es
Feedback
جناب گاو

جناب گاو

Ir al canal en Telegram

افاضات شخص شخیص جناب گاو در باب اقتصاد و فرهنگ (و شاید کمی سیاست)

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram جناب گاو

El canal جناب گاو (@jenabegav) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 14 998 suscriptores, ocupando la posición 3 731 en la categoría Política y el puesto 21 793 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 14 998 suscriptores.

Según los últimos datos del 11 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 116, y en las últimas 24 horas de 16, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 48.94%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 25.62% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 7 335 visualizaciones. En el primer día suele acumular 3 840 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 120.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como پادشاهی, حکومت, نظام, چیز, کس.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
افاضات شخص شخیص جناب گاو در باب اقتصاد و فرهنگ (و شاید کمی سیاست)

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 12 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Política.

14 998
Suscriptores
+1624 horas
-47 días
+11630 días
Archivo de publicaciones
درست! فقط این نکته را بیفزایم: آن بازاری هم، اگرچه عقل سلیم بسیار بهتری دارد، ولی در مورد مسائلی که ورای محدوده تجربیات خودش است تحت تاثیر همین «طبقه وراج» (به قول آمریکایی‌ها chattering class) است، و بنابراین خیلی اوقات حرف‌های همین‌ها را تکرار می‌کند! اما فرقش این است که اهل بازار معمولاً با توضیحی ساده و با دو تا مثال دوزاریش می‌افتد! برعکس قشر تحصیل‌کرده که باید خودت را بکُشی تا چیزی ساده را حالی‌شان کنی.

تولید روشنفکر در کشوری که نمیتونه ثروت تولید کنه!!!

عاقلان نه تنها ماه‌ها، بلکه سال‌هاست که می‌گویند!
عاقلان نه تنها ماه‌ها، بلکه سال‌هاست که می‌گویند!

نزدیک دو ماه است که سعی کرده‌ام وارد بحث با کسی در مورد جنگ جاری نکنم. دیدم بحث فقط اعصابم را خرد می‌کند. تمام کسانی که می‌گفتند «هیمنه آمریکا فروریخت» یا «ایران خوب توانست جلوی امریکا دربیاید» یا چیزهایی از این قبیل، فقط لبخندی زدم و گفتم: به زودی خواهیم دید!

ای ترامپ املاکی، ما را از چه می‌ترسانی؟! این عکس را نگاه کن ببینی ما در چه شرایطی بزرگ شدیم! (تازه، این عکس قسمت‌ خوب کار را
ای ترامپ املاکی، ما را از چه می‌ترسانی؟! این عکس را نگاه کن ببینی ما در چه شرایطی بزرگ شدیم! (تازه، این عکس قسمت‌ خوب کار را نشان می‌دهد. راننده تاکسی‌ها معمولا دستگیره شیشه ماشین را هم برمی‌داشتند تا مسافرها نتوانند شیشه‌ها را هی بالا پایین کنند).

هرکس کوچکترین تمایلی برای فهم داشت چهل سال پیش فهمید. به این مطلب رجوع کنید.

چنین گفت پادشاه ایران در سال ۱۹۷۳ در مورد روابط ایران، لبنان و شیعیان (واقعا محمدرضاشاه، در مقایسه با جمهوری اسلامی و حتی در
چنین گفت پادشاه ایران در سال ۱۹۷۳ در مورد روابط ایران، لبنان و شیعیان (واقعا محمدرضاشاه، در مقایسه با جمهوری اسلامی و حتی در مقایسه با پدرش، در سیاست خارجی خوب و عاقل بود. بعضی وقت‌ها به خودم می‌گویم که ای‌کاش به جای شاه مملکت وزیر امور خارجه آن بود!) و وضعیت الان:
در شرایط فعلی، به جای اینکه حزب‌الله بازوی ج.ا در دفع تهدید اسرائیل باشد، این ج.ا است که برای دفاع از حزب‌الله هزینه می‌پردازد و به نوعی دست و پا زدن ناشی از درماندگی افتاده است. یعنی گروهی که قرار بود هزینه جنگ با اسرائیل را برای ج.ا متقبل شود و میدان درگیری را از مرز های ایران دور کند، خود به منبعی برای هزینه‌کرد امنیتی و نظامی برای ج.ا تبدیل شده است. و این یعنی شکست در هدف ثانویه تشکیل حزب‌الله. @SNTankograd

این دو پست فوق را چند بار خوب بخوانید، و هرگاه تحلیل‌جات عالمانه خیل عظیم تحلیل‌گران (ورورگران ) را خواندید، این دو پست را به یاد بیاورید و سوالات مشابهی از خود بپرسید

پوتین رفته بود چین. یه یارویی تو ساب‌استک یه مقاله نوشت که «ایران رفت چین. ترامپ رفت چین. پوتین رفت چین. ایران رفت که بگه تا کجا ادامه میده. ترامپ رفت که بگه تا کجا ول نمی‌کنه. پوتین رفت که بگه تا کجا دخالت نمی‌کنه. این برنامه ملاقات تصادفی نیست. در پکن دمای جنگ را اندازه می‌گیرند!». قشنگ نیست انصافا؟ یارو شعر نوشته درباره چندتا رفت آمد دیپلماتیک. حتی وزن و قافیه داره (تو انگلیسیش ریتمش رو حس میکردی). حالا چیزی از محتوای صحبت‌ها میدونه؟ نه. هیچ. لازم هم نداره. ساب‌استکش اشتراک داره. یه عده سالی یه مبلغی میدن این اشعار رو بخونن. یه پولی داره گیرش میاد. انگیزه داره شعر بگه. از هزاران سال پیش شاعران برای پول شعر میگفتن. تو که چیزی درنمیاری برای چی شعر میخونی ایرانی معاصر؟

اطلاعاتی درباره علت حادثه داری؟ نه. چیزی از جزییاتش میدونی؟ نه. تا حالا تو ارتشی که یه آبراه استراتژیک رو محاصره کرده خدمت کر
اطلاعاتی درباره علت حادثه داری؟ نه. چیزی از جزییاتش میدونی؟ نه. تا حالا تو ارتشی که یه آبراه استراتژیک رو محاصره کرده خدمت کردی؟ نه. اصلا میدونی ارتش چطور کار میکنه؟ نه. چیزی از مکانیک هلی‌کوپتر میدونی؟ نه. چیزی از چالش‌های تعمیر نگهداری بزرگترین و فعالترین ناوگان‌های هوایی و دریایی دنیا می‌دونی؟ نه. اما یه کیبورد برای تایپ کردن داری. و به نظرت همین کافیه.

Repost from جنگاوران
من خودم دونالد ترامپم ولی بحث بحث وطنه یکی از بامزه ترین جوک هایی که این روز ها آدم می‌بیند، این کنایه ها به معدود افرادی هست که مدعی هستند تا دیروز منتقد یا مخالف حکومت بوده اند اما امروز چون بحث حمله به وطن است حاضرند حتی با تندروترین ارزشی ها هم یکدست شوند. خب غرایز قبیله گرایی بخش جدایی ناپذیری از انسان هستند و افرادی که خیلی بر اساس عقل و منطق تصمیم نمی‌گیرند بسیاری رفتار هایشان مبتنی بر این هست که الآن، در این لحظه چه کسی جزو قبیله من هست و چه کسی خارجی. این قضیه وقتی بامزه بودنش از بین می‌رود که افراد با پیروی از احساسات لحظه ای و غرایز، به جای دفاع کردن، بدتر به کشور، مردم و خانواده خودشون آسیب می‌زنند. اگر شما زمانی بر اساس عقل و منطق جزو منتقدین افراطیون حکومت بوده باشید، قطعا یادتان هست که یکی از مهم ترین انتقادات این بود که: آقایان شما دارید کشور را به جنگ می‌کشانید! از بالا تا پایین این مملکت سالیان سال هشدار دادند که غیرممکن است شما نابودسازی یک کشور دیگر را دنبال بکنید و طرف مقابل دست روی دست بگذارد. خب از خورشید روشن تر بود که او هم از موجودیت خودش دفاع خواهد کرد، جنگ بر کشور ما سایه می‌افکند و بهای این جنگ را هم مردم بی‌گناه باید بدهند. آیا فکر می کنید با دست دادن به افراطی هایی که جز شعار مرگ دادن هنر دیگری ندارند، موفق خواهید شد از چیزی دفاع کنید؟

از اکانت توییتر (اکس) خدادرضاخانی! حالا من سعی می‌کنم از واژه «غربزدگی» که مفهومی مبهم است و از آن بسیار سوءاستفاده شده است ا
از اکانت توییتر (اکس) خدادرضاخانی! حالا من سعی می‌کنم از واژه «غربزدگی» که مفهومی مبهم است و از آن بسیار سوءاستفاده شده است استفاده نکنم. ولی خداداد در اصل راست می‌گوید! به عبارتی دیگر، در تقریباً تمام اعمال و رفتار مسوولین نظام و نیز در شخصیت‌های آنان، یک گسست عمیق با گذشته فرهنگی و سیاسی ایران وجود دارد. لزوماً این به این معنا نیست که هر چه در گذشته فرهنگی و سیاسی ما بوده خوب بوده؛ بلکه به این معناست که توضیح این رفتارها و شخصیت‌ها با ارجاع به این گذشته معمولاً غلط است. خیلی از اینها را با ارجاع به مفاهیم و ایده‌ها و عملکردهای مدرن خیلی بهتر می‌توان توضیح داد.

خلاصه که کاری نکنید که نه به درد شما بخورد، نه به درد دیگران، اما بهانه‌ای شود که شما را به صلابه بکشند و چند سال عمرتان هدر شود. اگر هم می‌خواهید مبارزه کنید کاری کنید که بیرزد!

توصیه درست آقای بهمنی (که خودشان وکیل دادگستری هستند)👇 https://t.me/bahmanighajar/1082

واکنش دوستی به این پست:
این «وعده صادق» به قول یارو گفتنی، می‌نظر ابعاد عمیقی داره. :) «وعده» که بود، همیشه می‌گفتند بزنی می‌زنیم‌ها، آخ نزن نامرد دردم گرفت. «صادق» هم یعنی دیدی چاخان نمی‌کردیم؟ حالا باز داره تکرار می‌کنه. میگه عه! مگه ندیدی واقعا می‌تونم آبگرمکن بندازم رو سرت؟! ولی همینطور لیست انتقام داره دراز میشه و اون سرش (قسمت اولش) دیگه اصلا پیدا هم نیست. فاصله زیاد شده از ته لیست، و باید با تلسکوپ جیمز وب اول لیست رو نگاه کرد. کسی یادش میاد اول اول انتقام چی یا کی را خواستن بگیرن که به این روز افتادن؟

خوب، به امید خدا بریم ببینیم در قسمت بعدی جنگی که با وعده صادق ۱ شروع شد چه بر سرمان خواهد آمد!

خدا را شکر می‌کنم که در ده‌مان در کشوری که ایران می‌نامیم متولد شدم. البته هر جای دیگر و هر زمان دیگر هم متولد شده بودم، بابستی خدا را شاکر می‌بودم! اینکه هر شخصی کجا و‌ کی به دنیا بیاید تصادفی نیست. تقدیر الهی است. ما فقط این آزادی را داریم که در هر لحظه تصمیم بگیریم که درست زندگی کنیم یا نه! بعضی مواقع زندگی درست و فضیلت‌مندانه بسیار سخت است. مثلاً در گولاگ! ولی همان گولاگ هم مثال‌هایی داد از افرادی که تا آخر شرافتمندانه زیستند. و وقتی مردیم، تنها امر مهم هم همین لحظات و تصمیمات ما در هر لحظه خواهد بود.

این قیاس دعا خواندن مداح‌ها با صدای موتور گازی خیلی خوب و بجا بود! حق مطلب را خوب ادا می‌کند😁

موتور گازی و زوزه روح ایرانی معاصر موتور گازی سبک دو زمانه سوار شده اید ؟ آن تجربه به فهم این متن کمک می کند. موتور گازی ها سبک بودند و خوب ویراژ می دادند. زوزه موتور دوزمانه چیز دیگری بود. این زوزه موتور بعلاوه سبکی و قدرت کم دلیلی بود که مدام دستمان روی گاز بود و شل و سفت می کردیم و موتور چس-ناله می کشید. انگاری داشتیم آوازی گوشخراش می خواندیم. خیلی هم ویراژ می دادیم. البته مقررات راهنمایی رانندگی و یا اعصاب خلق و یا آلودگی هوا برایمان مهم نبود. جای دوری هم نمی شد با این موتورها رفت. حالا لطف کنید و به ناله این مداح برای چند دقیقه گوش کنید. نمی خواهم بی احترامی کنید،، ولی اگر مذهبی هم نیستید چند دقیقه از وسط هایش گوش کنید. مساله فقط یک بحث‌ مذهبی نیست. این موسیقی پاپ است. این روح ایرانی معاصر است. یاد موتور گازی نمی افتید ؟ شل می کند و سفت می کند. اینور می رود و آنور می رود. با آن لهجه ناحور، هرجا دلش می خواهد، هر کاری دلش بخواهد می کند. از هیچ نظام و هیچ سیستم و هیچ معنایی پیروی نمی کند.به چیزی مقید نیست، بلکه از تقید بیزار است. زیر بار نمی رود. فقط همه اش باید ناله افسرده نما باشد. ایرانی کاملا مدرن شده و کاملا اسیر احساسات محوری شده. خودشیفتگی ایرانی دو رکن دارد: اجتناب از سنت و احساسات گرایی (که متضاد و مانع خلوص است). آواز مداح مانند زوزه موتور گازی از ضعف اوست. به همان اندازه هم خودمحورانه است، روی به آسمان ندارد. تازه این دعاست و مضمون آن از مداح نیست. آنچه ندارد را با زور جایگزین می کند: زور بلندگو، زور پرگویی و یا مانند مثال فوق زور لحن. ریاکاری تکیه داده به زور. نازل ترین نوع موسیقی یا آواست. البته بعضی آواهای مذهبی از جمله قرآن و نوحه با اندوه قرائت می شود. اما این لحن اندوه ملایم و خاضعانه معنوی است نه افسردگی مدرن. نه چس ناله شخصی. این هم از آن مواردی است که تا وقتی درستش را نشنیده باشید شاید سخت فهمیده شود. لینک های زیر گوشه ای از مطلب را توضیح می دهد: https://t.me/jenabegav/1151 https://t.me/jenabegav/1152 https://t.me/jenabegav/1155 https://t.me/jenabegav/2270 https://t.me/jenabegav/1160 https://t.me/jenabegav/1826 این وضعیت آواهای مذهبی است. قسمت زیادی از موسیقی ما همین وضعیت را دارد. ببینید چقدر از نداهای زیبای سنتی فاصله گرفته ایم. فتوای من این است که موسیقی سالم جهانی (مثلا فولکلور سالم سنتی ) به ناله مداح مدرن ترجیح دارد. موسیقی سالم (البته در میزان کم نه دائم و روزانه) به تحکیم خودشیفتگی نمی انجامد. توجه بفرمایید که جهت موسیقی سالم رو‌ به «من» نیست. از آخوندها هم نمی توان انتظار فهم یا عمل داشت. الان درگیر حل معادلات پیچیده ، عمق استراتژیک و مباحث فلسفی سیاسی اقتصادی اند. این آخوند ها بحث تحریفات محتوایی را نمی فهمند چه برسد به بحث قالب و فورم. چه دارم می گویم ؟ کمتر از یک در هزارم آنها متن مهم ترین کتاب شیعه را مطالعه کرده است. کاری که یک محقق کافر غربی چند ماهه انجام می دهد. اصلا ما آخوند نداریم. مشتی کارمند عمامه ای با نگاه حجمی عددی به دین! همان بلایی که نگاه کارمندی بر سر اقتصاد و محیط زیست و سفارت خانه ها و آموزش آورد، بر سر دین هم می آورد. این جا هم اتحاد نامیمون کارمند و رجاله بازاری را شاهدیم. مرحوم شهید جواد ذبیحی که بعد از عنقلاب به وضع فجیعی کشته شد چه بسا گناهش این بود که آواها و ادعیه را با لحن خوش و در دستگاه های ایرانی به صورت صحیح و فاخرانه اجرا می کرد. جوان ها نمی دانند بعد عنقلاب برای مدت طولانی خوش سلیقه بودن یا قاعده داشتن جرم بود. باورکردنش سخت است؟ نژادهای خاصی بعد عنقلاب بالا آمدند. در این سن و سال اکر کسی از من بپرسد چه پروژه علمی و فکری برای جامعه ایران حیاتی و‌ موثر است، دو سه پاسخ بیشتر ندارم. یکی احیا و دوباره سازی نواها و آیین های شیعه سنتی است. این پروژه نه تنها سواد و اطلاعات عمیق می طلبد، بلکه اگر به دست یک فرد پرهیزگار مخلص کثیر العباده انجام نشود صحیح از آب در نمی آید. البته منظورم سنت سازی مصنوعی نیست. منظور ارائه یک آرشیو زنده مرجع است. ولی در این زمینه بسیار باید احتیاط به خرج داد. حتی نوحه خوانی در دستگاه های ایرانی می تواند مساله ایجاد کند. روح ایرانی معتاد تصعید و توهم است و دستگاه های موسیقی ایرانی این امکان را زیاد می کنند که خواننده فیلش هوای هندوستان کند، در احساسات اغراق بورزد و بیان احساسات را هدف قرار دهد. لذا شاید بهتر باشد از آواهای سنتی مسلمانان غیر ایرانی و نیز آواهای مسیحیان ارتدوکس آفریقایی و روسی و نیز آواهای ساده ولی طبیعی و دلنشین سنتی آفریقا الهام بگیریم. ساده و خاکی و عمیق و طبیعی.

هنوز خیال می‌کنند چیزی به اسم نژاد آریایی وجود داشته! به گمانم به غیر از ایرانی‌ها و هندی‌های مشنگ دیگر کسی از نژاد آریایی سخ
هنوز خیال می‌کنند چیزی به اسم نژاد آریایی وجود داشته! به گمانم به غیر از ایرانی‌ها و هندی‌های مشنگ دیگر کسی از نژاد آریایی سخن نمی‌گوید! البته حالا فقط ایرانی‌ها مشنگ نیستند! مثلا ترک‌های ترکیه هم که گمان می‌کنند از «نژاد ترک» هستند همان مقدار ابلهند.