نشر نی
www.nashreney.com :وبسایت اینستاگرام: Instagram.com/nashreney تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰ تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴ تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸ ایمیل: info@nashreney.com
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram نشر نی
El canal نشر نی (@neypub) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 008 suscriptores, ocupando la posición 3 477 en la categoría Libros y el puesto 28 474 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 008 suscriptores.
Según los últimos datos del 16 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 191, y en las últimas 24 horas de 17, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 18.47%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 10.12% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 2 033 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 114 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 9.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como ترجمه, نشر, خیابان, اقتصادی, قرن.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“www.nashreney.com :وبسایت
اینستاگرام: Instagram.com/nashreney
تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 17 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 16 septiembre | +19 | |||
| 15 septiembre | +18 | |||
| 14 septiembre | +2 | |||
| 13 septiembre | +3 | |||
| 12 septiembre | +7 | |||
| 11 septiembre | +22 | |||
| 10 septiembre | +3 | |||
| 09 septiembre | +9 | |||
| 08 septiembre | +4 | |||
| 07 septiembre | +11 | |||
| 06 septiembre | +4 | |||
| 05 septiembre | +7 | |||
| 04 septiembre | +11 | |||
| 03 septiembre | +3 | |||
| 02 septiembre | +12 | |||
| 01 septiembre | +10 |
| 2 |
چاپ دوم منتشر شد
«رقابت یا همکاری»
مقایسهٔ آموزش و یادگیری در ژاپن و امریکا
تاکهاو دوای، کاترین لوئیس، یوکیکو سوگا، یوشییوکی ماتسودا
ترجمهٔ محمدرضا سرکار آرانی، نائومی شیمیزو، تویوکو موریتا
این اثر روایتی بینفرهنگی است که با طرح پرسشهای انتقادی آقای دکتر تاکهاو دوای دربارهٔ سیر تحول آموزش مدرسهای ژاپن آغاز میشود. در ادامه، گفتوگوهای وی با خانم دکتر کاترین لوئیس از امریکا، معیاری برای ارزیابی نقدها به دست میدهد و لایههای پنهان آنها را روشنتر میسازد. بازخوردهای مادرانهٔ خانم یوکیکو سوگا دربارهٔ رویکردهای فرهنگی به آموزش و یادگیری نیز روایتهای این اثر را برای والدین، مربیان و آموزگاران خواندنیتر کرده است.
مقدمهٔ اختصاصی دکتر اسدالله مرادی بر ویراست تازهٔ این اثر، از یک دهه مواجههٔ او با نظرات ژرف خانم لوئیس و نقدهای موشکافانهٔ آقای دوای حکایت دارد؛ مواجههای که نشان میدهد آموزش مدرسهای در ژاپن بیشتر بر «همکاری» و فعالیتهای گروهی تأکید دارد حال آنکه در امریکا «رقابت» و تواناییهای فردی برجسته میشود...
▫️بخشی از کتاب | 1 085 |
| 3 | فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «پیدایش یهودیت»
سنتهای کهن در چشمانداز معاصر
کریستین هیز
ترجمهٔ محمدمهدی سیاهکالی مرادی
با حضور:
پیروز سیار
علی شهبازی
آرش آبائی
محسن آزموده
و مترجم | 2 336 |
| 4 |
در دست انتشار
«ریشههای جنگ جهانی اول»
گوردون مارتل
ترجمهٔ بابک محقق
از مجموعهٔ کارگاه تاریخ
اگر بگوییم کشمکشهای کشورهای قدرتمند اروپایی در طول پنجاه سال منتهی به جنگ جهانی اول آتشی زیر خاکستر بود که نهایتاً کار را به تقابل مستقیم آنان کشاند سخنی به گزاف نگفتهایم. کتاب ریشههای جنگ جهانی اول تصویری کلی از سیاستها و بحرانهایی را پیش چشم میگذارد که در ۱۹۱۴ اروپا را درگیر جنگی خانمانسوز کرد. گوردون مارتل، استاد ممتاز تاریخ در دانشگاه بریتیش کلمبیای شمالی و استادیار تاریخ در دانشگاه ویکتوریا، در این کتاب علاوه بر اینکه به بررسی موانع سیاسی و راهبردیِ پیش روی هریک از قدرتهای بزرگ و اثرگذاری عوامل اجتماعی و اقتصادی در روند تصمیمگیریهای آنان میپردازد، موضع هر قدرت و جایگاه آن را در شبکۀ ائتلافهای حاکم بر سیاستهای بینالمللی نشان میدهد. وی شرح میدهد که آن ائتلافها (بهویژه «ائتلاف دوجانبۀ فرانسه و روسیه» و «ائتلاف سهجانبۀ آلمان، اتریش ـ مجارستان و ایتالیا») چگونه شکل گرفت، چطور به مجموعهای از تعهدات پیچیدۀ راهبردی انجامید و... | 1 251 |
| 5 |
منتشر شد
«از تاریخ شاهان تا حکایت مردمان»
نقاشیهای ایرانی در مرقعات دیتس
دیوید جی. راکسبرو، چارلز ملویل، برنارد اکین، کارن روردانتس
ترجمهٔ آزاده لطیفکار
از مجموعهٔ در اقلیم هنر
مرقعات دیتس (Diez A fol.70-74) که از ارزشمندترین منابع در تاریخنگاری هنر ایران به شمار میروند دربرگیرندهٔ مجموعهای غنی از آثار نقاشی، خوشنویسی، تذهیب و طراحی از ایران دوران ایلخانی و تیموریاند که در سفری غریب و طولانی از کتابخانههای دربار ایران به کتابخانهٔ دولتی برلین راه یافتهاند. کتاب حاضر مجموعهای از چهار مقاله به قلم چهار پژوهشگر برجستهٔ هنر ایران در باب این مرقعات و نقاشیهای ایرانی آنها است.
📝 بخشی از کتاب | 2 697 |
| 6 |
منتشر شد
«قهوهخانههای اصفهان»
زندگی شهری، معماری و عرصهٔ عمومی در ایران صفوی
فرشید امامی، نیلوفر لاری
از مجموعهٔ در اقلیم هنر
قهوهخانههای اصفهان روایتی نو از فضاهای شهری، فرهنگِ مصرفی و عرصۀ عمومی در عصر صفوی است. قهوهخانههای صفوی فقط محلی برای نوشیدن قهوه نبودند، بلکه فضاهای جدید زندگی شهری، گفتوگو و تماشای عمومی بودند. فرشید امامی، مورّخ معماری و هنرِ سرزمینهای اسلامی در دوران مدرنِ متقدم، در این کتاب، با نگاهی میانرشتهای، فرهنگِ نوظهور ملازم با قهوه را در پیوند با ویژگیهای کالبدی قهوهخانهها و نقش آنها در شکلگیری عرصۀ عمومی بازخوانی میکند و با ترسیم جزئیات تاریخیِ عالمانه و معمارانه، تجربۀ تازهای از اصفهانِ عصر صفوی از دریچۀ قهوهخانههای این شهر به خوانندگان ارائه میدهد.
در نیمۀ دوم این کتاب، رسالۀ ناشناختۀ سالکالدین محمد حموی یزدی معرفی و تصحیح شده است. این رساله نخستین واکنشها را به رواج نوشیدنیهای تازهواردی چون قهوه و چای و موادی مانند پادزهر بررسی میکند و در این بین، تصویری ارزشمند از طب و دانش اجتماعی صفویان عرضه میکند... | 2 394 |
| 7 | معرفی کتاب «پیدایش یهودیت»
از زبان آرش آبائی
سنتهای کهن در چشمانداز معاصر
کریستین هیز
ترجمهٔ محمدمهدی سیاهکالی مرادی | 1 338 |
| 8 |
سخنگویان بنیادها همواره ماهیت نوعدوستانهی مؤسسات خود را مورد تأکید قرار دادهاند و در همان حال این اتهام را نیز رد کردهاند که گویا هدف اصلی ایشان پیشبرد اهداف ملی یا حزبی خاص بوده است. چنین ادعاهایی پس از پایان جنگ جهانی دوم با شدت و تناوت بیشتری عنوان شدهاند. دوران پس از جنگ شاهد گسترش سریع برنامههای برونمرزی بنیاد کارنگی و بنیاد راکفلر و همچنین ورود بنیاد فورد به صحنهی فعالیتهای خارجی بوده است. این ادعای بنیادها در مورد ماهیت صرفاً بشردوستانهی فعالیتشان در داخل و خارج با بررسی نامهها، خطمشیهای اعلامشده، گزارشهای درونسازمانی و خاطرات مقامات آنها رد میشود. اسناد فوق آشکارا نشان میدهند که چگونه برنامههای بنیادها به منظور پیشبرد علایق سیاست خارجی ایالات متحد تدوین شده است.
«کنترل فرهنگ»
نقش بنیادهای کارنگی، فورد و راکفلر در سیاست خارجی آمریکا
ادوارد برمن
ترجمهٔ حمید الیاسی | 1 480 |
| 9 |
دوبووار در فصلى از یکی كتابهای خود به نوشتههاى پنج مردِ نويسنده دربارهٔ زنان پرداخت تا نشان دهد هريک از ايشان چگونه بر حسب تصاوير ذهنى خويش الگويى آرمانى از زن پرداختهاند. «مونترلان در زنِ آرمانى خود تنها جنبهٔ حيوانى مىجويد، لارنسِ احليلپرست از او مىخواهد تجسم كلىِ جنس زن باشد، كلودل او را خواهر روحى خود مىنامد، برتونِ شاعر او را كه ريشه در طبيعت دارد مىستايد و به زن/كودک اميد مىبندد، استاندال محبوبهٔ خويش را هوشمند و فرهيخته و آزاده در روح و رفتار يعنى همارز خود مىخواهد.»
وجه مشترک اين آراى بسيار متفاوت آن است كه همگى زن آرمانى را به فراموش كردن، انكار يا كمابيش نفى خود تشويق مىكنند. براى مونترلان زن آرمانى سببساز احساس سرزندگى در مرد خويش است. زن آرمانىِ دىاچ لارنس از خواستهاى خود درمىگذرد تا مرد او بتواند آنچه مىخواهد بشود. براى پل كلودل او نهتنها خادم خدا بلكه خادم مرد است. محبوبهٔ آرمانىِ آندره برتون بار گناهى سنگين را به دوش مىكشد و اگر عشق او به اندازهٔ كافى عميق باشد مىتواند مرد خود را به رستگارى برساند وگرنه او را با خود به حضيض ذلت خواهد برد. و زنِ آرمانى استاندال مشتاقانه از جسم و جان خود مايه مىگذارد تا محبوب خويش را از ذلت و حبس و مرگ برهاند. به نظر دوبووار مشكلى كه اين الگوهاى زن آرمانى ايجاد مىكنند آن است كه كمابيش در تمامى آنها گويى زن وظيفه دارد خود را براى مرد فدا كند.
از کتابِ «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریههای فمینیستی»
رزمری تانگ
ترجمۀ منیژه نجمعراقی | 1 587 |
| 10 |
کتاب حاضر شامل دو بخش و پنج مقاله است. موضوع سه مقالهی بخش اول «غفلت» از اهمیت و ضرورتِ برنامهریزی و مدیریت تحولات کالبدی در «منطقهها یا مجموعههای شهری» ــ بهعنوان عرصهی واقعی شهرها ــ است. این منطقهها یا مجموعههای شهری هریک شامل یک (یا چند) شهر اصلی با تعداد زیادی شهر و روستا و مراکز کار و فعالیت در پیرامون آنها هستند و بازارهای واحدی از سکونت و فعالیت را تشکیل میدهند. بخش دوم شامل دو مقاله است. مقالهی چهارم شرح ناکامی تجربهی «طرح ساختاری ـ راهبردی» در ایران بهعنوان مصداق بارزی از یک «سوءتفاهمِ» رایج است مبنی بر اینکه میتوان آموزهها، الگوها و دستاوردهای غرب در حوزههای اجتماعی ـ سیاسی را ــ مانند کالاهای ساختهشده و انواع فناوریهای نوین ــ به کشور وارد و از آنها استفاده کرد. مقالهی پنجم نیز شرح مختصر آثار و نتایج زیانبار یک «سوءتفاهمِ» دیگر است مبنی بر اینکه با تعیین ضوابط و استانداردهای «سرانه» میتوان، ضمن رفع کمبودهای موجود، نیازهای آیندهی شهرها را در زمینهی انواع خدمات و تسهیلات شهری ــ با جانمایی آنها در نقشههای جامع شهرها ــ تأمین کرد.
«یک غفلت و دو سوءتفاهم»
مجید غمامی | 1 657 |
| 11 |
نشر نی برگزار میکند:
جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «پیدایش یهودیت»
سنتهای کهن در چشمانداز معاصر
کریستین هیز
ترجمهٔ محمدمهدی سیاهکالی مرادی
با حضور:
پیروز سیار
علی شهبازی
آرش آبائی
محسن آزموده
و مترجم
زمان: سهشنبه ۲۴ شهریورماه، ساعت ۱۸
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم | 4 392 |
| 12 |
خشونت فرهنگ، که نخستین تأثیر ملموس و صدمهاش همان بیخانمان شدن و کارتنخوابی است، به خشونت فیزیکی دیگران مشروعیت میبخشد. خشونت فیزیکی علیه معتادها در طیفی از کردارها، از ضرب و شتم گرفته تا کشتن، عملی میشود. مردم محلۀ دروازهغار، به واسطۀ اینکه هر روز و از نزدیک با معتادهای کارتنخواب برخورد میکنند، بیش از همه تحتتأثیر این خشونت فرهنگ به طور عملی به حضور معتادها واکنش نشان میدهند: لگد میزنند، فحش میدهند و بساطشان را به هم میریزند. مأموران دولتی هر جایی در کوچه و خیابان دروازهغار که معتادها را بیابند وحشیانه کتک میزنند. اما تراژیکترین و تندترین خشونت فیزیکی، در کمپهای ترک اجباری روی میدهد. مثلاً کمپ شفق، یا به قول خود معتادها اردوگاه شفق، جایی است که چون فقط معتادها متصدیان کمپ را میبینند، عریانترین واکنشها نمایان میشوند: تحقیر کردن، کتک زدن، گرسنگی دادن، مریض کردن و کشتن. نتیجۀ خشونت فرهنگ، شکل گرفتن یک «فرهنگ ترور» تمامعیار علیه معتادهاست.
از کتاب «افیونزدگان»
مردمنگاری در جنوب تهران
اصغر ایزدی جیران
پژوهشهای اجتماعی دربارهٔ ایران (۴) | 2 208 |
| 13 |
چگونه میتوانیم خیر ناشی از کمک به خیریههای امور حیوانات را با نیکی حاصل از فعالیتهای خیرخواهانهٔ دیگر مقایسه کنیم؟ در اینجا معمولاً دو پرسش متمایز از هم با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند. یکی پرسشی عملی است: آیا حیوانات به اندازهٔ انسانها رنج میکشند؟ دیگری پرسشی اخلاقی است: با فرض اینکه حیوانات به اندازهٔ انسانها رنج ببرند، آیا این رنج کشیدنشان به اندازهٔ رنج کشیدن انسانها اهمیت دارد؟
پاسخ پرسش اخلاقی مثبت است. در کتاب آزادی حیوانات استدلال میکنم که اگر در مقایسه با انسان تمرکز کمتری بر روی حیوانات بکنیم، صرفاً به این دلیل که جزو گونهٔ ما نیستند، به گونهپرستی دچار شدهایم و این اخلاقاً همانقدر نارواست که نژادپرستی و تبعیض جنسیتی. گونهپرستی نوعی تبعیض علیه منافع آنهایی است که جزو «ما» نیستند. خطی که ما و دیگر حیوانات را از هم جدا میکند بر پایهٔ چیزی است که اخلاقاً نامربوط به موضوع است. برداشت خود من این است که اکثر فلاسفهای که با این پرسش درگیر شدهاند پذیرفتهاند که «گونه» از عوامل اخلاقاً نامربوط است و اینکه به چه گونهای تعلق داریم اهمیت رنجی را که میکشیم کم یا بیشتر نمیکند.
از کتابِ «دیگردوستی مؤثر»
رساندن بیشترین خیر چگونه فهم ما را از زندگی اخلاقی تغییر میدهد
پیتر سینگر
ترجمهی آرمین نیاکان | 1 902 |
| 14 |
«نورشناسی»
آیزاک نیوتن
ترجمهٔ بهنام شیخباقری
باید در پژوهش موضوعات مشکل فلسفهی طبیعی همچون ریاضیات، روش تحلیلی را بر روش ترکیبی مقدم شمرد. روش تحلیلی، که مشتمل بر مشاهده، آزمایش، و استخراج نتایج کلی از آنها به کمک استقراست، هیچ اعتراضی را به نتایجی که از آزمایشها و دیگر حقایق قطعی گرفته شده است نمیپذیرد؛ زیرا در فلسفهی تجربی فرضیهها اهمیتی ندارند. با این حال، اگرچه استدلال استقرایی از روی مشاهدات و تجربیات بهمنزلهی اثبات نتایج کلی حاصله نیست، باز هم بهترین روش در هماهنگی با سرشت پدیدههاست، به طوری که هرچه استقرا عامتر باشد استدلال قویتر است. همچنین، اگر هیچ استثنایی در پدیده مشاهده نشود، اعلام میشود که نتیجهی حاصل عام است. اما هرگاه پس از آن در آزمایشها استثنایی پدید آید، آن نتیجه با ذکر آن استثنا بیان میشود. با این روش میتوانیم از ترکیبات به اجزای تشکلیدهنده و از حرکات به نیروهای ایجادکننده و بهطور کلی از معلولها به علل آنها، و از علل خاص به علل عمومیتر دست یابینم و استدلال را تا رسیدن به کلیترین علل ادامه دهیم. این روش، تحلیلی است. | 1 841 |
| 15 | حالا دیگه همهچی به نازلترین سطح خودش رسیده
همهچی نه فقط از نظر سیاسی
مردم فرهنگ همهچی
تا چند دهۀ دیگه همهچی از دست رفته
تا صد سال دیگه هم درست نمیشه
وقتی آدم فکر میکنه این اتریش
زمانی چی بوده
نباید فکرشو هم کرد
وگرنه باید درجا خودتو بکشی
من هیچوقت طرفدار سلطنت نبودم
در این شکی نیست
هیچکدوم از ما نبودیم
ولی کاری که این آدمها با اتریش کردن
غیرقابل توصیفه
یه فاضلابِ بیروح و بیفرهنگ
که تو تمام اروپا بوی گند زنندهشو پخش میکنه
از نمایشنامهٔ میدان قهرمانان
توماس برنهارت
ترجمهٔ سارا اباذری
نمایشنامه؛ از مجموعهٔ جهان نمایش (۸۲) | 2 085 |
| 16 | «عشق میآید، عشق میرود. همواره به زمان خویش و هیچگاه به زمان ما. برای آمدن، تمامی آسمان را، تمامی واژگان را میطلبد. نمیتواند در تنگنای یک معنی بگنجد. حتی نمیتواند به یک خوشبختی اکتفا کند. عشق آزادی است. آزادی با خوشبختی همراه نیست. با شادی همراه است. شادی در قلب ما مانند نردبانی از نور است. نردبانی که از ما بسی بالاتر میرود، که از خودش بسی بالاتر میرود: آنجا که دیگر هیچچیز برای به چنگ آوردن وجود ندارد، غیر از آنچه دستنیافتنی است. مسلماً، دیگر حقیقتاً پاسخ پرسش شما را نمیدهم: میسرایم، اما آیا از پرنده دلیل سرودنش را میپرسند؟»
از کتابِ «شش اثر»
کریستیان بوبن
ترجمهٔ مهتاب بلوکی | 1 875 |
| 17 | گريهکنان از ترس مرگ پيش از مرگ، بيم آن داشت که اگر کمى ديگر در ظلمت آن گورخانه رنگ بماند يکباره تمام وجودش فروبريزد. آن هواى سردى که از درون گورخانه به صورتش وزيده بود منجمدش کرده بود تا او ديگر قادر به زيستن نباشد، چون زندگى بد بود، و حالا جوديت گريه مىکرد و از مانونگو مىخواست به او قول بدهد که از تمام دنيا نجاتش مىدهد. مانونگو، مانونگو، کمکم کن کفشهام را بپوشم و فرار کنم. بعد خودش را از آغوش مانونگو درآورد و ميان هزارتويى از نمازخانهها و آرامگاهها و سنگهاى شکسته به دويدن افتاد، چند بار به بنبست رسيد و برگشت و به اطراف نگاه کرد و نتوانست از کلاف سردرگم اموات سردربياورد. سرانجام مانونگو به کمکش آمد و او را به راه خروجى رساند و تمام اين مدت دست به کمرش انداخته بود تا پايش به سنگهاى درهمشکسته نگيرد.
زير درختان سرو ايستادند تا مانونگو موهای او را شانه بزند.
«جوديت، مىآيى برويم؟»
«براى هميشه.»
«و اين گورها و بچهها و مبارزه را همينجا بگذاريم، همه چيز را؟»
«همه چيز. قول بده هيچوقت نگذارى به اينجا برگردم.»
«هيچوقت. کلامى کوتاه که باز هم دراز بود. مثل هميشه. منفورترين کلمه براى مانونگو. اما جوديت حال و حوصلهٔ سنجش کلمات را نداشت. دلش مىخواست برود خانه، رخت و لباسى بردارد و فردا راه بيفتد.
از رمانِ «حکومت نظامی»
خوسه دونوسو
ترجمهٔ عبدالله کوثری | 1 851 |
| 18 |
ظهور پرزحمت انسان بهمنزلۀ محتوای هنر از همان نخستین نمونههایش در هنر مصر تا بیان کامل آن در مجسمهسازی یونانی با تنزل امر حیوانی در ابتدای عصر کلاسیک آغاز شد. درحالیکه حیوانات در ادیان سمبولیک مقام خدایی داشتند، یونانیان آنها را قربانی میکردند. بهاینترتیب، انسان نشان داد که «میخواهد از ابژۀ متبرک خدایانش صرفِنظر و استفادۀ خود از آن را ملغی کند.» در هنر سمبولیکْ فرمهای انسانی در مواردی مانند ابوالهول یا آنوبیس بهواسطۀ ترکیب با فرمهای حیوانی منزلت پیدا میکرد. در مقابل، انسانهای خاطی در دگردیسیهای اووید از طریق استحاله به حیوانات مجازات میشدند. خدایان بیشازپیش با فرم واقعی انسانی بازنمایی شدند و تلفیقهای خیالی یا تشبیه آنان به حیوانات رفتهرفته رنگ باخت. هگل در دایرةالمعارف مینویسد هنر زیبا (منظورش در اینجا هنر یونان است) «روح را از اسارت در اصنام عجیب و طلسمهای غریب تطهیر کرد.» این تطهیر در اینجا آغاز شده بود.
از کتابِ «زیباشناسی هگل»
هنر ایدئالیسم
لیدیا مالَند
ترجمهٔ محمدرضا ابوالقاسمی | 2 015 |
| 19 |
من هنوز جرئت ندارم زمین خالی کنار خونهمونو نگاه کنم. هنوز هم وقتی از کنارِ یه مهد کودک رد میشم پاهام میلرزه، نفسم میگیره،دستهام خیس عرق میشه. برای ما که وسط بمباران بودیم، هیچچیز هیچوقت تموم نمیشه، ولی هر چیزی ما رو میبره به اون دوران. حتی پریدن این فیوز برقِ... لعنتی!
(از متن نمایشنامه)
«ناامنی»
نمایشنامه
هاله مشتاقی نیا
از مجموعهٔ جهان نمایش
این نمایشنامه آینهای است از ناامنیهای نسلی که در پیوندها و گسستهایش، میان ماندن و رفتن و میان ایستادن و تسلیم شدن، در پی معنایی بوده است، اما شخصیتهایش برای «اکنون» همچنان جان دارند و داستان درهمتنیده روابطشان شوق دنبال کردن را در ما برمیانگیزد. | 1 952 |
| 20 | رؤیاها و خواستهای ما در تنش بین دو نیاز آشکار میشوند و برآوردن این نیازها بهطور جداگانه دشوار است. این دو عبارتاند از: نیاز به تعلق داشتن و نیاز به فردیت، که باید قابلیتِ عمل کردن به مقتضای جایگیری به اَشکال متفاوت در دل روابط اجتماعی را به آنها افزود. تعلقْ ما را به جستوجوی پیوندهای قوی و امن با دیگران میکشاند. این نیاز را هرگاه که دربارۀ با هم بودن یا اجتماع سخن میگوییم بروز میدهیم. فردیت، ما را به خلوتگزینی سوق میدهد؛ وضعیتی که در آن از فشارها مصون و رها از مطالبۀ انجام دادن هر چیزی هستیم که فکر میکنیم ارزشش را دارد. با این حال، چیزی که از نظر ما ارزشمند است، باید از نظر دیگران نیز ارزشمند باشد. هر دو این نیازها قدرتمند و پُرزورند. هرچه آدمی به برآوردن یکی از نیازها نزدیکتر میشود، چشمپوشی از نیاز دیگر عذابآورتر میشود. اجتماع بدونِ خلوت داشتن بیشتر حس و حالی شبیه به سرکوب دارد تا تعلق داشتن؛ در حالی که خلوت داشتن بدون برخورداری از اجتماعْ بیشتر حس تنهایی میدهد تا میل و خواستِ «خود بودن».
از کتابِ «جامعهشناسانه اندیشیدن»
زیگمونت باومن و تیم می
ترجمهٔ فرهنگ ارشاد | 1 850 |
