پیادهگرد
Відкрити в Telegram
عکسها و حرفهای گاهوبیگاهِ پیادهگردِ کوچهها و خیابانهای طهران؛ علاقهمند به آسمان، دیوارنوشتهها و رندومشت.
Показати більшеІран174 739Категорія не вказана
524
Підписники
+224 години
+87 днів
+2230 днів
Архів дописів
524
بچه بودم سوالم این بود که زنبور قویتره یا ملخ؟ یه کم بعد میخواستم بدونم جتلی قویتره یا جکیچان. بعدتر میخواستم ببینم درس من قویتره یا شاگرد اول کلاس. بعدترها میخواستم بدونم منِ باانگیزه قویتره یا منِ افسرده؛ این که کدوم زورش به اون یکی میچربه و کنترلم رو برای انجام کارها به دست میگیره.
الان میفهمم که هیچوقت بحث قویتر و ضعیفتر نبوده. همهش مثل همون زنبور و ملخه؛ هیچکدوم قرار نیست اون یکی رو از بین ببره، باید هردو وجود داشته باشن و باید با هردو زندگی کرد.
524
نمیدونم چطور توصیف کنم و نمیدونم که آیا به خاطر شرایط فعلیه، به خاطر سن و ساله یا به خاطر تجربیات گذشتهست اما به هر حال توی یکچهارم پایانی دهه بیستسالگی به این نقطه رسیدم که دیگه اکثر چیزهایی که باید میدیدم و احساس میکردم رو دیدم و تجربه کردم و زندگی حداقل تو ایران دیگه اونقدر چیز جدیدی برام نداره و همهچی تکراریه؛ از آدمها گرفته تا این شهر، از حرفهای پوچ تا احساسات درونی خودم که فقط تکرار میشن.
خستهام حتی با این که میدونم احتمالا اینطوری نمیمونه و زندگی همیشه پیشبینیناپذیر بودنش رو ثابت کرده. شایدم نه و هرجای دنیا هم که برم همینطوری بمونم. گفتم که، نمیدونم.
524
واقعا بهترین ممبرهای دنیا رو دارم. من اینجا از جون مرغ تا شیر آدمیزاد محتوا میذارم و همه هم پایهان.
524
شما هم هندزفری توی یکی از گوشهاتون فیت نمیمونه و هی باید با دست بزنید بره تو یا فقط گوش من خرابه؟
524
خالهم که استوری خامنهای میذاشت و از اونور ریلزای کرینج خاله-خواهرزادهای میفرستاد و تو رودروایسی نمیتونستم بلاکش کنم، مثل اغلب دهه شصتی به قبلیا پسوردشو یادش رفته و پیج جدید زده و حالا لیترالی هرروز داره ریکوئست میده. ای بابا خالهجان، من اینستامو پاک کردم، ندیدم. (تا ابد قراره نبینم)
