صدای معلم
前往频道在 Telegram
صدای معلم یک رسانه مستقل است و به شماره ثبت 78039 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت می کند . هر گونه استفاده از نام و یا لوگوی صدای معلم در کانال ها و گروه ها جرم محسوب شده و پیگرد قانونی دارد . sedayemoallem.ir ارسال مطلب : smiedu1@gmail.com
显示更多3 683
订阅者
+124 小时
-67 天
+730 天
数据加载中...
相似频道
标签云
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+30
在5个频道中
六月 '26
+55
在3个频道中
Get PRO
五月 '26
+25
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+3
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+35
在3个频道中
Get PRO
一月 '26
+15
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+40
在5个频道中
Get PRO
十一月 '25
+63
在8个频道中
Get PRO
十月 '25
+45
在7个频道中
Get PRO
九月 '25
+49
在6个频道中
Get PRO
八月 '25
+89
在10个频道中
Get PRO
七月 '25
+55
在8个频道中
Get PRO
六月 '25
+29
在2个频道中
Get PRO
五月 '25
+54
在6个频道中
Get PRO
四月 '25
+42
在6个频道中
Get PRO
三月 '25
+71
在10个频道中
Get PRO
二月 '25
+78
在9个频道中
Get PRO
一月 '25
+89
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+87
在9个频道中
Get PRO
十一月 '24
+59
在5个频道中
Get PRO
十月 '24
+68
在12个频道中
Get PRO
九月 '24
+75
在8个频道中
Get PRO
八月 '24
+211
在10个频道中
Get PRO
七月 '24
+233
在14个频道中
Get PRO
六月 '24
+75
在9个频道中
Get PRO
五月 '24
+74
在7个频道中
Get PRO
四月 '24
+104
在12个频道中
Get PRO
三月 '24
+107
在18个频道中
Get PRO
二月 '24
+86
在10个频道中
Get PRO
一月 '24
+82
在13个频道中
Get PRO
十二月 '23
+72
在8个频道中
Get PRO
十一月 '23
+80
在7个频道中
Get PRO
十月 '23
+121
在10个频道中
Get PRO
九月 '23
+115
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+48
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+63
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+66
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+47
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+46
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+91
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+50
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+75
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+110
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+70
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+86
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+88
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+65
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+88
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+71
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+120
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+133
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+94
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+121
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+185
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+162
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+117
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+90
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+298
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+147
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+150
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+92
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+116
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+137
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+131
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+133
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+111
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+4 323
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 13 七月 | +1 | |||
| 12 七月 | +1 | |||
| 11 七月 | +2 | |||
| 10 七月 | 0 | |||
| 09 七月 | +1 | |||
| 08 七月 | +1 | |||
| 07 七月 | +2 | |||
| 06 七月 | +6 | |||
| 05 七月 | +13 | |||
| 04 七月 | 0 | |||
| 03 七月 | +1 | |||
| 02 七月 | +1 | |||
| 01 七月 | +1 |
频道帖子
« عقلانیت به ما میآموزد که قدرت واقعی در توان ساختن است، نه در توان نابود کردن »
صلح، از شکافِ یک گفتوگو میگذرد
طهماسب کاوسی
* جنگ، همیشه پیش از آنکه در میدانها آغاز شود، در ذهنها متولد میشود؛ همانجا که گفتوگو جای خود را به سوءظن میدهد.
صدای نخستین گلوله، پژواک خاموش شدن نخستین کلمهای است که میتوانست پلی میان دو انسان باشد.
* تاریخ، گورستان بزرگی از پیروزیهای بیثمر است. پرچمها برافراشته شدهاند، مرزها جابهجا شدهاند و فاتحان بر سکوهای افتخار ایستادهاند؛ اما در پسِ هر پیروزی نظامی، مادرانی ایستادهاند که نام فرزندانشان را در سکوت صدا میزنند و کودکانی که معنای خانه را از میان آوارها جستوجو میکنند.
* جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به هم پیوسته است و رنج یک ملت، دیر یا زود به نگرانی ملتهای دیگر تبدیل میشود.
صلح اما آن تصویر سادهانگارانهای نیست که گاه در شعارها ترسیم میشود. صلح، چشم بستن بر اختلافها نیست؛ هنر مدیریت آنهاست.
صلحطلبی عقلانی نه از ترس رویارویی، بلکه از شناخت هزینههای ویرانگر خشونت سرچشمه میگیرد. این نگرش میداند که هر گلوله مسئلهای را موقتاً خاموش میکند، اما گفتوگو میتواند راهی برای حل پایدار آن بگشاید.
* بزرگترین توهم جنگ شاید این باشد که میپندارد امنیت را از دل ترس به دست میآورد؛ حال آنکه امنیت پایدار، فرزند اعتماد، عدالت و تفاهم است.
* آینده از آنِ کسانی خواهد بود که به جای شمارش موشکها، بر شمارش فرصتهای گفتوگو بیفزایند؛ زیرا آنچه جهان را نجات میدهد، قدرت فهمیدن دیگری است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27027-/صلح،-از-شکافِ-یک-گفتوگو-میگذرد
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw
| 2 | « مسئولان اقتصادی کشور نمیتوانند تنها به انتشار آمار بسنده کنند و از کنار پیامدهای اجتماعی آن بهسادگی عبور کنند »
برخورداری از یک زندگی شرافت مندانه و متناسب با کار حق طبیعی هر شهروند ایرانی است
حسین معافی/ مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی - اجتماعی
* سید حمید پورمحمدی، رئیس سازمان هدف مندی یارانهها، در گفتوگویی با شبکه یک سیما، عددی را اعلام کرد که شاید برای بسیاری از خانوادهها، بیش از یک آمار خشک باشد؛ بلکه بازتابی از زندگی روزمرهشان است: حداقل هزینه زندگی یک خانوار چهار نفره در اردیبهشت ۱۴۰۵، ماهانه حدود ۱۶۳ میلیون تومان است. یعنی برای هر نفر، چیزی حدود ۴۱ میلیون تومان در ماه. اگر خانواده را بر اساس میانگین جمعیتی کشور، یعنی ۳.۳ نفر در نظر بگیریم، این رقم به حدود ۱۳۵ میلیون تومان میرسد؛ باز هم رقمی که با دستمزدهای رایج، فاصلهای عمیق و نگرانکننده دارد.
* وقتی این عدد را میشکافیم، تصویر روشنتر میشود. مسکن با ۳۵.۵ درصد، بزرگترین سهم از هزینههای خانوار را به خود اختصاص داده است؛ یعنی بیش از یک سوم درآمد یک خانواده، تنها صرف سرپناه میشود.
خوراکیها با ۲۶.۶۴ درصد در رتبه دوم قرار دارند؛ نانی که باید بر سر سفره باشد، اما گاه با چانهزنی و حذف اقلام، به سختی تأمین میشود. حملونقل با ۹.۴۱ درصد، بهداشت و درمان با ۷.۱۴ درصد، پوشاک و کفش با ۴.۷۸ درصد و اثاثیه منزل با ۳.۹۳ درصد، سایر بخشهای این سبدِ سنگین را تشکیل میدهند.
نکته تلخ اینجاست که در این سبد، دیگر جایی برای «تفریح»، «رستوران» و حتی گاه «آموزش» فرزندان باقی نمیماند؛ مفاهیمی که روزی بخشی طبیعی از یک زندگی معمولی بودند، امروز به کالای لوکس تبدیل شدهاند.
* اکنون این پرسش اساسی مطرح میشود:
کدام حقوقبگیر در کشور ما، ماهانه ۴۱ میلیون تومان برای هر عضو خانواده درآمد دارد؟ واقعیت این است که بخش قابل توجهی از کارمندان دولت، کارگران بخش خصوصی، بازنشستگان و مزدبگیران، با حقوقهایی به مراتب پایینتر از این رقم روزگار میگذرانند. این یعنی میلیونها خانواده، نه در حاشیه فقر، بلکه در عمق خط فقر زندگی میکنند؛ خانوادههایی که با وجود اشتغال، از تأمین نیازهای اولیه خود عاجزند.
* اکنون زمان آن رسیده که این پرسشها، بیپاسخ نمانند:
- چرا با وجود اعلام رسمی خط فقر توسط نهادهای دولتی، سیاستهای دستمزدی همچنان با این واقعیت همخوانی ندارد؟
- چرا افزایش سالانه حقوقها، هیچگاه با نرخ واقعی تورم و هزینه زندگی متناسب نیست؟
- چه برنامه مشخصی برای کاهش این فاصله فاجعهبار در دستور کار دولت و مجلس قرار دارد؟
* زمان آن رسیده که این آمار، از صفحه تلویزیون و روزنامه، به میز تصمیمگیری راه یابد؛ پیش از آنکه فاصله فقر و درآمد، به شکافی جبرانناپذیر در بدنه جامعه تبدیل شود.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/اقتصاد/item/27026-/برخورداری-از-یک-زندگی-شرافت-مندانه-و-متناسب-با-کار-حق-طبیعی-هر-شهروند-ایرانی-است
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 567 |
| 3 | « جامعه، ارزش علم را نه در شعارهایش، بلکه در جایگاهی که برای اهل دانش قائل میشود، آشکار میکند »
بهای دانستن
رویا (محبوبه) پاکدل
* ثمرۀ این سالهای آموختن، زمانی معنا پیدا میکند که به نیرویی برای پیشرفت جامعه بدل شود. هر دستاورد علمی، پشتوانۀ ساعتهای بیشمار مطالعه، اندیشیدن، نقد، بازاندیشی و تجربه است. این مسیر، راهی کوتاه و کمهزینه نیست؛ بلکه سفری طولانی است که با صبوری، پشتکار و امید به اثرگذاری ادامه مییابد. از اینرو، پرسش اصلی نه این است که چه کسی مدرکی بالاتر دارد، بلکه این است که جامعه تا چه اندازه برای تخصص، توانایی و تجربهای که از دل این مسیر پدید آمده، جایگاهی واقعی قائل است. احترام به علم، پیش از آنکه در سخن و شعار جلوه کند، در تصمیمها، سیاستها و شیوه بهرهگیری از صاحبان دانش معنا پیدا میکند.
* در میان همۀ نهادهای اجتماعی، آموزش و پرورش بیش از هر جای دیگر باید آیینه این نگاه باشد. مدرسه، صرفاً محل انتقال مطالب درسی نیست؛ نخستین میدان شکلگیری اندیشه، گفتوگو، مسئولیتپذیری و فرهنگ یک جامعه است و معلم، اصلیترین سرمایۀ این میدان. هر اندازه فرصت آموختن، پژوهش و رشد علمی برای معلمان جدیتر گرفته شود، کیفیت آموزش نیز بالاتر خواهد رفت. از همین رو، هر سیاستی که دانش و تخصص معلم را به رسمیت بشناسد، در حقیقت بر آیندۀ آموزش و پرورش و سرمایه انسانی کشور سرمایهگذاری کرده است و هرگاه این سرمایه کمتر از ظرفیت واقعی خود دیده شود، نخستین زیان آن متوجه مدرسه و نسل آینده خواهد بود.
* با این همه، واقعیتی آرام و کمصدا، سالهاست ذهن بسیاری از اهل آموزش را به خود مشغول کرده است. آیا میان رنج آموختن و جایگاهی که برای این آموختن در ساختار حرفهای تعریف شده، تناسبی وجود دارد؟
اگر دانش، سرمایه نظام آموزشی است، سهم این سرمایه در تصمیمها، مسئولیتها و حتی امنیت شغلی و معیشتی صاحبان آن کجاست؟ این پرسش، نه از سر مقایسه و نه از سر مطالبۀ امتیاز، بلکه از دل تأملی برمیخیزد که آینده آموزش را با جایگاه دانش پیوند میزند.
در بسیاری از نهادهای تخصصی، افزایش دانش پایان یک مسیر نیست، آغاز مسئولیتی تازه است. تخصص، امکان حضور در عرصههای پژوهش، برنامهریزی، تصمیمسازی و نقشآفرینیهای گستردهتر را فراهم میکند و همین نگاه، انگیزۀ آموختن را زنده نگه میدارد. احترام به دانش، بیش از آن که در شعارها جلوه کند، در شیوه بهرهگیری از صاحبان دانش معنا پیدا میکند. شاید از همین روست که هرجا علم مجال اثرگذاری یافته، هم انگیزه برای آموختن پایدار مانده و هم کیفیت آن مجموعه، مسیر رشد را با اطمینان بیشتری پیموده است.
* با این حال، مسئله تنها معیشت نیست؛ هرچند نمیتوان نقش آن را در آرامش و انگیزه معلم نادیده گرفت. موضوع اصلی، نسبتِ میان دانش، منزلت و جایگاه حرفهای است. جامعهای که از ارزش علم سخن میگوید، ناگزیر باید این باور را در تصمیمهای اجرایی، فرصتهای شغلی، نظام پرداخت و شیوه بهرهگیری از نیروهای متخصص نیز نشان دهد در غیر این صورت، میان آنچه گفته میشود و آنچه در عمل رخ میدهد، فاصلهای شکل میگیرد که نخستین پیامد آن، کاهش انگیزه برای آموختن، پژوهش و نوآوری خواهد بود.
* در این میان، سخن از برتری گروهی بر گروه دیگر نیست. همه معلمان، فارغ از مدرک تحصیلی، با تعهد و مسئولیت در مسیر تعلیم و تربیت گام برمیدارند و شایسته احتراماند. آنچه نیازمند بازنگری است، برقراری تناسبی منطقی میان دانش، مسئولیت، فرصت و جایگاه حرفهای است؛ همان اصلی که شالودۀ شایستهسالاری در هر نظام کارآمد به شمار میآید. هرچه این تناسب دقیقتر رعایت شود، آموزش و پرورش نیز بهره بیشتری از توان علمی معلمان خود خواهد برد و مدرسه، بیش از پیش، به کانون اندیشه، خلاقیت و یادگیری تبدیل خواهد شد و سرانجام، دو پرسش همچنان باقی است:
سوال نخست، اگر مدرسه خانه علم است، آیا نباید دانش در همین خانه بیش از هر جای دیگر دیده و ارج نهاده شود؟
سوال دوم، اگر ثمرۀ سالهای متمادی آموختن و پژوهش، در ساختار نظام آموزشی چندان دیده نشود، چگونه میتوان انتظار داشت که علم، همچنان ارزشمندترین سرمایه در نگاه نسل آینده باقی بماند؟
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27025-/بهای-دانستن
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 136 |
| 4 | « نظام آموزشی امروزی با کاهش زمانهای مطالعه کلاسی و حذف مواجهه های فکری دشوار، عملاً به این عقبگرد شناختی دامن زده است »
زوال تدریجی توانایی خواندن: چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمیتوانند کتاب بخوانند؟
Frank Landymore
* آمارهای جدید نشان دهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسل شناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتابخوانی سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتابهایی دشوارتر از کتابهای دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نم انده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحهای هم برنمیآیند.
* طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانشآموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتابهای بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شدهاند و طعم چالشهای ادبی بزرگتر را نمیچشند. دختران هم سن آنها گرچه انتخاب های متنوعتری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند.
بررسیها نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه میکنند و نمرات خواندن دانشآموزان سال آخر دبیرستان به پایینترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است.
* سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار میکند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانیمدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت میشوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن میشوند.
* وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیهای شبکههای اجتماعی و اسکرول بیانتها بمباران میشود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو میپاشد. جالب این که طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف میکند.
* در کنار گوشیهای هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانشآموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چتباتها میخواهند تا متون را برای آنها خلاصه کنند یا مقالات شان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم میکند.
* مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه امآیتی بر روی داوطلبانی که از چتباتها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده میکردند، حقایق تکاندهندهای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش مییابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند.
این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاشهای ذهنی به چتباتها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی میشود.
* کارشناسان هشدار میدهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسلهای آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فن آوری و اختصاص زمانهای مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشمپوشی است.
متن کامل پژوهش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/پژوهش/item/27024-/زوال-تدریجی-توانایی-خواندن-چرا-نوجوانان-و-دانشجویان-دیگر-نمیتوانند-کتاب-بخوانند؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 162 |
| 5 | « این همان حقیقت زیبای اهدای عضو است ؛ پایانی که آغاز زندگی برای دیگران میشود »
پرواز " امیرحسین طاهری " تجلی والای انسانیت، ایثار و مسئولیت پذیری اجتماعی
علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی
* گاهی عظمت یک انسان را نه در طول عمر، بلکه در اثری که از خود بر جای میگذارد، باید جستوجو کرد.
* امروز جامعه ما بیش از هر زمان دیگری به فرهنگ سازی در زمینه اهدای عضو نیاز دارد. فرهنگ اهدای عضو از آگاهی آغاز میشود؛ از گفتوگوهای صمیمانه در خانواده، شناخت مفهوم مرگ مغزی، اعتماد به جامعه پزشکی و باور به اینکه حتی پس از پایان زندگی نیز میتوان زندگی بخش بود. هرچه آگاهی عمومی افزایش یابد، خانوادههای بیشتری در آن لحظات دشوار، تصمیمی آگاهانه و نجاتبخش خواهند گرفت.
* ایثار خانواده محترم طاهری، تنها نجات جان چند بیمار نبود؛ آنان به همه ما آموختند که حتی در تلخترین لحظات زندگی نیز میتوان امید آفرید. این خانواده بزرگوار نشان دادند که عشق به هم نوع، مرزهای اندوه را درمینوردد و از دل یک مصیبت، میتوان نهال زندگی را در دلهای دیگر کاشت.
بهترین ادای احترام به یاد زندهیاد امیرحسین طاهری، تنها اشک ریختن نیست؛ بلکه ترویج فرهنگ اهدای عضو، افزایش آگاهی عمومی و تشویق جامعه به ثبت و اعلام این تصمیم انساندوستانه است. این فرهنگ، سرمایهای برای آینده جامعه و نشانهای از بلوغ اخلاقی و مسئولیتپذیری شهروندان است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27023-/پرواز-امیرحسین-طاهری-تجلی-والای-انسانیت،-ایثار-و-مسئولیت-پذیری-اجتماعی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 130 |
| 6 | با این نگاه، اگر تعارف را کنار بگذاریم و با خود صادق باشیم، باید بپذیریم که با وجود همه ادعاهای تاریخی و فرهنگی، هنوز «ملتی مستضعف» هستیم
مستضعف حقیقی کیست ؟
طاهره شیخ الاسلام / نویسنده - استرالیا
* تعریف ما از «مستضعف» سالهاست که بهاشتباه به معیارهای اقتصادی و جیبهای خالی گره خورده است؛ اما حقیقت این است که مستضعف لزوماً کسی نیست که پول ندارد، بلکه کسی است که «ضعیف نگه داشته شده» و از آموزشهای بنیادین برای یک زندگی متمدنانه محروم مانده است.
* مردمی که شنیدن نقد و پاسخدادن آرام به آن را تمرین نکردهاند، زباله نریختن در مکانهای عمومی را به یک ارزش نهادینه تبدیل نکردهاند، و نیاموختهاند مستقل فکر کنند و بیهراس نظر خود را بیان کنند، در معنای عمیق کلمه، مستضعفاند.
* ما زمانی ضعیف نگه داشته میشویم که یاد نمیگیریم از دنبالهروی کورکورانه فاصله بگیریم و جهان را فراتر از تقسیم بندی های سیاه و سفید، یعنی «خوبِ مطلق» و «بدِ مطلق»، ببینیم.
* وقتی زندگی روزمرهمان پر است از برچسبزدن و قضاوت دیگران، و سرک کشیدن به حریم خصوصی آنان، فحاشی و تخریب افراد در فضای مجازی بهدلیل مخالفت با نظرشان، غیبت کردن و نان را به نرخ روز خوردن، و ... یعنی از نظر فرهنگی و مهارتی در فقری عمیق به سر میبریم.
* این ندانستنها و نتوانستنها انتخاب آگاهانه ما نبوده، بلکه نتیجه ی زنجیرهای از نظام های آموزشی ناکارآمد و فرهنگ های سنتیِ اصلاح نشدهای است که ما را چنین پرورش دادهاند.
* راه برونرفت نه در شعار، بلکه در یادگیری هزاران رفتار کوچک و نادیده گرفته شده است:
پذیرش نقد، تمرین مدارا، احترام به حریم خصوصی، رعایت حقوق دیگران، مسئولیتپذیری، و جرأت اندیشیدن مستقل و...
* بیاییم از همین امروز، با کوچکترین انتخابهایمان، این استضعاف را به توانمندی فردی و اجتماعی تبدیل کنیم؛ زیرا جامعهای که شهروندانش در این سطوح رشد کنند، دیگر برای تغییر چشم انتظار قدرتی بیرونی نخواهد ماند، بلکه خود منشأ تحول خواهد شد.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/27019-/مستضعف-حقیقی-کیست-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 199 |
| 7 | 没有文字... | 215 |
| 8 | اگر از «کاپیتالخوانی ایدئولوژیک» به «شاهنامهخوانی ایدئولوژیک» برسیم، تنها کتاب تغییر کرده است، نه شیوه اندیشیدن
در جست و جوی معنا و توانایی زیستن خردمندانه برگرفته از " فردوسی " و " شاهنامه "
رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* گروه نخست، راه رهایی را در بازگشت به گذشته میبیند و گرایش محافظهکارانه پیدا میکند؛ گروه دوم، در سودای ساختن جهانی نو، به سوی رویکردهای رادیکال میل میکند. اما هر دو، اگر از ترازوی خرد و نقد فاصله بگیرند، به جای گشودن راهی برای برونرفت، ممکن است جامعه را در چرخهای از توهم، تقابل و دور شدن از واقعیت گرفتار کنند.
* ارزش یک نظریه در آن است که قدرت توضیح و پرسش گری ما را افزایش دهد، نه آنکه خود به جای حقیقت بنشیند.
* امروز گسترش محافل شاهنامهخوانی در شهرهای مختلف ایران، بیتردید نشانهای امیدبخش از بازگشت جامعه به ریشههای فرهنگی خویش است.
* آیا شاهنامه را میخوانیم تا در آیینه آن، انسان، قدرت، عدالت و اخلاق را بهتر بشناسیم؟ یا آن را به ابزاری برای تأیید باورهایی تبدیل کردهایم که پیش از خواندن، به آنها رسیدهایم؟
این پرسش در یکی از نشستهای شاهنامه خوانیکرج برای نگارنده عینیت یافت؛ آنجا که یکی از نقالان افراطی در دفاع از ضرورت حفظ نظام پادشاهی گفت:«برای حفظ پادشاهی، حتی باید ضحاک ماردوش را نیز تحمل کرد.»
این سخن، فارغ از نیت گوینده، بازتاب قرائتی است که استمرار قدرت را بر عدالت مقدم مینشاند؛ در حالی که روح شاهنامه و جهانبینی فردوسی، بر چنین برداشتی صحه نمیگذارد.
اگر پادشاهی، صرفاً به دلیل پادشاهی بودن، ارزش مطلق داشت، داستان ضحاک، خیزش کاوه و ظهور فریدون چه معنایی مییافت؟
فردوسی در سراسر شاهنامه، مشروعیت فرمانروایی را نه از زور و تبار، بلکه از «داد» و «خرد» میگیرد.ضحاک، نماد قدرتی است که از عدالت تهی شده و برای بقای خویش، انسان را قربانی میکند. در برابر او، کاوه آهنگر نه یک شخصیت صرفاً تاریخی یا اسطورهای، بلکه نماد وجدان بیدار جامعهای است که در برابر بیداد، خاموش نمیماند.
* در جهانبینی فردوسی، عظمت انسان نه در قدرت، بلکه در دادگری و خردورزی است.
* این دیدگاه، هرچند محل بحث و نقد است، پرسشی مهم را پیش روی ما میگذارد:
نسبت میان اسطوره و واقعیت تاریخی چیست؟ آیا آثار حماسی صرفاً بازتاب شکستها و کمبودهای تاریخی یک ملتاند یا میتوانند نیرویی برای بازسازی هویت، اخلاق و امید اجتماعی باشند؟
بیتردید شاهنامه را نمیتوان تنها به عنوان جبران روانی یک ملت در برابر ناکامیهای تاریخی تفسیر کرد؛ همانگونه که نمیتوان آن را صرفاً کتابی برای ستایش گذشته دانست.
شاهنامه، در کنار روایت پهلوانی و حماسی، سرشار از هشدار درباره پیامدهای خودکامگی، بیخردی، غرور قدرت و فروپاشی اخلاقی فرمانروایان است.از این منظر، حتی نقدهای تند نسبت به کارکرد اجتماعی شاهنامه نیز میتواند فرصتی برای بازخوانی عمیقتر این اثر باشد؛ زیرا ارزش یک میراث فرهنگی بزرگ، در آن نیست که همه درباره آن یکسان بیندیشند، بلکه در توانایی آن برای برانگیختن پرسش، گفتوگو و تأمل است.
* شاید مهمترین نکته آن باشد که نه شاهنامه را به جای خرد بنشانیم و نه خرد را از گفتوگو با میراثهای فرهنگی محروم کنیم.
جامعهای که بتواند هم قهرمانان خود را نقد کند و هم از تجربههای تاریخی و فرهنگی خویش بیاموزد، به جای گرفتار شدن در افسانهسازی یا خودتحقیری تاریخی، راه شناخت واقعبینانهتری از خویشتن خواهد یافت.
گذشته، زمانی سرمایه است که موضوع شناخت و نقد باشد، نه موضوع پرستش.
آینده نیز زمانی راهگشا خواهد بود که بر پایه خرد محاسبهگر، تجربه تاریخی و برنامهریزی واقعبینانه بنا شود، نه بر وعدههای یک آرمانشهر دستنیافتنی.
شاید بزرگترین نیاز جامعه امروز، رهایی از مطلقاندیشی باشد؛ چه مطلقسازی گذشته و چه مطلقسازی آینده.
جامعهای که گذشته را نقد کند، اکنون را بفهمد و آینده را عاقلانه بسازد، کمتر در دام دوگانههای فرساینده گرفتار خواهد شد.
* شاهنامه، کتاب پاسخهای بسته نیست؛ کتاب پرسشهای ماندگار است. پرسش از نسبت قدرت و عدالت، انسان و سرنوشت، دولت و ملت، پهلوانی و اخلاق.
از همین روست که فردوسی سخن خویش را با ستایش «جان و خرد» آغاز میکند؛ زیرا در دستگاه فکری او، خرد داور نهایی همه چیز است؛ حتی شاهان و پهلوانان.
امروز بیش از حافظان شاهنامه، به مفسران خردورز آن نیازمندیم؛ کسانی که این اثر سترگ را نه برای اثبات باورهای خویش، بلکه برای سنجش و پالایش اندیشههای خود بخوانند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/دیدگاه/item/27018-/در-جست-و-جوی-معنا-و-توانایی-زیستن-خردمندانه-برگرفته-از-فردوسی-و-شاهنامه
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 4 135 |
| 9 | « چرا امروز هیچ دانایی توانا نیست و از دانش، دل هیچ پیری جوان نمی گردد؟! »
تقابل بین معلمان و اساتید دانشگاه در مساله " افزایش حقوق " ... وقتی نگاه غالب برای " آموزش " تخم دو زرده " نمی کند ؟!
مینو امامی
* در لا به لای بیان نظر، داستان دائمی بیکاری معلمان توسط مخالفان نشانه رفته است و تعطیلی غیرمترقبه و غیراستاندارد مدارس تا حدود چهار ماه، شدت انتقادات را بیشتر کرده است. هر چند دانشگاه ها نیز همانند مدارس قبل و بعد از دو جنگ اخیر، قربانی تعطیلی های بسیار با عناوینی بیشتر غیرموجه بوده اند. قرار گرفتن این دو گروه آموزشی در مقابل هم فقط و فقط به ضرر دانش آموزان و دانشجویان است که روز به روز در اندازه گیری های مختلف، تنزیل رتبه می یابند.
* با دقت در هر یک از شاخص های تعیین کننده رتبه جهانی دانشگاه های برتر، یک حقیقت آشکار می شود. وقتی رتبه اولین دانشگاه برتر ایران در سطح جهان 314 و رتبه ششمین دانشگاه برتر ایرانی در جهان 783 است، طبیعی است که هیچ دانشجویی از آمریکا، کانادا، استرالیا و انگلیس و... داوطلب حضور در دانشگاه های ایران نباشد. برعکس دانشجویان کشورهایی که در تشابه فرهنگی نزدیک با ما به سر می برند فضای دانشگاه های ما را با حضور انبوه خود غیرقابل تنفس نمایند. به طور مثال، حضور تعداد بی شماری از دانشجویان عراقی در دانشگاه تبریز که صدای اعتراض دانشجویان ایرانی را پاییز 1404 بلند کرده بود.
* یکی دیگر از این رتبه بندی ها؛ QS است که از شناخته شده ترین منابع جهانی برای مقایسه دانشگاهها است و در تصمیمگیری بسیاری از دانشجویان بینالمللی نقش به سزایی دارد. بررسی آخرین نتایج کیو اس 2027 نشان میدهد که تمام دانشگاههای ایرانی در رتبهبندی دانشگاهی دچار افت رتبه شدهاند. دانشگاه تهران از نظر کیفیت 45 رتبه سقوط کرده است. دانشگاه شریف و امیرکبیر هم با افت مواجه شده اند.
* بدون پرده اعتراف کنیم که بیشتر ما درست نیندیشیده ایم، سنگر درستی در قبال تعهد نسبت به علم نگرفته ایم و در گرداب دام 48 ساله نظام جمهوری اسلامی مبنی بر اولویت بخشیدن به اصل معیشت افتاده ایم.
نگاه من و شما خودخواهانه بوده است و فقط در منزلِ اولِ تأمینِ معاش برای زندگی و زندگی برای تأمین معاش در جا زده ایم. تعالی روح آموزش بسیار فراتر از دریافت حقوق فعلی و حقوق ایده آل دست نیافتنی در آینده است. وابسته نگه داشتن معلم و استاد دانشگاه به ریال دریافتی یعنی تهی سازی آنان از بار ارزشی جایگاهی که اصرار به پیامبر گونه دانستن آن داریم.
هیچ کشوری با رتبه های برتر دانشگاهی در قاره های مختلف جهان، معلم و استاد را پیامبر اعلام نکرده اند اما به آنان آموزش های لازم را داده اند، امکانات آموزشی و تدریس مدرن را فراهم ساخته اند، فن آوری آموزشی را جایگزین ایدئولوژی و سیاست در نظام آموزشی کرده اند و معلم را با وسواس ارزش علمی نه حراستی برگزیده اند.
* دانشگاه های برتر جهان، مدیون نگاه کیفی به نوع، حجم و محتوای آموزشی در مدارس خود هستند. حقوق معلم و استاد در این کشورها دغدغه نان شب آنان نگردیده است. آنان با توجه به استانداردهای شغلی و تعریف درخور انسانی از رفاه اجتماعی در کشور خود از چنان حقوق ماهانه ای برخوردارند که اولین نگرانی احتمالی، عدم آمادگی برای تدریس فرداست نه تنظیم پرداخت قسط چندم وام مسکن یا خودرو.
* معتقدم اگر حرص و ولع های فردی در این جامعه نباشد، هیچ امتیاز و رتبه ای برای این کشور کسب نمی شود. در حیطه های ورزشی، آموزشی، پژوهشی، تولیدی و فن آوری؛ اشخاصی بیشتر از بقیه تلاش می کنند و مدال طلا یا رتبه برتر کسب می کنند. اما در سطح ملی و جمعی، ما روح همکاری و همدلی و همراهی نداریم. برای همین ملتی خودخواه هستیم و فقط به برتری خویشتنِ خویش معتقدیم.
* معلمان و اساتید دانشگاه هر دو مقصرند چون هر بار اجازه داده اند تا سیاست و اقتصاد برای زندگی شخصی و اجتماعی آنان تصمیم گیرنده نهایی باشند. امروز چگونه وضعیتی در دانشگاه ها و برای اساتید حاکم است نمی دانم ؛ طی سال های 65 تا 69 ایده آل یک استاد دانشگاه ثبت نام یا دور زدن موانع ثبت نام برای دریافت زمین ارزان یا چندمین خودرو از سوی دانشگاه بود. دولت از هر یک از افراد بنگاه اقتصادی می ساخت که تمامی همّ و غم آنان کسب سود و پول بیشتر، دریافت چندین قطعه زمین و مسکن و خودرو بوده است. دریافت وام های گوناگون، کوری خودخواسته اساتیدی بوده است که خود را در گردابِ «اقتصاد هدف است» انداخته است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27017-/تقابل-بین-معلمان-و-اساتید-دانشگاه-در-مساله-افزایش-حقوق-وقتی-نگاه-غالب-برای-آموزش-تخم-دو-زرده-نمی-کند-؟
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 263 |
| 10 | گزارش ویژه از بازدید شرکت ماهر صنعت فولاد سپهر (ماهر صنعت کانتین)
کانون حقوق شهروندي؛ صدای تولید، حامی کارآفرینان و پل ارتباطی با مسئولان کشوری و استانی
علی دلیری زنجانی/ مسئول کانون حامیان حقوق شهروندی
* در بررسیهای عمیقتر، کانون حقوق شهروندی با واقعیتی برخورد کرد که فراتر از یک گزارش اقتصادی ساده است. در دوران سخت و بحرانی همچون جنگ ۱۲ روزه و همچنین دوران جنگ رمضان، زمانی که اکثریت شرکتها و واحدهای صنعتی با رویکرد «تعدیل نیرو» و «کاهش هزینهها» سعی در حفظ سود خود داشتند، مدیریت جوان و باتجربه این مجموعه، جناب مهندس کامیار، مسیری متفاوت را برگزیدند.
ایشان با نگاهی انسانی و مسئولیتپذیر، برخلاف جریان رایج، حتی با تأمین هزینهها از جیب شخصی خود، اجازه ندادند حقوق ماهیانه کارگران قطع شود. این اقدام، نه تنها باعث حفظ ثبات تولید شد، بلکه اعتماد و وفاداری بینظیری را میان کارکنان و مدیریت ایجاد کرد. ما در کانون حقوق شهروندی، این رویکرد را یک «الگوی ملی» برای سایر مدیران صنایع میدانیم؛ جایی که مدیریت، یعنی ایستادگی در کنار کارگر در سختترین شرایط.
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27007-/کانون-حقوق-شهروندي؛-صدای-تولید،-حامی-کارآفرینان-و-پل-ارتباطی-با-مسئولان-کشوری-و-استانی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 254 |
| 11 | علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در نشست خبری : زیر مجموعه ی خود شما در ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات تخلف می کند و قانون را زیر پا می گذارد ! اگر این اداره کل به آن سطح رسیده بود که مدیران مستقر در آموزش و پرورش از شما حساب می بردند ، دیگر ما به آن مرحله نمی رسیدیم که قانون نقض شود !
روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش : در مورد ضرب و شتم آن معلم عنبرآبادی قطعا تخلف شده و رسیدگی می شود
صدای معلم گزارش می کند ؛
* گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست خبری مشترک رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی و رضا روستایی مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش با موضوع تشریح دستورالعملهای پروژه مهر به ویژه فرایند ثبت نام دانش آموزان امروز دوشنبه یکم تیر ماه ساعت 8 صبح در سالن جلسات مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی این وزارتخانه برگزار گردید .
همچون روال پیشین در هنگام ورود گیت بازرسی فعال بود اما این بار کیف خبرنگاران مورد بازرسی قرار نگرفت اما برخورد افراد مستقر در درب ورودی چندان دوستانه و شایسته نبود .
در این نشست مدیر کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش تاکید کرد : « اولین و مهم ترین چیزی که برای همکاران خودمان تعریف کردیم و بر آن خیلی تاکید و اصرار داریم « فرهنگ پاسخ گویی و سلامت اداری » است .
تاکید جدی داریم که ما موظف به پاسخ گویی به ذی نفعان و مخاطبین اصلی خودمان هستیم . و در همین راستا ، « اقناع سازی مخاطب » با هدف « دوری از ناکارآمد نشان دادن مجموعه » را تعریف کردیم .
حتما مخاطبی که به من به عنوان پاسخ گویی به شکایات یا بازرس و یا ارزیاب مراجعه می کند ، « نگاه » اقناع سازی مخاطب را تعریف کردیم .
و « نگاه پیش گیرانه و هدایت گرانه » .
توصیه جدی به همکاران مان کردیم که ما دنبال « مچ گیری » ، « برخورد تند و خشن » و « سریع » نیستیم .
نگاه مان پیش گیرانه و هدایت گرانه است . در صورتی که نتوانست مخاطب ما با این فرایند پیش برود ، قطعا برخورد اداری و متناسب را خواهیم داشت .
* صدای معلم:
شما به نقض قوانین اشاره کردید و این جا گفتید که می خواهیم اقناع سازی کنیم اما من از صحبت های شما قانع نشدم .
سوال این است که یک مدیر در سیستم آموزشی چرا باید نقض قانون کند ؟
چرا باید آن مدیر جرات پیدا کند که قانون را زیر پا بگذارد و بر اساس سلیقه و یا نظر خودش عمل کند ؟
منظورم فقط شما نیستید و این شامل همه مدیران قبلی است.
اگر این اداره کل به آن سطح رسیده بود که مدیران مستقر در آموزش و پرورش از شما حساب می بردند ، دیگر ما به آن مرحله نمی رسیدیم که قانون نقض شود.
اصل و اساس کارمان بر اساس قانون است . معیار و میزان کننده روابط و تنظیم کننده معادلات همان قانون است. اصل این است و اگر این نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود.
انتظار هم ندارم که شما بر خلاف پروتکل های اداری مرسوم و رایج صحبت کنید !
از شما به عنوان یک مسئول می پرسم که ریشه این کار کجاست ؟
وقتی من می گویم اصل پارکینسون ... سخن این است که وقتی سیستم بیش از حد بوروکراتیک و دست و پاگیر می شود دیگر اصل هدف فراموش می شود و در آن فساد حاصل می شود و تبعات بعدی را در پی خواهد داشت .
* حکیم زاده:
در مورد سوالی که جنابعالی پرسیدید ؛ ما در سال تحصیلی جاری در استان هایمان تفاوت داشتیم. مثلا استانی مانند خوزستان را داشتیم که قبل از شروع جنگ تحمیلی رمضان ما 31 روز مدرسه را تعطیل داشتیم به دلایل مثل آلودگی هوا و شرایطی از این قبیل .
برخی استان های ما به دلیل شیوع آنفولانزا تعطیل شدند ؛ ناترازی انرژی و شرایط جنگی .... چهار موردی بود که باعث شد که ما تعطیلی های بیش از حد داشته باشیم بنابراین من در مجموع نمی توانم بگویم که همه استان ها مثل هم بودند . اما با توجه به این که سال تحصیلی را در مهرماه شروع کردیم و تا نهم اسفند مدارس به صورت حضوری تشکیل شدند و بعد از آن به صورت مجازی ما به طور متوسط 45 روز آموزش در فضای مجازی را تا نهم خرداد داشتیم و 81 روز آموزش حضوری را داشتیم که این 81 روز از یک استان تا استان دیگر متفاوت است و ما تا قبل از آن در دی ماه آمار دقیق استان ها را گرفته بودیم و مستحضر هستید که وزارت آموزش و پرورش نسبت به تعطیلی مدارس معترض است . ...
صدای معلم:
یعنی از 180 روز تقویم آموزشی، 81 روز مدارس باز بودند ؟
متن کامل گزارش را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/گزارش-گفت-گو/item/27004-/روستایی-مدیر-کل-ارزیابی-عملکرد-و-پاسخ-گویی-به-شکایات-وزارت-آموزش-و-پرورش-در-مورد-ضرب-و-شتم-آن-معلم-عنبرآبادی-قطعا-تخلف-شده-و-رسیدگی-می-شود
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 310 |
| 12 | روایتی از حضورِ فرماندهانِ حوزه قدس قرهپشتلو در حماسه پانزدهم تیر ؛
تجلیِ عزمِ زنجانیها در قلبِ تپنده ایران
علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی
* - در این فضای عظیم و پرشکوه، تنها حضور برجسته و سازمانیافته «فرماندهان پایگاههای حوزه قدس قرهپشتلو» از استان زنجان مورد توجه قرار گرفت؛ فرماندهانی که در دل این جمعیت میلیونی، در کنار سایر نیروهای حاضر، نقش نظارتی و همراهی میدانی خود را ایفا کردند و جلوهای از انسجام و هماهنگی را به نمایش گذاشتند.
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/27003-/تجلیِ-عزمِ-زنجانیها-در-قلبِ-تپنده-ایران
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 255 |
| 13 | آنان که شهر را میساختند...
در سوگ " محمود دادگو "
رضا قاسم پور / خبرنگار صدای معلم
* شهرها را تنها با سیمان، آسفالت و فولاد نمیسازند؛ با اعتماد میسازند. با خاطره، با اخلاق و با مدیرانی که پیش از آن که به نقشه خیابانها بیندیشند، دل نگران نبض زندگی مردم باشند.از همین روست که گاه با خاموش شدن یک انسان، تنها چراغ خانهای خاموش نمیشود؛ چراغ بخشی از حافظه یک شهر فرو مینشیند.
* در میان همه سخنانش، دو جمله بیش از هر چیز در ذهنم ماندگار شد:
«برای ریاست نیامده بودم؛ برای کار آمده بودم.»و...«با مردم بودن، حلال مشکلات است.»اینها شعار نبودند؛ عصاره یک عمر زیستن بودند.
او شهر را مجموعهای از خیابانها و ساختمانها نمیدید؛ شهر، در نگاه او، موجودی زنده بود؛ با روح، با فرهنگ و با مردمی که باید در متن تصمیمها قرار گیرند، نه در حاشیه آنها.از همین رو، تقسیم کرج به مناطق شهری، توسعه فضاهای سبز، گسترش خدمات عمومی، توجه به زیرساختهای فرهنگی و تأسیس فرهنگ سرای کوثر، صرفاً پروژههای عمرانی نبودند؛ تلاشی برای ساختن هویت شهری بودند.اما شاید یکی از کمتر شنیده شدهترین جلوههای مدیریت او، نه در کرج، بلکه در سالهای فعالیتش در حوزه آب رقم خورد.
* شاید این، تنها یک عملیات فنی به نظر برسد؛ اما در حقیقت، جلوهای از منش مدیری بود که رنج مردم را مسئله شخصی خود میدانست. او باور داشت که هیچ مشکلی، اگر بتوان گرهی از آن گشود، ارزش چشمپوشی ندارد.
* یکی از زیباترین قابهایی که از او در ذهنم مانده، دیدارش با استاد رحیم رشتچی، معلم ۹۶ ساله دوران تحصیلش بود.در آن لحظه، نه شهرداری وجود داشت، نه ریاست شورا و نه هیچ عنوان اداری.تنها شاگردی بود که با تمام وجود، در برابر معلمش سر تعظیم فرود آورده بود.شاید راز ماندگاری چنین مدیرانی را باید در همین فروتنی جستوجو کرد.
* سالها پیش، پاسخ این انتخاب را داده بود: «برای ریاست نیامده بودم؛ برای کار آمده بودم.»
چه بسیار کسانی که برای رسیدن به قدرت، از اخلاق میگذرند؛ و چه اندکاند آنان که برای حفظ اخلاق، از قدرت میگذرند.
امروز که او در میان ما نیست، کرج تنها یکی از مدیران پیشین خود را از دست نداده است؛ بخشی از حافظه اخلاقی خود را بدرقه کرده است.
کارنامه او را میتوان در خیابانها، بوستانها، فرهنگ سراها و طرحهای توسعه شهری جستوجو کرد؛ اما میراث واقعیاش در جای دیگری است؛ در اعتماد مردم، در نجابت رفتارش، در فروتنی شخصیتش و در خاطرات بیشماری که از نیکیهای او در ذهن دوستان و همکارانش باقی مانده است.
روزگار، نام بسیاری از صاحبان قدرت را از حافظه تاریخ خواهد زدود؛ اما آنان که دل مردم را آباد کردند، در حافظه شهرها جاودانه میمانند.
شاید راز جاودانگی همین باشد؛ اینکه انسان، پس از رفتنش، نه در آرشیو احکام اداری، بلکه در حافظه مردم زندگی کند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/27002-/در-سوگ-محمود-دادگو
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 2 913 |
| 14 | « آنان لعن و نفرین نمی فرستند. قضاوت منفی نمی کنند. غرور بی جا ندارند. نیازی به شرم کردن هم نمی بینند »
فاتح واقعی جام جهانی 2026 ؛ " ژاپنی ها " بودند با فرهنگ برتری که به نمایش گذاشتند !
مینو امامی
* سرایت و انتقال فرهنگ به زمینه های متعددی نیاز دارد. ترویج فرهنگ خودی در جام جهانی یکی از این موارد است.
ژاپنی ها تنها ملتی هستند که بعد از اتمام زمان قانونی بازی و بدون توجه به نتیجه برد یا باخت تیم ملی خود، همیشه آماده هستند تا زباله های محل اسکان تماشاگران خود را جمع آوری کنند. آنان لعن و نفرین نمی فرستند. قضاوت منفی نمی کنند. غرور بی جا ندارند. نیازی به شرم کردن هم نمی بینند.
* جالب این که بسیاری از ما می دانیم زباله ریختن در هر زمان و مکانی، امری غیرعادی است اما هنگام ریختن زباله، به طبیعی یا غیر طبیعی بودن آن نمی اندیشیم. گویی ذات ما برای رهایی از بار سنگین هر نوع احساس ناخوشایند درونی، ریختن زباله را برای فرافکنی خشم، کینه، نفرت و عدم رضایت از زمین و آسمان شرطی لازم و ضروری می شناسد.
سوال دیگر من این است چرا این عادت و فرهنگ عمومی ژاپنی ها بر هیچ ملت دیگری حتی بر روی تماشاگران و مردم کره جنوبی علیرغم تشابه فرهنگی، اثر نمی گذارد؟ شاید چون سرایت و انتقال فرهنگی نیاز به زیرسازی اخلاقی، رفتاری و تثبیت عادات مثبت و پسندیده در دوران کودکی دارد. چون دیگر جوامع چنین بارارزشی را از همان آغاز دوره پیش دبستانی در وجود کودکان خود درونی نمی کنند. لذا علیرغم پیشرفته بودن و داشتن آموزش برتر در برخی از 47 تیم حاضر در جام جهانی، حتی با هم نشینی در کنار ژاپنی ها، چنین رفتاری را رویه عادی نمی شمارند. مگر آن که فرد یا گروهی از جمعیت این 47 کشور دوستدار محیط زیست باشند و متفاوت بیندیشند.
* تنها پس از پایان مسابقه است که این کیسهها کاربرد نهایی خود را پیدا میکنند و برای جمعآوری زبالههای باقیمانده روی سکوها مورد استفاده قرار میگیرند. آنان عاشق تمیزی هستند. فرهنگی که مسئولیت حفظ پاکیزگی محیط را وظیفهای جمعی میداند و همه افراد، خود را در قبال آن مسئول میبیند.
* در جوامعی که سایه فرهنگ در زندگی افراد کم رنگ است، مردم در قبال این لغت که اساس زندگی آنان را تشکیل می دهد و هر رفتار جزیی و کلی یا فردی و جمعی خود را مدیون آن هستند، مات و مبهوت از خود می پرسند فرهنگ یعنی چه؟ طبیعی است که اهمیت دادن به آن توسط مراجع نظارتی، هیچ شمرده شود. فرهنگ و آموزش دو بال خاص و متفاوت انسان ها در جوامعی است که اثرگذارند، فرصت آفرینند، خلّاق و نوآورند و مسیر علم و دانش را با تلاش متعهدانه خود تغییر جهت در فاز مثبت و سازنده می دهند.
* بیشتر ما فوتبال را افیون توده ها می شماریم و از نقش آن در ایجاد دگرگونی و انتقال فرهنگ غافلیم. ما بعد از هر شکست به دنبال پیدا کردن مسبّب اصلی هستیم. تا زمانی که تمام همّ و غم فدراسیون فوتبال ما فقط رسیدن به مرحله بعدی است، طبیعی است که با یک پیروزی یا چند تساوی، قدرت ادامه رقابت را نداشته باشیم.
وقتی خود ما باور داریم که پیروزی در جام جهانی برای ما رؤیایی دست نیافتنی است، چرا مسیر آزموده شده را برای چهار سال بعدی نیز می خواهیم طی کنیم؟ این امیدواری نیست، این دروغ گویی آشکار به یک ملت است که هر بار برمی خیزد و باز بر زمین می خورد.
* علت شکست را در مسایل مالی صِرف یا در عدم جذب سرمربی خارجی جست و جو نکنید. علت شکست را در غفلت از آموزش و فرهنگ بدانید که از هر دو غافلیم. علت را در استعفای سرمربی هفت تیم شکست خورده و ثبات سرمربی ایران دریابید. استعفا دادن هم جسارت می خواهد.
* جام جهانی 2026 جام شگفتی ها برای تیم های ناشناخته آفریقایی بود.
تیم ملی ژاپن نیز یک مرحله بالاتر از ما شکست خورد و از جام جهانی حذف شد. اما ژاپنی ها همیشه با ایجاد حس متفاوت، فرهنگ خاص خود را به نمایش می گذارند که هر آدم عاقلی را به تحسین وا می دارد.
باید اعتراف کنیم که فرهنگ ژاپنی ها در جام جهانی، رتبه اول را کسب کرد و فاتح واقعی جام جهانی 2026؛ آنان بودند.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/آموزش-نوین/item/26998-/فاتح-واقعی-جام-جهانی-2026-؛-ژاپنی-ها-بودند-با-فرهنگ-برتری-که-به-نمایش-گذاشتند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 3 906 |
| 15 | « ترمیمِ شکاف، بدون گفت و گو ممکن نیست »
مروری بر " وظایف شهروندی " هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا ( 2 )
سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم
* تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت ؛
از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه، به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صداي معلم » منتشر کردم .
امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوباني براي رسيدن به آزادي وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است بدون اتکا به جنگ افروزان، راه باريک قديمي را طي کند.
امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند ؛
بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.
* مسیر اصلی چنين است:
امنیت پایدار → بازسازی زیرساخت → اصلاح اقتصاد → تولید و اشتغال → دیپلماسی اقتصادی → عدالت اجتماعی
توسعه سیاسی و حکمرانی خوب موجب میشوند:
• مشارکت افزایش یابد
• اعتماد عمومی تقویت شود
• فساد و تبعیض کاهش یابد
به زبان ساده:
هرچه حکومت بازتر، شفافتر و پاسخگوتر باشد، فاصلهاش با مخالفان کمتر و ثبات سیاسی بیشتر میشود.
حاکميت باید بین چند گروه فرق بگذارد:
1. مخالفان سیاسی مسالمتجو
2. معترضان خشمگین اما غیرمسلح
3. نیروهای مخالف مسلح داخلی
همه را نباید یکسان دید.
هـ) بازسازی اعتماد عمومی
• شفافیت در تلفات، خسارات و رسیدگیها
• کمک به قربانیان از هر طرف
• رسیدگی به خانوادههای کشتهشدگان از هر طرف
• ایجاد سازوکار حقیقتیابی
* در تئوري جامعه شناختي، فارغ از آنچه در کشور گذشته است، پيشنهاد داشمندان اين حوزه چنين است:
نکته بسیار مهم: عدالت بدون انتقام
در چنین شرایطی اگر فقط «بخشش» باشد و عدالت نباشد، مردم ناراضی میشوند.
اگر فقط «مجازات» باشد و آشتی نباشد، چرخه خشونت ادامه پیدا میکند.
پس راه درست معمولاً این است:
• حقیقت
• عدالت
• جبران
• آشتی
• اصلاح ساختار
این ترکیب، همان چیزی است که بسیاری از کشورها بعد از جنگ داخلی یا بحرانهای خونین به آن نیاز داشتهاند.
خلاصه ؛
بعد از جنگ:
حاکمیت باید:
• از انتقامجویی دور شود
• مسئولیت خطاها را بپذیرد
• فضای سیاسی را باز کند
• بین مخالف سیاسی و تجاوز گر خارجی تفکیک کند
• عدالت و بازسازی را همزمان پیش ببرد
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26996-/مروری-بر-وظایف-شهروندی-هر-فرد-پس-از-امضای-تفاهم-نامه-میان-ایران-و-آمریکا-2
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 309 |
| 16 | کارشناسان تأکید دارند که آنچه امروز شاهد آن بودیم، یک «واقعه اجتماعی» نبود، بلکه یک «واقعه استراتژیک» بود
گزارشی از یک " اراده جمعی " در قالب تشییع یک رهبر
علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26995-/گزارشی-از-یک-اراده-جمعی-در-قالب-تشییع-یک-رهبر
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 364 |
| 17 | « اگر هوش مصنوعی نماد شتاب فن آوری است، قلم نماد مسئولیت است »
" روز قلم " در عصر " هوش مصنوعی "
رضا قاسم پور / روزنامه نگار و پژوهش گر فرهنگی
* چهاردهم تیرماه، روز قلم، تنها بزرگداشت نویسندگان و اهل قلم نیست؛ فرصتی است برای تأمل در نسبت «اندیشه» و «ابزار». نسبتی که امروز، با ظهور هوش مصنوعی، بیش از هر زمان دیگری موضوع گفتوگو و گاه سوءبرداشت شده است.
تاریخ تمدن بشر، تاریخ تکامل ابزارهاست. هیچ فن آوری بزرگی نبوده که در آغاز با تردید و هراس روبهرو نشده باشد. روزگاری ماشین چاپ را تهدیدی برای حافظه، ماشینحساب را عامل تنبلی ذهن، رایانه و اینترنت را دشمن تفکر و تلفن همراه را عامل گسست روابط انسانی میدانستند.
* برخی نگراناند که هوش مصنوعی، انسانها را هم شکل و هم فکر کند؛ اما تاریخ خلاف آن را نشان میدهد. میلیونها نفر از منابع مشترک آموختهاند، اما هر یک جهان را از دریچه تجربه، فرهنگ و زیست خود دیدهاند. تفاوت انسانها نه در ابزار، بلکه در شیوه مواجهه آنان با جهان است.
از همین رو، شاید به جای «ترس از هوش مصنوعی»، باید از «شیوه بهرهگیری از هوش مصنوعی» سخن گفت. همانگونه که ماشین حساب جای ریاضی دان را نگرفت و رایانه جای پژوهش گر را اشغال نکرد، هوش مصنوعی نیز جای اندیشه انسانی را نخواهد گرفت؛ بلکه اگر درست هدایت شود، توان اندیشیدن و آفرینش را گسترش خواهد داد.
* در این میان، روز قلم معنایی دوچندان پیدا میکند. اگر هوش مصنوعی نماد شتاب فن آوری است، قلم نماد مسئولیت است. در روزگاری که تولید متن آسانتر از همیشه شده، بیش از هر زمان دیگری به نویسندگانی نیاز داریم که میان حقیقت و تحریف، دانش و هیاهو مرزی روشن ترسیم کنند.
* اجازه دهید اعترافی صادقانه داشته باشم :
پس از نزدیک به چهار دهه روزنامهنگاری و همکاری با روزنامهها و رسانههای سراسری و منطقهای، امروز هرگاه برخی از نوشتههای گذشته خود را با یاری هوش مصنوعی بازخوانی میکنم، کاستیهای زبانی، ساختاری و گاه استدلالی آنها را بهتر میبینم؛ کاستیهایی که روزی از چشمم پنهان مانده بود. این، ستایش ماشین نیست؛ ستایش آموختن است.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26994-/روز-قلم-در-عصر-هوش-مصنوعی
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 391 |
| 18 | « مهاجرت روستاییان، نه فقط یک نمودار اقتصادی، که شکستن یک زنجیرهی عاطفی است »
آن خانه که خالی شد، انگار آبادی چول ( خالی ) شده بود
زهرا نجاتی/ دبیر دبیرستان های دلفان لرستان
* جامعهشناسی سرزمین لرستان، گاهی با عدد و رقم نوشته نمیشود. گاهی با نگاه پیرزنی روایت میشود که میان دیوارهای خالی خانهاش، به دنبال رد پای پسرش میگردد.
نگاهش را از در کلاس گلی مدرسه برداشت و به چشمانم دوخت.
پاییز بود و باد، برگهای گردوی کهنسال حیاط را روی شانههای چارقدش میریخت. توی صورت ترکخوردهاش، تمام روستا را میشد دید. همانطور که کفشهای کهنهاش را به هم میسایید، با لهجهای که بوی کاهگل میداد، گفت: خانم معلم... ازت خوشم اومده. دلم گرفته. میخوام باهات حرف بزنم.
آن روزها تازه معلم شده بودم و از شهر شلوغ و پرسروصدا به آن گوشهی دورافتاده رسیده بودم. هنوز طعم غربت را با چای کوهی و نان محلی شیرین میکردم. پیرزن را بردم توی اتاق کوچک معلمها، رفتم که برایش چای بریزم، اما دستم را گرفت: نشین خانم، وقتش کمه.
انگشت چروکیدهاش را به سمت پنجرهی کوچک گرفت و گفت: بیا نگاه کن، اون خونهی من. پسرم همهی وسایلش را رها کرده رفته.گفته دیگه برنمیگرده.
متن کامل یادداشت را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/یادداشت/item/26986-/آن-خانه-که-خالی-شد،-انگار-آبادی-چول-خالی-شده-بود
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 977 |
| 19 | در نشست هم اندیشی «خانه احزاب؛ نماد گفتوگو، همدلی و مشارکت سیاسی» مطرح گردید ؛
حجاب با دستور محقق نمیشود ؛ راه حل، فرهنگسازی و گفتوگو است . رسانههای مستقل و مسئولیت پذیر نباید به حاشیه رانده شوند !
علی دلیری زنجانی/ خبرنگار حقوق شهروندی
* نورالدین آهی نیز با بیان اینکه احزاب مهمترین حلقه ارتباطی میان مردم و حاکمیت هستند، توسعه فعالیتهای حزبی، گفتوگوی ملی و مشارکت سیاسی را از ارکان حکمرانی مطلوب برشمرد و اظهار داشت دولت چهاردهم بخش قابل توجهی از جلسات خود را به بررسی مسائل معیشتی مردم اختصاص داده و خدمترسانی به مردم را در اولویت قرار داده است.
* در ادامه، مریم اسماعیلیفرد، مدیرکل سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری البرز با تأکید بر نقش احزاب در افزایش سرمایه اجتماعی و توسعه سیاسی استان، اعلام کرد: «درِ دفتر مدیر کل سیاسی استانداری البرز به روی همه احزاب، تشکلهای قانونی، فعالان سیاسی و اجتماعی باز است و برای دیدار و طرح مسائل، نیازی به تعیین وقت قبلی نیست.»
وی همچنین بر حمایت استانداری از فعالیتهای قانونی احزاب و استمرار گفتوگوی مستقیم میان مسئولان و فعالان سیاسی تأکید کرد.
* در بخش دیگری از نشست، ناهید ختایی، مدیر رسانه «موج نو» با اشاره به نقش رسانهها در تقویت سرمایه اجتماعی اظهار داشت برگزاری نشستهای خانه احزاب زمانی اثربخش خواهد بود که به گفتوگوی واقعی، شنیدن دیدگاههای مختلف و پیگیری مطالبات فعالان سیاسی و رسانهای منجر شود، نه اینکه صرفاً در حد یک برنامه تشریفاتی باقی بماند.
وی با انتقاد از بیتوجهی به برخی رسانههای باسابقه و دلسوز، بر ضرورت حفظ سرمایههای رسانهای، تکریم رسانههای مستقل و استقبال از نقدهای سازنده برای ارتقای عملکرد خانه احزاب تأکید کرد.
همچنین احسانی با تأکید بر اینکه رسانههای مستقل و مسئولیتپذیر نباید به حاشیه رانده شوند، خواستار حمایت و احترام برابر نسبت به همه رسانهها شد. وی همچنین با اشاره به برخی مسائل سیاسی کشور، بر ضرورت تصمیمگیری بر اساس منافع ملی، حفظ وحدت و پرهیز از ایجاد شکاف در جامعه تأکید کرد و خواستار اجرای دقیق قانون و تقویت نظارت شفاف و مؤثر بر فرآیندهای انتخاباتی برای افزایش اعتماد عمومی شد.
متن کامل خبر را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/خبر/item/26985-/حجاب-با-دستور-محقق-نمیشود-؛-راه-حل،-فرهنگسازی-و-گفتوگو-است-رسانههای-مستقل-و-مسئولیت-پذیر-نباید-به-حاشیه-رانده-شوند
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 322 |
| 20 | در پاسخ به گزاره عام و پرتکرارِ «توسعه دوچرخه سواری فقط در شهرهای کوچک امکان پذیر است، نه در تهران که کلان شهری بزرگ و پیچیده است!»
بررسی سهم دوچرخه در سفرهای روزانه در چهار کلان شهر جهانی : نیویورک، لندن، پاریس و برلین
صدای معلم منتشر می کند ؛
* در پاسخ به گزاره عام و پرتکرارِ «توسعه دوچرخه سواری فقط در شهرهای کوچک امکان پذیر است، نه در تهران که کلان شهری بزرگ و پیچیده است!» ؛ یک مطالعه تازه منتشر شده درباره چهار کلانشهر جهانی، یعنی نیویورک، لندن، پاریس و برلین، نشان میدهد که با وجود تفاوتهای جدی در جمعیت، اقلیم، ساختار فضایی و فرهنگ حملونقل، این شهرها توانستهاند سهم دوچرخه را در سفرهای روزانه افزایش دهند.
این مقاله روند دوچرخهسواری را پیش از کرونا، در دوران کرونا و پس از آن بررسی کرده است.
* 1- پاریس
در سال ۱۹۹۰، سهم دوچرخه از سفرهای روزانه در پاریس فقط ۰.۴ درصد بود؛ اما در سال ۲۰۲۳ به ۱۱ درصد رسید. یعنی پاریس از شهری که دوچرخه در آن تقریباً حاشیهای بود، به شهری تبدیل شد که دوچرخه یکی از شیوههای جدی جابهجایی روزمره است.
تعداد سفرهای سالانه با دوچرخه در پاریس از حدود ۹ میلیون سفر در اوایل دهه ۱۹۹۰ به حدود ۳۷۴ میلیون سفر در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسید؛ یعنی بیش از ۴۰ برابر!
پاریس شبکه دوچرخهسواری خود را از ۱۵۱ کیلومتر در ۱۹۹۶ به بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر در ۲۰۲۳ رساند، بخش زیادی از مسیرهای موقت دوران کرونا را به مسیرهای دائمی و حفاظتشده تبدیل کرد و هم زمان برنامه حذف ۶۰ هزار جای پارک خودرو تا سال ۲۰۳۰ را پیش میبرد.
* 2- لندن
لندن نیز از ۱.۲ درصد سهم دوچرخه در اوایل دهه ۱۹۹۰ به ۴.۵ درصد در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسید.
شبکه راهبردی دوچرخهسواری لندن از ۹۰ کیلومتر در ۲۰۱۶ به ۴۰۳ کیلومتر در ۲۰۲۴ گسترش یافت. همچنین سهم جمعیتی که در فاصله ۴۰۰ متری این شبکه زندگی میکنند، از ۱۲ درصد در ۲۰۱۹ به ۲۷ درصد در ۲۰۲۴ رسید.
لندن علاوه بر توسعه مسیرهای دوچرخه، سیاستهای کاهش ترافیک محلی را نیز جدی گرفته است: بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، بیش از ۱۰۰ محله کم ترافیک اجرا شد و تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۵۰۰ خیابان مدرسهای ایجاد شده که ورود خودرو در ساعتهای مشخص در آنها ممنوع است.
* مقاله رشد دوچرخهسواری در این شهرها را معلول چهار عامل همزمان تبیین میکند:
۱. شبکه پیوسته و حفاظتشده دوچرخه
۲. پارکینگ و دوچرخه اشتراکی
۳. آرامسازی ترافیک محلهای
۴. سیاستهای محدودکننده خودرو
فرقی نمیکند تهران باشد یا لندن و پاریس؛ شهرهای بزرگ، پرتراکم و پیچیده هم میتوانند دوچرخه را از حاشیه به متن سیاستهای جابهجایی بیاورند، به شرط آنکه اولویت خیابان از خودرو به انسان تغییر کند.
* خلاصه ای از وضعیت ایران :
متن کامل را در « صدای معلم » و در لینک زیر مطالعه فرمایید :
https://sedayemoallem.ir/محیط-زیست/item/26979-/بررسی-سهم-دوچرخه-در-سفرهای-روزانه-در-چهار-کلان-شهر-جهانی-نیویورک،-لندن،-پاریس-و-برلین
https://t.me/joinchat/AAAAADu4dHJZbt42l9eLGw | 316 |
