صدای معلم
Открыть в Telegram
صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com
Больше3 674
Подписчики
-324 часа
-77 дней
-530 день
Загрузка данных...
Похожие каналы
Облако тегов
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
август '26
август '26
+1
в 0 каналах
июль '26
+51
в 5 каналах
Get PRO
июнь '26
+55
в 3 каналах
Get PRO
май '26
+25
в 0 каналах
Get PRO
апрель '260
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+35
в 3 каналах
Get PRO
январь '26
+15
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '25
+40
в 5 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+63
в 8 каналах
Get PRO
октябрь '25
+45
в 7 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+49
в 6 каналах
Get PRO
август '25
+89
в 10 каналах
Get PRO
июль '25
+55
в 8 каналах
Get PRO
июнь '25
+29
в 2 каналах
Get PRO
май '25
+54
в 6 каналах
Get PRO
апрель '25
+42
в 6 каналах
Get PRO
март '25
+71
в 10 каналах
Get PRO
февраль '25
+78
в 9 каналах
Get PRO
январь '25
+89
в 7 каналах
Get PRO
декабрь '24
+87
в 9 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+59
в 5 каналах
Get PRO
октябрь '24
+68
в 12 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+75
в 8 каналах
Get PRO
август '24
+211
в 10 каналах
Get PRO
июль '24
+233
в 14 каналах
Get PRO
июнь '24
+75
в 9 каналах
Get PRO
май '24
+74
в 7 каналах
Get PRO
апрель '24
+104
в 12 каналах
Get PRO
март '24
+107
в 18 каналах
Get PRO
февраль '24
+86
в 10 каналах
Get PRO
январь '24
+82
в 13 каналах
Get PRO
декабрь '23
+72
в 8 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+80
в 7 каналах
Get PRO
октябрь '23
+121
в 10 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+115
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+48
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+63
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+66
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+47
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+46
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+91
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+50
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+75
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+110
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+70
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+86
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+88
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+65
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+88
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+71
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+120
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+133
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+94
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+121
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+185
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+162
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+117
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+90
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+298
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+147
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+150
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+92
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+116
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+137
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+131
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+133
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+111
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+4 323
в 0 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 01 августа | +1 |
Посты канала
تأملی انتقادی بر مفهوم «منافع ملی» در اندیشه سیاسی معاصر ؛
ایرانگرایی و مسئله انحصار در تعریف ملت
رضا قاسمپور/ روزنامهنگار و پژوهشگر فرهنگی - عضو تحریریه صدای معلم
* ایران، بیش از آن که یک مفهوم سیاسی باشد، یک تجربه تاریخی و تمدنی است؛ سرزمینی که در طول هزاران سال، از تعامل فرهنگها، زبانها، اندیشهها و سنتهای گوناگون شکل گرفته است. از همین رو، هر سخنی درباره ایران، هویت ایرانی و منافع ملی، ناگزیر باید با حساسیت نظری و تاریخی همراه باشد؛ زیرا این مفاهیم نه متعلق به یک جریان سیاسی خاص، بلکه میراث مشترک همه شهروندان ایراناند.
در سالهای اخیر، مفهوم «ایرانگرایی» بیش از گذشته وارد ادبیات سیاسی و فرهنگی شده است. این مفهوم، در ذات خود میتواند حامل ارزشهایی مهم مانند توجه به منافع ملی، استقلال، توسعه، حفظ میراث فرهنگی و تقویت همبستگی اجتماعی باشد.
هیچ جامعهای بدون احساس تعلق تاریخی و فرهنگی نمیتواند مسیر توسعه پایدار را طی کند. اما در کنار این وجه مثبت، یک پرسش بنیادین نیز مطرح است:
چه کسی حق دارد ایران و منافع ملی را تعریف کند؟
* یکی از چالشهای مهم در برخی قرائتهای جدید از ایرانگرایی، تبدیل یک مفهوم فراگیر به چارچوبی محدود و انحصاری است. هنگامی که گفته میشود تنها یک جریان خاص مدافع واقعی ایران است و دیگر دیدگاهها به دلیل تفاوت در سیاست خارجی، اقتصاد یا نگاه فرهنگی از دایره منافع ملی فاصله دارند، در واقع مفهوم «ایران» از یک هویت مشترک به ابزاری برای مرزبندی سیاسی تبدیل میشود.در حالی که در یک جامعه متکثر، اختلاف نظر درباره بهترین راه حفظ منافع ملی امری طبیعی است.
ممکن است گروهی بر استقلال اقتصادی تأکید کند، گروهی دیگر بر تعامل جهانی، گروهی بر عدالت اجتماعی و گروهی بر توسعه فرهنگی. این تفاوت دیدگاهها، نشانه فقدان وطندوستی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند طبیعی سیاست در جوامع پیچیده است.
همچنین مفهوم «منافع ملی» خود مفهومی مورد مناقشه در علوم سیاسی است. منافع ملی صرفاً به معنای قدرت سیاسی یا استقلال در برابر بیگانگان نیست؛ بلکه میتواند شامل رفاه عمومی، آزادیهای مدنی، عدالت، امنیت انسانی، توسعه اقتصادی و کیفیت حکمرانی نیز باشد. به همین دلیل، هیچ قرائتی نمیتواند ادعا کند که تعریف آن از منافع ملی تنها تعریف معتبر و نهایی است.
* از سوی دیگر، باید میان «میهندوستی» و «ناسیونالیسم انحصارطلب» تفاوت گذاشت. میهندوستی یعنی احساس مسئولیت نسبت به سرزمین، تاریخ و آینده مشترک. اما هنگامی که وطندوستی به ابزاری برای تعیین اینکه چه کسی «ایرانیتر» از دیگری است تبدیل شود، از مسیر خود فاصله میگیرد.
تاریخ قرن بیستم نشان داده است که خطرناکترین شکلهای ملیگرایی، نه از نفی وطن، بلکه از ادعای مالکیت انحصاری بر آن آغاز شدهاند.
ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک گفتوگوی ملی فراگیر نیاز دارد؛ گفتوگویی که در آن، همه نیروهای اجتماعی و سیاسی خود را بخشی از سرنوشت مشترک کشور بدانند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27077-/ایرانگرایی-و-مسئله-انحصار-در-تعریف-ملت
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
| 2 | 61 بار کلیک ⬅️ ۱/۲۵
برگه های امتحانات نهایی دانش آموزان خبر می دهد از سرّ درون !
الهه ترک / معلم
* عنوان عجیبی دارد نوشته ام ؛ اما عجیب تر محتوای آن است !
اوراق آزمون نهایی پروسه خاصی است که سلامت آزمون و تصحیح اوراق تا حدود بسیار بالایی تضمین شده است و واقعیت نظام آموزشی را در لا به لای این برگه ها می توان یافت .
برای هر برگه ۶۱ بار روی موس کلیک کردم ؛ از بین ۵۰ برگه اول به جز تعداد برگه هایی که به انگشتان دستم نرسید نمراتی بهتر بگویم وحشتناک دیدم !
وارد جزییات نمی شوم .
* فقط بگویم شندرغازی حق الزحمه و استفاده از لپ تاپ شخصی و مشکلات ستون فقرات و سرعت نت و باگ سامانه و موارد دیگر پشت صحنه این داستان شوم آموزش و پرورش است ، سیستم فشلی که گویا نه در دارد و نه پیکر !
* در هر مشکلی نخستین گام ، پذیرش عمق مشکل و داشتن اراده جمعی و بهره گیری از خرد جمعی برای حل آن است .
آیا وقت آن نرسیده است که متولیان نظام آموزشی سناریوهای شکست خورده آموزش های غلط را کنار زده و به جای لاپوشانی عجز و ناتوانی خود به فکر چاره ای باشند تا به جای دیدن تابلوهای غم انگیز « تحصیل بهتر در ترکیه » در سطح معابر ، برای اعتلای سطح آموزش کشوری که فرهنگ و تمدن هزاران ساله دارد دستی بر چرخه معیوب آموزشی زنند و با تقویت تفکر انتقادی و عاری از نگاه های سیاسی و حزبی به فکر چاره ای برای این ویرانی باشند؟
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/27076-/برگه-های-امتحانات-نهایی-دانش-آموزان-خبر-می-دهد-از-سرّ-درون
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 117 |
| 3 | « طلاق دیگر یک مسئله شخصی نیست؛ یک بحران اجتماعی است »
زنگ خطر برای خانواده ایرانی : وقتی طلاق از ازدواج پیشی میگیرد .... سکوت جایز نیست!
علی دلیری زنجانی/ مسئول کانون حامیان حقوق شهروندی
* اگر آمارهای منتشرشده درباره ششماهه نخست سال ۱۴۰۴ صحیح باشد، استان البرز با ۵۵ درصد، تهران با ۵۲.۵ درصد و مازندران با حدود ۵۰ درصد در صدر نسبت طلاق به ازدواج قرار گرفتهاند؛ آماری که اگر تأیید شود، باید آن را هشداری جدی برای آینده خانواده ایرانی دانست.
* امروز گرانی، بیکاری، مشکلات معیشتی، نبود امنیت شغلی، فشارهای اقتصادی، اعتیاد، کاهش آستانه تحمل، ضعف مهارتهای زندگی، استفاده نادرست از فضای مجازی، کمرنگ شدن گفتوگو میان زوجین و متأسفانه دخالتهای بیجای برخی از بزرگان خانوادهها از مهمترین عواملی هستند که بنیان خانواده را تهدید میکنند. بسیاری از اختلافاتی که میتوانند با گفتوگو و مشاوره حل شوند، به دلیل همین دخالتها به بحرانهای غیرقابل جبران تبدیل میشوند.
* واقعیت این است که خانواده، ستون اصلی امنیت اجتماعی است و هرچه این ستون سستتر شود، آسیبهایی مانند افزایش افسردگی، خشونتهای خانوادگی، اعتیاد، بزهکاری، کاهش نرخ فرزندآوری و کاهش امید به آینده نیز افزایش خواهد یافت.
* مسئولان باید با نگاهی فراتر از آمار، برای حفظ خانواده برنامهریزی کنند؛ از حمایت واقعی از زوجهای جوان، ایجاد اشتغال و مسکن، گسترش مشاورههای تخصصی رایگان، آموزش مهارتهای زندگی و فرهنگسازی برای احترام به حریم زندگی مشترک و جلوگیری از دخالتهای مخرب اطرافیان گرفته تا تقویت نهادهای حمایتی.
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27075-/زنگ-خطر-برای-خانواده-ایرانی-وقتی-طلاق-از-ازدواج-پیشی-میگیرد-سکوت-جایز-نیست
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 117 |
| 4 | من هستم و کارکردی فراتر از یک « مترسک مزرعه » دارم
نوید زیادخان قره داغی ، پلیس و اقتداری که دیگر نیست ؟!
علی پورسلیمان/ روزنامه نگار و مدیر صدای معلم
« هرگز تماشاگر بی عدالتی و
حماقت نباش،
مرگ فرصت فراوانی برای سکوت
به تو خواهد داد » .
کریستوفر هیچنز
* در روزهای گذشته ماجرای « نوید زیادخان قره داغی با نام مستعار(سیا) » مورد توجه بخش زیادی از افکار عمومی قرار گرفته و حتی در رسانه های برون مرزی هم انعکاس داشت .
* « مرکز اطلاعرسانی پلیس تهران بزرگ با تأکید بر برخورد قاطع و قانونی با اراذل و اوباش اعلام کرد، پلیس با هرگونه قدرتنمایی، ایجاد رعب و وحشت و تعرض به امنیت و آرامش شهروندان، با اقتدار و در چارچوب قانون برخورد خواهد کرد » .
* ویدئوهایی که از این فرد در فضای مجازی منتشر شده سراسر نشان از خشونت های کلامی و غیرکلامی است هر چند باید گفت که در جامعه ایران و به ویژه فضای مجازی ، این وضعیت با توجه به قرینه ی تاریخی که می توان برای آن در نظر گرفت به یک وضعیت کاملا عادی و روزمره تبدیل شده است .
کافی است در خیابان ها ، معابر عمومی و حتی در کلاس ها در دیالوگ های میان دانش آموزان سرک بکشید تا متوجه عمق این انحطاط اخلاقی شوید .
با توجه به آن که افراد در شبکه های اجتماعی در ایران بر خلاف کشورهای توسعه یافته بیشتر سعی می کند که با هویت غیرواقعی و یا مجعول حضور پیدا کنند ، محدودیت ها کم تر شده و به همان نسبت خشونت کلامی در فضایی که « مجازی » خوانده می شود رشد تصاعدی پبدا می کند .
* اما نکته و یا به عبارت بهتر ، مساله که شاید خیلی به آن نپرداخته اند نوع برخورد آقای نوید با ساز و کاری به نام « پلیس » است .
نوید زیادخان قره داغی در یک ویدئو به صراحت پلیس را خطاب قرار می دهد و با استفاده از الفاظ رکیک عنوان می کند که کاری از پلیس بر نمی آید ....
شاید اگر آقای نوید این چنین موجودیت پلیس را زیر سوال نبرده بود ؛ ممکن بود که چنین سرعت و یا قاطعیتی را در برخورد با او شاهد نباشیم .
در واقع ؛ این مساله یعنی ناسزا گفتن مستقیم به پلیس می تواند علامت پرسش بزرگی را در ماهیت و فلسفه وجودی و اقتدار قانونی این نهاد ضابط قانون برقرار سازد .
من در این جا این وضعیت را در « بی تفاوتی » پلیس و یا جدی نبودن « آن » در سایر موقعیت ها و شرایط برای شهروندان دیگر جست و جو می کنم .
* بر اساس تجارب زیسته در حرفه ی معلمی به مثالی در این مورد می پردازم .
بارها در کلاس درس و در مدرسه شاهد بوده ام که دانش آموزان یکدیگر را با الفاظ و عبارات ناشایست مورد خطاب قرار داده اند .
در مواجهه با این وضعیت ، برخی از معلمان به اصطلاح با سابقه توصیه می کردند که بهترین و عقلانی ترین نوع برخورد در این شرایط آن است که به آن اهمیت ندهید . و از کنار آن رد شوید .
توجیه آن ها هم این بود که حساس شدن و واکنش معلم به این نوع برخوردها موجب می شود که دانش آموزان دیگر تحریک شده و بخواهند از راه های دیگر کنترل کلاس را به دست بگیرند و اقتدار معلم را بشکنند .
* شاید ظاهر این توصیه منطقی و مصلحت آمیز به نظر برسد اما نکته ی مهم و راهبردی در این وضعیت آن است که نتیجه ی سکوت معلم و بی تفاوتی او به عنوان « مدیر کلاس » در برابر خطاها و تخلفات عمدی و آگاهانه ی دانش آموزان موجب عادی شدن یک ناهنجاری و یا تجاوز آشکار به حقوق شهروندی دیگران خواهد بود . و چه بسا وقتی شرایط به حد « غیر قابل تحمل » برسد حتی در صورت واکنش معلم ، مدیر کلاس بر اساس همان نرم های غلط برآمده ی ناشی از « سکوت » دیگر نتواند نظم و آرامش را در کلاس برقرار کند و کلاس به حد « نافرمانی عقل ستیز » برسد .
* این وضعیت می تواند در مورد « همه » افراد و نهادها ساری و جاری باشد .
* پلیس راهنمایی و و رانندگی که در گرمای تابستان درون اتومبیل خود نشسته و با کولر روشن و بی توجه به آن چه در پیرامون او می گذرد در حال وررفتن با گوشی موبایل خود است ؛ خیلی واضح و آشکار و روشن به دیگران و محیط اعلام می کند که من در عمل نیستم و یا کارکردی فراتر از یک « مترسک مزرعه » ندارم .
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27074-/نوید-زیادخان-قره-داغی-،-پلیس-و-اقتداری-که-دیگر-نیست-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 1 636 |
| 5 | ما در مدارس «زندگی» نمیآموزیم
مدرسه ؛ جایی برای " زندگی کردن " یا "روخوانی از روی کتاب " ؟
مهدی باقری
* سالهای سال از عمرمان را در نیمکت های مدرسه میگذرانیم، با این امید که پس از گرفتن مدرک ؛ انسانِ آگاه تر، توانمندتر و آماده تری برای مواجهه با دنیای واقعی باشیم.
* سیستم فعلی ما، به جای «آموزش و پرورش»، متاسفانه فقط و فقط روی «آموزش» (آن هم به محدود ترین معنای آن) تمرکز کرده و از واژهی «پرورش» و تربیتِ سبک زندگی، کاملاً غافل شده است.
ما در مدرسه یاد نمیگیریم که چگونه با استرسهای روزمره کنار بیاییم، چگونه ارتباط موثر برقرار کنیم، چگونه سواد مالی داشته باشیم، چگونه «نه» بگوییم، یا چگونه یک سبک زندگی سالم، متعادل و شاد برای خودمان بسازیم.
مهارتهای نرم و سبک زندگی، که دقیقاً همان چیزهایی هستند که در بزرگسالی به درد ما میخورند، در حاشیهی امنِ کتابهای درسی جا خوش کردهاند.
* اما دردناکتر از عدم آموزش سبک زندگی، کیفیتِ همان «آموزشِ» محدودی است که دریافت میکنیم.
بیایید صادق باشیم؛ بسیاری از کلاسهای درس ما به جای «یادگیری»، به «روخوانی» تبدیل شدهاند.
آیا واقعاً میتوان نام این فرآیند را آموزش گذاشت؟
* آموزش یعنی کشف کردن، یعنی پرسش گری، یعنی درگیر شدن با مفاهیم و پیدا کردن کاربردهای آن در زندگی واقعی. اما آنچه در بسیاری از مدارس ما میگذرد، تمرینِ «تکرار» و «روخوانیِ بیروح از روی متون خشک» است.
* دانش آموز یاد میگیرد که چگونه یک متن را بخواند تا نمرهی مستمر بگیرد، نه اینکه چگونه آن متن را درک کند و در زندگیاش به کار ببندد.
ما به جای پرورشِ ذهنهای پرسش گر، در حال تربیتِ بلندگو های تکرارکننده ی متنهای کتاب هستیم.
* خروجی این سیستم، متاسفانه نسلی است که شاید بتواند فرمول های پیچیده را روی کاغذ حل کند یا متنی را از رو بخواند، اما در مواجهه با بحرانهای واقعی زندگی، انتخاب مسیر شغلی، مدیریت روابط و ساختن یک سبک زندگی درست، درمانده و سردرگم است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/27073-/مدرسه-؛-جایی-برای-زندگی-کردن-یا-روخوانی-از-روی-کتاب-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 162 |
| 6 | « بی زحمت .... در مورد " اتاق دیوان محاسبات در " موسسه خصوصی صندوق ذخیره فرهنگیان " هم شفاف سازی کنید !
جناب رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش ... جناب " علی صادقی" برای چه رفت و چگونه برگشت ؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
* خبرگزاری ایلنا 21 تیر ماه 1405 خبری را با عنوان : « برکناری مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان » منتشر کرد . ( این جا )
بعدا این خبر از خروجی این « رسانه » بدون ارائه هیچ گونه توضیحی حذف شد .
در خبر آمده بود :
« در اقدامی از سوی وزیر آموزش و پرورش و با همکاری دیوان محاسبات کشور در جهت حمایت از حقوق فرهنگیان علی صادقی مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان برکنار شد .
طبق اطلاعات رسیده به دست ایلنا، وزیر آموزش و پرورش قصد دارد با همکاری نهادهای نظارتی و صیانتی اقدامات اصلاحی اثر بخشی را در این مجموعه اقتصادی به نفع فرهنگیان انجام دهد » .
* در مورد علت و یا دلایل این برکناری ؛ « جهان نیوز » نوشت : ( این جا )
« بر اساس اسناد منتشر شده، علی صادقی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان با حکم دیوان محاسبات به ۹ ماه انفصال از خدمات دولتی محکوم شد .
دیوان محاسبات کشور پس از بررسی پرونده تشکیل شده از سال ۱۴۰۴ تاکنون و احراز تخلفات مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان در عدم همکاری برای حساب رسی، صادقی را از داشتن هرگونه فعالیت در نهادهای دولتی و عمومی محروم کرد .
هیات رسیدگی به تخلفات دیوان محاسبات کشور به استناد مفاد دادخواست شهریور ماه ۱۴۰۴ مبنی بر عدم رعایت قوانین و مقررات مالی و همچنین عدم همکاری در ارئه مستندات مورد نیاز این دیوان حکم انفصال از خدمت علی صادقی را صادر کرده است .
در بخشی از این حکم آمده است: «دادستان محترم میتواند، طی دادخواست جداگانهای نسبت به معرفی وزیر آموزش و پرورش، معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش و سایر افراد ذی مدخل اقدام لازم معمول دارد » .
* « نقد آموز » به نقل از « برخی رسانه ها » آورده بود : ( این جا )
« بنا به منابع موثق، با رفتن علی صادقی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان، مسعود شکوهی سرپرست صندوق ذخیره فرهنگیان شد .
در بعضی از رسانه ها آمده است که علی صادقی بنا به حکم دیوان محاسبات علاوه بر عزل، به نه ماه انفصال از خدمات دولتی محکوم شده است.
احتمالاً این روایت اشتباه است.
اولا دیوان محاسبات نمی تواند در امورات یک موسسه خصوصی ورود کند. ثانیاً این دیوان حق صدور حکم را ندارد » .
* با وجود آن که این واژه ی « پاسخ گویی » دائما در این گونه نشست های رسمی تکرار می شوند اما مشخص نیست که چرا به آن عمل نمی شود ؟
سال هاست که « صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت های خود به ماهیت « خصوصی » موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با استناد به مواد و اصول قانونی و حقوقی تاکید می کند .
این « رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران » بارها اعلام کرده است : ( این جا )
« ماهیت صندوق ذخیره فرهنگیان غیر از خصوصی اعلام شود نه سهام مالکانه به اعضاء تعلق می گیرد و اعضای این صندوق صاحب اموال این شرکت هم نخواهند بود » .
اما موضع مسئولان وزارت آموزش و پرورش در این مورد صریح و شفاف نبوده و یا حداقل « حرف » با « عمل » مطابقت ندارد .
مسئولان در این مدت بیشتر به « کلی گویی » بسنده کرده و دائما از عبارات کلیشه ای و خسته کننده مانند « حمایت از حقوق فرهنگیان » و مانند آن استفاده می کنند .
* پرسش صریح « صدای معلم » از رییس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش که دیگران را به پاسخ گویی و شفافیت فرا می خواند آن است که توضیح دهد :
علی صادقی که در حاضر مدیر عامل این صندوق متعلق به فرهنگیان عضو است چرا برکنار شد و مهم تر از همه چگونه به سمت خود بازگشت ؟
اگر موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان « خصوصی » است و علی صادقی در دفاع از حقوق فرهنگیان عضو با دیوان محاسبات همکاری نکرده است ( اگر این روایت ها صحیح و یا نزدیک به واقعیت باشند ) ؛ چرا اتاقی مستقل و مجزا در طبقه چهارم این موسسه متعلق به معلمان به دیوان محاسبات اختصاص داده شده است .
* در بخش بعدی این گزارش به نقد سخنان و جایگاه مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش در موسسه « صندوق ذخیره فرهنگیان » خواهیم پرداخت .
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/27071-/جناب-رییس-مرکز-حراست-وزارت-آموزش-و-پرورش-جناب-علی-صادقی-برای-چه-رفت-و-چگونه-برگشت-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 2 599 |
| 7 | « رییس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی از کدام الگوی کارآمد در تربیت و آموزش سخن می گوید ؟ »
چرا مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) باید از شمول نظارت عمومی وزارت آموزش و پرورش مستثنی باشند ؟
صدای معلم گزارش می کند ؛
* « یکی از پرسش های خبرنگاران در زمینه نظارت بر شهریه های هنگفت و نجومی برخی مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) بود .
روستایی در پاسخ گفت که این بخش در حوزه ی اختیارات و رسیدگی اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش نیست و نظارت بر مدارس غیر دولتی طبق قانون مصوبه ی مجلس بر عهده ی « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی » است .
من دریافت کننده شکایت مردم هستم و انتقال دهنده آن ها که رسیدگی کنند .
در این هنگام ؛ « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » پیشنهاد داد که مجموعه ی ایشان طرحی را به شورای عالی آموزش و پرورش ببرد که نظارت این اداره کل جامع و کامل باشد و شامل همه بخش ها شود .
این قبیل چیزها در مدیریت علمی امروز جایگاهی ندارد و قرار نیست بخش های مختلف آموزش و پرورش مانند مجمع الجزایر پراکنده و مستقل از هم باشند .
روستایی قول داد که این پیشنهاد را پی گیری خواهد کرد » . ( این جا )
* بحث و البته چالش دامنه دار و بی پایان شهریه و نظارت بر آن سال هاست که در مورد مدارس غیرانتفاعی ( غیردولتی ) وجود داشته و نشست خبری نیست که برگزار شود و خبرنگاران در مورد آن پرسش های فراوان و متنوع مطرح نکنند بدون آن که در آخر جلسه رسانه ها در مورد این وضعیت « اقناع » شوند .
* اساسا پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش و آن جزیره مجزا و خودمختار « « شورای نظارت بر مدارس غیردولتی » آن است که چرا نظارت بر مدارس غیرانتفاعی باید از اختیارات و حوزه عمل « اداره ی کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش » جدا باشد ؟
* احیای اعتماد عمومی چیزی نیست که با برگزاری چند جلسه و سخنرانی حاصل شود . این مهم نیازمند مدیریت علمی ، منسجم و پاسخ گو دارد .
* درک صحیح افکار عمومی زمانی حاصل می شود که این مسئولان و مدیران فارغ از کلیشه های مرسوم مدیریتی و جزیره ای قادر باشند مساله را تعریف کرده و بفهمند .
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27070-/چرا-مدارس-غیرانتفاعی-غیردولتی-باید-از-شمول-نظارت-عمومی-وزارت-آموزش-و-پرورش-مستثنی-باشند-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 2 872 |
| 8 | « و این داستان همچنان ادامه دارد... »
اگر خانمحمدی رییس نوسازی مدارس در شرایط فعلی وزیر راه و شهرسازی بود .... ؟!
عباس مژده
* - روز اول پس از آسیبدیدگی: هیچ.
روز سوم: اولین مصاحبه؛ «میزان تخریبها در دست بررسی است.»
روز هفتم: سومین مصاحبه؛ « بهزودی نتایج بررسیهای کارشناسی اعلام و درباره نحوه اقدام تصمیمگیری خواهد شد.»
دو هفته بعد: دهمین مصاحبه؛ «کارشناسان همچنان در حال بررسی ابعاد مختلف خسارتها هستند.»
بیست روز بعد: دوازدهمین مصاحبه؛ « در نشست با مقامات محلی، تصمیمات مهم و راهبردی اتخاذ شد.»
یک ماه بعد: برگزاری موکب برای مسافران گرفتار پشت پلهای تخریبشده!
چهلمین روز: همایش مدیران با حضور وزیر و سخنرانی درباره «مدیریت بحران در شرایط جنگی.»
دو ماه بعد: امضای تفاهمنامه با دانشگاهها برای تدوین راهبردهای بازسازی خطوط ریلی.
سه ماه بعد: برپایی موکب برای خدمترسانی به مسافرانِ عازم به زیارت اربعین و همچنان پشت پلمانده!
شش ماه بعد: با حضور وزیر، گروههای جهادی و مردمی همراه با بیل و کلنگ، عملیات آواربرداری آغاز میشود.
هشت ماه بعد: بارندگی شدید، باقیمانده پل را فرو میریزد و طبیعت بخشی از آواربرداری را انجام میدهد!
یک سال بعد: آیین گلریزان برای جمعآوری کمکهای مردمی به منظور آغاز بازسازی پل.
و این داستان همچنان ادامه دارد...
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27065-/اگر-خانمحمدی-رییس-نوسازی-مدارس-در-شرایط-فعلی-وزیر-راه-و-شهرسازی-بود-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 311 |
| 9 | « آن هنگام که سیمین غانم تصمیم به حضور در عرصه هنر خوانندگی میگیرد، این مدرسه و سپس هنرستان عالی موسیقی است که از تصمیم و اراده او حمایت میکند و زمینه را برای شکوفایی استعدادش فراهم میسازد »
" سیمین غانم، آن که خود انتخاب کرد "
حسین میرزانیا
* « سیمین غانم » از جمله خوانندگانی است که او را دیر شناختم ولی از هنگامی که شناختم در جست و جوی صدایش بودهام و راهی برای دیدار و گفت و گو درباره زندگی و کارنامه هنریش.
در دو سه سال اخیر از هر طریق یا واسطهای که می شد تلاش کردم تا فرصت گفت و گویی فراهم شود که به نتیجهای نرسید و به ناچار این نوشتار را بدون این که فرصت دیدار و گفت و گو با او دست دهد مینویسم.
سیمین غانم به تاریخ ۲۲ فروردین سال ۱۳۲۵ خورشیدی در شهر تنکابن (شهسوار) از پدری تهرانی و مادری اهل ساری زاده شد. اشتغال پدر در اداره دارایی و انتقال از تهران به تنکابن باعث شد که سیمین غانم در تنکابن چشم به جهان بگشاید. تا هشت سالگی در این شهر سکونت داشتند تا اینکه مجدد به شهر تهران منتقل شدند. از کودکی میل به آوازخوانی (که میراث خانوادگی اش بود) داشت و در محافل و مجالس خانوادگی یا باغ و بستان میخواند.
* آوازخوانی در مدرسه:
نخستین بار صدای آواز سیمین غانم در خارج از جمع خانواده و خویشاوندان در مدرسه و جشنهای مدرسه بود که شنیده شد. در دبیرستان رضاشاه بود که در مسابقات هنری آموزشگاههای کشور در شهر رضاییه شرکت کرد و در رشته آواز در میان ۹۸ نفر شرکتکننده موفق به کسب رتبه اول مسابقات شد.
پس از آن و به سال ۱۳۴۵ در هنرستان عالی موسیقی آموزش دید.
* مثلث خانه، مدرسه و جامعه:
چگونه سیمین غانم به چنین جایگاهی در عرصه هنر و موسیقی ایرانی رسید؟
اگرچه خانواده غانم به ویژه مادرش با فعالیت هنری او موافق نبودند اما در تربیت و شکلگیری شخصیت متین و خودساخته او نقش مهمی ایفا کردند و غانم با پذیرفتن تعهد و شرایط والدین خود گام در وادی موسیقی گذاشت.
از سوی دیگر سیمین غانم به صفت فردی، شخصیتی آرام، صبور، محجوب با درونمایههای عرفانی و دینی و حتی سنتی و غیر سیاسی میباشد که در عین حال روح خود را به روی تجربههای جدید گشوده نگاه داشت و جسارت انتخاب کردن و بر آنچه که شکوفاندن استعداد خود بود پایفشاری کرد و از اینروست که هم دوستدار اشعار فریدون مشیری است، هم فروغ فرخزاد، هم گوشسپار صدای عبدالوهاب شهیدی است هم عباس مهرپویا. هم اشعار کلاسیک شاعران ایرانی را ارج مینهد، هم اشعار شاعران شعر نو را.
آن هنگام که سیمین غانم تصمیم به حضور در عرصه هنر خوانندگی میگیرد، این مدرسه و سپس هنرستان عالی موسیقی است که از تصمیم و اراده او حمایت میکند و زمینه را برای شکوفایی استعدادش فراهم میسازد.
این بستر برای او در جامعه آن روز ایران از طریق رادیو تلوزیون ملی و جشن هنر شیراز امتداد و استمرار مییابد و ضامن و پشتیبان خواسته و نبوغ هنری او میشود و بدینسان زنی در عرصه هنر آواز ایران ظهور میکند که در کنار دیگر زنان خواننده این دیار، افتخار و نمادی از توانمندی و شایستگی زن ایرانی میشود.
هر نسلی تجربه « خود ویژهای » از زندگی دارد و در عین حال بینیاز از تجربهگیری نیست و اینجاست که دختران ایرانی به شناختن و آموختن از دختران نسلهای پیش از خود در مقام زن ایرانی کنش گر، چه در جایگاه اجتماعی و چه در جایگاه خانوادگی که انتخابگر سرنوشت خویش شدند، نیازمند هستند تا از آن تجربهها و آزمودهها بهره گیرند.
این خوشهچینی از تجارب پیشینیان نه تقلید است و نه اجبار بلکه بر حکم خرد و غریزه آدمی است تا با اراده انتخاب گر خود و با کاستن از هزینههای زیستن در عمر کوتاه خود، کیفیت زندگی را ارتقا بخشد.
* خوانندهای که در ایران ماند:
سرنوشت اغلب هنرمندان ایران پس از سال ۵۷ یا اخراج از کار بود، یا بازنشستگی اجباری، یا خانهنشینی، یا مهاجرت اجباری و دوری از وطن و البته گاه توام با بازجویی و حبس و مصادره اموال و فقر و دقمرگ شدن.
سیمین غانم و همنسلانش نیز از خوانندگی و فعالیت محروم و ممنوع الصدا و ممنوع التصویر شدند.
سیمین غانم علیرغم چنین شرایط هنرستیزی تصمیم به ماندن در ایران گرفت و در ایران ماند. بیرون ماندن از ایران را چونان ماهی میداند که خارج از آب افتاده است.
پس از دو دهه ممنوعیت، سیمین غانم در سال ۱۳۷۸ نخستین کنسرت خود را در سینما صحرا که آن هم صرفا مختص زنان بود اجرا کرد. کنسرت و کنسرتهایی که به گفته فرهاد شیبانی « ترانهاش متعلق به من است و من خانم سیمین را به محل کنسرت میرسانم ولی خودم نمیتوانم ترانهای که سرودم گوش کنم! »
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/چهرههای-ماندگار/item/27063-/سیمین-غانم،-آن-که-خود-انتخاب-کرد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 325 |
| 10 | گفتوگوی اختصاصی با نخستین نوجوان و جوان مدالآور ایرانی کیکبوکسینگ در بخش آقایان ؛
امیرعلی شهبازی؛ رؤیای قهرمانی با پرچم ایران : از همه همنسلانم میخواهم از آسیبهای اجتماعی به ویژه دخانیات و مواد مخدر فاصله بگیرند
گفتوگو و تنظیم : رضا قاسمپور - روزنامهنگار، پژوهشگر فرهنگی و عضو تحریریه «صدای معلم»
* موفقیت در ورزش قهرمانی، تنها ایستادن بر سکوی افتخار نیست؛ روایت سالها انضباط، پشتکار، ازخودگذشتگی و ایمان به توانستن است. هر مدال، حاصل هزاران ساعت تمرین، شکست، برخاستن و امیدواری است.
در میان نسل تازه ورزش ایران، « امیرعلی شهبازی » از جمله استعدادهای درخشانی است که توانسته نام خود را در تاریخ کیک بوکسینگ کشور ثبت کند؛ نوجوانی که با کسب مدالهای جهانی و قرار گرفتن در جمع برترینهای جهان و آسیا، افقهای تازهای را پیش روی این رشته گشوده است.
آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگویی است با این قهرمان جوان؛ از آغاز راه تا آرزوهای بزرگ برای برافراشتن پرچم ایران در بلندترین سکوهای جهان.
* * به همه نوجوانان و جوانان توصیه میکنم ورزش را به بخشی جداییناپذیر از زندگی خود تبدیل کنند.
ورزش تنها به تقویت جسم محدود نمیشود؛ بلکه روحیه تلاش، نظم، اعتمادبهنفس و امید را نیز در انسان پرورش میدهد.
همچنین از همه همنسلانم میخواهم از آسیبهای اجتماعی، بهویژه دخانیات و مواد مخدر، فاصله بگیرند و بدانند که جوانی ارزشمندترین سرمایه زندگی است؛ سرمایهای که اگر درست مدیریت شود، آیندهای روشن و پرافتخار خواهد ساخت.
* هدف من ترک ایران نیست.
آرزوی من این است که به عنوان یک لژیونر ایرانی در معتبرترین لیگها و مسابقات جهان حضور داشته باشم، اما همواره با نام ایران شناخته شوم و پرچم کشورم را بر فراز سکوهای افتخار به اهتزاز درآورم.
هیچ افتخاری برای من بالاتر از آن نیست که هنگام نواخته شدن سرود ملی ایران، سهمی هرچند کوچک در شادی مردم سرزمینم داشته باشم.
متن کامل گفت و شنود را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/27062-/امیرعلی-شهبازی؛-رؤیای-قهرمانی-با-پرچم-ایران-از-همه-همنسلانم-میخواهم-از-آسیبهای-اجتماعی-به-ویژه-دخانیات-و-مواد-مخدر-فاصله-بگیرند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 1 197 |
| 11 | خلاصه فرمول فوکویاما : پیشرفت سیاسی = دولت قدرتمند + حاکمیت قانون + پاسخگویی
مروری بر " وظایف شهروندی " هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا ( 3 )
سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم
* بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم . تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.
* خلاصه پیشنهادی برای یک برنامهی مطالعاتی (Reading List)
جمع بندي نگاه فلاسفه فوق الذکر به اپوزیسیون پیشنهاد سه مرحله ذيل است:
1- مرحلهی خودشناسی: مطالعهی ماکس وبر (برای فهم اینکه چرا بدون رضایت مردم، کمک خارجی بیفایده است).
2- مرحلهی واقعگرایی: مطالعهی کلاوزویتس و هابز (برای درک اینکه جنگ و بینظمی، بسیار گرانتر از هر تغییر سیاسی است).
3- مرحلهی آیندهنگری: مطالعهی فوکویاما (برای اینکه یاد بگیرند به جای «سقوط» ، باید به فکر «ساختن » باشند).
پیام نهایی این کتابها به اپوزيسيون چنين است:
« اگر میخواهید با کمکِ دیگران، خانهی خود را تغییر دهم، مراقب باشید که با هیاهوی این کمک، سقف خانه را بر سر خودتان و مردم فرو نریزانید؛ زیرا وقتی سقف فرو ریخت، دیگر نه خانهای برای زندگی هست و نه حاکمی برای تغییر دادن » .
* نکته: بسیاری از اپوزیسیونها بر پایه «احساسات»، «شعار» یا «رهبران کاریزماتیک» شکل میگیرند. اما وبر هشدار میدهد که برای اداره یک کشور پس از تغییر، شما به «بوروکراسی عقلانی» نیاز دارید، نه به «شور و هیجان انقلابی». بدون ساختار بوروکراتیک، تغییر سیاسی منجر به آشوب میشود.
به زبان ساده:
وبر میگوید قدرت بدون مشروعیت و بدون نهادهای عقلانی، فقط یک خشونتِ گذراست که در نهایت به ویرانی ختم میشود.
* قرارداد اجتماعی و «لویاتان» (The Leviathan)
هابز میگوید تنها راه خروج از این جهنم، بستن یک «قرارداد اجتماعی» (Social Contract) است. مردم با یک توافق جمعی، بخشی از آزادیهای خود را (و حتی حق استفاده از زور را) به یک قدرت برتر (که او آن را لویاتان یا هیولای عظیمالجثه نامیده) واگذار میکنند.
در مقابل، این قدرت (دولت) متعهد میشود که امنیت را برای همه تأمین کند.
قاعده طلایی هابز: قدرت حاکم باید آن قدر بزرگ و قدرتمند باشد که همه از ترسِ مجازاتِ او، از خشونت دست بردارند.
* 3. سنتز نهایی (The Synthesis):
فوکویاما میگوید:
* اگر فقط هابز را بگیریم ←← به یک استبداد مطلق میرسیم (لویاتانِ خشن که امنیت میدهد اما آزادی ندارد).
* اگر فقط وبر را بگیریم ←← به یک ماشین بوروکراتیک سرد و بیروح میرسیم (زندان از فولاد).
* سنتز فوکویاما: ما به دولتی نیاز داریم که قدرتمند باشد (هابز)، اما عقلانی و قانونی عمل کند (وبر) و در عین حال در برابر مردم پاسخگو باشد (توسعه سیاسی مدرن).
* خلاصه:
اگر بخواهیم از این سه منظر به وضعیت هر کشور نگاه کنیم:
- هابز میگوید: «مراقب باشید! اگر نظم را از دست بدهید، وارد جهنم جنگ همه علیه همه میشوید.»
- وبر میگوید: «مراقب باشید! اگر تغییر را فقط بر پایه هیجان و کاریزما پیش ببرید، بدون ساختار بوروکراتیک، چیزی نخواهید ساخت.»
- فوکویاما میگوید: «مراقب باشید! پیروزی واقعی زمانی است که شما نه تنها حاکمیت قبلی را تغییر دهید، بلکه بتوانید دولتی قدرتمند، قانونی و پاسخ گو بسازید که مردم به آن اعتماد کنند.»
در واقع، برای اپوزیسیونی که میخواهد وارد کار شود، هدف نباید فقط « شکست دادن حاکمیت » (منطق هابزی برای فروپاشی) باشد، بلکه باید « ساختن نهادهای پاسخ گو » (منطق فوکویامی) باشد.
در اندیشهی فرانسیس فوکویاما، احزاب و نهادهای مدنی (مانند اتحادیهها، انجمنها و گروههای صنفی) صرفاً مجموعهای از گروههای خودجوش نیستند، بلکه آنها «ستونهای اصلی ثبات و مشروعیت» در یک دولت مدرن محسوب میشوند.
* به زبان ساده: احزاب و اتحادیهها، «اسکلت» و «عصب» سیستم جدید هستند. بدون آنها، اپوزیسیون میتواند «حاکمیت قدیمی» را شکست دهد، اما هرگز نمیتواند «کشور» را اداره کند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27059-/مروری-بر-وظایف-شهروندی-هر-فرد-پس-از-امضای-تفاهم-نامه-میان-ایران-و-آمریکا-3
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 071 |
| 12 | « هنوز در جامعه ما نسل ارزشمند معلم ـ نویسندگانی حضور دارند که فرهنگ را نه فقط تدریس، بلکه زندگی میکنند »
به بهانه زادروز " فریدون کورهای " ؛ روایت یک معلمِ فرهنگساز و پاسدار واژهها
رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* در روزگاری که شتاب زندگی، گاه فرصت درنگ در برابر سرمایههای فرهنگی را از ما میگیرد، حضور و استمرار فعالیت فرهیختگانی از جنس معلم ـ نویسندگان جریانساز نعمتی ارزشمند است؛ انسانهایی که رسالت معلمی را به مرزهای کلاس و مدرسه محدود نکردهاند، بلکه با اندیشه، قلم و کنش فرهنگی خویش، در ساختن فضای فکری جامعه نقشآفرین بودهاند.
دکتر فریدون کورهای از همین تبار است؛ مردی برخاسته از فرهنگ، دانش و عشق به ادبیات. متولد ۱۳۵۴ و از ترک تباران نجیب تفرش، که بیش از سه دهه از عمر پربرکت خویش را در سنگر آموزش و پرورش کرج سپری کرده است.
برای او معلمی نه یک عنوان شغلی، بلکه عهدی فرهنگی و انسانی است؛ عهدی برای پرورش اندیشه، شکوفایی استعدادها و پیوند نسل امروز با گنجینههای ارزشمند زبان و ادب فارسی.
* یکی از جلوههای درخشان فعالیتهای فرهنگی ایشان، رهبری و راهبری دهها نشست فاخر سعدیخوانی و سعدیپژوهی است؛ محافلی که با محوریت اندیشههای بلند شیخ اجل، فرصتی برای گفتوگو، تأمل و تجدید پیوند جامعه امروز با حکمت و زیبایی ادبیات کلاسیک ایران فراهم آورده است.
خوشبختانه هنوز در جامعه ما نسل ارزشمند معلم ـ نویسندگانی حضور دارند که فرهنگ را نه فقط تدریس، بلکه زندگی میکنند؛ استادانی که با صبوری و فروتنی، چراغ دانایی را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکنند و بیهیاهو، آینده فکری جامعه را میسازند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27058-/به-بهانه-زادروز-فریدون-کورهای-؛-روایت-یک-معلمِ-فرهنگساز-و-پاسدار-واژهها
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 288 |
| 13 | «نکوشیدن در راه پیشرفت فرهنگ و برنداشتن نخستین قدم، یعنی عدم ترک کهنه پرستی »
تنهایی " روشنفکر ایرانی " در سایه ی " فقر فرهنگی " ؟
مینو امامی
* به تعبیری دیگر، به آنچه که در گذشته ساخته و پرداخته شده است و آنچه که امروز می باید بر حجم داده ها و نمادهای آن افزوده شود، فرهنگ و تمدن گفته می شود. هر نسلی که برای انتقال پیام خود به آیندگان متناسب با رشد و توسعه علوم و فنون معاصر، از طی این سیر غفلت ورزد، ابتدا ارزش ذاتی زمان را با استیلای بیهودگی در زندگی خود هدر خواهد داد و سپس به عنوان جمعیتی عقب مانده به انزوا و طرد شدگی محکوم خواهد شد. پس داشته های موجود جای خود را به یافته های جدیدتری نخواهد داد و قابلیتی شکننده تر، آسیب پذیرتر و غیرمنطبق با واقعیتِ جهان هستی پیدا خواهد کرد.
* سقراط می گوید: «هر جا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.»
بیشتر ما بشر را به عنوان یک موجود انسانیِ دوست، همکار، همسایه یا همشهری نمی بینیم و فقط با عنوان خویشاوند، اشخاص محدودی را قبول داریم. پس قادر به گفت و گو با دیگری غیرخویشاوند نیستیم و بر این اساس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدید نیز نیستیم. تحدید ابزارها و نمادهای شاخص فرهنگی در جهتی خاص و کانالیزه یا ایزوله کردن آن، نه حجم داده های فرهنگی را می افزاید و نه آن را بارورتر می سازد.
اگر داده ای برای بازتولید در چرخه فرهنگ و تمدن خود نداشته باشیم به طور طبیعی، هیچ ستاده ای نیز برای انتقال آن به نسل بعدی نخواهیم داشت.
* غالب ما ایرانی ها چون از دوره تجددگرایی ناپایدار پهلوی تاکنون در همان انتخاب دوم یعنی تلاش بیشتر برای کسب رفاه و تجمّل فراتر از سرحد نرمال جامعه و حتی فراتر از قانون و اخلاق، باقی مانده ایم پس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدیدتری نیستیم.
تجمّل گرایی شاید به افزایش رفاه در زندگی افراد شیفته تجمّلات، منجر شود اما چون در بیشتر اوقات این افراد از پردازش فرهنگ یا از ایجاد هر نوع نمادی که سمبل تمدن ایرانی است، فاصله نجومی دارند و ظاهرپرستی حسودانه آنان در حال دیوانه ساختن آن هاست، لذا کمتر نقشی در تعالی فرهنگی دارند. آنان هر چه می سازند به طور خودخواهانه و برای جنون فکری خود در دلباختگی به تجمّل گرایی است و به مصالح جمعی یا ملی هیچ اعتنایی ندارند.
* به قول فرانسوا ولتر؛ «افرادی که بزرگ ترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفت و گوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها، ابراز نداشته اند.»
و ما چون به تنهاییِ روشنفکران جامعه خود بی اعتنا هستیم و حتی با تمام قوای ذهنی و جسمی خود به انزوای مطلق آنان کمر همت گمارده ایم، لذا عرصه خدمت آنان را برای دانش و فرهنگ تنگ تر و حتی غیرممکن تر می سازیم.
در باور ما آنان چون دیده نمی شوند پس قادر به بازتولید هیچ چیز دیگری نیستند. در حالی که این افراد مُدام در حال خواندن و یادگرفتن هستند و با نوشتن و بازتولید فرهنگی و خلق اثر جدید برای انتقال به نسل امروز می کوشند. اگر داستان، غیر از این بود ما آنان را در زمان حیات خود می شناختیم و در زمان ممات آنان، آه و حسرت و افسوس نمی خوردیم و از مرگ در غربت آنان اندوهگین نمی شدیم! و یا از حجم امور فرهنگی برجا مانده و یا تعداد کتب ترجمه و نوشته شده توسط آنان، بهت زده نمی شدیم! این افراد همان هایی هستند که وقتی زنده بودند برخی از ما گستاخانه، طرز تفکر و نوع زندگی آنان را به استهزا می گرفتیم و امروز از شناخت دیرهنگام یا از اراجیف خود در فضای مجازی و محافل عام و خاص، شرمساریم!
* پرسش کردن خود هنری است که به تولید فکر منجر می شود. طرح پرسش، گروهی را وامی دارد تا به دنبال پاسخی مناسب باشند و این تلاش می تواند جرقه ای برای خلق اثری جدید و ماندگار باشد. علاوه بر خود، کودکان را نیز می توانیم داخل چرخه تفکر و تعقل نماییم تا شاید آنان نیز در آینده نقشی در بازتولید فرهنگ و تمدن ایران و جهان داشته باشند. شاید یکی از آنان اهمیت و عظمت ساخت مدرسه ای مانند دارالفنون را برای ایران و ایرانیان احیا سازد.
* بدون حذف خودخواهی نمی توان دگراندیش بود. فردگرایی یعنی اهمیت ندادن به اندیشه، افکار و عقاید دیگران. بدون احترام و ارزش قائل شدن به انسان و انسانیت، نمی توان بافرهنگ بود.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27057-/تنهایی-روشنفکر-ایرانی-در-سایه-ی-فقر-فرهنگی-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 033 |
| 14 | « ناکامی یک تیم ورزشی، هر چقدر هم تلخ باشد، تنها یک نتیجه در میدان مسابقه است؛ اما ناکامی در مدیریت، برنامهریزی و پاسخگویی، میتواند به اعتماد عمومی آسیب بزند »
جامِ ناکامی و آینهای که پیش روی ما گذاشته شد
طهماسب کاوسی
* گاهی یک عدد، فقط یک عدد نیست؛ یک آینه است. آینهای که وقتی مقابل جامعه قرار میگیرد، پرسشهای بزرگی را نمایان میکند. رقمهای سنگین قراردادهای ورزشی، در کنار درآمدها و مشکلات معیشتی بسیاری از مردم، تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه پرسشی دربارهی «ارزشگذاری اجتماعی» و معیارهای عدالت در جامعه است.
* جامعهای که در آن برای بخشهایی از فعالیتها ؛ معیارهای جهانی ، پاداشهای بزرگ و توجیهات حرفهای به میان میآید، اما در بسیاری از عرصههای دیگر سخن از محدودیت، شرایط کشور و دشواریهای اقتصادی مطرح میشود، ناگزیر با یک پرسش اساسی روبهرو میشود:
آیا استانداردها برای همه یکساناند یا فقط در زمانهای خاص و برای گروههای خاص به یاد آورده میشوند؟
* ورزش، مدیران، مربیان و موفقیتهای بینالمللی همگی ارزشمندند و هیچ جامعهای بدون توجه به استعدادها، سرمایههای انسانی و حوزههای رقابتی خود پیشرفت نمیکند. اما مسئله آنجاست که عدالت اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که شأن و تلاش همه کسانی که چرخهای جامعه را میگردانند نیز دیده شود؛ از کارگران و کارمندان گرفته تا متخصصان، تولیدکنندگان، بازنشستگان و معلمانی که سالها در کلاسهای درس، پایههای فکری و فرهنگی نسلهای آینده را میسازند.
* اگر قرار است از «استاندارد جهانی» سخن بگوییم، این استاندارد باید از احترام به انسان، شفافیت، مسئولیتپذیری و عدالت در همه عرصهها آغاز شود؛ از زمین مسابقه تا کلاس درس، از کارخانه تا اداره، از میدان تولید تا خانههای بازنشستگان .
شاید پیش از ساختن جامی برای ناکامیها، بهتر باشد آینهای برای دیدن اولویتها بسازیم؛ آینهای که در آن هم قهرمانان میدان دیده شوند و هم قهرمانان بیصدایی که هر روز، بیهیاهو، جامعه را سرپا نگه میدارند؛ معلمانی که آینده را میسازند، کارگرانی که چرخ اقتصاد را میچرخانند و مردمی که با صبوری، بار سنگین زندگی را بر دوش میکشند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27055-/جامِ-ناکامی-و-آینهای-که-پیش-روی-ما-گذاشته-شد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 259 |
| 15 | اکنون این پرسش به جد مطرح است که آیا واقعا این معاونت طرح و برنامه ای برای تحقق این « مهم » دارد ؟
خانم حکیم زاده ... از طراحی مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور چه خبر ؟!
صدای معلم گزارش می کند ؛
* در گزارش « صدای معلم » از نشست خبری مشترک معاون آموزش ابتدایی و مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش با عنوان : " شعار زیاد دیده و شنیده ایم ؛ اراده ای برای حل مسائل وجود ندارد ؛ هر اصلاحی باید در عمل و با صداقت باشد ؛ آموزش مهارت های زندگی را به صدا و سیما ببرید ؟!؛ ( این جا ) آمده بود :
« در بخشی از این نشست ، معاون آموزش ابتدایی به موضوع آموزش مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور هر پایه یک مهارت اشاره کرد .
مدیر صدای معلم به معاون آموزش ابتدایی پیشنهاد کرد که با طراحی و ترسیم یک برنامه جامع و مستمر این موضوع مهم را به داخل رادیو و تلویزیون ببرد و برای جامعه ی امروز ایران از این طریق ، طرح موضوع و حساسیت کند .
حکیم زاده با استقبال از این پیشنهاد و در حالی که آن را یادداشت می کرد قول پی گیری و پیاده کردن آن را داد » .
* چهارشنبه 31 تیر ماه معاون آموزش ابتدایی در گفتوگوی تلویزیونی با سیمای همدان با تأکید بر اینکه جریان تعلیم و تربیت در هیچ شرایطی نباید متوقف شود، از اجرای برنامههای ملی برای تداوم آموزش، ارتقای کیفیت یادگیری و آمادگی همه جانبه مدارس برای آغاز سال تحصیلی جدید خبر داد و گفت: برنامه «حامی» با هدف تحقق عدالت آموزشی و حمایت از دانشآموزان نیازمند فرصتهای بیشتر یادگیری، در سراسر کشور در حال اجرا است .
* حکیم زاده در این دو برنامه تلویزیونی و نیز هر نشستی که که برگزار می کند بر « طرح حامی » پافشاری می کند گویی کلید جادویی حل مشکلات آموزش و پرورش می باشد در حالی که هنوز این معاونت به پرسش های « صدای معلم » در مورد « حامی » پاسخی نداده است . ( این جا ) و ( این جا )
* این « رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران » می پرسد : « چگونه در عرض کم تر از 2 سال و با وجود این همه تعطیلی مدارس افت تحصیلی 49 درصد کاهش پیدا کرد ؟!
حکیم زاده در این برنامه ها هیچ گونه اشاره به آموزش مهارت های ویژه مقطع ابتدایی مورد تاکید رییس جمهور هر پایه یک مهارت نمی کند .
در پرتال معاونت آموزش ابتدایی هم خبری از این موضوع نیست . ( این جا )
* زمانی که حکیم زاده در پاسخ به پرسش « صدای معلم » عنوان می کند که در سال تحصیلی گذشته از 180 روز فقط 81 روز مدارس باز بودند ؛ چگونه از تجربه موفق سال گذشته در مدیریت شرایط خاص سخن می گوید ؟
* پرسش « صدای معلم » آن است که روحیه ی جهادی یعنی چه ؟
احساس مسئولیت ملی و میهنی از کجا باید آغاز شود و الگوی دیگران شود ؟
آیا تحقق همان « تمدن نوین اسلامی » بدون پرورش شهروندان آگاه و مسئولیت پذیر و مجهز به مهارت های شهروندی عملا امکان پذیر خواهد بود ؟
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27054-/خانم-حکیم-زاده-از-طراحی-مهارت-های-ویژه-مقطع-ابتدایی-مورد-تاکید-رییس-جمهور-چه-خبر-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 370 |
| 16 | « آن خانواده چهار نفرهای که در یک روز برای دیدن مسابقه فوتبال ۶۸ هزار دلار تا ۱۵۰ هزار دلار پول بلیط میدهد (جدای از هزینه پرواز هواپیما، هتل و غذا و …) قطعا پدر آن خانواده معلم فیزیک یا ریاضی نیست ! »
گرانترین مسابقه فوتبال تاریخ و این پرسش بی پاسخ که آیا این " ارزش اجتماعی " می آفریند ؟
محمدرضا اسلامی
* مسابقه فینال جام جهانی با تمام ماجراهایش برگزار شد و تیم ملی فوتبال اسپانیا با تک گل فران تورس در وقتهای اضافی آرژانتین را شکست داد و قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ شد.
* در بازار خرید و فروش Resale قیمت بلیط هر صندلی متوسط ۱۷ تا ۱۸ هزار دلار بود. قیمت صندلیهای ممتاز (ویژه) هر بلیط ۳۵ هزار دلار بود.
«ارزان ترین صندلیها» در این مسابقه با قیمت هر بلیط هفت هزار دلار! (۷٫۰۰۰$) فروش رفت. یعنی یک خانواده چهار نفره در این مسابقه باید بین ۲۸ هزار دلار تا ۶۸ هزاردلار برای خرید بلیط هزینه پرداخت کرده باشد (البته اگر در جایگاه ویژه بودهاند که ۱۵۰ هزار دلار هزینه فوتبال خانواده شده)
* دنیای جالبی است.
در همان نیوجرسی (یا نیویورک) حقوق دریافتی یک معلم دبیرستان جوان اگر که با مدرک فوق لیسانس استخدام شده باشد ماهیانه بین ۶۵۰۰ تا ۶۹۰۰ دلار است! (یعنی حتی اگر تمام حقوق یک ماه کار کردن را هم بدهد بازهم ارزانترین بلیط این ورزشگاه را نمی تواند بخرد).
یک معلم دبیرستان در نیویورک اگر که ده تا پانزده سال سابقه کار داشته باشد حقوقش بین ۸ هزار تا ۹ هزار دلار در ماه است. (حدود سی درصد از این رقم برای بیمه و مالیات میرود و باقی مانده به سختی کفاف هزینههای زندگی در نیویورک را میدهد)
* دنیای امروزِ انسان در بحث «حقوق/درآمدها» به شدت لنگ میزند.
یکی از ویژگیهای اقتصاد امروز این است که درآمدها الزاما با ارزش اجتماعی مشاغل تناسب ندارند. گاه دلالی یا کارهای با ارزش اجتماعی اندک، مزایای چشم گیر دارند و این واقعیت باعث خواهد شد/شده تا نسل جوان عمدتا ذهنِ «پول محور» داشته باشد. ولع و شوق به «جهش» در امر پول.
* آن خانوادهای که برای یک مسابقه فوتبال بیش از صدهزار دلار هزینه میکند، احتمالاً درآمدش از چه فعالیتی تأمین شده است؟ آیا این فعالیت، از نظر ارزش اجتماعی، به همان اندازهای که درآمد ایجاد میکند، برای جامعه نیز ارزش میآفریند؟
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27053-/گرانترین-مسابقه-فوتبال-تاریخ-و-این-پرسش-بی-پاسخ-که-آیا-این-ارزش-اجتماعی-می-آفریند-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 647 |
| 17 | « در این برهه بیش از همیشه، با ناکارآمدی سیاستهای بالادستی، نیاز به اقداماتی در حوزۀ اجتماعی و به تعبیر ادبیات مطالعات شهری، اقدامات پایین به بالا و مشارکتی در بدنۀ مردمی است »
" آموزش جایگزین " راهکاری برای سازگاری با تغییرات اقلیمی
مریم فراش خیابانی/ دکتری شهرسازی از دانشگاه هنر تهران
* در مواجهه با تغییرات اقلیمی و عوارض ناشی از آن، سالها است که کنشهای محلی خصوصاً در کشورهای در حال توسعه، توانسته است در مقیاسهای گوناگون تأثیرگذار باشد. با فرض اینکه بخشهایی از شرایط پیشآمده در کشورمان را، ذیل عواقب ناشی از این موضوع قرار دهیم، با آگاهی از تمام سوء مدیریتهای رایج که مسبب این وضعیت بوده است، به عنوان والد یا فعال اجتماعی، ناچار به یافتن راهکارهایی هستیم.
* دغدغۀ این نوشتار، چگونگی تاب آوری در شرایط فعلی است. برای کودکانی که در روزهای مهم زندگیشان از طبیعت، فضای بیرون، فعالیت بدنی و ارتباطات اجتماعی محروم میشوند، نمیتوان منتظر ماند تا ابر و باران و دستهای غیربشری مشکل را حل کنند. بازۀ زمانی ۳ ماه، در زندگی یک کودک، زمان زیادی است، مرحلۀ مهمی از رشد است که در شرایط فعلی با مشکل مواجه میشود. نسلی که برههای از زندگی شان را در پاندمی کوید۱۹ گذراندند، اکنون محروم از نیازهای اولیه انسان، و محروم از روابط اجتماعی واقعی، مجدد به نشستن پای صفحات نمایش تشویق میشوند.
* تصویری که در سالهای اخیر با شکلگیری برخی مدارس ویژه از سویی یا شکلهایی از مدراس طبیعتگرا از سوی دیگر در حوزه ی عمومی شکل گرفته است، انواع گوناگون امکانهای آموزشی را در بخشهایی از جامعه مطرح کرده است. اما ابهاماتی را نیز به جا گذاشته است چرا که موضوع تنوع آموزشی و انواع آن، فرصت کمتری برای طرح و گفتوگو در گفتمان رسمی رایج دارد. اما میتوانیم در یک نقطه توافق کنیم، در هر جای این سرزمین و با هر طبقۀ اجتماعی-اقتصادی باشیم، به عنوان یک والد به دو پرسش اساسی بیندیشیم :
مسئله حال حاضر و نیاز کودک من چیست؟ چه کاری از دست من در پاسخ به این نیاز بر میآید؟
در شرایط فعلی، با تمام ناراحتی و نارضایتی به حقی که داریم، آیا ترجیح میدهیم فرآیند فعلی ادامه داشته باشد و آموزش کودک را برای مثال به طور مجازی با هر کیفیت ممکن ادامه دهم، یا به دنبال راهکار جایگزین هستیم؟
* آموزش جایگزین [۲]، به مسیری از آموزش که فراتر یا خارج از سیستم آموزشی سنتی رایج است، گفته میشود و شامل طیف گسترده ای است. از آموزشهایی که برای استعدادهای خاص و انواع هوم اسکولینگ کلاسیک در خانوادههای ثروتمند وجود داشته تا آموزشهای طبیعتگرا خارج از نظام سنتی مدارس، آموزش در روستاها و مناطق کم برخوردار که دسترسی به آموزش رسمی ندارند یا آموزش برای کودکانی با شرایط ویژه (دارای محدودیت حرکتی، جسمانی، و …) که به هر شکلی نمیتوانند یا تمایل ندارند با نظام آموزش رسمی همراه شوند یا در شرایط ویژهای هستند که دسترسی به آموزش رسمی ممکن نیست.
مدلهای رایجی مانند مدارس مونته سوری، والدورف، رجیو امیلیا، مدارس طبیعتگرا و … نیز در برخی منابع جزو آموزشهای جایگزین به شمار میآیند[۳]. این طیف گسترده، منعطف است و در نسبت با زمینه مورد مطالعه، میتواند پاسخ گوی نیازهای متفاوتی باشد[۴].
* در بسیاری از کشورهای جهان، آموزش جایگزین یک امر غیرقانونی نیست و برعکس، نظام آموزش رسمی و مدارس دولتی نیز از آن حمایت میکنند و فضاهای رسمی خود را در اختیار گروههایی که به دنبال این گزینه هستند قرار میدهند. در این نگرش، آموزش جایگزین، بازوی کمکی است و نه رقیب نظام آموزش رسمی. لذا در تصورات شکل گرفته در حوزۀ عمومی در کشور ما نیز میتواند تغییراتی ایجاد شود.
* – در مورد گسترش آلودگی، دلایل جهان شمول آن، تغییرات اقلیمی و عوارض آن با کودکان گفت و گو کنید و کتابهایی را متناسب با سن و ادراک آنها با هم بخوانید. لازم به ذکر است از طرح این موضوع در قالب گسترش اخبار روزانه و در میان گذاشتن بیش از حد، پرهیز کنید، این موضوع سبب شکل گیری و گسترش اضطرابهای محیطی[۷] در آنها خواهد شد.
* – درصورتیکه با وسیله نقلیه شخصی جا به جا میشوید، تا حد امکان دوستان و هم محلیهای خود و کودک تان را همراه کنید و از تکثر خودروها با سرنشین بیشتر بکاهید. هر یک خودرو، تأثیرگذار است. تأثیر سبک زندگی خود را دست کم نگیریم.
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/27052-/آموزش-جایگزین-راهکاری-برای-سازگاری-با-تغییرات-اقلیمی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 271 |
| 18 | « استاد رحیم رشتچی از نسل مردانی بود که دانشگاه را نه صرفاً مجموعهای از کلاسها و ساختمانها، بلکه کانون اندیشه، اخلاق، خردورزی، هویت سازی و انسان پروری میدانست »
" رحیم رشتچی " ؛ خاموشی چراغی از نسلِ بنیانگذاران آموزش عالی زنجان
رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* خبر درگذشت استاد رحیم رشتچی، از بنیانگذاران دانشگاه زنجان، معلمی وارسته و از چهرههای ماندگار آموزش و پرورش زنجان، اندوهی عمیق بر جامعه علمی، فرهنگی نشاند.
این مرد بزرگ که نزدیک به نیمقرن از عمر پربرکت خویش را در تهران و کرج سپری کرد، امروز ۳۰ تیرماه در سن ۹۶ سالگی، در عظیمیه کرج، دعوت حق را لبیک گفت و پس از عمری سرشار از تعلیم ، پژوهش، فرهنگسازی و خدمت بیمنت، به سرای جاودان شتافت.
* شادروان رشتچی همچنین از بنیانگذاران مؤسسه فرهنگی و هنری اشراق البرز، تشکل زنجانیهای مقیم استان البرز بود و سالیان متمادی با دغدغه حفظ هویت فرهنگی، تقویت همبستگی اجتماعی و حمایت از فعالیتهای علمی و فرهنگی زنجانیان، در این مجموعه حضوری مؤثر و راهگشا داشت.
برای نگارنده نیز افتخاری فراموش نشدنی است که در سال ۱۳۹۷، به همراه دوست ارجمند مهندس مصطفی ارفعی مدیر مسئول روزنامه زنگان امروز گفتوگویی مفصل با آن استاد فرهیخته انجام دادیم که در آن روزنامه و پایگاه خبری صدای معلم منتشر شد. امروز آن گفتوگو، فراتر از یک مصاحبه مطبوعاتی، به سندی ارزشمند از خاطرات، اندیشهها و روایتهای یکی از معماران آموزش عالی زنجان تبدیل شده است.
در ادامه این مسیر، توفیق یافتم به همراه مهندس مهدی حسنی و مهندس مجتبی جعفرلو، مستند یک ساعته «تاریخ شفاهی استاد رحیم رشتچی» را تهیه و تولید کنیم؛ اثری که به کارگردانی اینجانب، تصویربرداری، عکاسی و تدوین مهندس مجتبی جعفرلو و با همکاری مهندس مهدی حسنی، زندگی، خاطرات، خدمات و دیدگاههای این استاد بزرگ را روایت میکند. این مستند در آیین نکوداشت استاد در سال ۱۴۰۲ برای نخستینبار اکران شد و با استقبال گسترده دانشگاهیان، فرهیختگان، هنرمندان و دوستداران فرهنگ و تاریخ زنجان روبهرو شد.
* بیتردید، استاد رحیم رشتچی از شمار انسانهایی بود که میراث حقیقی آنان نه در عناوین و مناصب، بلکه در شاگردانی است که پرورش دادند، اندیشههایی که بر جای گذاشتند و منش والایی که به نسلهای پس از خود آموختند. نام او با تاریخ دانشگاه زنجان، با فرهنگ این دیار و با خاطره نسلهای متوالی دانشجویان و استادان، پیوندی ناگسستنی خواهد داشت.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27051-/رحیم-رشتچی-؛-خاموشی-چراغی-از-نسلِ-بنیانگذاران-آموزش-عالی-زنجان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 2 814 |
| 19 | « آموزش، قبل از اینکه یک پروسه فنی باشد، یک رابطه انسانی است »
برای دانشآموزان پایه دوازدهم : برگههای سفید در آتش تابستان
زهرا نجاتی/ دکترای جامعهشناسی گرایش مسائل اجتماعی ایران و دبیر دبیرستان و سرگروه آموزشی علوم اجتماعی و سواد رسانه ای استان لرستان
* ین برگههای سفید، یک صدای اعتراض خاموش است. این یک پدیده فردی نیست، یک شکاف ساختاری است. از یک سو، سیستم آموزشی انتظار دارد دانشآموزی که مغز او با امواج فشار عصبی ناشی از جنگ و تعویق بیسابقه برنامهها دستوپنجه نرم میکند، مثل همیشه یک ماشین حافظهمحور عمل کند. از سوی دیگر، طراحان سوالات نهایی در اتاقهای دربسته خود، چه کسی را میبینند؟ آنها یک موضوع درسی را میبینند، نه یک موضوع انسانی را.
اینجا معمای اصلی شکل میگیرد: چرا درک نمیکنند؟ یک طراح سوال،اغلب گمان میکند که سختتر پرسیدن، نشانه کیفیت بالاتر آموزش است. او فراموش میکند که دانشآموز مقابل او، شب قبل امتحان را با شنیدن صدای آژیر یا نگرانی برای یکی از بستگان جبههرفته، به صبح رسانده. او اصرار دارد که استانداردهای علمی را حفظ کند، غافل از اینکه در مدرسهها را به روی انسان مضطرب باز کردهایم، نه انسان آماده.
این رفتار، مصداق بارز بیتفاوتی سازمانیافته است. یک سیستم، برای بقای خود، باید خروجیهایی (نمرات) داشته باشد. وقتی واقعیت بیرون (جنگ و تعویق) این خروجی را تهدید میکند، سیستم به جای کاهش فشار، فشار را دوچندان میکند تا شاید از میان این غربال سختگیرانه، آن نخبگان مقاوم بیرون بیایند. اما قیمت این کار، تحقیر اکثریت و نابودی اعتمادبهنفس نسلی است که تقصیری نداشت.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27049-/برای-دانشآموزان-پایه-دوازدهم-برگههای-سفید-در-آتش-تابستان
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 322 |
| 20 | « اندیشه و تفکر، شرط اول تغییر است و به منزله آمادگی فرد برای پذیرش موقعیت مطلوب تر است »
مساله " حق انتخاب " و " حس مغبون بودن " ؟
مینو امامی
* درون هر یک از ما حس خوشایندی مدام در پی تکرار خاصیت خرد و دانایی است. اغلب به تجربه خود در هر زمینه ای می بالیم و احتمال خطا یا شکست را در انتخاب های خود نزدیک به صفر می دانیم. اگر جهت اثبات این امر، تلاش و دقت بیشتری داشته باشیم « مغبون بودن » را در ذهن و باور خود بسیار کم حس خواهیم کرد. اما آیا ما حق مسلمی به نام « حق انتخاب » در هر زمینه ای را داریم؟
* با گفت و گوی محترمانه می توانیم موارد اخلاقی و رفتاری مورد تأیید و عدم تأیید خود را یادآور شویم تا حداقل نسبت به کنش ها و واکنش های خود بیشتر بیندیشیم. اندیشه و تفکر، شرط اول تغییر است و به منزله آمادگی فرد برای پذیرش موقعیت مطلوب تر است. در این جریان آنچه حائز اهمیت است پذیرش طرفین برای انجام گفت و گوست، که اغلب بر اساس غرور کاذب تحقق نمی یابد.
* بیشتر ما در طول زندگی نه تنها مهارت انتخاب کردن پوشاک و خوراک خود را نداشته ایم، بلکه سایر انتخاب های مهم زندگی را نیز حق طبیعی و ذاتی خود ندانسته ایم. از شما می پرسم آیا حق و حقوق فردی من در این جامعه رعایت می گردد که انتظار برآوردسازی حق و حقوق اجتماعی، مواردی چون آزادی بیان و حقوق شهروندی و مدنی را برای خود داشته باشم؟! یا آیا حقوق فردی من اهمیتی دارد که حقوق اجتماعی من نیز حائز اهمیت باشد؟ یعنی اگر من و شما از موجودیت و اهمیت حقوق فردی خود از جمله « حق انتخاب » بی اطلاع و نسبت به بی اهمیت شمرده شدن آن توسط دیگران بی اعتنا هستیم، به دنبال کدام حقوق انسانی دیگر هستیم؟
ما از سه سالگی که آغاز سن استقلال فردی است چنین حقی را به دلیل احترام به تجربه و سخن بزرگان یا ضرورت اطاعت از آنان، به دیگران سپرده ایم.
* چه کسانی از شرایط زندگی فردی و اجتماعی خود رضایت خاطر دارند و در سلامت کامل روحی - روانی به سر می برند؟
اغلب اوقات بیشتر ما از زمین و زمان شاکی و از چرخش روزگار ناراضی هستیم؛ به چند دلیل:
- چون کسی جهت احراز چنین حقی برای من ارزش و احترامی قائل نشده است.
- چون در طول زندگی مسیر بسیاری از انتخاب ها، علیرغم میل، اراده و اختیار ما بوده است.
- چون بر اساس مهربانی بیمارگونه عاطفی والدین، ضرورت حتمی جای خود را به مصلحت مرضی داده است.
چون نقش و اهمیت « من » در هر نوع « انتخابی » مجهول و مغفول مانده و هرگز اجازه و اراده ای برای رشد خود نیافته است.
* استقلال فردا منوط به استقلال رأی امروز کودکان است. مطیع و منقاد بودن همیشه نشانه محترم شمرده شدن نیست. گاه باید برخلاف مسیر آب حرکت کرد و گاه باید ماهی سیاه کوچولو را نماد اعتماد و شایستگی دانست.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27048-/مساله-حق-انتخاب-و-حس-مغبون-بودن-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 333 |
