بیگانه
🌵 این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره. گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو. لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally اینستای من: nikally.me
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام بیگانه
کانال بیگانه (@emicalll) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 096 مشترک است و جایگاه 2 448 را در دسته کتب و رتبه 21 534 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 096 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 30 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -47 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 2 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 24.45% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 13.69% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 3 692 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 2 067 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 4 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند نظم, وقت, عبور, سوگیری, اصلا تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“🌵
این یه کتاب زنده از اتوبایوگرافی منه و هیچ ربطی به کتاب آلبرکامو نداره.
گاهی اگر خوب بودم بذار ایده شم، اگر بد بودم لقمان شو.
لینکهای مرتبط با من: https://linktr.ee/Nikally
اینستای من: nikally.me”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 31 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 31 اوت | 0 | |||
| 30 اوت | +5 | |||
| 29 اوت | +2 | |||
| 28 اوت | +3 | |||
| 27 اوت | +18 | |||
| 26 اوت | +2 | |||
| 25 اوت | +7 | |||
| 24 اوت | +15 | |||
| 23 اوت | +3 | |||
| 22 اوت | +7 | |||
| 21 اوت | +5 | |||
| 20 اوت | +4 | |||
| 19 اوت | +14 | |||
| 18 اوت | 0 | |||
| 17 اوت | +4 | |||
| 16 اوت | +1 | |||
| 15 اوت | +6 | |||
| 14 اوت | +3 | |||
| 13 اوت | 0 | |||
| 12 اوت | +5 | |||
| 11 اوت | +6 | |||
| 10 اوت | +1 | |||
| 09 اوت | +10 | |||
| 08 اوت | +4 | |||
| 07 اوت | 0 | |||
| 06 اوت | +3 | |||
| 05 اوت | +15 | |||
| 04 اوت | +6 | |||
| 03 اوت | +3 | |||
| 02 اوت | +3 | |||
| 01 اوت | +4 |
| 2 | نمیشه رفتار بد و اشتباه و ناقض مالکیت آدمهارو به زمین و زمون و فرهنگ و این طرف و اون طرف ربط داد. شاید اینها بتونن صرفا کانتکست ماجرا رو مشخص کنن اما هرگز نباید تبدیل به تحلیلی از رفتار ناقض مالکیت و اشتباه کسی بشن، در این صورت دیگه تحلیل و فهم کانتکست نیستن بلکه توجیه کنندهی ظلم ظالمن. اگر ما به این قائل نباشیم که درنهایت، در هر فرهنگ، در هر کانتکست، با هر وسیله و در هر زمان، این خود شخص فرده که انتخابگر رفتار و عملشه، اونوقت باید منتظر این باشیم که کسی حلد جلد مقاله و صفحه صفحه کتاب بنویسه که چطور با نقض فلان آزادی افراد، میشه جامعه رو مهندسی کرد تا دیگه فلان رفتار اشتباه سر نزنه. | 1 142 |
| 3 | گاهی مهمه به این فکر کنی Emergency contact ات توی این دنیا کیه. خیلی مهمه به این فکر کنی چه کارهایی از دستش برات برمیاد. به این فکر کنی که تو Emergency contact چه کسایی هستی؟ تو چه کارهایی از دستت برمیاد؟ و اگر یه روز دیدی اون آدمها، تا چندتا الویت بعدتر خانوادهات نیستن، من برات یه بغل کنار میذارم و برات خوشحالم که دست کم زندگی انقدر پیش رفته و تو انقدر موفق بودی که تونستی روابطی رو بسازی که وقت سختی و روز مبادا به دادت برسن. این یه دارایی حقیقیه. | 1 107 |
| 4 | خیلی مهمه کی داره چیو به کار میبنده. در یک مثال افراطی، میشه دید سلیطه بودن گاهی اوقات دست افرادی میافته که وقت شناسی و مکانشناسی دارن و به موقع و به جا به کار میبندن و چون به جاست خروجی مناسب میده اما عدهی دیگه سلیطهگری رو مکتب کردن و تصور میکنن هرجایی و هرشکلی و هرزمانی انجامش دادن رواست. خلاصه که بین دانش تا خرد، فرسنگها فاصلهاست.
#دربابسلیطهایسم | 1 315 |
| 5 | تعارف، اونقدرها هم بد نیست.
اگر از در این نگاه وارد شیم که فرهنگ ایرانی در درون خودش دفاع از مالکیت خصوصی، دفاع از خانواده و مهر به دیگری رو جای داده (در نظریهی آزادی، ادعا اینه و براش شواهد آورده شده) آنگاه اگر به تعارف نگاه کنیم شاید بتونیم وجههای ازش رو ببینیم که تاحالا ندیدیم: تعارف میتونه نوعی دفاع از مالکیت خصوصی دیگری و نشونهای از مهر دیگری باشه. یعنی اینکه شما آنچه که در اختیار داری رو بنا بر مهری که به دیگری داری عرضه میکنی و پیشنهاد میدی و دیگری چون بر مالکیت تو نسبت به داراییت آگاهه و مهر داره، نمیخواد تورو در سختی بندازه یا به آنچه تحت مالکیت توست تجاوز کنه یا نسبت بهش بیتفاوت و بدون ملاحظه باشه عمل تعارف رو انجام میده. شاید اگر از این در نگاهش کنیم، تعارف ایرانی، نوعی پاسداری روزمره و یادآوری مرز ما باهمدیگهاست. اینکه من بیملاحظه از آنچه دیگری، که تحت مالکیتش داره، بهم آفر میده استفاده نمیکنم و در نهایت اگر استفاده بکنم بعد از دو سه بار دعوت شدن به انجامش، میدونم و این در من نهادینه شده که دارم از آنچه تحت مالکیت دیگریست استفاده میکنم. این مسلما منجر به احساس قدردانی و درک مهر به دیگری میشه. جوامعی که چنین عملی رو باهمدیگه ندارن، این پاسداری روزمره و درکی که ما از لطف بهرهمندی از آنچه برای دیگریست رو ندارن. بنابراین خیلی مهمه از چه لنزی داریم به چه اتفاقی نگاه میکنیم. اگر کسی برخلاف این ادعایی داره، باید اونوقت برای بنیاد فرهنگ ایرانی ادعا کنه و اون رو در داستانهای سینه به سینه، مکتوبات ادبی، ضربالمثلها و خردهفرهنگها انعکاس بده تا لنزش از یه صلاحیتی برخوردار بشه. همین.
پن. دیدم یه ناعزیزی فرهنگ جمعگرایی رو به نهاد خانواده تقلیل داده، خانوادهی ایرانی رو بدلیل شیوهی زیستش بدون مرز تصور کرده و در نهایت این نتیجهگیری رو کرده که تجاوز بابت فرهنگی میاد که نهاش معادل نه نیست. تک تک اینها نیازمند واکاویه: ۱. چه شواهد ادبی، فرهنگی و تئوریکی برای پشتیبانی از این ایده وجود داره که فرهنگ ایرانی جمعگرایی در سطح خانواده داره؟ آیا اصلا چنین چیزی میتونه معنی بده با توجه به چیزی که ما از جمعگرایی و سطح اتفاق افتادنش میدونیم؟ ۲. شیوهی زیست خانوادههای ایرانی احتمالا به حدی مرز داشته که توی همون خونههای بیدیوار، رابطهی جنسی اتفاق میفتاده، دعواها پیش میرفتن، بچه بزرگ میشده و نبود دیوار، معادل نبود مرز نیست. صرفا میتونه نوع متفاوتی از مرزگذاری باشه. و ۳. متجاوز لنگ شنیدن یک نه قاطع نیست تا تجاوز نکنه. این حرف نوع دیگری از سرزنش قربانیه. قبلا میگفتن لباست رو بهتر کن، الان میگن نههای قاطعانهتری بگو ولی در حقیقت تجاوز، یه رفتار آگاهانهاست و فرد انتخاب میکنه با دیگری صدمه بزنه و این بخاطر رفتار جمعی و فردی نیست. هر دلیلی هم فرد رو به سمت گرفتن این تصمیم بگیره، باز آدمی آزادی ارادهاش رو میتونه به کار ببنده و جلوی چنین رفتاری رو بگیره، مگر اینکه معتقد باشید آدمی ارادهی آزاد نداره و بخواید به این شکل مهندسیش کنید. | 1 677 |
| 6 | سالهای پیش این گروه رو ساختم چون بنظرم آدمها وقتی کنار همن بهتر درس میخونن. اونم به شیوه پومودورو. اگر باید درس بخونی، گروه درس بخون، جای خوبیه. فقط مطمئن شو اسم و پروفایل واضح و مشخصه. لینک ورود. | 1 971 |
| 7 | گاهی وقتها خیلی مهمتر از اینکه داخلن عشق بجوشه اینه که انقدر کنارش احساس امنیت کنی و استرسهات کم بشن و بدنت به آرامش برسه که بدنت تمایل به خوابیدن داشته باشه انقدر که تمام خوابهای آشفتهی زندگیت رو جبران کنه. | 2 062 |
| 8 | جهان جوری پیش میره که تورو تبدیل به یه لوزر کنه ولی خیلی مهمه یادت باشه هیچکس دلش یه لوزر توی زندگیش نمیخواد. و من دربارهی مادیات حرف نمیزنم. | 2 131 |
| 9 | و من بهت قول دادم که تو رو توی همهی کوچه پسکوچههایی که سر راهمون قرار گرفت، با عشقی عمیق و خندهای برلب، ببوسم. طولانی و نرم. | 2 278 |
| 10 | کوچه پس کوچههای پرقصه. | 2 278 |
| 11 | اونایی که میشینن رو صندلی اتوبوس و پاشون به زمین میرسه یه ورژن دیگهای از ادالت بودنن. | 2 464 |
| 12 | عشق ما را نجات خواهد داد؛ گمونم. | 2 659 |
| 13 | ما؟ سر اینکه حق با توعه، ما کتابهای زیادی نخوندیم، ما تجربه کردیم. ما انقدر تجربه کردیم و چیزهایی رو تجربه کردیم که چیزی شبیهش دیگه توی هیچ کتابی دیده نمیشه. | 3 064 |
| 14 | آدمها میگن لیبرالیسم و کپیتالیسم به تنهایی شیطانه چون که نمیذاره افراد نیازمند یا کسانی که درجایگاه امتیازداری بدنیا نیومدن به جایی برسن و همهی جاها به کسانی میرسه که نیازمند نبودن از اول و توی جایگاههای اجتماعی امتیاز دار بدنیا اومدن. یکی از دلایلی که توی نظریهی آزادی حرف از این زده میشه که لیبرالیسم نیست و لیبرالیسم به تنهایی به جایی نمیرسه به این دلیله که همچین سیستمی برای اجتماعی خوبه که به صورت فرهنگی مهر به دیگری داشته باشه، برای خلق ارزش اهمیت قائل بشه و مسئولیتپذیری رو در تربیت فرزندانش قرار بده. پس کپیتالیسم نمیتونه شیطان باشه، این ماییم که میتونیم شیوهی شیطان پیش بگیریم. مهمه که برای رشد فرهنگیمون و رشد دیگران ارزش قائل شیم و به جای اینکه افسار رو بدیم دست ماهیتی انحصارگر که هرطور خواست مارو به جلو برونه، خودمون زندگی رو بدست بگیریم و فکر دیگری باشیم. | 2 971 |
| 15 | در ستایش شکم
از اونجایی که داریم همهمون مستقل میشیم و یکی یکی داریم زندگی مستقل شکل میدیم، با مشکل چی بپزمم رو به روییم، تصمیم گرفتم این گروه رو بسازم، تا بتونیم از دستور پخت هم دیگه استفاده کنیم و از بیغذایی نمیریم، این گروه فقط برای شیر کردن، رسپی غذاست.
خوشحال میشم به جمع ما شکموهای مستقل بپیوندید:
https://t.me/+AR8qMGuKSl9hZWU0 | 2 772 |
| 16 | شرایطی که داخلش هستیم و باعثش نیستیم پر از نقاط کور از آسیبهای کوچیک و بزرگیه که بهمون وارد میشه و انگار در روز هرچقدر به فکرت میاد و بهش فکر میکنی، بخشهای جدیدی از آسیبهاش به چشمت میاد. مثلا وقتی به این فکر میکنی که چطور یه فاصلهی احساسی بین دیاسپورا و افراد داخل ایران ایجاد شده که قبلا به این شدت نبود متوجه میشی چقدر چیزهای کوچیک و بزرگی در خطرن و آسیبهای جدی دیدن که از چشمت دور مونده بودن. برای مثال با توجه به اینکه شرایط زیست داخل ایران روز به روز سختتر میشه و داشتن حداقلها پرمشقتتر، نزدیکی و شباهت دغدغههای ایرانیهای خارج و داخل کمتر و کمتر میشه، با اینکه هیچ یک توی این مسئله مقصر محسوب نمیشن اما توان به اشتراک گذاریشون رو براساس درک و همدلیای که دارن از دست میدن. کسایی که بیرون از ایرانن با درک شرایط کسانی که داخل ایرانن میدونن انقدر اوضاع پیچیده و سخته که دغدغههاشون برای کسی که داخل ایرانه یه دغدغهی سطح پایینه و جزو نیازهای ثانویهی ایرانیهای داخل ممکنه به حساب بیاد و بلعکس، ایرانیهای داخل ایران با درکی که از افراد خارج دارن متوجه میشن این سختیای که درگیرشن بار سنگینی دارن و نمیخوان این بار رو بر روی دوش کسانی که کار مستقیمی ازشون ساخته نیست، یعنی عزیزانشون در خارج از کشور، بذارن. این الگو رو که بهش فکر میکنی میبینی چطور روابط خانوادهها و کسانی که روابط لانگدیستنس داشتن توی چالشهای بزرگی افتاده و دور از تصور نیست که چقدر از این روابط حالا دیگه از هم پاشیده محسوب میشن چرا که روابط انسانی بخش زیادیش براساس اینکه بتونیم دغدغهها و مشکلاتمون رو درمیون بذاریم و کمی احساس سبکی کنیم شکل گرفته. حتی خود این مسئله و دغدغهای که من دارم براش فکر میکنم، برای کسانی که مستقیما درحال آسیب دیدن ازش نیستن احتمالا یک دغدغهی دست چندم محسوب میشه که خیلی هم حیاتی نیست. خلاصهاش کنم، سنگی رو انداختن توی چاه و تاوانش رو داریم با تک تک اجزای مهم و ریز و درشت زندگیمون میدیم. ته هم نداره انگار هرچی فکر میکنی. | 2 649 |
| 17 | پسامدرنیسم خیلی جالبهها، تصور کرده نوعی فرار از کیچ توتالیتر رو میسازه ولی درحقیقت یه کیچ توتالیتر بزرگتر ساخته چون مفاهیم معانی خودشون رو از دست دادن و همهچیز خوب و قابل قبول تصور میشه. | 2 472 |
| 18 | همونطور که بار هستی رو دائما بهش رجوع میکنم و هربار چیزهای جدیدی برای ارائه داره، مستر نوبادی رو هم دائما ریواچ میکنم و چیزهای جدیدی برام داره. انگار که جهان چیزی فراتر برای ارائه نداشته باشه. | 2 741 |
| 19 | چجوری یک عده هرروز تولید محتوای مفید میکنن؟ من تا یه مفهوم رو توی خودم دولاپ کنم و به نتیجه برسونم و یه مدت چیزهایی که ازش توی سرم هست رو بنویسم خیلی طول میکشه. اصلا چجوری زمان میدن به مفاهیم تا داخلشون پخته بشه و بالغ بشه؟ | 2 877 |
| 20 | جهت خالی نبودن عریضه زندگی. | 2 966 |
