es
Feedback
اشـoshoـو

اشـoshoـو

Ir al canal en Telegram

📈 Análisis del canal de Telegram اشـoshoـو

El canal اشـoshoـو (@oshoi) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 19 889 suscriptores, ocupando la posición 4 039 en la categoría Religión y espiritualidad y el puesto 16 829 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 19 889 suscriptores.

Según los últimos datos del 03 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -17, y en las últimas 24 horas de -2, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 8.50%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 4.59% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 690 visualizaciones. En el primer día suele acumular 913 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 38.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کس, خوراک, وقت, دیگری, چیز.

📝 Descripción y política de contenido

No se ha proporcionado la descripción del canal.

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 04 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Religión y espiritualidad.

19 889
Suscriptores
-224 horas
+27 días
-1730 días
Archivo de publicaciones
مراقبه شبانه ۱۲ تیر @oshoi

Moonlight Sonata Ludwig van Beethoven (1).mp36.90 MB

تو باید یاد بگیری که مشاهده‌گر زندگی باشی، نه قربانی آن… #اشو @oshoi
تو باید یاد بگیری که مشاهده‌گر زندگی باشی، نه قربانی آن… #اشو @oshoi

زندگی از چیزهای کوچک تشکیل شده است. اما انسان همیشه آن‌قدر درگیر آرزوهای بزرگ، هدف‌های بزرگ و آینده‌های دور است که همین چیزهای کوچک را نمی‌بیند. تو فکر می‌کنی زندگی باید در لحظه‌های استثنایی اتفاق بیفتد؛ در پیروزی‌های بزرگ، در عشق‌های بزرگ، در دستاوردهای بزرگ. اما این یک توهم است. زندگی در هیچ لحظهٔ استثنایی پنهان نشده است. زندگی در همین لحظه‌های عادی جاری است؛ در نوشیدن یک فنجان چای، در قدم زدن در صبح، در شستن ظرف‌ها، در تمیز کردن خانه، در نگاه کردن به درختان و آسمان. اما ذهن تو همیشه جای دیگری است. یا در گذشته زندگی می‌کنی، یا در آینده. و به همین دلیل، از اکنون جدا افتاده‌ای. وقتی ذهن درگیر آینده است، حتی زیباترین چیزها هم رنگ می‌بازند. نه به این دلیل که آن‌ها زیبا نیستند، بلکه چون تو آنجا نیستی. تو حضور نداری. زندگی فقط در لحظهٔ اکنون وجود دارد. هیچ‌وقت در گذشته یا آینده اتفاق نمی‌افتد. اگر این لحظه را از دست بدهی، کل زندگی را از دست داده‌ای. اگر بتوانی فقط برای چند لحظه کاملاً حاضر باشی، بدون هدف، بدون عجله، بدون فکر کردن به نتیجه، ناگهان اتفاق عجیبی می‌افتد: همین چیزهای ساده شروع می‌کنند به درخشش. همین کارهای معمولی تبدیل به تجربه‌ای عمیق می‌شوند. حتی یک حرکت ساده مثل راه رفتن، می‌تواند به مراقبه تبدیل شود. زیرا کیفیت اصلی زندگی در «کار» نیست، بلکه در «حضور تو» است. یک کودک را نگاه کن. او از چیزهای کوچک لذت می‌برد، چون هنوز ذهنش پر از آینده نیست. او در لحظه زندگی می‌کند، و به همین دلیل، جهان برایش تازه و زنده است. انسان بالغ اما ذهنی شده است. او یاد گرفته که همیشه به مقصد نگاه کند، نه به مسیر. و در این رفتن به سمت مقصد، خودِ زندگی را گم کرده است. اگر بتوانی دوباره به این سادگی برگردی، اگر بتوانی دوباره در لحظه زندگی کنی، زندگی دیگر معمولی نخواهد بود. همه چیز مقدس و زنده خواهد شد. هیچ چیز کوچک نیست. همه چیز بخشی از یک کل زنده است. #اشو @oshoi

چرا زندگی برای من سنگین و خسته‌کننده است و از چیزهای کوچک لذت نمی‌برم؟ تو آن‌قدر در فکرِ رسیدن به هدف‌های بزرگ در آینده هستی که لحظه‌های کوچک زندگی را نمی‌بینی. زندگی در آینده نیست؛ همین حالا در جریان است. وقتی ذهن همیشه به «بعد» پرتاب می‌شود، حتی ساده‌ترین چیزها هم بی‌مزه می‌شوند. اگر بتوانی برای لحظه‌ای توقف کنی و فقط نگاه کنی، نفس بکشی، و بدون هدف خاصی حضور داشته باشی، همان چیزهای کوچک تبدیل به منبع شادی می‌شوند. لذت از چیزهای کوچک مهارت نیست، نوعی حضور و آگاهی است. وقتی حضور باشد، حتی یک کار ساده مثل راه رفتن یا نوشیدن آب می‌تواند عمیق و زیبا شود. #اشو @oshoi

«زندگی از چیزهای کوچک تشکیل شده است؛ اگر انسان به جای جست‌وجوی چیزهای بزرگ، در همین لحظه‌های ساده و کوچک زندگی حضور داشته باشد، زندگی از دست نمی‌رود. لذت واقعی در همان کارهای ساده است: قدم زدن بی‌هدف، نوشیدن یک فنجان چای، گفت‌وگو با یک دوست، و انجام دادن کارهای روزمره با آگاهی و عشق…» #اشو @oshoi

زندگی از چیزهای کوچک تشکیل شده است که اگر عشق بورزی به چیزهای بزرگ تبدیل میشوند. بعد همه چیز فوق العاده عالی و بی نظیر است. #
زندگی از چیزهای کوچک تشکیل شده است که اگر عشق بورزی به چیزهای بزرگ تبدیل میشوند. بعد همه چیز فوق العاده عالی و بی نظیر است. #اشو @oshoi

Repost from اشـoshoـو
مراقبه روزانه 12 تیر @oshoi

تو همیشه فکر می‌کنی زندگی واقعی در جایی دورتر اتفاق خواهد افتاد؛ در آینده، بعد از رسیدن به هدفی بزرگ. اما این تصور تو را از تنها واقعیتی که داری جدا می‌کند: همین لحظه.” “ذهن همیشه در حال مقایسه است—می‌گوید این کافی نیست، باید بهتر باشد، باید چیز دیگری به دست بیاوری. همین ذهن، اجازه نمی‌دهد از چیزهای ساده لذت ببری.” “اگر بتوانی بدون هدف، فقط در جریان لحظه زندگی کنی، حتی کارهای معمولی مثل راه رفتن در خیابان می‌توانند تبدیل به مراقبه شوند.” “زندگی چیزی نیست که باید آن را جست‌وجو کنی؛ زندگی همین‌جاست، همین حالا در حال رخ دادن است. فقط لازم است چشم‌هایت را باز کنی و ببینی.” “کسی که بتواند از یک لیوان آب با آگاهی کامل بنوشد، همان کیفیتی از حضور را دارد که یک بودا در مراقبه دارد.” “تمام مشکل انسان این است که یا در گذشته زندگی می‌کند یا در آینده؛ و در این رفت‌وآمد، اکنون را از دست می‌دهد—در حالی که تنها واقعیت، اکنون است.” #اشو @oshoi

Repost from اشـoshoـو
مراقبه روزانه 12 تیر @oshoi

مراقبه شبانه ۱۱تیر @oshoi

زندگی را به مسئله‌ای برای حل کردن تبدیل نکن؛ آن را رازی برای زیستن بدان. #اشو @oshoi
زندگی را به مسئله‌ای برای حل کردن تبدیل نکن؛ آن را رازی برای زیستن بدان. #اشو @oshoi

عشق، خنده و مراقبه سه دروازهٔ ورود به جشن زندگی هستند. #اشو @oshoi
عشق، خنده و مراقبه سه دروازهٔ ورود به جشن زندگی هستند. #اشو @oshoi

چرا باید زندگی را جشن گرفت، در حالی که جهان پر از رنج، بیماری، مرگ و مشکلات است. او پاسخ می‌دهد که این پرسش از ذهنی ناشی می‌شود که فقط نیمهٔ تاریک زندگی را می‌بیند. زندگی ذاتاً یک جشن است و نیازی به دلیل بیرونی برای شاد بودن وجود ندارد. شادی زمانی پدید می‌آید که انسان از گذشته و آینده فاصله بگیرد و با تمام وجود در لحظهٔ اکنون حضور داشته باشد. نفس کشیدن، دیدن آسمان، شنیدن آواز پرندگان، شکوفه دادن گل‌ها و حتی زنده بودن، خود به‌تنهایی معجزه‌اند. انسان به جای قدردانی از آنچه دارد، دائماً به دنبال چیزهایی است که ندارد؛ همین مقایسه، نارضایتی و رنج را می‌آفریند. وقتی ذهن خاموش شود و آگاهی جای آن را بگیرد، انسان زیبایی‌های سادهٔ زندگی را دوباره کشف می‌کند و احساس می‌کند تمام هستی در حال رقص و جشن است. جشن گرفتن به معنای انکار رنج نیست. درد، مرگ و دشواری‌ها بخشی از زندگی هستند، اما اگر تمام توجه انسان روی آن‌ها متمرکز شود، زیبایی و شگفتی زندگی را از دست می‌دهد. از نگاه او، انسان آگاه هر دو جنبهٔ زندگی را می‌بیند، اما انتخاب می‌کند که سپاسگزار باشد. جشن گرفتن یک عمل نیست، بلکه کیفیتی از آگاهی است. وقتی انسان خود را با جریان زندگی هماهنگ کند، شادی، عشق، خنده و آرامش به‌طور طبیعی از درون او می‌جوشند و دیگر وابسته به شرایط بیرونی نخواهند بود. #اشو @oshoi

«می‌پرسی: “چه چیزی برای جشن گرفتن وجود دارد؟” من می‌گویم: چه چیزی برای جشن گرفتن وجود ندارد؟ همه‌چیز برای جشن گرفتن وجود دارد. هر لحظه آن‌قدر عظیم و شگفت‌انگیز است که اگر بیدار باشی، سرشار از وجد خواهی شد. نسیم می‌آید و در اطراف تو می‌رقصد، گل‌ها می‌شکفند و عطرشان تو را فرا می‌گیرد، خورشید طلوع می‌کند، رنگین‌کمان در آسمان پدیدار می‌شود، اما تو در خوابی. هستی در هزاران شکل در حال آواز خواندن و رقصیدن است، اما تو حضور نداری. تو چشم داری، اما نگاه نمی‌کنی. گوش داری، اما نمی‌شنوی. قلب داری، اما عشق نمی‌ورزی. از کنار گل عبور می‌کنی، اما هرگز لحظه‌ای در سکوت کنار آن ننشسته‌ای تا با آن یکی شوی. زندگی از کنار تو می‌گذرد و تو فقط تماشاگر خواب‌آلود آن هستی. اگر احساس می‌کنی چیزی برای جشن گرفتن نیست، دلیلش این نیست که زندگی فقیر است؛ دلیلش این است که آگاهی تو خاموش است. زندگی سرشار از زیبایی، عشق، موسیقی و راز است. فقط باید بیدار شوی. مشکلات وجود دارند، من هرگز انکار نمی‌کنم. خارها هم هستند، اما در کنار هزار خار، یک گل نیز هست. انسان ناآگاه خارها را می‌بیند و گل را فراموش می‌کند؛ انسان آگاه گل را می‌بیند و حتی از وجود خارها نیز سپاسگزار است، زیرا ارزش گل را آشکار می‌کنند. جشن گرفتن یعنی انتخاب دیدن گل، نه انکار خارها. زندگی یک بار سنگین نیست؛ یک موهبت است. آن را به تعویق نینداز. همین لحظه زندگی کن، همین لحظه عشق بورز، همین لحظه بخند و همین لحظه جشن بگیر. تنها انسان بیدار می‌تواند از زندگی لذت ببرد، زیرا او می‌بیند که تمام هستی در حال جشن است و خودش نیز بخشی از این جشن بی‌پایان است.» #اشو @oshoi

زندگی فرصت است، یک ضیافت است. در آن جدی نباش!! از این فرصت جدی نبودن لذت ببر، از اینکه زندگی را یک تفریح ببینی و از آن لذت ببرى غافل نشو. زندگی از چیزهای کوچک تشکیل شده، ولی اگر یاد بگیری که از چیزهای کوچک لذت ببری آنوقت چیزهای معمولی فوق العاده میشوند، چیزهای زمینی و خاکی مقدس و عمیق میشوند. دیانت چیزی نیست که تو را از زندگی و لذتهای آن قطع کند، بلکه خوشی تو را عمیقتر میسازد. در واقع فقط یک انسان واقعاً بادیانت میتواند بخورد و بنوشد و خوش باشد. ولی این صفت خوردن و نوشیدن و خوش بودن را همواره در مذمت و مخالفت با ماده گرایی و سرزنش افراد غیر مذهبی به کار برده اند. ولی من به شما میگویم که: ماده گراها هرگز نمیتوانند بخورند، بنوشند و خوش باشند؛ فقط افراد معنوی میتوانند، فقط انسان مراقبه گون میتوانند عمیقتر بیندیشند و عمیقتر ببینند. آنوقت اسپاگتی، الهی میشود. آنگاه چه کسی نگران حرکت انرژی در چاکراها و کندالینی است؟ آنگاه چه کسی نگران باز شدن چشم سوم است؟ چه نیازی به چشم سوم هست؟ حتی همین دو چشم هم بسیار دردسرساز هستند و سه چشم دردسر بیشتری ایجاد میکند. ولی انسانها بسیار ناهشیار و جدی هستند. میتوانید این را در چهره ی قدیسان و این به اصطلاح ارواح عالی خودتان ببینید. همگی غمگین هستند، همگی عبوس و جدی هستند. مانند گلهای نیلوفرین به نظر نمیرسند؛ مانند صخره ها هستند، تقریباً مرده، كاملاً گنگ و میانحاله هستند.  هیچ نشانی از هوشمندی و سرور در صورتشان نمیبینی، زیرا آنان از موقعیت هایی که هوشمندیشان را تیز کند فرار کرده اند. هوشمندی آنان پیوسته گرد و غبار جمع میکند، ولی آنان میپندارند که رضایت دارند و خداوند هم از آنان راضی است. آنان فقط آن فرصت را از کف داده اند. فرصت جشن گرفتن زندگی را... و خداوند از آنان سوال خواهد کرد، من به شما زندگی بخشیدم و شما از زندگی فرار کردید، زندگی من را انکار کردید، هدیه ی من را رد کردید. با من مخالف کردید. جرج گرجیف عادت داشت جمله ای بسیار عجیب را بگوید، ولی فقط مردی مانند گرجیف است که میتواند حقیقت را کاملاً برهنه بیان کند. او میگفت، تمام قدیسان شما دشمن خدا هستند. وقتی برای نخستین بار با چنین جمله ای برخورد میکنید، نمی توانید باور کنید. قدیسان و ضدیت با خدا !!؟ ولی حق با گرجیف است. او واقعاً منظور دارد، شوخی نمیکند قدیسان شما با خدا مخالف هستند. زیرا با زندگی مخالفند. ولی  من با زندگی مخالف نیستم، من عمیقاً عاشق زندگی هستم. #اشو @oshoi

#مراقبه_روزانه ۱۱ تیر @oshoi

#عبادت_و_شادمانی عبادت چون یک گل، و شادمانی چون بهار شکوفایی گلهاست و با شکوفا شدن گلها رایحه ای بپا می خیزد.  رایحه ای که در بند بود، رها می شود. آنگاه که عبادت بدون هیچ تلاشی بگونه ای طبیعی و خود بخود جاری شود، آنگاه که تو بدون هیچ دلیل معین شکر گزار شوی ... بودن تو کافیست، وجود داشتنت برای لحظه ای کوتاه کافیست. دست یافتن به آن رایحه، فتح اوج قله زندگی است. به کامروایی می رسی، خشنودی و رضایتی عمیق وجودت را فرا می گیرد. دیگر به خانه رسیده ای. #اشو @oshoi

مراقبه شبانه 10 تیر @oshoi

Homecoming سفر به دورن خویش مناسب برای آرامش اثر: Zbigniew Preisner @oshoi