ar
Feedback
پیاده‌گرد

پیاده‌گرد

الذهاب إلى القناة على Telegram

عکس‌ها و حرف‌های گاه‌و‌بی‌گاهِ پیاده‌گردِ کوچه‌ها و خیابان‌های طهران؛ علاقه‌مند به آسمان، دیوارنوشته‌ها و رندوم‌شت.

إظهار المزيد
إيران124 554الفئة غير محددة
500
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
کلمه‌ی President در انگلیسی یه جورایی معادل با Boss هست و همیشه به معنی رییس‌جمهور نیست. پس به عنوان مثال وقتی ترامپ می‌گه دوست دارم Presidentشون رو ببینم لزوما معنیش پزشکیان نیست، می‌گه گنده‌شون، حالا هرکی که هست. از توجه شما به این موضوع کم‌اهمیت سپاسگزارم.

photo content

این که جدی جدی اکثریت فکر می‌کنن که انسان با قلبش -اندامی که خون پمپاژ می‌کنه- عاشق می‌شه و نه مغزش، باعث می‌شه از هوش بشر ناامید بشم.

یه روزی اون دوستت که فکرشو نمی‌کردی رو هم از لیست کلوزفرندات درمیاری.

photo content

یه پادکست خیلی کوتاه. قشنگه.

دوست زمان دانشگاهم از تبریز اومده تهران، هارد پر از فیلم‌وسریالشو اورده، واچ‌لیستمم از Letterboxd دیده و دانلود کرده تا بیاره بریزه رو لپ‌تاپم. به خدا که اگه گلی از گل‌های بهشت هم این کارو برات بکنه.

امروز زیاد سین می‌کنید. معلومه همه‌تون درس معارفی داشتین.

هروقت از جلوی این پرچم گنده‌هه که وسط چهارراه ولیعصر گذاشتن و ثبت‌نام می‌کنن که بیان میله‌شو نگه دارن رد می‌شم خنده‌م می‌گیره. کی می‌شه با تیر بزننم.

یاد کنیم از چنل‌نویس قدیمی، سارینا اسماعیل‌زاده‌ی عزیز، تو سالگرد کشته شدنش.

یادش بخیر پارسال این موقعا نگران مکانیزم ماشه بودیم که نکنه خدای‌نکرده رو زندگیمون تاثیر بدی بذاره.

قبلا فکر می‌کردم احساساتم فقط فریز شدن اما الان مطمئنم که از بین رفتن.

photo content

یه موقعایی می‌شینی با خودت می‌گی چی شد که این‌جوری شد؟ آیا همه‌ش تقصیر خودمه؟ که خب بی‌انصافیه بگی آره. یعنی نه که اصلا مقصر نباشی اما دیگه نه این که همش تقصیر خودت باشه. مثلا می‌گی به من چه الان پول ندارم و از اولم نداشتم؟ به من چه اکثر آدما روانی‌ان و با کاراشون باعث می‌شن تنهایی رو انتخاب کنم؟ به من چه تو این کشور لعنتی که مثل یه زندان ابدیه گیر افتادم و تمام درها نه تنها قفله بلکه پشت در آوار ریخته؟ به من چه؟ چی‌کار می‌تونم بابتش بکنم؟ هیچی. پس تکلیف چیه؟ اونم هیچی. انقدر سعی نکن همه‌چیزو حل کنی. بعضی چیزا حل نمی‌شن، مثل روغن تو آب. مگه تقصیر توئه روغن تو آب حل نمی‌شه؟

به یه خوشحالی از ته دل نیاز دارم. خیلی وقته روی روحم غبار نشسته و خاکستری شده، چون فقط غم دیده و سرکوب شده. نیاز دارم مثل بازیکنی که تیمش پنالتی‌های آخر بازی رو توی مسابقه فینال برده، دیوانه‌وار وسط زمین بدوئم، داد بزنم، هم‌تیمی‌هامو بغل کنم و اشک شوق بریزم. طوری که به قول حافظ: «غبار غم برود، حال خوش شود»

Repost from چراغبان
photo content

مدرسه که می‌رفتیم هفته‌ای یه بار زنگ پرورشی ما رو می‌بردن اتاق سمعی-بصری که امکانات خفنی داشت (پروژکتور و کامپیوتر) و دو تا کلیپ بهمون نشون می‌دادن؛ یکیش اسرار دلار بود که رائفی‌پور میومد می‌گفت اگه با صد روش سامورایی اسکناس یک‌دلاری رو اوریگامی کنی چه چیزهای فراماسونری‌ای از توش درمیاد، اون یکی کلیپ هم درمورد این بود که کل دنیا رو چند تا خانواده یهودی فوق‌ثروتمند تو آمریکا از پشت پرده اداره می‌کنن و هر اتفاقی که میفته اونا تصمیماتشو از قبل گرفتن. با رائفی‌پور الان کاری ندارم اما اون خانواده‌های پشت پرده‌ای رو ببینم همون چوب‌پرده رو کردم تو دهنشون که الان همه‌کاره شده ترامپ کله‌زرد و دهن ما رو با آخوند سرویس کرده.

امروز به یه خانوم نسبتاً مسن کمک کردم کیسه‌های خریدشو براش تا دم خونه‌شون بردم. انتظار داشتم تا وقتی برگردم خونه زندگیم درست شده باشه اما هنوز همونه که.

Repost from likthemoon
photo content

چیزی به اسم روح وجود نداره. آگاهی ما بدون دلیل متولد می‌شه و بعدش محو می‌شه. زندگی یه تلاش بی‌پایان واسه یه چیز بیهوده‌ست. اما دقیقا به این دلیلِ بی‌معنیه که درخشش این لحظه از زندگی ارزشمندتره؛ چون این لحظه تا ابد فقط متعلق به یه شخصه. 📺 Sonny Boy