سایه
رفتن به کانال در Telegram
•سایهام! •دانشجویِ زبان و ادبیات پارسی. •اینجا شعر میذارم و بعضی وقتا در مورد شاهنامه و ادبیات حرف میزنم. •هشتگها: «#خداینامه»، «#پارسی» و «#گیسو». •پلی لیست: @Sawyesplaylist نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم
نمایش بیشتر2 105
مشترکین
-224 ساعت
-67 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
2 105
نظامی یه جا در توصیفِ آدم میگه: «طفلِ چهل روزهی کژ مژ زبان» من همینم. در برابر زندگی در برابر ادبیات در برابر تمام چیزهایی که از توانم خیلی بزرگترن همین جوری بودم همیشه.
2 105
ناگهان به یادش آمد که تمامِ عمر تنها بوده و هیچ کس دوستش نداشته و او خود نیز در بندِ آن نبوده است که به کسی دل ببندد.
بانوی میزبان - داستایفسکی
2 105
ناگهان به یادش آمد که تمامِ عمر تنها بوده و هیچ کس دوستش نداشته و او خود نیز در بندِ آن نبوده است که به کسی دل ببندد…
بانوی میزبان
داستایفسکی
2 105
«توز» در واژهی «کینهتوز» از مصدرِ «توختن» میاد. توختن یعنی یه چیزی رو خواستن، طلب کردن، آرزو کردن، به دنبال یه چیزی رفتن. کینهتوز کسی هستش که به دنبال انتقام و کینه میره.
2 105
«توز» در واژهی «کینهتوز» از مصدرِ «توختن» میاد. توختن یعنی یه چیزی رو خواستن، طلب کردن، آرزو کردن، به دنبال یه چیزی رفتن. کینه توز کسی هستش که به دنبال انتقام و کینه میره.
2 105
دوتا شاهد مثال:
کلیله و دمنه مینوی چاپ دانشگاه تهران ص ۵۰:
«اکنون مشتی خاک پسِ من انداز تا گرانی ببرم»
یعنی حالا یه مشت خاک پشتم بریز تا رفع زحمت کنم.
دیوان سنایی چاپ مصفا ص۶۸۸:
«من حجره را بروبم، پس خاکِ حجره را
بندازمش ز پس چو پی از در برون نهاد»
در مورد کسی که ازش خوشش نمیاد میگه من حجره رو جارو میکنم خاک هاشو میریزم پشت سر فلانی وقتی پاشو بذاره بیرون.
2 105
دوتا شاهد مثال:
کلیله و دمنه مینوی چاپ دانشگاه تهران ص ۵۰:
«اکنون مشتی خاک پسِ من انداز تا گرانی ببرم»
یعنی حالا یه مشت خاک پشتم بریز تا رفع زحمت کنم.
دیوان سنایی چاپ مصفا ص۶۸۸:
«من حجره را بروبم، پس خاکِ حجره را / بندازمش ز پس چو پی از در برون نهاد»
در مورد کسی که ازش خوشش نمیاد میگه من حجره رو جارو میکنم خاک هاشو میریزم پشت سر فلانی وقتی پاشو بذاره بیرون.
