ru
Feedback
سایه

سایه

Открыть в Telegram

•سایه‌ام! •دانشجویِ زبان و ادبیات پارسی. •اینجا شعر می‌ذارم و بعضی وقتا در مورد شاهنامه و ادبیات حرف می‌زنم. •هشتگ‌ها: «#خدای‌نامه»، «#پارسی» و «#گیسو». •پلی لیست: @Sawyesplaylist نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم

Больше
2 158
Подписчики
+224 часа
-77 дней
+12230 день
Архив постов
عاشق چنل حسنا هستم💗😭

Repost from N/a
دینی🫗
+5
دینی🫗

با دیدن این پیام نفسی که حبس کرده بودم رو رها کردم.

.

ادامه بدید بچه‌ها. فقط ادامه بدید.

یادی هم کنیم از این روز.

در مورد «شرابِ ناب»: ناب در ریشه به صورت «نه آب» بوده یعنی شرابی که در اون آب نیست. در گذشته برای این که از تاثیر شراب بکاهن گاهی باهاش آب ترکیب می‌کردن و شراب ناب یعنی شراب خالص ترکیب نشده با آب.

در مورد «شرابِ ناب»: ناب در ریشه به صورت «نه آب» بوده یعنی شرابی که در اون آب نیست و خالص هستش و اثر گذاری بیشتری داره. در گذشته برای این که از تاثیر شراب بکاهن گاهی باهاش آب ترکیب می‌کردن و شراب ناب یعنی شراب خالص ترکیب نشده با آب.

فردا امتحان حافظ دارم💕🌸🎀
فردا امتحان حافظ دارم💕🌸🎀

امتحان حافظ دارم فردا💕🌸🎀
امتحان حافظ دارم فردا💕🌸🎀

(بچه‌ها سایه‌پروف من نیستم یه وقت به اشتباه نیوفتید)

خواستم بگم سایه پروف برگشته!
خواستم بگم سایه پروف برگشته!

Repost from N/a
در باب کسالت‌بار بودن موسیقی کلاسیک ( ۲ ) موسیقی کلاسیک برخلاف دیگر ژانر‌های موسیقی، مخصوصاً موسیقی امروزی، در گرو برآوردن انتظارات مخاطب نیست بلکه بر اساس اقتضای روح زمانه پیش می‌رود و کار خود را نه با صنعت و تقاضا، بلکه با خود می‌سنجد. از طرفی موسیقی کلاسیک، مثل هر هنر فاخر دیگری، نیازمند توجه (Attention) فعال و آشنایی مخاطب با قواعد موسیقی است. احتمالاً اگر فردی قواعد بازی شطرنج را نداند، تماشای بازی دو قهرمان جهانی برایش بی‌معنی است. همچنین در موسیقی کلاسیک، کسی که قواعد موسیقی را نداند، اصلاً نمی‌تواند از آنچه می‌شنود سر در بیارود. نمی‌فهمد که ویژگی خاص سمفونی ۹ بتههون چیست که آن را اینقدر گرانمایه کرده است. پس در نهایت، کسالت به سراغش می‌آید. پیشنهاد من برای اینگونه موارد یک، توجه فعال و دو، شناخت قواعد موسیقی در حد توان است. باشد که این الهه نورش را بر شما هم بتاباند.

photo content
+1

بی تو تمامِ شعر‌ها در خانه می‌پوسند دیگر کسی در بیت بیتِ شعر مهمان نیست
احمد حسینی

باران ببارد یا نبارد اصل باران نیست تهران برایم گرچه تهران است تهران نیست

تو را در بغضِ تهران در امیر آباد گم کردم تو را در کوچه‌هایِ سردِ نوبنیاد گم کردم تو را در جشن و رقص و پایکوبی بین مهمان‌ها تو را در گریه‌هایِ میرِ بی داماد گم کردم. تو را در گرته‌های صلح و آزادی غم و شادی تو را در شعر‌ها ای دردِ مادرزاد گم کردم […] تو را در سفره‌های هفت سین در لحظه‌ی تحویل سال تو را در تُنگ‌ها ای ماهیِ آزاد گم کردم. […] تو را در «دشنه‌ای در دیس» در «دهانت را می‌بویند مبادا گفته باشی دوستت می‌دارم دلت را می‌بویند روزگار غریبی‌ست نازنین…» تو را در شاملو این قالبِ آزاد گم کردم […] تو را در آخرین برداشت‌های نفی از منکر تو را در گشت‌هایِ کاملن ارشاد گم کردم.
احمد حسینی

گیلاس عزیزم منو نجات بده.

photo content