تفکر انتقادی وهمی برای خود خردانا پنداریه چون بدون بایاس نمیشه بود و تفسیر نمیشه نکرد و هر بحث معمول و غیرمعمول میشه از داخلش صدها مغلطه بیرون کشید اما درنهایت همهچیز به سوالهای بنیادین و اعتقادی ربط پیدا میکنه و کل دیدگاههای ما ناشی از اعتقاداتمونه. فکر کنم تنها چیزی که میتونه انتقادی به تفکر باشه داشتن نقطه شکسته. باز اونم تضمینی نیست چون آدمی توی پیچوندن، موجودی قهاره. | 3 307 |
