uk
Feedback
صدای معلم

صدای معلم

Відкрити в Telegram

صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com

Показати більше
3 678
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-230 день
Залучення підписників
липень '26
липень '26
+46
в 5 каналах
червень '26
+55
в 3 каналах
Get PRO
травень '26
+25
в 0 каналах
Get PRO
квітень '260
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+35
в 3 каналах
Get PRO
січень '26
+15
в 1 каналах
Get PRO
грудень '25
+40
в 5 каналах
Get PRO
листопад '25
+63
в 8 каналах
Get PRO
жовтень '25
+45
в 7 каналах
Get PRO
вересень '25
+49
в 6 каналах
Get PRO
серпень '25
+89
в 10 каналах
Get PRO
липень '25
+55
в 8 каналах
Get PRO
червень '25
+29
в 2 каналах
Get PRO
травень '25
+54
в 6 каналах
Get PRO
квітень '25
+42
в 6 каналах
Get PRO
березень '25
+71
в 10 каналах
Get PRO
лютий '25
+78
в 9 каналах
Get PRO
січень '25
+89
в 7 каналах
Get PRO
грудень '24
+87
в 9 каналах
Get PRO
листопад '24
+59
в 5 каналах
Get PRO
жовтень '24
+68
в 12 каналах
Get PRO
вересень '24
+75
в 8 каналах
Get PRO
серпень '24
+211
в 10 каналах
Get PRO
липень '24
+233
в 14 каналах
Get PRO
червень '24
+75
в 9 каналах
Get PRO
травень '24
+74
в 7 каналах
Get PRO
квітень '24
+104
в 12 каналах
Get PRO
березень '24
+107
в 18 каналах
Get PRO
лютий '24
+86
в 10 каналах
Get PRO
січень '24
+82
в 13 каналах
Get PRO
грудень '23
+72
в 8 каналах
Get PRO
листопад '23
+80
в 7 каналах
Get PRO
жовтень '23
+121
в 10 каналах
Get PRO
вересень '23
+115
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+48
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+63
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+66
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+47
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+46
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+91
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+50
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+75
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+110
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+70
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+86
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+88
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+65
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+88
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+71
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+120
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+133
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+94
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+121
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+185
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+162
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+117
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+90
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+298
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+147
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+150
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+92
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+116
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+137
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+131
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+133
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+111
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+4 323
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
27 липня0
26 липня0
25 липня0
24 липня+1
23 липня+2
22 липня+1
21 липня+4
20 липня+1
19 липня+2
18 липня0
17 липня+2
16 липня0
15 липня+1
14 липня+2
13 липня+1
12 липня+1
11 липня+2
10 липня0
09 липня+1
08 липня+1
07 липня+2
06 липня+6
05 липня+13
04 липня0
03 липня+1
02 липня+1
01 липня+1
Дописи каналу
خلاصه فرمول فوکویاما : پیشرفت سیاسی = دولت قدرتمند + حاکمیت قانون + پاسخ‌گویی مروری بر " وظایف شهروندی " هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا ( 3 ) سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم * بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم . تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم. * خلاصه پیشنهادی برای یک برنامه‌ی مطالعاتی (Reading List) جمع بندي نگاه فلاسفه فوق الذکر به اپوزیسیون پیشنهاد سه مرحله ذيل است: 1-  مرحله‌ی خودشناسی: مطالعه‌ی ماکس وبر (برای فهم اینکه چرا بدون رضایت مردم، کمک خارجی بی‌فایده است). 2- مرحله‌ی واقع‌گرایی: مطالعه‌ی کلاوزویتس و هابز (برای درک اینکه جنگ و بی‌نظمی، بسیار گران‌تر از هر تغییر سیاسی است). 3- مرحله‌ی آینده‌نگری: مطالعه‌ی فوکویاما (برای اینکه یاد بگیرند به جای «سقوط» ، باید به فکر «ساختن » باشند). پیام نهایی این کتاب‌ها به اپوزيسيون چنين است: « اگر می‌خواهید با کمکِ دیگران، خانه‌ی خود را تغییر دهم، مراقب باشید که با هیاهوی این کمک، سقف خانه را بر سر خودتان و مردم فرو نریزانید؛ زیرا وقتی سقف فرو ریخت، دیگر نه خانه‌ای برای زندگی هست و نه حاکمی برای تغییر دادن » . * نکته: بسیاری از اپوزیسیون‌ها بر پایه «احساسات»، «شعار» یا «رهبران کاریزماتیک» شکل می‌گیرند. اما وبر هشدار می‌دهد که برای اداره یک کشور پس از تغییر، شما به «بوروکراسی عقلانی» نیاز دارید، نه به «شور و هیجان انقلابی». بدون ساختار بوروکراتیک، تغییر سیاسی منجر به آشوب می‌شود. به زبان ساده: وبر می‌گوید قدرت بدون مشروعیت و بدون نهادهای عقلانی، فقط یک خشونتِ گذراست که در نهایت به ویرانی ختم می‌شود. * قرارداد اجتماعی و «لویاتان» (The Leviathan) هابز می‌گوید تنها راه خروج از این جهنم، بستن یک «قرارداد اجتماعی» (Social Contract) است. مردم با یک توافق جمعی، بخشی از آزادی‌های خود را (و حتی حق استفاده از زور را) به یک قدرت برتر (که او آن را لویاتان یا هیولای عظیم‌الجثه نامیده) واگذار می‌کنند. در مقابل، این قدرت (دولت) متعهد می‌شود که امنیت را برای همه تأمین کند. قاعده طلایی هابز: قدرت حاکم باید آن‌ قدر بزرگ و قدرتمند باشد که همه از ترسِ مجازاتِ او، از خشونت دست بردارند. * 3. سنتز نهایی (The Synthesis): فوکویاما می‌گوید: *  اگر فقط هابز را بگیریم ←← به یک استبداد مطلق می‌رسیم (لویاتانِ خشن که امنیت می‌دهد اما آزادی ندارد). *  اگر فقط وبر را بگیریم ←← به یک ماشین بوروکراتیک سرد و بی‌روح می‌رسیم (زندان از فولاد). *  سنتز فوکویاما: ما به دولتی نیاز داریم که قدرتمند باشد (هابز)، اما عقلانی و قانونی عمل کند (وبر) و در عین حال در برابر مردم پاسخگو باشد (توسعه سیاسی مدرن). * خلاصه: اگر بخواهیم از این سه منظر به وضعیت هر کشور نگاه کنیم:  هابز می‌گوید: «مراقب باشید! اگر نظم را از دست بدهید، وارد جهنم جنگ همه علیه همه می‌شوید.» -  وبر می‌گوید: «مراقب باشید! اگر تغییر را فقط بر پایه هیجان و کاریزما پیش ببرید، بدون ساختار بوروکراتیک، چیزی نخواهید ساخت.» - فوکویاما می‌گوید: «مراقب باشید! پیروزی واقعی زمانی است که شما نه تنها حاکمیت قبلی را تغییر دهید، بلکه بتوانید دولتی قدرتمند، قانونی و پاسخ گو بسازید که مردم به آن اعتماد کنند.» در واقع، برای اپوزیسیونی که می‌خواهد وارد کار شود، هدف نباید فقط « شکست دادن حاکمیت » (منطق هابزی برای فروپاشی) باشد، بلکه باید « ساختن نهادهای پاسخ گو » (منطق فوکویامی) باشد. در اندیشه‌ی فرانسیس فوکویاما، احزاب و نهادهای مدنی (مانند اتحادیه‌ها، انجمن‌ها و گروه‌های صنفی) صرفاً مجموعه‌ای از گروه‌های خودجوش نیستند، بلکه آن‌ها «ستون‌های اصلی ثبات و مشروعیت» در یک دولت مدرن محسوب می‌شوند. * به زبان ساده: احزاب و اتحادیه‌ها، «اسکلت» و «عصب» سیستم جدید هستند. بدون آن‌ها، اپوزیسیون می‌تواند «حاکمیت قدیمی» را شکست دهد، اما هرگز نمی‌تواند «کشور» را اداره کند. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27059-/مروری-بر-وظایف-شهروندی-هر-فرد-پس-از-امضای-تفاهم-نامه-میان-ایران-و-آمریکا-3 https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw

2
« هنوز در جامعه ما نسل ارزشمند معلم ـ نویسندگانی حضور دارند که فرهنگ را نه فقط تدریس، بلکه زندگی می‌کنند » به بهانه زادروز " فریدون کوره‌ای " ؛ روایت یک معلمِ فرهنگ‌ساز و پاسدار واژه‌ها رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم *  در روزگاری که شتاب زندگی، گاه فرصت درنگ در برابر سرمایه‌های فرهنگی را از ما می‌گیرد، حضور و استمرار فعالیت فرهیختگانی از جنس معلم ـ نویسندگان جریان‌ساز نعمتی ارزشمند است؛ انسان‌هایی که رسالت معلمی را به مرزهای کلاس و مدرسه محدود نکرده‌اند، بلکه با اندیشه، قلم و کنش فرهنگی خویش، در ساختن فضای فکری جامعه نقش‌آفرین بوده‌اند. دکتر فریدون کوره‌ای از همین تبار است؛ مردی برخاسته از فرهنگ، دانش و عشق به ادبیات. متولد ۱۳۵۴ و از ترک‌ تباران نجیب تفرش، که بیش از سه دهه از عمر پربرکت خویش را در سنگر آموزش و پرورش کرج سپری کرده است. برای او معلمی نه یک عنوان شغلی، بلکه عهدی فرهنگی و انسانی است؛ عهدی برای پرورش اندیشه، شکوفایی استعدادها و پیوند نسل امروز با گنجینه‌های ارزشمند زبان و ادب فارسی. * یکی از جلوه‌های درخشان فعالیت‌های فرهنگی ایشان، رهبری و راهبری ده‌ها نشست فاخر سعدی‌خوانی و سعدی‌پژوهی است؛ محافلی که با محوریت اندیشه‌های بلند شیخ اجل، فرصتی برای گفت‌وگو، تأمل و تجدید پیوند جامعه امروز با حکمت و زیبایی ادبیات کلاسیک ایران فراهم آورده است. خوشبختانه هنوز در جامعه ما نسل ارزشمند معلم ـ نویسندگانی حضور دارند که فرهنگ را نه فقط تدریس، بلکه زندگی می‌کنند؛ استادانی که با صبوری و فروتنی، چراغ دانایی را از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کنند و بی‌هیاهو، آینده فکری جامعه را می‌سازند. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27058-/به-بهانه-زادروز-فریدون-کوره‌ای-؛-روایت-یک-معلمِ-فرهنگ‌ساز-و-پاسدار-واژه‌ها https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
148
3
«نکوشیدن در راه پیشرفت فرهنگ و برنداشتن نخستین قدم، یعنی عدم ترک کهنه پرستی » تنهایی " روشنفکر ایرانی " در سایه ی " فقر فرهنگی " ؟ مینو امامی * به تعبیری دیگر، به آنچه که در گذشته ساخته و پرداخته شده است و آنچه که امروز می باید بر حجم داده ها و نمادهای آن افزوده شود، فرهنگ و تمدن گفته می شود. هر نسلی که برای انتقال پیام خود به آیندگان متناسب با رشد و توسعه علوم و فنون معاصر، از طی این سیر غفلت ورزد، ابتدا ارزش ذاتی زمان را با استیلای بیهودگی در زندگی خود هدر خواهد داد و سپس به عنوان جمعیتی عقب مانده به انزوا و طرد شدگی محکوم خواهد شد. پس داشته های موجود جای خود را به یافته های جدیدتری نخواهد داد و قابلیتی شکننده تر، آسیب پذیرتر و غیرمنطبق با واقعیتِ جهان هستی پیدا خواهد کرد. * سقراط می گوید: «هر جا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.» بیشتر ما بشر را به عنوان یک موجود انسانیِ دوست، همکار، همسایه یا همشهری نمی بینیم و فقط با عنوان خویشاوند، اشخاص محدودی را قبول داریم. پس قادر به گفت و گو با دیگری غیرخویشاوند نیستیم و بر این اساس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدید نیز نیستیم. تحدید ابزارها و نمادهای شاخص فرهنگی در جهتی خاص و کانالیزه یا ایزوله کردن آن، نه حجم داده های فرهنگی را می افزاید و نه آن را بارورتر می سازد. اگر داده ای برای بازتولید در چرخه فرهنگ و تمدن خود نداشته باشیم به طور طبیعی، هیچ ستاده ای نیز برای انتقال آن به نسل بعدی نخواهیم داشت. * غالب ما ایرانی ها چون از دوره تجددگرایی ناپایدار پهلوی تاکنون در همان انتخاب دوم یعنی تلاش بیشتر برای کسب رفاه و تجمّل فراتر از سرحد نرمال جامعه و حتی فراتر از قانون و اخلاق، باقی مانده ایم پس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدیدتری نیستیم. تجمّل گرایی شاید به افزایش رفاه در زندگی افراد شیفته تجمّلات، منجر شود اما چون در بیشتر اوقات این افراد از پردازش فرهنگ یا از ایجاد هر نوع نمادی که سمبل تمدن ایرانی است، فاصله نجومی دارند و ظاهرپرستی حسودانه آنان در حال دیوانه ساختن آن هاست، لذا کمتر نقشی در تعالی فرهنگی دارند. آنان هر چه می سازند به طور خودخواهانه و برای جنون فکری خود در دلباختگی به تجمّل گرایی است و به مصالح جمعی یا ملی هیچ اعتنایی ندارند. * به قول فرانسوا ولتر؛ «افرادی که بزرگ ترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفت و گوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها، ابراز نداشته اند.» و ما چون به تنهاییِ روشنفکران جامعه خود بی اعتنا هستیم و حتی با تمام قوای ذهنی و جسمی خود به انزوای مطلق آنان کمر همت گمارده ایم، لذا عرصه خدمت آنان را برای دانش و فرهنگ تنگ تر و حتی غیرممکن تر می سازیم. در باور ما آنان چون دیده نمی شوند پس قادر به بازتولید هیچ چیز دیگری نیستند. در حالی که این افراد مُدام در حال خواندن و یادگرفتن هستند و با نوشتن و بازتولید فرهنگی و خلق اثر جدید برای انتقال به نسل امروز می کوشند. اگر داستان، غیر از این بود ما آنان را در زمان حیات خود می شناختیم و در زمان ممات آنان، آه و حسرت و افسوس نمی خوردیم و از مرگ در غربت آنان اندوهگین نمی شدیم! و یا از حجم امور فرهنگی برجا مانده و یا تعداد کتب ترجمه و نوشته شده توسط آنان، بهت زده نمی شدیم! این افراد همان هایی هستند که وقتی زنده بودند برخی از ما گستاخانه، طرز تفکر و نوع زندگی آنان را به استهزا می گرفتیم و امروز از شناخت دیرهنگام یا از اراجیف خود در فضای مجازی و محافل عام و خاص، شرمساریم! * پرسش کردن خود هنری است که به تولید فکر منجر می شود. طرح پرسش، گروهی را وامی دارد تا به دنبال پاسخی مناسب باشند و این تلاش می تواند جرقه ای برای خلق اثری جدید و ماندگار باشد. علاوه بر خود، کودکان را نیز می توانیم داخل چرخه تفکر و تعقل نماییم تا شاید آنان نیز در آینده نقشی در بازتولید فرهنگ و تمدن ایران و جهان داشته باشند. شاید یکی از آنان اهمیت و عظمت ساخت مدرسه ای مانند دارالفنون را برای ایران و ایرانیان احیا سازد. * بدون حذف خودخواهی نمی توان دگراندیش بود. فردگرایی یعنی اهمیت ندادن به اندیشه، افکار و عقاید دیگران. بدون احترام و ارزش قائل شدن به انسان و انسانیت، نمی توان بافرهنگ بود. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27057-/تنهایی-روشنفکر-ایرانی-در-سایه-ی-فقر-فرهنگی-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
172
4
« ناکامی یک تیم ورزشی، هر چقدر هم تلخ باشد، تنها یک نتیجه در میدان مسابقه است؛ اما ناکامی در مدیریت، برنامه‌ریزی و پاسخ‌گویی، می‌تواند به اعتماد عمومی آسیب بزند » جامِ ناکامی و آینه‌ای که پیش روی ما گذاشته شد طهماسب کاوسی * گاهی یک عدد، فقط یک عدد نیست؛ یک آینه است. آینه‌ای که وقتی مقابل جامعه قرار می‌گیرد، پرسش‌های بزرگی را نمایان می‌کند. رقم‌های سنگین قراردادهای ورزشی، در کنار درآمدها و مشکلات معیشتی بسیاری از مردم، تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه پرسشی درباره‌ی «ارزش‌گذاری اجتماعی» و معیارهای عدالت در جامعه است. * جامعه‌ای که در آن برای بخش‌هایی از فعالیت‌ها ؛ معیارهای جهانی ، پاداش‌های بزرگ و توجیهات حرفه‌ای به میان می‌آید، اما در بسیاری از عرصه‌های دیگر سخن از محدودیت، شرایط کشور و دشواری‌های اقتصادی مطرح می‌شود، ناگزیر با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌شود: آیا استانداردها برای همه یکسان‌اند یا فقط در زمان‌های خاص و برای گروه‌های خاص به یاد آورده می‌شوند؟ * ورزش، مدیران، مربیان و موفقیت‌های بین‌المللی همگی ارزشمندند و هیچ جامعه‌ای بدون توجه به استعدادها، سرمایه‌های انسانی و حوزه‌های رقابتی خود پیشرفت نمی‌کند. اما مسئله آنجاست که عدالت اجتماعی زمانی معنا پیدا می‌کند که شأن و تلاش همه کسانی که چرخ‌های جامعه را می‌گردانند نیز دیده شود؛ از کارگران و کارمندان گرفته تا متخصصان، تولیدکنندگان، بازنشستگان و معلمانی که سال‌ها در کلاس‌های درس، پایه‌های فکری و فرهنگی نسل‌های آینده را می‌سازند. * اگر قرار است از «استاندارد جهانی» سخن بگوییم، این استاندارد باید از احترام به انسان، شفافیت، مسئولیت‌پذیری و عدالت در همه عرصه‌ها آغاز شود؛ از زمین مسابقه تا کلاس درس، از کارخانه تا اداره، از میدان تولید تا خانه‌های بازنشستگان . شاید پیش از ساختن جامی برای ناکامی‌ها، بهتر باشد آینه‌ای برای دیدن اولویت‌ها بسازیم؛ آینه‌ای که در آن هم قهرمانان میدان دیده شوند و هم قهرمانان بی‌صدایی که هر روز، بی‌هیاهو، جامعه را سرپا نگه می‌دارند؛ معلمانی که آینده را می‌سازند، کارگرانی که چرخ اقتصاد را می‌چرخانند و مردمی که با صبوری، بار سنگین زندگی را بر دوش می‌کشند. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27055-/جامِ-ناکامی-و-آینه‌ای-که-پیش-روی-ما-گذاشته-شد https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
173
5
اکنون این پرسش به جد مطرح است که آیا واقعا این معاونت طرح و برنامه ای برای تحقق این « مهم » دارد ؟ خانم حکیم زاده ... از طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور چه خبر ؟! صدای معلم گزارش می کند ؛ * در گزارش « صدای معلم » از  نشست خبری مشترک معاون آموزش ابتدایی و مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش با عنوان : " شعار زیاد دیده و شنیده ایم ؛ اراده ای برای حل مسائل وجود ندارد ؛ هر اصلاحی باید در عمل و با صداقت باشد ؛ آموزش مهارت های زندگی را به صدا و سیما ببرید ؟!؛ ( این جا ) آمده بود : « در بخشی از این نشست ، معاون آموزش ابتدایی به موضوع آموزش مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور هر پایه یک مهارت اشاره کرد . مدیر صدای معلم به معاون آموزش ابتدایی پیشنهاد کرد که با طراحی و ترسیم یک برنامه جامع و مستمر این موضوع مهم را به داخل رادیو و تلویزیون ببرد و برای جامعه ی امروز ایران از این طریق ، طرح موضوع و حساسیت کند . حکیم زاده با استقبال از این پیشنهاد و در حالی که آن را یادداشت می کرد قول پی گیری و پیاده کردن آن را داد » . * چهارشنبه 31 تیر ماه معاون آموزش ابتدایی در گفت‌وگوی تلویزیونی با سیمای همدان با تأکید بر اینکه جریان تعلیم و تربیت در هیچ شرایطی نباید متوقف شود، از اجرای برنامه‌های ملی برای تداوم آموزش، ارتقای کیفیت یادگیری و آمادگی همه‌ جانبه مدارس برای آغاز سال تحصیلی جدید خبر داد و گفت: برنامه «حامی» با هدف تحقق عدالت آموزشی و حمایت از دانش‌آموزان نیازمند فرصت‌های بیشتر یادگیری، در سراسر کشور در حال اجرا است . * حکیم زاده در این دو برنامه تلویزیونی و نیز هر نشستی که که برگزار می کند بر « طرح حامی » پافشاری می کند گویی کلید جادویی حل مشکلات آموزش و پرورش می باشد در حالی که هنوز این معاونت به پرسش های « صدای معلم » در مورد « حامی » پاسخی نداده است . ( این جا ) و ( این جا ) * این « رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران » می پرسد : « چگونه در عرض کم تر از 2 سال و با وجود این همه تعطیلی مدارس افت تحصیلی 49 درصد کاهش پیدا کرد ؟! حکیم زاده در این برنامه ها هیچ گونه اشاره به آموزش مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور هر پایه یک مهارت نمی کند . در پرتال معاونت آموزش ابتدایی هم خبری از این موضوع نیست . ( این جا ) * زمانی که حکیم زاده در پاسخ به پرسش « صدای معلم » عنوان می کند که در سال تحصیلی گذشته از 180 روز فقط 81 روز مدارس باز بودند ؛ چگونه از تجربه موفق سال گذشته در مدیریت شرایط خاص سخن می گوید ؟ * پرسش « صدای معلم » آن است که روحیه ی جهادی یعنی چه ؟ احساس مسئولیت ملی و میهنی از کجا باید آغاز شود و الگوی دیگران شود ؟ آیا تحقق همان « تمدن نوین اسلامی » بدون پرورش شهروندان آگاه و مسئولیت پذیر و مجهز به مهارت های شهروندی عملا امکان پذیر خواهد بود ؟ متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27054-/خانم-حکیم-زاده-از-طراحی-مهارت-های-ویژه-مقطع-ابتدایی-مورد-تاکید-رییس-جمهور-چه-خبر-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 053
6
« آن خانواده چهار نفره‌ای که در یک روز برای دیدن مسابقه فوتبال ۶۸ هزار دلار تا ۱۵۰ هزار دلار پول بلیط می‌دهد (جدای از هزینه پرواز هواپیما، هتل و غذا و …) قطعا پدر آن خانواده معلم فیزیک یا ریاضی نیست ! » گران‌ترین مسابقه فوتبال تاریخ و این پرسش بی پاسخ که آیا این " ارزش اجتماعی " می آفریند ؟ محمدرضا اسلامی * مسابقه فینال جام‌ جهانی با تمام ماجراهایش برگزار شد و تیم ملی فوتبال اسپانیا با تک گل فران تورس در وقت‌های اضافی آرژانتین را شکست داد و قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ شد. * در بازار خرید و فروش Resale قیمت بلیط هر صندلی متوسط ۱۷ تا ۱۸ هزار دلار بود. قیمت صندلی‌های ممتاز (ویژه) هر بلیط ۳۵ هزار دلار بود. «ارزان ترین صندلی‌ها» در این مسابقه با قیمت هر بلیط هفت هزار دلار! (۷٫۰۰۰$) فروش رفت. یعنی یک خانواده چهار نفره در این مسابقه باید بین ۲۸ هزار دلار تا ۶۸ هزار‌دلار برای خرید بلیط هزینه پرداخت کرده باشد (البته اگر در جایگاه ویژه بوده‌اند که ۱۵۰ هزار دلار هزینه فوتبال خانواده شده) * دنیای جالبی است. در همان نیوجرسی (یا نیویورک) حقوق دریافتی یک معلم دبیرستان جوان اگر که با مدرک فوق لیسانس استخدام شده باشد ماهیانه بین ۶۵۰۰ تا ۶۹۰۰ دلار است! (یعنی حتی اگر تمام حقوق یک ماه کار کردن را هم بدهد بازهم ارزان‌ترین بلیط این ورزشگاه را نمی تواند بخرد). یک معلم دبیرستان در نیویورک اگر که ده تا پانزده سال سابقه کار داشته باشد حقوقش بین ۸ هزار تا ۹ هزار دلار در ماه است. (حدود سی درصد از این رقم برای بیمه و مالیات می‌رود و باقی مانده به سختی کفاف هزینه‌های زندگی در نیویورک را می‌دهد) * دنیای امروزِ انسان در بحث «حقوق/درآمدها» به شدت لنگ می‌زند. یکی از ویژگی‌های اقتصاد امروز این است که درآمدها الزاما با ارزش اجتماعی مشاغل تناسب ندارند. گاه دلالی یا کارهای با ارزش اجتماعی اندک، مزایای چشم گیر دارند و این واقعیت باعث خواهد شد/شده تا نسل جوان عمدتا ذهنِ «پول محور» داشته باشد. ولع و شوق به «جهش» در امر پول. * آن خانواده‌ای که برای یک مسابقه فوتبال بیش از صدهزار دلار هزینه می‌کند، احتمالاً درآمدش از چه فعالیتی تأمین شده است؟ آیا این فعالیت، از نظر ارزش اجتماعی، به همان اندازه‌ای که درآمد ایجاد می‌کند، برای جامعه نیز ارزش می‌آفریند؟ متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27053-/گران‌ترین-مسابقه-فوتبال-تاریخ-و-این-پرسش-بی-پاسخ-که-آیا-این-ارزش-اجتماعی-می-آفریند-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 345
7
« در این برهه بیش از همیشه، با ناکارآمدی سیاست‌های بالادستی، نیاز به اقداماتی در حوزۀ اجتماعی و به تعبیر ادبیات مطالعات شهری، اقدامات پایین به بالا و مشارکتی در بدنۀ مردمی است » " آموزش جایگزین " راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی مریم فراش خیابانی/ دکتری شهرسازی از دانشگاه هنر تهران *  در مواجهه با تغییرات اقلیمی و عوارض ناشی از آن، سال‌ها است که کنش‌های محلی خصوصاً در کشورهای در حال توسعه، توانسته است در مقیاس‌های گوناگون تأثیرگذار باشد. با فرض اینکه بخش‌هایی از شرایط پیش‌آمده در کشورمان را، ذیل عواقب ناشی از این موضوع قرار دهیم، با آگاهی از تمام سوء مدیریت‌های رایج که مسبب این وضعیت بوده است، به عنوان والد یا فعال اجتماعی، ناچار به یافتن راهکارهایی هستیم. * دغدغۀ این نوشتار، چگونگی تاب آوری در شرایط فعلی است. برای کودکانی که در روزهای مهم زندگی‌شان از طبیعت، فضای بیرون، فعالیت بدنی و ارتباطات اجتماعی محروم می‌شوند، نمی‌توان منتظر ماند تا ابر و باران و دست‌های غیربشری مشکل را حل کنند. بازۀ زمانی ۳ ماه، در زندگی یک کودک، زمان زیادی است، مرحلۀ مهمی از رشد است که در شرایط فعلی با مشکل مواجه می‌شود. نسلی که برهه‌ای از زندگی شان را در پاندمی کوید۱۹ گذراندند، اکنون محروم از نیازهای اولیه انسان، و محروم از روابط اجتماعی واقعی، مجدد به نشستن پای صفحات نمایش تشویق می‌شوند. * تصویری که در سال‌های اخیر با شکل‌گیری برخی مدارس ویژه از سویی یا شکل‌هایی از مدراس طبیعت‌گرا از سوی دیگر در حوزه ی عمومی شکل گرفته است، انواع گوناگون امکان‌های آموزشی را در بخش‌هایی از جامعه مطرح کرده است. اما ابهاماتی را نیز به جا گذاشته است چرا که موضوع تنوع آموزشی و انواع آن، فرصت کمتری برای طرح و گفت‌وگو در گفتمان رسمی رایج دارد. اما می‌توانیم در یک نقطه توافق کنیم، در هر جای این سرزمین و با هر طبقۀ اجتماعی-اقتصادی باشیم، به عنوان یک والد به دو پرسش اساسی بیندیشیم : مسئله حال حاضر و نیاز کودک من چیست؟ چه کاری از دست من در پاسخ به این نیاز بر می‌آید؟ در شرایط فعلی، با تمام ناراحتی و نارضایتی به حقی که داریم، آیا ترجیح می‌دهیم فرآیند فعلی ادامه داشته باشد و آموزش کودک را برای مثال به طور مجازی با هر کیفیت ممکن ادامه دهم، یا به دنبال راهکار جایگزین هستیم؟ * آموزش جایگزین [۲]، به مسیری از آموزش که فراتر یا خارج از سیستم آموزشی سنتی رایج است، گفته می‌شود و شامل طیف گسترده ای است. از آموزش‌هایی که برای استعدادهای خاص و انواع هوم اسکولینگ کلاسیک در خانواده‌های ثروتمند وجود داشته تا آموزش‌های طبیعت‌گرا خارج از نظام سنتی مدارس، آموزش در روستاها و مناطق کم برخوردار که دسترسی به آموزش رسمی ندارند یا آموزش برای کودکانی با شرایط ویژه (دارای محدودیت حرکتی، جسمانی، و …) که به هر شکلی نمی‌توانند یا تمایل ندارند با نظام آموزش رسمی همراه شوند یا در شرایط ویژه‌ای هستند که دسترسی به آموزش رسمی ممکن نیست. مدل‌های رایجی مانند مدارس مونته سوری، والدورف، رجیو امیلیا، مدارس طبیعت‌گرا و … نیز در برخی منابع جزو آموزش‌های جایگزین به شمار می‌آیند[۳]. این طیف گسترده، منعطف است و در نسبت با زمینه مورد مطالعه، می‌تواند پاسخ گوی نیازهای متفاوتی باشد[۴]. * در بسیاری از کشورهای جهان، آموزش جایگزین یک امر غیرقانونی نیست و برعکس، نظام آموزش رسمی و مدارس دولتی نیز از آن حمایت می‌کنند و فضاهای رسمی خود را در اختیار گروه‌هایی که به دنبال این گزینه هستند قرار می‌دهند. در این نگرش، آموزش جایگزین، بازوی کمکی است و نه رقیب نظام آموزش رسمی. لذا در تصورات شکل گرفته در حوزۀ عمومی در کشور ما نیز می‌تواند تغییراتی ایجاد شود. * – در مورد گسترش آلودگی، دلایل جهان شمول آن، تغییرات اقلیمی و عوارض آن با کودکان گفت و گو کنید و کتاب‌هایی را متناسب با سن و ادراک آن‌ها با هم بخوانید. لازم به ذکر است از طرح این موضوع در قالب گسترش اخبار روزانه و در میان گذاشتن بیش از حد، پرهیز کنید، این موضوع سبب شکل گیری و گسترش اضطراب‌های محیطی[۷] در آن‌ها خواهد شد. * – درصورتی‌که با وسیله نقلیه شخصی جا به جا می‌شوید، تا حد امکان دوستان و هم محلی‌های خود و کودک تان را همراه کنید و از تکثر خودروها با سرنشین بیشتر بکاهید. هر یک خودرو، تأثیرگذار است. تأثیر سبک زندگی خود را دست کم نگیریم. متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/27052-/آموزش-جایگزین-راهکاری-برای-سازگاری-با-تغییرات-اقلیمی https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 020
8
« استاد رحیم رشتچی از نسل مردانی بود که دانشگاه را نه صرفاً مجموعه‌ای از کلاس‌ها و ساختمان‌ها، بلکه کانون اندیشه، اخلاق، خردورزی، هویت‌ سازی و انسان‌ پروری می‌دانست » " رحیم رشتچی " ؛ خاموشی چراغی از نسلِ بنیان‌گذاران آموزش عالی زنجان رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم * خبر درگذشت استاد رحیم رشتچی، از بنیان‌گذاران دانشگاه زنجان، معلمی وارسته و از چهره‌های ماندگار آموزش و پرورش زنجان، اندوهی عمیق بر جامعه علمی، فرهنگی نشاند. این مرد بزرگ که نزدیک به نیم‌قرن از عمر پربرکت خویش را در تهران و کرج سپری کرد، امروز ۳۰ تیرماه در سن ۹۶ سالگی، در عظیمیه کرج، دعوت حق را لبیک گفت و پس از عمری سرشار از تعلیم ، پژوهش، فرهنگ‌سازی و خدمت بی‌منت، به سرای جاودان شتافت. * شادروان رشتچی همچنین از بنیان‌گذاران مؤسسه فرهنگی و هنری اشراق البرز، تشکل زنجانی‌های مقیم استان البرز بود و سالیان متمادی با دغدغه حفظ هویت فرهنگی، تقویت همبستگی اجتماعی و حمایت از فعالیت‌های علمی و فرهنگی زنجانیان، در این مجموعه حضوری مؤثر و راهگشا داشت. برای نگارنده نیز افتخاری فراموش‌ نشدنی است که در سال ۱۳۹۷، به همراه دوست ارجمند مهندس مصطفی ارفعی مدیر مسئول روزنامه زنگان امروز گفت‌وگویی مفصل با آن استاد فرهیخته انجام دادیم که در آن روزنامه و پایگاه خبری صدای معلم منتشر شد. امروز آن گفت‌وگو، فراتر از یک مصاحبه مطبوعاتی، به سندی ارزشمند از خاطرات، اندیشه‌ها و روایت‌های یکی از معماران آموزش عالی زنجان تبدیل شده است. در ادامه این مسیر، توفیق یافتم به همراه مهندس مهدی حسنی و مهندس مجتبی جعفرلو، مستند یک‌ ساعته «تاریخ شفاهی استاد رحیم رشتچی» را تهیه و تولید کنیم؛ اثری که به کارگردانی اینجانب، تصویربرداری، عکاسی و تدوین مهندس مجتبی جعفرلو و با همکاری مهندس مهدی حسنی، زندگی، خاطرات، خدمات و دیدگاه‌های این استاد بزرگ را روایت می‌کند. این مستند در آیین نکوداشت استاد در سال ۱۴۰۲ برای نخستین‌بار اکران شد و با استقبال گسترده دانشگاهیان، فرهیختگان، هنرمندان و دوستداران فرهنگ و تاریخ زنجان روبه‌رو شد. * بی‌تردید، استاد رحیم رشتچی از شمار انسان‌هایی بود که میراث حقیقی آنان نه در عناوین و مناصب، بلکه در شاگردانی است که پرورش دادند، اندیشه‌هایی که بر جای گذاشتند و منش والایی که به نسل‌های پس از خود آموختند. نام او با تاریخ دانشگاه زنجان، با فرهنگ این دیار و با خاطره نسل‌های متوالی دانشجویان و استادان، پیوندی ناگسستنی خواهد داشت. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27051-/رحیم-رشتچی-؛-خاموشی-چراغی-از-نسلِ-بنیان‌گذاران-آموزش-عالی-زنجان https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
2 575
9
« آموزش، قبل از اینکه یک پروسه فنی باشد، یک رابطه انسانی است » برای دانش‌آموزان پایه دوازدهم : برگه‌های سفید در آتش تابستان زهرا نجاتی/ دکترای جامعه‌شناسی گرایش مسائل اجتماعی ایران و دبیر دبیرستان و سرگروه آموزشی علوم اجتماعی و سواد رسانه ای استان لرستان * ین برگه‌های سفید، یک صدای اعتراض خاموش است. این یک پدیده فردی نیست، یک شکاف ساختاری است. از یک سو، سیستم آموزشی انتظار دارد دانش‌آموزی که مغز او با امواج فشار عصبی ناشی از جنگ و تعویق بی‌سابقه برنامه‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند، مثل همیشه یک ماشین حافظه‌محور عمل کند. از سوی دیگر، طراحان سوالات نهایی در اتاق‌های دربسته خود، چه کسی را می‌بینند؟ آنها یک موضوع درسی را می‌بینند، نه یک موضوع انسانی را. اینجا معمای اصلی شکل می‌گیرد: چرا درک نمی‌کنند؟ یک طراح سوال،اغلب گمان می‌کند که سخت‌تر پرسیدن، نشانه کیفیت بالاتر آموزش است. او فراموش می‌کند که دانش‌آموز مقابل او، شب قبل امتحان را با شنیدن صدای آژیر یا نگرانی برای یکی از بستگان جبهه‌رفته، به صبح رسانده. او اصرار دارد که استانداردهای علمی را حفظ کند، غافل از اینکه در مدرسه‌ها را به روی انسان مضطرب باز کرده‌ایم، نه انسان آماده. این رفتار، مصداق بارز بی‌تفاوتی سازمان‌یافته است. یک سیستم، برای بقای خود، باید خروجی‌هایی (نمرات) داشته باشد. وقتی واقعیت بیرون (جنگ و تعویق) این خروجی را تهدید می‌کند، سیستم به جای کاهش فشار، فشار را دوچندان می‌کند تا شاید از میان این غربال سخت‌گیرانه، آن نخبگان مقاوم بیرون بیایند. اما قیمت این کار، تحقیر اکثریت و نابودی اعتمادبه‌نفس نسلی است که تقصیری نداشت. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27049-/برای-دانش‌آموزان-پایه-دوازدهم-برگه‌های-سفید-در-آتش-تابستان https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
246
10
« اندیشه و تفکر، شرط اول تغییر است و به منزله آمادگی فرد برای پذیرش موقعیت مطلوب تر است » مساله " حق انتخاب " و " حس مغبون بودن " ؟ مینو امامی * درون هر یک از ما حس خوشایندی مدام در پی تکرار خاصیت خرد و دانایی است. اغلب به تجربه خود در هر زمینه ای می بالیم و احتمال خطا یا شکست را در انتخاب های خود نزدیک به صفر می دانیم. اگر جهت اثبات این امر، تلاش و دقت بیشتری داشته باشیم « مغبون بودن » را در ذهن و باور خود بسیار کم حس خواهیم کرد. اما آیا ما حق مسلمی به نام « حق انتخاب » در هر زمینه ای را داریم؟ * با گفت و گوی محترمانه می توانیم موارد اخلاقی و رفتاری مورد تأیید و عدم تأیید خود را یادآور شویم تا حداقل نسبت به کنش ها و واکنش های خود بیشتر بیندیشیم. اندیشه و تفکر، شرط اول تغییر است و به منزله آمادگی فرد برای پذیرش موقعیت مطلوب تر است. در این جریان آنچه حائز اهمیت است پذیرش طرفین برای انجام گفت و گوست، که اغلب بر اساس غرور کاذب تحقق نمی یابد. * بیشتر ما در طول زندگی نه تنها مهارت انتخاب کردن پوشاک و خوراک خود را نداشته ایم، بلکه سایر انتخاب های مهم زندگی را نیز حق طبیعی و ذاتی خود ندانسته ایم. از شما می پرسم آیا حق و حقوق فردی من در این جامعه رعایت می گردد که انتظار برآوردسازی حق و حقوق اجتماعی، مواردی چون آزادی بیان و حقوق شهروندی و مدنی را برای خود داشته باشم؟! یا آیا حقوق فردی من اهمیتی دارد که حقوق اجتماعی من نیز حائز اهمیت باشد؟ یعنی اگر من و شما از موجودیت و اهمیت حقوق فردی خود از جمله « حق انتخاب » بی اطلاع و نسبت به بی اهمیت شمرده شدن آن توسط دیگران بی اعتنا هستیم، به دنبال کدام حقوق انسانی دیگر هستیم؟ ما از سه سالگی که آغاز سن استقلال فردی است چنین حقی را به دلیل احترام به تجربه و سخن بزرگان یا ضرورت اطاعت از آنان، به دیگران سپرده ایم. * چه کسانی از شرایط زندگی فردی و اجتماعی خود رضایت خاطر دارند و در سلامت کامل روحی - روانی به سر می برند؟ اغلب اوقات بیشتر ما از زمین و زمان شاکی و از چرخش روزگار ناراضی هستیم؛ به چند دلیل: - چون کسی جهت احراز چنین حقی برای من ارزش و احترامی قائل نشده است. - چون در طول زندگی مسیر بسیاری از انتخاب ها، علیرغم میل، اراده و اختیار ما بوده است. - چون بر اساس مهربانی بیمارگونه عاطفی والدین، ضرورت حتمی جای خود را به مصلحت مرضی داده است. چون نقش و اهمیت « من » در هر نوع « انتخابی » مجهول و مغفول مانده و هرگز اجازه و اراده ای برای رشد خود نیافته است. * استقلال فردا منوط به استقلال رأی امروز کودکان است. مطیع و منقاد بودن همیشه نشانه محترم شمرده شدن نیست. گاه باید برخلاف مسیر آب حرکت کرد و گاه باید ماهی سیاه کوچولو را نماد اعتماد و شایستگی دانست. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27048-/مساله-حق-انتخاب-و-حس-مغبون-بودن-؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
276
11
« پرسشی به ذهن هموطنان جنوبی خطور می کند مبنی بر این که آیا نمی شد ضمن حفظ عزت نفس و کرامت ملی از بروز این جنگ جلوگیری کرد تا این فجایع اتفاق نیفتد؟ » هموطنان جنوب کشورمان را دریابیم سیدکاظم موسوی جراحی * فیلم فراموش نشدنی « باشو غریبه ای کوچک » اثر شادروان بهرام بیضایی را خیلی ها دیده اند. در یکی از سکانس های فیلم ، بعد از این که تقدیرِ خشن و بی رحم جنگ پسرکی آواره و در به در و جدا مانده از پدر و مادر به نام « باشو » را از جنوب کشور به روستایی خوش آب و هوا و دور از نکبت جنگ در شمال می کشاند ؛کارگردان با خَلق صحنه دراماتیک و دیالوگی تکان دهنده  ، رویارویی پسرک غریب با هم سن و سالانش را آن چنان هنرمندانه به تصویر می کشد؛ در حدی که پیام اصلی فیلم در همین سکانس به بیننده منتقل می شود . * او که گویی زبان مشترک خود با همسن و سالان ناشناس خود را پیدا کرده ؛ کتاب را بر می دارد و با صدای خسته و بغض در گلو گرفته هق هق کنان همه توان خود را به کار می گیرد و چنین می خواند : « ایران سرزمین ماست . ما از یک آب و خاک هستیم . ما فرزندان ایران هستیم.... و بعد کتاب را به صورتش می چسباند و هق هق گریه می کند » . * این روزها به دنبال تجاوز وحشیانه دشمن به میهن عزیزمان ؛ استان های جنوبی کشور دوباره در خط مقدم تجاوز قرار گرفته و به تبع آن هموطنان خونگرم ساکن این مناطق گرفتار شر شروری شده اند که بر خلاف صدام از امکانات مالی و تکنولوژیکی و نفوذ بین المللی به مراتب بیشتری نیز برخوردار است . * در این تجاوز ناجوانمردانه و نابرابر که خطه جنوب کشور از خوزستان تا سیستان و بلوچستان ( غرب تا شرق ) را تحت تاثیر قرار داده ؛ در کنار تخریب جاده ها و زیرساخت های حیاتی کشور فجایع تکان دهنده ای مثل حمله ددمنشانه به مدرسه کودکان معصوم میناب و یا تخریب و انهدام غمگنانه آسایشگاه سربازان در سیستان نیز دیده می شود و در یک تکرار تلخ تاریخ ، عفریت کریه المنظر جنگ یک بار دیگر آثار ناخوشایند خود را بر زندگی مردم خونگرم و صبور جنوب کشور تحمیل می کند و حتما پرسشی به ذهن هموطنان جنوبی خطور می کند مبنی بر این که آیا نمی شد ضمن حفظ عزت نفس و کرامت ملی از بروز این جنگ جلوگیری کرد تا این فجایع اتفاق نیفتد؟ * یادمان باشد که کلیه طرح های بزرگ عمرانی و صنعتی در کشور از ساخت و ساز شهرها و راه های ارتباطی تا کارخانجات و صنایع بزرگ و در کل هر خشتی که در 120 سال اخیر روی خشتی گذاشته شده ، به نوعی وابسته به برکت منابع نفت و گاز خوزستان است و هر آنچه به کشور وارد و یا از کشور صادر می شود از طریق بنادر و جزایر جنوب از خرمشهر تا چابهار و به همت ایرانیان خونگرم ساکن و شاغلین مناطق است و اگر بگوییم عمده داشته های ایران امروز مرهون سواحل و بنادر و جزایر خلیج فارس و دریای عمان و ساکنان صبور و خونگرم این مناطق است گزاف نگفته ایم . متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27047-/هموطنان-جنوب-کشورمان-را-دریابیم https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
411
12
هیئت داوران این دوره که با محوریت موضوع «آزاداندیشی» برگزار شد، آثار و زیست فکری جهانبگلو را نمونه‌ای بارز از «هنر هم رنگ جماعت نشدن و تن ندادن به هم نوایی» توصیف کرده‌اند جایزه بین‌المللی " اسپینوزالنز " ۲۰۲۷ به " رامین جهانبگلو " فیلسوف و پژوهشگر ایرانی اهدا می‌ شود « صدای معلم » این موفقیت را به ایشان و جامعه روشنفکری تبریک می گوید * رامین جهانبگلو (زاده ۱۳۳۵ در تهران)، فیلسوف و اندیشمند ایرانی-کانادایی است که آثار متعددی در حوزه‌ فلسفه سیاسی دارد. او دانش‌آموخته دکتری فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه است و سابقه تدریس و پژوهش در دانشگاه‌های معتبری چون هاروارد و تورنتو را در کارنامه دارد. تمرکز اصلی آثار او بر مفهوم «جامعه مدنی»، «نافرمانی مدنی» و «گذار به دموکراسی» است. او همواره از مدافعان گفت و گو میان فرهنگ‌ها و جریان‌های فکری بوده است. متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27045-/جایزه-بین‌المللی-اسپینوزالنز-۲۰۲۷-به-رامین-جهانبگلو-فیلسوف-و-پژوهشگر-ایرانی-اهدا-می‌-شود https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
280
13
« بررسی رابطه بین تنوع مدارس، نابرابری در کنکور و سند تحول بنیادین، قلبِ چالش‌های نظام آموزشی ایران است. این مثلث، نشان می‌دهد که چرا تلاش‌های اصلاحی تاکنون چندان موفق نبوده‌اند » بررسی و تحلیل فلسفی تنوع مدارس در نظام آموزش و پرورش و نقش آنها در ترویج عدالت و کیفیت آموزشی با تاکید بر سند تحول بنیادین فرید امرائی/ معلم، مدرس دانشگاه، دکتری تخصصی فلسفه تعلیم و تربیت * ۲. چالش‌های این تنوع در برهم زدن عدالت آموزشی عدالت آموزشی به معنای برخورداری همگان از فرصت‌های برابر برای یادگیری و پیشرفت است. منتقدان معتقدند تنوع مدارس در ایران «طبقه‌بندی آموزشی» ایجاد کرده که عدالت را با چالش‌های جدی رو به رو ساخته است: الف) ایجاد شکاف طبقاتی (پولی‌ سازی آموزش) مدارس غیردولتی با دریافت شهریه‌های سنگین، امکانی را فراهم کرده‌اند که کیفیت آموزش به «توان مالی خانواده» گره بخورد. این یعنی فرزندان خانواده‌های مرفه به امکانات آموزشی، معلمان مجرب‌تر و فضای رقابتی بهتر دسترسی دارند، در حالی که دانش‌آموزان در مدارس دولتی عادی، به‌ویژه در مناطق محروم، از حداقل‌های آموزشی رنج می‌برند. ب) جداسازی نخبگان (نخبه‌گرایی) مدارس تیزهوشان (سمپاد) و نمونه دولتی، دانش‌آموزان با نمره بالاتر را از توده دانش‌آموزان جدا می‌کنند. این روند منجر به «تضعیف سرمایه اجتماعی» در مدارس دولتی می‌شود، زیرا دانش‌آموزان مستعد که می‌توانستند محرکی برای رشد علمی در مدارس عادی باشند، از محیط عمومی آموزش خارج می‌شوند. این کار باعث می‌شود مدارس دولتی عادی به حاشیه رانده شده و به اصطلاح «فقیرتر» شوند. ج) کالایی شدن آموزش وقتی آموزش به یک کالا تبدیل شود که هرچه پول بیشتری پرداخت شود، کیفیت آن بالاتر می‌رود . اصل ۳۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که دولت را موظف به تأمین وسایل آموزش و پرورش رایگان برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه کرده است، عملاً زیر سوال می‌رود. این امر منجر به ایجاد یک «نظام آموزشی چند لایه» شده است که در آن لایه‌های بالای جامعه به دانشگاه‌های برتر دست می‌یابند و لایه‌های پایین عملاً در رقابت علمی نابرابر شکست می‌خورند. د) کاهش انگیزه و افت کیفیت در مدارس عادی با تمرکز منابع دولتی و توجه خانواده‌های آگاه و متمول به مدارس خاص و غیرانتفاعی، مدارس دولتی عادی اغلب با کمبود منابع مالی، تراکم بالای کلاس‌ها و فرسودگی تجهیزات مواجه می‌شوند. این مسئله نه تنها عدالت آموزشی را مخدوش می‌کند، بلکه به افت کیفیت عمومی نیروی انسانی در کشور منجر می‌شود. تنوع مدارس در ایران اگرچه در ظاهر با هدف پاسخ به نیازهای مختلف (مانند تربیت نخبگان یا مشارکت مردمی) ایجاد شده، اما در عمل به «کالایی شدن آموزش» و «تبعیض ساختاری» دامن زده است. برای بازگشت به عدالت آموزشی، کارشناسان اغلب بر تقویت مدارس دولتی عادی، یکسان‌سازی استانداردهای آموزشی در سراسر کشور و محدود کردن شکاف میان مدارس برخوردار و غیربرخوردار تأکید دارند. * تعدد مدارس در ایران به نوعی «طبقاتی شدن آموزش» منجر شده است که عوارض تربیتی آن از عوارض آموزشی‌اش خطرناک‌تر است. این نظام باعث شده است که: - دانش‌آموزان «مهارت‌های اجتماعی» لازم برای زندگی در جامعه‌ای متکثر را نیاموزند. - ارزش‌های «عدالت‌خواهانه» در نظام تربیتی تضعیف شود. - «اعتماد به نفس ملی» و امید به آینده در بخش‌های بزرگی از جامعه به دلیل ناعدالتی آموزشی کاهش یابد. * راهکارِ اصلاحی بر اساس روح سند تحول: اگر بخواهیم سند تحول بنیادین واقعاً به نفع عدالت آموزشی عمل کند، باید موارد زیر اجرایی شود: 1- بودجه‌بندیِ معکوس: مطابق سند تحول، بودجه باید به سمتی برود که مدارس دولتی مناطق محروم، در تجهیزات و کیفیت معلم، از مدارس خاص پیشی بگیرند. تا زمانی که مدرسه دولتی "پایگاه آموزشیِ درجه دو" باشد، کنکور همچنان نابرابر خواهد بود. 2- حذفِ رقابتِ غیرضروری در دوره ابتدایی و متوسطه اول: سند تحول بر حفظ دوران کودکی و نوجوانی تأکید دارد. آزمون‌های ورودی تیزهوشان برای سنین پایین، در تضاد مستقیم با این اصل است و باید حذف شود. 3-  تغییر شیوه پذیرش دانشگاه (جایگزینی مدل‌های چندلایه): دانشگاه‌ها باید علاوه بر سوابق تحصیلی، ترکیبی از آزمون‌های استعدادسنجی (که کمتر با آموزشِ پولی قابل خرید باشد) و توجه به «سهمیه مناطق» را به کار بگیرند تا دانش‌آموزِ مستعدِ اما محروم، پشتِ سدِ مدارسِ پولی نماند. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27042-/بررسی-و-تحلیل-فلسفی-تنوع-مدارس-در-نظام-آموزش-و-پرورش-و-نقش-آنها-در-ترویج-عدالت-و-کیفیت-آموزشی-با-تاکید-بر-سند-تحول-بنیادین https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
337
14
« هوم اسکول » بخشی از روند گسترده ‌تر شخصی‌ سازی آموزش در قرن بیست‌ و یکم است و نمی توان آن را حذف و یا سرکوب کرد " هوم اسکول ها " نوعی واکنش مدنی و طبیعی به ناکارآمدی و بحران در آموزش رسمی است صدای معلم گزارش می کند ؛ * مدتی است که وزارت آموزش و پرورش با صدور اطلاعیه فعالیت هوم اسکول ها را غیر مجاز دانسته و آن ها را « غیرقانونی » اعلام می کند . در این زمینه ؛  شورای عالی آموزش و پرورش اعلام کرد: بر اساس قانون تاسیس مدارس و مراکز غیر دولتی، فعالیت آموزشی بدون دریافت مجوز از سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی مجاز نبوده و غیر قانونی است . * در این ارتباط و به منظور آشنایی بیشتر مخاطبان و ذی نفعان آموزش به تعریف و خلاصه ای از تاریخچه این پدیده پرداخته می شود : « آموزش خانگی » به مدلی از آموزش گفته می‌شود که در آن مسئولیت اصلی آموزش کودک به جای مدرسه، بر عهده والدین یا معلمان خصوصی است. آموزش می‌تواند در خانه، کتابخانه، موزه، طبیعت یا حتی به‌ صورت آنلاین انجام شود و لزوماً محدود به فضای خانه نیست. امروزه بسیاری از خانواده‌ها از اصطلاح Home Education هم استفاده می‌کنند، چون یادگیری فقط در خانه اتفاق نمی‌افتد. * چرا خانواده‌ها به Homeschooling روی می‌آورند؟ دلایل بسیار متنوع است و فقط به مسائل مذهبی محدود نمی‌شود. مهم‌ترین دلایل عبارت‌اند از: - نارضایتی از کیفیت مدارس - شخصی‌سازی آموزش متناسب با استعداد و سرعت یادگیری کودک - جلوگیری از زورگویی (Bullying) و مشکلات اجتماعی مدرسه - پاسخ بهتر به نیازهای کودکان دارای نیازهای ویژه یا استعدادهای خاص - انعطاف در زمان‌بندی و سبک زندگی خانواده - نگرانی درباره امنیت یا سلامت روان کودک - اختلاف با محتوای آموزشی مدارس - امکان سفر و سبک زندگی سیار (Digital Nomads) - تجربه همه‌گیری کووید-۱۹ که باعث شد بسیاری از خانواده‌ها متوجه شوند آموزش در خانه نیز امکان‌پذیر است. * با این مقدمه ؛ می توان از وزارت آموزش و پرورش چند پرسش را مطرح کرده و به مسائلی اشاره کرد  : 1- تعطیلی 26 ماهه ی مدارس در دوره کرونا که قرینه ای برای آن در  سایر کشورها یافت نمی شود ؛ موجب شد تا قبح تعطیلی مدارس از میان رفته و از حساسیت جامعه و ذی نفعان نسبت به عواقب و تبعات تعطیلی بی رویه مدارس کاسته شود . این وضعیت با چیزهایی مانند آلودگی هوا ، ناترازی انرژی و... ادامه یافت در حدی که رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری یکم تیرماه 1405 و در پاسخ به پرسش و اعتراض « صدای معلم » اظهار کرد که در سال تحصیلی گذشته ( 1404 ) از 180 روز تقویم آموزشی مصوب فقط 81 روز مدارس باز بوده اند . جالب است در نشست های خبری و در برابر اعتراضات مکرر « صدای معلم » در مورد تعطیلی بی رویه مدارس ، مسئولان مرتبط عنوان می کنند که با این اقدام مخالف هستند اما تغییر محسوسی در وضعیت رخ نداده و هم چنان ادامه پیدا می کند . حال پرسش این است که در این شرایط که شامل هم مدارس دولتی و غیردولتی می شود و برخی از خانواده ها نسبت به این شرایط معترض اند ؛ آیا گزینه دیگری برای آنان جز انتخاب وضعیتی که فرزندان آنان آسیب کم تری ببینند ، باقی خواهد ماند ؟ 2- آموزش هایی که در نظام آموزش رسمی به دانش آموزان ارائه و تجویز می شوند تا چه میزان با نیازهای واقعی جامعه و دانش آموزان هم خوانی و تناسب دارند ؟ جالب است که برخی مسئولان و حتی وزیر آموزش و پرورش به دفعات به چنین مسائل و مشکلاتی اشاره می کنند اما در عمل کنش مشخص و قابل دفاعی صورت نمی گیرد . هوم اسکول ها و گسترش آنان می تواند ناشی از همین حس بی اعتمادی به نظام تعلیم و تربیت رسمی و فرآیندهای آن باشد . 3- پیش از انقلاب اسلامی ؛ مدارسی مانند « فرهاد » و « مهران » و... تجلی مکاتب و دیدگاه های مختلف و البته علمی در حوزه آموزش و تربیت بود و خانواده ها در انتخاب نوع و سیستم تربیتی برای فرزندان شان ، آزادی عمل داشتند . پرسش راهبردی آن است که در حال حاضر تفاوت اساسی و بنیادین میان مدارس دولتی و غیردولتی در چیست ؟ * مساله آن است که نوع برخورد وزارت آموزش و پرورش با واقعیت « هوم اسکول » و جریان های غیررسمی آموزش که با محورهایی مانند « غیرقانونی » ، « فاقد مجوز » و... تعریف می شوند و مخرج مشترک آن فقدان یک تئوری مشخص تطبیقی و غیر اقناعی است ؛ به صورت منطقی نمی تواند افکار عمومی را قانع و راضی کند . متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/آموزش-تطبیقی/item/27041-/هوم-اسکول-ها-نوعی-واکنش-مدنی-و-طبیعی-به-ناکارآمدی-و-بحران-در-آموزش-رسمی-است https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
3 679
15
در سیزدهمین نشست تخصصی فراکسیون اصلاح‌طلبان خانه احزاب استان البرز مطرح شد ؛ آقاپور مشاور اقتصادی رییس‌جمهور : بازسازی امید، اعتماد و همدلی مهم‌ترین مأموریت دولت در شرایط کنونی است گزارشگر : رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم * در ادامه، دکتر معصومه آقاپور با گرامی داشت یاد و خاطره شهدای جنگ و قدردانی از مردم استان البرز برای همراهی و میزبانی شایسته در آیین‌های بزرگداشت شهدا، اظهار کرد: «کشور در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد و اقتصاد، علاوه بر خسارت‌های ناشی از جنگ، با کاهش اعتماد عمومی و افت امنیت سرمایه‌گذاری مواجه شده است. از این‌رو، بازسازی امید، اعتماد و همدلی، مهم‌ترین مأموریت دولت در شرایط کنونی است.» وی با تأکید بر اینکه رونق اقتصادی بدون اعتماد مردم امکان‌پذیر نیست، افزود: «به حرکت درآمدن موتور اقتصاد کشور مستلزم ایجاد ثبات، امنیت و فضای پیش‌بینی‌ پذیر برای سرمایه‌گذاری است و مهار بی‌ثباتی، نخستین اولویت دولت و حاکمیت به شمار می‌رود.» مشاور اقتصادی رییس‌جمهور، کاهش مداخلات دست‌وپاگیر، توانمندسازی بخش خصوصی، اصلاح حکمرانی اقتصادی، شفاف‌سازی مقررات و بهبود محیط کسب‌وکار را مهم‌ترین محورهای برنامه اقتصادی دولت در دوران پساجنگ عنوان کرد و گفت: «اقتصاد ایران برای عبور از شرایط موجود، بیش از هر چیز به مشارکت بخش خصوصی و تصمیم‌گیری‌های کارشناسانه نیاز دارد.» متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27040-/آقاپور-مشاور-اقتصادی-رییس‌جمهور-بازسازی-امید،-اعتماد-و-همدلی-مهم‌ترین-مأموریت-دولت-در-شرایط-کنونی-است https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
468
16
« زندگی سراسر رنج است و تلاش انسان باید متمرکز بر این باشد که دلیلی برای این رنج هایش پیدا کند و چون این دلیل را یافت همین می شود معنای زندگی اش و می تواند امید رفته را به جوی باز گرداند » دو جنگ دو واکنش ؛ مقایسۀ صوفی گری با اگزیستانسیالیسم، در این شرایط چگونه زندگی کنیم؟ دکتر قربان کیانی *  با وجودی که می دانیم صلح و انسان دوستی یک عمل اخلاقی شمرده شده است، پس چرا در گسترۀ تاریخ  این همه شاهد جنگ و خونریزی و جنایت هستیم؟ یکی از سهمگین ترین جنایت هایی که بشریت تجربه کرده است حملۀ مغولان به ایران بود. آنها همه چیزمان را نابود کردند، کشتار و جنایاتی که بعید است از حافظۀ تاریخی مردم ایران سرزمین پاک شود. راستی چرا مغول ها به این شیوه به کشتار، تجاوز و جنایات سبعانه گرایش داشتند؟ آیا به دلیل خوی وحشی گری شان بود و در محیط بیابان و هم نشینی به حیوانات وحشی چنین خلق و خویی یافته بودند و تربیت اجتماعی و محیط جغرافی شان آنها را به مردمانی ددگونه مبدل کرده بود، یا آنها می خواستند به وسیلۀ جنایات وحشیانه رعب و وحشت را در دل مردم سایر شهرها و سرزمین ها بیافکنند و روحیه مقاومت شان را در هم ریزند؟ در پاسخ می توان گفت که خشونت می تواند دلایلی متعدد داشته باشد و متغیری چند عاملی است ولی عواملش هر چه باشد نتایجش بسیار وحشت انگیز است.  ما به جای اینکه درصدد نقل تاریخ حملۀ مغول به ایران باشیم بیشتر در پی اثرات این حمله بر روح و روان مردم این سامان هستیم. شاید نخستین اثر حملۀ ویرانگر مغول شیوع ترس و اضطرابی بنیان کن است. ما حتی در زمان فعلی وقتی روایت حملۀ آنها را می خوانیم دچار اضطراب می شویم، شما ببینید که مردم در آن زمان وقتی خود آن حمله را شاهد بوده اند چه کشیده اند؟ احساس ناامنی و بی اعتمادی به همسایگان و سایر ملل دیگر اثری است که از حملۀ مغولان به یادگار مانده است بی دلیل نیست که ما به دیگر ملت ها اعتماد نداریم و آنها را دشمن خود می دانیم و همواره می خواهیم سر به تن شان نباشد چون اغلب مورد حملۀ یکی از آنها قرار گرفته ایم و آسیب دیده ایم ؛ روان جمعی ما زخمی است، ناهشیار جمعی ما جراحت برداشته، زخمی از چکاچک شمشیرها و هجوم ممتد تیرها و نیزه ها، در سال های اخیر نیز گلوله ها، بمب ها و موشک ها، چگونه می توانیم به دیگران اعتماد کنیم و با آنها احساس همدلی نماییم وقتی که جز یورش بنیان کن از آنها ندیده ام و خاطرمان از جنایات آنها پر تشویش است؟  در آن هنگام از هجمه های بی امان مغولان بسیاری از مردم دچار افسردگی شدند. آنها دل از دنیا بریدند و نا امید و مایوس به کنج عزلت و تنهایی خود خزیدند، به روزی افتادند که مرگ را آرزو می کردند، حتی در برابر تیغ تیز جلادان مغول تسلیم شدند و روحیه مقابله جویی و مقاومت خود را از دست دادند. دیگر برایشان یار و دیار اهمیتی نداشت ؛ هر کسی به دنبال حفظ جان خویش بود، کسی که حتی جان خودش نیز برایش از ارزش افتاده بود چگونه می توانست به فکر حفظ جان دیگری باشد؟ مردم گرایش به جبر پیدا کردند، گمان بردند که این بلا در سرنوشت و تقدیرشان مقدر شده است، گاهی آن را نتیجۀ گناهان خود می شمردند و خود را شایستۀ این عقوبت الهی می دیدند. آنها دیگر از دنیا بریدند و با این گسیختگی دچار حالت وانهادگی شدند، یعنی مثل گله ای که چوپان ندارد و بی سرپرست است، نمی داند چه کند و کجا برود؟ به گفتۀ حافظ در دایرۀ قسمت مبدل به نقطۀ تسلیم شده بودند و در مقابل هر حکمی سر خم می کردند. این چنین شرایط ناگواری گاه موجب می شد از لحاظ اخلاقی نیز دچار انحطاط شوند، به طوری که روسپیگری رواج یافته بود.  مردمی که تا دیروز عزت و احترام داشتند، حالا مورد تجاوز مغولان قرار گرفته بودند و نه تنها جان و مالشان بلکه عزت نفس شان نیز زیر سم اسبان مغول لگدکوب شده بود و  با این زبونی بیمارگون دیگر برایشان مهم نبود که برای کسب لقمه ای نان چه می کنند. به همین دلیل زن بارگی، غلام بارگی، مرد بارگی و اعتیاد به شراب و مواد مخدر در بین عده ای شیوع یافته بود. شاید « روایت سر به داران » تضادی با این مطالب داشته باشد. زمانی که عمال مغول به خانه ای در روستای باشتین سبزوار رفتند . ابتدا طعام طلب کردند، فراهم شد، سپس شراب خواستند، با اکراه تهیه گردید و آن گاه برای اینکه عیش شان ناتمام نماند زنان و دخترانشان را برای مجامعت طلب کردند. دیگر کاسۀ صبرشان لبریز شد و گردن مغولان را زدند و شعار دادند سر به دار می دهیم ولی تن به ذلت نه. اما این قضیه در مورد همۀ مردم صدق نمی کرد .... متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/27036-/دو-جنگ-دو-واکنش-؛-مقایسۀ-صوفی-گری-با-اگزیستانسیالیسم،-در-این-شرایط-چگونه-زندگی-کنیم؟ https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
319
17
گزارش نشست هم‌اندیشی با دکتر مریم اسماعیلی‌فر، مدیرکل سیاسی استانداری البرز ؛ " امنیت و آرامش جامعه حاصل همراهی، اعتماد و مسئولیت‌پذیری همه اقشار است" علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27035-/امنیت-و-آرامش-جامعه-حاصل-همراهی،-اعتماد-و-مسئولیت‌پذیری-همه-اقشار-است https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
336
18
« پروژه آینده‌نگری نشان داد توسعه اقتصادی به تنهایی کافی نیست » معرفی کتاب : صدایی که شنیده نشد : نگرش های اجتماعی - فرهنگی و توسعه نامتوازن در ایران صدای معلم معرفی می کند ؛ * در سال ۱۳۵۳، ۴ سال پیش از انقلاب ۵۷ ، پروژه‌ای بی‌سابقه در ایران کلید خورد: «طرح آینده‌ نگری» با هدف شناخت افکار عمومی نگرش ها و ارزشهای مردم ایران به اجرا درآمد. مجریان طرح دو نفر از جامعه‌شناسان برجسته کشور: آقایان دکتر مجید تهرانیان دانش آموخته دانشگاه هاروارد و دکتر علی اسدی از سوربن پاریس بودند. اجرای طرح با همکاری مرکز تحقیقات و توسعه رادیو و تلویزیون ملی ایران بود.که دو سال به طول انجامید. ‌‏رضا قطبی، مدیر وقت رادیو و تلویزیون، پس از شنیدن ایده از دکتر تهرانیان، با این طرح ملی «آینده‌نگری» موافقت کرد. طرح، شامل نظرسنجی ملی، مصاحبه‌های عمقی و تجزیه تحلیل داده‌ها با همکاری گروهی از محققان جامعه شناسی در مرکز ملی مطالعات علمی (CNRS) فرانسه بود. ‏پروژه در ۲۳ شهر و ۵۲ روستا، با جامعه آماری گسترده‌ای انجام شد: ۶۰۰۰ نفر از مخاطبان بالقوه رسانه، ۸۰۰ چهره فرهنگی و سیاسی، ۳۰۰۰ کارمند رادیو تلویزیون، انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط مین کامپیوترهای CNRS در فرانسه انجام و نتایج به ایران بازگشت. ‏نتایج، حیرت‌انگیز بود. تضادی آشکار میان افکار عمومی و تصویری که حکومت شاه از جامعه داشت به چشم می خورد. * مردم، درگیر شکاف فرهنگی، فقر آموزشی، نارضایتی سیاسی و گرایش روز افزون به مذهب بودند. ‏در همان سال‌ها، محمدرضا پهلوی از رشد اقتصادی و آینده درخشان ایران و دروازه تمدن سخن می‌گفت. اما پروژه آینده‌نگری نشان داد توسعه اقتصادی به تنهایی کافی نیست. جامعه، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، آمادگی این تغییرات سریع را نداشت. * دکتر علی اسدی می نویسد: حتی روشنفکران با پخش برنامه آموزشی «باله» ارتباط نمی‌گرفتند. درحالی‌که بیش از ۲۳٪ مردم سینما را حرام می‌دانستند. ‏آمار تکان‌ دهنده بود:  ۴۲٪ حتی هفته‌ای یک‌بار هم حمام نمی‌رفتند،  تنها ۹٪ مردم مرتب کتاب می‌خواندند و ۳۲٪ می‌گفتند حتی یک جلد کتاب هم در خانه ندارند. جامعه، از نظر سواد رسانه‌ای و فرهنگی، در نقطه بحرانی بود. * پرویز نیکخواه، از مدیران رادیو تلویزیون، گفت: «در جوامع مدرن، با شتاب گرفتن برنامه توسعه، از تعداد طلاب کم می‌شود. اما در ایران برعکس است.» او و هرمز مهرداد نسبت به رشد گرایش‌های مذهبی و بی‌اعتمادی عمومی به نظام هشدار دادند. ‏در پروژه آینده‌نگری مشخص شد فقط ۳۰٪ مردم در انتخابات مجلس و ۲۳٪ در انتخابات محلی شرکت کرده بودند. ۷۷٪ پاسخ‌دهندگان اصلاً نمی‌دانستند مشکل مملکت چیست. مردم، به‌شدت از سیاست بیگانه شده بودند. * حدود ۹۰٪ دانشجویان، سیاستمداران را ناصالح می‌دانستند. ۵۰٪ آن‌ها، بزرگ‌ترین مشکل کشور را نابرابری، فساد و بی‌عدالتی می‌دانستند. اما سیستم سیاسی گوش نمی‌داد. حتی هشدارهای درون حکومتی را هم نادیده گرفت. * کنستانتین مژلومیان؛ اقتصاد دان و معاون ارمنی‌تبار سازمان برنامه و بودجه، در جلسه‌ای با حضور شاه فریاد زد: «با این کارها انقلاب می‌شود. این پول‌ها پا در می‌آورند و به خیابان می‌آیند.» شاه پاسخ داد: «در سازمان تو را گل می‌گیرم!» و این کار را کرد. ‏تهرانیان و اسدی هشدار دادند: «ما گرفتار توسعه‌ی نامتوازن‌ایم.» * در سال‌های ۵۳-۵۴ جامعه‌ای شکل گرفته بود که هم رفاه اقتصادی و پیشرفت می‌خواست، هم دل در گرو سنت داشت، هم از سیاست فاصله گرفته بود، هم به مذهب پناه برده بود، و هم فاقد نهادهای مدنی، احزاب برای مشارکت سیاسی بود. نتیجه آن در گرفتن انقلابی تمام عیار برای دگرگونی ساختارهای فرهنگی ؛ اقتصادی و سیاسی شد. متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/معرفی-کتاب/item/27032-/معرفی-کتاب-صدایی-که-شنیده-نشد-نگرش-های-اجتماعی-فرهنگی-و-توسعه-نامتوازن-در-ایران https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
196
19
« بحران مدرسه از جمله مشروعیت آموزشی و تفاوت آموزه‌های رسمی و مطالبات خانواده ها و شکل گیری یک میدان از مجادله بر سر مدرسه ، موجبات شکل گیری مدارس غیررسمی شده است » " هوم اسکول ها " ؛ نمایی از بحران مدرسه سیدهادی عظیمی/ عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران * « هوم اسکول » یا آموزش خانگی به فرآیند آموزش کودکان در محیط خانه و محیط های خانگی خاص به جای مدارس رسمی اشاره دارد. این روش آموزشی در سال‌های اخیر، توجه بسیاری از والدین را به خود جلب کرده است. * در حال حاضر مدارس غیردولتی از ارکان نظام تعلیم و تربیت کشور محسوب می‌شوند. با وجود این گونه مدارس ، تاسیس و فعالیت « هوم‌ اسکول‌ها » و گسترش فعالیت آن‌ها در طول سال‌های اخیر نشانگر وجود نیازی است که در جامعه احساس می‌شود.  برخورد با « هوم‌ اسکول‌ها »، بدون توجه به زمینه‌های شکل‌گیری و رشد آن‌ها به نتیجه‌ای نخواهد رسید. در حال حاضر ، « هوم‌اسکول » پدیده‌ای واقعی ولی در مناطق محدود و برخوردار محسوب می‌شوند. مدارس یاد شده برای افرادی است که نوع آموزش مدارس ایران را نمی‌پسندند و به دنبال برخورداری از آموزش بر اساس نظام تعلیم و تربیت کشورهای دیگر هستند.  اگر مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی نتواند پوشش مناسبی برای همه افکار و نحله‌های مختلف در جامعه باشد به صورت طبیعی میدان‌های جدیدی خارج آموزش و پرورش شکل می‌گیرند که سعی خواهند کرد جایگزین مدرسه شوند . * همواره از بحران‌های کیفیت و عدالت آموزشی به عنوان اصلی بحران‌های آموزش و پرورش نامبرده می‌شود . حال آن که بحران سومی در کنار دو بحران مذکور وجود دارد که پایه‌های مدرسه و آموزش و پرورش رسمی را سست می‌کند و زمینه شکل‌گیری پدیده‌ای همچون هوم اسکول‌ها را فراهم می‌سازد. بحران سوم ، بحران مشروعیت آموزشی است .مشروعیت آموزشی به میزان هم گرایی خانواده و دانش‌آموز و سیاست‌های رسمی و محتواهای آموزشی و تربیتی و برنامه‌های مدرسه و پذیرش آموزه‌های رسمی از طرف دانش‌آموزان اطلاق می‌شود . هرچه هم گرایی فوق بیشتر باشد، مشروعیت نظام تعلیم و تربیت بیشتر می‌شود و هر چقدر که این هم گرایی به گسست تبدیل شود، مسئله‌ها و بحران‌های جدید به وجود می‌آید. * یکی از اصلی‌ترین وظایف وزارت آموزش و پرورش ایجاد انسجام ملی از طریق آموزش‌های رسمی است . زیر سوال رفتن آموزش‌های رسمی و مشروعیت آموزشی ، موجودیت جامعه را تهدید خواهد کرد . * بحران مشروعیت نظام آموزش و پرورش کوه یخی است که نشانه‌های آن را از بین پاسخ‌های پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان می توان یافت . فاصله بین آموزه‌های مدرسه و خانواده را باید یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری « هوم‌ اسکول‌ها » دانست و افرایش این فاصله می‌تواند به رونق  مدارس فوق بینجامد . * از سوی دیگر می توان مواردی مانند « هوم‌ اسکول‌ها » را به مثابه نوعی جدال فرهنگی در نظر گرفت . پیر بوردیو ، جامعه شناس فرانسوی معتقد بود که « حوزه‌های گوناگون و متفاوت زندگی ، هنر، علم ،دین ، اقتصاد ، سیاست و نظایر آن ، مدل ‌های کوچک متمایزی  از قاعده‌ها، مقررات و اشکال قدرت را شکل می‌دهد که میدان نام دارد» . ( متفکران بزرگ جامعه‌شناسی ، راب استونز، ترجمه مهرداد میردامادی، نشر مرکز، ج هفتم،1390،ص336) . بوردیو  میدان را همچون کارزاری می دانست که در آن شالوده‌های هویت و نظام سلسله مراتبی پیوسته و به طور لاینقطع محل بحث و جدل قرار می‌گیرد. نظام مدرسه به عنوان یک نظم مسلط اجتماعی به دلایل مختلفی با معضل رو به رو شده است و برخی هویت های موجود در جامعه مدرسه موجود را چندان مطلوب نمی ‌دانند. نتیجه این برخورد در میدان آموزش و پرورش نتایجی متفاوتی دارد که از جمله آن‌ها شکل‌گیری مواردی مانند « هوم اسکول» است . این جدال هویتی تا زمانی که در سیاست‌گذاری‌ها به رسمیت شناخته نشوند و به عنوان یکی از مهم‌ترین موانع سیاست‌گذاری‌ها به حساب نیایند، امیدی به حل موضوعات فوق الذکر نخواهد بود. متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27033-/هوم-اسکول-ها-؛-نمایی-از-بحران-مدرسه https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
879
20
« پروژه آینده‌نگری نشان داد توسعه اقتصادی به تنهایی کافی نیست » معرفی کتاب : صدایی که شنیده نشد : نگرش های اجتماعی - فرهنگی و توسعه نامتوازن در ایران صدای معلم معرفی می کند ؛ * در سال ۱۳۵۳، ۴ سال پیش از انقلاب ۵۷ ، پروژه‌ای بی‌سابقه در ایران کلید خورد: «طرح آینده‌ نگری» با هدف شناخت افکار عمومی نگرش ها و ارزشهای مردم ایران به اجرا درآمد. مجریان طرح دو نفر از جامعه‌شناسان برجسته کشور: آقایان دکتر مجید تهرانیان دانش آموخته دانشگاه هاروارد و دکتر علی اسدی از سوربن پاریس بودند. اجرای طرح با همکاری مرکز تحقیقات و توسعه رادیو و تلویزیون ملی ایران بود.که دو سال به طول انجامید. ‌‏رضا قطبی، مدیر وقت رادیو و تلویزیون، پس از شنیدن ایده از دکتر تهرانیان، با این طرح ملی «آینده‌نگری» موافقت کرد. طرح، شامل نظرسنجی ملی، مصاحبه‌های عمقی و تجزیه تحلیل داده‌ها با همکاری گروهی از محققان جامعه شناسی در مرکز ملی مطالعات علمی (CNRS) فرانسه بود. ‏پروژه در ۲۳ شهر و ۵۲ روستا، با جامعه آماری گسترده‌ای انجام شد: ۶۰۰۰ نفر از مخاطبان بالقوه رسانه، ۸۰۰ چهره فرهنگی و سیاسی، ۳۰۰۰ کارمند رادیو تلویزیون، انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها توسط مین کامپیوترهای CNRS در فرانسه انجام و نتایج به ایران بازگشت. ‏نتایج، حیرت‌انگیز بود. تضادی آشکار میان افکار عمومی و تصویری که حکومت شاه از جامعه داشت به چشم می خورد. * مردم، درگیر شکاف فرهنگی، فقر آموزشی، نارضایتی سیاسی و گرایش روز افزون به مذهب بودند. ‏در همان سال‌ها، محمدرضا پهلوی از رشد اقتصادی و آینده درخشان ایران و دروازه تمدن سخن می‌گفت. اما پروژه آینده‌نگری نشان داد توسعه اقتصادی به تنهایی کافی نیست. جامعه، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، آمادگی این تغییرات سریع را نداشت. * دکتر علی اسدی می نویسد: حتی روشنفکران با پخش برنامه آموزشی «باله» ارتباط نمی‌گرفتند. درحالی‌که بیش از ۲۳٪ مردم سینما را حرام می‌دانستند. ‏آمار تکان‌ دهنده بود:  ۴۲٪ حتی هفته‌ای یک‌بار هم حمام نمی‌رفتند،  تنها ۹٪ مردم مرتب کتاب می‌خواندند و ۳۲٪ می‌گفتند حتی یک جلد کتاب هم در خانه ندارند. جامعه، از نظر سواد رسانه‌ای و فرهنگی، در نقطه بحرانی بود. * پرویز نیکخواه، از مدیران رادیو تلویزیون، گفت: «در جوامع مدرن، با شتاب گرفتن برنامه توسعه، از تعداد طلاب کم می‌شود. اما در ایران برعکس است.» او و هرمز مهرداد نسبت به رشد گرایش‌های مذهبی و بی‌اعتمادی عمومی به نظام هشدار دادند. ‏در پروژه آینده‌نگری مشخص شد فقط ۳۰٪ مردم در انتخابات مجلس و ۲۳٪ در انتخابات محلی شرکت کرده بودند. ۷۷٪ پاسخ‌دهندگان اصلاً نمی‌دانستند مشکل مملکت چیست. مردم، به‌شدت از سیاست بیگانه شده بودند. * حدود ۹۰٪ دانشجویان، سیاستمداران را ناصالح می‌دانستند. ۵۰٪ آن‌ها، بزرگ‌ترین مشکل کشور را نابرابری، فساد و بی‌عدالتی می‌دانستند. اما سیستم سیاسی گوش نمی‌داد. حتی هشدارهای درون حکومتی را هم نادیده گرفت. * کنستانتین مژلومیان؛ اقتصاد دان و معاون ارمنی‌تبار سازمان برنامه و بودجه، در جلسه‌ای با حضور شاه فریاد زد: «با این کارها انقلاب می‌شود. این پول‌ها پا در می‌آورند و به خیابان می‌آیند.» شاه پاسخ داد: «در سازمان تو را گل می‌گیرم!» و این کار را کرد. ‏تهرانیان و اسدی هشدار دادند: «ما گرفتار توسعه‌ی نامتوازن‌ایم.» * در سال‌های ۵۳-۵۴ جامعه‌ای شکل گرفته بود که هم رفاه اقتصادی و پیشرفت می‌خواست، هم دل در گرو سنت داشت، هم از سیاست فاصله گرفته بود، هم به مذهب پناه برده بود، و هم فاقد نهادهای مدنی، احزاب برای مشارکت سیاسی بود. نتیجه آن در گرفتن انقلابی تمام عیار برای دگرگونی ساختارهای فرهنگی ؛ اقتصادی و سیاسی شد. متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید : https://sedayemoallem.ir/معرفی-کتاب/item/27032-/معرفی-کتاب-صدایی-که-شنیده-نشد-نگرش-های-اجتماعی-فرهنگی-و-توسعه-نامتوازن-در-ایران https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
191