es
Feedback
⚡️🕊 فرازتد🥀⚡️

⚡️🕊 فرازتد🥀⚡️

Ir al canal en Telegram

@AarmaanF ادمین رابط پرسش علمی ویژه سکولارهای طبیعت‌‌گرای ملت ایران (⛔️مومن به ماوراء عضو نشود) مبانی کانال ما t.me/FarazTed/15822 افشای شایعه/مغلطه/کژفهمی فریب و حماقت اخبار علمی+ سخنرانی‌،مستند،مقاله: دانش/اندیشه/جامعه/روان تاریخ/هنر و بیشتر..

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram ⚡️🕊 فرازتد🥀⚡️

El canal ⚡️🕊 فرازتد🥀⚡️ (@farazted) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 20 629 suscriptores, ocupando la posición 9 507 en la categoría Educación y el puesto 16 243 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 20 629 suscriptores.

Según los últimos datos del 31 agosto, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -69, y en las últimas 24 horas de 0, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 7.74%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 5.86% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 596 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 210 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 8.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como روز, حکومت, شناسایی, واکسن, خطا.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
@AarmaanF ادمین رابط پرسش علمی ویژه سکولارهای طبیعت‌‌گرای ملت ایران (⛔️مومن به ماوراء عضو نشود) مبانی کانال ما t.me/FarazTed/15822 افشای شایعه/مغلطه/کژفهمی فریب و حماقت اخبار علمی+ سخنرانی‌،مستند،مقاله: دانش/اندیشه/جامعه/روان تاریخ/هنر و بی...

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 01 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Educación.

20 629
Suscriptores
Sin datos24 horas
+577 días
-6930 días
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+2
en 1 canales
agosto '26
+253
en 12 canales
Get PRO
julio '26
+168
en 14 canales
Get PRO
junio '26
+184
en 13 canales
Get PRO
mayo '26
+16
en 2 canales
Get PRO
abril '26
+16
en 1 canales
Get PRO
marzo '26
+5
en 1 canales
Get PRO
febrero '26
+412
en 31 canales
Get PRO
enero '26
+24
en 8 canales
Get PRO
diciembre '25
+501
en 35 canales
Get PRO
noviembre '25
+839
en 30 canales
Get PRO
octubre '25
+897
en 28 canales
Get PRO
septiembre '25
+964
en 24 canales
Get PRO
agosto '25
+576
en 24 canales
Get PRO
julio '25
+2 264
en 37 canales
Get PRO
junio '25
+770
en 40 canales
Get PRO
mayo '25
+179
en 35 canales
Get PRO
abril '25
+332
en 34 canales
Get PRO
marzo '25
+241
en 30 canales
Get PRO
febrero '25
+143
en 26 canales
Get PRO
enero '25
+266
en 44 canales
Get PRO
diciembre '24
+413
en 46 canales
Get PRO
noviembre '24
+220
en 39 canales
Get PRO
octubre '24
+138
en 29 canales
Get PRO
septiembre '24
+336
en 26 canales
Get PRO
agosto '24
+340
en 37 canales
Get PRO
julio '24
+333
en 37 canales
Get PRO
junio '24
+235
en 28 canales
Get PRO
mayo '24
+559
en 32 canales
Get PRO
abril '24
+572
en 28 canales
Get PRO
marzo '24
+587
en 33 canales
Get PRO
febrero '24
+535
en 35 canales
Get PRO
enero '24
+487
en 42 canales
Get PRO
diciembre '23
+444
en 38 canales
Get PRO
noviembre '23
+444
en 35 canales
Get PRO
octubre '23
+395
en 30 canales
Get PRO
septiembre '23
+380
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+572
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+480
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+615
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+403
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+436
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+358
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+476
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+274
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+276
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+344
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+256
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+370
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+392
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+350
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+341
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+427
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+530
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+433
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+204
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+262
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+281
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+209
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+279
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+290
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+572
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+286
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+400
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+277
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+470
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+273
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+354
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+194
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+11 797
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
01 septiembre+2
Publicaciones del Canal
2
#سبنمایی مرد پول ساز بیوگرافی یان بورژارسکی جاعل ماهر Jan Bojarski امتیاز : ‏ ۱۰ / ۷ دوبله فارسی بدون سانسور محصول: فرانسه دا
#سبنمایی مرد پول ساز بیوگرافی یان بورژارسکی جاعل ماهر Jan Bojarski امتیاز : ‏ ۱۰ / ۷ دوبله فارسی بدون سانسور محصول: فرانسه داستان واقعی یک مهندس با استعداد لهستانی که پس از مهاجرت به فرانسه، به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های دنیای جعل اسکناس تبدیل می‌شود، او به علت برخورد تبعیض آمیز جامعه پس از جنگ جهانی، سال‌ها با مهارتی شگفت‌انگیز، سیستم مالی فرانسه را به چالش می‌کشد. به او لقب «سزان جعل پول» داده شد Cézanne of counterfeit money فیلم در کامنت 🎞
1 069
3
#نگاهی_به_آرشیو ۳۱ آگوست ۹ شهریور 🏮 ۹ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/581 🏮 ۸ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/6883 🏮
#نگاهی_به_آرشیو  ۳۱ آگوست  ۹ شهریور 🏮 ۹ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/581 🏮 ۸ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/6883 🏮 ۷ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/13816 🏮 ۶ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/18559 🏮 ۵ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/22154 🏮 ۴ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/25198 🏮 ۳ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/30025 🏮 ۲ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/36552 🏮 ۱ سال پیش در چنین روزی t.me/FarazTed/42964 👥  لطفا برای پرسش یا اطلاع رسانی اعضا، مطالب (غیرسیاسی) را فقط در کامنت این پیام ارسال کنید
962
4
#شایعه بازنشر طی ۶ سال سرطان شکست خورده است. آب داغ انجیر: لطفا انتشار دهید! لطفا انتشار دهید! پروفسور دکتر بیمارستان عمومی ICBS  گیلبرت ا. کواک اصرار داشت که اگر هرکسی که این بولتن را دریافت کرده بتواند ده نسخه را برای ده نفر بفرستد، حداقل جان یک نفر نجات خواهد یافت. من سهم خودم را انجام داده ام؛  امیدوارم شما هم بتوانید.. با تشکر! آب داغ انجیر می تواند شما را از سرطان نجات دهد. انجیر داغ سلول های سرطانی را از بین می برد.2 تا 3 دانه انجیر را به صورت نازک در یک فنجان برش دهید و آب داغ را به آن اضافه کنید تا «آب قلیایی» شود.  اگر روزانه آن را بنوشید، برای همه خوب است. انجیر داغ مواد ضد سرطان آزاد می کند.  این آخرین پیشرفت در پزشکی برای درمان موثر سرطان است. میوه گرم انجیر اثر کشتن کیست و تومور دارد. ثابت شده است که همه انواع سرطان را درمان می کند.آب داغ انجیر تمام میکروب ها و سموم بدن را به دلیل آلرژی پاک می کند. دارویی که از آب انجیر به دست می آید فقط «سلول های خشن« را از بین می برد و روی سلول های سالم تأثیر نمی گذارد. همچنین اسیدهای آمینه و پلی فنول انجیر موجود در آب انجیر می تواند فشار خون بالا را کنترل کند، از انسداد عروق داخلی جلوگیری کند، گردش خون را بهبود بخشد و لخته شدن خون را کاهش دهد. پس از مطالعه به دیگران، خانواده، دوستان بگویید و مراقب سلامتی خود باشید. #بررسی این پیام با جایگزین کردن انجیر بجای آناناس در اصل  ترجمه‌ای از شایعه‌ای است که  با عنوان «آب گرم آناناس» از حداقل سال ۲۰۱۹ در واتساپ و شبکه‌های اجتماعی در حال گردش است و از نظر واقعیت نادرست و از نظر پزشکی خطرناک است.  همچنین در برخی تارنماهای غیرمعتبر و آنهم بدون ارایه مستندات یل  لینک تحقیق مورد اشاره. کسی بنام  «پروفسور دکتر گیلبرت ای. کووک» مرتبط با درمان سرطان  وجود خارجی ندارد. هیچگونه مقاله ای با نام او وجود ندارد. در برخی نسخه‌های این شایعه، نام به «دکتر چن هوی‌ژان» یا «دکتر گیلبرت کوآک‌ایه» تغییر یافته است. «بیمارستان عمومی ICBS»  نیز  به‌عنوان یک مؤسسه تحقیقاتی پزشکی مهم وجود ندارد. این نام اغلب در پیام‌های زنجیره‌ای برای ایجاد حس مشروعیت کاذب استفاده می‌شود. ادعای اینکه افزودن میوه به آب گرم آن را «قلیایی» می‌کند و این کار سرطان را از بین می‌برد، یکی از ترفندهای رایج شایعه «رژیم قلیایی» است. بدن انسان pH خون خود را به‌شدت تنظیم می‌کند (بین ۷.۳۵ تا ۷.۴۵). غذا یا آب نمی‌تواند سطح pH خون را به‌طور قابل‌توجهی تغییر دهد. جوشاندن یا افزودن آب خیلی داغ به میوه اغلب ویتامین‌های حساس به حرارت (مانند ویتامین C) و آنزیم‌ها (مانند بروملین) را از بین می‌برد، نه اینکه مواد جادویی ضدسرطان را «آزاد» کند. سرطان یک بیماری واحد نیست؛ مجموعه‌ای از صدها بیماری مختلف است. هیچ میوه یا نوشیدنی معجزه‌آسایی وجود ندارد که بتواند همه اشکال و مراحل سرطان را درمان کند. حتی اگر آناناس (یا انجیر)   برای خواص ضدالتهابی و اثرات بالقوه‌اش روی سلول‌های سرطانی در شرایط آزمایشگاهی  مطالعه شده باشد، اما این نتایج به نوشیدن آب گرم آناناس در خانه قابل تعمیم نیست. بسیاری از نتایج در آزمایشگاه با نتایج در بدن پیجیده موجودات زنده متفاوت است.   این پیام از تاکتیک‌های کلاسیک «نامه زنجیره‌ای» برای تحمیق خوانندگان استفاده می‌کند:  فوریت: «لطفاً آن را به دنیا پخش کنید!!»  احساس گناه: «من سهم خودم را انجام داده‌ام؛ امیدوارم شما هم بتوانید.»  واژه‌هایی مانند «سلول‌های خشن» و «آب قلیایی» برای حرفه‌ای به نظر رسیدن استفاده می‌شوند، بدون اینکه معنای پزشکی واقعی داشته باشند. https://www.facebook.com/story.php?story_fbid=27315301244737167&id=100000519784425 https://www.sochfactcheck.com/hot-fig-water-cannot-cure-cancer/ قبلا ۲ سال پیش نیز بی‌اساس بودن آن اعلام شد https://t.me/FarazTed/36574 متلسفانه  برخلاف شایعات، نتایج راستی آزمایی و بررسی آنها چندان منتشر نمی شود و لذا همه آنها پس از مدتی با همان محتوا مجددا باز نشر می شوند. @FarazTed  ⭕️
1 145
5
🔻بودجه مملکتی که ۱۵۰۰ همت کسری دارد و با ایجاد تورم از جیب مردم برمی‌دارند را کجا هزینه می‌کنند: ▪️صدا و سیما؛ ۴۶۰۰۰ میلیارد
🔻بودجه مملکتی که ۱۵۰۰ همت کسری دارد و با ایجاد تورم از جیب مردم برمی‌دارند را کجا هزینه می‌کنند: ▪️صدا و سیما؛ ۴۶۰۰۰ میلیارد تومان ▪️مرکز خدمات حوزه علمیه؛ ۱۴۰۰۰ میلیارد ▪️شورای عالی حوزه‌ علمیه؛ ۷۰۰۰ میلیارد ▪️شورای حوزه علمیه بانوان؛ ۱۵۰۰ میلیارد ▪️سازمان تبلیغات اسلامی؛ ۵۰۰۰ میلیارد ▪️جامعة‌المصطفی؛ ۲۰۰۰ میلیارد تومان و... @MohammadParsiii
1 522
6
‍ ‌ صمد بهرنگی: ایران‌دوست یا قوم‌گرا؟ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران «در دو کلمه عرض شود که چرخ‌های “تورک آراشتیرما انستیتوسو” (مؤسسه تحقیقاتی تُرک) گویا با دلارهای امریکایی می‌گردد و مأموریتش پخش و رواج افکار بی‌پایه پان‌تُرکیسم است با تکیه بر خرافه‌پرستی و قضاوت‌های کورکورانهٔ تاریخی و پیش‌داوری. لازم به یادآوری است که امریکا در جنگ کره در نتیجه همین تبلیغات بود که سربازان ترکیه را به جنگ کشاند و آنهم چگونه» منبع: مجموعه مقالات صمد بهرنگی، انتشارات دنیا، چاپ پنجم ۱۳۶۰ مقاله‌ای با عنوان “یادی از حیدربابای شهریار”، ص ۱۸۸.  سطحی‌نگری و فقر تاریخی باعث قضاوت‌های یکسونگرانه و مطلق نسبت به شخصیت‌های سیاسی، تاریخی و فرهنگی ایران شده و ما را به سوی خوب یا بد مطلق دانستن آنها کشانده است. یکی از این شخصیت‌ها صمد بهرنگی، نویسندهٔ داستان‌های کودکانه، پژوهش‌های تربیتی و ادبیات محلّی ایران است. گذشته از افسانه‌سازی‌ها دربارهٔ علت مرگ او در رود ارس، یکی از تلاش‌های حساب شده، معرفی او به عنوان یک فعالِ قوم‌گرا است. اما نه تنها در هیچ‌یک از نوشته‌های صمد نشانه‌های چنین گرایشی به چشم نمی‌خورد، بلکه او در یکی از مقالاتِ خود پان‌تُرکیسم ضدِّ ایرانی را به «ترویج افکار بی‌پایه، خرافه‌پرستی و قضاوت‌های کورکورانه تاریخی و پیش‌داوری» متهم کرد. توانِ شگفت‌انگیز صمد در  فارسی‌نویسی و تلاشش برای آموزش زبان ملّی ایران به کودکانِ آذری در روستاها به تألیف کتابی خلاقانه به نام «الفبا» انجامید که روش یادگیری سریع‌تر و بیشتر زبان فارسی را به کودکان نشان می.داد. این نوشته آنقدر ابتکاری بود که نویسندگان ادبی و فعالانِ روشنفکری آن‌زمان چون جلال آل احمد، غلامحسین ساعدی و سیروس طاهباز، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را به چاپ آن تشویق کردند. با این همه، برخی از فعالان قوم‌گرای آن دوران، بویژه محمدعلی فرزانه، کتاب صمد را به دلیل شیوهٔ بدیع آن در آموزش زبان فارسی، خطرناک دانسته و در بازداشتن صمد به چاپ و به احتمال قوی در نابودی دست‌نوشتهٔ الفبا نقش داشتند. نه تنها خود صمد بلکه حلقهٔ دوستان نزدیکِ مارکسیست او چون بهروز دهقانی، علیرضا نابدل، کاظم سعادتی، که بعدها با پیوستن به حلقهٔ مشهد (پویان و احمد‌زاده‌ها)، سازمان چریک‌های فدایی خلق را پایه‌گذاری کردند و یا دوستان دیگرش چون رحیم رئیس‌نیا و بهروز دولت‌آبادی در نوشته‌ها و در عمل خود با پان‌تُرکیسم و فرقهٔ دمکرات آذربایجان که در پی تجزیهٔ ایران بود به شدت مخالفت می‌کردند. علاقهٔ صمدِ دانش‌آموز (به نقل از ساعدی) به کتاب چرنیشفسکی فیلسوفِ سوسیالیست روسی هم به گمان من از علایق ملّی و ایران‌دوستی صمد سرچشمه می‌گرفت که بداند دلیلِ علاقهٔ این متفکر برجستهٔ روسی به شاهنامه فردوسی و استفاده از اساطیر ایرانی و زبان فارسی در نوشته‌هایش چگونه است و از کجا سر چشمه می‌گیرد. صمد بهرنگی، انسانی صادق، با اخلاق و شوخ‌طبع بود که آگاهی فرهنگی کودکان ایران و اصلاحِ نظام تربیتی کشور را مهمتر از فعالیت‌های چریکی می‌دانست و همین امر ایران‌دوستی او را آشکار می‌کرد. اگر صمد زنده می‌ماند، بدون‌شک یکی از بزرگترین نویسندگان و داستان‌نویسان ایران معاصر می‌شد، @IranDel_Channel صمد بهرنگی در فرازتد t.me/FarazTed/6040
1 136
7
‍ ‌ 🔴 صمد بهرنگی: ایران‌دوست یا قوم‌گرا؟ ✍️ حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران سطحی‌نگری و فقر تاریخی باعث قضاوت‌های یکسونگرانه و مطلق نسبت به شخصیت‌های سیاسی، تاریخی و فرهنگی ایران شده و ما را به سوی خوب یا بد مطلق دانستن آنها کشانده است. یکی از این شخصیت‌ها صمد بهرنگی، نویسندهٔ داستان‌های کودکانه، پژوهش‌های تربیتی و ادبیات محلّی ایران است. گذشته از افسانه‌سازی‌ها دربارهٔ علت مرگ او در رود ارس، یکی از تلاش‌های حساب شده، معرفی او به عنوان یک فعالِ قوم‌گرا است. اما نه تنها در هیچ‌یک از نوشته‌های صمد نشانه‌های چنین گرایشی به چشم نمی‌خورد، بلکه او در یکی از مقالاتِ خود پان‌تُرکیسم ضدِّ ایرانی را به «ترویج افکار بی‌پایه، خرافه‌پرستی و قضاوت‌های کورکورانه تاریخی و پیش‌داوری» متهم کرد. توانِ شگفت‌انگیز صمد در فارسی‌نویسی و تلاشش برای آموزش زبان ملّی ایران به کودکانِ آذری در روستاها به تألیف کتابی خلاقانه به نام «الفبا» انجامید که روش یادگیری سریع‌تر و بیشتر زبان فارسی را به کودکان نشان می.داد. این نوشته آنقدر ابتکاری بود که نویسندگان ادبی و فعالانِ روشنفکری آن‌زمان چون جلال آل احمد، غلامحسین ساعدی و سیروس طاهباز، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را به چاپ آن تشویق کردند. با این همه، برخی از فعالان قوم‌گرای آن دوران، بویژه محمدعلی فرزانه، کتاب صمد را به دلیل شیوهٔ بدیع آن در آموزش زبان فارسی، خطرناک دانسته و در بازداشتن صمد به چاپ و به احتمال قوی در نابودی دست‌نوشتهٔ الفبا نقش داشتند. نه تنها خود صمد بلکه حلقهٔ دوستان نزدیکِ مارکسیست او چون بهروز دهقانی، علیرضا نابدل، کاظم سعادتی، که بعدها با پیوستن به حلقهٔ مشهد (پویان و احمد‌زاده‌ها)، سازمان چریک‌های فدایی خلق را پایه‌گذاری کردند و یا دوستان دیگرش چون رحیم رئیس‌نیا و بهروز دولت‌آبادی در نوشته‌ها و در عمل خود با پان‌تُرکیسم و فرقهٔ دمکرات آذربایجان که در پی تجزیهٔ ایران بود به شدت مخالفت می‌کردند. علاقهٔ صمدِ دانش‌آموز (به نقل از ساعدی) به کتاب چرنیشفسکی فیلسوفِ سوسیالیست روسی هم به گمان من از علایق ملّی و ایران‌دوستی صمد سرچشمه می‌گرفت که بداند دلیلِ علاقهٔ این متفکر برجستهٔ روسی به شاهنامه فردوسی و استفاده از اساطیر ایرانی و زبان فارسی در نوشته‌هایش چگونه است و از کجا سر چشمه می‌گیرد. صمد بهرنگی، انسانی صادق، با اخلاق و شوخ‌طبع بود که آگاهی فرهنگی کودکان ایران و اصلاحِ نظام تربیتی کشور را مهمتر از فعالیت‌های چریکی می‌دانست و همین امر ایران‌دوستی او را آشکار می‌کرد. اگر صمد زنده می‌ماند، بدون‌شک یکی از بزرگترین نویسندگان و داستان‌نویسان ایران معاصر می‌شد، هر چند او هم‌اکنون چنین مقامی را دارا است. @IranDel_Channel 💢
1 078
8
افراد، خواه ناخواه، نماینده ایده‌هایی هستند که حمل می‌کنند. لحظه‌ای که کسی ایده‌ای را به‌عنوان راه سعادت جمعی می‌پذیرد و برایش تبلیغ می‌کند، دیگر فقط «نظر شخصی» ندارد؛ مسئولیت دارد. این مسئولیت یعنی پرنسیپ، یعنی اخلاق، یعنی توانِ تحمل دیگری. کسی که داعیه نجات، اصلاح یا آینده بهتر دارد، حق ندارد زبانش را به همان جایی ببرد که ادعا می‌کند می‌خواهد از آن عبور کند. ورود به قلمرو توهین و فحاشی، نه شجاعت است و نه صراحت؛ سقوط است. فردی که قرار است نماینده یک ایده باشد، باید در رفتار، لحن و واکنش، همان چیزی را بازنمایی کند که وعده‌اش را می‌دهد: اخلاق، شرافت، میهن‌دوستی، و مدارا. اگر قرار است جهانی بهتر ساخته شود، نمی‌شود ابزارش همان زبان پوسیده‌ی جهان بدتر باشد. وقتی کسی شما را «خوک» خطاب می‌کند، بیش از آن‌که چیزی درباره شما بگوید، دارد زیست‌جهان خودش را افشا می‌کند. این زبان، زبانی‌ست که با آن بزرگ شده، فکر کرده و هویت ساخته. تغییر هویت سخت است، چون مستلزم فروپاشی گذشته است. کسی که همه را خوک یا .... می‌بیند، از جایگاهی خوک وار به جهان نگاه می‌کند. نیازی نیست وارد بازی او شوید، نیازی نیست ثابت کنید خوک نیستید. این بازی دقیقاً همان جایی‌ست که ایده‌ها می‌بازند. چسبیدن به ایده‌ها، یعنی حفظ شأن آن‌ها حتی وقتی تحریک می‌شوید. یعنی بهترین تبلیغ برای فکری که دارید، خودتان باشید، نه فحش‌هایتان. ایده‌ای که نتواند در رفتار حاملش متجلی شود، پیشاپیش شکست خورده است، حتی اگر هزار بار درست باشد. البته واضح است که در بازار امروز، این حرف‌ها خریدار ندارد. فحش دادن لذت فوری دارد؛ عبور کردن و بی‌تفاوتی، نه. عصبانیت ساده‌تر از فکر کردن است و دقیقاً به همین دلیل، عقل را از کار می‌اندازد. فضای مسموم، اتفاقی نیست؛ بستر امنِ بی‌ثمری است. جایی که همه داد می‌زنند، اما هیچ‌چیز عوض نمی‌شود. این را نه از سر خوش‌خیالی می‌گویم و نه از موضع اخلاق‌فروشی. صرفاً ثبتش می‌کنم. برای روزی که شاید هنوز فرصتی برای تغییر باقی باشد، و برای اینکه بعداً مجبور نباشم با خودم بگویم: می‌فهمیدم، اما نگفتم.
976
9
#نگاه در جهان سه گونه دزد هست: ١-دزد معمولی ٢-دزد سیاسی ٣-دزد مذهبی - دزدان معمولی کسانی‌اند که پول، کیف، جیب، ساعت، زر و سیم، وسایل خانه‌ و... شما را برای سیر کردن شکم‌شان می‌دزدند. - دزدان سیاسی کسانی‌اند که آینده، آرزوها، رویاها، کار، زندگی، حق، حقوق، دسترنج، دستمزد، تحصیلات، توانایی، اعتبار، آبرو، سرمایه‌های ملی شما و حتی مالیات شما را می‌دزدند و چپاول می‌کنند و شما را در سیه‌روزی و بدبختی نگه می‌دارند. -دزدان مذهبی کسانی‌ هستند که این دنیای زیبایتان را، جرات اندیشید‌ن‌تان را، علم و دانش‌تان را، عقل و خردتان را، جشن و شادمانی‌تان را، سلامتی تن و روان‌تان را، دارایی‌ و مال‌تان را و... می‌دزدند... و تازه یک چیزهایی نیز به شما گران می‌فروشند، مانند: خدا، دین، بهشت، خرافات، جهل، غم، اندوه، سوگواری، افسردگی و... دزدان مذهبی با سخنان فریبنده باغ بهشت را به شما نشان می دهند و دروغ می‌گویند، می‌فریبند، سواری می‌گیرند شما را در فرومایگی و فقر، بدبختی و نکبت و... نگه می‌دارند. تفاوت جالب اینها اینجاست که دزدان معمولی.. شما را انتخاب می‌کنند. اما شما دزدان سیاسی را انتخاب می‌کنید. همینطور  شما مکتب دزدان مذهبی را انتخاب کردید و به آنان ارج می‌نهید و بزرگ‌شان می‌دارید. تفاوت دیگر و بزرگ‌تر اینکه دزدان معمولی, تحت تعقیب پلیس قرار می‌گیرند، دستگیر می‌شوند، شکنجه می‌شوند، شلاق می‌خورند، زندان می‌روند، دست‌ و پایشان را به چپ و راست می‌برند، تحقیر می‌شوند و... اما دزدان سیاسی و مذهبی؛ هر دو توسط قانون حمایت و توسط پلیس محافظت می‌شوند. پست و مقام بالاتری میگیرند، زور می‌گویند، ستم می‌کنند. از شما نیز طلبکار هم هستند و...
1 155
10
چگونه بقایای سیارک بنو آخرین پناهگاه آفرینش‌باوری را برای همیشه فرو ریخت. داستان از یک مشت خاک شروع شد؛ اما نه خاکی که از دل زمین بلند شود. سیارک بنو، تکه‌ای منجمد از ابتدای منظومه شمسی، ۴.۵ میلیارد سال قدمت دارد؛ زمانی که هنوز زمین پوست سفتی نگرفته بود و حیات حتی یک امکان مبهم هم نبود. OSIRIS-REx این خرده‌سیاره را نه به‌عنوان یک سنگ، بلکه به‌عنوان آخرین «شاهد خاموش» تاریخ کیهانی آورد؛ و داده‌هایی که از دل این شاهد بیرون آمد، یکی از بنیادین‌ترین ستون‌های آفرینش‌باوری را شکست. آفرینش‌باوری همیشه بر یک فرض کلیدی تکیه داشت: «مواد پایه‌ی حیات آن‌قدر پیچیده‌اند که در طبیعتِ بی‌ناظر نمی‌توانند جمع شوند.» اما بنو دقیقاً همان‌جایی بود که این فرض را بی‌صدا، اما قطعی، فرو ریخت. چون آنچه در این سیارک پیدا شد، مجموعه‌ای از ساده‌ترین و در عین حال ضروری‌ترین سازه‌های زیست‌شیمی بود؛ بلوک‌هایی که بدون هیچ دخالت «طراح»، در دل واکنش‌های سرد، تاریک، و بی‌پیرایه‌ی یک سنگ یخی در فضا شکل گرفته‌اند. در نمونه‌های بنو پنج باز نوکلئوتیدی پیدا شد؛ همان حروف الفبای ژنتیک. فسفات پیدا شد؛ ستون فقرات هر مولکول حامل اطلاعات. چهارده آمینو اسید پیدا شد؛ اجزای اولیه‌ی پروتئین‌ها. اما کشف‌های جدید ضربه نهایی را زدند: ریبوز و گلوکز، یعنی قندهای بنیادی برای RNA و متابولیسم. در یک قدم جلوتر، ساختارهایی شبیه «صمغ فضایی»  پلیمرهای پیچیده‌ی نیتروژن‌دار کشف شدند که می‌توانند نقش بستری برای سازمان‌یافتگی مولکول‌های ساده‌تر را بازی کنند. و در عمیق‌ترین لایه‌ها، غبارِ پیش‌خورشیدی دیده شد؛ ذراتی که قبل از تولد خورشید ساخته شده‌اند. این مجموعه یک ادعا را بدون جار زدن تایید کرد: حیات نه به «هدایت»، بلکه به انباشتِ تدریجیِ پیچیدگی نیاز دارد. و این پیچیدگی نه روی زمین، بلکه میلیاردها سال قبل از پیدایش زمین شروع شده بود. آفرینش‌باوری همواره می‌گفت: «چنین موادی در طبیعت شکل نمی‌گیرند.» بنو پاسخ داد: «نه‌تنها شکل می‌گیرند، بلکه فراوان‌اند، خودبه‌خود می‌سازند، و در کل منظومه پخش شده‌اند.» آفرینش‌باوری می‌گفت: «زندگی باید از ابتدا کامل طراحی شده باشد.» بنو نشان داد که مواد اولیه‌ی زندگی بسیار قبل از زمین، با ساده‌ترین واکنش‌های شیمیایی، بدون طراحی، در دل یک سنگ یخی شکل گرفته‌اند. آفرینش‌باوری می‌گفت: «RNA نمی‌تواند در طبیعت بی‌راهنما ساخته شود.» بنو ریبوز را از دل تاریکی بیرون کشید: قندی که بدون وجودش RNA غیرممکن است. آفرینش‌باوری می‌گفت: «پیدایش حیات نیاز به دقت و نیت دارد.» بنو نشان داد که پیدایش حیات، پیامد مستقیم قوانین شیمی است، نه امضای یک موجود ماورایی. و آن غبارهای ستاره‌ای؟ آن‌ها تیر خلاص بودند. چون نشان دادند ماده‌ای که امروز در بدن انسان، در DNA، در لایه‌های مغز و در سیستم ایمنی‌اش کار می‌کند، محصول یک جهان بی‌پایان است که میلیاردها سال قبل از زمین، بلوک‌های سازنده‌اش را آماده کرده بوده. در نهایت، بنو همان چیزی را افشا کرد که بسیاری در علم حدس می‌زدند اما شواهد مستقیمش در دسترس نبود: «جهان، کارخانه تولید مواد اولیه‌ی حیات است.» اگر چنین کارخانه‌ای در یک تکه سنگ کوچک به‌طور کامل فعال باشد، آن‌گاه حیات دیگر «معجزه» نیست؛ «اجتناب‌ناپذیری» است. و درست در همین نقطه است که آفرینش‌باوری آخرین پناهگاهش را از دست می‌دهد. چون اگر مواد اولیه‌ی زیستی در فضا، پیش از زمین، بدون دخالت، بدون قصد، و بدون طرح، شکل گرفته‌اند، دیگر نمی‌توان بر پیچیدگیِ حیات به‌عنوان نشانه‌ی طراحی تکیه کرد. طراحی وقتی معنا دارد که «بدیل طبیعی» وجود نداشته باشد؛ و بنو دقیقاً همان بدیل را بر میز گذاشت. زندگی نه محصول یک فرمان، که نتیجه‌ی شیمی کهنِ کیهان است. و بنو، این سنگ کوچک، آخرین پرده‌ی این واقعیت را آشکار کرد. M.B https://www.nature.com/articles/s41550-025-02694-5 https://www.nature.com/articles/s41561-025-01838-6 https://www.nature.com/articles/s41550-025-02688-3 https://astrobiology.com/2025/12/sugars-and-stardust-found-in-nasas-asteroid-bennu-samples.html https://www.newscientist.com/article/2506650-asteroid-bennu-carries-all-the-ingredients-for-life-as-we-know-it/ https://www.nasa.gov/missions/osiris-rex/sugars-gum-stardust-found-in-nasas-asteroid-bennu-samples/ و بخوانید https://t.me/FarazTed/46490
1 164
11
✅تصویر جدید از نیکولاس مادورو رئیس جمهوری ربوده شده ونزوئلا در زندان آمریکا @Sahamnewsorg
✅تصویر جدید از نیکولاس مادورو رئیس جمهوری ربوده شده ونزوئلا در زندان آمریکا @Sahamnewsorg
958
12
Sin texto...
1 610
13
گاهی از من می‌پرسند: خداباوری بهتر است یا خداناباوری؟ پاسخ من این است که این پرسش، در وهله اول، پرسش دقیقی نیست. صرفِ باور یا عدم باور به یک مفهوم متافیزیکی، به‌خودی‌خود نه انسان را بهتر می‌کند و نه بدتر. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، پیامدهای آن باور است؛ یعنی اینکه این باور بعداً مبنای چه نوع اخلاق، جهان‌بینی، ایدئولوژی، رفتار فردی یا ساختار اجتماعی قرار می‌گیرد. یک انسان خداباور می‌تواند اخلاق‌مدار، انسان‌دوست و عقل‌گرا باشد و یک انسان خداناباور می‌تواند متعصب، مستبد یا غیراخلاقی باشد؛ و برعکس. بنابراین نمی‌توان صرفاً از برچسب «خداباور» یا «خداناباور» درباره ارزش اخلاقی یک انسان نتیجه گرفت. اما وقتی وارد خودِ ادعای وجود خدا می‌شویم، مسئله متفاوت می‌شود. در ساده‌ترین تقسیم‌بندی، معمولاً با دو تصویر عمده مواجهیم: خدای مداخله‌گر و خدای غیرمداخله‌گر. اگر خدایی را فرض کنیم که در جهان مداخله می‌کند؛ دعاها را می‌شنود، بیماری را درمان می‌کند، معجزه ایجاد می‌کند، در رویدادهای طبیعی یا تاریخی دخالت می‌کند و آثار قابل تشخیصی در جهان باقی می‌گذارد، آنگاه ادعای او دیگر کاملاً از قلمرو تجربه فاصله ندارد. زیرا هر ادعایی درباره مداخله در جهان تجربی، دست‌کم در اصل، باید بتواند پیامدهای تجربی داشته باشد. اگر گفته شود موجودی در جهان مادی مداخله می‌کند، سؤال طبیعی این است که این مداخله کجاست؟ چه اثری ایجاد کرده؟ چگونه می‌توان آن را از رخدادهای طبیعی و تصادفی تفکیک کرد؟ آیا می‌توان پیش‌بینی‌ای بر اساس آن انجام داد؟ آیا شواهد مستقلی برای آن وجود دارد؟ اینجاست که ادعا وارد قلمرو شواهد تجربی می‌شود. اما اگر گفته شود خدا اساساً هیچ مداخله قابل مشاهده‌ای در جهان ندارد، مسئله کاملاً تغییر می‌کند. در این حالت دیگر نمی‌توان همان روش تجربی را به کار برد؛ اما یک پرسش بنیادی‌تر مطرح می‌شود: اگر هیچ اثر قابل مشاهده، قابل اندازه‌گیری یا قابل تمایزی از این موجود وجود ندارد، دقیقاً بر چه مبنایی می‌توان گفت چنین موجودی وجود دارد؟ گاهی پاسخ داده می‌شود: نمی‌توانیم وجود خدا را رد کنیم؛ پس احتمال وجودش صفر نیست. اما این استدلال به‌تنهایی هیچ نتیجه‌ای درباره وجود خدا نمی‌دهد. زیرا ممکن بودن یک گزاره، مساوی با درست بودن آن نیست. برای مثال، من می‌توانم بگویم: شاید عیسی مسیح سیاه‌پوست بوده است؛ چون احتمال آن صفر نیست. اما اینکه یک احتمال را نتوانیم به‌طور منطقی صفر کنیم، هیچ دلیلی برای پذیرفتن آن به‌عنوان واقعیت تاریخی نیست. یا می‌توانم بگویم: شاید در نقطه‌ای ناشناخته از جهان، موجودی نامرئی زندگی می‌کند که تمام تصمیم‌های من را می‌داند. ممکن است نتوانم این گزاره را با قطعیت منطقی رد کنم؛ اما عدم امکان رد قطعی، دلیل پذیرش آن نیست. این همان جایی است که باید میان سه مفهوم کاملاً متفاوت تفکیک کنیم: ممکن بودن، محتمل بودن و اثبات‌شده بودن. اینکه چیزی ممکن باشد، فقط یعنی تناقض آشکاری در فرض آن نمی‌بینیم. اینکه چیزی محتمل باشد، نیازمند مبنایی برای تعیین احتمال است. و اینکه چیزی اثبات‌شده یا موجه دانسته شود، نیازمند شواهد و استدلال کافی است. بنابراین از گزاره: «نمی‌توانم وجود خدا را رد کنم» نمی‌توان به‌طور منطقی نتیجه گرفت: «پس احتمال وجود خدا زیاد است» و از آن هم نمی‌توان نتیجه گرفت: «پس خدا وجود دارد.» این یک پرش معرفت‌شناختی است. البته این نکته به همان اندازه درباره خداناباوری نیز صادق است. اگر کسی بگوید: «چون هیچ شواهدی برای خدا نداریم، پس با قطعیت ثابت شده که خدا وجود ندارد» او نیز بیش از شواهد موجود نتیجه‌گیری کرده است. موضع دقیق‌تر می‌تواند این باشد: «با توجه به شواهدی که در اختیار داریم، دلیلی کافی برای پذیرش وجود خدا ندارم.» و این با ادعای: «با قطعیت متافیزیکی ثابت شده که هیچ خدایی وجود ندارد» یکسان نیست. در نهایت، مسئله اصلی برای من شاید حتی این نباشد که انسان خداباور باشد یا خداناباور؛ مسئله این است که برای چه چیزی و با چه معیاری باور پیدا می‌کنیم. اگر یک ادعا فقط به این دلیل پذیرفته شود که «ممکن است درست باشد»، تقریباً هر چیزی را می‌توان پذیرفت. اما اگر معیار ما این باشد که هرچه ادعای بزرگ‌تری درباره واقعیت داریم، به همان نسبت به شواهد و استدلال قوی‌تری نیاز داریم، آن‌وقت مرز میان «ممکن است وجود داشته باشد» و «دلیلی برای باور به وجودش دارم» روشن می‌شود. و البته پرسش اصلی نباید این باشد که؛ «آیا می‌توانی وجود خدا را رد کنی؟» بلکه این باشد: «چه چیزی باعث شده وجود خدا را باور کنی؟» چون بار اثبات با امکانِ ردنشدن یک ادعا از بین نمی‌رود.
1 019
14
Sin texto...
1 041
15
🧠یک ماه هوای پاک، ذهنی هوشیارتر یک مطالعه جدید که نتایج آن توسط ScienceDaily گزارش شده است، نشان می‌دهد استفاده از دستگاه تصفیه هوا مجهز به فیلتر HEPA به مدت حدود چهار هفته می‌تواند با بهبود عملکرد شناختی همراه باشد. در این مطالعه، بدون استفاده از دارو یا مداخلات شناختی، کاهش آلودگی هوای تنفسی با بهبود عملکرد شرکت‌کنندگان در برخی آزمون‌های شناختی همراه بود. این یافته‌ها نشان می‌دهد ذرات معلق ریز موجود در هوای داخل خانه ممکن است بر عملکرد مغز اثر بگذارند و کاهش مواجهه با این آلاینده‌ها از طریق فیلتراسیون HEPA می‌تواند در کوتاه‌مدت به بهبود برخی توانایی‌های شناختی کمک کند. 🔬 نتایج کلیدی: •پس از حدود چهار هفته قرار گرفتن در معرض هوای تصفیه‌شده با فیلتر HEPA، شرکت‌کنندگان در برخی آزمون‌های شناختی عملکرد بهتری نسبت به ابتدای مطالعه نشان دادند. • فیلترهای HEPA می‌توانند غلظت ذرات معلق ریز، به‌ویژه PM2.5، را کاهش دهند. این ذرات از منابعی مانند ترافیک، پخت‌وپز و دود تولید می‌شوند و به دلیل اندازه بسیار کوچک می‌توانند به بخش‌های عمقی ریه نفوذ کرده و با فرایندهای التهابی و اثرات سیستمیک در بدن ارتباط داشته باشند. • بهبود عملکرد شناختی بدون ایجاد تغییر عمده در سبک زندگی شرکت‌کنندگان، از جمله رژیم غذایی، فعالیت بدنی یا تمرین‌های شناختی، مشاهده شد و مداخله اصلی، تصفیه هوای محیط بود. روش کار: دستگاه‌های تصفیه هوای قابل‌حمل مجهز به فیلتر HEPA در محیط زندگی روزمره شرکت‌کنندگان قرار گرفتند. حسگرها میزان ذرات معلق موجود در هوا را ثبت کردند و شرکت‌کنندگان پیش و پس از حدود یک ماه، آزمون‌های استاندارد شناختی را انجام دادند؛ در حالی که روال معمول زندگی خود را حفظ کردند. چرا این مهم است: از آنجا که انسان بخش قابل‌توجهی از زمان خود را در محیط‌های بسته سپری می‌کند، کیفیت هوای داخل ساختمان می‌تواند نقش مهمی در سلامت داشته باشد. آلودگی هوا پیش‌تر با اختلال در عملکرد شناختی و افزایش خطر زوال شناختی و برخی بیماری‌های عصبی مرتبط دانسته شده است. بنابراین، کاهش آلودگی ذرات معلق در محیط‌های داخلی می‌تواند به‌عنوان روشی ساده و غیردارویی برای کاهش مواجهه با آلودگی هوا و احتمالاً حمایت از سلامت شناختی مورد توجه قرار گیرد. https://www.sciencedaily.com/releases/2026/08/260830000016.htm 🫆@roznegardanesh
1 171
16
.. @FarazTed
1 057
17
#شایعه نمایان شدن غول ۳۰ تنی شالیگرام! یک سنگ شالیگرام عظیم با قدمتی بیش از ۱۷۰ میلیون سال در منطقه موکتینات نپال پیدا شده که
#شایعه نمایان شدن غول ۳۰ تنی شالیگرام! یک سنگ شالیگرام عظیم با قدمتی بیش از ۱۷۰ میلیون سال در منطقه موکتینات نپال پیدا شده که وزن آن بیش از ۳۰ تن اعلام شده است؛ سنگی که گفته می‌شود یکی از بزرگ‌ترین نمونه‌های شالیگرام کشف‌شده در جهان است. تصاویر این سنگ عظیم در شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده و توجه کاربران را به خود جلب کرده است. akhbare_fouri #بررسی ابتدا در باره شالیگرام اینجا بخوانید. t.me/FarazTed/48388 اصولا بزرگترین فسیل آمونیت کشف شده کمتر از ۲ متر است. این تصویر فسیل نیست بلکه صخره‌ای تراشیده شده است که در اوایل سال ۲۰۲۶ توسط ۳۶ هنرمند از «آکادمی هنرهای زیبای نپال» و در جریان یک کارگاه محلی، از یک تخته‌سنگ طبیعی و بزرگ رودخانه‌ای تراشیده شده است. یک مجسمه ۲۲ فوتی به شکل «شالیگرام» در منطقه جومسومِ موستانگ سه #کژفهمی ادعا ۱ این اثر شالیگرام یعنی فسیل آمونیت نیست؛ صرفا سنگ عظیم تراش خورده توسط مجسمه سازان است. ۲ به‌تازگی کشف نشده بلکه اول سال از سنگ تراشیده شده است. ۳ ارتباطی هم به مدفون بود و بیرون آمدت از سیل‌های اخیر نپال ندارد. instagram.com/p/DcoGK7alHG3/ @FarazTed ⭕️
1 127
18
https://t.me/FarazTed/48387 شالیگرام (Shaligram یا شالیگرام شیلا) نوعی سنگ مقدس در آیین هندو (به‌ویژه سنت وایشناوا) است که به‌عنوان مظهر طبیعی و خودآشکار خداوند ویشنو پرستش می‌شود. ### منشأ علمی شالیگرام در واقع فسیل آمونیت (نوعی موجود دریایی باستانی شبیه به سرپایان امروزی مانند نوتیلوس یا اسکوئید) است که حدود ۱۴۰ تا ۱۶۵ میلیون سال پیش (دوره ژوراسیک) زندگی می‌کرده. این فسیل‌ها به‌طور طبیعی در بستر و سواحل رودخانه کالی گندکی (شاخه‌ای از رودخانه گندکی) در نپال، به‌ویژه منطقه موستانگ و اطراف موکتینات، یافت می‌شوند. روی بسیاری از این سنگ‌ها شیارها و نقش‌های مارپیچی طبیعی دیده می‌شود که از ساختار خود فسیل به جا مانده و در سنت مذهبی به چاکرای سودارشان (سلاح الهی ویشنو) تعبیر می‌شود. ### اهمیت مذهبی - در هندوئیسم، شالیگرام نه صرفاً نماد، بلکه خود ویشنو در نظر گرفته می‌شود (svayambhu یا خودآشکار). نیازی به مراسم نصب روح (پران پراتیش‌تها) ندارد. - طبق اساطیر پورانه‌ها (مانند دوی بهاگاواتا پورانا و دیگران)، ویشنو به دلیل نفرین تولسی (تولاسی) به شکل سنگ درآمده و رودخانه گندکی از بدن تولسی پدید آمده است. - انواع مختلفی از شالیگرام وجود دارد (حدود ۳۳ نوع در متون ذکر شده) که بر اساس شکل، رنگ و نقش‌ها به آواتارهای مختلف ویشنو نسبت داده می‌شوند. این سنگ‌ها معمولاً سیاه‌رنگ و صیقلی هستند و در خانه‌ها و معابد برای پرستش روزانه استفاده می‌شوند. پرستش آن‌ها در متون مقدس ثواب بالایی دارد و گفته می‌شود برکت، حفاظت و آرامش به همراه می‌آورد. نکته: اخیراً خبرهایی درباره کشف یک سنگ شالیگرام عظیم (حدود ۳۰ تن) در نپال پس از سیل منتشر شده، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که این ادعا نادرست است و آنچه دیده شده مجسمه یا ماکت ساخته‌شده است، نه یک فسیل طبیعی واقعی.
1 136
19
Sin texto...
1
20
Sin texto...
1 216