uk
Feedback
می‌حآء

می‌حآء

Відкрити в Telegram

می‌حاء یعنی دوست‌داشته‌شده، یک واژه‌ی خودساخته‌ی ترکیبی اسپانیایی-عربی‌ست. /.ستاره‌شناس-نویسنده-نامه‌رسان يا مَن أخرَجَ يونُسَ مِن بَطنِ الحوتِ ای آنکه یونس را از دل نهنگ بیرون آورد... 📮پیام‌رسان: @mihaaebot ؛

Показати більше
3 137
Підписники
-1124 години
-327 днів
-18730 день
Архів дописів
Repost from مبتلا🚩
تنهایِ تنهایِ تنها اَباالفضل... @moobtala

قبول دارم. ان‌شاء‌لله این سختی هم تموم می‌شه🤍

چقدر قشنگ گفتی :))) واقعا امسال خیلی دلم شکست که دعوت نشدم ، مطمئنم که حکمتی توش هست چون همیشه بهم نشون داده ولی واقعا دوری از اباعبدالله سخت ترین کاریه که دارم تو زندگیم انجام میدم .

خداروشکر که توفیق داشتی، چه توجه ویژه‌ای توی اولین زیارت🤍

به عنوان یه زائر اولی دل خوشی من این بود که قبل از اینکه حرم حضرت عباس (ع) رو ببندن تونستم به ضریح برسم و ببوسم پنجره‌های ضریح رو و کلی گریه کنم

قربونت بشم. ان‌شاء‌لله می‌ری و یک دل سیر اون‌جا پرواز می‌کنی. بال‌هات رو بالاخره باز می‌کنی و لذتِ پَر وا کردن رو می‌چشی. قبلا هم گفتم هرچی بیشتر دلگیر و دلتنگ باشی، بیشتر تورو می‌خره. حوصله‌ و عشقشون به ماها، از وسعت همه آسمونا بیشتره.

در حالی که هرکدوم از کانال‌های تلگرامم رو باز می‌کنم محتوا از مسیر مشایه‌ست، ‌و درحالی که داشتم حس‌حال شمارو وقتی اونجا بودی می‌خوندم، و درحالی که دیروز دوتا از دوستام ازم طلب حلالیت کردن و می‌خواستن راه بیفتن به سمت کربلا، و درحالی که همین الان یکی دیگه از دوستامم بهشون اضافه شد، و درحالی که تاحالا یه‌بار هم نرفتم کربلا، خیلی خیلی خیلی خیلی ناراحتم و دلم گرفت و می‌خوام برم و به اندازه تموم ابرهای دنیا گریه کنم و واقعا قهرم :( این پیام رو اینجا می‌گم اگر سال دیگه این موقع تو مسیر کربلا نبودم نمی‌دونم چیکار می‌کنم ولی واقعا گریه می‌کنم مثل الان و مثل پارسال. (میخواستم تهدید ‌های زشت بکنم دلم نیومد)

⭐️.

عاشق‌تر و مجنون‌ترم(((:

حالا دیگه می‌تونی تصور کنی دخترجون، تو چی بودی از اون روز و چی کشیدی تا امروز..

حالا همه اینارو یکی می‌خونه و با خودش می‌گه چقدر این دوتا زیارت بهش چسبیده.. من می‌خوام بگم آدمیزاد توی این عمر کوتاهش بهرحال یک کفیلی می‌خواد. یه بزرگی که دلش بهش گرم باشه کسی که بشه روش حساب کرد روی بودنش تا ابدالدهر از اون‌لحظه‌ست که حضورش رو ذره‌ذره توی تاروپود زندگیت حس می‌کنی. به خودت نگاه کن و ببین تو کیو انتخاب کردی آدمیزاد؟ ارزششو داشت؟

این ستونی که بعد از سه‌ساعت انتطار توی صف زیارت امام‌علی بهش رسیدم، ستونیه که توی زیارت قبلی بهش تکیه دادم و نشستم کنارش. خوابم برد. توی رویا، روبروی ضریحش، تکیه به ستون حرمش، وقتی مریض و خسته بودم، خوابی ازشون دیدم که تا بمیرم هم یادم نمی‌ره. این‌بار هم تا رسیدم بهش بااینکه نمی‌شد از صف خارج بشم اما دستمو کشیدم و لمسش کردم و ازش عکس گرفتم. توی اون شلوغی آدمیزاد کوچیک رو جوری تحویل می‌گیری، که از سنگ مرمر حرمت نمی‌گذره پدر امت. بابای دل‌های خسته. جونِ قلب‌های تیکه‌تیکه شده.

بعضی‌وقت‌ها شرایط برای رفتن مهیا نیست؛ یکی گیر بچه‌ست، یکی شغلش امان نمی‌ده، یکی درس‌هاش، یکی مشکلاتش. به پای بی‌معرفتی امام‌حسین نذارید. امام‌حسین و برادرشون، همه رو می‌خرن. اگه بدونه تو دلت باهاشه و پَر می‌کشه که ببینیش، مگه می‌شه اصلا دست رد به سینه‌ت بزنه؟ کی؟ امام‌حسین؟ خودت باورت می‌شه؟ گاهی اوقات هم اوضاع زندگی‌مون مانع رفتنمونه، دلتون از دست‌های بریده‌ی عباس که بخشنده‌ترینه نگیره.

این بخشش دقیقا وصف حال من بود و دلم یه جوری شد و وقتی به این فکر می‌کنم بیشتر آدمایی که می‌شناسم‌شون رفتن و من موندم دلم می‌گیره.

قبل از این‌که توفیقِ رفتن پیدا کنم، روز و شبم این نوحه بود. آخ من چه شبایی رو باهاش گذروندم و سوی چشمام بخاطرش کم شد تا دم صبح. می‌گفتن چاره‌ش اشکه! چاره این‌که خودت یکی رو ببینی و بخری، اشک زیاده. وقتی بهم گفتن قراره بریم، اینو دوباره گوش می‌دادم و این‌بار اشکام نمیومد، می‌خندیدم، زیرلب می‌گفتم آره دخترِ عزیزکرده، هم گریه‌هاتو می‌بینه، هم صداتو می‌شنوه.. بعدا که رسیدم کربلا و از زیارت برگشتم، دوباره تمام مسیر گوشش می‌دادم، باز هم اشک بود برام. خیلی فکر کردم که چرا این حسرت تمومی نداره؟ رزق بعدی‌مو این‌جوری قراره بهم بدی؟ دوباره گریه بهم دادی و تویی که یک‌لحظه حواست از اشک محبّینت کم نمی‌شه، دوباره عشق بیشتری به قلبم دادی..کور بشم اگه تو این‌طور بهم بیشتر نگاه می‌کنی..

با پاهای خونی رسیدم بهت، با پاهای لرزون، با دست‌های فقیر و طلب‌کار از تمامِ دنیا. غم جهان رو برات آوردم که بهت رسیدم، اومدم و
+1
با پاهای خونی رسیدم بهت، با پاهای لرزون، با دست‌های فقیر و طلب‌کار از تمامِ دنیا. غم جهان رو برات آوردم که بهت رسیدم، اومدم و بهت گفتم که هیچکس دردِ منو نمی‌شنوه جز تو، فقط برای تو می‌گم که شنواترینی. مگه من یادم می‌ره که تو برام چیکار کردی؟ مگه تو چندنفری که هیچ‌کس رو بی رزقِ زیارت برنمی‌‌گردونی قربونت برم؟ مگه چقدر حواست هست؟ کجای آسمون نشستی که وقتی می‌رسم به حرمت طی‌الأرض و سماء‌ت تورو به زمینِ من، کنار پاهای من، جفت شونه‌های لرزون من می‌رسونه؟

من هربار اون‌جا یک دختر سه‌ساله‌م که جایزه‌ی صبوری‌ش رو از دست‌های بریده‌ی امام‌عباس می‌گیره..

من بعد از چهار روز که توی مسیر سخت اما مجنون‌کننده‌ی مشایه قدم برداشتم و جونم از تنم دراومد، فقط تونستم بیست‌دقیقه تپی بین‌الحرمین خلوت کنم. راستش دلم شکست که نمی‌تونستم بیشتر اون‌جا بمونم، انگار بهم برخورد که بعد از اینهمه روز انتظار و سختی، همش بیست‌دقیقه سهمم شده بود! من سیر نمی‌شم از اون‌جا بودن، نفس‌کشیدنم ریتمش اون‌جا عوض می‌شه، نکاه کردنم همه‌چیزم اون‌جا عوض می‌شه. انگار بالاخره از توی صف نوبت پرونده‌ی من رسیده و خدا خودش گفته قبولی آدمیزاد! میتونی با کسایی که جونت براشون در میره هم‌سفره بشی. چپن اگه یه‌روزی منو از این‌ها جدا کنن و بگن اونقدر خوب نیستی که این‌جا باشی چی؟ اگه بگن تو گناهات روسیاهت کرده، تو توی آزمونت رد شدی انسان بیچاره. اما بهشت؟ ما بهشتمون آفتاب داغ کربلا بود خدای بزرگم، یه‌دقیقه کمتر بهمون از سهممون بدی دق می‌کنیم، منم داشتم دق می‌کردم. اما توی همون بیست‌دقیقه وقتی که دستام می‌لرزید و اشکام بند نمیومد از اون سهمِ کوتاه،که دلم داغ کرده بود، اتفاقی برام افتاد که هیچ‌ وقت نمی‌تونم جایی تعریفش کنم..فقط وقتی رسیدم برای بابا گفتم و جفتمون نشستیم کنارهمدیگه یک دل سیر گریه کردیم. بیچاره‌م کرده این کربلا باباجون، به هر زبونی که بشه بگم تا لحظه‌ی آخر عمرم؛ میگم این دختر عیش رو تجربه کرد و زیستنِ رها و بی‌قانون رو پشت‌سر گذاشت، و هیچ لحظه‌ای براش مستانه‌تر از رسیدن به بین‌الحرمین نبود…

‎⁨‌‌کربلایی_امین_قدیم‌_–_زمینه_|_بیچارم_کرده_کربلا_مرحم_درده_کربلا.mp36.05 MB

من امروز عصر یک فرصتِ دوم برای کربلارفتن واسم پیش اومد. جلوی دستام بود و نزدیک بود برش دارم؛ من دقیقا این‌جوری‌ام که امروز برگردم اونقدر دلم به تنگ میاد که بتونم فرداش برم با سر می‌رم! اما تصمیم گرفتم به‌جاش بچه‌داری کنم و یکی دیگه بره و من هم بغضِ سیری‌ناپذیرم رو آروم کنم. دوباره قسمتت می‌شه دخترجون، غمت چیه وقتی امام‌حسین انقدر نزدیک بهت می‌شینه و گوش می‌ده به دلِ رنج‌دیده‌ت؟ به‌قول آقای امین قدیم بیچاره‌م کرده کربلا؛ مرهم درده کربلا آدم بهشت بره بازم، می‌خواد برگرده کربلا…