صدای معلم
رفتن به کانال در Telegram
صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com
نمایش بیشتر3 682
مشترکین
-524 ساعت
+17 روز
+1030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+26
در 5 کانالها
ژوئن '26
+55
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+25
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+35
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+15
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+40
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+63
در 8 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+45
در 7 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+49
در 6 کانالها
Get PRO
اوت '25
+89
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+55
در 8 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+29
در 2 کانالها
Get PRO
مه '25
+54
در 6 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+42
در 6 کانالها
Get PRO
مارس '25
+71
در 10 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+78
در 9 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+89
در 7 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+87
در 9 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+59
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+68
در 12 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+75
در 8 کانالها
Get PRO
اوت '24
+211
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+233
در 14 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+75
در 9 کانالها
Get PRO
مه '24
+74
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+104
در 12 کانالها
Get PRO
مارس '24
+107
در 18 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+86
در 10 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+82
در 13 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+72
در 8 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+80
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+121
در 10 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+115
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+48
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+63
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+66
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+47
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+46
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+91
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+50
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+75
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+110
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+70
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+86
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+88
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+65
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+88
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+71
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+120
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+133
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+94
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+121
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+185
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+162
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+117
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+90
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+298
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+147
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+150
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+92
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+116
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+137
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+131
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+133
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+111
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+4 323
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 10 ژوئیه | 0 | |||
| 09 ژوئیه | +1 | |||
| 08 ژوئیه | +1 | |||
| 07 ژوئیه | +2 | |||
| 06 ژوئیه | +6 | |||
| 05 ژوئیه | +13 | |||
| 04 ژوئیه | 0 | |||
| 03 ژوئیه | +1 | |||
| 02 ژوئیه | +1 | |||
| 01 ژوئیه | +1 |
پستهای کانال
| 2 | اگر از «کاپیتالخوانی ایدئولوژیک» به «شاهنامهخوانی ایدئولوژیک» برسیم، تنها کتاب تغییر کرده است، نه شیوه اندیشیدن
در جست و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از " فردوسی " و " شاهنامه "
رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* گروه نخست، راه رهایی را در بازگشت به گذشته میبیند و گرایش محافظهکارانه پیدا میکند؛ گروه دوم، در سودای ساختن جهانی نو، به سوی رویکردهای رادیکال میل میکند. اما هر دو، اگر از ترازوی خرد و نقد فاصله بگیرند، به جای گشودن راهی برای برونرفت، ممکن است جامعه را در چرخهای از توهم، تقابل و دور شدن از واقعیت گرفتار کنند.
* ارزش یک نظریه در آن است که قدرت توضیح و پرسش گری ما را افزایش دهد، نه آنکه خود به جای حقیقت بنشیند.
* امروز گسترش محافل شاهنامهخوانی در شهرهای مختلف ایران، بیتردید نشانهای امیدبخش از بازگشت جامعه به ریشههای فرهنگی خویش است.
* آیا شاهنامه را میخوانیم تا در آیینه آن، انسان، قدرت، عدالت و اخلاق را بهتر بشناسیم؟ یا آن را به ابزاری برای تأیید باورهایی تبدیل کردهایم که پیش از خواندن، به آنها رسیدهایم؟
این پرسش در یکی از نشستهای شاهنامه خوانیکرج برای نگارنده عینیت یافت؛ آنجا که یکی از نقالان افراطی در دفاع از ضرورت حفظ نظام پادشاهی گفت:«برای حفظ پادشاهی، حتی باید ضحاک ماردوش را نیز تحمل کرد.»
این سخن، فارغ از نیت گوینده، بازتاب قرائتی است که استمرار قدرت را بر عدالت مقدم مینشاند؛ در حالی که روح شاهنامه و جهانبینی فردوسی، بر چنین برداشتی صحه نمیگذارد.
اگر پادشاهی، صرفاً به دلیل پادشاهی بودن، ارزش مطلق داشت، داستان ضحاک، خیزش کاوه و ظهور فریدون چه معنایی مییافت؟
فردوسی در سراسر شاهنامه، مشروعیت فرمانروایی را نه از زور و تبار، بلکه از «داد» و «خرد» میگیرد.ضحاک، نماد قدرتی است که از عدالت تهی شده و برای بقای خویش، انسان را قربانی میکند. در برابر او، کاوه آهنگر نه یک شخصیت صرفاً تاریخی یا اسطورهای، بلکه نماد وجدان بیدار جامعهای است که در برابر بیداد، خاموش نمیماند.
* در جهانبینی فردوسی، عظمت انسان نه در قدرت، بلکه در دادگری و خردورزی است.
* این دیدگاه، هرچند محل بحث و نقد است، پرسشی مهم را پیش روی ما میگذارد:
نسبت میان اسطوره و واقعیت تاریخی چیست؟ آیا آثار حماسی صرفاً بازتاب شکستها و کمبودهای تاریخی یک ملتاند یا میتوانند نیرویی برای بازسازی هویت، اخلاق و امید اجتماعی باشند؟
بیتردید شاهنامه را نمیتوان تنها به عنوان جبران روانی یک ملت در برابر ناکامیهای تاریخی تفسیر کرد؛ همانگونه که نمیتوان آن را صرفاً کتابی برای ستایش گذشته دانست.
شاهنامه، در کنار روایت پهلوانی و حماسی، سرشار از هشدار درباره پیامدهای خودکامگی، بیخردی، غرور قدرت و فروپاشی اخلاقی فرمانروایان است.از این منظر، حتی نقدهای تند نسبت به کارکرد اجتماعی شاهنامه نیز میتواند فرصتی برای بازخوانی عمیقتر این اثر باشد؛ زیرا ارزش یک میراث فرهنگی بزرگ، در آن نیست که همه درباره آن یکسان بیندیشند، بلکه در توانایی آن برای برانگیختن پرسش، گفتوگو و تأمل است.
* شاید مهمترین نکته آن باشد که نه شاهنامه را به جای خرد بنشانیم و نه خرد را از گفتوگو با میراثهای فرهنگی محروم کنیم.
جامعهای که بتواند هم قهرمانان خود را نقد کند و هم از تجربههای تاریخی و فرهنگی خویش بیاموزد، به جای گرفتار شدن در افسانهسازی یا خودتحقیری تاریخی، راه شناخت واقعبینانهتری از خویشتن خواهد یافت.
گذشته، زمانی سرمایه است که موضوع شناخت و نقد باشد، نه موضوع پرستش.
آینده نیز زمانی راهگشا خواهد بود که بر پایه خرد محاسبهگر، تجربه تاریخی و برنامهریزی واقعبینانه بنا شود، نه بر وعدههای یک آرمانشهر دستنیافتنی.
شاید بزرگترین نیاز جامعه امروز، رهایی از مطلقاندیشی باشد؛ چه مطلقسازی گذشته و چه مطلقسازی آینده.
جامعهای که گذشته را نقد کند، اکنون را بفهمد و آینده را عاقلانه بسازد، کمتر در دام دوگانههای فرساینده گرفتار خواهد شد.
* شاهنامه، کتاب پاسخهای بسته نیست؛ کتاب پرسشهای ماندگار است. پرسش از نسبت قدرت و عدالت، انسان و سرنوشت، دولت و ملت، پهلوانی و اخلاق.
از همین روست که فردوسی سخن خویش را با ستایش «جان و خرد» آغاز میکند؛ زیرا در دستگاه فکری او، خرد داور نهایی همه چیز است؛ حتی شاهان و پهلوانان.
امروز بیش از حافظان شاهنامه، به مفسران خردورز آن نیازمندیم؛ کسانی که این اثر سترگ را نه برای اثبات باورهای خویش، بلکه برای سنجش و پالایش اندیشههای خود بخوانند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/دیدگاه/item/27018-/در-جست-و-جوی-معنا-و-توانایی-زیستن-خردمندانه-برگرفته-از-فردوسی-و-شاهنامه
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 2 087 |
| 3 | « چرا امروز هیچ دانایی توانا نیست و از دانش، دل هیچ پیری جوان نمی گردد؟! »
تقابل بین معلمان و اساتید دانشگاه در مساله " افزایش حقوق " ... وقتی نگاه غالب برای " آموزش " تخم دو زرده " نمی کند ؟!
مینو امامی
* در لا به لای بیان نظر، داستان دائمی بیکاری معلمان توسط مخالفان نشانه رفته است و تعطیلی غیرمترقبه و غیراستاندارد مدارس تا حدود چهار ماه، شدت انتقادات را بیشتر کرده است. هر چند دانشگاه ها نیز همانند مدارس قبل و بعد از دو جنگ اخیر، قربانی تعطیلی های بسیار با عناوینی بیشتر غیرموجه بوده اند. قرار گرفتن این دو گروه آموزشی در مقابل هم فقط و فقط به ضرر دانش آموزان و دانشجویان است که روز به روز در اندازه گیری های مختلف، تنزیل رتبه می یابند.
* با دقت در هر یک از شاخص های تعیین کننده رتبه جهانی دانشگاه های برتر، یک حقیقت آشکار می شود. وقتی رتبه اولین دانشگاه برتر ایران در سطح جهان 314 و رتبه ششمین دانشگاه برتر ایرانی در جهان 783 است، طبیعی است که هیچ دانشجویی از آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلیس و... داوطلب حضور در دانشگاه های ایران نباشد. برعکس دانشجویان کشورهایی که در تشابه فرهنگی نزدیک با ما به سر می برند فضای دانشگاه های ما را با حضور انبوه خود غیرقابل تنفس نمایند. به طور مثال، حضور تعداد بی شماری از دانشجویان عراقی در دانشگاه تبریز که صدای اعتراض دانشجویان ایرانی را پاییز 1404 بلند کرده بود.
* یکی دیگر از این رتبه بندی ها؛ QS است که از شناخته شده ترین منابع جهانی برای مقایسه دانشگاهها است و در تصمیمگیری بسیاری از دانشجویان بینالمللی نقش به سزایی دارد. بررسی آخرین نتایج کیو اس 2027 نشان میدهد که تمام دانشگاههای ایرانی در رتبهبندی دانشگاهی دچار افت رتبه شدهاند. دانشگاه تهران از نظر کیفیت 45 رتبه سقوط کرده است. دانشگاه شریف و امیرکبیر هم با افت مواجه شده اند.
* بدون پرده اعتراف کنیم که بیشتر ما درست نیندیشیده ایم، سنگر درستی در قبال تعهد نسبت به علم نگرفته ایم و در گرداب دام 48 ساله نظام جمهوری اسلامی مبنی بر اولویت بخشیدن به اصل معیشت افتاده ایم.
نگاه من و شما خودخواهانه بوده است و فقط در منزلِ اولِ تأمینِ معاش برای زندگی و زندگی برای تأمین معاش در جا زده ایم. تعالی روح آموزش بسیار فراتر از دریافت حقوق فعلی و حقوق ایده آل دست نیافتنی در آینده است. وابسته نگه داشتن معلم و استاد دانشگاه به ریال دریافتی یعنی تهی سازی آنان از بار ارزشی جایگاهی که اصرار به پیامبر گونه دانستن آن داریم.
هیچ کشوری با رتبه های برتر دانشگاهی در قاره های مختلف جهان، معلم و استاد را پیامبر اعلام نکرده اند اما به آنان آموزش های لازم را داده اند، امکانات آموزشی و تدریس مدرن را فراهم ساخته اند، فن آوری آموزشی را جایگزین ایدئولوژی و سیاست در نظام آموزشی کرده اند و معلم را با وسواس ارزش علمی نه حراستی برگزیده اند.
* دانشگاه های برتر جهان، مدیون نگاه کیفی به نوع، حجم و محتوای آموزشی در مدارس خود هستند. حقوق معلم و استاد در این کشورها دغدغه نان شب آنان نگردیده است. آنان با توجه به استانداردهای شغلی و تعریف درخور انسانی از رفاه اجتماعی در کشور خود از چنان حقوق ماهانه ای برخوردارند که اولین نگرانی احتمالی، عدم آمادگی برای تدریس فرداست نه تنظیم پرداخت قسط چندم وام مسکن یا خودرو.
* معتقدم اگر حرص و ولع های فردی در این جامعه نباشد، هیچ امتیاز و رتبه ای برای این کشور کسب نمی شود. در حیطه های ورزشی، آموزشی، پژوهشی، تولیدی و فن آوری؛ اشخاصی بیشتر از بقیه تلاش می کنند و مدال طلا یا رتبه برتر کسب می کنند. اما در سطح ملی و جمعی، ما روح همکاری و همدلی و همراهی نداریم. برای همین ملتی خودخواه هستیم و فقط به برتری خویشتنِ خویش معتقدیم.
* معلمان و اساتید دانشگاه هر دو مقصرند چون هر بار اجازه داده اند تا سیاست و اقتصاد برای زندگی شخصی و اجتماعی آنان تصمیم گیرنده نهایی باشند. امروز چگونه وضعیتی در دانشگاه ها و برای اساتید حاکم است نمی دانم ؛ طی سال های 65 تا 69 ایده آل یک استاد دانشگاه ثبت نام یا دور زدن موانع ثبت نام برای دریافت زمین ارزان یا چندمین خودرو از سوی دانشگاه بود. دولت از هر یک از افراد بنگاه اقتصادی می ساخت که تمامی همّ و غم آنان کسب سود و پول بیشتر، دریافت چندین قطعه زمین و مسکن و خودرو بوده است. دریافت وام های گوناگون، کوری خودخواسته اساتیدی بوده است که خود را در گردابِ «اقتصاد هدف است» انداخته است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27017-/تقابل-بین-معلمان-و-اساتید-دانشگاه-در-مساله-افزایش-حقوق-وقتی-نگاه-غالب-برای-آموزش-تخم-دو-زرده-نمی-کند-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 208 |
| 4 | گزارش ویژه از بازدید شرکت ماهر صنعت فولاد سپهر (ماهر صنعت کانتین)
کانون حقوق شهروندي؛ صدای تولید، حامی کارآفرینان و پل ارتباطی با مسئولان کشوری و استانی
علی دلیری زنجانی/ مسئول کانون حامیان حقوق شهروندی
* در بررسیهای عمیقتر، کانون حقوق شهروندی با واقعیتی برخورد کرد که فراتر از یک گزارش اقتصادی ساده است. در دوران سخت و بحرانی همچون جنگ ۱۲ روزه و همچنین دوران جنگ رمضان، زمانی که اکثریت شرکتها و واحدهای صنعتی با رویکرد «تعدیل نیرو» و «کاهش هزینهها» سعی در حفظ سود خود داشتند، مدیریت جوان و باتجربه این مجموعه، جناب مهندس کامیار، مسیری متفاوت را برگزیدند.
ایشان با نگاهی انسانی و مسئولیتپذیر، برخلاف جریان رایج، حتی با تأمین هزینهها از جیب شخصی خود، اجازه ندادند حقوق ماهیانه کارگران قطع شود. این اقدام، نه تنها باعث حفظ ثبات تولید شد، بلکه اعتماد و وفاداری بینظیری را میان کارکنان و مدیریت ایجاد کرد. ما در کانون حقوق شهروندی، این رویکرد را یک «الگوی ملی» برای سایر مدیران صنایع میدانیم؛ جایی که مدیریت، یعنی ایستادگی در کنار کارگر در سختترین شرایط.
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27007-/کانون-حقوق-شهروندي؛-صدای-تولید،-حامی-کارآفرینان-و-پل-ارتباطی-با-مسئولان-کشوری-و-استانی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 216 |
| 5 | علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری : زیر مجموعه ی خود شما در ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات تخلف می کند و قانون را زیر پا می گذارد ! اگر این اداره کل به آن سطح رسیده بود که مدیران مستقر در آموزش و پرورش از شما حساب می بردند ، دیگر ما به آن مرحله نمی رسیدیم که قانون نقض شود !
روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش : در مورد ضرب و شتم آن معلم عنبرآبادی قطعا تخلف شده و رسیدگی می شود
صدای معلم گزارش می کند ؛
* گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست خبری مشترک رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش با موضوع تشریح دستورالعملهای پروژه مهر به ویژه فرایند ثبت نام دانش آموزان امروز دوشنبه یکم تیر ماه ساعت 8 صبح در سالن جلسات مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی این وزارتخانه برگزار گردید .
همچون روال پیشین در هنگام ورود گیت بازرسی فعال بود اما این بار کیف خبرنگاران مورد بازرسی قرار نگرفت اما برخورد افراد مستقر در درب ورودی چندان دوستانه و شایسته نبود .
در این نشست مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد : « اولین و مهم ترین چیزی که برای همکاران خودمان تعریف کردیم و بر آن خیلی تاکید و اصرار داریم « فرهنگ پاسخ گویی و سلامت اداری » است .
تاکید جدی داریم که ما موظف به پاسخ گویی به ذی نفعان و مخاطبین اصلی خودمان هستیم . و در همین راستا ، « اقناع سازی مخاطب » با هدف « دوری از ناکارآمد نشان دادن مجموعه » را تعریف کردیم .
حتما مخاطبی که به من به عنوان پاسخ گویی به شکایات یا بازرس و یا ارزیاب مراجعه می کند ، « نگاه » اقناع سازی مخاطب را تعریف کردیم .
و « نگاه پیش گیرانه و هدایت گرانه » .
توصیه جدی به همکاران مان کردیم که ما دنبال « مچ گیری » ، « برخورد تند و خشن » و « سریع » نیستیم .
نگاه مان پیش گیرانه و هدایت گرانه است . در صورتی که نتوانست مخاطب ما با این فرایند پیش برود ، قطعا برخورد اداری و متناسب را خواهیم داشت .
* صدای معلم:
شما به نقض قوانین اشاره کردید و این جا گفتید که می خواهیم اقناع سازی کنیم اما من از صحبت های شما قانع نشدم .
سوال این است که یک مدیر در سیستم آموزشی چرا باید نقض قانون کند ؟
چرا باید آن مدیر جرات پیدا کند که قانون را زیر پا بگذارد و بر اساس سلیقه و یا نظر خودش عمل کند ؟
منظورم فقط شما نیستید و این شامل همه مدیران قبلی است.
اگر این اداره کل به آن سطح رسیده بود که مدیران مستقر در آموزش و پرورش از شما حساب می بردند ، دیگر ما به آن مرحله نمی رسیدیم که قانون نقض شود.
اصل و اساس کارمان بر اساس قانون است . معیار و میزان کننده روابط و تنظیم کننده معادلات همان قانون است. اصل این است و اگر این نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود.
انتظار هم ندارم که شما بر خلاف پروتکل های اداری مرسوم و رایج صحبت کنید !
از شما به عنوان یک مسئول می پرسم که ریشه این کار کجاست ؟
وقتی من می گویم اصل پارکینسون ... سخن این است که وقتی سیستم بیش از حد بوروکراتیک و دست و پاگیر می شود دیگر اصل هدف فراموش می شود و در آن فساد حاصل می شود و تبعات بعدی را در پی خواهد داشت .
* حکیم زاده:
در مورد سوالی که جنابعالی پرسیدید ؛ ما در سال تحصیلی جاری در استان هایمان تفاوت داشتیم. مثلا استانی مانند خوزستان را داشتیم که قبل از شروع جنگ تحمیلی رمضان ما 31 روز مدرسه را تعطیل داشتیم به دلایل مثل آلودگی هوا و شرایطی از این قبیل .
برخی استان های ما به دلیل شیوع آنفولانزا تعطیل شدند ؛ ناترازی انرژی و شرایط جنگی .... چهار موردی بود که باعث شد که ما تعطیلی های بیش از حد داشته باشیم بنابراین من در مجموع نمی توانم بگویم که همه استان ها مثل هم بودند . اما با توجه به این که سال تحصیلی را در مهرماه شروع کردیم و تا نهم اسفند مدارس به صورت حضوری تشکیل شدند و بعد از آن به صورت مجازی ما به طور متوسط 45 روز آموزش در فضای مجازی را تا نهم خرداد داشتیم و 81 روز آموزش حضوری را داشتیم که این 81 روز از یک استان تا استان دیگر متفاوت است و ما تا قبل از آن در دی ماه آمار دقیق استان ها را گرفته بودیم و مستحضر هستید که وزارت آموزش و پرورش نسبت به تعطیلی مدارس معترض است . ...
صدای معلم:
یعنی از 180 روز تقویم آموزشی، 81 روز مدارس باز بودند ؟
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27004-/روستایی-مدیر-کل-ارزیابی-عملکرد-و-پاسخ-گویی-به-شکایات-وزارت-آموزش-و-پرورش-در-مورد-ضرب-و-شتم-آن-معلم-عنبرآبادی-قطعا-تخلف-شده-و-رسیدگی-می-شود
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 067 |
| 6 | روایتی از حضورِ فرماندهانِ حوزه قدس قرهپشتلو در حماسه پانزدهم تیر ؛
تجلیِ عزمِ زنجانیها در قلبِ تپنده ایران
علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی
* - در این فضای عظیم و پرشکوه، تنها حضور برجسته و سازمانیافته «فرماندهان پایگاههای حوزه قدس قرهپشتلو» از استان زنجان مورد توجه قرار گرفت؛ فرماندهانی که در دل این جمعیت میلیونی، در کنار سایر نیروهای حاضر، نقش نظارتی و همراهی میدانی خود را ایفا کردند و جلوهای از انسجام و هماهنگی را به نمایش گذاشتند.
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27003-/تجلیِ-عزمِ-زنجانیها-در-قلبِ-تپنده-ایران
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 209 |
| 7 | آنان که شهر را میساختند...
در سوگ " محمود دادگو "
رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* شهرها را تنها با سیمان، آسفالت و فولاد نمیسازند؛ با اعتماد میسازند. با خاطره، با اخلاق و با مدیرانی که پیش از آن که به نقشه خیابانها بیندیشند، دل نگران نبض زندگی مردم باشند.از همین روست که گاه با خاموش شدن یک انسان، تنها چراغ خانهای خاموش نمیشود؛ چراغ بخشی از حافظه یک شهر فرو مینشیند.
* در میان همه سخنانش، دو جمله بیش از هر چیز در ذهنم ماندگار شد:
«برای ریاست نیامده بودم؛ برای کار آمده بودم.»و...«با مردم بودن، حلال مشکلات است.»اینها شعار نبودند؛ عصاره یک عمر زیستن بودند.
او شهر را مجموعهای از خیابانها و ساختمانها نمیدید؛ شهر، در نگاه او، موجودی زنده بود؛ با روح، با فرهنگ و با مردمی که باید در متن تصمیمها قرار گیرند، نه در حاشیه آنها.از همین رو، تقسیم کرج به مناطق شهری، توسعه فضاهای سبز، گسترش خدمات عمومی، توجه به زیرساختهای فرهنگی و تأسیس فرهنگ سرای کوثر، صرفاً پروژههای عمرانی نبودند؛ تلاشی برای ساختن هویت شهری بودند.اما شاید یکی از کمتر شنیده شدهترین جلوههای مدیریت او، نه در کرج، بلکه در سالهای فعالیتش در حوزه آب رقم خورد.
* شاید این، تنها یک عملیات فنی به نظر برسد؛ اما در حقیقت، جلوهای از منش مدیری بود که رنج مردم را مسئله شخصی خود میدانست. او باور داشت که هیچ مشکلی، اگر بتوان گرهی از آن گشود، ارزش چشمپوشی ندارد.
* یکی از زیباترین قابهایی که از او در ذهنم مانده، دیدارش با استاد رحیم رشتچی، معلم ۹۶ ساله دوران تحصیلش بود.در آن لحظه، نه شهرداری وجود داشت، نه ریاست شورا و نه هیچ عنوان اداری.تنها شاگردی بود که با تمام وجود، در برابر معلمش سر تعظیم فرود آورده بود.شاید راز ماندگاری چنین مدیرانی را باید در همین فروتنی جستوجو کرد.
* سالها پیش، پاسخ این انتخاب را داده بود: «برای ریاست نیامده بودم؛ برای کار آمده بودم.»
چه بسیار کسانی که برای رسیدن به قدرت، از اخلاق میگذرند؛ و چه اندکاند آنان که برای حفظ اخلاق، از قدرت میگذرند.
امروز که او در میان ما نیست، کرج تنها یکی از مدیران پیشین خود را از دست نداده است؛ بخشی از حافظه اخلاقی خود را بدرقه کرده است.
کارنامه او را میتوان در خیابانها، بوستانها، فرهنگ سراها و طرحهای توسعه شهری جستوجو کرد؛ اما میراث واقعیاش در جای دیگری است؛ در اعتماد مردم، در نجابت رفتارش، در فروتنی شخصیتش و در خاطرات بیشماری که از نیکیهای او در ذهن دوستان و همکارانش باقی مانده است.
روزگار، نام بسیاری از صاحبان قدرت را از حافظه تاریخ خواهد زدود؛ اما آنان که دل مردم را آباد کردند، در حافظه شهرها جاودانه میمانند.
شاید راز جاودانگی همین باشد؛ اینکه انسان، پس از رفتنش، نه در آرشیو احکام اداری، بلکه در حافظه مردم زندگی کند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27002-/در-سوگ-محمود-دادگو
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 2 564 |
| 8 | « آنان لعن و نفرین نمی فرستند. قضاوت منفی نمی کنند. غرور بی جا ندارند. نیازی به شرم کردن هم نمی بینند »
فاتح واقعی جام جهانی 2026 ؛ " ژاپنی ها " بودند با فرهنگ برتری که به نمایش گذاشتند !
مینو امامی
* سرایت و انتقال فرهنگ به زمینه های متعددی نیاز دارد. ترویج فرهنگ خودی در جام جهانی یکی از این موارد است.
ژاپنی ها تنها ملتی هستند که بعد از اتمام زمان قانونی بازی و بدون توجه به نتیجه برد یا باخت تیم ملی خود، همیشه آماده هستند تا زباله های محل اسکان تماشاگران خود را جمع آوری کنند. آنان لعن و نفرین نمی فرستند. قضاوت منفی نمی کنند. غرور بی جا ندارند. نیازی به شرم کردن هم نمی بینند.
* جالب این که بسیاری از ما می دانیم زباله ریختن در هر زمان و مکانی، امری غیرعادی است اما هنگام ریختن زباله، به طبیعی یا غیر طبیعی بودن آن نمی اندیشیم. گویی ذات ما برای رهایی از بار سنگین هر نوع احساس ناخوشایند درونی، ریختن زباله را برای فرافکنی خشم، کینه، نفرت و عدم رضایت از زمین و آسمان شرطی لازم و ضروری می شناسد.
سوال دیگر من این است چرا این عادت و فرهنگ عمومی ژاپنی ها بر هیچ ملت دیگری حتی بر روی تماشاگران و مردم کره جنوبی علیرغم تشابه فرهنگی، اثر نمی گذارد؟ شاید چون سرایت و انتقال فرهنگی نیاز به زیرسازی اخلاقی، رفتاری و تثبیت عادات مثبت و پسندیده در دوران کودکی دارد. چون دیگر جوامع چنین بارارزشی را از همان آغاز دوره پیش دبستانی در وجود کودکان خود درونی نمی کنند. لذا علیرغم پیشرفته بودن و داشتن آموزش برتر در برخی از 47 تیم حاضر در جام جهانی، حتی با هم نشینی در کنار ژاپنی ها، چنین رفتاری را رویه عادی نمی شمارند. مگر آن که فرد یا گروهی از جمعیت این 47 کشور دوستدار محیط زیست باشند و متفاوت بیندیشند.
* تنها پس از پایان مسابقه است که این کیسهها کاربرد نهایی خود را پیدا میکنند و برای جمعآوری زبالههای باقیمانده روی سکوها مورد استفاده قرار میگیرند. آنان عاشق تمیزی هستند. فرهنگی که مسئولیت حفظ پاکیزگی محیط را وظیفهای جمعی میداند و همه افراد، خود را در قبال آن مسئول میبیند.
* در جوامعی که سایه فرهنگ در زندگی افراد کم رنگ است، مردم در قبال این لغت که اساس زندگی آنان را تشکیل می دهد و هر رفتار جزیی و کلی یا فردی و جمعی خود را مدیون آن هستند، مات و مبهوت از خود می پرسند فرهنگ یعنی چه؟ طبیعی است که اهمیت دادن به آن توسط مراجع نظارتی، هیچ شمرده شود. فرهنگ و آموزش دو بال خاص و متفاوت انسان ها در جوامعی است که اثرگذارند، فرصت آفرینند، خلّاق و نوآورند و مسیر علم و دانش را با تلاش متعهدانه خود تغییر جهت در فاز مثبت و سازنده می دهند.
* بیشتر ما فوتبال را افیون توده ها می شماریم و از نقش آن در ایجاد دگرگونی و انتقال فرهنگ غافلیم. ما بعد از هر شکست به دنبال پیدا کردن مسبّب اصلی هستیم. تا زمانی که تمام همّ و غم فدراسیون فوتبال ما فقط رسیدن به مرحله بعدی است، طبیعی است که با یک پیروزی یا چند تساوی، قدرت ادامه رقابت را نداشته باشیم.
وقتی خود ما باور داریم که پیروزی در جام جهانی برای ما رؤیایی دست نیافتنی است، چرا مسیر آزموده شده را برای چهار سال بعدی نیز می خواهیم طی کنیم؟ این امیدواری نیست، این دروغ گویی آشکار به یک ملت است که هر بار برمی خیزد و باز بر زمین می خورد.
* علت شکست را در مسایل مالی صِرف یا در عدم جذب سرمربی خارجی جست و جو نکنید. علت شکست را در غفلت از آموزش و فرهنگ بدانید که از هر دو غافلیم. علت را در استعفای سرمربی هفت تیم شکست خورده و ثبات سرمربی ایران دریابید. استعفا دادن هم جسارت می خواهد.
* جام جهانی 2026 جام شگفتی ها برای تیم های ناشناخته آفریقایی بود.
تیم ملی ژاپن نیز یک مرحله بالاتر از ما شکست خورد و از جام جهانی حذف شد. اما ژاپنی ها همیشه با ایجاد حس متفاوت، فرهنگ خاص خود را به نمایش می گذارند که هر آدم عاقلی را به تحسین وا می دارد.
باید اعتراف کنیم که فرهنگ ژاپنی ها در جام جهانی، رتبه اول را کسب کرد و فاتح واقعی جام جهانی 2026؛ آنان بودند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/26998-/فاتح-واقعی-جام-جهانی-2026-؛-ژاپنی-ها-بودند-با-فرهنگ-برتری-که-به-نمایش-گذاشتند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 767 |
| 9 | « ترمیمِ شکاف، بدون گفت و گو ممکن نیست »
مروری بر " وظایف شهروندی " هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا ( 2 )
سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم
* تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت ؛
از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه، به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صداي معلم » منتشر کردم .
امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوباني براي رسيدن به آزادي وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است بدون اتکا به جنگ افروزان، راه باريک قديمي را طي کند.
امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند ؛
بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.
* مسیر اصلی چنين است:
امنیت پایدار → بازسازی زیرساخت → اصلاح اقتصاد → تولید و اشتغال → دیپلماسی اقتصادی → عدالت اجتماعی
توسعه سیاسی و حکمرانی خوب موجب میشوند:
• مشارکت افزایش یابد
• اعتماد عمومی تقویت شود
• فساد و تبعیض کاهش یابد
به زبان ساده:
هرچه حکومت بازتر، شفافتر و پاسخگوتر باشد، فاصلهاش با مخالفان کمتر و ثبات سیاسی بیشتر میشود.
حاکميت باید بین چند گروه فرق بگذارد:
1. مخالفان سیاسی مسالمتجو
2. معترضان خشمگین اما غیرمسلح
3. نیروهای مخالف مسلح داخلی
همه را نباید یکسان دید.
هـ) بازسازی اعتماد عمومی
• شفافیت در تلفات، خسارات و رسیدگیها
• کمک به قربانیان از هر طرف
• رسیدگی به خانوادههای کشتهشدگان از هر طرف
• ایجاد سازوکار حقیقتیابی
* در تئوري جامعه شناختي، فارغ از آنچه در کشور گذشته است، پيشنهاد داشمندان اين حوزه چنين است:
نکته بسیار مهم: عدالت بدون انتقام
در چنین شرایطی اگر فقط «بخشش» باشد و عدالت نباشد، مردم ناراضی میشوند.
اگر فقط «مجازات» باشد و آشتی نباشد، چرخه خشونت ادامه پیدا میکند.
پس راه درست معمولاً این است:
• حقیقت
• عدالت
• جبران
• آشتی
• اصلاح ساختار
این ترکیب، همان چیزی است که بسیاری از کشورها بعد از جنگ داخلی یا بحرانهای خونین به آن نیاز داشتهاند.
خلاصه ؛
بعد از جنگ:
حاکمیت باید:
• از انتقامجویی دور شود
• مسئولیت خطاها را بپذیرد
• فضای سیاسی را باز کند
• بین مخالف سیاسی و تجاوز گر خارجی تفکیک کند
• عدالت و بازسازی را همزمان پیش ببرد
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26996-/مروری-بر-وظایف-شهروندی-هر-فرد-پس-از-امضای-تفاهم-نامه-میان-ایران-و-آمریکا-2
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 278 |
| 10 | کارشناسان تأکید دارند که آنچه امروز شاهد آن بودیم، یک «واقعه اجتماعی» نبود، بلکه یک «واقعه استراتژیک» بود
گزارشی از یک " اراده جمعی " در قالب تشییع یک رهبر
علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26995-/گزارشی-از-یک-اراده-جمعی-در-قالب-تشییع-یک-رهبر
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 347 |
| 11 | « اگر هوش مصنوعی نماد شتاب فن آوری است، قلم نماد مسئولیت است »
" روز قلم " در عصر " هوش مصنوعی "
رضا قاسم پور / روزنامه نگار و پژوهش گر فرهنگی
* چهاردهم تیرماه، روز قلم، تنها بزرگداشت نویسندگان و اهل قلم نیست؛ فرصتی است برای تأمل در نسبت «اندیشه» و «ابزار». نسبتی که امروز، با ظهور هوش مصنوعی، بیش از هر زمان دیگری موضوع گفتوگو و گاه سوءبرداشت شده است.
تاریخ تمدن بشر، تاریخ تکامل ابزارهاست. هیچ فن آوری بزرگی نبوده که در آغاز با تردید و هراس روبهرو نشده باشد. روزگاری ماشین چاپ را تهدیدی برای حافظه، ماشینحساب را عامل تنبلی ذهن، رایانه و اینترنت را دشمن تفکر و تلفن همراه را عامل گسست روابط انسانی میدانستند.
* برخی نگراناند که هوش مصنوعی، انسانها را هم شکل و هم فکر کند؛ اما تاریخ خلاف آن را نشان میدهد. میلیونها نفر از منابع مشترک آموختهاند، اما هر یک جهان را از دریچه تجربه، فرهنگ و زیست خود دیدهاند. تفاوت انسانها نه در ابزار، بلکه در شیوه مواجهه آنان با جهان است.
از همین رو، شاید به جای «ترس از هوش مصنوعی»، باید از «شیوه بهرهگیری از هوش مصنوعی» سخن گفت. همانگونه که ماشین حساب جای ریاضی دان را نگرفت و رایانه جای پژوهش گر را اشغال نکرد، هوش مصنوعی نیز جای اندیشه انسانی را نخواهد گرفت؛ بلکه اگر درست هدایت شود، توان اندیشیدن و آفرینش را گسترش خواهد داد.
* در این میان، روز قلم معنایی دوچندان پیدا میکند. اگر هوش مصنوعی نماد شتاب فن آوری است، قلم نماد مسئولیت است. در روزگاری که تولید متن آسانتر از همیشه شده، بیش از هر زمان دیگری به نویسندگانی نیاز داریم که میان حقیقت و تحریف، دانش و هیاهو مرزی روشن ترسیم کنند.
* اجازه دهید اعترافی صادقانه داشته باشم :
پس از نزدیک به چهار دهه روزنامهنگاری و همکاری با روزنامهها و رسانههای سراسری و منطقهای، امروز هرگاه برخی از نوشتههای گذشته خود را با یاری هوش مصنوعی بازخوانی میکنم، کاستیهای زبانی، ساختاری و گاه استدلالی آنها را بهتر میبینم؛ کاستیهایی که روزی از چشمم پنهان مانده بود. این، ستایش ماشین نیست؛ ستایش آموختن است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26994-/روز-قلم-در-عصر-هوش-مصنوعی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 359 |
| 12 | « مهاجرت روستاییان، نه فقط یک نمودار اقتصادی، که شکستن یک زنجیرهی عاطفی است »
آن خانه که خالی شد، انگار آبادی چول ( خالی ) شده بود
زهرا نجاتی/ دبیر دبیرستان های دلفان لرستان
* جامعهشناسی سرزمین لرستان، گاهی با عدد و رقم نوشته نمیشود. گاهی با نگاه پیرزنی روایت میشود که میان دیوارهای خالی خانهاش، به دنبال رد پای پسرش میگردد.
نگاهش را از در کلاس گلی مدرسه برداشت و به چشمانم دوخت.
پاییز بود و باد، برگهای گردوی کهنسال حیاط را روی شانههای چارقدش میریخت. توی صورت ترکخوردهاش، تمام روستا را میشد دید. همانطور که کفشهای کهنهاش را به هم میسایید، با لهجهای که بوی کاهگل میداد، گفت: خانم معلم... ازت خوشم اومده. دلم گرفته. میخوام باهات حرف بزنم.
آن روزها تازه معلم شده بودم و از شهر شلوغ و پرسروصدا به آن گوشهی دورافتاده رسیده بودم. هنوز طعم غربت را با چای کوهی و نان محلی شیرین میکردم. پیرزن را بردم توی اتاق کوچک معلمها، رفتم که برایش چای بریزم، اما دستم را گرفت: نشین خانم، وقتش کمه.
انگشت چروکیدهاش را به سمت پنجرهی کوچک گرفت و گفت: بیا نگاه کن، اون خونهی من. پسرم همهی وسایلش را رها کرده رفته.گفته دیگه برنمیگرده.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26986-/آن-خانه-که-خالی-شد،-انگار-آبادی-چول-خالی-شده-بود
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 927 |
| 13 | در نشست هم اندیشی «خانه احزاب؛ نماد گفتوگو، همدلی و مشارکت سیاسی» مطرح گردید ؛
حجاب با دستور محقق نمیشود ؛ راه حل، فرهنگسازی و گفتوگو است . رسانههای مستقل و مسئولیت پذیر نباید به حاشیه رانده شوند !
علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی
* نورالدین آهی نیز با بیان اینکه احزاب مهمترین حلقه ارتباطی میان مردم و حاکمیت هستند، توسعه فعالیتهای حزبی، گفتوگوی ملی و مشارکت سیاسی را از ارکان حکمرانی مطلوب برشمرد و اظهار داشت دولت چهاردهم بخش قابل توجهی از جلسات خود را به بررسی مسائل معیشتی مردم اختصاص داده و خدمترسانی به مردم را در اولویت قرار داده است.
* در ادامه، مریم اسماعیلیفرد، مدیرکل سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری البرز با تأکید بر نقش احزاب در افزایش سرمایه اجتماعی و توسعه سیاسی استان، اعلام کرد: «درِ دفتر مدیر کل سیاسی استانداری البرز به روی همه احزاب، تشکلهای قانونی، فعالان سیاسی و اجتماعی باز است و برای دیدار و طرح مسائل، نیازی به تعیین وقت قبلی نیست.»
وی همچنین بر حمایت استانداری از فعالیتهای قانونی احزاب و استمرار گفتوگوی مستقیم میان مسئولان و فعالان سیاسی تأکید کرد.
* در بخش دیگری از نشست، ناهید ختایی، مدیر رسانه «موج نو» با اشاره به نقش رسانهها در تقویت سرمایه اجتماعی اظهار داشت برگزاری نشستهای خانه احزاب زمانی اثربخش خواهد بود که به گفتوگوی واقعی، شنیدن دیدگاههای مختلف و پیگیری مطالبات فعالان سیاسی و رسانهای منجر شود، نه اینکه صرفاً در حد یک برنامه تشریفاتی باقی بماند.
وی با انتقاد از بیتوجهی به برخی رسانههای باسابقه و دلسوز، بر ضرورت حفظ سرمایههای رسانهای، تکریم رسانههای مستقل و استقبال از نقدهای سازنده برای ارتقای عملکرد خانه احزاب تأکید کرد.
همچنین احسانی با تأکید بر اینکه رسانههای مستقل و مسئولیتپذیر نباید به حاشیه رانده شوند، خواستار حمایت و احترام برابر نسبت به همه رسانهها شد. وی همچنین با اشاره به برخی مسائل سیاسی کشور، بر ضرورت تصمیمگیری بر اساس منافع ملی، حفظ وحدت و پرهیز از ایجاد شکاف در جامعه تأکید کرد و خواستار اجرای دقیق قانون و تقویت نظارت شفاف و مؤثر بر فرآیندهای انتخاباتی برای افزایش اعتماد عمومی شد.
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/26985-/حجاب-با-دستور-محقق-نمیشود-؛-راه-حل،-فرهنگسازی-و-گفتوگو-است-رسانههای-مستقل-و-مسئولیت-پذیر-نباید-به-حاشیه-رانده-شوند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 308 |
| 14 | در پاسخ به گزاره عام و پرتکرارِ «توسعه دوچرخه سواری فقط در شهرهای کوچک امکان پذیر است، نه در تهران که کلان شهری بزرگ و پیچیده است!»
بررسی سهم دوچرخه در سفرهای روزانه در چهار کلان شهر جهانی : نیویورک، لندن، پاریس و برلین
صدای معلم منتشر می کند ؛
* در پاسخ به گزاره عام و پرتکرارِ «توسعه دوچرخه سواری فقط در شهرهای کوچک امکان پذیر است، نه در تهران که کلان شهری بزرگ و پیچیده است!» ؛ یک مطالعه تازه منتشر شده درباره چهار کلانشهر جهانی، یعنی نیویورک، لندن، پاریس و برلین، نشان میدهد که با وجود تفاوتهای جدی در جمعیت، اقلیم، ساختار فضایی و فرهنگ حملونقل، این شهرها توانستهاند سهم دوچرخه را در سفرهای روزانه افزایش دهند.
این مقاله روند دوچرخهسواری را پیش از کرونا، در دوران کرونا و پس از آن بررسی کرده است.
* 1- پاریس
در سال ۱۹۹۰، سهم دوچرخه از سفرهای روزانه در پاریس فقط ۰.۴ درصد بود؛ اما در سال ۲۰۲۳ به ۱۱ درصد رسید. یعنی پاریس از شهری که دوچرخه در آن تقریباً حاشیهای بود، به شهری تبدیل شد که دوچرخه یکی از شیوههای جدی جابهجایی روزمره است.
تعداد سفرهای سالانه با دوچرخه در پاریس از حدود ۹ میلیون سفر در اوایل دهه ۱۹۹۰ به حدود ۳۷۴ میلیون سفر در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسید؛ یعنی بیش از ۴۰ برابر!
پاریس شبکه دوچرخهسواری خود را از ۱۵۱ کیلومتر در ۱۹۹۶ به بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر در ۲۰۲۳ رساند، بخش زیادی از مسیرهای موقت دوران کرونا را به مسیرهای دائمی و حفاظتشده تبدیل کرد و هم زمان برنامه حذف ۶۰ هزار جای پارک خودرو تا سال ۲۰۳۰ را پیش میبرد.
* 2- لندن
لندن نیز از ۱.۲ درصد سهم دوچرخه در اوایل دهه ۱۹۹۰ به ۴.۵ درصد در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسید.
شبکه راهبردی دوچرخهسواری لندن از ۹۰ کیلومتر در ۲۰۱۶ به ۴۰۳ کیلومتر در ۲۰۲۴ گسترش یافت. همچنین سهم جمعیتی که در فاصله ۴۰۰ متری این شبکه زندگی میکنند، از ۱۲ درصد در ۲۰۱۹ به ۲۷ درصد در ۲۰۲۴ رسید.
لندن علاوه بر توسعه مسیرهای دوچرخه، سیاستهای کاهش ترافیک محلی را نیز جدی گرفته است: بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، بیش از ۱۰۰ محله کم ترافیک اجرا شد و تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۵۰۰ خیابان مدرسهای ایجاد شده که ورود خودرو در ساعتهای مشخص در آنها ممنوع است.
* مقاله رشد دوچرخهسواری در این شهرها را معلول چهار عامل همزمان تبیین میکند:
۱. شبکه پیوسته و حفاظتشده دوچرخه
۲. پارکینگ و دوچرخه اشتراکی
۳. آرامسازی ترافیک محلهای
۴. سیاستهای محدودکننده خودرو
فرقی نمیکند تهران باشد یا لندن و پاریس؛ شهرهای بزرگ، پرتراکم و پیچیده هم میتوانند دوچرخه را از حاشیه به متن سیاستهای جابهجایی بیاورند، به شرط آنکه اولویت خیابان از خودرو به انسان تغییر کند.
* خلاصه ای از وضعیت ایران :
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/26979-/بررسی-سهم-دوچرخه-در-سفرهای-روزانه-در-چهار-کلان-شهر-جهانی-نیویورک،-لندن،-پاریس-و-برلین
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 292 |
| 15 | « دولت ترکیه سالانه دوبار حقوق کارمندان دولت را براساس تورم به روز رسانی می کند »
دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را براساس تورم شش ماه نخست سال افزایش داد!
صدای معلم منتشر می کند ؛
* کانال « اخبار ترکیه » نوشت :
حقوق معلمان و پرستاران ۱۸۰۰ دلار!
- دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را براساس تورم شش ماه نخست سال افزایش داد!
* حقوق معلمان: ۱۸۰۰ دلار
* حقوق پرستاران: ۱۸۰۰ دلار
* حقوق نیروهای پلیس: ۱۹۰۰ دلار
* پایه حقوق کارمندان اداری: ۱۷۰۰ دلار
دولت ترکیه سالانه دوبار حقوق کارمندان دولت را براساس تورم به روز رسانی می کند.
میانگین حقوق معلمان، پرستاران و کارمندان دولت در ایران کمتر از ۲۰۰ دلار است » .
* اگر یک خانوار در ابتدای اسفند ۱۴۰۴ برای خرید یک سبد معمولی مواد غذایی شامل برنج، نان، گوشت، مرغ، تخممرغ، لبنیات، حبوبات، میوه و سبزیجات ۱۰ میلیون تومان هزینه میکرد، با استناد به روند افزایش شاخص قیمت مصرفکننده که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده، همان سبد در پایان خرداد ۱۴۰۵ به حدود ۱۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده است.
به بیان دیگر، تنها در فاصله سه ماه، هزینه تأمین همان سبد مصرفی بدون اضافه شدن حتی یک قلم کالا، 21 درصدافزایش یافته است.
* بررسی دادههای دهکی مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم در ایران به شکل یکسان توزیع نشده است. در خرداد ۱۴۰۵، تورم دهک دوم به ۶۸.۵ درصد رسیده، در حالی که دهک دهم حدود ۶۰.۱ درصد تورم را تجربه کرده است. این فاصله ۸.۴ واحد درصدی در ظاهر کوچک است، اما در عمل به معنای تفاوت جدی در کیفیت زندگی است.
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/آموزش-تطبیقی/item/26978-/دولت-ترکیه-حقوق-کارمندان-دولت-را-براساس-تورم-شش-ماه-نخست-سال-افزایش-داد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 654 |
| 16 | « وزارت آموزش و پرورش بر افزایش درآمدهای اختصاصی و درآمدزایی استانها تأکید دارد »
فعالیتهای اقتصادی در آموزش و پرورش و چند پرسش ؟
مجید شاهی/ فرهنگی بازنشسته یزد
* سالهاست آموزش و پرورش از طریق خانههای معلم، مراکز رفاهی، تالارها، استخرها، اردوگاهها، اجاره فضاهای آموزشی و ورزشی و سایر ظرفیتهای خود درآمدزایی کرده است. اگر قرار است این مسیر ادامه یابد یا حتی گسترش پیدا کند، نخست باید گزارش شفاف، دقیق و مستندی از عملکرد همین مجموعهها منتشر شود.
فرهنگیان حق دارند بدانند این مراکز چه میزان درآمد داشته، سود یا زیان آنها چقدر بوده و این منابع مالی دقیقاً در چه بخشهایی هزینه شده است. آیا این درآمدها واقعاً به بهبود رفاه فرهنگیان، ارتقای کیفیت خدمات یا توسعه فضاهای آموزشی کمک کرده است؟
* اما اگر در استانی مانند یزد، با وجود برخورداری از چنین ظرفیت ویژهای، همچنان پرسشهایی درباره نحوه مدیریت منابع مالی و نیز گزارشهای مطرح شده اما تأیید نشده درباره بدهیهای میلیاردی برخی از این مراکز وجود دارد، این پرسش بهطور طبیعی مطرح میشود که وضعیت مراکز رفاهی سایر استانها، که از چنین ظرفیت گردشگری و مسافرپذیری برخوردار نیستند، چگونه است؟
* شفافیت و پاسخ گویی، مطالبهای کاملاً منطقی و قانونی از سوی فرهنگیان کشور است. توسعه فعالیتهای اقتصادی بدون ارائه کارنامهای روشن، نه اعتماد فرهنگیان را افزایش میدهد و نه میتواند مبنای مناسبی برای تصمیمگیریهای آینده باشد.
آموزش و پرورش، پیش از آن که به فکر راهاندازی بنگاههای اقتصادی جدید باشد، باید عملکرد اقتصادی فعلی خود را با آمار، ارقام و گزارشهای شفاف در معرض افکار عمومی و جامعه فرهنگیان قرار دهد. تنها در چنین شرایطی میتوان درباره موفق یا ناموفق بودن این سیاستها قضاوتی منصفانه داشت و برای آینده تصمیمی صحیح و مبتنی بر واقعیت گرفت.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/26977-/فعالیتهای-اقتصادی-در-آموزش-و-پرورش-و-چند-پرسش-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 271 |
| 17 | « مستند قانونی برای فعالیتهای اقتصادی وزارت آموزش و پرورش وجود ندارد ! »
آموزش و پرورش و فعالیت های اقتصادی ؛ ضرورت بازنگری و بازار زدایی
سید هادی عظیمی/ عضو انجمن اسلامی معلمان ایران
* در طول سالهای گذشته به تدریج فعالیتهای اقتصادی در آموزش و پرورش به یکی از مهم ترین برنامههای وزارتخانه مسئول تعلیم و تربیت کشور تبدیل شده است .
وجود کسری بودجه شدید یکی از مهمترین توجیهاتی است که برای دلیل فعالیت اقتصادی آموزش و پرورش ذکر میشود.
* امامیراد از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اخیرا چنین گفته است :
« کمتر از دو دهه قبل، سهم آموزش و پرورش از بودجه کلان کشور 15 درصد بود، حال آن که این رقم، الان به 9 درصد کاهش یافته و اصلاً شایسته این وزارت پهنپیکر، پُراهمیت و تاثیرگذار نیست و باید سهم آموزش و پرورش به جایگاه قبل و حتی بالاتر از آن ارتقاء یابد » . البته این کسری، تنها بخشی از مشکل است. نگاه هزینهای به آموزش که آن را هزینهای برای دولت میداند و نه سرمایهگذاری، به مرور زمینهساز ورود این نهاد به فعالیتهای اقتصادی را فراهم کرده است.
* آموزش و پرورش نهادی تربیتی است، نه بنگاهی اقتصادی. فعالیتهای اقتصادی متنوع مانند اجاره فضاهای آموزشی، ساخت مغازه و بهره برداری اقتصادی از سالنها و مجتمع های ورزشی و کانون ها و اردوگاه های تربیتی و کسب درآمد از شاد و برخی برنامهها مانند ایران دیجیتال و ... از جمله مواردی است که در آموزش و پرورش به عنوان منابع کسب درآمد محسوب میشود .
تاکید بر « اقتصاد آموزش و پرورش» از یک نگاه علمی برای تامین درآمدهای آموزش و پرورش به درآمدزایی به آموزش و پرورش تبدیل شده است .
* تبدیل آموزش و پرورش به یک بازار برای کسب درآمد و بنگاه داری بیشتر از این که درآمدی برای آموزش و پرورش بیاورد منجر به آموزش و پرورش زدایی از نهاد تعلیم و تربیت میشود و روزی فرا خواهد رسید که مهمترین متولی فرهنگ در کشور با رسالت اصلی اش فاصله فراوانی داشته باشد.
* در طول سه دهه گذشته، خصوصیسازی و واگذاری امور اقتصادی به بخش خصوصی به مهمترین برنامه ساختار اقتصادی کشور تبدیل شده است .
در دهه هشتاد هجری شمسی با تفسیری که از اصل چهل و چهارم شد ؛ زمینه واگذاری بنگاه های اقتصادی به بخش غیردولتی فراهم شد. ولی برخلاف رویه کشوری در آموزش و پرورش بنگاه داری و فعالیت اقتصادی به عنوان یک وظیفه پذیرفته شده است . در حالی که در طول سه دهه گذشته همواره تاکید می شود که دولت بنگاه دار خوبی نیست آموزش و پرورش نه تنها به بنگاه داری پرداخته است که در نقش یک کاسب به درآمدزایی می پردازد .
این روند با وارد کردن آموزش و پرورش به بازار کسب درآمد، عدالت آموزشی را تهدید خواهد کرد و آموزش و پرورش را از رسالت اصلیاش دور خواهد کرد .
* اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ، طرحی به عنوان « تقویت نظام آموزش و پرورش » تهیه کردهاند که همچنان در صحن علنی مطرح نشده است . بر اساس طرح یاد شده تشکیل معاونت اقتصادی ، به عنوان راهکاری برای سامان دهی فعالیتهای اقتصادی تاسیس میشود. این راهکار بیش از آن که آموزش و پرورش را به وظایف اصلی اش برگرداند به بنگاهداری و کاسبی در آموزش و پرورش دامن میزند.
نتیجه چنین رویکردهایی را در نهادهایی همچون شهرداری ها می توان دید که تجربه مناسبی برای جلوگیری از فعالیتهای اقتصادی محسوب میشوند. شهرداریها که باید به عنوان نهاد حکمرانی محلی ، مدیریت شهری را بر عهده داشته باشند مجبور به تامین درآمد برای گذران امور خود هستند . وظایف وزارت آموزش و پرورش تامین عدالت آموزشی و تامین آموزش رایگان و با کیفیت است و فعالیتهای اقتصادی می تواند به افزایش مشکلات موجود بینجامد .در حالی که مشخص نیست درآمدهای کسب شده چه تاثیری برای آموزش رایگان و حقوق معلمان و مدارس حاشیهای و کم برخوردار دارد.
* وقتی مدارس از دریافت پول برای تامین امور خود ( حداقل در ظاهر) منع میشوند ؛ چرا باید نهاد متولی تعلیم و تربیت به بنگاهداری و کاسبی بپردازد؟
* تحقق عدالت آموزشی نیازمند آن است که سیاست گذاران به آموزش به عنوان یک «نیاز واقعی» بنگرند، نه هزینهای که باید از طرق دیگر جبران شود.
* اگر دولت بنگاهدار خوبی نیست ، قراردادن وزارت آموزش و پرورش در جایگاه بنگاهدار و کاسب تکرار تجربه های نادرست است .
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/26975-/آموزش-و-پرورش-و-فعالیت-های-اقتصادی-؛-ضرورت-بازنگری-و-بازار-زدایی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 342 |
| 18 | « بهروز عطاران از تبار پهلوانانی بود که افتخار را نه در سکوهای قهرمانی، بلکه در اخلاق، خدمت و انسانیت معنا میکردند »
به یاد " بهروز عطاران " ؛ فاتح قله ها و شاگرد طبیعت
رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* آدمی هرچه به قلهها نزدیکتر شود، بیشتر به راز آسمان راه مییابد. برخی کوه را فتح میکنند و بازمیگردند؛ اما اندک شمارانی نیز هستند که سرانجام، خود در آغوش همان قلههایی که عمری عاشقانه پیمودهاند، جاودانه میشوند.
* او بیآن که ادعایی داشته باشد، درس زندگی میداد؛ همانگونه که کوه، بیهیاهو، استقامت را تعلیم میدهد.زادگاهش میاندوآب بود، اما دلش در سراسر ایران میتپید. از سبلان و سهند تا دماوند و علمکوه، از البرز تا زاگرس، هر قله برای او صفحهای از کتاب عظمت آفرینش بود.
بارها میگفت ایران، بهشتی برای کوهنوردان جهان است و اگر این میراث ارزشمند شناخته و پاس داشته شود، نام ایران بر تارک کوهنوردی جهان خواهد درخشید.
او سالها با دانش، انضباط و عشق کوهنوردی کرد . صدها صعود موفق را در کارنامه خود ثبت نمود و همچنان سودای فتح بلندترین قلههای جهان، آن هم بی نیاز از کپسول اکسیژن، در سر داشت؛ سودایی بلند که در پیچوخم بیمهریها ناتمام ماند.
https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/26974-/به-یاد-بهروز-عطاران-؛-فاتح-قله-ها-و-شاگرد-طبیعت
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 334 |
| 19 | « آنچه تهدید تلقی میشود، ابتدا بی اعتبار میشود »
" جنبش زنان " و مساله بنیادین " بازتعریف معنا "
بهارک اعظمی/ دکتری مطالعات برنامه درسی و پژوهشگر مقیم دانشگاه ویرجینیا
* یکی از یافتههای شناختهشده روانشناسی این است که انسانها همیشه در برابر پدیدهها، افراد یا گروههایی که برای آنان چالش ایجاد میکنند، واکنشی کاملاً عقلانی نشان نمیدهند. در بسیاری از موارد، افراد برای محافظت از تصویر ذهنی خود، موقعیت اجتماعی خود یا احساس کنترل خود بر جهان، به شیوههای مختلفی دست به بیارزشسازی، تحقیر یا طرد آن چیزی میزنند که آن را تهدیدکننده میدانند.
روانشناسان این فرایندها را در قالب مکانیسمهای دفاعی، سوگیریهای شناختی و فرایندهای هویتسازی گروهی مطالعه کردهاند.این الگو تنها در سطح فردی مشاهده نمیشود. تاریخ جوامع انسانی نیز مملو از نمونههایی است که در آنها گروههای اجتماعی برای تثبیت موقعیت خود، گروههای دیگر را فاقد صلاحیت، کمارزش یا ناتوان معرفی کردهاند. گویی یکی از راههای مقابله با یک رقیب یا یک «دیگریِ» تأثیرگذار، نه مواجهه مستقیم با تواناییهای او، بلکه بازنمایی او به عنوان موجودی کم اهمیت و ناتوان است.
* پاسخ شاید در یکی از سازوکارهای شناختهشده قدرت نهفته باشد: قدرت برای تثبیت خود، اغلب تلاش میکند آنچه را که تهدیدکننده میبیند بیاعتبار، تحقیر یا ناتوان جلوه دهد.تاریخ مملو از چنین نمونههایی است. استعمارگران، ملتهای تحت سلطه را «عقب مانده» مینامیدند، اما همین ملتهای به ظاهر عقبمانده آنقدر اهمیت داشتند که امپراتوریها برای کنترل آنها جنگهای طولانی به راه اندازند. نژادپرستان گروههای دیگر را کمهوش و فاقد شایستگی معرفی میکردند، اما همزمان از رقابت و قدرت گرفتن همان گروهها هراس داشتند. طبقات حاکم فرودستان را فاقد صلاحیت میدانستند، اما همواره نگران سازمانیابی و توانمندسازی آنان بودند.
* در همه این موارد یک الگوی مشترک دیده میشود:
آنچه تهدید تلقی میشود، ابتدا بی اعتبار میشود. شاید بتوان تاریخ زنان را نیز از همین زاویه بازخوانی کرد. زنان حامل نوعی از قدرت بودند که مردان هرگز به آن دسترسی نداشتند؛ قدرت تولید حیات. هر انسانی از بدن یک زن متولد میشود. نخستین تجربه عاطفی، نخستین زبان، نخستین شکلگیری هویت و نخستین تجربه وابستگی انسان نیز معمولاً در ارتباط با یک زن شکل میگیرد. زنان نه تنها در بازتولید زیستی، بلکه در بازتولید فرهنگی و تربیتی جوامع نیز نقشی بنیادین داشتهاند. اگر چنین است، پرسش اصلی این نیست که زنان چرا ضعیف تلقی شدند؛ پرسش این است که چرا لازم بود آنان ضعیف تلقی شوند.
* اما شاید مهمترین پرسش در اینجا پرسشی دیگر باشد. اگر «ضعف زن» یک واقعیت طبیعی نبوده، بلکه روایتی تاریخی و فرهنگی بوده است، این روایت چگونه توانسته است قرنها دوام بیاورد و خود را به عنوان حقیقتی بدیهی بازنمایی کند؟
پاسخ این پرسش ما را از حوزه روانشناسی فردی به قلمرو جامعهشناسی قدرت و شناخت اجتماعی وارد میکند. هیچ نظم اجتماعی تنها با اتکا به زور و اجبار پایدار نمیماند.
تاریخ نشان داده است که پایدارترین اشکال سلطه آنهایی هستند که موفق میشوند خود را طبیعی، عقلانی و بدیهی جلوه دهند. در چنین شرایطی افراد نه تنها از یک نظم اجتماعی تبعیت میکنند، بلکه آن را درست و اجتنابناپذیر نیز میدانند.
* در این میان، نظامهای آموزشی، سنتهای فرهنگی، روایتهای دینی، ادبیات، رسانهها و حتی زبان روزمره نقشی تعیینکننده دارند. آنان صرفاً اطلاعات منتقل نمیکنند؛ بلکه چارچوبهایی برای فهم جهان در اختیار انسانها قرار میدهند. کودکان از نخستین سالهای زندگی میآموزند چه کسی باید فرمان بدهد، چه کسی باید اطاعت کند، چه چیزی طبیعی است و چه چیزی غیرطبیعی. این فرایند، پیش از آنکه سیاسی باشد، شناختی است.
* هنگامی که به دختری گفته میشود که برخی نقشها با طبیعت او سازگارتر است، یا به پسری آموخته میشود که اقتدار بخشی طبیعی از هویت اوست، ما صرفاً با انتقال یک باور مواجه نیستیم؛ بلکه با بازتولید یک نظام معنایی روبهرو هستیم.
در اینجا میتوان از مفهوم هژمونی فرهنگی آنتونیو گرامشی نیز بهره گرفت. گرامشی معتقد بود سلطه پایدار زمانی شکل میگیرد که ارزشها و باورهای گروه مسلط به «عقل سلیم» جامعه تبدیل شوند. در چنین شرایطی، مردم جهان را از دریچه همان مفاهیم تفسیر میکنند که نظم مسلط تولید کرده است.
شاید یکی از موفقترین دستاوردهای تاریخی مردسالاری نیز همین بوده باشد: تبدیل یک رابطه تاریخی قدرت به امری طبیعی و بدیهی.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26967-/جنبش-زنان-و-مساله-بنیادین-بازتعریف-معنا
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 343 |
| 20 | « آیین خرمی آیین جنگیدن نیست. آیینی است که می خواهد بین همۀ اقوام صلح و دوستی ایجاد کند. بی گمان مرگ بابک درس آزادگی و پایمردی را در روح و روان هر ایرانی جاری می کند و هویت از یادرفتۀ اش را به او یاد آوری می نماید »
" بابک خرمدین " ؛ قهرمان ظلم ستیزی و پایمردی آذربایجان
دکتر قربان کیانی
به مناسبت دهم تیرماه، روز تولد بابک ؛
* در میان جنگل های زیبای ارسباران قلعه ای مستحکم به یادگارمانده از بابک خرمدین، کسی که هویت از یاد رفتۀ ایرانیان را به آنها بازگرداند، خودنمایی می کند. زمانی که اعراب بادیه نشین از آن سوی بادیه های نجد و حجاز به ایران ....
* از اینکه تاریخ به دست مورخانی نگاشته شده که خود جیره خوار امرای وابسته به دستگاه عباسی بودند و سعی در تخریب اصل و نسب و پیشینۀ خانوادگی بابک را داشتند، نباید تعجب کرد، چه این قوم وقتی به ایران آمدند حتی اجازه نمی دادند مردم به زبان خود نیز صحبت کنند، کتابخانه ها را آتش زدند و هر چه توانستند کردند تا هویت ایرانی را از آنها بگیرند ؛ پس به منابع تاریخی شان اعتمادی نیست.
* تاریخ نگاری به نام دینوری ادعا دارد بابک فرزند فاطمه دختر ابومسلم خراسانی است و مبارزه جویی بابک با خلفای عباسی نیز به دلیل خون خواهی از ابومسلم است. ابومسلم محبوب قلب ایرانیانی بود که از ظلم و ستم عمال عرب به ستوه آمده بودند و این همه تحقیر از سوی آنها را بر نمی تافتند و بابک که وارث این خشم سرکوب شده، پا به عرصه وجود نهاده تا دودمان ظلم و ستم پیشگی را براندازد و ایران و ایرانی را به جایگاهی که شایسه آن است، برساند.
* آیین خرمی آیین جنگیدن نیست. آیینی است که می خواهد بین همۀ اقوام صلح و دوستی ایجاد کند. این آیین درصدد ایجاد شادی است که شادی برای طراوت روح و جسم آدمی لازم است.
* اگر اعراب را متجاوز خواندم بی راه نیست، زیرا که آنها که در همسایگی ایران می زیستند، ایرانیان هیچ گاه به سرزمین آنها حمله نکردند و این اعراب بودند که به کشور ما حمله کردند و آن را غارت نمودند و مردمانش را کشتند به اسارت بردند. اصولا زندگی در بیابان های حجاز که با سوسمار خواری و ملخ خواری همراه بود در این مردم حرص و طمع حمله به سرزمین های دیگر و غارت اموال آنها را یاد داده بود. آنها چیزی به جز جنگ و شمشیر نمی شناختند و تنها هیجان شان خشم و شهوت بود ؛ به همین خاطر وقتی اوصاف ایران و ایرانی را می شنیدند این امیال شان برانگیخته می شد و هر زمان آرزوی غارت اموال و نوامیس آن را در مخیلۀ خود می پروراندند.
* دل خوشی در جامعه زمانی تحقق می یابد که دل همه شاد باشد، کسی احساس تبعیض و نابرابری نکند، کسی گمان نکند که حقش توسط دیگری به یغما برده شده است. کسی آن دیگری را استثمار نکند حتی در جامعه ای که در آن نظام طبقاتی حاکم است دل افرادی که فرادست و برخوردار هستند نیز شاد نیست، زیرا انسان ماهیتی اجتماعی دارد و نمی تواند رنج و درد بقیه را ببیند و بی تفاوت باشد. نمی تواند فقط به فکر و اندیشه خود باشد و از رنج و درد دیگران رنج نکشد به همین خاطر در کیش خرمی، برابری لازمۀ شادی اجتماعی و نشاط عمومی است. قوم عرب بی شک باید برای غارت خود توجیحی پیدا می کرد و چه بهتر که این غارت به نام جهاد و گسترش دین صورت می گرفت و دیگران را برچسب کافر می زدند تا بتوانند به آنها حمله کنند . در موقع تجاوز اعراب به ایران مردم فاقد دین و آیین نبودند و حتی اشاره به زرتشت پیامبر ایرانی در کتاب شان، قرآن نیز به عنوان آیین توحیدی آمده بود و اصولاً ما کافر و مشرک نبودیم که کسی بخواهد ما را از شرک درآورد پس می شود گفت انگیزۀ عرب از حمله به ایران غارت اموال و نوامیس آنها بود.
* باید گفت مهمترین نعمتی که خدا به انسان داده قدرت اندیشیدن و تعقل است. خردورزی و اندیشه انسان به او می گوید به آنچه موجب شادی و لذت بردن تو از مواهب زندگی است گرایش داشته باش و از هرآنچه که باعث رنج و ناراحتی تو در زندگی است، دوری نما ؛ کجای این سخن اباحه گری است؟ همۀ مردم از حرفی که منطقی است حمایت می کنند ولی در ایران آن زمان مردم از ترس اعراب و امرایشان عقاید خود را پنهان می داشتند و به همین دلیل به آنها باطنی می گفتند، باطنی یعنی اینکه به چیزی غیر از آنچه حاکم است ایمان داری ولی از ترست آن را در درونت پنهان میداری و اظهار نمی کنی تا از گزند حاکمان در امان باشی
این باطنی گری رفته رفته انسان را از درون می پوساند و روح او را نابود می کند ؛ چیزی که زیگموند فروید سال ها بعد در عصر ویکتوریایی به نقش مخرب آن پی برد و نقش فرامن در سرکوبی امیال نهاد را عامل بیماری های روانی انسان بر شمرد.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/چهرههای-ماندگار/item/26963-/بابک-خرمدین-؛-قهرمان-ظلم-ستیزی-و-پایمردی-آذربایجان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 544 |
