سایه
Открыть в Telegram
•سایهام! •دانشجویِ زبان و ادبیات پارسی. •اینجا شعر میذارم و بعضی وقتا در مورد شاهنامه و ادبیات حرف میزنم. •هشتگها: «#خداینامه»، «#پارسی» و «#گیسو». •پلی لیست: @Sawyesplaylist نیست بر لوحِ دلم جز الفِ قامتِ دوست چه کنم؟ حرفِ دگر یاد نداد استادم
Больше2 158
Подписчики
+224 часа
-77 дней
+12230 день
Архив постов
2 158
در مورد «شرابِ ناب»:
ناب در ریشه به صورت «نه آب» بوده یعنی شرابی که در اون آب نیست. در گذشته برای این که از تاثیر شراب بکاهن گاهی باهاش آب ترکیب میکردن و شراب ناب یعنی شراب خالص ترکیب نشده با آب.
2 158
در مورد «شرابِ ناب»:
ناب در ریشه به صورت «نه آب» بوده یعنی شرابی که در اون آب نیست و خالص هستش و اثر گذاری بیشتری داره. در گذشته برای این که از تاثیر شراب بکاهن گاهی باهاش آب ترکیب میکردن و شراب ناب یعنی شراب خالص ترکیب نشده با آب.
2 158
Repost from N/a
در باب کسالتبار بودن موسیقی کلاسیک ( ۲ )
موسیقی کلاسیک برخلاف دیگر ژانرهای موسیقی، مخصوصاً موسیقی امروزی، در گرو برآوردن انتظارات مخاطب نیست بلکه بر اساس اقتضای روح زمانه پیش میرود و کار خود را نه با صنعت و تقاضا، بلکه با خود میسنجد.
از طرفی موسیقی کلاسیک، مثل هر هنر فاخر دیگری، نیازمند توجه (Attention) فعال و آشنایی مخاطب با قواعد موسیقی است. احتمالاً اگر فردی قواعد بازی شطرنج را نداند، تماشای بازی دو قهرمان جهانی برایش بیمعنی است. همچنین در موسیقی کلاسیک، کسی که قواعد موسیقی را نداند، اصلاً نمیتواند از آنچه میشنود سر در بیارود. نمیفهمد که ویژگی خاص سمفونی ۹ بتههون چیست که آن را اینقدر گرانمایه کرده است. پس در نهایت، کسالت به سراغش میآید.
پیشنهاد من برای اینگونه موارد یک، توجه فعال و دو، شناخت قواعد موسیقی در حد توان است.
باشد که این الهه نورش را بر شما هم بتاباند.
2 158
تو را در بغضِ تهران
در امیر آباد
گم کردم
تو را
در کوچههایِ سردِ نوبنیاد
گم کردم
تو را در جشن و رقص و پایکوبی
بین مهمانها
تو را در گریههایِ میرِ بی داماد گم کردم.
تو را در گرتههای صلح و آزادی
غم و شادی
تو را
در شعرها
ای دردِ مادرزاد گم کردم
[…]
تو را در سفرههای هفت سین
در لحظهی تحویل سال
تو را
در تُنگها
ای ماهیِ آزاد گم کردم.
[…]
تو را
در «دشنهای در دیس»
در «دهانت را میبویند
مبادا گفته باشی دوستت میدارم
دلت را میبویند
روزگار غریبیست نازنین…»
تو را در شاملو
این قالبِ آزاد گم کردم
[…]
تو را در آخرین برداشتهای نفی از منکر
تو را در گشتهایِ کاملن ارشاد
گم کردم.
احمد حسینی
