بغض یک مرد
Canal cerrado
به نام خدا به قلم: ع.ک پارت گذاری هر روز به جز جمعهها! شما با بنرهای واقعی از رمان عضو شدین! رمان های من: @Asal0k
Mostrar más6 473
Suscriptores
+2624 horas
-837 días
+34230 días
Carga de datos en curso...
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+497
en 144 canales
mayo '26
+366
en 22 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+307
en 50 canales
Get PRO
enero '26
+182
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+910
en 130 canales
Get PRO
noviembre '25
+1 656
en 103 canales
Get PRO
octubre '25
+246
en 15 canales
Get PRO
septiembre '25
+27
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+60
en 4 canales
Get PRO
julio '25
+65
en 3 canales
Get PRO
junio '25
+107
en 5 canales
Get PRO
mayo '25
+102
en 10 canales
Get PRO
abril '25
+80
en 7 canales
Get PRO
marzo '25
+154
en 9 canales
Get PRO
febrero '25
+81
en 8 canales
Get PRO
enero '25
+207
en 9 canales
Get PRO
diciembre '24
+170
en 23 canales
Get PRO
noviembre '24
+476
en 19 canales
Get PRO
octubre '24
+535
en 18 canales
Get PRO
septiembre '24
+188
en 14 canales
Get PRO
agosto '24
+1 802
en 104 canales
Get PRO
julio '24
+2 737
en 117 canales
Get PRO
junio '24
+1 593
en 94 canales
Get PRO
mayo '24
+2 546
en 246 canales
Get PRO
abril '24
+1 031
en 89 canales
Get PRO
marzo '24
+1 876
en 321 canales
Get PRO
febrero '24
+2 010
en 247 canales
Get PRO
enero '24
+1 445
en 194 canales
Get PRO
diciembre '23
+3 484
en 454 canales
Get PRO
noviembre '23
+3 900
en 408 canales
Get PRO
octubre '23
+3 945
en 356 canales
Get PRO
septiembre '23
+6 241
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 22 junio | 0 | |||
| 21 junio | +41 | |||
| 20 junio | +1 | |||
| 19 junio | 0 | |||
| 18 junio | 0 | |||
| 17 junio | 0 | |||
| 16 junio | 0 | |||
| 15 junio | 0 | |||
| 14 junio | +29 | |||
| 13 junio | +5 | |||
| 12 junio | +107 | |||
| 11 junio | +6 | |||
| 10 junio | +9 | |||
| 09 junio | 0 | |||
| 08 junio | +76 | |||
| 07 junio | +161 | |||
| 06 junio | 0 | |||
| 05 junio | +36 | |||
| 04 junio | +5 | |||
| 03 junio | +6 | |||
| 02 junio | +13 | |||
| 01 junio | +2 |
Publicaciones del Canal
Repost from N/a
نویسندهصحبتمیکنه💁♀🥰 قراره از این به بعد روزانه چندتا رمان پرطرفداری که درخواستشو داده بودین بهتون معرفی کنم 😁آیین دختر شیطون و آتیش پاره ایه که دختر بزرگترین آلفای ایرانه و قدرت خارق العاده ای از مادر و پدرش به ارث برده 😁🔥🙊 اما با حس کردن حرکات و کبودی و دردهای عجیبی توی شکم و نقاط مختلف بدنش ، بطور کاملا اتفاقی متوجه میشه که #حامله اس !!! در حالی که آیین #مجرده و با هیچ مردی در ارتباط نیستاما نمیدونه که پای یه خوناشامجذاب250 ساله وسطه و ...🙊🔥 https://t.me/+4f40j25TvwBmNTk0 🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺 غریب آذر برای انتقام از خانوادهی عموش برگشته شهرش ، اما همین که پاش به شهرمیرسه میبینه یهزن غریبه با ماشین در بزرگ عمارت آذرها رو میشکنه و وارد اون میشه. اون زن آسو افخمه، عروس سابق عمارت که حالا با کشته شدن شوهرش میخوان بچهش رو ازش بگیرن ، برای نجات جون آسو و پسرش و رسیدن غریب به انتقامش ، یهازدواج مصلحتی بینشون صورت میگیره اما تهش به یه عشق آتشین میرسه که... https://t.me/+qWidBhXRJBZmMDJk 🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺 آلارز، دانشجویی پزشکی که بعد کلی تلاش به هدفش میرسه و حالا با رفت و امد های متداوم کیان یکی از قول هاش به خودش رو که دوست شدن و ارتباط گرفتن با جنس مخالف قبل از اتمام دوره رو فراموش میکنه و اما این وسط رییس شرکتی که توش به عنوان مترجم کار میکنه با همین علم نزدیک نمیشه و وقتی به خودش میاد که دیگه دیر شده و آلارز از دستش پریده اما با اتفاق غیرمنتظرهای که میافته....🤐🥲💔 https://t.me/+YDW0hiZMb0liYzA0
| 2 | پارت جدید خوشگلا😍🫀
برای دریافت لینک وی ای پی رمان جذاب و عاشقانه بغض یک مرد مبلغ ۶۸ را به شماره کارت زیر واریز
6037 9973 4855 4503
ملی
5859831855246632
تجارت
به نام کورکور
کنین و فیش واریز رو برای ادمین ارسال کنید💋
@aram870
رمان توی وی آی پی حدود شش ماه جلوتره🫀 | 13 |
| 3 | #پارت۱۳۴
#بغض_یک_مرد
#ع_ک
جناب چاووشی که متوجه اوضاع شد رو به مانی جدی با صدی بمش گفت:
- باید باهاتون صحبت کنم... شخصی.
مانی با مکث نگاهش رو ازم گرفت و سر تکون داد، همراه چاووشی از اتاق خارج شدن،
تا لحظهی خارج شدنشون رو با چشم دنبال کردم و همین که در بسته شد.
نگاهم رو سمت دخترا برگردوندم و قبل هر سوالی سریعتر پرسیدم.
- چاووشی اینجا چیکار میکنه؟
هانی با مکث از مود جدی بودنش خارج شد و با چشمک جواب داد:
- چیکار کردی مخش رو زدی؟ من میگم عاشقته و مثل اینکه اومده از دور ببینتت که صدای جر و بحث میشنوه یا خدا و یا حسین و زنگ بزنین آمبولانسُ اینا که زنگ میزنه آمبولانس، آمبولانس که وارد میشه اون هم که نگران و ناراحته میبینه عه تویی میگه وای عشقم از دستم رفت وای بدبخت شدم وای.
مات لوده بازیهاش جیغ خفهای زدم:
- هانی.
خندید و ادامه داد:
- خب حالا... بعد که کلی التماسش کردن بیشعور گفت چیشده حرف نمیزد که، ولی بد نگران بودا، اصلا سه روزه پرستارا میگن تکون نخورده و خونه نرفته، البته این دو روز که ماهم اینجا بودیم اون هم بود که فقط تا حیاط میرفت و میاومد... اصلا نمیدونی همین که شنید هوشیاریت داره میره بالا چیکار کرد، انگار داشت بال درمیآورد.
بهتزده نگاهم رو بینشون چرخوندم که پری با سر و ساحل با لایک تایید کردن.
- این شوخیها چیه دیگه؟ جمع کنین بابا.
ساحل جدی جواب داد:
- راست میگه آجی همش واقعیته... اول فکر کردیم همراه یه بیمار دیگهس اما پا به پامون که اومد تازه اون هم هانی دیروز گفت.
هانی نذاشت حرف بزنم و سریع گفت:
- آجی اسم بگو تو فعلا! این صغری کبری ها رو بعد بهت میگیم... اسمش؟
خودم رو به اون در زدم.
- اسم چی؟
هانی: آجییی! نزن اون در خودتو.. اسم اون بیشرفِ ج(...) رو بده.
پوفی کشیدم و با دیدن نگاه مصممش فهمیدم ول کن نیست.
- هانی بیخیال جون من این پرونده به اون یکی اضافه میشه بدبخت میشی.
ساحل: تو کاریت نباشه... اسم رو بگو!
پری: یعنی چی که میان باهات اینکار رو میکنن؟ مگه الکیه؟
هانی: بدو تا مانی نیومده.
لجباز پرسیدم:
- اصلا تو شماره مانی رو از کجا آوردی که گفتی بهش خبر دادی؟
نیشخندی زد.
- تو رو سننه؟ اسم؟
لجباز جواب دادم:
- اول تو بگو.
عصبی و شاکی چشم گرد کرد.
- حالا هی لفتش بده تا مانی سر برسه... بابا از گروه برداشتم اکانت تلگرامش شمارهش مشخص بود.
- بگو جان من پرونده درست نمیکنی؟
پوفی کشید.
هانی: به جان تو پرونده سعی میکنم درست نکنم ولی قول نمیدم... حله؟ بگو دیگه.
- سَمین! | 10 |
| 4 | از دختری که عاشقش بودم انتقام گرفتم!
دکتر امیر اردلان اسفندیاری ! مرد غیرتی و متعصبی که برای انتقام، دست گذاشتم رو تک دختر دشمنم‼️
عقدش کردم تا هرروز زجرش بدم و از پدر بی شرفش انتقام بگیرم. دختری که جونم بود رو هرروز اونقدر عذاب میدادم که صدای گریه هاش جیگر خودمو میسوزوند اما دست بردار نبودم!
آتیش انتقامم نمیخوابید تا اینکه ازم حامله شد، از خونه ام رفت تا داغ خودشو بچمونو به دلم بزاره و....🔞🥲
https://t.me/+kImoxHmSgP5iMWJk
فقط ببین برای بدست آوردن دل دختره چیکار میکنه🥺🔥 | 34 |
| 5 | اروند شهسواری، وکیل پایه یک دادگستری! یه مرد همه چیز تموم، جذاب و موفق🔥
مرد متاهلی که بخاطر یک سوتفاهم مجبور به ازدواج با کسی میشه که هیچ علاقهای به اون نداره.
زنی فریبکار وارد زندگیش میشه که رازهای زیادیو از همه پنهان کرده.
ولی زندگی اروند با اومدن اون دختر کوچولوی شیطون عوض میشه🥹🥺افسون با چشمای خوش رنگ و خوشگلش، با اون دلبریای ذاتیش خیلی زود دل این مرد مغرور و خشن رو میبره و باعث میشه اروند با پنهون کاری باهاش وارد رابطه بشه.
یه رابطه ممنوعه و قشنگ بین وکیل و دختری ۱۸ ساله لوند و شیطون...🔥
https://t.me/+b_WgusLOc5I4OWVk
https://t.me/+b_WgusLOc5I4OWVk | 25 |
| 6 | «چند بار اومدم سمتت... و تو هلّم دادی کنار؟»
–«چند بار از طرف تو رد شدم؟ چند بار گفتی نباید باشم؟»
و دختر؟ فقط سکوت کرد... چون حقیقتِ حرفای مرد مقابلش، بیشتر از هر چیزی قلبشو لرزونده بود.
اعترافهای مردی که سالها عاشق مونده... دختری که دیگه هیچ جوابی برای فرار نداشت... و عشقی که آرومآروم داشت همهی فاصلهها رو میشکست... 🤍
https://t.me/+zM8zgo7eBbczNGY0
اعترافهایی که بوی دلتنگی میداد، نگاههایی که نفسو بند میآورد، و مردی که اینبار بیپرده از عشقش حرف میزد...
«ببین خانم... هرچی رعایت میکنم، به خاطر خودته...اما...تو...»
دختری قوی و حساس، در میانه روزمرگیهایش ناگهان با ورود به دانشگاه با استادی پرابهام و کاریزماتیک، وارد مسیری میشود که قلبش را به چالش میکشد. استادی که شخصیتی مغرور اما سرشار از احساس است، رازهایی از گذشته را با خود حمل میکند که به تدریج در جریان داستان آشکار میشوند...
پارتی پر از احساس، تنش، عشق و اعترافی که همهچی رو تغییر میده... 🤍🔥
https://t.me/+zM8zgo7eBbczNGY0 | 23 |
| 7 | ❣کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 16 |
| 8 | 🦋کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 44 |
| 9 | ❣کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 3 |
| 10 | ❤️🔥🦋 پیشنهاد مخصوص نویسنده 🦋❤️🔥
اولین رمان پیشنهادی 👇💕
- گفته بودم نمی ذارم بشینی پای سفره عقد.
- عروسیمو بهم زدی. ازت متنفرم آقای صوفیِ سنجرانی!
- صوفی میمیره برای همین وحـشی بودنت، دختر. 😍
روایت عشق آتشین مافیای بلوچستان به دختر سرمایه دارترین کارخانه دار تهران😻🔥
https://t.me/+UkRNSADfxbRhMjBk
دومین رمان پیشنهادی 👇💕
آهو، دختر کوچولوی زیبا و معصومی که از روی بیچارگی تن به ازدواج به ارباب زورگوی خونه ای که داخلش خدمتکاره میده
مردی خشن و متعصب که دلش بند زن و دخترای خودشه اما از شرط مادرش برای وارث اوردن سوء استفاده میکنه تا به آهو نزدیک بشه اما درست وقتی که دختر داستان حامله میشه...😨👇🏻
https://t.me/+UD2fAYzHo3c3MTY0
سومین رمان پیشنهادی 👇💕
شب عروسی، وقتی با لباس عروس از تالار بیرون اومدم، جلوی چشم داماد، بهجرم حمل مواد مخدر دستگیر شدم.
منی که در عمرم حتی مواد مخدر رو از نزدیک ندیده بودم و نمیدونستم چیه
اما کی این بلا رو سرم آورده بود...
https://t.me/joinchat/AAAAAFbz0FL1DIxPtEdKxQ
روایتی واقعی از دل زندان زنان
چهارمین رمان پیشنهادی 👇💕
شاهرخاخگریمقدم،استادجذابی که عاشق دانشجویشیطونشمیشه و...🤭🥹😍
https://t.me/+OCv9CUWL1NcwNzg8 | 39 |
| 11 | 📛کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 12 |
| 12 | ❣کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 5 |
| 13 | ❣کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 2 |
| 14 | نویسندهصحبتمیکنه💁♀🥰
قراره از این به بعد روزانه چندتا رمان پرطرفداری که درخواستشو داده بودین بهتون معرفی کنم 😁
من یغمام💅 دختر کارخانه دار معروف تهران که بعدسالها متوجه شدم مادرم اصالتا بلوچی بوده و خانواده اش رو پیدا کردم. سفرم به بلوچستان با عاشقی بی موقعم همراه شد. پسرداییم صوفی، با اون چشم و ابروی مشکی و موهای صافونیمه بلندشوقد رعنا و رشیدش دلمو برد.اما بهم توجه نمیکرد،انگار منو نمی دید و من برای ابراز عشقم زیر آفتاب سوزان زاهدان ، بغلش کردم و.. 😍❤️🔥
https://t.me/+VBsEbUavotFiMjRk
🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺
آهو، دختر کوچولوی زیبا و معصومی که از روی بیچارگی تن به ازدواج به ارباب زورگوی خونه ای که داخلش خدمتکاره میده
مردی خشن و متعصب که دلش بند زن و دخترای خودشه اما از شرط مادرش برای وارث اوردن سوء استفاده میکنه تا به آهو نزدیک بشه اما درست وقتی که دختر داستان حامله میشه...😨👇🏻
https://t.me/+UD2fAYzHo3c3MTY0
🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺
من سونام! نگونبختترین دختری که شب عروسی لحظهی سیاه زندگیاش رقم خورد. با نقشهای که برام کشیده بودنجلوی تالار دستگیر و به جرم نابخشودنی محکوم به اعدام شدم،اما چه کسی این بلا رو سرم آورده بود؟ نامزدم، دوستم یا پسرعموی نامردم!حالا با دنیایی از کینه و نفرت برگشتم تا همه رو به خاک سیاه بنشونم... ولی نمیدونستم روزگار خواب دیگهای برام دیده و قراره که...
https://t.me/joinchat/AAAAAFbz0FL1DIxPtEdKxQ
🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺
شاهرخاخگریمقدم،استادجذابی که عاشق دانشجویشیطونشمیشه و...🤭🥹😍
https://t.me/+OCv9CUWL1NcwNzg8 | 14 |
| 15 | - من عاشق زنمم حتی اگه زمینگیر و ناتوان باشه و حتی واسه دستشوییرفتن محتاج من، به هزارتا مثل تو میارزه!
آهو در خود جمعشده، آرام لب زد:
- ولی… من نمیخوام… نمیخوام جای خانـ…خانمتونو بگیرم آقا جا…جاوید.
جاوید سر بالا کرده و بیتفاوت نگاهش کرد:
- خوبه! خوبه که جایگاه خودت رو میدونی کلفت کوچولو.
بعد کمی سر سمتش خم کرد:
- اگه اینجایی فقط بهخاطر اینه که برام پسر بیاری والسلام!
نگاه دقیقتری به او انداخت، دخترک از فرط ظرافت مثل شیشه بود، میترسیدی دست به او بزنی و شکسته شود، لطیف بود، انگار پوست تنش، پوست آدمیزاد نبود… حریر بود!
- با حوله اومدی جلو چشم من که هواییم کنی؟
ترسیده و هولزده شد، اما قبل از آنکه حرفی بزند غرش جاوید خفه اش کرد
- برگشتم خودتو برام آماده کرده باشی، میخوام همین امشب تموم شه...
https://t.me/+IzmR16icZBkwODQ0
زن جاوید علیل و زمینگیره، وارث نداره و به همین خاطر مادرش براش زن دیگهای میگیره، آهو!
آهویی که ظرافت و زنانگیش مدام سیبک گلوی جاوید رو تکون میده و… مگه میتونه از اون تن و زیبایی بگذره؟!🔥 | 45 |
| 16 | - مادر تو مگه مربی رقص نیستی؟ چرا من ندیدم یه بار از اون لباس خوشگلات برای پسرم بپوشی و برقصی؟! 💃
پشت دیوار بودم. دلم و دینم مال آن دختر چشم آهویی بود. صدایش می لرزید:
- چـ... چرا مادر جون، به وقتش.
- مگه دلبری از شوهر وقت سرش میشه؟ پاشو برا مادرشوهر قر بیا ببینم.
مثل دزدها از گوشه ی دیوار نگاه میکردم مبادا بترسد. دیدم که لباس هندی دلبرش را به اصرار مادر پوشید. پیشانی ام به عرق نشست. یادم رفت نفس بکشم. رفتم جلو. دلبرم با دلبری می چرخید. حواسش نبود. افتاد توی بغلم. هین کشید. پر حرارت گفتم:
- فتبارک الله الحسن الخالقین... ❤️🔥
دستانش با هول و ولا تخت سینهم نشست:
- آقا افشار، مادرت اینجاست زشته.
مادر حال خرابم را دید. بلند شد و با زیرکی گفت: من برم به غذام برسم، مادر.
صورت ماه حریر را بوسیدم:
- دل به دلم بده، نفسمو با دزدیدن نگاهت نَبُر، بذار نشون بدم نفس یه مرد بودن یعنی چی، دختر.😍❤️🔥🤤
https://t.me/+pM0IpPbOla1kNjU0
قصهی عشق آتشین کشتیگیر تیم ملی به نامزد سابق رفیقش🔥 | 46 |
| 17 | یه چیز میگم آروم بخندین، ساعتِ امیر رولکس رو دزدیدن :))
@TweetAsidi | توئیت اسیدی | 5 |
| 18 | ❣کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 6 |
| 19 | نویسندهصحبتمیکنه💁♀🥰
قراره از این به بعد روزانه چندتا رمان پرطرفداری که درخواستشو داده بودین بهتون معرفی کنم 😁
من یغمام💅 دختر کارخانه دار معروف تهران که بعدسالها متوجه شدم مادرم اصالتا بلوچی بوده و خانواده اش رو پیدا کردم. سفرم به بلوچستان با عاشقی بی موقعم همراه شد. پسرداییم صوفی، با اون چشم و ابروی مشکی و موهای صافونیمه بلندشوقد رعنا و رشیدش دلمو برد.اما بهم توجه نمیکرد،انگار منو نمی دید و من برای ابراز عشقم زیر آفتاب سوزان زاهدان ، بغلش کردم و.. 😍❤️🔥
https://t.me/+VBsEbUavotFiMjRk
🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺
آهو، دختر کوچولوی زیبا و معصومی که از روی بیچارگی تن به ازدواج به ارباب زورگوی خونه ای که داخلش خدمتکاره میده
مردی خشن و متعصب که دلش بند زن و دخترای خودشه اما از شرط مادرش برای وارث اوردن سوء استفاده میکنه تا به آهو نزدیک بشه اما درست وقتی که دختر داستان حامله میشه...😨👇🏻
https://t.me/+UD2fAYzHo3c3MTY0
🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺
من سونام! نگونبختترین دختری که شب عروسی لحظهی سیاه زندگیاش رقم خورد. با نقشهای که برام کشیده بودنجلوی تالار دستگیر و به جرم نابخشودنی محکوم به اعدام شدم،اما چه کسی این بلا رو سرم آورده بود؟ نامزدم، دوستم یا پسرعموی نامردم!حالا با دنیایی از کینه و نفرت برگشتم تا همه رو به خاک سیاه بنشونم... ولی نمیدونستم روزگار خواب دیگهای برام دیده و قراره که...
https://t.me/joinchat/AAAAAFbz0FL1DIxPtEdKxQ
🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺🦋🌺
شاهرخاخگریمقدم،استادجذابی که عاشق دانشجویشیطونشمیشه و...🤭🥹😍
https://t.me/+OCv9CUWL1NcwNzg8 | 12 |
| 20 | ❣کانالهایvip رایگان شد🎁
با توجه به درخواستهای مکرر شما، با جمعی از نویسندههای مطرح تصمیم گرفتیم لیست کانالهای vip رو رایگان در اختیارتون قرار بدیم💰
فقط همین امروز زمان دارید از این فرصت بهره ببرید🕰
https://t.me/addlist/8v4WM46IrOs2NjVk
فقط ۱۰۰ نفر ظرفیت داریم⏳👏👏
الویت با کسانی هست که اول جوین میدن💯 | 11 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
