uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

جناب گاو

جناب گاو

Kanalga Telegram’da o‘tish

محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali جناب گاو analitikasi

جناب گاو (@jenabegav) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 14 757 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 3 722-o'rinni va Eron mintaqasida 22 943-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 14 757 obunachiga ega bo‘ldi.

13 Oktabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -163 ga, so‘nggi 24 soatda esa 0 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 36.30% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 18.79% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 5 358 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 773 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 139 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent پادشاهی, حکومت, نظام, چیز, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 14 Oktabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

14 757
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-57 kun
-16330 kun
Postlar arxiv
ایرانی یک روز دانشگاه رو به شعور ربط نداد و فوت کرد
ایرانی یک روز دانشگاه رو به شعور ربط نداد و فوت کرد

کتاب‌ها باید نوشت در مورد بلایی که دانشگاه بر سر عقل و شخصیت و روح و روان ایرانی آورده، زندگی‌هایی که تباه کرده، افراد لایق و‌ عملگرایی را که ترسو و نالایق کرده، افراد نالایقی را که برکشیده و بزرگ کرده..... و یک دلیل بزرگ فقدان عقل سلیم سیاسی نیز همین دانشگاه‌هایند. از آخوندها بر سر دین‌تان بترسید، از اقتصاددانان بر سر دنیاتان، و از استادان دانشگاه و روشنفکران بر سر عقل‌تان!

شهوت «آقای دکتر» بودن در کشور ما چیز عجیب و غریبی است! این موردی که در این‌کلیپ اشاره شده، یک فساد بزرگ و کلاهبرداری بوده است. ولی مگر مثلا احمدی‌نژاد نبود که در عین حالی که وظائف سنگین استانداری را داشت، دکترای خود را در یک دانشگاه معتبر کشور تحصیل کرد؟! آمریکا، در کل تاریخ ۲۵۰ساله‌اش، فقط یک رئیس‌جمهور با مدرک دکترا داشته است (۱۱۰ سال پیش): ویدرو ویلسون که به زعم اینجانب (و بر خلاف نظر جریانات متمایل به چپ) یکی از بدترین رئیس‌جمهورهای آمریکا بود. در میان سناتورها و‌ نمایندگان مجلس آمریکا هم، تعداد دارندگان دکترا همیشه زیر ۵درصد بوده است. از آن طرف، در طول تاریخ آمریکا، نمایندگان و سناتورهایی که هیچ گونه مدرک دانشگاهی نداشتند، در جمع بالای ۳۰درصد بوده (اگر چه اکنون خیلی کمتر شده است). ما شاید تنها کشوریم در دنیا که شرط نمایندگی مجلس داشتن مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر است. در اکثر کشورهای دنیا، به خصوص در میان کشورهای «پیشرفته»، هیچگونه شرط تحصیلاتی برای نمایندگی مجلس یا عضویت در دولت وجود ندارد. خلاصه که «نخبه‌گرا»ترین کشور دنیاییم و به همین دلیل پخمه‌ترین زمامداران را داریم.

مشابه این اتفاق در سایر جاها نظیر دانشگاه شریف هم اتفاق افتاده است. در عالم خیال اگر روزی دولت کاملا از حیطه آموزش کنار بکشد و موسسات آموزشی در بازار آزاد فروخته شود و یک نظام آموزشی کاملا خصوصی و آزاد مبتنی بر خرده واحد‌های درسی شکل گیرد (مثلا فرد آزاد باشد آموزش سه واحد فیزیک را هر زمان که خواست از بازار آزاد خریداری کند ) و مدرک گرایی محو شود و به جای آن مهارت گرایی آزاد شکل گیرد، آن موقع چند اتفاق خواهد افتاد: کلیه دانشگاه های دولتی کشور ورشکست خواهند شد و به مدرسین خصوصی خواهند باخت. ثانیا تمام علما و مدرسین و نخبه ها و فرزانه های مدرکی به گدایی خواهند نشست. ثالثا عمر جوانان دیگر هدر نخواهد نشد. رابعاً از شر دکاتیر و اعاظم و اقتصاددان ها و متخصصان و مشاوران رها خواهیم شد و هزینه زندگی بیهوده آنها نخواهیم پرداخت. فایده های دیگری هم مترتب است.

محمدحسین امید، رئیس‌ دانشگاه تهران برای قدردانی از خودش، اسم خودشو گذاشته رو خوابگاه دانشگاه تهران😕 این خوابگاه رو یه فرد خَ
محمدحسین امید، رئیس‌ دانشگاه تهران برای قدردانی از خودش، اسم خودشو گذاشته رو خوابگاه دانشگاه تهران😕 این خوابگاه رو یه فرد خَیِر به اسم مصطفی نژاد ساخته.

این هم مقایسه مشابه با پست فوق است برای تعداد روزهایی که قیمت نفت بالای بشکه‌ای ۹۰ دلار بود. این نشان می‌دهد که اگر اوضاع فعل
این هم مقایسه مشابه با پست فوق است برای تعداد روزهایی که قیمت نفت بالای بشکه‌ای ۹۰ دلار بود. این نشان می‌دهد که اگر اوضاع فعلی یک سال دیگر هم ادامه پیدا کند، اتفاق خاصی در مورد قیمت نفت نیست! تازه می‌شود مثل دوران بایدن و هنوز بسیار بهتر از دوران اوباما. در دوران اوباما قیمت نفت به بشکه‌ای ۱۴۸ دلار هم رسید. بدون تنگه و بدون جنگ! به ارزش دلار امروز می‌شود حدوداً بشکه‌ای ۲۵۰ دلار. یعنی اگر امروز قیمت نفت به ۲۵۰ دلار هم برسد، تازه می‌شود مثل دوران اوباما! با این تفاوت که امروز ماییم که نمی‌توانیم نفت‌مان را بفروشیم. یک یادآوری هم که همان سال‌ها بود که آن قیمت نفت و پول بادآورده‌اش موجب مستی زمامداران نظام از صدر تا ذیل شد و گمان کردند که خدای جهان‌ اند و مدیریت‌شان در سطح خدایی است! پ.ن: ستون‌های نارنجی بر اساس محاسبه ارزش دلار در هر زمان بنابر ارزش دلار در ابتدای سال (ژانویه) ۲۰۲۶ است. به همین دلیل است که در مورد دوره دوم ترامپ، ستون نارنجی اندکی کوتاه‌تر از ستون آبی است.

جنگ‌طلبان داخلی همیشه مرز شکست و پیروزی را جابجا می‌کنند تا بدتربن شکست‌ها هم پیروزی شود. مثلا بعد از داستان پیجرها و کشته شد
جنگ‌طلبان داخلی همیشه مرز شکست و پیروزی را جابجا می‌کنند تا بدتربن شکست‌ها هم پیروزی شود. مثلا بعد از داستان پیجرها و کشته شدن حسن نصرالله که پیروزی مهمی برای اسرائیل بود، برادران کشف کردند که همین که الان اسرائیل ناحیه ضاحیه در جنوب شهر بیروت را نمی‌زند، پیروزی است! نمونه کامل این ذهنیت در مورد تنگه هرمز و قیمت نفت است. زمانی می‌گفتند که با کنترل تنگه هرمز قیمت نفت تا ۲۰۰ یا ۳۰۰ دلار بالا خواهد رفت. ولی الان اگر قیمت نفت دو‌ روز بالای ۱۰۰ دلار بماند، جشن پیروزی در ماتحت‌شان و در میان هشت‌الشبی‌ها در خیابان برقرار می‌گردد. مرز پیروزی از ۲۰۰ پرید روی ۱۰۰. ولی در همین مرز ۱۰۰ هم شکست خورده‌اند. نمودار بالا تعداد روزهایی در دوره‌های مختلف ریاست جمهوری آمریکا را نشان می‌دهد که قیمت نفت بالای بشکه‌ای ۱۰۰ دلار بوده است. ستون‌های آبی بر اساس قیمت اسمی نفت به دلار است و ستون‌های نارنجی بر اساس محاسبه قیمت به دلارِ ۲۰۲۶ (چون ارزش دلار هم نزولی است، و مثلا ۸۰ دلارِ ده سال پیش معادل حدوداً ۱۱۰ دلارِ امروز است). بی‌تنگه و بی‌جنگ، اوضاع قیمت نفت در دوره‌های قبل بهتر از الان نبود. مقایسه برای مرز ۹۰ دلار در پست بعدی!

رفیقی در اکیپ که کنکور قبول نشد و رفت مغازه عموش تو بازار . _mehdi sharifian mofrad_ @uttweet

photo content

محمد سرافراز، رئیس مستعفی صداوسیما، ۱۵ آذر ۱۴۰۱: "آقامجتبی مسائل مربوط به علوم غریبه را کم‌وبیش در جلسات پیگیری می‌کردند." 🔗 رسانه ثلث (@SolsMediaTw) 📲 @twittervid_bot

روایت صادق زیباکلام از دیدار شبانه با رئیس دفتر حسین طائب؛ از استخراج زایچه تا ارائه خدمات رمل و اسطرلاب و مقابله با اجنه 🔗 رسانه ثلث (@SolsMediaTw) 📲 @twittervid_bot

پزشکیان: اگه منو شهید کنن همه میتونن مثل من باشن @eco_ehsan

کلاً عناد ورزیدن به حرکات موزون تا حد زیادی فروکش کرده و ترقّص وسط خیابان عادی شده. می‌توان پنداشت رژیم ولایی پس از چند سال نبرد خصمانهٔ تن‌به‌تن با جماعت، ناگزیر از رهاکردن این خاکریز شده‌ باشد.

درست! ولی مشکل آنجاست که گفتمان «تهدید» (احساس تهدید از همه طرف و احساس نیاز به تهدید همه کس) چیزی عاریتی و اضافه‌شده بر نظام نیست. این از همان ابتدای نظام پایه اصلی روابط خارجی نظام بوده، در گوشت و خون نظام نفوذ کرده است. بله، خیلی اوقات رئیس‌جمهورها و وزرای امور خارجه، وقتی مجبور می‌شدند بر زمین سفت واقعیت‌ها راه بروند، تلاشی می‌کردند تا از راه دوستی با همسایگان برآیند. ولی این نه به علت تغییری اساسی در دیدگاه، بلکه غالباً به دلیل جبر زمانه و احساس نیاز بود. و الا اینها همه‌شان با گفتمان پارانویا بزرگ شده‌اند و جزوی از وجودشان شده است. نمونه‌اش همین داستان مخالفت وزارت امور خارجه در دولت خاتمی با برگشت ظاهرشاه به پادشاهی افغانستان بود که می‌توانست بعد از سال‌ها به ثبات آن کشور فلک‌زده بینجامد. اکثر مردم معمولی افغانستان به این بازگشت بسیار راغب بودند، اروپایی‌ها موافق آن بودند و آمریکا هم مخالف نبود. ولی زمامداران ج.ا. این را «تهدیدی» علیه خود می‌دیدند و جلوی آن را گرفتند. بدبختی امروز افغان‌ها تا حد زیادی بر گردن ج.ا. است.

درست! ولی مشکل آنجاست که گفتمان «تهدید» (احساس تهدید از همه طرف و احساس نیاز به تهدید همه کس) چیزی عاریتی و اضافه‌شده بر نظام نیست. این از همان ابتدای نظام پایه اصلی روابط خارجی نظام بوده، در گوشت و خون نظام نفوذ کرده است. بله، خیلی اوقات رئیس‌جمهورها و وزرای امور خارجه، وقتی مجبور می‌شدند بر زمین سفت واقعیت‌ها راه بروند، تلاشی می‌کردند تا از راه دوستی با همسایگان برآیند. ولی این نه به علت تغییری اساسی در دیدگاه، بلکه غالباً به دلیل جبر زمانه و احساس نیاز بود. و الا اینها همه‌شان با گفتمان پارانویا بزرگ شده‌اند و جزوی از وجودشان شده است. نمونه‌اش همین داستان مخالفت وزارت امور خارجه در دولت خاتمی با برگشت ظاهرشاه به پادشاهی افغانستان بود که می‌توانست بعد از سال‌ها به ثبات آن کشور فلک‌زده بینجامد. اکثر مردم معمولی افغانستان به این بازگشت بسیار راغب بودند، اروپایی‌ها موافق آن بودند و آمریکا هم مخالف نبود. ولی زمامداران ج.ا. این را «تهدیدی» علیه خود می‌دیدند و جلوی آن را گرفتند. بدبختی امروز افغان‌ها تا حد زیادی بر گردن ج.ا. است.

Repost from مهمات
۲۸ خرداد ۱۳۸۱ #خاطره_هاشمی رسانه‌هاى آمريكا، صريحاً نوشته‌اند كه آمريكا تصميم به سرنگون‌كردن صدام حسين، [رییس‌جمهور عراق]، گرفته و كنگره هم آن را تصويب كرده و به سيا دستور داده شده است كه امكانات دستگيرى و يا كشتن صدام را فراهم نمايد. سردار قاسم سليمانى، [فرمانده نیروی قدس سپاه] آمد.گزارشى از مسایل افغانستان و تلاش سپاه براى جلوگيرى از مطرح‌شدن ظاهرشاه، براى رياست دولت موقت، در لویى‌جرگه وگرفتن سهم مناسب براى شيعه و نگه‌داشتن مجاهدان در صحنه داد. وزارت امورخارجه هم گزارشى شبيه به اينها داده و به حساب خودش گذاشته است؛ نمى‌دانم كدام مؤثر بوده‌اند. معتقدندكه آمريكا بنا داشت، ظاهرشاه را به سلطنت برگرداند.

زمانی در دوران ریاست جمهوری رئیسی، حتی جنگ اوکراین و روسیه هم به عنوان مقصر تورم در ایران قلمداد می‌شد. حالا جنگی در خود ایران که کلی صنایع مهم (فولاد و پتروشیمی و صنایع های-تک) را نابود کرده، فروش نفت را صفر کرده، واردات را به‌کمتر از سی در صد رسانده، و تمام منابع را بلعیده، مقصر تورم شناخته نمی‌شود!! یقیناً ما مردم ایران گناه بزرگی مرتکب شده‌ایم که قسمت اعظم قدرت و‌ تقریباً تمام تریبون‌های مجاز کشور الان در دست سخیف‌ترین و پلیدترین و‌ کثیف‌ترین حیوانات در ایران است. کشور را و‌ ما را به فنا خواهند داد و‌خودشان بر ویرانه‌های ایران از رانت‌ها بهره خواهند جست. و البته سهم یار جدیدشان آقای سعید لیلاز هم در خودروسازی‌ها محفوظ خواهد ماند. ای تف!