es
Feedback
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار

Ir al canal en Telegram

موقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولی‌عصر - سه‌راه زعفرانيه - خيابان شهيد عارف‌نسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir

Mostrar más
5 512
Suscriptores
+824 horas
+167 días
+6730 días
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+110
en 17 canales
junio '26
+103
en 19 canales
Get PRO
mayo '26
+20
en 3 canales
Get PRO
abril '26
+9
en 1 canales
Get PRO
marzo '26
+8
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+144
en 18 canales
Get PRO
enero '26
+28
en 11 canales
Get PRO
diciembre '25
+70
en 24 canales
Get PRO
noviembre '25
+75
en 19 canales
Get PRO
octubre '25
+142
en 41 canales
Get PRO
septiembre '25
+106
en 36 canales
Get PRO
agosto '25
+83
en 24 canales
Get PRO
julio '25
+105
en 79 canales
Get PRO
junio '25
+80
en 43 canales
Get PRO
mayo '25
+119
en 77 canales
Get PRO
abril '25
+163
en 54 canales
Get PRO
marzo '25
+168
en 40 canales
Get PRO
febrero '25
+150
en 55 canales
Get PRO
enero '25
+148
en 40 canales
Get PRO
diciembre '24
+191
en 40 canales
Get PRO
noviembre '24
+146
en 37 canales
Get PRO
octubre '24
+144
en 44 canales
Get PRO
septiembre '24
+114
en 43 canales
Get PRO
agosto '24
+173
en 83 canales
Get PRO
julio '24
+113
en 36 canales
Get PRO
junio '24
+90
en 30 canales
Get PRO
mayo '24
+129
en 37 canales
Get PRO
abril '24
+165
en 90 canales
Get PRO
marzo '24
+195
en 39 canales
Get PRO
febrero '24
+174
en 35 canales
Get PRO
enero '24
+239
en 38 canales
Get PRO
diciembre '23
+251
en 30 canales
Get PRO
noviembre '23
+114
en 29 canales
Get PRO
octubre '23
+126
en 29 canales
Get PRO
septiembre '23
+211
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+104
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+119
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+89
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+133
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+220
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+192
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+120
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+172
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+45
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+20
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+16
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+38
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+48
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+44
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+39
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+46
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+51
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+72
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+52
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+62
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+84
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+62
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+108
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+41
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+42
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+44
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+37
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+40
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+72
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+72
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+65
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+120
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+1 884
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
28 julio+3
27 julio+10
26 julio+5
25 julio+1
24 julio0
23 julio0
22 julio+13
21 julio+2
20 julio+4
19 julio+1
18 julio+6
17 julio+5
16 julio+1
15 julio+1
14 julio+1
13 julio0
12 julio+2
11 julio+3
10 julio+2
09 julio+4
08 julio+2
07 julio+2
06 julio+5
05 julio+4
04 julio+10
03 julio+3
02 julio+6
01 julio+14
Publicaciones del Canal
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: صحیفة الفصاحة صحیفة الفصاحة تألیف محمود بن احمد فاریابی (درگذشتۀ ۶۰۷ق) از
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: صحیفة الفصاحة صحیفة الفصاحة تألیف محمود بن احمد فاریابی (درگذشتۀ ۶۰۷ق) از دانشوران معاصر جلال‌الدّین قلج طمغاج‌خان ابوالمظفّر ابراهیم قراخانی (۵۷۴-۶۰۰ق) است. او در این کتاب، به ترجمۀ احادیث، امثال و حکم و اشعار عربی پرداخته و رایج‌ترین معادل فارسی را برای واژه‌ها و تعبیرات و ترکیبات عربی به کار گرفته و ترجمه‌ای روان و رسا به دست داده است. تنها دستنویس صحیفة الفصاحة در کتابخانۀ عزّت قویون‌اوغلو (قونیه) نگهداری می‌شود و در سال ۸۹۹ق کتابت شده است. [صحیفة الفصاحة: ترجمۀ احادیث نبوی، امثال و حکم و اشعار عربی، محمود بن احمد فاریابی، تصحیح و تحقیق دکتر بهروز ایمانی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار] علاقه‌مندان می‌توانند از ششم تا بیستم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation

2
‍ وصف میمون‌دژ الموت در شهنامۀ چنگیزی رسیدن هلاکو به حصار میمون‌‌دز چو آمد سوی طالقان شهریار گرفتند منصوریه در حصار پس آن‌گاه با لشکر جنگجوی به پرخاش میمون‌دز آورد روی چو جوشنده‌بحر و خروشنده‌رود به پیرامن قلعه آمد فرود به کوهی درآمد که در برتری همی کرد با بامِ دز همسری همی هر دم از دز برآمد خروش که شاها به بیهوده چندین مکوش تو را گرچه نیروی هر کار هست ولیکن نیابی بر این قلعه دست که دارد بلندای گردان‌سپهر فروزنده خورشاه ازو همچو مهر حصار فلک را به زور و به زر چگونه توان کرد زیر و زبر؟ به گرز و سنان، طاقِ چرخِ روان نشاید شکستن، مرنجان روان ورا استواری رویین‌دز است سپهر از خرابی آن عاجز است ز بالا بدو ره نیابد بلا که در شیبِ او حکم راند قضا به چشمِ خیال و به پایِ گمان ندید و نپیمود کس آن مکان چو این قلعه را ساختن خواستند بسی مرد داننده برخاستند به گیتی بجُستند کوهی چنین که هست آسمان پیشِ او چون زمین بر آن سر نهادند بنیادِ او تو گویی قضا بود استادِ او مهندس همی برد یکچند رنج برآمد بر این سالها چار پنج ز معجونِ هرمان گِلش ساختند ز صاروج و سنگش بپرداختند چو این قصر جنّت‌صفت شد تمام خردمند میمون‌دزش کرد نام بود خوردنیها در این گونه‌گون گذشته از اندازۀ چند و چون بریدند جویی به فرسنگها بکندند از راه او سنگها روان گشت آبی در او چون گلاب گلابی که تلخی ندارد چو آب هزاران در او شیرِ شمشیرزن که خوانند مردانِ کین را به زن بلندیش ازین سان که پرّان‌عقاب ندیده‌ست بامِ رواقش به خواب به گنج و سپاه ای شهِ کامیاب چگونه توان کرد آن را خراب؟ [شهنامۀ چنگیزی، شمس‌الدّین کاشانی، تصحیح و تحقیق دکتر وحید قنبری ننیز، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۳۱۷-۳۱۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
914
3
‍ با آرزوی دوام سربلندی و سرافرازی ایران، ثبت دژ الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو را به هم‌میهنان وطن‌دوست شادباش می‌گوییم. الموت واژۀ الموت از دو جزء ترکیب شده است، جزء اوّل «اله» و جزء دوم «اموت». واژۀ «اله» هنوز در زبان مردم رودبار الموت و همسایگان آنان، یعنی ساکنین گیلان و مازندران زنده است. اغلب کشاورزان الموتی در حقّ مرغانی که به صیفی و زراعت آسیب می‌رسانند گویند: «اله تره بزند»؛ یعنی عقاب ترا بزند. از این گذشته در ترکیب بعضی از نامهای محلها این واژه دیده می‌شود. از آنهاست «اله‌نشینی بند»؛ یعنی بند عقاب‌نشین که تپۀ بلندی نزدیک زوارک است. این واژه در نقاط مختلف مازندران به دو شکل «اله = ale» یا «اله = alle» شنیده می‌شود. در گیلان به شکلهای «الغ = aloq» یا «آلغ = āloq» مصطلح است و در لورا این پرنده را «اله = ale» خوانند (مطالعۀ نگارنده در محل). در متون قدیمی نیز «اله» به معنی عقاب ذکر شده است (التنبیه علی حدوث التصحیف حمزۀ اصفهانی، السامی فی الاسامی، التفهیم ابوریحان بیرونی). ‌ جزء دوم این ترکیب یعنی واژۀ «اموت» را بیشتر مورّخین از مصدر آموختن دانسته‌اند. ابن‌الاثیر می‌نویسد: «الموت در مرز دیلم است. آلوه به معنی عقاب و جزء دوم این کلمه که آموت باشد به لهجۀ دیلمی به معنی آموزش است (کامل التواریخ در احوال اسمعیلیه) و زکریا بن محمّد قزوینی گوید: «الموت در ناحیۀ رودبار میان قزوین و دریای خزر است. آلوه در فارسی به معنی عقاب و آموت به معنی آموزش است. این قلعه به این علّت بدین نام خوانده شد که عقابی پادشاهی را در شکار به این قلعه که به سرزمینهای پیرامون خود مسلّط است متوجّه ساخت». حمدالله مستوفی گوید: «آن قلعه را در اوّل اله‌آموت گفته‌‌اند به معنی آشیانۀ عقاب که بچگان را بر او آموزش کردی، به مرور الموت شد». با این شرح می‌توان به این نتیجه رسید که الموت واژۀ مرکب و به معنی عقاب‌آموز یا عقاب‌آموخت است. دکتر منوچهر ستوده از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار «قلعۀ الموت ـ بلدة الاقبال»، فرهنگ ایران‌زمین، ۱۳۳۴، شمارۀ ۳، ص ۶-۷. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
2 941
4
‍ به خستگی و سرافرازی ایران‌زمین، ثبت دژ الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو را به هم‌میهنان وطن‌دوست شادباش می‌گوییم. الموت واژۀ الموت از دو جزء ترکیب شده است، جزء اوّل «اله» و جزء دوم «اموت». واژۀ «اله» هنوز در زبان مردم رودبار الموت و همسایگان آنان، یعنی ساکنین گیلان و مازندران زنده است. اغلب کشاورزان الموتی در حقّ مرغانی که به صیفی و زراعت آسیب می‌رسانند گویند: «اله تره بزند»؛ یعنی عقاب ترا بزند. از این گذشته در ترکیب بعضی از نامهای محلها این واژه دیده می‌شود. از آنهاست «اله‌نشینی بند»؛ یعنی بند عقاب‌نشین که تپۀ بلندی نزدیک زوارک است. این واژه در نقاط مختلف مازندران به دو شکل «اله = ale» یا «اله = alle» شنیده می‌شود. در گیلان به شکلهای «الغ = aloq» یا «آلغ = āloq» مصطلح است و در لورا این پرنده را «اله = ale» خوانند (مطالعۀ نگارنده در محل). در متون قدیمی نیز «اله» به معنی عقاب ذکر شده است (التنبیه علی حدوث التصحیف حمزۀ اصفهانی، السامی فی الاسامی، التفهیم ابوریحان بیرونی). ‌ جزء دوم این ترکیب یعنی واژۀ «اموت» را بیشتر مورّخین از مصدر آموختن دانسته‌اند. ابن‌الاثیر می‌نویسد: «الموت در مرز دیلم است. آلوه ه به معنی عقاب و جزء دوم این کلمه که آموت باشد به لهجۀ دیلمی به معنی آموزش است (کامل التواریخ در احوال اسمعیلیه) و زکریا بن محمّد قزوینی گوید: «الموت در ناحیۀ رودبار میان قزوین و دریای خزر است. آلوه در فارسی به معنی عقاب و آموت به معنی آموزش است. این قلعه به این علّت بدین نام خوانده شد که عقابی پادشاهی را در شکار به این قلعه که به سرزمینهای پیرامون خود مسلّط است متوجّه ساخت». حمدالله مستوفی گوید: «آن قلعه را در اوّل اله‌آموت گفته‌‌اند به معنی آشیانۀ عقاب که بچگان را بر او آموزش کردی، به مرور الموت شد». با این شرح می‌توان به این نتیجه رسید که الموت واژۀ مرکب و به معنی عقاب‌آموز یا عقاب‌آموخت است. دکتر منوچهر ستوده از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار «قلعۀ الموت ـ بلدة الاقبال»، فرهنگ ایران‌زمین، ۱۳۳۴، شمارۀ ۳، ص ۶-۷. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
106
5
‍ جزیرۀ هرموز صاحب هفت اقلیم مرقوم نموده که اردشیر بابکان بر ساحل دریای عمان شهری ساخته هرموز نام کرد... پوشیده نماند که چنانچه سمت گزارش یافت، فرنگیه در هرموز و بندر جرون تسلّط و استقلال تمام به هم رسانیده مزاحم مسلمین و متردّدین می‌گشتند و چون به محض ارادۀ قادر مُلک‌بخش، تخت سلطنت ایران به وجودِ باوجود خاقان گیتی‌ستان، شاه عباس ماضی، آرایش یافت، والیان اطراف و متغلّبان اکناف پای در دامن ادب پیچیده سر بر خط فرمان نهادند سوای فرنگیۀ پرتگالیه که در اطراف بحرین و هرموز و سواحل دریای عمان لوای طغیان افراخته بودند و قلعۀ دربند بکر ساخته استحکام می‌دادند. جرئت کفرۀ فرنگ بر خاطر انور پادشاه برّ و بحر گران آمده به امام‌قلی‌خان بیگلربیگی فارس حکم شد که ساحت آن ولایت را از لوث وجود آنها پاک سازد و خان عالی‌جاه با جنود فارس متوجّه گشتند در بندر عباسی لوای ابهّت افراخت و افواج قاهره از دریا با کشتیها عبور نموده داخل جزیرۀ هرموز شدند و با وجود استحکام قلعه و حصار که عرض دیوارها زیاده از سی ذرع است که به سنگ و آهک ساخته‌اند در اندک روزی مسخّر ساختند و محمودشاه، والی هرموز، و اتباع به دست درآوردند و هر کس از رعایا که در قلعه‌داری با کفره موافقت کرده بود به جزا و سزای خود رسید و این فتح مبین که کارنامۀ سلاطین جهان تواند بود در سنۀ احدی و ثلثین و الف روی نمود. [مختصر مفید: جغرافیای ایران‌زمین در عصر صفوی، محمد مفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، با همکاری محمدرضا ابوئی مهریزی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ص ۳۶۹-۳۷۱] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 387
6
‍ انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: چهل گفتار در فرهنگ و تاریخ و ادب ایران مقالات این مجموعه، که به ‌تفاریق در طی حدود بیست سال ترجمه و تألیف شده‌اند، به لحاظ زمانی شمولی دارند از دوران هخامنشیان و ما قبل آن تا قرون بعد از اسلام و در موضوع به گرد مسائل بالنسبه متنوع لغوی و دستوری و ادبی و تاریخی و دینی می‌گردند که بخشی از مشغولیت ذهنی و درسی نویسنده بوده‌اند. بعضی از این موضوعات و مسائل عبارتند از الفاظ دخیل از زبان‌های ایرانی در زبان‌های دیگر، روابط ایرانیان و مغان با یونانیان و افلاطونیان، اندک تأملاتی در تاریخ دین‌های زردشتی و مانوی و تصوف اسلامی، ترجمۀ متون یونانی و سریانی و پهلوی به عربی، روابط فرهنگی و ادبی ایران و هند، تاریخ زبان فارسی و بعضی مسائل لغوی آن، و مختصر یادداشت‌هایی دربارۀ بعضی از عالمان و خاندان‌های علما در دوران اسلامی. [چهل گفتار در فرهنگ و تاریخ و ادب ایران، دکتر سیّد احمدرضا قائم‌مقامی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵] علاقه‌مندان می‌توانند از سوم تا چهاردهم مردادماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 100
7
‍ دوم مرداد سالروز درگذشت احمد شاملو سرگذشت سایۀ ابری شدم بر دشتها دامن کشاندم خارکن با پُشتۀ خارش به راه افتاد عابری خاموش، در راهِ غبارآلود با خود گفت: «هه! چه خاصیت که آدم سایۀ یک ابر باشد؟» کفترِ چاهی شدم از بُرجِ ویران پَر کشیدم برزگر پیراهنی بر چوب، روی خرمنش آویخت دشتبان، بیرونِ کلبه، سایبانِ چشمهایش کرد دستش را و با خود گفت: «هه! چه خاصیّت که آدم کفترِ تنهای بُرجِ کهنه‌ای باشد؟» آهوی وحشی شدم از کوه تا صحرا دویدم کودکان در دشت بانگی شادمان کردند گاریِ خُردی گذشت، ارّابه‌رانِ پیر با خود گفت: «هه! چه خاصیّت که آدم آهوی بی‌جفتِ دشتی دور باشد؟» ماهی دریا شدم نیزارِ غوکانِ غمین را تا خلیجِ دور پیمودم مرغ دریایی غریوی سخت کرد از ساحلِ متروک مردِ قایقچی کنارِ قایقش بر ماسۀ مرطوب با خود گفت: «هه! چه خاصیّت که آدم ماهی ولگردِ دریایی خموش و سرد باشد؟» کفتر چاهی شدم از بُرجِ ویران پَر کشیدم سایۀ ابری شدم بر دشتها دامن کشاندم آهوی وحشی شدم از کوه تا صحرا دویدم ماهی دریا شدم بر آبهای تیره راندم دلقِ درویشان به دوش افکندم و اوراد خواندم یارِ خاموشان شدم بیغوله‌های راز گشتم هفت کفشِ آهنین پوشیدم و تا قاف رفتم مرغِ قاف افسانه بودم، افسانه خواندم بازگشتم خاکِ هفت اقلیم را افتان و خیزان درنوشتم خانۀ جادوگران را در زدم، طَرفی نبستم مرغِ آبی را به کوه و دشت و صحرا جُستم و بیهوده جُستم پس سمندر گشتم و بر آتشِ مردم نشستم ۱۳۳۰ احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) شاعر، روزنامه‌نگار، مترجم و پژوهشگر حوزۀ زبان و ادب و فرهنگ عامیانه بود. از آثار شعری او می‌توان به هوای تازه، آیدا در آینه، مرثیه‌های خاک، شکفتن در مه و ابراهیم در آتش اشاره کرد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 885
8
‍ بررسی دقیق قرائن موجود نشان می‌دهد که هیچ داستانی در شاهنامه بر سبیل یک اقدام ثانوی، به متن آن افزوده نشده یا از منبعی به غیر از نسخۀ منثور فردوسی اخذ نشده است. درزها یا شکافهایی که برخی از محقّقان می‌پندارند که در این حماسه موجود است، درز و شکاف در شعر فارسی نیستند، بلکه شکافهایی هستند که در الگوهای تحلیلی‌ای که بر حماسۀ فردوسی منطبق شده موجودند، شاهنامه وحدت ادبی آشکاری دارد که مؤلّفان نسخۀ منثور آگاهانه آن را در این حماسه قرار داده‌اند. فردوسی آن وحدت ادبی را بسط داده و آن یکپارچگی و وحدتی را که از مؤلفان شاهنامۀ منثور به ارث برده بود، تشدید کرده است، نه اینکه آن را از خودش ابداع کرده باشد. استنباط عدم انسجام و گسستگی در شاهنامه یا معلول تحلیل ناقص روایات حماسه است، و یا بی‌توجّهی به زمینۀ فرهنگی و ساختار ادبی آن را نشان می‌دهد. ادّعاهای اثبات‌نشده دربارۀ عدم انسجام شاهنامه یا ادّعای شفاهی بودن آن، بیشتر مبیّن تعصّبات فرهنگی و ایدئولوژیک و نقطه‌کورهای مدّعیان است، نه عدم انسجام شاهنامه. با وجود شواهد زیادی که اتّکای فردوسی را به یک منبع منثور مدلّل می‌سازند، اثبات این ادّعا که او مطلبی را از جایی به‌جز شاهنامۀ ابومنصوری که تنها منبع ادبی او بوده اخذ کرده باشد، کار دشواری است. هیچ سند موثّقی این نکته را که فردوسی چه از منابع مکتوب، و چه از سنّت شفاهیِ دوران خود، چیزی اخذ و به شاهنامه افزوده باشد، تأیید نمی‌کند. بخشهای مختلف حماسۀ ملّی ایران ارتباطی محکم با یکدیگر دارند و یک کلّیّت منسجم و یکپارچه را به وجود آورده‌اند. [بوطیقا و سیاست در شاهنامه، دکتر محمود امیدسالار، ترجمۀ فرهاد اصلانی و معصومه پورتقی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۲۲۷-۲۲۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 576
9
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: آثار درویش محمّد طبسی رسائل فارسی و عربی درویش محمّد طبسی، متخلّص به محمّد
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: آثار درویش محمّد طبسی رسائل فارسی و عربی درویش محمّد طبسی، متخلّص به محمّد، با موضوعاتی چون آداب تصوّف و اسماء الهیّه و مراتب عشق، در حدود سالهای ۸۲۸ تا ۸۴۲ نوشته شده و دستنویسِ اکثر آنها به خطّ مؤلّف است. طبسی از مریدان شاه نعمت‌الله ولی بوده و سخنان بسیاری از وی را در آثارش نقل کرده و از همین رو این رسائل در تدوین و تحقیق احوال و عقاید شاه نعمت‌الله نیز منبعی معتبر است. [آثار درویش محمّد طبسی، به کوشش ایرج افشار و محمّدتقی دانش‌پژوه، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵] علاقه‌مندان می‌توانند از سی‌ام تیر تا دوازدهم مرداد، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
2 264
10
تو ای ایرانی که در سرزمین خوش‌آب‌و‌هوای داخلۀ کشور و نواحی شمالی آن در سایۀ درختان و باغ‌های مصفا تماشای طبیعت قشنگ و روان‌آس
تو ای ایرانی که در سرزمین خوش‌آب‌و‌هوای داخلۀ کشور و نواحی شمالی آن در سایۀ درختان و باغ‌های مصفا تماشای طبیعت قشنگ و روان‌آسای‌ ایران را می‌نمایی، باید بدانی که هرگاه روزی مرز دریایی را ایران از دست بدهد و یا با نیروی لازمه نتواند در آب‌های آن حکم‌فرمایی کند، همۀ شیرینی‌هایی که امروزه در زندگانی‌ داری به کامت تلخ گشته دسترنج سالیانه‌ات از دست تو گرفته شده ناچار هستی آنچه داری به ارزش کم‌ از دست بدهی و آنچه به آن احتیاج داری به بهای جان به دست آوری. پس هروقت از این مرز که به چشمت آذرخیز و آبش همه تلخ و شور می‌باشد، می‌گذری و یا از آن سخنی می‌شنوی، بدان که این آذر مایۀ زندگی ایران و آن تلخی و شوری برای فروبردن به کام دشمنان آن بوده. آنکه خواهان ایران است، نخست باید این مایۀ زندگانی آن را نگاه دارد تا ایران بزرگ مانده و تو بچۀ ایران به خود ببالی و سزاوار نام ایران‌ باشی. [خلیج فارس (همراه سه نقشه)، غلامعلی بایندر، با یادداشت کاوه بیات، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ‌۱۴۰۴، ص ۱۴۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 860
11
‍ با دریغ اسماعیل یغمایی، پژوهشگر و باستان‌شناس درگذشت. اسماعیل یغمایی (۲۷ شهریور ۱۳۲۰ ـ ۲۸ تیر ۱۴۰۵)، فرزند حبیب یغمایی (شاعر، ادیب و مدیر‌ مجلۀ یغما)، تحصیلات دانشگاهی را در رشتۀ باستان‌شناسی، در دانشگاه تهران گذراند و به استخدام ادارۀ کل باستان‌شناسی کشور درآمد. او با حضور در ده‌ها کاوش باستانی و پژوهش در محوطه‌های مهمّ تاریخی ایران، ازجمله هفت‌تپه، ارگان، تپۀ حصار دامغان و بردک‌ سیاه سهمی ارزشمند در شناخت گذشته و میراث فرهنگی این سرزمین داشت و حاصل تجربه و دانش خود را در قالب ده‌ها مقاله و کتاب به جامعۀ علمی و فرهنگی ایران عرضه کرد. از کتابهای او می‌توان به گیسوان هزارساله: گوشه‌هایی از خاطرات یک باستا‌ن‌شناس، وقتی که بچه بودم...، ارگان: تاریخ ازدست‌رفته، شوش، دژ استعمار و کاخ بردک سیاه اشاره کرد. زنده‌یاد یغمایی در کتاب اخیر فرضیۀ خاستگاه راستین هخامنشیان را بر پایۀ کاوش‌های باستان‌شناسی در محوطۀ بردک سیاه مطرح کرده است. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار خدمات علمی و فرهنگی این باستان‌شناس و پژوهشگر پرتلاش را ارج می‌نهد و درگذشت او را به خانوادۀ محترم یغمایی، جامعۀ باستان‌شناسی کشور و همۀ دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران تسلیت می‌گوید. یاد و نامش گرامی باد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 842
12
‍ بیست و هشتم تیرماه زادروز منوچهر ستوده، از واقفان بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و منتخب هشتمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار از سختیهای زندگی در غرب برای ستوده این است که مزاجش برای طعام ایرانی تربیت شده و طبعش به این نوع خوردنی مایل است و غذاهای فرنگ مورد پسندش نیست و آنها را «بی‌مزه و کاه‌صفت» می‌داند. غربیها را عمدةً مغرض و جاسوس می‌شمارد و به اهداف ایشان دربارۀ ایران نظر منتقدانۀ جدّی دارد. اینکه فرنگیها آقابالاسر شرقیها باشند و بخواهند مثلاً روی لهجات ایران کار کنند هیچ برای ستوده قابل تحمّل نیست؛ معتقد است که «مگر خودمان مرده‌ایم که مطالعه کنیم؟». اصولاً به فرنگیها بی‌اعتماد است و روی خوش به ایشان نشان نمی‌دهد. هرچه می‌گذرد این بی‌اعتقادی بیشتر هم می‌شود. می‌توان حدس زد که اصرار دکتر جردن، مدیر کالج امریکایی (دبیرستان البرز)، به  مسیحی شدن ستوده در سنین نوجوانی و ایّام تحصیل در آنجا تأثیر عمیق خود را بر او گذاشته بود که در مقابل خاورشناسان و به طور کلّی فرنگیها هرگز احتیاط را از دست ندهد. در هشتادسالگی در مکتوبی به افشار از برخورد تند خود با یک «انگلیسی دراز بی‌نماز» یاد کرده که «به عنوان سیّاح آمده بود» و خلوت و انزوای ستوده را در روستای گلورِ متل‌قو به هم زده و اطّلاعاتی بیشتر از آنچه دربارۀ قلعه رودخان در کتاب از آستارا تا استارباد نوشته می‌خواست. ستوده به تندی پاسخ او را داده که برای چه اطّلاعاتی که «دقایق عمر بنده صرف آن شده در اختیار شما باید قرار بدهم؟ مشتی جاسوس به نام سیّاح به صندوقخانۀ ما راه پیدا کرده‌اید و بدون کسب اجازه وقت مرا می‌گیرید». وقتی در آستانۀ هشتادسالگی به سبب دوستداری ایران و شناخت قلمرو تاریخی و فرهنگی‌اش با همّتی مردانه و پشت‌کاری کم‌نظیر برای مطالعات آثار و ابنیۀ تاریخی آسیای مرکزی بدان صفحات مسافرت می‌کند و اعمال روسها را در آنجا می‌بیند، بیشتر معتقد می‌شود که «سیاست عمومی جهانی می‌خواهد فرهنگهای ریشه‌دار را از ریشه بکند و همۀ راه‌ها را به یونان و روم ختم کند و بگوید که مشرق‌‌‌زمینی کسی نبوده است ... ایرانی چون درک دارد و می‌فهمد باید ریشه‌کن شود، باید آثارش از میان برود». ساده‌لوح نیست و بر عکس بسیاری از هموطنانش چشم‌وگوش‌بسته به هیچ چیز غربی اعتماد نمی‌کند. سازمانهای آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متّحد از قبیل یونسکو را هم مانند سایر دستگاهها می‌داند و آنها را چندان باور ندارد و زیاد حقیقتی در آنها نمی‌بیند. اصلاً دایۀ  مهربانتر از مادر را نمی‌پذیرد. ستوده مهاجرت ایرانیان به فرنگ را به هیچ بهانه‌ای نمی‌پسندد. این را برنامۀ استعمارچیان می‌داند که می‌خواهند با کار کشیدن از گردۀ مردم ما خرابه‌های خود را آباد کنند. معتقد است نباید با یک حمله جا را خالی کرد. عدّه‌ای برای حفظ مالهای اندوخته، یعنی دزدیده، گروهی برای فرار از نظام وظیفه، عدّۀ بی‌شماری به عنوان خواندن درس و ابوعلی سینا شدن، عدّه‌ای از ترس جان، عدّه‌ای برای معالجۀ جسم، که اگر اوّل روح خود را معالجه می‌کردند به این سرنوشتهای خودساخته گرفتار نمی‌شدند». [نامه‌های منوچهر ستوده و ایرج افشار، به کوشش محمد افشین‌وفایی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، مقدمه، ص ۳۳-۳۶] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 420
13
‍ ⁠بیست‌ و‌ هشتم تیرماه سالروز درگذشت جلال‌الدین همایی (سنا) همایی استاد نامور و مبرّز ادب و عرفان و حکمت و نجوم قدیم «شب سخن‌سرایی» را به پایان آورد (۲۹ تیرماه ۱۳۵۹). مرگش چون زندگانی‌اش آرام بود. از عجایب آن است که او دیرتر از اقران خود به دانشگاه خوانده شد و اگرچه در مرگش دانشگاه یادی از او نکرد، اما همایی مقام والای خود را در سینۀ مردم عارف و راستین خواهد داشت. ابیات زیر را که از بهترین اشعار او و در روزهای آخر حیات خود گفته در اینجا نقل می‌کنیم. پایان شب سخن‌سرایی می‌گفت ز سوز دل «همایی» فریاد کزین رباطِ کهگل جان می‌کنم و نمی‌کنم دل مرگ آخته تیغ بر گلویم من‌ مست هوا و آرزویم روزم سپری شده‌ست و سودا امروز دهد نوید فردا مانده‌ست دمی و آرزوساز من وعدۀ سال می‌دهم باز آزرده تنی، فسرده جانی در پوست کشیده استخوانی در حنجره‌ام به تنگ انفاس از فربهی‌ام نشان آماس با دست نوان و پای خسته بار سفر فراق بسته نه طاقت خِفتن و نه خُفتن نه حال شنیدن و نه گفتن جز وهم محال‌پرورم نیست می‌میرم و مرگ باورم نیست زودا که کنم به خواب سنگین تن‌جامه ز خون سینه رنگین از بعد شنید و گفت بسیار خاموشی‌ بایدم‌ به‌ناچار در خوابگه عدم برندم لب تا ابد از سخن ببندم زین دود و غبار تیرۀ خاک غسل و کفنم مگر کند پاک [نادره‌کاران، سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۶۰۵-۶۰۶] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 262
14
‍ بیست‌ و‌ هشتم تیرماه زادروز سیمین بهبهانی کودک روانه از پی بود کودک روانه از پی بود، نق‌نق‌کنان که: «من پسته...» «پول از کجا بیارم من؟» زن ناله کرد آهسته کودک دوید در دکّان، پایی فشرد و عَرّی زد گوشش گرفت دکّاندار: «کو صاحبت زبان‌بسته؟» مادر کشید دستش را: «دیدی که آبرومان رفت؟» کودک سری تکان می‌داد، دانسته یا ندانسته «یک سیر پسته صد تومان! نوشابه، بستنی... سرسام!» اندیشه کرد زن با خود، از رنجِ زندگی خسته «دیروز گردوی تازه دیده‌ست و چشم پوشیده‌ست هر روز چشم‌پوشی‌هاش با روزِ پیش پیوسته» کودک روانه از پی بود، زن سوی او نگاه افکند با دیده‌ای که خشمش را بارانِ اشک‌ها شسته ناگاه جیبِ کودک را پُر دید ـ «وای! دزدیدی؟» کودک چو پسته می‌خندید با یک دهان پرُ از پسته... تیر ۱۳۷۲ سیمین بهبهانی در تهران زاده شد. او فارغ‌التحصیل رشتۀ حقوق از دانشگاه تهران بود و سال‌ها در دبیرستان‌های پایتخت به دبیری اشتغال داشت. در سال‌ ۱۳۴۸ به عضویت شورای شعر و موسیقی رادیو ایران و در سال ۱۳۵۷ به عضویت کانون نویسندگان ایران درآمد‌. او شاعری غزلسرا بود و بخشی از شهرت وی در سرودن غزل‌هایی با اوزان تازه و غیرمتعارف بود. از مجموعه‌های شعری وی می‌توان به «سه‌تار شکسته»، «رستاخیز» و «خطی ز سرعت و از آتش» اشاره کرد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 896
15
‍ انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد: شگرف‌نامۀ ولایت شگرف‌نامۀ ولایت نخستین گزارش فارسی جامع از فرهنگ و تمدن انگلستان و علل ترقی آن است. این سفرنامه به دست منشی هندی، منشی اعتصام‌الدّین، در اواخر قرن هجدهم میلادی و در زمانه‌ای نوشته شده که ستارۀ بخت هندوستان رو به افول و به تعبیر او «نیّر اقبال انگلیسی‌ها در ترقی و صعود» بود. دغدغۀ نویسنده ضعف و زوال هندوستان و مسئله‌اش چرایی و چگونگی پیشرفت انگلیسی‌هاست. روایتی که منشی در شگرف‌نامه به دست می‌دهد، علاوه بر ارزش‌های ادبی، در تاریخ علت‌شناسی انحطاط هندوستان بالاخص و جهان اسلام و مشرق‌زمین بالاعم اهمیت ویژه‌ای دارد. [شگرف‌نامۀ ولایت، منشی اعتصام‌الدّین، تصحیح و تحقیق دکتر داریوش رحمانیان و دکتر علی دهگاهی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار] علاقه‌مندان می‌توانند از بیست و هفتم تیر تا هفتم مرداد، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند. تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 897
16
بنیاد ایران‌شناسی با همکاری بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار می‌کند: نشست علمی و رونمایی از کتاب سفارت‌‌نامۀ ارزنة‌‌الرو
بنیاد ایران‌شناسی با همکاری بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار می‌کند: نشست علمی و رونمایی از کتاب سفارت‌‌نامۀ ارزنة‌‌الروم اسناد، مکاتبات و صورت‌مجالس سفارت میرزا تقی‌خان وزیرنظام (امیرکبیر) سخنرانان: دکتر علی‌اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایران‌شناسی و وزیر اسبق امور خارجه دکتر منصور صفت‌گل، استاد دانشگاه تهران دکتر داریوش رحمانیان، دانشیار دانشگاه تهران دکتر عباس قدیمی قیداری، استاد دانشگاه تبریز دکتر محسن نیک‌بین، استادیار دانشگاه تهران و دکتر نصرالله صالحی، دانشیار دانشگاه فرهنگیان (مصحّح کتاب) دبیر نشست شهریار شاهین‌دژی سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ تا ۱۸ خیابان ایران‌شناسی، بنیاد ایران‌شناسی، تالار دکتر حسن حبیبی جلسه به صورت حضوری و برخط برگزار می‌شود. پیوند حضور برخط: ‏www.skyroom.online/ch/iranology/neshast بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
2 747
17
‍ بیست و پنجم تیرماه، سالروز درگذشت علیرضا شاپور شهبازی شهبازی یکی از دانایان ایران بود که روزگار ایران باستان- مخصوصاً عصر هخامنشی- را نیکو می‌شناخت و دربارۀ آن دوره تجربۀ میدانی، دید جهانی و آگاهی وسیع داشت. شهبازی زادۀ سال ۱۳۲۱ بود و از مردم فارس. ابتدا در ایران درس خواند و سپس در لندن. پس از آن در دانشگاه شیراز تدریس کرد. در آن دوره بود که راهنمای خوبی برای تخت جمشید نوشت (چند بار به چاپ رسیده). کتابی هم از او در سال ۱۳۵۱ با نام شاهنشاهان و سنت‌های ایرانیان منتشر شد. سال بعد کتاب بهتری به‌عنوان نقوش اقوام شاهنشاهی هخامنشی بنابر حجاری‌های تخت جمشید به قلم او پدیدار شد. شهبازی فریفتۀ تخت جمشید بود و چندی خدمتگزار رسمی آن. روزگار و عمرش بر سر هخامنشیان مصروف شد. ماندگاری نام او در زمینۀ تاریخ تتبعات ایرانی موجب سرافرازی است. [نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۴۳۸-۱۴۳۹] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 957
18
بنیاد ایران‌شناسی با همکاری بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار می‌کند: نشست علمی و رونمایی از کتاب سفارت‌‌نامۀ ارزنة‌‌الرو
بنیاد ایران‌شناسی با همکاری بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار برگزار می‌کند: نشست علمی و رونمایی از کتاب سفارت‌‌نامۀ ارزنة‌‌الروم اسناد، مکاتبات و صورت‌مجالس سفارت میرزا تقی‌خان وزیرنظام (امیرکبیر) سخنرانان: دکتر علی‌اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایران‌شناسی و وزیر اسبق امور خارجه دکتر منصور صفت‌گل، استاد دانشگاه تهران دکتر داریوش رحمانیان، دانشیار دانشگاه تهران دکتر عباس قدیمی قیداری، استاد دانشگاه تبریز دکتر محسن نیک‌بین، استادیار دانشگاه تهران و دکتر نصرالله صالحی، دانشیار دانشگاه فرهنگیان (مصحّح کتاب) دبیر نشست شهریار شاهین‌دژی سه‌شنبه ۳۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ تا ۱۸ خیابان ایران‌شناسی، بنیاد ایران‌شناسی، تالار دکتر حسن حبیبی جلسه به صورت حضوری و برخط برگزار می‌شود. پیوند حضور برخط: ‏www.skyroom.online/ch/iranology/neshast بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 725
19
‍ بیست و سوم تیرماه سالروز درگذشت مهدی حمیدی عروس دشت چه در چشم من نغز و زیبا نشیند درختی که بر دشت، تنها نشیند گریزد ز مردم به دامان کوهی همه عمر با سنگ خارا نشیند گهی پرزنان، خسته و نغمه‌خوانان بر او مرغکی ناشکیبا نشیند گهی بچّه چوپانکی نای بر لب چو زانجا گذر کرد، آنجا نشیند سر از پای او برکشد جویباری به صحرا گراید، به صحرا نشیند نهانی خزد لابلای علف‌ها به دریای مینا گهرها نشیند فریبا شب از آسمان چون برآید دو مه بر دو تخت فریبا نشیند نشیند برآن آب‌ها نقش انجم چو گوهر که بر لوح مینا نشیند نبینی که شب از بر آسمانی برآید بدین دلبری یا نشیند سپیده‌دمان چون بمیرد سیاهی دو خرچنگ روی دو دریا نشیند نبینی دو خورشید رخشان کزینسان ز بالا و پایین رَود تا نشیند درخت من آنجا به تاریک و روشن مه و مهر را در تماشا نشیند سکوتی گران گرد او حلقه بندد به سنگین‌سکوتی گوارا نشیند ز خاموشی روز و تاریکی شب نه از جا گریزد، نه از پا نشیند کشد سایه آهسته بر فرش مینا به مینا چو یک زآن‌ دو رعنا نشیند به ثبت گذر کردن عمر گیتی چو مردی خردمند و دانا نشیند رصدبان پیری‌ست گویی که تنها شب و روز در زیج بیدا نشیند چه نغز است خاموشی و دوردستی خوش آن دوردستا که عنقا نشیند شیراز ۲۶ مرداد ۱۳۲۵ مهدی حمیدی (متولد ۱۲۹۳ در شیراز - درگذشتۀ ۲۳ تیرماه سال ۱۳۶۵ در تهران)، فرزند سید محمدحسن ثقة‌الاعلام، نمایندۀ شیراز در اولین دورۀ مجلس شورای ملّی. او فارغ‌التحصیل دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران بود. شعر حمیدی شعری است غنایی با زبانی غنی و استوار. از مجموعه‌های شعری و آثار انتقادی او می‌توان به عصیان، اشک معشوق، زمزمۀ بهشت و فنون شعر و کالبدهای پولادین آن اشاره کرد. بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 906
20
‍ بیست‌ و‌ سوم تیرماه سالروز درگذشت یحیی مهدوی، عضو شورای تولیت و هیئت گزینش کتاب و جایزۀ بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ... معبود دیگر او زبان فارسی بود. در حضور او می‌بایست به فارسی درست صحبت کرد. اگر می‌گفتید «دوش گرفته‌ام» می‌فرمود دوش گرفتنی نیست. بگویید رفته‌ بودم حمام. کتاب‌های مصنفات بابا افضل و تفسیر عتیق را برای قوام و دوام زبان فارسی و رایج کردن لغات فراموش‌شدۀ اصیل به چاپ رسانید. خود در وضع لغت محتاط بود. البته برای مصطلحات فلسفی کلمات زیادی از فکر او تراوش کرد و مستعمل شد. یادم است که وقتی متدولوژی فلیسین شاله، ترجمۀ او را در دبیرستان می‌خواندیم با اصطلاح «پدیده» آشنایی گرفتیم، ولی چند سال بعد خود آن را نامناسب دانست. دیگر خشنود نبود که ما «پدیده» را بر زبان بیاوریم. از زمانی که پدر من درگذشت، چون دکتر مهدی آذر در آمریکا زندگی می‌کرد، تولیت منصوص موقوفۀ افشار را به خواهش دکتر آذر پذیرفت. پدرم اللّهیار صالح را مخصوصاً معین کرده بود و صالح به جای خود دکتر مهدی آذر را و مرحوم آذر به مناسبت دوری خود از ایران دکتر مهدوی را. حضور دکتر مهدوی در جلسات شورای تولیت موجب سرفرازی بود. آنچه او می‌فرمود آخرین سخن بود. کم می‌گفت و درست می‌گفت. هماره رعایت جوانب مصارف وقف را که مخصوص به تعمیم زبان فارسی است، مرتباً به دیگر اعضا گوشزد می‌کرد. همۀ کتاب‌هایی که در سلسلۀ انتشارات آن موقوفه تا کنون نشر شده است با تصویب ایشان بوده است. [نادره‌کاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ۱۳۴۸] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی @AfsharFoundation
1 358