en
Feedback
بغض یک مرد

بغض یک مرد

Closed channel

به نام خدا به قلم: ع.ک پارت گذاری هر روز به جز جمعه‌ها! شما با بنرهای واقعی از رمان عضو شدین! رمان های من: @Asal0k

Show more
6 293
Subscribers
-1024 hours
-487 days
+4230 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+45
in 4 channels
August '26
+690
in 79 channels
Get PRO
July '26
+104
in 55 channels
Get PRO
June '26
+565
in 150 channels
Get PRO
May '26
+366
in 22 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+307
in 50 channels
Get PRO
January '26
+182
in 1 channels
Get PRO
December '25
+910
in 130 channels
Get PRO
November '25
+1 656
in 103 channels
Get PRO
October '25
+246
in 15 channels
Get PRO
September '25
+27
in 0 channels
Get PRO
August '25
+60
in 4 channels
Get PRO
July '25
+65
in 3 channels
Get PRO
June '25
+107
in 5 channels
Get PRO
May '25
+102
in 10 channels
Get PRO
April '25
+80
in 7 channels
Get PRO
March '25
+154
in 9 channels
Get PRO
February '25
+81
in 8 channels
Get PRO
January '25
+207
in 9 channels
Get PRO
December '24
+170
in 23 channels
Get PRO
November '24
+476
in 19 channels
Get PRO
October '24
+535
in 18 channels
Get PRO
September '24
+188
in 14 channels
Get PRO
August '24
+1 802
in 104 channels
Get PRO
July '24
+2 737
in 117 channels
Get PRO
June '24
+1 593
in 94 channels
Get PRO
May '24
+2 546
in 246 channels
Get PRO
April '24
+1 031
in 89 channels
Get PRO
March '24
+1 876
in 321 channels
Get PRO
February '24
+2 010
in 247 channels
Get PRO
January '24
+1 445
in 194 channels
Get PRO
December '23
+3 484
in 454 channels
Get PRO
November '23
+3 900
in 408 channels
Get PRO
October '23
+3 945
in 356 channels
Get PRO
September '23
+6 241
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
07 September+1
06 September0
05 September0
04 September0
03 September0
02 September0
01 September+44
Channel Posts
پارتمون🥹💋

2
- محرمم میشی، خانوم خونه‌ی من میشی ❗️ با چشم‌های گرد شده بهش نگاه کردم - برو کنار نریمان بمیرمم محرم تو نمیشم. با چنگی که به کمرم زد جیغ زدم - یا مال منی یا مال خدا چش قشنگ. مشت نحیفمو به سینه‌ی ستبرش زدم - خواهرت از دست وحشی بازیات داشت خودکشی می‌کردد هق زدم. - من محرمت شم زیر دستات میمیرم عوضی! ناگهان به تخت سینش کوبیده شدم. - د انقدر چرند نگو واسه من دستش نوازش وار روی موهام نشست و من ساکت شدم. - قلم می‌کنم دستی رو که اذیت کنه تو رو! حتی اگه مال خودم باشه.. https://t.me/+Xk1ExPZ4-S5mYmY0 یه لات غیرتی دلباخته‌ی دختر لوند و شیطونمون میشه و ازش محرمیت می‌خواد اما..😱💢
22
3
من رُخ‌ســارم؛ دخترے که بخاطر زیباییش اسیر اون مرد شکاک شده بود. عشقـے با طعم جنــون و دیووانگی. بالاخره یه روز اون قفل ها رو
من رُخ‌ســارم؛ دخترے که بخاطر زیباییش اسیر اون مرد شکاک شده بود. عشقـے با طعم جنــون و دیووانگی. بالاخره یه روز اون قفل ها رو شکستم. از زندانش فرار کردم ... غافل از اینکه اون ببر وحشـــے طعمشو بو می‌کشه،الخصوص که پاے یه #نطفه در میون باشه...🔥🚫⛓️ https://t.me/+kAApLUw4iINhM2Y8
25
4
#پارت۲۰۱ #بغض_یک_مرد #ع_ک - آلایی صبر کن... قضیه رو به سرهنگ گفتم بعد می‌دونی که یارا کم خونِ اون روز دستش هم زخمی شده با شیشه بریده بود، من بهش خون دادم... الان یارا آزمایش داده و منتظر جواب آزمایش اونیم سرهنگ گفت ثابت بشه کمکم می‌کنه... با وکیل صحبت کردم بعد کلی عربده‌کشی گفت با سرهنگ صحبت می‌کنه. - وای هانی، وای لعنتی تو یه درصد امکان نمی‌دادی اون دارو حتما یه چی داره. - می‌دونم خریت کردم ولی الان مهم اینه اون دستگیر شد، سرهنگ گفته اگه جواب آزمایش یارا منفی دربیاد خودش با سرگرد پرونده حرف می‌زنه... مثل این که این سرگرده از شاگردهاش بوده... زنگ زده بوده و از سرکرده قضیه رو پرسیده و وقتی ازش پرسیدم به نظرتون چرا من زندانی نشدم گفت نیاز نیست و چرا باید زندانی بشم آجی گیج گیج بودم اصلا نفهمیدم منظورش چیه ازش پرسیدم چیزی نگفت و فقط گفت سرگردی که پرونده رو پیش می‌بره اون‌قدر کارش رو خوب بلده که بدونه اشتباه نکرد و اگه آزادم یعنی بی گناهم. با شوق و چشم‌هایی که شک نداشتم برق می‌زد، با شوق و صدای بلند پرسیدم: - هانی جون من راست میگی؟ وای هانی یعنی راست گفت؟ تو رو خدا بگو راسته؟ - بخدا، این‌طور گفت بعد از وکیل هم پرسیدم گفت پات گیر هست اما اون‌قدر نیست که بندازت زندان و با بهوش اومدن اَمین همه چی درست میشه. - مگه قراره بهوش بیاد؟ هانی دکتر بردین بالا سرش؟ - نه هنوز اما وکیل که رفت دیدش گفت کما نیست اما باید یه جوری این رو ثابت کنه و فعلا دنبال راهش می‌گرده. از خوشحالی جیغ بلندی کشیدم. - وای خداروشکر... وای هانی خاک بر سرت ولی خوب کردی رفتی. - آره آجی خودمم همش به این فکر می‌کردم... حالا جواب آزمایش یارا که فردا بیاد همه چی مشخص میشه. - یادت نره هر ساعت هر لحظه بود سریع بهم زنگ می‌زنی خب؟ - اولین نفر بهت زنگ می‌زنم... هر چند دومی نداره... وای آلایی یخ کردم کاری نداری قلب؟ - نه، وای از خوشی می‌خوام پرواز کنم... هانی خبر یادت نره... خداحافظ نفسم. خندید و با صدایی که از سمت لرز گرفته بود و قدم‌هایی که سرعت گرفته بود، جواب داد: - خداحافظ قلبم. گوشی رو پایین آوردم و قطع کردم، حالا درک می‌کردم چرا گفت کله‌ش داغه کنم، امیدوارم تاثیر مواد رود از تنش بره و از دوز‌های قوی نباشه.
20
5
یه رمان متفاوت و خاص🥹👇 #شهـــریـــــــــار شهریار اسفندیاری پسر باجُربزه ی بشدت جذاب و هیکلیِ مغرور و تعصبی... پسرارشد خانِ طایفه ی لرتباری که بعد از مرگ همسرش حالا باید بفکر همسر برای خودش و مادر برای وارثش باشه و این بین بصورت تصادفی با زبون درازی یکی یدونه ی معتمد روستاشون روبه رو میشه و از سر لج و لجبازی کاری میکنه که دخترک مظلوم و در حین حال سل.یطه رو به اختیار خودش بگیره و...😱🙊🙈 همچی یهویی شد...یه ازدواج یهویی و طایفه ای...که باعث میشه از همون ابتدا مادر بشه... مادر کوچولویی برای وارث خان یه ایل و تباری...😱🙈😈 https://t.me/+ruNtl1YcjYgwOGFk
30
6
قصه، قصه‌ی یه دختر کله‌شق و یه پسر سگ‌اخلاقه! دو نفری که از اول رمان درحال دعوا و زد و خورد هم دیگه هستن!!⚔😈 دشمنی و دعوایی که به جاهای باریک کشیده میشه! به یک محرمیت زوری با یه مرد فول خشن و هات که در انتظار دختر سرکش‌مونه😌 حالا وقت انتقام اون مرد میشه! اونم به هر روشی!!🥺 باید بخونی و ببینی که چی به سر ناخن‌های بلند دختر میاره وقتی که برای اولین رابطه‌شون زخم به روی کمرش می‌ندازه🔞♨️ ولی همه‌چی به اینجا ختم نمیشه😈 https://t.me/+V4ukgOonuoI3YmRk رمان جنجالی و جدید از مهدیه سیف‌الهی بدون سانسور و حذفیات
31
7
سردار مرد بی‌رحمی هست که به اجبار دلارای مظلوم رو عقد می‌کنه و به همه می‌گه خدمتکارشونه! اما وقتی دم به دقیقه دلارا رو ازش خواستگاری می‌کنن به سراغ دلارا می‌ره و...... https://t.me/+G6gQUzoMBndmN2U0 💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕 سردار نگاه به خون نشسته‌اش رو بهم دوخت و جلو اومد. از ترس عقب رفتم و به کمد چسبیدم! مشتش رو به در کمد کوبید که به هوا پریدم و چشمام رو بستم. با غضب گفت: چه غلطی می‌کنی که هر کی می‌رسه زنم رو ازم خواستگاری می‌کنه، هان؟! مظلومانه گفتم: به خدا من کاری نکردم آقا! - پس این دکتر نره غول چطور عاشقت شده؟ - آ... آخه شما به همه می‌گی من خدمتکارتونم، اونا هم میان خواستگاری. داد زد: اونا غلط کردن... دستم رو بالای سرم نگه داشت و فشار داد. از درد لب گزیدم و گفتم: تو رو خدا ولم کن، اگه مادرتون شما رو اینجا ببینه باز دعوام می‌کنه... از اینجا برین. - می‌رم، ولی بعد اینکه شکمت رو بالا آوردم تا دم به دقیقه تو رو ازم خواستگاری نکنن! دست دیگه‌ام رو هم بالای سرم نگه داشت و یهو.....😱🙈🔥 https://t.me/+G6gQUzoMBndmN2U0 https://t.me/+G6gQUzoMBndmN2U0 ۲۱پاک
18
8
_آهای کویر خانوم... با شمام! رو برمیگردونم و اخم میکنم. _ای بابا مشکلت با اسمم چیه؟ اسمم چشمه‌ست! چشمه! حالا حرفت چیه؟ رو کابینت خم میشه و نگام می‌کنه. _والا من رو لبای شما چیزی جز کویر و خشکی ندیدم. پوست خشک رو لبمو میکنم و لب میگزم که با یه حرکت دستشو جلو میاره و میگه: _آااا کن... به حرفش گوش میکنم که یه بالم لب می‌کشه رو لبام و خیره به چشمام لب میزنه: _آخ که چه چشمه‌ای امشب ازت راه بندازم...🔥 اینو گفت و... https://t.me/+Xk1ExPZ4-S5mYmY0 نریمان🔥 پسر جنتلمن و خودداری که خط قرمزش ناموسه. وقتی می‌فهمه پسر عموی دوستِ خواهرش میخواد به دختره تجاوز کنه رگ غیرتش باد می‌کنه. خون جلو چشمش رو میگیره و به اون دختر پناه میده اما در عوض...🔞❌🔞
17
9
_نریمااان ولم‌کن برو پی کارت! هولم داد و رو تخت افتادم. _کار من تویی عروســـــــک. خیـــــــمه زد روم که دهنم باز موند! _چشمه ی نریمان قهر کرده؟ چشم غره ای واسش رفتم. _برو کنـــــــاااار! _یکاری میکنم چشمه م قهر یادش بره و چشمه فــــوران کنه برام تو اون پایینااا! تا بفهمم چیشد دامنـــــم رو بالا زد و سرش رو بین پاهـــــام برد...🔞 https://t.me/+Xk1ExPZ4-S5mYmY0 #اروتیــــک_زناشــــــویی🔞🔥
19
10
_تو از من #خوشت نمیاد؟ سر به معنای تایید تکان می دهم لبخندش عمق می گیرد _خب پس یه کاری رو امشب انجام بده منم میذارم #بری و تا همیشه از دستم #خلاص میشی! پایین لباسم را در میان انگشتانم می چلانم _چه کاری؟ دست پشت کمرش قفل می کند _الان مراسم رقص شروع میشه اونجا #برقص...هر دختر #دستمالی داره و اون رو باید به #مردی بده...اون دستمال رو به #من بده! _اگه #دستمال رو بهت بدم میذاری برم؟بلایی سرم نمیاد؟ _نه...مطمعن باش من هیچ وقت کاری نمیکنم که بهت #آسیبی برسه! نمیدونستم که قراره به #قولش عمل نکنه و جلوی همه بالای سکو #رسوای دو عالم بکنه...😭💔 عضو گیری به شدت محدوده و لینکش به زودی باطل میشه👇 https://t.me/+nawyNGr-hz01YTY0 https://t.me/+nawyNGr-hz01YTY0 https://t.me/+nawyNGr-hz01YTY0 ۱۵پاک
14
11
به جادو باور دارید؟🔮 من نداشتم. تا اینکه یکی با یه طلسم بدنم رو عوض کرد.❤️‍🔥 درحالی که شب رو تو تخت خودم خواب بودن، نصف شب
به جادو باور دارید؟🔮 من نداشتم. تا اینکه یکی با یه طلسم بدنم رو عوض کرد.❤️‍🔥 درحالی که شب رو تو تخت خودم خواب بودن، نصف شب با لمس دست های بزرگ و پینه بسته بیدار شدم.🔥🔞 دست هایی که مالکانه منو گرفته بود و ادعا می‌کرد که با اولین نیست که این بدن رو تصرف می‌کنه.و دروغ هم نمی گفت،چون من وارد بدن زن اون مرد خطرناک شده بودم، مردی که اگه از واقعیت بود می‌برد، من رو نابود می‌کرد.❌🔥 https://t.me/+S1ANveuz3DowNTJk
24
12
طایفه حارس و دخترکی که یه شب دلش رو میبره🔞 برادر احمقش، با فریب دادن خواهرم فکر کرد میتونه به من ضربه بزنه، اما من از پشت ضربه زدم بهش🔥خواهرمو پیدا کردم، خواهرشو دزدیدم و به زور پای سفره‌ی عقد نشوندمش تا هر شب… 😈 https://t.me/+V4ukgOonuoI3YmRk
19
13
عرب‌زاده‌ی غیرتی که دختر دشمن‌شون رو خونبس خودش می‌کنه
26
14
- حوله منو پوشیدی؟ هین کشیدم دستمو روی گره حوله کوتاه اون نگه داشتم تا نیومده... - تو کِی اومدی؟... ئه حوله توئه؟ - بهت نمیاد! درش بیار... چشم گرد کردم و چشم غره رفتم: - وا خب میرم لباس میپوشم بهت می‌دمش! چه گدا! اییییش خواستم از کنار رد بشم که دستشو به گوشه حوله گرفت و کشید که پرت شدم تو بغلش و گره حوله از دست در رفت: - آره خیلی گدام آتیش جهنم!... خصوصا درباره مال و اموالم... خصوصا تن تو!❤️‍🔥♨️🙊 https://t.me/+V4ukgOonuoI3YmRk
21
15
#شنـاگـــ🌊ـــرهــــ🔥ــــــــات🔞💧 شایگان فرهمنـــد...پسر قدبلند هیکلیِ بشدت جذاب و هات با چشمای خاص و فریبنده...🤤😈 پسریی  هات که توی تمام المپیاد ها نفراول و طلای ملی میاره... شناگر هات و خشن و بشدت حشری که مچ دخترکوچولویی با مایوی دوتیکه میگیره که اندام توپرش تحریکش میکنه و...😱🙈❌🔞 عکاس کوچولوی فضول رو توی استخر  لخت خفت میکنه که داشت ازش مخفیانه عکس میگرفت حالا باید تقاص پس بدع...😈❌ https://t.me/+71vnDGaeY6U0Zjk0 فول‌هـــــات‌🔞💧🤤 #محدودیـــت‌سنـــــــــی_بچه‌نیاد❌🔞🔞
15
16
- چطوره جای نقشه کشی از ساختمونا این سری از تن و بدن تو نقشه کشی کنم فرشته؟🌶🔥 بلندم کرد تا رو میز بشینم. دستش و نوازش وار رو صورتم کشید و با چشم های داغش نگاهم کرد. - هوم؟ نظرت چیه دانشجو کوچولو؟ می‌خوام یه جلسه‌ی عملی و فوق آناتومیک باهم داشته باشیم! اینطوری درسات و بهتر یاد نمیگیری؟🍒❗️ لبم و گاز گرفتم و پاهام رو...❤️‍🔥 https://t.me/+SELWBvZSQN00NWU0 https://t.me/+SELWBvZSQN00NWU0 ۸صبح پاک
31
17
شناگر هات.. هیچ دختری راضیش نمیکنه .اون تشنه ی لوندی دختر رفیق باباش بود دختری که نامزد داشت!اما یه روز دختره میره استخرش ! +حالا که دزدکی اومدی توی استخر من باید مال من شی شلوار ورزشیش و پایین کشید و طرف پریزاد، پریزاد دهنش باز مونده . -من نامزد دارم.. -بهم می‌زنی.. https://t.me/+71vnDGaeY6U0Zjk0
14
18
_عکسارو خودت لو دادی که بیوفتی گردنم وزه؟👿 با درد هق‌هقی کردم و سعی کردم موهامو از بین دستای بزرگش آزاد کنم. _برای چی باید آبروی خودمم ببرم؟ اونم وقتی که نامزد داشتم و می‌خواستم باهاش ازدواج کنم. با قدرت توی گوشم کوبید. _لقمه‌ای مثل من چرب و نرم‌تر از اون نامزد‌ الدنگته که حتی شلوار خودشم نمی‌تونه بالا بکشه. _من از تو متنفـرم شایگان... کلمه‌هارو با بغض به زبون آوردم. _حتی اگه آخرین مرد روی زمین باشی، یه لحظه هم دلم نمی‌خواد زن تو باشم و خودمو بندازم گردنت.🥺💔 نگاهش رنگ عصبانیت گرفت و تا به خودم بیام... https://t.me/+71vnDGaeY6U0Zjk0 بخاطر رسوایی که برای قهرمان شنا پیش میاد‌ مجبور میشه همکارش که نامزد داره رو عقد کنه ولی...🚫
13
19
دست روی پیشونی عرق کرده ام می کشم و می نالم: _حتی تویه #خواب هام هم راحتم نمیذاری عامر! سر زیر گوشم میاره _به غیر از من #میخوای به کی فکر کنی اوریکس؟ مشتی به بازوش می کوبم _برو کنار! #خشن چونه ام رو بین انگشتای بزرگش می گیره _کدوم خری رو میخواستی تویه خواب هات ببینی که از دیدن من #ناراضی ای؟ سر به سمت #مخالف برمیگردونم کاری میکنه که چشمام گرد میشه و... https://t.me/+nawyNGr-hz01YTY0 https://t.me/+nawyNGr-hz01YTY0 ۲۱:۳۰پاک
13
20
- محرمم میشی، خانوم خونه‌ی من میشی ❗️ با چشم‌های گرد شده بهش نگاه کردم - برو کنار نریمان بمیرمم محرم تو نمیشم. با چنگی که به کمرم زد جیغ زدم - یا مال منی یا مال خدا چش قشنگ. مشت نحیفمو به سینه‌ی ستبرش زدم - خواهرت از دست وحشی بازیات داشت خودکشی می‌کردد هق زدم. - من محرمت شم زیر دستات میمیرم عوضی! ناگهان به تخت سینش کوبیده شدم. - د انقدر چرند نگو واسه من دستش نوازش وار روی موهام نشست و من ساکت شدم. - قلم می‌کنم دستی رو که اذیت کنه تو رو! حتی اگه مال خودم باشه.. https://t.me/+Xk1ExPZ4-S5mYmY0 یه لات غیرتی دلباخته‌ی دختر لوند و شیطونمون میشه و ازش محرمیت می‌خواد اما..😱💢
38