💙سخنان اوشو💙
📈 Аналитический обзор Telegram-канала 💙سخنان اوشو💙
Канал 💙سخنان اوشو💙 (@oshowords) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 15 663 подписчиков, занимая 2 372 место в категории Книги и 21 006 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 15 663 подписчиков.
Согласно последним данным от 05 сентября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило 78, а за последние 24 часа — -2, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 25.15%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 7.26% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 3 939 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 1 137 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 60.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как وقت, چیز, هستی, کس, بیشتر.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“💜سخنان ، کتابها و ویدیوهای اوشو💜
کانال دیگر : https://t.me/sufianehh”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 06 сентября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Книги.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 05 сентября | +2 | |||
| 04 сентября | +3 | |||
| 03 сентября | +7 | |||
| 02 сентября | +9 | |||
| 01 сентября | +10 |
| 2 | ادامه ـ
این فکر رایگان بودن دیانت چنان عمیقاً در ذهن مردم رسوخ کرده که فکر میکنند طلبکار هستند.
مردم به دفتر اینجا میآیند و میگویند “چرا ما را راه نمیدهید؟” ولی چرا باید شما را راه بدهند؟ برای ورود باید بهای آن را بپردازید. فقط اینکه بخواهی وارد شوی چندان معنی نمیدهد.
باید نشان بدهی که صداقت داری، باید نشان بدهی که فقط از روی کنجکاوی اینجا نیستی. برای آزمون اشخاص چه راهی هست؟ آسانترین راه پول است…. زیرا بزرگترین طمع برای پول است.
بزرگترین طمع انسان برای پول است، پس هر وقت مجبور باشی قدری از پول خودت را از دست بدهی، باید قدری از طمع خودت را از دست بدهی. وقتی برای ورود به اینجا پنج روپیه میپردازی، با دورانداختن کمی از طمع خود، هزینه میکنی.
مشکل در پول نیست، مشکل در طمع است؛ تو قدری از طمع خودت را از دست میدهی. و این تنها شروع کار است ـــ زیرا مراقبه فقط وقتی میتواند رخ بدهد که تمام طمع از بین رفته باشد. اگر فقط ذرهای از طمع باقی مانده باشد، مراقبه ممکن نیست.
برای ذهن طمعکار مراقبه وجود ندارد؛ مراقبه فقط برای یک ذهن غیرطمعکار وجود دارد. اگر پول نداری، [در این آشرام] کار کن. با کار خودت بپرداز و صداقت خودت را نشان بده.
ولی شخصی که این سوال را پرسیده باید پول داشته باشد، وگرنه اجازهی ورود به اینجا را نمیداشت. او باید پرداخته باشد… باید طمعکار باشد، میبایست همهچیز را رایگان خواسته باشد ـــ دستکم خدا را مفت میخواهد! زیرا هیچکس علاقهای به خدا ندارد!
من سالها در میان تودهها بودهام. من با عجله تصمیم نگرفتم که از تودهها دوری کنم ـــ دیدم که این مطلقاً بیمعنی است: تو پیوسته برای مردمی صحبت میکنی که آمادهی شنیدن نیستند؛ پیوسته برای مردمی حرف میزنی که جوینده نیستند، در جستجوی حقیقت نیستند و فقط برای سرگرمی آمدهاند. چرا من باید انرژی و وقت خودم را هدر بدهم؟
من هرگونه تلاش خود را داشتم تا در دسترس جمعیتهای بزرگتری باشم، ولی سپس دریافتم که غیرممکن است. آنان برای سرگرمی میآیند و از یک گوش میشنوند و از گوش دیگر رفته است.
* یک داستان تمثیلی زیبا در مورد بایزید، عارف صوفی وجود دارد.
او از قبرستانی میگذشت و با تلی از جمجمهی مردگان روبهرو شد. از روی کنجکاوی یکی از آنها را برداشت. او همیشه فکر میکرد که تمام جمجمهها باید مانند همدیگر باشند، ولی چنین نبود. جمجمههایی بودند که گوشهایشان به هم وصل بود، گذرگاهی بین آنها وجود داشت. جمجمههایی هم بودند که بههمدیگر راه نداشتند و مانعی بین آنها بود. چند جمجمه هم بود که گوشهایشان به قلب متصل بود ولی بههمدیگر راه نداشتند؛ گذرگاهی به سمت قلب وجود داشت.
او بسیار تعجب کرد و در نیایش خود از خدا پرسید: “موضوع چیست؟ سعی داری چه چیزی را برایم آشکار کنی؟” و گفته شده که او صدایی شنید: خدا به او گفت: “سه نوع مردم وجود دارند: یکی که توسط یک گوش میشنود؛ هرگز به جایی نمیرسد ــ درواقع، آنها نمیشنوند؛ فقط صدا مرتعش میشود و از بین میرود. نوع دوم کسانی هستند که میشنوند ولی فقط در لحظه ـــ از یک گوش وارد میشود و از گوش دیگر دوباره در دنیا گم میشود. نوع سوم روحهای اندکی هستند که توسط گوشها میشنوند و پیام به قلبشان مینشیند.”
و خدا گفت: “بایزید، من این تل جمجمهها را برای این آوردم که به تو کمک کنم که وقتی با مردم صحبت میکنی، این را به یاد داشته باشی. فقط با کسانی صحبت کن که سخنان تو را به دلهایشان میبرند ـــ در غیراینصورت انرژی خودت را هدر نده، زمان خودت را تلف نکن. زندگی تو ارزشمند است: پیامی داری که باید برسانی.”
من نیز یک روز فهمیدم ـــ نه با رفتن به قبرستان و دیدن جمجمهها؛ بلکه با دیدن و نگاه کردن به مردمان زنده. سه نوع وجود دارند؛ بایزید حق دارد. من هزاران هزار مردم را دیدهام و دریافتم که فقط تعداد اندکی هستند که آن بذر را به قلب خودشان میبرند؛ آنان که برای آن بذر یک خاک شده و آن را جذب خود میکنند. و دیگران فقط کنجکاو هستند و خودشان را سرگرم میکنند. شاید یک سرگرمی معنوی باشد، ولی این بیارزش و بیمعنا است.
پس من در اینجا برای تودهها حضور ندارم. بگذارید یک بار و برای همیشه روشن شود: من علاقهای به تودهها و جمعیت زیاد ندارم؛ فقط به افراد (فردیتیافتهها) علاقه دارم. و شما باید فطرت خود را نشان بدهید.
و این فقط ابتدای این آشرام است. وقتی این آشرام خوب مستقر شد، برای تازهواردها مشکلات بیشتر و بیشتری وجود خواهد داشت.
#اشو
📚«آموزش فراسو»
جلد ۴/۴
مترجم: م.خاتمی / زمستان ۱۴۰۲
@oshowords | 973 |
| 3 | ✳️ پرسش :
چرا هرکس که بخواهد مراقبه کند یا سخنرانیها را بشنود باید برایش پول پرداخت کند؟
✳️ پاسخ:
چرا که نه؟
* خاخام موعظهاش را با این جمله پایان داد: “زندگی مانند یک لیوان چای است.”
پس از آن یکی از او پرسید: “خاخام! چرا زندگی مانند یک لیوان چای است؟”
خاخام پاسخ داد: “چرا که نباشد؟”
من هم به تو میگویم: چرا که نه؟ تو در زندگی برای هر چیزی پول میپردازی، چرا برای مراقبه نه؟ چرا آن را رایگان میخواهی؟! در واقع تو آن را نمیخواهی.
تو برای هرچیزی که بخواهی پول پرداخت میکنی. میدانی که باید بپردازی. تو خواهان مراقبه نیستی. اگر رایگان داده شود، حتی اگر همراه با یک پراساد Prasad، {هدیه از طرف مرشد} داده شود، در موردش فکر خواهی کرد. تو حاضری به سینما بروی و پول بدهی؛ چرا نباید برای مراقبه و برای سخنرانی که میخواهی بشنوی پولی ندهی؟
طبیعی است که این پرسش از یک هندی و یک غیرسانیاسین میآید که ابداً مرا درک نکرده و باید یک تازهوارد باشد. هندیها فکر میکنند که مذهبیترین مردم دنیا هستند؛ تمام این فکر تاپالهی گاو است! آنان غیرمذهبیترین مردم در دنیا هستند ـــ فقط این فکر نفْسانی را دارند که بسیار مذهبی هستند! اگر واقعاً بادیانت باشی، آماده هستی برای مراقبهات پرداخت کنی، بههر قیمتی، حتی به قیمت جانت.
تو به سینما میروی و ده روپیه پرداخت میکنی؛ روزی ده روپیه هم دستمزد داری. میگویی که این فیلم ارزشش را داشت: “میتوانم یک روز از دستمزدم را برای دیدن آن بدهم.” ولی تو حاضر نیستی هیچ چیزی برای مراقبه، برای نیایش و برای دیانت بپردازی. درواقع، دیانت آخرین چیز در لیست تو است. آن را رایگان میخواهی؛ در اساس خواهان آن نیستی. اگر قیمتی داشته باشد، ناراحت میشوی!
میپرسی که چرا باید پرداخت کنی؟! قیمتی که درخواست شده هیچ است؛ فقط آغاز یک درس مشخص است: که فرد باید برای هرچیزی پرداخت کند؛ و البته برای مراقبه (آگاهانهزیستن)، البته برای نیایش ـــ زیرا اینها والاترین چیزها در زندگی هستند. آن چند روپیه که باید بپردازی بسیار نمادین هستند، فقط نمایش و نشانگر چیزی هست. اگر آماده باشی چیزی بپردازی، آنوقت من میدانم که میتوانی ترغیب شوی بیشتر بپردازی. رفتهرفته، یک روز قادر خواهی بود تا تمام زندگیات را برای آن هزینه کنی. اگر حاضر نباشی حتی پنج روپیه بپردازی، برای تو غیرممکن است که بتوانی تمام زندگیات را هزینه کنی.
گرجیف عادت داشت برای سخنرانیهایش پول زیادی بگیرد؛ و نه فقط پول: او انواع موانع را ایجاد میکرد. برای نمونه: یک بار چنین اتفاق افتاد که او در پاریس هشت روز به مردم خبر داد و تمام هشت روز را کنسل کرد! روز اول تقریباً چهارصد نفر آمده بودند؛ روز آخر حدود پنج یا شش نفر حاضر شدند. وقتی او به آنان نگاه کرد، گفت: “حالا فقط افراد مناسب باقی ماندهاند. جمعیت رفته است، حالا میتوانم هرآنچه که میخواهم را به شما بگویم.”
من هم به تودهها و جمعیتها علاقهای ندارم. علاقهای به بازدیدکنندگان رسمی ندارم، فقط به چند جویندهی باصداقت علاقه دارم. اینها باید جنس و فطرت خودشان را نشان دهند.
و این پولی که باید بپردازید فقط در ابتدای کار است؛ فقط یک قدم کوچک است؛ رفتهرفته شما را ترغیب خواهم کرد که با جان خود هزینه کنید. تا وقتی که اینقدر شهامت نداشته باشید، اتفاقی نخواهد افتاد. دیانت ارزان نیست، البته که رایگان هم نیست.
ولی ذهن هندی بسیار درگیر پول است: آنان در مورد مذهبی بودن حرف میزنند ولی مردمانی پولپرست هستند. تمام نگرش آنان در مورد چیزها بر اساس پول است. هیچ فرد غربی تاکنون چنین سوالی نکرده است؛ آنان درک میکنند: از این آشرام (مدرسهی معنوی) باید نگهداری شود، باید برای شما آماده شود، برخی از موسیقیدانها باید برای موسیقی آماده شوند، کسی باید مراقبهها را اجرا کند، از باغچهها باید مراقبت شود، ساختمانهای جدید باید ساخته شوند. همهی اینها نیاز به پول دارد ـــ از کجا باید بیاید؟ و شما خوب میدانید که من هیچ معجزهای ندارم!
تنها دو راه وجود دارد: یکی اینکه فرد دیگری باید برای شما اعانه بدهد. ولی چرا دیگری باید به شما اعانه بدهد؟ شما مراقبه میکنید و دیگری باید برایش هزینه کند و اعانه بپردازد؟ چرا؟ اگر تو میخواهی مراقبه کنی، خودت برایش میپردازی. و اگر واقعاً بخواهی مراقبه کنی، آماده هستی که بپردازی؛ هیچ مانعی نباید برای آن وجود داشته باشد. اگر پول نداری، برو و بهدست بیاور. اگر مطلقاً ممکن نیست، آنوقت بیا و در آشرام کار کن و با کار خودت بپرداز. ولی نخواه که رایگان بیایی!
ادامه👇 | 928 |
| 4 | sticker.webp | 1 344 |
| 5 | ✳️ سوال :
هوش دقیقاً چیست و چه رابطهای میان هوش قلب و هوش ذهن (عقل) وجود دارد؟
✳️ پاسخ اشو:
هوش، یک ظرفیت و توانایی مادرزادی برای «دیدن» و درکِ شهودی است.
هر کودکی باهوش به دنیا میآید، اما جامعه با اجبار به «تقلید و کپی کردن»، این هوش را نابود میکند.
عقل و منطق (هوشٍ ذهن) از بیرون وام گرفته میشود و فقط یک ابزار محاسباتی است، در حالی که «هوش قلب» هوش واقعی و زنده است که به زندگی شما شعر، رقص، جشن و خنده میبخشد.
سر باید فقط یک خدمتگزار باشد و قلب باید ارباب باقی بماند.
@oshowords | 1 382 |
| 6 | نرنجیدن، همون پذیرشه ،
پذیرش همون مشاهده ست ،
مشاهده، همون ارتباطه ،
و ارتباط همون آرامشه.
#ساتیابانو
@satyabanoo | 1 559 |
| 7 | sticker.webp | 2 220 |
| 8 | هرگز از گریستن نترسید. وقتی اشکها میآیند، شروع میکنی به احساس شرمندگی: حس میکنی “دیگران چه فکر میکنند؟ من گریه میکنم؟! این خیلی بچگانه است. نباید چنین باشد.” پس آن اشکها را متوقف میکنی ــ آن چیزی را که در تو رشد میکرد میکُشی.
اشکها بسیار زیباتر از هر آنچه که داری هستند، زیرا اشکها از سرریز شدنِ وجودت میآیند. و اشکها الزاماً نشانهی اندوه نیستند: گاهی اوقات به سبب شوق و شادی عظیمی هست و از یک آرامش زیاد و گاهی از شعف و عشق میآیند.
درواقع اشکها هیچ ربطی به اندوه و شادی ندارند. هر چیزی که قلب تو را بسیار تکان بدهد، هر چیزی که تو را تسخیر کند، هر چیزی که خیلی زیاد باشد و نتوانی آن را در خود جای بدهی، شروع میکند به سرریز شدن ــ این سبب جاری شدن اشکها میشود. آنها را با شادی بسیار بپذیر و به آنها خوشامد بگو.
چشمانی پر از اشک قادر به دیدن حقیقت هستند. چشمانی پر از اشک قادر به دیدن زیباییها، برکات و سعادت زندگی هستند.
#اوشو
@oshowords | 2 345 |
| 9 | sticker.webp | 1 999 |
| 10 | هیچ کس نمی تواند شما را عصبانی یا خوشحال کند.
اگر رنج می برید،
این به خاطر شما است.
اگر احساس شادی می کنید، این به خاطر خودتان است.
هیچ کس دیگری مسؤلیت ندارد،
تنها شما مسئول حال خود هستید. شما در آنِ واحد می توانید بهشت یا جهنم باشید.
بزرگترین ترس در دنیا در نظر گرفتن نظرات دیگران است و آن لحظه که شما دیگر از انسان ها ترسی ندارید، دیگر گوسفند نیستید، بلکه تبدیل به شیر می شوید. غرشی بزرگ در قلب شما بر می خیزد، غرشِ آزادی.
Osho💜
@oshowords | 2 220 |
| 11 | sticker.webp | 2 586 |
| 12 | هرگز عشقی وجود نخواهد داشت مگر اینکه منیت در شما از میان برود.
مادامی که غرور و منیت در شما وجود دارند به هیچ وجه به عشق اجازهی شکوفایی نخواهید داد.
💜اشو
📚 این_نیز_بگذرد
@oshowords | 2 799 |
| 13 | هستي مراقب همه ماست.
ما بدون عشق هستي حتي براي يك لحظه نمي توانيم وجود داشته باشيم. هستي پيوسته در وجود ما زندگي جاري مي سازد. ما براي هستي بسيار محترم هستيم، اگرچه همچنان آنرا بديهي مي شماريم- و خاستگاه حماقت ما همين جاست.
اگر ما هستي را بديهي بشماريم، در ما هيچگونه احساس شكرگزاري وجود نخواهد داشت.
انسان ديندار كسي است كه احساس شكرگزاري كند، شكرگزاري فراوان. كسي كه به صرف بودن، شكرگزار باشد.
آنگاه كه تو شروع به احساس شكرگزاري كني، هزار و يك چيز براي شكرگزاري كردن خواهي يافت و هرقدر بيشتر احساس شكرگزاري كني، هدايايي بيشتر از راه خواهند رسيد.
Osho💜
@oshowords | 2 522 |
| 14 | همين كه
اندكی ساكتتر،
آرامتر و رهاتر شوی،
همين كه
در درون وجودت بيارامی،
ناگهان از زيبايی درختان،
از زيبايی ابرها،
از زيبايی انسانها
و هر چيزی كه هست آگاه میشوی.
همه چيز زيباست،
زيرا همه چيز سرشار از خداست.
و آنگاه كه تو
از تمام اين زيبايیها آگاه شوی،
نتيجهٔ نهايی اين میشود
كه خود زيبا میشوی.
💜اشو
@oshowords | 3 267 |
| 15 | ببین چه می کنی و چرا
ببین چه می گویی و چرا
آن وقت تمام بازیهایی که با دیگران می کنی را می توانی ببینی
و نه فقط با دیگران بلکه با خودت نیز
#اوشو
@oshowords | 3 380 |
| 16 | sticker.webp | 3 351 |
| 17 | ✳️ درخواست عشق
ما همه از همدیگر عشق می خواهیم دوستان از دوستان عشق میخواهند ،
ما همه از کسی دیگر عشق می خواهیم.
بدون این درک که آن دوستی که ما از او عشق خواسته ایم، خودش از شما عشق میخواهد. شما مانند دو گدا هستید که روبروی هم ایستاده اید و کاسه ی گدایی همدیگر را می کشید.
تا زمانی که کسی عشق بخواهد،
او قادر به عشق دادن نخواهد بود
زیرا عشق خواستن نشان دهنده ی این است که:
درون او چشمه ی عشق وجود ندارد وگرنه چرا باید عشق را از بیرون بخواهد؟
فقط کسی که فراتر از نیاز به عشق خواهی رفته باشد، میتواند عشق دهد.
عشق سهیم کردن است، نه گدایی کردن عشق امپراطور است، گدا نیست.
عشق فقط دادن را می شناسد،
او چیزی از خواستن نمی داند.
ما عشق را میشناسیم؟
عشقی که درخواست می شود،
نمی تواند عشق باشد.
و به یاد بسپار:
کسی که عشق را درخواست می کند، هرگز نخواهد توانست در این دنیا عشق را به دست آورد.
یکی از اساسی ترین قوانین،
یکی از ابدی ترین قوانین زندگی،
این است که کسی که درخواست عشق می کند، هرگز آن را به دست نمی آورد ، هرگز....
عشق تنها به در خانه ای می آید که در آنجا خواهش عشق ناپدید شده باشد. عشق شروع به بارش بر خانه ی کسی می کند که درخواست عشق را متوقف کرده است.
اما بر خانه ی کسی که همچنان درخواست عشق می کند، بارانی نخواهد بارید. عشق از قلبی که درخواست عشق می کند، جریان نمی یابد.
قلب درخواست کننده آن نوع پذیرش را ندارد که به عشق امکان ورود دهد.
فقط یک قلب سهیم کننده، یک قلب دهنده نوعی پذیرش را در خود دارد تا عشق به درش بیاید و بگوید:
در را باز کن! من آمده ام.
تاکنون عشق بر در ما کوبیده است؟
نه، زیرا تا به حال قادر به دادن عشق نبوده ایم.
و این را نیز به یاد داشته باش که:
هر آنچه که ما می دهیم به ما باز می گردد.
یکی از قوانین ابدی این است که هرچه بدهیم به ما باز می گردد.
کل جهان چیزی جز یک اکو نیست.
ما تنفر می دهیم،
و تنفر به ما باز می گردد.
ما خشم می دهیم،
و خشم به ما باز می گردد.
ما ازدیگران سوء استفاده می کنیم
و سوء استفاده به ما باز می گردد.
ما خار پخش می کنیم،
و خار به ما باز میگردد.
هرآنچه که می دهیم، به ما باز میگردد، آن در راه های بی پایان به ما باز میگردد.
و اگر عشق را سهیم کنیم،
آنگاه عشق در راه های بی پایان به ما می رسد.
اگر عشق در شمار راه های بی حد به ما نرسد، بدان که ما عشق نداده ایم.
#اوشو
#کتاب_سفر_درونی
@oshowords | 4 053 |
| 18 | sticker.webp | 3 481 |
| 19 | اگر آشفته ای لطفا به یاد داشته باش به کسی کمک نکن زیرا کمکت سمی خواهد بود.
اگر آشفته ای خودت را درگیر دیگران نکن ، زیرا در حال ایجاد دردسر هستی
بیماری ات واگیردار میشود . به کسی پند و اندرز نده .
و اگر کمی شفافیت ذهنی داری از کسی که آشفتگی دارد نصیحت نپذیر .
هوشیار باش !
زیرا آشفتگان همواره دوست دارند دیگران را نصیحت کنند و این کار را مجانی انجام می دهند .
هوشیار بمان !
از آشفتگی فقط آشفتگی زاده میشود.
#اوشو
📗 قایق خالی | 3 936 |
| 20 | sticker.webp | 3 746 |
