نشر نی
www.nashreney.com :وبسایت اینستاگرام: Instagram.com/nashreney تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰ تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴ تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸ ایمیل: info@nashreney.com
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала نشر نی
Канал نشر نی (@neypub) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 10 632 подписчиков, занимая 3 587 место в категории Книги и 29 449 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 10 632 подписчиков.
Согласно последним данным от 02 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 154, а за последние 24 часа — 6, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 21.87%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 8.89% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 2 324 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 945 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 10.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как ترجمه, نشر, خیابان, اقتصادی, قرن.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“www.nashreney.com :وبسایت
اینستاگرام: Instagram.com/nashreney
تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 03 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 03 июля | +4 | |||
| 02 июля | +7 | |||
| 01 июля | +3 |
| 2 |
چاپ هفتم منتشر شد
«پدیدارشناسی روح»
گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
ترجمهٔ سیدمسعود حسینی و
محمدمهدی اردبیلی
پدیدارشناسیِ روح دانشِ پدیدارشونده را عرضه میکند و میبایست جایگزینِ تبیینهای روانشناسانه یا همچنین مباحث انتزاعیتر دربارهی بنیانگذاریِ دانش شود. این اثر تمهید برای علم را از نظرگاهی موردِ ملاحظه قرار میدهد که بهوسیلهی آنْ این تمهیدْ نوعی فلسفهی تازه، جالبِ توجه و نخستین علمِ فلسفه است. این اثر قالبهای مختلفِ روح را در مقام منزلگاههای یک راه دربرمیگیرد، راهی که از طریقِ آنْ این روح به دانشِ محض یا روحِ مطلق بدل میشود. از این رو، در بخشبندیهای اصلیِ این علم، بخشهایی که دوباره به چندین بخش تقسیم میشوند، آگاهی، خودآگاهی، عقلِ مشاهدهگر و کنشگر، خودِ روح، بهمنزلهی روحِ اخلاقی عرفی، فرهیخته و اخلاقی، و نهایتاً بهمنزلهی روحِ دینی در صورِ مختلفاش، موردِ ملاحظه قرار میگیرند. غنای نمودهای روح، غنایی که در نظرِ اول آشوبناک به نظر میرسد، در این اثر به قالبِ نظمی علمی درمیآید که این نمودها را بر حسبِ ضرورتشان نمایش میدهد... | 1 188 |
| 3 |
در همهٔ دفاعياتى كه از مسئلهٔ تساهل صورت گرفته است، یک استدلال اصلى وجود دارد كه به شيوههاى متفاوتى ابراز شده است. استدلال اين است كه اعتقاد به یک دين، ضرورتاً همراه با پذيرش اختيارى و داوطلبانهٔ آن است. زور و اجبار، هيچگاه قادر نيست كه اعتقاد قلبى و حقيقى به وجود آورد، همين برهان به شكل ديگرى نيز بيان شده است و آن اينكه هدف همهٔ اديان رستگارى انسان است و اين هدف تنها بهوسيلهٔ اعتقاد آزادانه و داوطلبانهٔ مذهبى امكانپذير است و هيچگاه با زور و اجبارِ وجدانِ انسانها، فلاح و رستگارى آنان ممكن نمىگردد. عقايدى كه بر آدميان تحميل شده باشد همگى از سر اضطرار و اجبار است و اضطرار و اجبار ابزارهايى هستند كه با غايت و هدف دين در تعارضاند. جان كلام اين كه استدلال دوم، ابزار زور و قدرت را در تدارک غايت دين كه همان فلاح و رستگارى انسانها است، ناكام مىداند.
از کتابِ «نامهای در باب تساهل»
جان لاک
ترجمهٔ شیرزاد گلشاهی کریم | 1 375 |
| 4 |
منتشر شد
«پدیدارشناسی ادراک»
موریس مرلوپونتی
ترجمهی مسعود علیا
پدیدارشناسی ادراک در زمرهی مهمترین متون جنبش پدیدارشناسی و فلسفهی قرن بیستم جای دارد. این اثر کلاسیک، که اکنون به هشتاد سال پس از انتشار به فارسی درآمده است، نمونهای است کمنظیر از رویکرد پدیدارشناسانه به قلم فیلسوفی که بنیادکاوانه در تجربهی زیسته و زیستجهان نقب میزند تا از کار ادراک و ساختارها و مقومات آن سردرآورد. در نظر او، پدیدارِ ادراک بنیادیترین سطح تماس و مراودهی ما با جهان است که سطوح دیگر تجربه و فرهنگ و شناخت و فهم و تعقل قائم به آناند و در نهایت از آن قوت و قوّت میگیرند. ادراک پدیداری پرمایه است که روشنسازی پدیدارشناسانهاش (هم از حیث مُدرِک یا سوژهی بدنمند و هم از حیث مُدرَک یا جهانی که به ادراک درمیآید) گاه مفهومپردازیها و صورتبندیهای بدیعی میطلبد و گاه مستلزم بازنگری در مفهوم پردازی و صورتبندیِ بسیاری از پدیدارهای دیگری است که در تاریخ فلسفه مطرح بودهاند...
▫️بخشی از کتاب | 1 600 |
| 5 |
اگر كفرگويى به معناى تخطى از يک حريم باشد، آيا انتقاد سكولار نشانهى آزادى است؟ در جوامع مدرن بهطور قطع در حوزهى ارتباطات محدوديتهاى قانونى وجود دارد. براى مثال، قوانين مربوط به كپىرايت، ثبت اختراعات، و علامت تجارى و همينطور قوانين حافظ اسرار تجارى، هركدام به نوعى محدودكنندهى گردش آزادانهى نظرها و عقايد هستند. آيا اگر شخصى غير از خالق يک اثر هنرى، آن را بهمنظور تفسير اثر، به شكلى وارونه بازتوليد كند، حقوق مالكيت مربوط به آن اثر هنرى خدشهدار شده است؟
و اگر اينطور است، اين تخلف چه تفاوتى با مدعيات مربوط به كفرگويى دارد؟ منظور من اين نيست كه در اين ميان هيچ تفاوتى وجود ندارد، اما نكته اين است كه در جوامع دموكراتيک ليبرال، ضابطههاى قانونى تعيين مىكنند چه چيزى مىتواند آزادانه مطرح شود و چگونه. بنابراين، چرخش و گردش گفتمان عمومى شكل خاصى دارد كه «آزادى» آن را تعيين مىكند.
از کتابِ «آیا نقد سکولار است؟»
کفرگویی، جراحت، و آزادی بیان
طلال اسد، جودیت باتلر، وندی براون، صبا محمود
ترجمهی آلما بهمنپور | 1 505 |
| 6 |
همانطور که روسو پی برده بود، هیچ نظام سرکوبگری نگران رفاه حال سرکوبشدگان نیست؛ هرچه وضع سرکوبشدگان فلاکتبارتر باشد یوغ سرکوب آسانتر بر گُردهشان خواهد نشست.
از همین حالا میتوان تصور کرد یک رژیم دیکتاتور دیوانسالار چه نوع جو اخلاقیای به وجود خواهد آورد. تنها هدف نظام سرمایهداری سوءاستفاده از کار تولیدی است؛ نظام سرمایهداری جز در مورد تلاش کارگران برای آزادی در تمامی زمینههای فعالیت برای خلاقیت، پژوهش آزاد، ابداع و نبوغ به افراد آزادی کامل داده است. از طرف دیگر، دستگاه دیوانسالاری که هرگونه زیرکی و نبوغ را طرد میکند ذاتاً میل به تجمیع قدرت در خود دارد، لذا این دستگاه هر عنصر ارزشمندی را که از یک رژیم بورژوا به جا مانده باشد تهدید به نابودی میکند. در چنین فضایی به جای تضارب آراءِ مخالف، در همۀ موضوعاتْ باوری رسمی حاکم میگردد که هیچکس قدرت سرپیچی از آن را نخواهد داشت.
از کتابِ «آزادی و سرکوب»
سیمون وی
ترجمهٔ بهزاد حسینزاده | 1 748 |
| 7 |
شكاكيت انواع و همچنين درجات بسيارى دارد. بيشتر ما به حافظهٔ خود كموبيش با ديدهاى شكاكانه مىنگريم. همچنين احتمالاً دربارهٔ تجارب حسى خودمان نيز قدرى شكاكيم (البته نه آنقدرها كه بايد). اگر حق با فرانكفورت باشد كه ياوهگويى در روزگار ما رواج فراوان دارد، آنگاه بايد به آنچه ديگران تصديق مىكنند نيز قدرى شكاكانه نگريست. اگر اين را هم مدّ نظر قرار دهيم كه حتى در صورتى كه مردم ياوه نگويند باز بيشتر اوقات دروغ مىگويند يا واقعاً اشتباه مىكنند، آن وقت است كه دلايل بيشترى براى شكاكانه نگريستن به آنچه ديگران تصديق مىكنند در اختيار خواهيم داشت.
از کتابِ «معرفتشناسی»
لیندا زاگزبسکی
ترجمهٔ کاوه بهبهانی | 1 831 |
| 8 |
منتشر شد
«سهگانهٔ کوچ: : استرالیا، اهالی کاله، مدیترانهای»
نمایشنامه
نوشتهٔ پیام لاریان
از مجموعهٔ جهان نمایش
کوچ پدیدهای صرفاً فیزیکی نیست و شاید از همین روست که ادبیات به آن توجه دارد. در مهاجرت، هویت بیمعنا میشود و دوباره ساخته میشود. مهاجرت انگار نوعی هماهنگی وجودی با سازوکارِ خلق ادبی دارد، با فروپاشی، دوپارگی و آفرینش دوباره. از هجرت اودوسئوس گرفته تا سفر دانته و از سلوک فاوست تا گذارِ آناکارنینا و بلوم و والژان، کوچ رنجمایهٔ وسوسهانگیزی است برای نوشتن. من این رنج و وسوسه را در این سه نمایشنامه آزمودم.
در طول زندگیام خیلیها مهاجرت کردهاند، گاهی فیزیکی و گاهی غیر از آن. خود مهاجران را نمیدانم، اما در من هر بار چیزی فروپاشید، دوپاره شد و به شکلی دیگر درآمد. چند باری به مهاجرت اندیشیدم یا برایش اقدام کردم، اما هیچوقت نتوانستم آن را در خود حل کنم. احتمالاً برای همین است که دربارهاش نوشتم. نوشتم تا شاید ازدستدادگانم را دوباره به دست بیاورم. | 2 212 |
| 9 |
منتشر شد
«ناامنی»
نمایشنامه
هاله مشتاقی نیا
از مجموعهٔ جهان نمایش
از متن نمایشنامه:
آدمها همونقدر در معرض اتهامن که دیگرانو متهم میکنن. همونجوری قضاوت میشن که دیگرانو قضاوت میکنن. عدالت خودِ ماییم. ناعدالتی هم خودمون. فقط باید زمان بگذره. زمان بهترین قاضیه.
این نمایشنامه آینهای است از ناامنیهای نسلی که در پیوندها و گسستهایش، میان ماندن و رفتن و میان ایستادن و تسلیم شدن، در پی معنایی بوده است، اما شخصیتهایش برای «اکنون» همچنان جان دارند و داستان درهمتنیده روابطشان شوق دنبال کردن را در ما برمیانگیزد. | 2 014 |
| 10 |
منتشر شد
نمایشنامهٔ «ضیافت درندگان»
واهه کاچا
ترجمهٔ شهلا حائری
چند دوست در خانۀ سوفی جمع میشوند تا تولدش را جشن بگیرند. جنگ جهانی دوم است و فرانسه در اشغال نازیها.
واهه کاچا در ضیافت درندگان، به جای بازنمایی مستقیم جنگ یا اشغال، آدمهای عادی را در فضای کوچک یک مهمانی نشان میدهد که ناگهان با انتخابی مرگبار روبهرو میشوند.
از متن نمایشنامه:
دکتر: خب چرا زودتر نگفتی؟
ونسان: نمیخواستم لذت تماشا کردن آدمهای این دورهزمونه رو از دست بدم.
آندره: یادت نره که خودت هم جزوشونی.
ونسان: آره، این مشکل همدوره بودنه: آدم خواسته ناخواسته قاطی اونها میشه. | 2 001 |
| 11 |
منتشر شد
«ماتریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند»
اولریش رودلف
ترجمهٔ سید لطفالله جلالی
ماتُریدی و گسترش کلام اهل سنت در سمرقند نگاشتۀ اولریش رودُلف، استاد دانشگاه زوریخ سوئیس، پژوهشی آگاهیبخش دربارۀ کلام حنفی ـ ماتریدی است که در سال 1997 میلادی به زبان آلمانی منتشر شده است. ترجمۀ انگلیسی این اثر در سال 2015 راهی بازار کتاب شد و چندان مورد استقبال گستردۀ جامعۀ علمی قرار گرفت که به زبانهای روسی، ازبکی، بوسنیایی و عربی نیز ترجمه شد.
این کتاب که تاریخ اندیشۀ کلامی اهل سنت، بهویژه در شرق جهان اسلام در دورۀ تاریخی اواسط قرن دوم تا نیمۀ نخست قرن چهارم هجری را پوشش میدهد، به معرفی حیات و اندیشۀ ابومنصور ماتریدی میپردازد، اما بر حلقۀ مفقود بین ابوحنیفه و ماتریدی نیز اهتمامی ویژه دارد و، افزون بر بررسی انتقادی آثار کلامی منسوب به ابوحنیفه، منابع مهم اثرگذار بر ماتریدی را مورد مطالعه قرار میدهد.
کتاب حاضر از روی نسخههای آلمانی و انگلیسی ترجمه شده و همراه با پیشگفتار مؤلف بر ترجمۀ فارسی تقدیم خوانندگان میشود.
▫️بخشی از کتاب | 2 053 |
| 12 |
محدود كردن و قاعده وضع كردن بهنام مصالح همگانى، مشتبه ساختنِ وضع كنونى جامعهها با منشأ جنگجويانهٔ آنهاست، پذيرش الگوى حكومتى نامناسب و مقهور توهم است: و درست برعكس با دادنِ آزادى يعنى تشويق فعاليت و دلبستگىهاى حامىِ آن، خواستههاى همگانى برآورده مىشوند.
اينجاست كه به تركيب بازرگانى خارجى و صنايع فرآوردههاى زينتى، و نقشى كه هيوم براى آن قائل است پى مىبريم. فرآوردههاى زينتى نه تنها چيزى بيهوده و نكبتى نيستند بلكه نيرو و ثروتى افزوده، براى دولتاند - هيوم، برخلاف روسو و فِنِلون، آنها را مصرفىهاى موّلد مىداند - اما افزون بر اين درنتيجه تركيب آنها با يكديگر، انسانها از تنبلى خود بيرون مىآيند. بهطور كلى سهم مشاركت فرد در فرآوردههاى زائد و بيهوده، نيروى محرك پيشرفت جامعهها و ترقيات آنهاست؛ و با توجه به همين معناست كه مىبينيم آن استدلال سطحى، اصلاح مىشود.
از کتابِ «لیبرالیسم در تاریخ اندیشهٔ غرب»
با متنهایی از لاک، هیوم، کنه، اسمیت، کانت و ...
میکائل گاراندو
ترجمهٔ عباس باقری | 1 844 |
| 13 |
درونمایۀ کمدی نیروی عادت هنـر و هنـرمند و نسبت میان این دو است. شخصیت اصلی نمـایشنامه، رهبـر سیـرک کاریبالدی، بیستودو سال بیهوده تلاش کرده تا بینقصترین اجرای ممکن از کوئینتت قزلآلای شوبرت را به نمایش درآورد. تمرینهای هرروزۀ او و گروهش تبدیل به آیینی مضحک و عذابآور شده است. این تمرینها همواره به فاجعه ختم میشوند، و همچنین متن را به مضحکهای برای تمام ایدههای کمال هنری تبدیل میکند. این نمایشنامۀ برنهارت اثری خاص و موفق در مورد یکی از مهمترین موضوعهای ادبی است: شکست هنرمند وقتی در تلاش است اثر هنری کامل و بینقصی بسازد. | 2 013 |
| 14 | Нет текста... | 1 |
| 15 | Нет текста... | 1 |
| 16 | +2 marefatshneasis.jpg | 1 |
| 17 |
در دست انتشار
«توسعهٔ اقتصادی»
مایکل تودارو و استیفن اسمیت
ترجمهٔ حمیدرضا ارباب
ویراست سیزدهم کتاب توسعهٔ اقتصادی توداروـاسمیت کتابی مرجع در گرایش توسعهٔ اقتصادی و شامل مجموعهٔ کاملی از نظریههای کلاسیک رشد و توسعهٔ اقتصادی و الگوهای معاصر توسعه و توسعهنیافتگی است. سایر موضوعات مهم کتاب عبارتند از: فقر، نابرابری و توسعه، رشد جمعیت و توسعهٔ اقتصادی، شهرنشینی، مهاجرت و توسعه، آموزش، سلامت و توسعهٔ اقتصادی، بخش کشاورزی و توسعه، محیط زیست و توسعه، برنامهریزی، سیاستگذاری و نقش دولت در توسعه و نهایتاً تجارت بینالملل و توسعه.
نویسندگان تلاش کردهاند تا اهمیت نظریههای اقتصادی در حل مشکلات کشورهای در حال توسعه را به روشنی بیان کنند. | 2 209 |
| 18 | تلقّی نیچه از آزادی با تلقّی او از خوشبختی پیوند نزدیکی دارد. نوشته است که «فرمول من برای خوشبختی» عبارت است از «یک آری، یک نه، یک مسیر مستقیم، یک هدف»؛ به عبارت دیگر، هدفی که زندگی را تعریف کند. (چنان که آمد، به مالویدا میگفت که زندگیای که بیش از همه به آن غبطه میخورد زندگی وطنپرست ایتالیایی، جوزپه ماتزینی، است، زیرا «تمرکز مطلق آن متوجّه هدفی واحد» ــ یعنی وحدت ایتالیا ــ بود که «درون او چون شعلهای سرکش برمیافروخت».) همین نکته را در یکی از بهیادماندنیترین گزینگویههای غروب بتان هم میبینیم:
اگر چِرا ؟ی خود را در زندگی داری میتوانی با تقریباً هر چگونه؟ای به سر بری. آدمی تشنۀ خوشبختی نیست؛ فقط آدم انگلیسی چنین است.
آدم «انگلیسی» در اینجا جان استوارت میل است، همان طرفدار اصل «فایدهباوری» که معتقد بود ما همه باید در پی تولید «بیشترین خوشبختی برای بیشترین تعداد» باشیم. این گزینگویه بیان دیگری از همان «معمای خوشبختی» است.
از کتابِ فریدریش نیچه؛ زندگینامهای فلسفی
جولیان یانگ
ترجمهٔ محمد دهقانی | 2 163 |
| 19 |
در دست انتشار
«دنیاگیریها»
بیماریهای مرگبار از طاعون خیارکی تا کرونا
دیوید والتنر تیوز
ترجمهٔ رشاد مردوخی
چرا بیماریهای مشترک انسان و حیوان از حیوانات به انسانها سرایت میکنند و چرا برخی از آنها تصمیم میگیرند برای همیشه در انسان بمانند؟
حکومتها در طول تاریخ، خوب یا بد، چگونه به دنیاگیریها و همهگیریها واکنش نشان دادهاند؟
تغییرات آبوهوایی، کشاورزی صنعتی، رفتار فرهنگی، فقدان تنوع زیستی، و جهانی شدن در ایجاد این بیماریها نقشی بسزا داشته و نهتنها تأثیرات ممکن، بلکه اجتنابناپذیری بر شیوهی زندگی امروزی گذاشتهاست.
کروناویروسها، از جمله آنهایی که باعث سارس و کوویدـ91 میشوند، احتمالاً قرنها خفاشها را مسکن خود کرده بودند. قبل از آن که سارس خود را نشان دهد، نمیدانستیم وجود دارد، حتی نمیدانستیم چه ویروسهای مرگبار و ناشناختۀ دیگری ممکن است در حیات وحش پنهان شده باشند.
این کتاب تأثیر بزرگ بیماریهای حیوانات بر دنیای ما را نشان میدهد، و ما را فرامیخواند تا به رفتارمان در قبال دنیاگیریها از نو بیندیشیم، مگر بتوانیم در جهت حفظ سلامت خودمان و سیارهمان گامهای کوچکی برداریم. | 2 409 |
| 20 |
روىهمرفته در شاهنامه نيز - مانند اوستا - پيوند ديرين و پنهان عناصر طبيعت با نمونههاى ازلى و آسمانى گسسته نيست؛ آب و آتش و گياه مظهر پاكى و رويندگىاند. آب گناهكاران (جمشيد و افراسياب) را كه در بن دو درياى دور پنهان شدهاند پناه نمىدهد كه هيچ، بلكه از وجود افراسياب تار و تيره مىشود. تن زنان شبستان ضحاك را پس از رهايى، و گشتاسپ را پس از پيروزى بر اژدها، مىشويند تا روانشان پاك شود. آتش به سياوش بىگناه زيانى نمىرساند و از خون او - كه زمين نمىپذيرد - نو به نو پر سياوشان مىرويد. چون سرى تاجدار را به خوارى و زارى ببرند «گياهى كه رويد بدان بوم و بر/ نگون دارد از شرم خورشيد سر». سپهر از اين سوگ مىگريد و بلبل نه در فراق گل كه در مرگ اسفنديار مىنالد. آسمان و زمين با آدمى همدل و همدردند و در برابر آدمى است كه به خواست آسمان، زمين را از بند مىگشايد: شبى سروش به خواب گودرز مىآيد و به وى مژده مىدهد كه فرزند سياوش، كيخسرو، در تورانزمين است و از يلان ايران تنها فرزند تو گيو مىتواند او را بيابد و به ايران بياورد. پس گودرز به گيو مىگويد:
... چنين كرد بخشش سپهر بلند
كه از تو گشايد غم و رنج و بند
همى نام جستى ميان دو صف
كنون نام جاويدت آمد به كف
كه تا در جهان مردمست و سخن
چنين نام هرگز نگردد كهن
زمين را همانا سپهر بلند
بهدست تو خواهد گشادن ز بند
از کتابِ «ارمغان مور»
جستاری در شاهنامه
شاهرخ مسکوب | 2 374 |
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
