کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد. مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
کانال کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران (@kashowra) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 17 559 مشترک است و جایگاه 12 541 را در دسته اخبار و رسانهها و رتبه 18 849 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 17 559 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 28 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -122 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 1 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 11.65% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 7.40% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 2 046 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 299 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 20 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“منبع مستند اطلاعیهها، بیانیهها، فراخوانها و نامههای سرگشاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، این کانال میباشد.
مقالات و نوشتههای افراد، گروهها و احزاب که از این کانال پخش شود، لزومأ دیدگاه شورا نیست.”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 29 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اخبار و رسانهها تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 29 اوت | +2 | |||
| 28 اوت | +5 | |||
| 27 اوت | +1 | |||
| 26 اوت | +7 | |||
| 25 اوت | +4 | |||
| 24 اوت | +10 | |||
| 23 اوت | +8 | |||
| 22 اوت | +5 | |||
| 21 اوت | +2 | |||
| 20 اوت | +9 | |||
| 19 اوت | 0 | |||
| 18 اوت | +2 | |||
| 17 اوت | +3 | |||
| 16 اوت | +3 | |||
| 15 اوت | +3 | |||
| 14 اوت | +4 | |||
| 13 اوت | +3 | |||
| 12 اوت | +1 | |||
| 11 اوت | +6 | |||
| 10 اوت | 0 | |||
| 09 اوت | +2 | |||
| 08 اوت | +2 | |||
| 07 اوت | 0 | |||
| 06 اوت | +2 | |||
| 05 اوت | +6 | |||
| 04 اوت | +4 | |||
| 03 اوت | +1 | |||
| 02 اوت | 0 | |||
| 01 اوت | +13 |
| 2 | 🔴 احضار رضا امانیفر به دادگاه؛ تداوم فشار قضایی بر معلم پژوهشگر و استاد اخراجی دانشگاه
بر اساس گزارشهای رسیده به شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، جلسه دادگاه رضا امانیفر، معلم، پژوهشگر، استاد اخراجی دانشگاه و بازرس شورای هماهنگی، روز سهشنبه دهم شهریورماه ساعت ۱۰ صبح برگزار خواهد شد.
رضا امانیفر از جمله چهرههای شناختهشدهی صنفی و پژوهشی است که طی ماههای گذشته با فشارهای قضایی و امنیتی روبهرو بوده است. وضعیت جسمانی او، بهویژه بیماری کلیوی، نگرانیها درباره ادامه فشارها و روند رسیدگی قضایی را دوچندان کرده است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، تداوم پروندهسازی و فشار قضایی علیه معلمان، پژوهشگران، فعالان صنفی و استادان اخراجی را قویاً محکوم میکند و تأکید دارد که مطالبهگری صنفی، فعالیت پژوهشی و دفاع از حقوق معلمان و دانشآموزان نباید با زندان، احضار، اخراج و تهدید پاسخ داده شود.
شورای هماهنگی خواستار توقف فوری روند امنیتیسازی فعالیتهای صنفی، رسیدگی عادلانه و علنی به پرونده رضا امانیفر، رعایت کامل حقوق قانونی او و توجه جدی به وضعیت جسمانی و درمانی این معلم بیمار است | 860 |
| 3 | یافتههای یک پژوهش نشان میدهد که از مهر ۱۴۰۱ تا مرداد ۱۴۰۵ مجموعا ۴۰ سال و یک ماه و ۱۶ روز حکم حبس برای معلمان و فعالان صنفی معلم صادر شده است
🔻سرکوب آموزش عمومی، فرایندی چندلایه و مستمر مستندسازی موارد نقض حقوق معلمان از ۱ مهر ۱۴۰۱ تا ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
✍ جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی
لینک مستقیم برای دانلود متن
کامل بصورت PDF
منبع: پژوهشکده جنبش معلمان ایران
@pajouheshschool
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 786 |
| 4 | هر انسان شایسته یک فرصت دوباره است.
مجازات نباید به معنای گرفتن جان انسان باشد.
عدالت واقعی، در پاسداری از کرامت انسان و احترام به حق حیات معنا پیدا میکند.
اگر شما نیز با مجازات اعدام مخالف هستید، با امضای این کارزار صدای خود را بلندتر کنید.
✍️ لینک امضای کارزار:
https://fa.petitions.com/533042#a
هر امضا، گامی در دفاع از زندگی است.
📍لطفاً این پیام را با دوستان و همکاران خود به اشتراک بگذارید.
📍همه ایرانیان داخل و خارج کشور می توانند در امضا و همرسانی این کارزار مشارکت داشته باشند.
📍عزیزانی که به هردلیلی امکان امضا از طریق لینک را پیدا نمی کنند ،نام و نام خانوادگی و محل سکونت خود را زیر همین پست بنویسند تا به اسامی امضا کنندگان اضافه شود
#نه_به_اعدام
#حق_حیات
#کرامت_انسانی | 1 200 |
| 5 | یافته های یک پژوهش نشان می دهد که از مهر ۱۴۰۱ تا مرداد ۱۴۰۵ مجموعا ۴۰ سال و یک ماه و ۱۶ روز حکم حبس برای معلمان و فعالان صنفی معلم صادر شده است .
🔻سرکوب آموزش عمومی، فرایندی چندلایه و مستمر مستندسازی موارد نقض حقوق معلمان از 1 مهر 1404 تا 25 مرداد 1405
✍ جعفر ابراهیمی اَزَندَریانی
لینک مستقیم برای دانلود متن
کامل بصورت PDF
منبع : پژوهشکده جنبش معلمان ایران
@pajouheshschool | 1 |
| 6 | ▶️اخراج دوباره آقایان غیاث نعمتی و مجید کریمی پس از نقض حکم قبلی ، اقدامی نگران کننده وپرسش برانگیز است .
✍صلاح آزادی /ازاعضای کانون صنفی معلمان کوردستان /مریوان
🔺 در روزگاری که نظام آموزشی بیش از هر زمان دیگری به حضور معلمان دلسوز، شایسته و باتجربه نیازمند است، کنار گذاشتن نیروهایی که عمر، دانش و تعهد خود را صرف تعلیم و تربیت این سرزمین کردهاند، نهتنها مایه تأسف، بلکه موجب نگرانی عمیق افکار عمومی و جامعه فرهنگیان است.
آقایان غیاث نعمتی و مجید کریمی
از شایستهترین معلمان این دیار که صرفاً بهواسطه فعالیتهای صنفی، در مقطعی با حکم اخراج مواجه شدند، پس از رسیدگی در دیوان و نقض آن حکم، مجدداً به کار بازگشتند با این حال، صدور دوباره حکم اخراج برای این دو معلم از سوی آموزش و پرورش، بی اعتنایی به رای هیت عالی نظارت که اقدامی برخلاف اصول حاکم بررسیدگی عادلانه اداری محسوب می شود، پرسشها و نگرانیهای جدیای را درباره جایگاه عدالت اداری، امنیت شغلی معلمان و نحوه مواجهه با مطالبات صنفی در نظام آموزشی کشور ایجاد کرده است .
🔺 بیتردید، فعالیت صنفی در چارچوب قانون، نه جرم است و نه اقدامی برخلاف مصالح آموزش و پرورش؛ بلکه میتواند نشانهای از احساس مسئولیت، دغدغهمندی و تعهد معلمان نسبت به وضعیت آموزش، حقوق فرهنگیان و آینده دانشآموزان باشد. معلمانی که با انگیزه اصلاح، بهبود و دفاع از شأن آموزش و پرورش سخن میگویند، سرمایههای انسانی این سرزمیناند، نه نیروهایی که باید از کلاس درس دور بمانند.
محروم کردن دانش آموزان ازحضور معلمان متعهد ، توانمند وباتجربه به زیان نظام آموزشی وبرخلاف منافع جامعه است .
🔺 اگر نظام آموزشی نتواند از معلمان توانمند حمایت کند ، بدون تردید جامعه با کمبود نیروهای شایسته وکارآمد روبرو خواهد شد .
ازدست دادن بخشی از سرمایه انسانی وفکری کشور می تواند پیامدهایی داشته باشد که آثارآن تا سالها درجامعه باقی بماند .بنابراین برای حفظ نیروهای توانمندباید تلاش کرد، زیرا حفظ معلمان توانمند درحقیقت حفظ آینده روشن کشوراست .
🔻امروز دفاع از بازگشت به کارآقایان غیاث نعمتی ، مجید کریمی ،همچنین خانم سمیه اختر شمار که پیشتر باحکم اخراج مواجه گردید، صرفاً حمایت از چند فرد نیست؛ بلکه دفاع از عدالت، کرامت معلم، حق تشکلیابی و حق برخورداری دانشآموزان از آموزش باکیفیت است. امید است با تدبیر، انصاف و پایبندی به قانون، شاهد تجدیدنظر در این تصمیم و بازگشت دوباره این معلمان شریف به جایگاه شایسته خود در سنگر تعلیم و تربیت باشیم.
🔺 ازایرو ، انتظار می رود مسولین بانگاهی منصفانه ، مدبرانه و مبتنی بر موازین قانونی در تصمیم اتخادشده تجدید نظر کرده و در آستانه سالتحصیلی جدید زمینه بازگشت مجدداین معلمان ارزشمند به کلاس درس را فراهم آورند ، بی گمان بهره مندی دانَش اموزان از حضور معلمان توانمند و خوشنام حقی است که نباید تحت تاثیر برخوردهای غیرمنصفانه و سلیقه ایی نادیده گرفته شود.
📌یادداشت های مندرج در کانال شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتساپ 🎥یوتیوب | 2 002 |
| 7 | #کتابخانه_معلم
معرفی کتاب (۱۱)
در آستانه ظهور طبقهای اکولوژیکال
نویسندگان: برونو لاتور و نیکولای شولتز
ترجمه: راهله فتوحی
انتشارات فراهم، ۱۴۰۴
چرا با وجود آگاهی روزافزون از بحرانهای اقلیمی، تغییرات سیاسی متناسب با ابعاد آن رخ نمیدهد؟ چرا مسئلهای که با امکان ادامه زندگی پیوند دارد، هنوز جایگاهی متناسب با اهمیت خود در سیاست پیدا نکرده است؟ لاتور و شولتز در این کتاب کوتاه میکوشند این مسئله را از زاویه سیاست، منافع جمعی و سازمانیابی اجتماعی بررسی کنند.
نقطه آغاز بحث آنان این است که بحران اکولوژیک را نمیتوان صرفاً یک چالش فنی یا مسئلهای مربوط به محیط زیست دانست. آب، خاک، هوا، اقلیم و دیگر عناصر جهان مادی، بیرون از جامعه نیستند؛ بلکه بخشی از شرایط امکان زندگی اجتماعیاند. از این منظر، بحران اکولوژیک هم دوگانه سنتی "جامعه/طبیعت" را به چالش میکشد و هم ما را وادار میکند درباره نحوه سامان یافتن اقتصاد و سیاست دوباره بیندیشیم.
لاتور و شولتز برای توضیح این وضعیت از امکان ظهور یک "طبقه اکولوژیکال" سخن میگویند. منظور صرفاً گروهی تازه از فعالان محیط زیست نیست، بلکه شکلگیری یک سوژه و نیروی سیاسی حول شرایطی است که امکان زیست پایدار را فراهم میکنند. این طبقه از پیش وجود ندارد؛ باید ساخته شود: وابستگیهای پراکنده انسانها به یک جهان قابل سکونت باید به منافع مشترک، هویت سیاسی و کنش جمعی تبدیل شود.
این نگاه، مفهوم "ماتریالیسم" را نیز نیازمند بازاندیشی میکند. مسئله فقط تولید و توزیع کالاها نیست؛ باید پرسید چه چیزی، برای چه کسی، با چه هزینهای و در چه جهانی تولید میشود؟ زندگی انسانها به شبکهای از آب، خاک، هوا، انرژی و موجودات زنده وابسته است. در این معنا، مفهوم "قابلیت سکونت" (habitability) به مسئلهای سیاسی تبدیل میشود.
در این چارچوب، غیرانسانها نظیر رودخانهها، جنگلها، ویروسها، اقلیم و سوختهای فسیلی صرفاً منابع منفعل نیستند، بلکه در شبکههای وابستگی، امکانهای کنش انسانی و اجتماعی را شکل میدهند. بنابراین اکولوژیک شدن سیاست صرفاً افزودن محیط زیست به فهرست مسائل سیاسی نیست؛ بلکه بازاندیشی در خود میدان سیاست و رابطه ما با جهان مادی است.
اما وابستگی مشترک به یک سیاره قابل سکونت، خودبهخود به یک سوژه سیاسی مشترک نمیانجامد. "طبقه اکولوژیکال" باید از طریق سازمانیابی، شکلدادن به منافع مشترک، عواطف سیاسی و در "نبرد ایدهها" ساخته شود. مسئله اصلی، تبدیل آگاهی از بحران به توانایی کنش جمعی است.
چرا این بحث برای ما اهمیت دارد؟
این پرسشها در ایران معنایی عینی پیدا کردهاند. آلودگی هوا، کمآبی، خشکسالی، گردوغبار و فرونشست زمین نهتنها بر معیشت و سلامت اثر گذاشتهاند، بلکه وارد زندگی مدرسه نیز شدهاند؛ از تعطیلی مدارس به دلیل آلودگی و شرایط جوی تا دشوارتر شدن دسترسی به آموزش در مناطق درگیر بحران آب. بحران اکولوژیک، بنابراین، فقط موضوعی برای کتابهای درسی نیست؛ بخشی از شرایط مادی امکان پذیری آموزش است.
از این منظر، دغدغه معلمان برای "آموزش باکیفیت" را نمیتوان کاملاً از شرایط مادی زندگی و قابلیت زیست سرزمین جدا کرد. مدرسه به سلامت، معیشت، زیرساخت و محیطی که دانشآموز و معلم در آن زندگی میکنند وابسته است. شاید یکی از پرسشهای پیش روی جنبش معلمان این باشد که آیا میتوان مطالبات آموزشی و صنفی را به مسئله گستردهتر سلامت، معیشت، محیط زیست و آینده نسلهای جدید پیوند زد؛ البته نه با تبدیل شدن به یک جنبش محیطزیستی، بلکه با آشکار کردن پیوندهایی که از پیش میان این مسائل وجود دارند.
در آستانه ظهور طبقهای اکولوژیکال بیش از آنکه کتابی درباره راهکارهای فوری زیستمحیطی باشد، دعوتی به بازاندیشی در سیاست است. اهمیت ایده "طبقه اکولوژیکال" نیز در جایگزین کردن آن با طبقات و تضادهای سیاسی پیشین نیست؛ بلکه در این است که بحران اکولوژیک معاصر میتواند منافع، هویتها و صفبندیهای سیاسی را به شکل جدی دگرگون کند و کنش جمعی حول وابستگی به یک جهان قابل سکونت را به کانون مبارزات منتقل کند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 1 583 |
| 8 | نه به اعدام؛ آری به حق حیات
حق حیات، بنیادیترین حق هر انسان است؛ حقی که هیچ قدرتی نباید آن را سلب کند.
ما با هرگونه اعدام، فارغ از عنوان اتهام، مخالفیم و باور داریم عدالت با حفظ کرامت انسانی معنا پیدا میکند، نه با گرفتن جان انسانها.
از همه شهروندان دعوت میکنیم با امضای این کارزار، صدای مخالفت خود با مجازات اعدام را بلندتر کنند.
✍️ لینک امضای کارزار:
https://fa.petitions.com/533042#a
لطفاً پس از امضا، این لینک را برای دوستان، همکاران و خانواده خود نیز ارسال کنید.
هر امضا، گامی برای دفاع از حق حیات است
📍لطفاً این پیام را با دوستان و همکاران خود به اشتراک بگذارید.
📍همه ایرانیان داخل و خارج کشور می توانند در امضا و همرسانی این کارزار مشارکت داشته باشند.
📍عزیزانی که به هردلیلی امکان امضا از طریق لینک را پیدا نمی کنند ،نام و نام خانوادگی و محل سکونت خود را زیر همین پست بنویسند تا به اسامی امضا کنندگان اضافه شود
#نه_به_اعدام
#حق_حیات
#کرامت_انسانی | 1 908 |
| 9 | نیم قرن عمر، بیستونه سال کار و یک سؤال تلخ
✍️فريبا انامى
نیم قرن از عمرم گذشته است. بیستونه سال از آن را در آموزش و پرورش، در کنار دانشآموزان و با عشق به معلمی سپری کردهام.
راه آسانی نیامدهام. از سالهای نوجوانی، با وجود مشکلات عدیده درس خواندم. از دوران راهنمایی تا دبیرستان، با وجود آسیب و مشکل در کمر، مسیر مدرسه و درس را با عشق پیمودم اما هرگز تسلیم نشدم.
سالهای آغازین استخدامم هم با رنج سرشار بود و به آسانى سپری نشد. پس از دو عمل جراحی سخت، مدتی با بالاتنه در گچ، باز هم به زندگی و مسئولیتهایم ادامه دادم. درد را تحمل کردم، اما از مسیر کار و آموزش عقب نکشیدم. تمام این سالها تلاش کردم معلمی باشم که وظیفهاش را با وجدان، عشق و مسئولیت انجام میدهد.
امروز اما پس از بیستونه سال خدمت، گاهی در برابر پرسشهایی قرار میگیرم که تمام وجودم را به درد میآورد.
هرچه زندگیام را زیرورو کردند، حاصلش چند عکس از من بدون پوشش روسری و چند استوری با مضمون اجتماعی بود؛ و سپس این پرسش تلخ را مقابلم گذاشتند که: «تو یعنی معلمی؟»
و من ماندهام حیران با یک سؤال بزرگتر:
پس معلمی یعنی چه؟ این همه سال با وجود همه ناملایمات، بهترین خاطرات خود را در کلاس ها ساختن و جستجو کردن،با وجود دردهای جسمی کمرشکن،کلاس درس را تعطیل نکردن،به عشق دانش آموزان بی بضاعت سر از پا نشناختن و در برابر قانون تعطیل شده آموزش رایگان در کنار همکارانی دردمند،مدام ذهن و درون خود را معطوف حمایت بی دریغ آنها داشتن، اگر معنای معلمی نیست،پس معلمی چیست و معلم کیست؟ همراهی با بخشنامه های بی در و پیکر آموزش و پرورشی که هیچ کدامش نه برای منافع معلمان صادر می شود و نه برای ارتقای آموزش و پرورش و منفعت دانش آموزان، تنها معنی معلمی است؟
آیا معلمی فقط در ظاهر انسان خلاصه میشود؟ تازه با کدام معیار این ظاهر، ارزیابی می شود؟ این قیف تنگ ظاهرگرایی در ترازوی چه کسانی باید خوب و بد و قبول و رد معلمان را معین کند که خود از مردودیان بزرگ تصمیم های نادرست آموزش و پرورش نباشند؟ آیا سالها ایستادن پای کلاس، تربیت نسلها، تحمل درد و بیماری، گذر از سختیها و وفادار ماندن به آموزش و انسانیت، هیچ ارزشی نداشت که بعد از بیست و نه سال کسانی به خود اجازه دادند مرا از کلاس و درس محروم کنند؟ آیا بیستونه سال خدمت، با چند عکس و چند نوشته باید قضاوت شود؟
من از خودم نمیپرسم که آیا بینقص بودهام یا نه؛ هیچ انسانی بینقص نیست. اما حق دارم بپرسم: ایا در این سرزمین ، سابقه و آبروی یک فرد در تصمیم گیریها هیچ ارزشی ندارد؟ اگر قرار است قضاوت شوم، بگذارید تمام زندگی ام روی میز باشد نه چهار عکس و چهار استوری! آیا همه زندگی، تلاش، رنج و سابقه یک انسان را میتوان نادیده گرفت و او را تنها با چند تصویر و چند جمله تعریف کرد؟
نیم قرن عمر، بیستونه سال کار و یک سؤال تلخ…
من هنوز همان معلمم؛ معلمی که درد کشید اما ایستاد، سختی دید اما ادامه داد، و باور دارد که ارزش انسان را باید در تمام مسیر زندگیاش دید، نه در چند تصویر و چند قضاوت.
و شاید تلخترین پرسش این باشد:
اگر پس از یک عمر تلاش، هنوز باید ثابت کنم که "معلم" هستم، پس این همه سال، زندگی و خدمت، دقیقاً چه معنایی داشته است؟ قضاوت را به وجدانهای بیدار و اجرای عدالت را به قانون تعطیل شده می سپارم. من فقط می خواهم صدای این همه سال تلاش ،شنیده شود.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 1 617 |
| 10 | نیم قرن عمر، بیستونه سال کار و یک سؤال تلخ
✍️فريبا انامى
نیم قرن از عمرم گذشته است. بیستونه سال از آن را در آموزش و پرورش، در کنار دانشآموزان و با عشق به معلمی سپری کردهام.
راه آسانی نیامدهام. از سالهای نوجوانی، با وجود مشکلات عدیده درس خواندم. از دوران راهنمایی تا دبیرستان، با وجود آسیب و مشکل در کمر، مسیر مدرسه و درس را با عشق پیمودم اما هرگز تسلیم نشدم.
سالهای آغازین استخدامم هم با رنج سرشار بود و به آسانى سپری نشد. پس از دو عمل جراحی سخت، مدتی با بالاتنه در گچ، باز هم به زندگی و مسئولیتهایم ادامه دادم. درد را تحمل کردم، اما از مسیر کار و آموزش عقب نکشیدم. تمام این سالها تلاش کردم معلمی باشم که وظیفهاش را با وجدان، عشق و مسئولیت انجام میدهد.
امروز اما پس از بیستونه سال خدمت، گاهی در برابر پرسشهایی قرار میگیرم که تمام وجودم را به درد میآورد.
هرچه زندگیام را زیرورو کردند، حاصلش چند عکس از من بدون پوشش روسری و چند استوری با مضمون اجتماعی بود؛ و سپس این پرسش تلخ را مقابلم گذاشتند که: «تو یعنی معلمی؟»
و من ماندهام حیران با یک سؤال بزرگتر:
پس معلمی یعنی چه؟ این همه سال با وجود همه ناملایمات، بهترین خاطرات خود را در کلاس ها ساختن و جستجو کردن،با وجود دردهای جسمی کمرشکن،کلاس درس را تعطیل نکردن،به عشق دانش آموزان بی بضاعت سر از پا نشناختن و در برابر قانون تعطیل شده آموزش رایگان در کنار همکارانی دردمند،مدام ذهن و درون خود را معطوف حمایت بی دریغ آنها داشتن، اگر معنای معلمی نیست،پس معلمی چیست و معلم کیست؟ همراهی با بخشنامه های بی در و پیکر آموزش و پرورشی که هیچ کدامش نه برای منافع معلمان صادر می شود و نه برای ارتقای آموزش و پرورش و منفعت دانش آموزان، تنها معنی معلمی است؟
آیا معلمی فقط در ظاهر انسان خلاصه میشود؟ تازه با کدام معیار این ظاهر، ارزیابی می شود؟ این قیف تنگ ظاهرگرایی در ترازوی چه کسانی باید خوب و بد و قبول و رد معلمان را معین کند که خود از مردودیان بزرگ تصمیم های نادرست آموزش و پرورش نباشند؟ آیا سالها ایستادن پای کلاس، تربیت نسلها، تحمل درد و بیماری، گذر از سختیها و وفادار ماندن به آموزش و انسانیت، هیچ ارزشی نداشت که بعد از بیست و نه سال کسانی به خود اجازه دادند مرا از کلاس و درس محروم کنند؟ آیا بیستونه سال خدمت، با چند عکس و چند نوشته باید قضاوت شود؟
من از خودم نمیپرسم که آیا بینقص بودهام یا نه؛ هیچ انسانی بینقص نیست. اما حق دارم بپرسم: ایا در این سرزمین ، سابقه و آبروی یک فرد در تصمیم گیریها هیچ ارزشی ندارد؟ اگر قرار است قضاوت شوم، بگذارید تمام زندگی ام روی میز باشد نه چهار عکس و چهار استوری! آیا همه زندگی، تلاش، رنج و سابقه یک انسان را میتوان نادیده گرفت و او را تنها با چند تصویر و چند جمله تعریف کرد؟
نیم قرن عمر، بیستونه سال کار و یک سؤال تلخ…
من هنوز همان معلمم؛ معلمی که درد کشید اما ایستاد، سختی دید اما ادامه داد، و باور دارد که ارزش انسان را باید در تمام مسیر زندگیاش دید، نه در چند تصویر و چند قضاوت.
و شاید تلخترین پرسش این باشد:
اگر پس از یک عمر تلاش، هنوز باید ثابت کنم که "معلم" هستم، پس این همه سال، زندگی و خدمت، دقیقاً چه معنایی داشته است؟ قضاوت را به وجدانهای بیدار و اجرای عدالت را به قانون تعطیل شده می سپارم. من فقط می خواهم صدای این همه سال تلاش ،شنیده شود.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 2 |
| 11 | 🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 2 |
| 12 | 🌹 علیه فراموشی
برای #عبدالرضا_امانیفر دبیرکل کانون صنفی فرهنگیان استان بوشهر و بازرس شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
محسن عمرانی
(صمد جنوب )✍🏽
رضای عزیز، رفیق و همکار سرافرازم
این روزها که جنگ و محاصره اقتصادی، تورم و فشارهای امنیتی نفس زندگی را در جامعه به شماره انداختهاند و هراس را میتوان آشکارا در چهره مردم دید، گاهی اتفاقهای کوچکی رخ میدهد که دوباره آدم را به ادامه راه امیدوار میکند.
در مراسم ختم و فاتحه، اگر کسی به سلامم پاسخ میدهد پیش از آنکه از متوفی بگوید، میپرسد: از جناب امانی فرچه خبر؟ آزاد شد؟ پروندهاش به کجا رسید؟
در بیمارستان و مطب دکتر بیماری که از درد کلیه به خود میپیچد، آرام و زیرلب میپرسد: آن معلم زندانی که بیماری کلیه داشت آزاد شد؟
در صف بنزین در میان هیاهوی سهمیه و کارت جایگاه و نوبت ، چند راننده با صدایی بلندتر از همیشه میگویند ، بلدند فقط معلمها را بگیرند و زندان کنند کاش فکری هم برای بدبختی مردم میکردند.
و روزی که برای ثبتنام دانشآموزی به اداره رفته بودمهنوز پایم به داخل نرسیده بود که نگهبان جلوی درب پرسید جناب امانیفر آزاد شد؟
هر بار که از چنین اتفاقی بیرون میآیمبا غروری عجیب قدم برمیدارم ، انگار زمین زیر پایم نرمتر شده است.
دوباره به فردا فکر میکنم و با خودم میگویم: آری ! مبارزات مدنی اگرچه آرام و گاه دور از چشم ما پیش میروند اما آنچنان محکم در جان جامعه ریشه میدوانند که نه هراس موشک و نه فشار اقتصادی و نه قحطی و گرانی کالاها نمیتواند آنها را از فکر و جان مردم بیرون کند.
رضا جان
شاید دیوارهای زندان بتوانند تو را از کلاس از دانشآموزانتاز همکارانت از دخترانت و از خیابانهای این شهر دور کنند ، اما هرگز نتوانستهاند نامت را از زبان مردم بگیرند.
مردمی که تو را ندیده اند فقط به عنوان یک زندانی ، تو را به عنوان معلمی میشناسند که دغدغه کودکان، زنان و حقوق صنفی همکارانش را داشته است.
همین پرسشهای ساده مردم ، همین نگرانیهای بینام و نشان، همین که بیماری در میان درد خودش سراغ تو را میگیرد و رانندهای در صف بنزین از زندانی شدن معلمها گلایه میکند، نشان میدهد که آنچه برایش ایستادهای دیگر فقط مسئله تو و چند همکار نیست بلکه بخشی از وجدان جامعه شده است.
من تو را آزاد میخواهم .
آزاد تا دوباره به کلاس برگردی، کنار کودکان این سرزمین بایستی و برای فردایی انسانیتر قدم برداری.
اما اگر این آزادی دیرتر از آنچه میخواهیم فرا برسد باز هم تو بازنده این کارزار نابرابر نیستی.
تو پیش از آنکه پشت این دیوارها قرار بگیری در دل مردم این شهر چون شرجی وگرما جا گرفتهای.
تو سروی راستقامتی هستی که دیوار زندان نتوانسته شاخههایت را کوتاه کند . شاخههایت از فراز دیوار بیرون آمده و برای رهگذران دست تکان میدهد ، برای کودکان سایه میشود و به آنان میگوید هنوز میتوان به فردا امید داشت.
رفیق عزیزم
ما چشمانتظار روزی هستیم که دوباره در کنار هم بایستیم نه فقط برای آزادی تو، که برای آزادی اندیشه و برای حرمت معلم، برای حقوق کودکان و زنان و برای جامعهای که در آن هیچکس به خاطر خواستن زندگی بهتر پشت میلههای زندان نرود.
تا آن روز بدان که بیرون از زندان، نام تو زنده است در پرسش های مردم، در نگرانی همکارانت، در نگاه کودکان و در امید کسانی که هنوز باور دارند میتوان این راه را ادامه داد.
سربلند بمان ای فرزند سرزمین دلیران تنگستان
از دو سوی دیوار با هم می خوانبم:
جهاز جهاز جرمنن
سرتاسرش همه خنن
هلل یوس هل یوسا
بیس جهازن صد بغل
علم زده بالای دکل
هلل یوس هل یوسا
جهاز اومد برد جتی
ماییم سیاه و پاپتی
هلل یوس هل یوسا
ما میکشیم او از چهاب
نمیکنیم کار غراب
هلل یوس هل یوسا
بس که کردیم اسکراب
جرمنی خونت خراب
هلل یوس هل یوسا
🔹 جرمنی = ژرمنی _ آلمانی
جهاز = کشتی
غراب = کشتی
دیوارها ماندنی نیستند
اما بذرهایی که در دل جامعه کاشته اید ، جوانه زنده اند….
🔻🔻🔻🔻🔻
کانال رسمی کانون صنفی فرهنگیان استان بوشهر
https://t.me/KSMbushehr
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 1 294 |
| 13 | حق حیات، مرز قومیت، مذهب و عقیده نمیشناسد.
ما میتوانیم با وجود تفاوتها، بر سر یک اصل انسانی متحد باشیم:
«نه به اعدام؛ آری به حق حیات.»
از همه شهروندان دعوت میکنیم با امضای این کارزار، از کرامت انسانی و حق زندگی دفاع کنند.
✍️ لینک امضای کارزار:
https://fa.petitions.com/533042#a
📍لطفاً این پیام را با دوستان و همکاران خود به اشتراک بگذارید.
📍همه ایرانیان داخل و خارج کشور می توانند در امضا و همرسانی این کارزار مشارکت داشته باشند.
📍عزیزانی که به هردلیلی امکان امضا از طریق لینک را پیدا نمی کنند ،نام و نام خانوادگی و محل سکونت خود را زیر همین پست بنویسند تا به اسامی امضا کنندگان اضافه شود
#نه_به_اعدام
#حق_حیات
#کرامت_انسانی | 1 788 |
| 14 | 🔺 مدیرکل آموزشوپرورش شهرستانهای استان تهران درحالی فیلمی از سرکشی خود به مدارس را منتشر کرده و ادعای ثبتنام رایگان مدارس را مطرح میکند که همزمان مدارس دولتی و هیاتامنایی با شهریههای ۳ میلیون تا ۳۰ میلیونی دانشآموزان را ثبتنام میکنند. این ژست گرفتن با امری ناموجود، خیالی و محال، جز عوامفریبی نیست.
🔹 جناب بهارلوی عزیز بفرمایید که مدارس از کدام محل تامین بودجه خواهند شد؟ راستی ماجرای اختلاس رباطکریم چه بود؟
✅ رها کنید این عوامفریبی را و نمک روی زحم مردم نباشید.
#آموزش
#بهارلو
#آموزش_و_پرورش
#مدرسه_پولی_دولتی | 1 593 |
| 15 | .
🔴 اخراج بە دلیل دگرگونە اندیشیدن و شریف زیستن
✍ کمال حسینی / فرهنگی بازنشستە (سنندج)
جای آن است کە خون موج زَنَد در دل لعل
زین تغابن کە خَزَف می شکند بازارش
در جوامع آزاد و مردم سالار "آموزش" قلب ِتپندە و مغزِ اندیشندەی آن جوامع است و تلاش میشود کە چنین آموزشی در خدمت تربیت شهروندان قانونمند، مسئول، متفکّر، منتقد، درستکار، خلّاق، سالم، خردمند، اخلاق مدار، دیگرپذیر و نوعدوست قرار گیرد. از عوامل و دلایل موفّقیّت و پیشرفتِ آموزش و پرورش چنین جوامعی، استقلال عمل، ایدئولوژی گریزی، سیاست پرهیزی و عدم دخالت سازمانهای سیاسی و نهادهای امنیّتی و بازوهای ایشان در کار و عمل آن است. بنابراین متولیان آموزش و پرورش بدون دغدغە و تشویش خاطر و ترس و بیم و بدون موانع جدی در مسیر رشد، شکوفایی و تربیت کودکان و نوجوانان خویش گام بر می دارند. همچنین توجّە بە رفاە و منزلت معلّمان از اصول اولیّە و بنیادین آموزش و پرورش آن جوامع است.
در جوامع غیردموکراتیک و توسعەنیافتە اما بە دلیل مستقل نبودن آموزش و پرورش، سلطە سهمگین سیاست و ایدئولوژی، و دخیل بودنِ عوامل منفی آشکار و پنهان دیگر آموزشِ دانش آموزان را با چالش جدّی روبەرو ساختە و تربیت آنان را در مسیر دشواری قرار دادە است. گریزانی و نفرت دانش آموزان از محتوای کتابهای درسی بە ویژە در حوزەی عمومی و علوم انسانی، نابرابریهای آموزشی، مافیای کنکور، فروش صندلیهای دانشگاە، وجود سهمیەها، دیدگاەها و نگرشهای گزینشی بە آموزش بە ویژە در حوزەی انتخاب دانشجو معلمان، اعتراضات، تجمّعات و اعتصابات معلّمان در دهەهای اخیر و برخوردهای قهری و امنیتی با آنان از جملە: ضرب و شتم، فشار، بازداشت، زندان و اخراج از پیامدهای چنین نظام آموزشیست.
در این میان فلسفەی وجودی کانونها و انجمنهای صنفی معمان - کە برخاستە از بطن جامعەی معلمان و انتخابات آزاد و دموکراتیک هستتند - مطالبەگری، عدالت خواهی، برابری طلبیِ آموزشی، دفاع از حقوق مصرّح در قانون اساسی در زمینەی آموزش رایگان، آموزش بە زبان مادری، و نیز دفاع از برابری معیشتی نسبت بە کارمندان سایر سازمانها و حقِّ رفاە و برخورداری از حداقلهای یک زندگی شرافتمندانە برای جامعە معلمان می باشد. انجمن صنفی معلمان کوردستان نیز در کنار تشکلهای صنفی سایر استانها در همین راستا و بدون تخطّی از قانون اساسی عمل کردە و در مواضع و بیانیەهای خود از آشکارترین و بدیهیترین مسائل نظیر: حفظ کرامت انسانی معلمان، شریفانە زیستن و حریم مقدّس مدرسە دفاع نمودە است.
اعضای هیئت مدیرەی انجمن صنفی معمان سنندج هم - کە برخاستە از انتخاب و ارادە معلمان این شهر هستند - انسانهای شریف، آگاە، اخلاق مدار، دلسوز، مسئولیتپذیر و دانش آموز دوست هستند. بندە تمام اعضای انجمن را از نزدیک می شناسم و در مورد کاک غیاث نعمتی و کاک مجید کریمی شناخت خوبی دارم. هر دوی این عزیزان بسیار شیرین سخن (کە از همنشینی با آنان سیر نمی شوی)، خردگرا، بخشندە، اخلاق مدار، اهل مدارا، دیگرپذیر، توانمند در تدریس و دغدغەمندِ تحصیل و مشکلات دانش آموزان هستند. هم آقای غیاث نعمتی و هم آقای مجید کریمی ویژگیهای یک معلم خوب، توانا و موفق از دید کارشناسان آموزشی کە عبارت از: ١-دانش ٢-روش ٣- منش میباشد را دارا هستند و حضور آنها و امثال این عزیزان در مدارس ضرورتی حیاتیست.
اکنون آنچە مایە حیرت و تأسف است اینست کە اگر هیٲت عالی نظارت احکام قبلی را نقض نمودە و راە را برای بازگشت بە کار این دوستان هموار نمودە، اصرار هیئت تخلفات آموزش و پرورش برای اخراج آنها چیست؟؟ اگر دفاع از معلم، شاگرد و آموزش گناە است و اگر این گونە اندیشیدن جُرم است، ما نیز این گونە می اندیشیم؛ پس ما هم مجرمیم.
و کلام آخر:
زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت: "صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالَمی"
بە امید الغای حکم هیٲت تخلفات اداری و تبرئەی مجدد جناب نعمتی و جناب کریمی و بازگشت ایشان بە آغوش گرم و پرمهر مدرسە در مهر پیشرو، دو بیت شعر زیر را بە خوانندگان ارجمند تقدیم میکنم.
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
تا ساغرت پر است بنوشان و نوش کن
حافظ
تا در این صورتیم از کس ما
هم نرنجیم و هم نرنجانیم
مولانا
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 1 839 |
| 16 | 🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 1 |
| 17 | ▶️زیر آفتاب سوزان اهواز؛ کودکانی که در خیابان جا ماندند
داریوش صادقی/ فعال صنفی معلمان اهواز
اهواز را همه با گرمای سوزانش میشناسند؛ شهری که تابستانهایش گاهی آنقدر داغ میشود که نفسکشیدن در خیابان هم دشوار است. اما در میان این گرمای طاقتفرسا، کودکانی هستند که به جای بازی در حیاط خانه و نشستن پشت نیمکت مدرسه، ساعتهای طولانی را در خیابان سپری میکنند.
کودکی را تصور کنیم که هنوز باید دفتر و مداد در دست داشته باشد، اما در چهارراهها دستمالی برای پاککردن شیشه خودروها یا کالایی برای فروش در دست گرفته است. آفتاب بیرحمانه بر صورت کوچک او میتابد و او، با وجود خستگی، باز هم چشم به خودروهای عبوری میدوزد؛ شاید کسی چیزی از او بخرد.
پشت چهره هر کودک کار، داستانی وجود دارد؛ داستانی که شاید از فقر، مشکلات خانوادگی یا نبود فرصتهای مناسب آغاز شده باشد. اما هرچه دلیل آن باشد، یک حقیقت تلخ باقی میماند: کودکی که باید آیندهاش را در مدرسه بسازد، امروز برای گذران زندگی در خیابان کار میکند.
گرمای اهواز این رنج را چند برابر میکند. وقتی بزرگسالان برای چند دقیقه ماندن در هوای گرم به دنبال سایه و آب خنک هستند، تصور کنیم یک کودک چگونه ساعتها زیر آفتاب کار میکند. او شاید خسته باشد، شاید تشنه باشد و شاید دلش بخواهد فقط چند ساعت مثل دیگر کودکان بازی کند؛ اما زندگی او را زودتر از موعد بزرگ کرده است.
کودکان کار تنها مسئولیت خانواده یا یک سازمان نیستند؛ این موضوع مسئولیت همه جامعه است. حمایت از خانوادههای نیازمند، فراهمکردن امکان تحصیل، ایجاد شرایط امن برای کودکان و توجه جدی به مشکلات اقتصادی میتواند راهی برای بازگرداندن این کودکان به زندگی عادی باشد.
شاید وقتی از کنار یک کودک کار عبور میکنیم، فقط چند ثانیه او را ببینیم؛ اما همان چند ثانیه میتواند یادآور یک سؤال بزرگ باشد: چرا کودکی باید در گرمای اهواز به جای بازی، کار کند؟
کودکان، آینده هر سرزمیناند. اگر امروز اجازه دهیم گرمای خیابان، فقر و بیتوجهی رؤیاهای آنان را بسوزاند، فردای جامعه نیز آسیب خواهد دید.
بیایید کودک کار را فقط کودکی با دستهای خسته و چهرهای آفتابسوخته نبینیم؛ پشت آن چهره، رؤیایی وجود دارد؛ رؤیای یک زندگی بهتر، یک مدرسه، یک خانواده آرام و آیندهای روشن.
شاید سهم ما از آینده این کودکان، فقط یک نگاه دلسوزانه نباشد؛ شاید باید کاری کنیم تا هیچ کودکی مجبور نباشد برای ساختن زندگیاش، کودکی خود را قربانی کند. | 1 432 |
| 18 | 🔴 عدالت آموزشی یا بازار مکارهٔ آموزشی
روی کاغذ همهچیز مرتب است و دستورات با لحنی قاطع صادر شده است. بخشنامهها صراحت دارند و وزیر در جلسات عالی آموزش و پرورش با تأکیدی خاص از ممنوعیت دریافت شهریه در مدرسههای هیئت امنایی* میگوید. همچنین وعده داده شده که عدالت آموزشی در محلهها و مناطق مختلف کشور برقرار شود تا هیچ کودکی بهعلت جایگاه اقتصادی خانوادهاش از کیفیت آموزشی محروم نمان؛ اما وقتی ورق برمیگردد و نوبت به ثبتنام سال تحصیلی جدید میرسد، پدر و مادرها با شرایطی مواجه میشوند که هیچ شباهتی به آن کاغذهای اداری و وعدههای رسمی ندارد. در بسیاری از مدرسهها ممنوعیت شهریه فقط شعاری برای بازرسان است و در عمل پرداخت مبالغ هنگفت بلیت ورود به کلاس درس شده است.
وقتی ثبتنام به توان مالی گره میخورد روایت خانوادههای تهرانی از فرایند ثبتنام تصویری متفاوت از آنچه در بخشنامهها و اظهارات مسئولان اعلام شده ارائه میدهد. بسیاری از پدران و مادران هنگام مراجعه به مدرسه با درخواست مبالغی مواجه شدهاند که در برخی موارد نسبت به سال گذشته تا ۱۰۰درصد افزایش یافته است.
📌متن کامل
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 1 991 |
| 19 | ⚫️ جان باختن دو دانشجو معلم در محل اشتغال به شغل دوم
حادثه آتشسوزی در یک واحد مکانیکی در خیابان سمیه قم، در نهایت به جانباختن سه جوان منجر شد.
دو نفر به نامهای رضا بابازاده و امیرحسین احمدی، دانشجو معلم بودند.
نام نفر سوم در خبرها ذکر نشده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 1 869 |
| 20 | 🔴 فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»
🔗 لینک امضای پتیشن:
https://fa.petitions.com/533042#a
انسان در تصرف هیچ نظام/ دولت/قدرتی نیست که مالک جان او باشد.
این گزاره که: چون در قدرتم، پس جان میگیرم. حاصل هوسرانی جباران برای بقاست.
گرفتن جان زندگان توسط قانون مردگان، که بدون خرد جمعی، ظریف سازی شدهاست، فقط جباریت را نمایان میسازد.
کدام جبار و نظام جبارانه کوشیدهاست انسان را عاشق انسان سازد؟ همواره به خود و حامیان دژخوی خود برای سلطه و بقا، حقنه کردهاند که انسان گرگ حاکم است، پس شکنجه رواست، کشتن رویه است و اعدام رمز ماندگاری!!
در این دم و دستگاه، این آموزهی کینتوزانه که از خوی رذیلانهی انتقام مایه میگیرد، حقیقت انگاشته شدهاست که: حاکم، بر جان و مال و ناموس رعایا حاکم مطلق است. آموزهای که قتل حکومتی را بی هیچ بهانهای عادی سازی میکند!
زمان آن رسیده است که بر این گزارهها و آموزههای مرگ آفرین بشوریم و اعلام کنیم :
هر موجود انسانی حق حیات دارد، زندگی دادهی حاکمان نیست، تلاش برای زنده مانی ذاتی انسان است.
اگر جرمی حادث شود، محصول مناسبات سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک بر ساختهی حاکمان است،نه انتخاب شهروندان.
پس با فریاد «زنده باد زندگی» به کارزار نفی اعدام می پیوندیم.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب | 652 |
