سایه
Open in Telegram
•سایهام! •دانشجویِ زبان و ادبیات پارسی. •اینجا شعر میذارم و بعضی وقتا در مورد شاهنامه و ادبیات حرف میزنم. •هشتگها: «#خداینامه»، «#پارسی» و «#گیسو». •پلی لیست: @Sawyesplaylist نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم
Show more2 113
Subscribers
-424 hours
-77 days
-2230 days
Posts Archive
2 113
ناگهان به یادش آمد که تمامِ عمر تنها بوده و هیچ کس دوستش نداشته و او خود نیز در بندِ آن نبوده است که به کسی دل ببندد.
بانوی میزبان - داستایفسکی
2 113
ناگهان به یادش آمد که تمامِ عمر تنها بوده و هیچ کس دوستش نداشته و او خود نیز در بندِ آن نبوده است که به کسی دل ببندد…
بانوی میزبان
داستایفسکی
2 113
«توز» در واژهی «کینهتوز» از مصدرِ «توختن» میاد. توختن یعنی یه چیزی رو خواستن، طلب کردن، آرزو کردن، به دنبال یه چیزی رفتن. کینهتوز کسی هستش که به دنبال انتقام و کینه میره.
2 113
«توز» در واژهی «کینهتوز» از مصدرِ «توختن» میاد. توختن یعنی یه چیزی رو خواستن، طلب کردن، آرزو کردن، به دنبال یه چیزی رفتن. کینه توز کسی هستش که به دنبال انتقام و کینه میره.
2 113
دوتا شاهد مثال:
کلیله و دمنه مینوی چاپ دانشگاه تهران ص ۵۰:
«اکنون مشتی خاک پسِ من انداز تا گرانی ببرم»
یعنی حالا یه مشت خاک پشتم بریز تا رفع زحمت کنم.
دیوان سنایی چاپ مصفا ص۶۸۸:
«من حجره را بروبم، پس خاکِ حجره را
بندازمش ز پس چو پی از در برون نهاد»
در مورد کسی که ازش خوشش نمیاد میگه من حجره رو جارو میکنم خاک هاشو میریزم پشت سر فلانی وقتی پاشو بذاره بیرون.
2 113
دوتا شاهد مثال:
کلیله و دمنه مینوی چاپ دانشگاه تهران ص ۵۰:
«اکنون مشتی خاک پسِ من انداز تا گرانی ببرم»
یعنی حالا یه مشت خاک پشتم بریز تا رفع زحمت کنم.
دیوان سنایی چاپ مصفا ص۶۸۸:
«من حجره را بروبم، پس خاکِ حجره را / بندازمش ز پس چو پی از در برون نهاد»
در مورد کسی که ازش خوشش نمیاد میگه من حجره رو جارو میکنم خاک هاشو میریزم پشت سر فلانی وقتی پاشو بذاره بیرون.
2 113
دوتا شاهد مثال:
کلیله و دمنه مینوی چاپ دانشگاه تهران ص ۵۰:
«اکنون مشتی خاک پسِ من انداز تا گرانی ببرم»
یعنی حالا یه مشت خاک پشتم بریز تا رفع زحمت کنم.
دیوان سنایی چاپ مصفا ص۶۸۸:
«من حجره رو بروبم، پس خاکِ حجره را / بندازمش ز پس چو پی از در برون نهاد»
در مورد کسی که ازش خوشش نمیاد میگه من حجره رو جارو میکنم خاک هاشو میریزم پشت سر فلانی وقتی پاشو بذاره بیرون.
2 113
همهی ما سنتِ آب پشت پای مسافر ریختن رو بلدیم ولی یک چیز جالب اینه که در قدیم خاک پشت مسافر ریختن هم وجود داشته و دقیقاً معنای برعکس داشته. یعنی وقتی میخواستن اون مسافر یا مهمان دیگه برنگرده پشتش خاک میریختن🤝🏼.
