uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

Відкрити в Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
2 233
Підписники
+624 години
+1487 днів
+31730 днів

Завантажуємо дані

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
жовт '26
жовтень '26
+224
в 34 каналах
вересень '26
+331
в 45 каналах
Get PRO
серпень '26
+1 850
в 40 каналах
Get PRO
липень '260
в 28 каналах
Get PRO
червень '26
+30
в 69 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
17 жовтня+2
16 жовтня+10
15 жовтня+36
14 жовтня+17
13 жовтня+91
12 жовтня+4
11 жовтня+3
10 жовтня+6
09 жовтня+4
08 жовтня+5
07 жовтня+4
06 жовтня+13
05 жовтня+5
04 жовтня+10
03 жовтня+2
02 жовтня+6
01 жовтня+6
Дописи каналу
:)))))))))
:)))))))))

2
بعدی زئوس و‌ لوکی باشن‌ لطفاً، ممنون.
بعدی زئوس و‌ لوکی باشن‌ لطفاً، ممنون.
73
3
در حالی که دیشب نخوابیدم، ۵ صبح از مبدا راه افتادم و ۷ صبح به مقصد رسیدم و ۸ صبح سرکار بودم و در حالِ مرگم. کمک.
73
4
نشسته‌ام و آدم‌ها را تماشا می‌کنم؛ در یکی از محبوب‌ترین بخش‌های شهری که زمانی شهرِ من بود و حالا دیگر ساکنش نیستم. این‌بار نه به‌عنوان کسی که به خانه برگشته، بلکه مثل یک مهمان، یک مسافر، کسی که برای چند ساعت یا چند روز اجازه دارد دوباره از خیابان‌هایی عبور کند که زمانی بخشی از زندگی‌اش بودند. روزی در این شهر زندگی می‌کردم و حالا، به هر دلیلی، حقِ ماندنم را در آن از دست داده‌ام. به آدم‌ها نگاه می‌کنم و با خودم فکر می‌کنم می‌توانستم جای تک‌تکشان باشم؛ یکی از همین آدم‌هایی که کنارم رد می‌شوند، جایی برای برگشتن دارند، قراری دارند، کسی منتظرشان است، یا دست‌کم این شهر هنوز آن‌ها را به رسمیت می‌شناسد. می‌توانستم یکی از آن‌ها باشم، اما نشدم. می‌توانستم به سادگی و زیباییِ زندگیِ هرکدامشان سهمی از این شهر داشته باشم، اما نداشتم. حالا فقط نشسته‌ام و تماشایشان می‌کنم؛ مثل کسی که روزی جزئی از این منظره بوده و حالا فقط اجازه دارد از پشت شیشه نگاهش کند. موسیقیِ بی‌کلامی در پس‌زمینه پخش می‌شود. دوستانم حرف می‌زنند، خاطره تعریف می‌کنند، وسط جمله‌هایشان می‌خندند و من فقط نگاهشان می‌کنم. از حالِ خوبشان خوشحالم؛ از اینکه هنوز هستند، هنوز مرا به یاد دارند و هنوز آن‌قدر برایشان مهمم که اتفاق‌های زندگی‌شان را با این همه جزئیات برایم تعریف کنند. لبخند می‌زنم، دست‌هایم را در جیبم فرو می‌کنم و گوش می‌دهم. موسیقی، درست هم‌زمان با اوج گرفتن حرف‌هایشان، اوج می‌گیرد و برای چند ثانیه همه‌چیز شبیه به صحنه‌ای از یک فیلم می‌شود؛ همان صحنه‌ای که شخصیت اصلی وسط جمع ایستاده، همه می‌خندند و او هم لبخند می‌زند، اما ذهنش جای دیگری‌ست. من هم همان‌جا، میان صدای خنده‌ها و موسیقی، فقط به یک چیز فکر می‌کنم؛اینکه دو روز بیشتر آن‌ها را ندارم. دو روز دیگر دوباره باید خداحافظی کنم، دوباره از این آدم‌ها، از این خیابان‌ها و از شهری که هنوز بخشی از من در آن جا مانده فاصله بگیرم و برگردم به شهری که دوستش ندارم. شاید برای همین است که این‌بار بیشتر نگاهشان می‌کنم، بیشتر گوش می‌دهم و سعی می‌کنم جزئیاتشان را حفظ کنم؛ نحوه‌ی خندیدنشان، صدایشان، جمله‌هایی که شاید چند روز دیگر یادم نیاید. انگار از همین حالا دارم دلتنگ لحظه‌ای می‌شوم که هنوز تمام نشده است. بیش از حد فکر می‌کنم. به همه‌کس، همه‌چیز، همه‌جا، همیشه. هر اتفاق ساده‌ای را آن‌قدر در ذهنم زیر و رو می‌کنم تا از شکل واقعی‌اش خارج شود و تبدیل شود به چیزی پیچیده‌تر، سنگین‌تر و ترسناک‌تر از چیزی که واقعاً هست. گاهی خودم را وسط مسائلی گیر می‌اندازم که شاید اصلاً وجود خارجی ندارند و فقط محصول ذهنی‌اند که بلد نیست خاموش شود. از یک جایی به بعد باید رها کنم. باید یاد بگیرم همه‌چیز را تا این حد جدی نگیرم، انقدر دیوانه‌وار و اغراق‌آمیز سخت‌گیر نباشم و برای هر رفتار، هر سکوت، هر جمله و هر اتفاقی هزار معنی نسازم. شاید بعضی چیزها فقط همان چیزی باشند که هستند؛ نه نشانه‌ای، نه هشداری، نه مقدمه‌ی یک فاجعه. باید کمتر فکر کنم، کمتر تحلیل کنم، کمتر از خودم و دنیا توضیح بخواهم. شاید زندگی همیشه نیاز به حل‌شدن نداشته باشد؛ بعضی وقت‌ها فقط باید گذاشت بگذرد. باید رها کردن را یاد بگیرم؛ آزاد بودن را، بدون اینکه برای هر تصمیم از خودم بازخواست کنم. باید یاد بگیرم همیشه همه‌چیز را کنترل نکنم، برای هر اتفاق هزار احتمال نسازم و از هر حس ساده، مسئله‌ای پیچیده درست نکنم و گاهی اجازه بدهم زندگی بدون اجازه‌گرفتن از ترس‌هایت اتفاق بیفتد. اینکه بعضی آدم‌ها بروند، بعضی چیزها تمام شوند، بعضی سؤال‌ها بی‌جواب بمانند و تو همچنان بتوانی ادامه بدهی، بدون اینکه خودت را تا آخرین قطره برای فهمیدن همه‌چیز مصرف کنی.
214
5
+1
Heydoo-Hedayati-Ghatare-Khaali-128.mp3
262
6
+1
Немає тексту...
420
7
- " سیاره‌ی آدمک‌ها. "+1
- " سیاره‌ی آدمک‌ها. "
434
8
https://t.me/HarfChatBot?start=48e197759602
51
9
Dang Show - Akhare Ghesse (The End of the Tale).mp3
526
10
در حالِ حاضر نقاشی‌ها در سه مجموعه‌ی سیاره‌ی بی‌شکل و رسم، سیاره‌ی خاکستری، و سیاره‌ی آدمک‌ها خلاصه می‌شن. تموم که شدن بیاید بهم بگید کدوم یکی از این سیاره‌ها مورد علاقه‌تون بود.
555
11
- " سیاره‌ی آدمک‌ها. "+1
- " سیاره‌ی آدمک‌ها. "
551
12
- " سیاره‌ی خاکستری. "+1
- " سیاره‌ی خاکستری. "
568
13
" باقی‌مونده‌ی‌ سیاره‌ی بی‌شکل و رسم. "+1
" باقی‌مونده‌ی‌ سیاره‌ی بی‌شکل و رسم. "
587
14
Немає тексту...
593
15
Linkin-Park-Evanescence-Numb-Life-Official-Video-Mashup-Numb.m4a
595
16
Thirty-Seconds-To-Mars-Stay-Rihanna-in-the-Live-Lounge.m4a
588
17
Eminem_Lose_Yourself_X_Space_Bound_X_Stan_ft_Dido_X_Hailies_So.m4a
582
18
U-turn (Lili) (Aaron metal cover).m4a
576
19
Social Repose - The Night We Met (Lord Huron Rock Cover).m4a
567
20
NF-HOPE-REMIX.m4a
571