بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
رفتن به کانال در Telegram
موقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولیعصر - سهراه زعفرانيه - خيابان شهيد عارفنسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir
نمایش بیشتر5 521
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+157 روز
+5030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+7
در 3 کانالها
ژوئیه '26
+116
در 17 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+103
در 19 کانالها
Get PRO
مه '26
+20
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+9
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+144
در 18 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+28
در 11 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+70
در 24 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+75
در 19 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+142
در 41 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+106
در 36 کانالها
Get PRO
اوت '25
+83
در 24 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+105
در 79 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+80
در 43 کانالها
Get PRO
مه '25
+119
در 77 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+163
در 54 کانالها
Get PRO
مارس '25
+168
در 40 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+150
در 55 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+148
در 40 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+191
در 40 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+146
در 37 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+144
در 44 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+114
در 43 کانالها
Get PRO
اوت '24
+173
در 83 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+113
در 36 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+90
در 30 کانالها
Get PRO
مه '24
+129
در 37 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+165
در 90 کانالها
Get PRO
مارس '24
+195
در 39 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+174
در 35 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+239
در 38 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+251
در 30 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+114
در 29 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+126
در 29 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+211
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+104
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+119
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+89
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+133
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+220
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+192
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+120
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+172
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+45
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+20
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+38
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+48
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+39
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+46
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+51
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+72
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+52
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+62
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+84
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+62
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+108
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+41
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+42
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+44
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+37
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+40
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+72
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+72
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+65
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+120
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 884
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 01 اوت | +7 |
پستهای کانال
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
سفارتنامۀ ارزنةالروم
ایران و عثمانی پس از چند سده روابط پر فراز و نشیب، با وساطت روس و انگلیس، برای حل اختلافات در کنفرانس ارزنةالروم حضور یافتند (۱۲۵۹ق) و پس از چهار سال مذاکره، عهدنامۀ دوم ارزنةالروم را به امضا رساندند (۱۲۶۳ق). هریک از نمایندگان چهار دولت، اسناد و صورتمجالس مذاکرات را برای دولتهای خود ارسال کرده است. این کتاب دربردارندۀ اسناد، مکاتبات و صورتمجالس ارسالی نمایندۀ ایران، میرزا تقیخان وزیرنظام (امیرکبیر)، و فرمانها و دستورالعملهای محمّدشاه و حاجی میرزا آقاسی به او و همچنین مکاتبات نمایندگان دولتهای روس، انگلیس و عثمانی است که میتواند در شناخت بهتر تاریخ روابط سیاسی و دیپلماسی ایران در دورۀ قاجار مفید باشد.
[سفارتنامۀ ارزنةالروم: اسناد، مکاتبات و صورتمجالس سفارت میرزا تقیخان وزیرنظام (امیرکبیر) (۱۲۵۹-۱۲۶۳ هجری قمری)، تصحیح و تحقیق دکتر نصرالله صالحی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]
علاقهمندان میتوانند از دهم تا بیست و چهارم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
| 2 | نهم مردادماه سالروز درگذشت جلال ستاری
در مورد فرهنگ ایرانی به گمانم میتوان گفت که خصیصۀ اصلی یا هویت آن که در طول هزارهها ثابت مانده حفظ و صیانت جوهر خویش و به تحلیل بردن عناصر بیگانه بوده است. به بیانی دیگر ذات فرهنگ ایرانی به خواری و زبونی تن در نداده است، سیطرۀ بیگانه (عرب و ترکان سلجوقی و مغول) را به ظاهر پذیرفته است و سپس اندکاندک آن را از درون خورده و تراشیده است و با این برونسازی و درونسازی توأمان، طرفه معجونی ساخته که کهنه و نو در آن چنان به هم بسته و پیوستهاند که تشخیصشان به نخستین نگاه امکانپذیر نیست.
به گمان این بنده، «رندی» عالمسوز به معانی زیرکی و آزادی که از خصوصیات بارز خلق و خو و فرهنگ ایرانی است که به ظاهر مصلحتبین و صلاحاندیش است از همین سرشت و فطرت که عنصر غالب و بیگانه را به ظاهر، گردن نهاده و در باطن، خودی میکند مایه میگیرد. این فرایند استمرار و انقطاع در فرهنگ ایران خود از بینش کهن ایرانی که وجهی دیالکتیک دارد، یعنی خیر و شر و نور و ظلمت را در نزاع دائم میبیند، ولکن سرانجام قبول دارد که پیروزی با نیکویی و روشنایی است، آب میخورد. این نبرد و پیکار میان خیر و شر و روشنایی و تاریکی و خودی و بیگانه با این یقین که سرانجام اهورامزدا بر اهریمن پیروز میشود در فرهنگ ایرانی، خصیصه یا خصلتی ثابت است و به سخنی دیگر نقشپرداز هویت فرهنگی ماست و حاصلش موجب باروری و غنای فرهنگ بوده است.
فرهنگ پویای ایرانی که چون آب رونده، همواره نو شده ولی به ظاهر ساکن مینموده، اولاً هیچگاه در طول تاریخ از داد و ستد با دیگر فرهنگها بازنمانده، ولی گرفتهها را با جوهر خویش سازگار کرده و به تحلیل میبرده است و ثانیاً خصیصۀ دیالکتیکی فرهنگ ایرانی موجب غنا و موزونی آن بوده است، نه باعث بیاندامیاش تا آنجا که فیالمثل توجه به خالق و عقبی عامل تحقق وحدت در کثرت و یگانگی در عین چندگانگی بوده است، نه وسیلۀ گسیختگی و افتراق و دوپارچگی و دور افتادن آدمی از اصل خویش و یا غلبۀ فرهنگی بیگانه که ثمرهاش بیخویشتنی است.
«هویت ملی و هویت فرهنگی»، جلال ستاری، فصلنامۀ تئاتر، شمارۀ ۱۶، ۱۳۷۰، ص ۲۸-۳۰.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 006 |
| 3 | هفتم مرداد، سالروز درگذشت دکتر بدرالزّمان قریب، منتخب هفدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
رستم، پهلوان همۀ اقوام ایرانی
من تصور میکنم که پهلوانی دلاور به نام رستم در میان اقوام ایرانیتبار قبل از انشعاب آنها به شرق و غرب وجود داشته و رستم کهننمود (Archetype) پهلوانی تمام اقوام ایرانی است. از این جهت است که هم سکاها او را میشناختند و هم سغدیها داستانش را به روایت کشیده و نقشش را به تصویر درآوردهاند و هم در میان ایرانیان غربی (مقصود آنهاست که با زبان ایرانی غربی تکلّم میکردند) محبوبیت داشته است. حال اگر بعضی از نمادهای خدایان هند و ایرانی یا حتی هندی در شخصیت رستم بازتاب پیدا کرده باشد، احتمالاً تأثیر آمیزش فرهنگی و نیروی تلفیق و جذب عناصر اسطورهای توسط چهرههای مشهور جهان، چه تاریخی و چه غیر تاریخی است.
دکتر بدرالزّمان قریب
به نقل از:
[دفترچۀ هفدهمین جایزۀ تاریخی و ادبی دکتر محمود افشار، اهداشده به دکتر بدرالزّمان قریب، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۷، ص ۲۹]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 281 |
| 4 | انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
صحیفة الفصاحة
صحیفة الفصاحة تألیف محمود بن احمد فاریابی (درگذشتۀ ۶۰۷ق) از دانشوران معاصر جلالالدّین قلج طمغاجخان ابوالمظفّر ابراهیم قراخانی (۵۷۴-۶۰۰ق) است. او در این کتاب، به ترجمۀ احادیث، امثال و حکم و اشعار عربی پرداخته و رایجترین معادل فارسی را برای واژهها و تعبیرات و ترکیبات عربی به کار گرفته و ترجمهای روان و رسا به دست داده است. تنها دستنویس صحیفة الفصاحة در کتابخانۀ عزّت قویوناوغلو (قونیه) نگهداری میشود و در سال ۸۹۹ق کتابت شده است.
[صحیفة الفصاحة: ترجمۀ احادیث نبوی، امثال و حکم و اشعار عربی، محمود بن احمد فاریابی، تصحیح و تحقیق دکتر بهروز ایمانی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]
علاقهمندان میتوانند از ششم تا بیستم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 713 |
| 5 | وصف میموندژ الموت در شهنامۀ چنگیزی
رسیدن هلاکو به حصار میموندز
چو آمد سوی طالقان شهریار
گرفتند منصوریه در حصار
پس آنگاه با لشکر جنگجوی
به پرخاش میموندز آورد روی
چو جوشندهبحر و خروشندهرود
به پیرامن قلعه آمد فرود
به کوهی درآمد که در برتری
همی کرد با بامِ دز همسری
همی هر دم از دز برآمد خروش
که شاها به بیهوده چندین مکوش
تو را گرچه نیروی هر کار هست
ولیکن نیابی بر این قلعه دست
که دارد بلندای گردانسپهر
فروزنده خورشاه ازو همچو مهر
حصار فلک را به زور و به زر
چگونه توان کرد زیر و زبر؟
به گرز و سنان، طاقِ چرخِ روان
نشاید شکستن، مرنجان روان
ورا استواری روییندز است
سپهر از خرابی آن عاجز است
ز بالا بدو ره نیابد بلا
که در شیبِ او حکم راند قضا
به چشمِ خیال و به پایِ گمان
ندید و نپیمود کس آن مکان
چو این قلعه را ساختن خواستند
بسی مرد داننده برخاستند
به گیتی بجُستند کوهی چنین
که هست آسمان پیشِ او چون زمین
بر آن سر نهادند بنیادِ او
تو گویی قضا بود استادِ او
مهندس همی برد یکچند رنج
برآمد بر این سالها چار پنج
ز معجونِ هرمان گِلش ساختند
ز صاروج و سنگش بپرداختند
چو این قصر جنّتصفت شد تمام
خردمند میموندزش کرد نام
بود خوردنیها در این گونهگون
گذشته از اندازۀ چند و چون
بریدند جویی به فرسنگها
بکندند از راه او سنگها
روان گشت آبی در او چون گلاب
گلابی که تلخی ندارد چو آب
هزاران در او شیرِ شمشیرزن
که خوانند مردانِ کین را به زن
بلندیش ازین سان که پرّانعقاب
ندیدهست بامِ رواقش به خواب
به گنج و سپاه ای شهِ کامیاب
چگونه توان کرد آن را خراب؟
[شهنامۀ چنگیزی، شمسالدّین کاشانی، تصحیح و تحقیق دکتر وحید قنبری ننیز، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۳۱۷-۳۱۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 324 |
| 6 | با آرزوی دوام سربلندی و سرافرازی ایران، ثبت دژ الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو را به هممیهنان وطندوست شادباش میگوییم.
الموت
واژۀ الموت از دو جزء ترکیب شده است، جزء اوّل «اله» و جزء دوم «اموت». واژۀ «اله» هنوز در زبان مردم رودبار الموت و همسایگان آنان، یعنی ساکنین گیلان و مازندران زنده است. اغلب کشاورزان الموتی در حقّ مرغانی که به صیفی و زراعت آسیب میرسانند گویند: «اله تره بزند»؛ یعنی عقاب ترا بزند. از این گذشته در ترکیب بعضی از نامهای محلها این واژه دیده میشود. از آنهاست «الهنشینی بند»؛ یعنی بند عقابنشین که تپۀ بلندی نزدیک زوارک است.
این واژه در نقاط مختلف مازندران به دو شکل «اله = ale» یا «اله = alle» شنیده میشود. در گیلان به شکلهای «الغ = aloq» یا «آلغ = āloq» مصطلح است و در لورا این پرنده را «اله = ale» خوانند (مطالعۀ نگارنده در محل). در متون قدیمی نیز «اله» به معنی عقاب ذکر شده است (التنبیه علی حدوث التصحیف حمزۀ اصفهانی، السامی فی الاسامی، التفهیم ابوریحان بیرونی).
جزء دوم این ترکیب یعنی واژۀ «اموت» را بیشتر مورّخین از مصدر آموختن دانستهاند. ابنالاثیر مینویسد: «الموت در مرز دیلم است. آلوه به معنی عقاب و جزء دوم این کلمه که آموت باشد به لهجۀ دیلمی به معنی آموزش است (کامل التواریخ در احوال اسمعیلیه) و زکریا بن محمّد قزوینی گوید: «الموت در ناحیۀ رودبار میان قزوین و دریای خزر است. آلوه در فارسی به معنی عقاب و آموت به معنی آموزش است. این قلعه به این علّت بدین نام خوانده شد که عقابی پادشاهی را در شکار به این قلعه که به سرزمینهای پیرامون خود مسلّط است متوجّه ساخت». حمدالله مستوفی گوید: «آن قلعه را در اوّل الهآموت گفتهاند به معنی آشیانۀ عقاب که بچگان را بر او آموزش کردی، به مرور الموت شد». با این شرح میتوان به این نتیجه رسید که الموت واژۀ مرکب و به معنی عقابآموز یا عقابآموخت است.
دکتر منوچهر ستوده
از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
«قلعۀ الموت ـ بلدة الاقبال»، فرهنگ ایرانزمین، ۱۳۳۴، شمارۀ ۳، ص ۶-۷.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 3 900 |
| 7 | به خستگی و سرافرازی ایرانزمین، ثبت دژ الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو را به هممیهنان وطندوست شادباش میگوییم.
الموت
واژۀ الموت از دو جزء ترکیب شده است، جزء اوّل «اله» و جزء دوم «اموت». واژۀ «اله» هنوز در زبان مردم رودبار الموت و همسایگان آنان، یعنی ساکنین گیلان و مازندران زنده است. اغلب کشاورزان الموتی در حقّ مرغانی که به صیفی و زراعت آسیب میرسانند گویند: «اله تره بزند»؛ یعنی عقاب ترا بزند. از این گذشته در ترکیب بعضی از نامهای محلها این واژه دیده میشود. از آنهاست «الهنشینی بند»؛ یعنی بند عقابنشین که تپۀ بلندی نزدیک زوارک است.
این واژه در نقاط مختلف مازندران به دو شکل «اله = ale» یا «اله = alle» شنیده میشود. در گیلان به شکلهای «الغ = aloq» یا «آلغ = āloq» مصطلح است و در لورا این پرنده را «اله = ale» خوانند (مطالعۀ نگارنده در محل). در متون قدیمی نیز «اله» به معنی عقاب ذکر شده است (التنبیه علی حدوث التصحیف حمزۀ اصفهانی، السامی فی الاسامی، التفهیم ابوریحان بیرونی).
جزء دوم این ترکیب یعنی واژۀ «اموت» را بیشتر مورّخین از مصدر آموختن دانستهاند. ابنالاثیر مینویسد: «الموت در مرز دیلم است. آلوه ه به معنی عقاب و جزء دوم این کلمه که آموت باشد به لهجۀ دیلمی به معنی آموزش است (کامل التواریخ در احوال اسمعیلیه) و زکریا بن محمّد قزوینی گوید: «الموت در ناحیۀ رودبار میان قزوین و دریای خزر است. آلوه در فارسی به معنی عقاب و آموت به معنی آموزش است. این قلعه به این علّت بدین نام خوانده شد که عقابی پادشاهی را در شکار به این قلعه که به سرزمینهای پیرامون خود مسلّط است متوجّه ساخت». حمدالله مستوفی گوید: «آن قلعه را در اوّل الهآموت گفتهاند به معنی آشیانۀ عقاب که بچگان را بر او آموزش کردی، به مرور الموت شد». با این شرح میتوان به این نتیجه رسید که الموت واژۀ مرکب و به معنی عقابآموز یا عقابآموخت است.
دکتر منوچهر ستوده
از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
«قلعۀ الموت ـ بلدة الاقبال»، فرهنگ ایرانزمین، ۱۳۳۴، شمارۀ ۳، ص ۶-۷.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 106 |
| 8 | جزیرۀ هرموز
صاحب هفت اقلیم مرقوم نموده که اردشیر بابکان بر ساحل دریای عمان شهری ساخته هرموز نام کرد... پوشیده نماند که چنانچه سمت گزارش یافت، فرنگیه در هرموز و بندر جرون تسلّط و استقلال تمام به هم رسانیده مزاحم مسلمین و متردّدین میگشتند و چون به محض ارادۀ قادر مُلکبخش، تخت سلطنت ایران به وجودِ باوجود خاقان گیتیستان، شاه عباس ماضی، آرایش یافت، والیان اطراف و متغلّبان اکناف پای در دامن ادب پیچیده سر بر خط فرمان نهادند سوای فرنگیۀ پرتگالیه که در اطراف بحرین و هرموز و سواحل دریای عمان لوای طغیان افراخته بودند و قلعۀ دربند بکر ساخته استحکام میدادند. جرئت کفرۀ فرنگ بر خاطر انور پادشاه برّ و بحر گران آمده به امامقلیخان بیگلربیگی فارس حکم شد که ساحت آن ولایت را از لوث وجود آنها پاک سازد و خان عالیجاه با جنود فارس متوجّه گشتند در بندر عباسی لوای ابهّت افراخت و افواج قاهره از دریا با کشتیها عبور نموده داخل جزیرۀ هرموز شدند و با وجود استحکام قلعه و حصار که عرض دیوارها زیاده از سی ذرع است که به سنگ و آهک ساختهاند در اندک روزی مسخّر ساختند و محمودشاه، والی هرموز، و اتباع به دست درآوردند و هر کس از رعایا که در قلعهداری با کفره موافقت کرده بود به جزا و سزای خود رسید و این فتح مبین که کارنامۀ سلاطین جهان تواند بود در سنۀ احدی و ثلثین و الف روی نمود.
[مختصر مفید: جغرافیای ایرانزمین در عصر صفوی، محمد مفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، با همکاری محمدرضا ابوئی مهریزی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ص ۳۶۹-۳۷۱]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 663 |
| 9 | انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
چهل گفتار در فرهنگ و تاریخ و ادب ایران
مقالات این مجموعه، که به تفاریق در طی حدود بیست سال ترجمه و تألیف شدهاند، به لحاظ زمانی شمولی دارند از دوران هخامنشیان و ما قبل آن تا قرون بعد از اسلام و در موضوع به گرد مسائل بالنسبه متنوع لغوی و دستوری و ادبی و تاریخی و دینی میگردند که بخشی از مشغولیت ذهنی و درسی نویسنده بودهاند. بعضی از این موضوعات و مسائل عبارتند از الفاظ دخیل از زبانهای ایرانی در زبانهای دیگر، روابط ایرانیان و مغان با یونانیان و افلاطونیان، اندک تأملاتی در تاریخ دینهای زردشتی و مانوی و تصوف اسلامی، ترجمۀ متون یونانی و سریانی و پهلوی به عربی، روابط فرهنگی و ادبی ایران و هند، تاریخ زبان فارسی و بعضی مسائل لغوی آن، و مختصر یادداشتهایی دربارۀ بعضی از عالمان و خاندانهای علما در دوران اسلامی.
[چهل گفتار در فرهنگ و تاریخ و ادب ایران، دکتر سیّد احمدرضا قائممقامی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵]
علاقهمندان میتوانند از سوم تا چهاردهم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 259 |
| 10 | دوم مرداد سالروز درگذشت احمد شاملو
سرگذشت
سایۀ ابری شدم بر دشتها دامن کشاندم
خارکن با پُشتۀ خارش به راه افتاد
عابری خاموش، در راهِ غبارآلود با خود گفت:
«هه! چه خاصیت که آدم سایۀ یک ابر باشد؟»
کفترِ چاهی شدم از بُرجِ ویران پَر کشیدم
برزگر پیراهنی بر چوب، روی خرمنش آویخت
دشتبان، بیرونِ کلبه، سایبانِ چشمهایش کرد دستش را و با خود گفت:
«هه! چه خاصیّت که آدم کفترِ تنهای بُرجِ کهنهای باشد؟»
آهوی وحشی شدم از کوه تا صحرا دویدم
کودکان در دشت بانگی شادمان کردند
گاریِ خُردی گذشت، ارّابهرانِ پیر با خود گفت:
«هه! چه خاصیّت که آدم آهوی بیجفتِ دشتی دور باشد؟»
ماهی دریا شدم نیزارِ غوکانِ غمین را تا خلیجِ دور پیمودم
مرغ دریایی غریوی سخت کرد از ساحلِ متروک
مردِ قایقچی کنارِ قایقش بر ماسۀ مرطوب با خود گفت:
«هه! چه خاصیّت که آدم ماهی ولگردِ دریایی خموش و سرد باشد؟»
کفتر چاهی شدم از بُرجِ ویران پَر کشیدم
سایۀ ابری شدم بر دشتها دامن کشاندم
آهوی وحشی شدم از کوه تا صحرا دویدم
ماهی دریا شدم بر آبهای تیره راندم
دلقِ درویشان به دوش افکندم و اوراد خواندم
یارِ خاموشان شدم بیغولههای راز گشتم
هفت کفشِ آهنین پوشیدم و تا قاف رفتم
مرغِ قاف افسانه بودم، افسانه خواندم بازگشتم
خاکِ هفت اقلیم را افتان و خیزان درنوشتم
خانۀ جادوگران را در زدم، طَرفی نبستم
مرغِ آبی را به کوه و دشت و صحرا جُستم و بیهوده جُستم
پس سمندر گشتم و بر آتشِ مردم نشستم
۱۳۳۰
احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) شاعر، روزنامهنگار، مترجم و پژوهشگر حوزۀ زبان و ادب و فرهنگ عامیانه بود. از آثار شعری او میتوان به هوای تازه، آیدا در آینه، مرثیههای خاک، شکفتن در مه و ابراهیم در آتش اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 2 242 |
| 11 | بررسی دقیق قرائن موجود نشان میدهد که هیچ داستانی در شاهنامه بر سبیل یک اقدام ثانوی، به متن آن افزوده نشده یا از منبعی به غیر از نسخۀ منثور فردوسی اخذ نشده است. درزها یا شکافهایی که برخی از محقّقان میپندارند که در این حماسه موجود است، درز و شکاف در شعر فارسی نیستند، بلکه شکافهایی هستند که در الگوهای تحلیلیای که بر حماسۀ فردوسی منطبق شده موجودند، شاهنامه وحدت ادبی آشکاری دارد که مؤلّفان نسخۀ منثور آگاهانه آن را در این حماسه قرار دادهاند. فردوسی آن وحدت ادبی را بسط داده و آن یکپارچگی و وحدتی را که از مؤلفان شاهنامۀ منثور به ارث برده بود، تشدید کرده است، نه اینکه آن را از خودش ابداع کرده باشد.
استنباط عدم انسجام و گسستگی در شاهنامه یا معلول تحلیل ناقص روایات حماسه است، و یا بیتوجّهی به زمینۀ فرهنگی و ساختار ادبی آن را نشان میدهد. ادّعاهای اثباتنشده دربارۀ عدم انسجام شاهنامه یا ادّعای شفاهی بودن آن، بیشتر مبیّن تعصّبات فرهنگی و ایدئولوژیک و نقطهکورهای مدّعیان است، نه عدم انسجام شاهنامه. با وجود شواهد زیادی که اتّکای فردوسی را به یک منبع منثور مدلّل میسازند، اثبات این ادّعا که او مطلبی را از جایی بهجز شاهنامۀ ابومنصوری که تنها منبع ادبی او بوده اخذ کرده باشد، کار دشواری است. هیچ سند موثّقی این نکته را که فردوسی چه از منابع مکتوب، و چه از سنّت شفاهیِ دوران خود، چیزی اخذ و به شاهنامه افزوده باشد، تأیید نمیکند. بخشهای مختلف حماسۀ ملّی ایران ارتباطی محکم با یکدیگر دارند و یک کلّیّت منسجم و یکپارچه را به وجود آوردهاند.
[بوطیقا و سیاست در شاهنامه، دکتر محمود امیدسالار، ترجمۀ فرهاد اصلانی و معصومه پورتقی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۲۲۷-۲۲۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 844 |
| 12 | انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
آثار درویش محمّد طبسی
رسائل فارسی و عربی درویش محمّد طبسی، متخلّص به محمّد، با موضوعاتی چون آداب تصوّف و اسماء الهیّه و مراتب عشق، در حدود سالهای ۸۲۸ تا ۸۴۲ نوشته شده و دستنویسِ اکثر آنها به خطّ مؤلّف است. طبسی از مریدان شاه نعمتالله ولی بوده و سخنان بسیاری از وی را در آثارش نقل کرده و از همین رو این رسائل در تدوین و تحقیق احوال و عقاید شاه نعمتالله نیز منبعی معتبر است.
[آثار درویش محمّد طبسی، به کوشش ایرج افشار و محمّدتقی دانشپژوه، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵]
علاقهمندان میتوانند از سیام تیر تا دوازدهم مرداد، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 2 886 |
| 13 | تو ای ایرانی که در سرزمین خوشآبوهوای داخلۀ کشور و نواحی شمالی آن در سایۀ درختان و باغهای مصفا تماشای طبیعت قشنگ و روانآسای ایران را مینمایی، باید بدانی که هرگاه روزی مرز دریایی را ایران از دست بدهد و یا با نیروی لازمه نتواند در آبهای آن حکمفرمایی کند، همۀ شیرینیهایی که امروزه در زندگانی داری به کامت تلخ گشته دسترنج سالیانهات از دست تو گرفته شده ناچار هستی آنچه داری به ارزش کم از دست بدهی و آنچه به آن احتیاج داری به بهای جان به دست آوری.
پس هروقت از این مرز که به چشمت آذرخیز و آبش همه تلخ و شور میباشد، میگذری و یا از آن سخنی میشنوی، بدان که این آذر مایۀ زندگی ایران و آن تلخی و شوری برای فروبردن به کام دشمنان آن بوده. آنکه خواهان ایران است، نخست باید این مایۀ زندگانی آن را نگاه دارد تا ایران بزرگ مانده و تو بچۀ ایران به خود ببالی و سزاوار نام ایران باشی.
[خلیج فارس (همراه سه نقشه)، غلامعلی بایندر، با یادداشت کاوه بیات، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۱۴۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 2 029 |
| 14 | با دریغ اسماعیل یغمایی، پژوهشگر و باستانشناس درگذشت.
اسماعیل یغمایی (۲۷ شهریور ۱۳۲۰ ـ ۲۸ تیر ۱۴۰۵)، فرزند حبیب یغمایی (شاعر، ادیب و مدیر مجلۀ یغما)، تحصیلات دانشگاهی را در رشتۀ باستانشناسی، در دانشگاه تهران گذراند و به استخدام ادارۀ کل باستانشناسی کشور درآمد. او با حضور در دهها کاوش باستانی و پژوهش در محوطههای مهمّ تاریخی ایران، ازجمله هفتتپه، ارگان، تپۀ حصار دامغان و بردک سیاه سهمی ارزشمند در شناخت گذشته و میراث فرهنگی این سرزمین داشت و حاصل تجربه و دانش خود را در قالب دهها مقاله و کتاب به جامعۀ علمی و فرهنگی ایران عرضه کرد. از کتابهای او میتوان به گیسوان هزارساله: گوشههایی از خاطرات یک باستانشناس، وقتی که بچه بودم...، ارگان: تاریخ ازدسترفته، شوش، دژ استعمار و کاخ بردک سیاه اشاره کرد. زندهیاد یغمایی در کتاب اخیر فرضیۀ خاستگاه راستین هخامنشیان را بر پایۀ کاوشهای باستانشناسی در محوطۀ بردک سیاه مطرح کرده است.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار خدمات علمی و فرهنگی این باستانشناس و پژوهشگر پرتلاش را ارج مینهد و درگذشت او را به خانوادۀ محترم یغمایی، جامعۀ باستانشناسی کشور و همۀ دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران تسلیت میگوید. یاد و نامش گرامی باد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 2 041 |
| 15 | بیست و هشتم تیرماه زادروز منوچهر ستوده، از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
از سختیهای زندگی در غرب برای ستوده این است که مزاجش برای طعام ایرانی تربیت شده و طبعش به این نوع خوردنی مایل است و غذاهای فرنگ مورد پسندش نیست و آنها را «بیمزه و کاهصفت» میداند. غربیها را عمدةً مغرض و جاسوس میشمارد و به اهداف ایشان دربارۀ ایران نظر منتقدانۀ جدّی دارد. اینکه فرنگیها آقابالاسر شرقیها باشند و بخواهند مثلاً روی لهجات ایران کار کنند هیچ برای ستوده قابل تحمّل نیست؛ معتقد است که «مگر خودمان مردهایم که مطالعه کنیم؟». اصولاً به فرنگیها بیاعتماد است و روی خوش به ایشان نشان نمیدهد. هرچه میگذرد این بیاعتقادی بیشتر هم میشود. میتوان حدس زد که اصرار دکتر جردن، مدیر کالج امریکایی (دبیرستان البرز)، به مسیحی شدن ستوده در سنین نوجوانی و ایّام تحصیل در آنجا تأثیر عمیق خود را بر او گذاشته بود که در مقابل خاورشناسان و به طور کلّی فرنگیها هرگز احتیاط را از دست ندهد. در هشتادسالگی در مکتوبی به افشار از برخورد تند خود با یک «انگلیسی دراز بینماز» یاد کرده که «به عنوان سیّاح آمده بود» و خلوت و انزوای ستوده را در روستای گلورِ متلقو به هم زده و اطّلاعاتی بیشتر از آنچه دربارۀ قلعه رودخان در کتاب از آستارا تا استارباد نوشته میخواست. ستوده به تندی پاسخ او را داده که برای چه اطّلاعاتی که «دقایق عمر بنده صرف آن شده در اختیار شما باید قرار بدهم؟ مشتی جاسوس به نام سیّاح به صندوقخانۀ ما راه پیدا کردهاید و بدون کسب اجازه وقت مرا میگیرید». وقتی در آستانۀ هشتادسالگی به سبب دوستداری ایران و شناخت قلمرو تاریخی و فرهنگیاش با همّتی مردانه و پشتکاری کمنظیر برای مطالعات آثار و ابنیۀ تاریخی آسیای مرکزی بدان صفحات مسافرت میکند و اعمال روسها را در آنجا میبیند، بیشتر معتقد میشود که «سیاست عمومی جهانی میخواهد فرهنگهای ریشهدار را از ریشه بکند و همۀ راهها را به یونان و روم ختم کند و بگوید که مشرقزمینی کسی نبوده است ... ایرانی چون درک دارد و میفهمد باید ریشهکن شود، باید آثارش از میان برود». سادهلوح نیست و بر عکس بسیاری از هموطنانش چشموگوشبسته به هیچ چیز غربی اعتماد نمیکند. سازمانهای آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متّحد از قبیل یونسکو را هم مانند سایر دستگاهها میداند و آنها را چندان باور ندارد و زیاد حقیقتی در آنها نمیبیند. اصلاً دایۀ مهربانتر از مادر را نمیپذیرد. ستوده مهاجرت ایرانیان به فرنگ را به هیچ بهانهای نمیپسندد. این را برنامۀ استعمارچیان میداند که میخواهند با کار کشیدن از گردۀ مردم ما خرابههای خود را آباد کنند. معتقد است نباید با یک حمله جا را خالی کرد. عدّهای برای حفظ مالهای اندوخته، یعنی دزدیده، گروهی برای فرار از نظام وظیفه، عدّۀ بیشماری به عنوان خواندن درس و ابوعلی سینا شدن، عدّهای از ترس جان، عدّهای برای معالجۀ جسم، که اگر اوّل روح خود را معالجه میکردند به این سرنوشتهای خودساخته گرفتار نمیشدند».
[نامههای منوچهر ستوده و ایرج افشار، به کوشش محمد افشینوفایی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، مقدمه، ص ۳۳-۳۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 659 |
| 16 | بیست و هشتم تیرماه سالروز درگذشت جلالالدین همایی (سنا)
همایی استاد نامور و مبرّز ادب و عرفان و حکمت و نجوم قدیم «شب سخنسرایی» را به پایان آورد (۲۹ تیرماه ۱۳۵۹). مرگش چون زندگانیاش آرام بود. از عجایب آن است که او دیرتر از اقران خود به دانشگاه خوانده شد و اگرچه در مرگش دانشگاه یادی از او نکرد، اما همایی مقام والای خود را در سینۀ مردم عارف و راستین خواهد داشت.
ابیات زیر را که از بهترین اشعار او و در روزهای آخر حیات خود گفته در اینجا نقل میکنیم.
پایان شب سخنسرایی
میگفت ز سوز دل «همایی»
فریاد کزین رباطِ کهگل
جان میکنم و نمیکنم دل
مرگ آخته تیغ بر گلویم
من مست هوا و آرزویم
روزم سپری شدهست و سودا
امروز دهد نوید فردا
ماندهست دمی و آرزوساز
من وعدۀ سال میدهم باز
آزرده تنی، فسرده جانی
در پوست کشیده استخوانی
در حنجرهام به تنگ انفاس
از فربهیام نشان آماس
با دست نوان و پای خسته
بار سفر فراق بسته
نه طاقت خِفتن و نه خُفتن
نه حال شنیدن و نه گفتن
جز وهم محالپرورم نیست
میمیرم و مرگ باورم نیست
زودا که کنم به خواب سنگین
تنجامه ز خون سینه رنگین
از بعد شنید و گفت بسیار
خاموشی بایدم بهناچار
در خوابگه عدم برندم
لب تا ابد از سخن ببندم
زین دود و غبار تیرۀ خاک
غسل و کفنم مگر کند پاک
[نادرهکاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۶۰۵-۶۰۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 500 |
| 17 | بیست و هشتم تیرماه زادروز سیمین بهبهانی
کودک روانه از پی بود
کودک روانه از پی بود، نقنقکنان که: «من پسته...»
«پول از کجا بیارم من؟» زن ناله کرد آهسته
کودک دوید در دکّان، پایی فشرد و عَرّی زد
گوشش گرفت دکّاندار: «کو صاحبت زبانبسته؟»
مادر کشید دستش را: «دیدی که آبرومان رفت؟»
کودک سری تکان میداد، دانسته یا ندانسته
«یک سیر پسته صد تومان! نوشابه، بستنی... سرسام!»
اندیشه کرد زن با خود، از رنجِ زندگی خسته
«دیروز گردوی تازه دیدهست و چشم پوشیدهست
هر روز چشمپوشیهاش با روزِ پیش پیوسته»
کودک روانه از پی بود، زن سوی او نگاه افکند
با دیدهای که خشمش را بارانِ اشکها شسته
ناگاه جیبِ کودک را پُر دید ـ «وای! دزدیدی؟»
کودک چو پسته میخندید با یک دهان پرُ از پسته...
تیر ۱۳۷۲
سیمین بهبهانی در تهران زاده شد. او فارغالتحصیل رشتۀ حقوق از دانشگاه تهران بود و سالها در دبیرستانهای پایتخت به دبیری اشتغال داشت.
در سال ۱۳۴۸ به عضویت شورای شعر و موسیقی رادیو ایران و در سال ۱۳۵۷ به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد.
او شاعری غزلسرا بود و بخشی از شهرت وی در سرودن غزلهایی با اوزان تازه و غیرمتعارف بود.
از مجموعههای شعری وی میتوان به «سهتار شکسته»، «رستاخیز» و «خطی ز سرعت و از آتش» اشاره کرد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 2 010 |
| 18 | انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
شگرفنامۀ ولایت
شگرفنامۀ ولایت نخستین گزارش فارسی جامع از فرهنگ و تمدن انگلستان و علل ترقی آن است. این سفرنامه به دست منشی هندی، منشی اعتصامالدّین، در اواخر قرن هجدهم میلادی و در زمانهای نوشته شده که ستارۀ بخت هندوستان رو به افول و به تعبیر او «نیّر اقبال انگلیسیها در ترقی و صعود» بود. دغدغۀ نویسنده ضعف و زوال هندوستان و مسئلهاش چرایی و چگونگی پیشرفت انگلیسیهاست.
روایتی که منشی در شگرفنامه به دست میدهد، علاوه بر ارزشهای ادبی، در تاریخ علتشناسی انحطاط هندوستان بالاخص و جهان اسلام و مشرقزمین بالاعم اهمیت ویژهای دارد.
[شگرفنامۀ ولایت، منشی اعتصامالدّین، تصحیح و تحقیق دکتر داریوش رحمانیان و دکتر علی دهگاهی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]
علاقهمندان میتوانند از بیست و هفتم تیر تا هفتم مرداد، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 1 986 |
| 19 | بنیاد ایرانشناسی با همکاری بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار میکند:
نشست علمی و رونمایی از کتاب
سفارتنامۀ ارزنةالروم
اسناد، مکاتبات و صورتمجالس سفارت میرزا تقیخان وزیرنظام (امیرکبیر)
سخنرانان:
دکتر علیاکبر صالحی، رئیس بنیاد ایرانشناسی و وزیر اسبق امور خارجه
دکتر منصور صفتگل، استاد دانشگاه تهران
دکتر داریوش رحمانیان، دانشیار دانشگاه تهران
دکتر عباس قدیمی قیداری، استاد دانشگاه تبریز
دکتر محسن نیکبین، استادیار دانشگاه تهران
و
دکتر نصرالله صالحی، دانشیار دانشگاه فرهنگیان (مصحّح کتاب)
دبیر نشست
شهریار شاهیندژی
سهشنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۶ تا ۱۸
خیابان ایرانشناسی، بنیاد ایرانشناسی، تالار دکتر حسن حبیبی
جلسه به صورت حضوری و برخط برگزار میشود.
پیوند حضور برخط:
www.skyroom.online/ch/iranology/neshast
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 2 860 |
| 20 | بیست و پنجم تیرماه، سالروز درگذشت علیرضا شاپور شهبازی
شهبازی یکی از دانایان ایران بود که روزگار ایران باستان- مخصوصاً عصر هخامنشی- را نیکو میشناخت و دربارۀ آن دوره تجربۀ میدانی، دید جهانی و آگاهی وسیع داشت.
شهبازی زادۀ سال ۱۳۲۱ بود و از مردم فارس. ابتدا در ایران درس خواند و سپس در لندن. پس از آن در دانشگاه شیراز تدریس کرد. در آن دوره بود که راهنمای خوبی برای تخت جمشید نوشت (چند بار به چاپ رسیده). کتابی هم از او در سال ۱۳۵۱ با نام شاهنشاهان و سنتهای ایرانیان منتشر شد. سال بعد کتاب بهتری بهعنوان نقوش اقوام شاهنشاهی هخامنشی بنابر حجاریهای تخت جمشید به قلم او پدیدار شد.
شهبازی فریفتۀ تخت جمشید بود و چندی خدمتگزار رسمی آن. روزگار و عمرش بر سر هخامنشیان مصروف شد. ماندگاری نام او در زمینۀ تاریخ تتبعات ایرانی موجب سرافرازی است.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۴۳۸-۱۴۳۹]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation | 2 020 |
